12 نتیجه برای رمضانی
مسعود رمضانیپور، سیدعلی کشاورز، محمدرضا اشراقیان، محمود جلالی، هاله صدرزاده یگانه،
دوره 10، شماره 1 - ( 10-1389 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
MicrosoftInternetExplorer4
مقدمه: چاقی (BMI بالای 30) به عنوان یک عامل خطر برای
بسیاری از بیماریها مطرح است. برداشت رادیکالهای آزاد توسط آنتیاکسیدانها از
طریق واکنشهای آنزیمی وغیر آنزیمی انجام میشود. این تحقیق از نوع کارآزمایی
بالینی
(Clinical
trial)
است و به منظور بررسی اثر کاهش وزن بر آنتیاکسیدانهای آنزیمی و همبستگی بین آنها
انجام شده است.
روشها: با اخذ رضایتنامه کتبی برای گردآوری دادهها، از پرسشنامههای
اطلاعات عمومی و تنسنجی و24 ساعت یادآمد خوراک 3 روز قبل و بعد از مداخله برای
برآورد مقدار ریزمغذی و درشت مغذی دریافتی از غذا و توصیههای رژیم غذایی با انرژی
محدود به مقدار 1000-500 کیلوکالری کمتر از کالری مصرفی در قبل از مداخله برای
کاهش وزن حدود10 درصد روی 30 نفراز زنان چاق سالم 50-19 سال استفاده شد. برای
اندازهگیری آنتیاکسیدانهای آنزیمی درRBC، قبل و بعد از کاهش وزن، 10 میلیلیتر
خون از نمونهها گرفته و به روش آنزیمی و کیت آزمایش شدند.
نتایج: میانگینهای گلوتاتیون ردوکتاز (GR) و کاتالاز (CAT) بعد از کاهش وزن، افزایش معنیداری
(01/0>P) داشت و میانگینهای
سوپراکسید دیسموتاز ((SOD و گلوتاتیون پراکسیداز
(GPX) تغییر معنیداری
نداشت. براساس ضریب همبستگی پیرسون بین متغیرهای وابسته (GPX, CAT, GR, SOD) افراد مورد بررسی بعد از مداخله،
بین متغیرهای وابسته SOD با GPX درسطح 001/0>P و 618/0=r، و بین SOD با CAT در سطح 05/0>P و 424/0=r همبستگی معنیداری وجود داشت. همچنین
بین GPX با CAT با 003/0=P و527/0=r، و بین CAT با GR در سطح 05/0>P و 366/0=r همبستگی معنیداری بعد از مداخله
وجود داشت.
نتیجهگیری: کاهش وزن حدود 10% میتواند اثر قابل توجهی در بالا بردن
آنزیمهای آنتیاکسیدانی در زنان چاق داشته باشد و امکان افزایش بیشتر آنزیمهای
آنتیاکسیدانی و همبستگی بین آنها با کاهش وزن و کاهش نمایه توده بدن تا حد نرمال
در افراد چاق وجود دارد.
مسعود رمضانیپور، هاله صدرزاده یگانه، محمود جلالی، سیدعلی کشاورز، محمدرضا اشراقیان،
دوره 11، شماره 2 - ( 11-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
مقدمه: چاقی میتواند باعث افزایش رادیکالهای آزاد مشتق از اکسیژن شود.
برداشت رادیکالهای آزاد توسط آنتی اکسیدانها از طریق واکنشهای آنزیمی و غیر آنزیمی
انجام میشود. در این بررسی قصد داریم با دادن رژیم کاهش وزن، تغییر در میزان
آنزیمهای آنتی اکسیدانی گلبولهای قرمز(سوپراکسید دیسموتاز، گلوتاتیون پراکسیداز،
گلوتاتیون ردوکتاز و کاتالاز) و ارتباط آن با ویتامینهای C،E،A دریافتی از غذا
را در زنان چاق بررسی کنیم.
روشها: این تحقیق از نوع کار
آزمایی نیمه تجربی است که روی 30 نفر از زنان چاق 50-19سال مراجعه کننده به کلینیک
رژیم درمانی شهر تهران انجام شد. برای گردآوری دادهها، پس از اخذ رضایتنامه کتبی
از پرسشنامه اطلاعات عمومی و تنسنجی و همچنین پرسشنامه یاد آمد خوراک 3 روزه
استفاده شد. کاهش وزن زنان حدود 10 درصد وزن قبل ازرژیم در مدت 3ماه در نظرگرفته
شد. پس از 3 ماه رعایت رژیم غذایی مجدداً اطلاعات تنسنجی و24ساعت یاد آمد خوراک
3روزه جمعآوری شد. برای اندازهگیری هموگلوبین و سطح فعالیت آنتی اکسیدانهای
آنزیمی در یک گرم هموگلوبین نیز 10میلیلیتر خون ناشتا در قبل و در بعد از مداخله
از نمونهها گرفته و اندازهگیری شدند.
یافتهها: میانگینهای
گلوتاتیون ردوکتاز (GR) و کاتالاز (CAT) بعد از کاهش
وزن، افزایش معنیداری نشان داد (01/0>P) ولی تفاوت معنیداری در میانگینهای سوپراکسید دیسموتاز ((SOD
و گلوتاتیون پراکسیداز (GPX) نشان نداد. همبستگی خطی مثبت بین
ویتامین C دریافتی با (SOD) در بعد از مداخله
(507/0=, r 004/0=P) و همبستگی خطی منفی بین ویتامین E دریافتی روزانه
با (GPX) در قبل از مداخله
(005/0=P، 5/0- =r) و همبستگی خطی
منفی بین ویتامین A دریافتی روزانه
با (GR) در قبل و بعد از
مداخله (05/0>P و397/0-
=, r 385/0- =r) وجود داشت. همبستگی معنیداری بین ویتامینهای
A,C,E و
(CAT) دیده نشد.
نتیجهگیری: کاهش وزن حدود10 درصد میتواند نقش موثری در افزایش آنزیمهای
آنتی اکسیدانی خصوصاً کاتالاز و گلوتاتیون ردوکتاز در زنان چاق داشته باشد. لکن
فعالیت این آنزیمها تحت تاثیر برخی مواد مغذی دریافتی بوده و لازم است هنگام
توصیه رژیم غذایی با انرژی محدود به دریافت متعادل این مواد مغذی توجه گردد.
فهمیه رمضانی تهرانی، امیرعباس مؤمنان، مهناز بحری خمامی، فریدون عزیزی،
دوره 12، شماره 1 - ( 10-1391 )
چکیده
مقدمه: سندرم متابولیک اختلال شایعی در دنیای امروز است و عوارض متعددی را در پی دارد. مطالعات نتایج متناقضی را در رابطه با تأثیر شیردهی و طول مدت آن بر پیشگیری از سندرم متابولیک ارائه کردهاند. هدف از مطالعۀ حاضر، بررسی ارتباط میان سابقه و طول مدت شیردهی با سندرم متابولیک در یک مطالعۀ آیندهنگر مبتنی بر جمعیت است.
روشها: از میان 4028 زن 50-15 سالۀ شرکت کننده در مطالعۀ قند و لیپید تهران که در آغاز مطالعه مبتلا به سندرم متابولیک نبودند، پرسشنامۀ اطلاعات مرتبط با شیردهی جهت 925 زن که به طور تصادفی انتخاب شده بودند، تکمیل گردید. زنانی که به مدت 6 ماه یا بیشتر سابقۀ شیردهی داشتند، به عنوان گروه مورد (554 نفر) و زنانی که کمتر از 6 ماه سابقۀ شیردهی داشتند، به عنوان گروه شاهد (371 نفر) انتخاب شدند. میزان بروز سندرم متابولیک در یک پیگیری 9 ساله، میان این دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: میزان بروز سندرم متابولیک در گروه شاهد به طور معنیداری بیشتر از گروه مورد بود (9/70% در مقابل 2/62%، 006/0=P). داشتن سابقۀ مثبت شیردهی پس از تعدیل متغیرهای مداخله گر، صرف نظر از طول مدت آن، ارتباطی با میزان بروز این بیماری نداشت (5/0=P) اما با افزایش مدت زمان شیردهی میزان بروز سندرم متابولیک به شکل وابسته به دوز کاهش مییافت (05/0=P). سابقۀ مثبت شیردهی، کاهش فشار خون را به دنبال داشت (05/0=P).
نتیجهگیری: شیردهی طولانیتر، نقش بازدارندگی قویتری را در ابتلا به سندرم متابولیک ایفا مینماید؛ بنابراین آموزش و افزایش دانش همگانی، تسهیل شرایط و امکانات لازم برای تغذیۀ نوزادان با شیرمادر و تداوم طولانی مدت آن میتواند در کاهش ابتلا به سندرم متابولیک و عوارض آن در زنان مؤثر باشد.
Normal 0 false false false
مریم فرهمند، فهیمه رمضانی تهرانی، مهناز بحری خمامی، فریدون عزیزی،
دوره 14، شماره 1 - ( 10-1393 )
چکیده
مقدمه: این مطالعه جهت بررسی اثرات قرصهای جلوگیری از بارداری خوراکی بر سندرم متابولیک و اجزای آن انجام شد. روشها: نمونههای پژوهش از میان 5532 نفر زنان 45-18 سال مشارکت کننده در مطالعه قند و لیپید تهران انتخاب شدند. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامههای تکمیل شده در مطالعه قند و لیپید تهران استفاده شد.
یافتهها: مقایسه در میان گروههای مطالعه بر اساس مدت زمان مصرف قرص انجام شد و نتایج نشان داد که شیوع سندرم متابولیک و اجزای آن بین گروهها حتی بههمراه تعدیل فاکتورهای مخدوش کننده معنیدار نبود.
نتیجهگیری: مدت زمان مصرف قرصهای پیشگیری از بارداری کنونی در افزایش شیوع سندرم متابولیک در میان زنان سنین باروری تأثیری ندارد.
عباس بیات اصغری، سحر موسی نژاد، مینا عسگری، عباس رمضانی فرانی، جواد جواهری،
دوره 14، شماره 2 - ( 10-1393 )
چکیده
مقدمه: افزایش دانش بیماران به تنهایی برای کنترل بیماری خود کافی نبوده و نیاز است که تواناییها و مهارتهایی برای مقابله موثر با استرسهای حاصل از دیابت کسب کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سبکهای مقابلهای با تبعیت از درمان در بیماران دیابتی نوع دو انجام شد. روشها: در یک طرح پژوهشی مقطعی تعداد 100 بیمار دیابتی نوع دو با استفاده از روش در دسترس انتخاب شدند. این بیماران پرسشنامههای راههای مقابلهای لازاروس و فولکمن و پرسشنامه تبعیت از درمان را تکمیل کردند. در این مطالعه از آزمون همبستگی اسپیرمن و مدل رگرسیون خطی و برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار Spss استفاده شد. یافتهها: خرده مقیاسهای سبک مسئله مدار و هیجانمدار با تبعیت از درمان ارتباط معنیداری داشتند. بدین صورت که بین سبک مسئله مدار با تبعیت از درمان رابطه معنیدار مستقیم وجود دارد (05/0> P) و بر اساس تحلیل رگرسیونی خطی با افزایش مسئله مداری، تبعیت از درمان نیز افزایش مییافت. بین سبک هیجان مدار با تبعیت از درمان رابطه معنیدار معکوس وجود داشت (05/0> P) که بر اساس تحلیل رگرسیونی خطی با افزایش هیجان مداری، تبعیت از درمان کاهش مییابد. نتیجهگیری: نتایج این پژوهش بر وجود ارتباط معنیدار بین سبکهای مقابلهای مسئله مدار و هیجان مدار با پیروی و تبعیت از درمان در بیماران دیابتی تاکید میکند.
فهیمه رمضانی تهرانی، سونیا مینویی، معصومه سیمبر، فریدون عزیزی،
دوره 14، شماره 2 - ( 10-1393 )
چکیده
مقدمه: با توجه به محدودیت مطالعات مبتنی بر جمعیت و نبود توافق کلی در مورد حساسترین و دقیقترین شاخص پیشگویی کننده مقاومت به انسولین و سندرم متابولیک در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS)، مطالعه حاضر با هدف مقایسه اعتبار شاخصهای متعدد موجود در مبتلایان به این سندرم صورت پذیرفت. روشها: در مطالعه کشوری مبتنی بر جمعیت بررسی شیوع سندرم تخمدان پلی کیستیک، 1772 زن و دختر 18-45 ساله از نظر ابتلا به این سندرم بر اساس معیارهای رتردام مورد مطالعه قرار گرفتند. دور کمر، نمایه توده بدنی، نسبت دور کمر به باسن، محصول تجمع لیپیدی(LAP) و شاخصچربی احشایی (VAI) تعیین و شاخص ارزیابی مدل هومئوستازبرای مقاومت به انسولین (HOMA-IR) در بین زنان مبتلا محاسبه گردید. تعریف سندرم متابولیک با توجه به معیار Joint Interim Statement (JIS) و HOMA بزرگتر یا مساوی 3/2 بهعنوان آستانه مقاومت در نظر گرفته شد. یافتهها: از بین شاخصهای بررسی شده VAI معیار بهتری جهت پیشگویی مقاومت به انسولین (حساسیت 60% و ارزش اخباری مثبت 83%) و سندرم متابولیک (حساسیت 97% و ارزش اخباری مثبت 95%) بود. با ترسیم منحنی راک بهترین نقاط برش جهت پیشگویی مقاومت به انسولین معادل 8/1 و برای سندرم متابولیک 1/3 بود. نتیجهگیری: بهنظر میرسد از میان تمام مارکرها، شاخص چربی احشایی شاخص قابل اطمینانی در جهت غربالگری اختلالات قلبی و متابولیک در میان زنان مبتلا به PCOS باشد.
مریم اعلا، محمد رضا مهاجری تهرانی، قباد رمضانی، محمد رضا امینی، مریم ابویی راد، مهناز سنجری،
دوره 19، شماره 1 - ( 11-1398 )
چکیده
مقدمه: یکی از مشکلات رایج بیماران دیابتی، نوروپاتی محیطی است. و افزایش خطر ایجاد زخم پا و آمپوتاسیون از عوارض نوروپاتی دیابتی است. هدف از انجام این مطالعه، بررسی مقایسه میزان بهبودی زخم پای دیابتی در درجات مختلف نوروپاتی است.
روشها: این مطالعه از نوع گذشتهنگر است که در یک بازهی زمانی دو ساله از فروردین 1395 تا اسفند 1396 بهصورت مقطعی با توجه به اطلاعات مندرج در پرونده بیماران مبتلا به دیابت دارای زخم پای نوروپاتیک مراجعه کننده به کلینیک شمارهی یک دیابت و بیماریهای متابولیک پژوهشگاه علوم غدد دانشگاه علوم پزشکی تهران به بررسی شاخصهای بهبودی زخم شامل مساحت، عمق و مدت زمان التیام پرداخته است. بر این اساس تغییر مساحت و عمق زخم بیماران طی مراجعات آنها در ماههای نخست، سوم و ششم ارزیابی و گزارش شد. دادههای حاصل از مطالعه با استفاده از نرم افزار spss نسخه 16 مورد تحلیل آمار توصیفی و استنباطی قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج حاصل از بررسی پرونده بیماران مبتلا به زخم نوروپاتیک گویای آن بود جنس مذکر در مقطع سنی 56 تا 65 سال بیشترین فراوانی را داشتند. به علاوه غالب این بیماران مبتلا به دیابت نوع دو ( 79%) بودند. میزان بهبودی زخم که شاخص اندازه گیری آن مساحت و عمق زخم در سه دورهی زمانی بوده در درجات مختلف نوروپاتی با همدیگر تفاوت داشت؛ در سطح خفیف نوروپاتی میزان مساحت و عمق زخم سریعتر کاهش یافته ولی در نوروپاتی شدید، مدت زمان بهبودی زخم در دو شاخص مساحت و عمق زخم، طولانیتر بود. با افزایش مدت ابتلا به دیابت به همان نسبت بهبودی نیز زمان بر شده و نیز با بالا رفتن سن میزان بهبودی زخم نیز کاهش پیدا کرده است (001/0P-value =).
نتیجه گیری: شواهد نشان میدهد که شناسایی زودرس نوروپاتی میتواند باعث کاهش بروز زخم پای دیابتی و قطع عضو شود. با توجه به اینکه میزان بهبودی سایز و نیز عمق زخم در افراد دیابتی مبتلا به نوروپاتی شدید به کندی صورت میگیرد ضرروری است تا با انجام مداخلات مراقبتی و آموزشی پیشگیری مدار، از آسیب پا جلوگیری نمود.
سمیرا بهبودی گندوانی، مژگان مودودی، راضیه بیدهندی یارندی، مینا امیری، امیرعباس مومنان، فریدون عزیزی، فهیمه رمضانی تهرانی،
دوره 19، شماره 1 - ( 11-1398 )
چکیده
مقدمه: اگرچه ارتباط مثبت بین سرطان پستان و دیابت نوع دو گزارش شده است، ولیکن ارتباط این بیماری با سابقهی قبلی ابتلا به دیابت حاملگی کمتر مشخص شده است. هدف ما در این مطالعه بررسی ارتباط بین سابقهی ابتلا به دیابتبارداری و بروز سرطانپستان در یک مطالعهی طولانیمدت مبتنی برجمعیت است.
روشها: برای انجام پژوهش حاضر تعداد 4076 زن 20-50 سال که در فاز اول مطالعهی قند و لیپید شرکت کرده بودند و سابقهی حداقل یک بارداری در ابتدای مطالعه را داشتند، وارد پژوهش شدند و بهمدت 15 سال مورد پیگیری قرار گرفتند. از هر یک از افراد سابقهی ابتلا به دیابتبارداری پرسیده میشد و سپس رخداد سرطان پستان مورد ارزیابی قرار میگرفت. بهمنظور اندازهگیری نسبت مخاطره برای دو گروه از آزمون بقای کاکس استفاده شد.
یافتهها: جمعیت مورد مطالعه شامل 886 زن با سابقه و 3190 نفر بدون سابقهی ابتلا به دیابتبارداری بودند. میانه (دامنهی میان چارکی) مدت زمان پیگیری افراد در گروه با و بدون سابقه ابتلا به دیابتبارداری بهترتیب (51/13-09/8)12/12 و (14/13-26/6) 62/11 سال است. چگالی رخداد ابتلا به سرطان پستان 64/0 در هزار شخص-سال با فاصلهی اطمینان (91/0-44/0)95% بود. از این تعداد 4 مورد در زنان با سابقهی ابتلا به دیابت بارداری (چگالی بروز 36/0 در هزار شخص-سال با فاصله اطمینان (99/0-11/0)95%) و 26مورد (چگالی بروز 73/0 در هزار شخص-سال با فاصله اطمینان (1/1-49/0)95%) در زنان بدون سابقه ابتلا بود.
نتیجهگیری: مطالعهی ما نشان داد که سابقهی ابتلا به دیابت بارداری عاملخطر مستقلی برای رخداد سرطان پستان محسوب نمیشود.
ابوذر رمضانی، لیلا شاهمرادی، فریدون آزاده، فاطمه شیخ شعاعی، رشا اطلسی، نازلی نمازی، باقر لاریجانی،
دوره 20، شماره 1 - ( ویژه نامه گرامیداشت 25 سال فعالیت 1399 )
چکیده
مقدمه: همکاریهای علمی باعث افزایش بهرهوری علمی میشود. هدف مطالعه حاضر ترسیم شبکهی همکاری علمی تحقیقات پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران در دو پایگاه استنادی است.
روشها: این پژوهش از نوع توصیفی- مقطعی و به روش علمسنجی انجام شده است. جامعهی پژوهش شامل کل مقالات پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم (EMRI) در پایگاههای هستهی Web of Science و Scopus از سال 2002 تا 30 اکتبر 2020 بود. برای تجزیهوتحلیل دادهها از آمار توصیفی و نرمافزارهایExcel ، HistCite ، VOSviewer وScientoPy استفاده شد.
یافتهها: مجموعاً 4190 رکورد با وابستگی سازمانی پژوهشگاه در دو پایگاه بینالمللی نمایه گردیده که 89480 استناد به آنها شده است. بهطور متوسط هر مقاله 3/21 استناد دریافت کرده است. محققان پژوهشگاه تحقیقات خود را در 1118 مجله منتشر کردند. روند رشد سالانه انتشار تولیدات علمی پژوهشگاه در دو پایگاه Web of Science و Scopus بهترتیب 3/20 و 7/22 درصد بود. در انتشار مقالات مجموعاً 17662 نویسنده از 186 کشور مشارکت داشتند. در این مطالعه الگوی هم تألیفی (وابستگی سازمانی و کشور) و کلید واژهها (بسامد واژگان) طبقهبندی و مصورسازی شدند.
نتیجهگیری: این یافتهها الگوی همکاریها در مقالات پژوهشگاه را تعیین کرد که در نتیجهی همکاریهای بینالمللی، تعامل با کشورهای پیشرو و همکاریهای بین رشتهای، جریان دانش میان محققان پژوهشگاه افزایش مییابد. مطالعات دیگری برای تهیه تصویری جامع از شبکهی همکاریها پیشنهاد میشود تا وضعیت موجود را با سایر شاخصهای تحلیل شبکهی اجتماعی تحلیل نمایند.
سهیلا مردانی، سید عباس بی نیاز، سجاد رمضانی،
دوره 22، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده
مقدمه: آیریزین مایوکاینی است که از پروتئین غشایی FNDC5 آزاد میشود و تأثیرات مثبتی بر متابولیسم کربوهیدراتها دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر 8 هفته تمرین هوازی بر میزان آیریزین و مقاومت به انسولین زنان میانسال مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روشها: در این مطالعۀ نیمه تجربی 24 زن مبتلا به دیابت نوع دو بهصورت هدفمند انتخاب و بهطور تصادفی به دو گروه تمرین هوازی (12 نفر) و کنترل (12نفر) تقسیم شدند. گروه تمرین بهمدت 8 هفته (3جلسه در هفته) بهمدت 50 دقیقه به اجرای تمرین تمرینهای هوازی با شدت 45-85 درصد ضربان قلب بیشینه بر روی تردمیل پرداختند. گروه کنترل در مدت تمرین هیچگونه فعالیت بدنی نداشتند. نمونههای خونی 24 ساعت قبل و 48 ساعت بعد از آخرین جلسۀ تمرینی جمعآوری شد و سرم حاصل جهت اندازهگیری سطوح آیرزین، شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR)، گلوکز ناشتا و انسولین استفاده گردید. جهت بررسی تغییرات درونگروهی از آزمونt همبسته و تفاوت بین گروهی از آزمون t مستقل استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS (نسخۀ 22) در سطح معناداری (05/0≥P) استفاده شد.
یافتهها: تغییرات درون گروهی نشان داد، 8 هفته تمرین هوازی موجب افزایش سطح سرمی آیریزین (000/0P=)، کاهش معنادار شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR) (000/0P=)، گلوکز ناشتاو انسولین (001/0P=) نسبت به گروه کنترل دیابتی شد. همچنین در مقایسه بین گروهی تمرینهای هوازی موجب افزایش معنادار سطوح آیریزین (001/0P=) و کاهش شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR)، گلوکز ناشتا (001/0P=) و انسولین (001/0P=) نسبت به گروه کنترل دیابتی شد.
نتیجهگیری: تمرین هوازی از طریق تأثیر مطلوب بر افزایش سطوح آیریزین و کاهش شاخص مقاومت به انسولین، عامل کارآمدی جهت بهبود وضعیت متابولیسم گلوکز در بیماران دیابتی نوع دو است.
سجاد رمضانی، آمنه پوررحیم قورچی، محسن یعقوبی، رقیه افرونده، مینا رسولی،
دوره 23، شماره 2 - ( 3-1402 )
چکیده
مقدمه: در طول دهههای اخیر فعالیت بدنی بهعنوان یک ابزار کمکی کلیدی در کنترل بسیاری از بیماریها از جمله بیماری دیابت درآمده است. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر 8 هفته تمرین مقاومتی بر سطوح پلاسمایی پرپتین و اندوتلین 1 مردان مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روشها: پژوهش حاضر از نوع نیمهتجربی است. نمونۀ آماری این پژوهش را 38 مرد مبتلا به دیابت نوع دو تشکیل دادند که بهصورت تصادفی به دوگروه 19 نفری تجربی و کنترل تقسیم شدند. آزمودنیهای گروه تجربی 8 هفته تمرین مقاومتی را سه جلسه در هفته با شدت متوسط اجرا کردند. 24 ساعت قبل و بعد از 8 هفته تمرین، سطوح پلاسمایی پرپتین، اندوتلین 1 و شاخصهای مرتبط با دیابت نوع دو به روش الایزا اندازهگیری شد. برای بررسی تغییرات درونگروهی از آزمونt همبسته و تفاوت بینگروهی ازآزمون t مستقل استفاده شد. جهت تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS استفاده شد (05/0≥P).
یافتهها: نتایج t همبسته نشان داد که سطوح پلاسمایی پرپتین و شاخص مقاومت به انسولین (001/0=P) و همچنین اندوتلین 1 پلاسما (001/0=P) در پس آزمون نسبت به پیشآزمون گروه تجربی کاهش معنیداری یافته است. همچنین نتایج آزمون t مستقل نیز نشان داد که سطوح پلاسمایی پرپتین وشاخص مقاومت به انسولین (001/0=P) و اندوتلین 1 (002/0=P) در پس آزمون گروه تجربی نسبت به کنترل بهطور معنیداری کمتر است.
نتیجهگیری: باتوجه به نتایج بهدست آمده بهنظر میرسد انجام تمرینهای مقاومتی باعث بهبود حساسیت به گلوکز از طریق کاهش پرپتین و کاهش احتمال ابتلا به فشارخون از طریق کاهش اندوتلین 1 در افراد مبتلا به دیابت نوع دو میشود.
سجاد رمضانی، معرفت سیاه کوهیان،
دوره 24، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده
مقدمه: هدف مطالعۀ مروری حاضر بررسی و تحلیل مطالعات اخیر در ارتباط با اثر تمرینهای ورزشی مختلف بر آدیپوکاینهای مترشحه از بافت چربی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو است.
روشها: جستجو در بانکهای اطلاعاتی فارسی و لاتین PubMed، ScienceDirect،Google scholar، Magiran و SID با کلیدواژههای Aerobic Training، Resistance Training، High- Intensity Interval Training،Diabetes ، Adipokine، Leptin، Adiponectin و Resistin، تمرین مقاومتی، تمرین تناوبی شدید، تمرین استقامتی، تمرین ترکیبی، آدیپوکاین، لپتین، آدیپونکتین و رزیستین برای بازیابی مقالات منتشر شده در بازۀ زمانی 2010 تا 2023 انجام شد.
یافتهها: نتایج بهدست آمده از بررسی مطالعات نشان داد، تمرین هوازی با شدتهای (50 تا 80 درصد) باعث کاهش سطوح لپتین بیماران دیابتی میشود، با این حال اثر تمرینهای ترکیبی (هوازی و مقاومتی) نسبت به سایر انواع تمرینها به مراتب بیشتر است. علاوه بر این تمرینهای هوازی با شدتهای (50 تا 70 درصد) منجر به افزایش سطوح آدیپونکتین در بیماران دیابتی میشود، با این حال تمرینهای تناوبی شدید (HIIT) نسبت به سایر تمرینها اثر بیشتری در آفزایش سطوح آدیپونکتین داشت. همچنین مطالعات نشان داد که هر سه نوع تمرین هوازی (با شدت 50 تا 70 درصد)، تناوبی شدید و تمرین مقاومتی (30 تا 70 درصد 1RM) اثرات یکسانی در کاهش سطوح رزستین بیماران دیابتی دارد.
نتیجهگیری: تمرینهای هوازی با شدت متوسط و بالا و بهخصوص تمرینهای ترکیبی (هوازی و مقاومتی) ضمن بهبود آدیپوکاینها، باعث کاهش سطوح لپتین و رزیستین، و همچنین افزایش آدیپونکتین در بیماران دیابتی میشود.