جستجو در مقالات منتشر شده


20 نتیجه برای زاهدی

باقر لاریجانی، فرزانه زاهدی،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1380 )
چکیده

‌بیماری دیابت از بیماریهای مزمن نسبتاً شایع در جهان است که به‌طور متفاوتی تمام نژادها را درگیر می‏سازد. شیوع و بروز بیماری در بسیاری از جوامع به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه رو به افزایش دارد. طی دهه‏های اخیر, مطالعات همه‌گیرشناختی (اپیدمیولوژیک) متعددی درباره شیوع دیابت نوع 2 در کشور ایران به انجام رسیده که بر پایه آنها جمعیت دیابتی‏های ایران بیش از 5/1 میلیون نفر برآورد شده است. نتایج مطالعات نشانگر آن است که شیوع دیابت نوع 2 در شهر تهران و نواحی اطراف آن و شهر اصفهان بین 8%- 7% می‏باشد. در برخی شهرهای کشور شیوع دیابت از این میزان نیز بالاتر می‏باشد به‌نحوی که در شهر یزد (مرکز ایران) و در بندر بوشهر (جنوب کشور) شیوع دیابت نوع 2 به‌ترتیب 3/16 و 6/13 درصد برآورد گردیده است. اما به‌نظر می‏رسد در مناطق روستایی کشور شیوع پایین‏تر باشد؛ به‌عنوان مثال, براساس برنامه کشوری پیشگیری و کنترل بیماری دیابت شیوع دیابت نوع 2 در مناطق روستایی غربالگری شده, حدود 07/3% بوده است. در روستاهای زنجان (غرب کشور) نیز شیوع دیابت در حد 5% گزارش شده است. به‌طور کلی نیمی از بیماران دیابتی از بیماری خود آگاه نیستند. عدم کنترل دقیق بیماری میزان پیدایش عوارض را در آینده افزایش خواهد داد. طی سالهای اخیر طرح‏های وسیع کشوری برای پیشگیری اولیه از بروز دیابت، پیشگیری ثانویه از طریق شناسایی بیماران و پیشگیری ثالثیه از عوارض طرح‏ریزی شده است و درحال انجام می‏باشد. به‌نظر می‏رسد شیوع و بروز دیابت در ایران رو به افزایش باشد که این امر لزوم آموزش عموم جامعه در خصوص اصلاح شیوه زندگی، رژیم غذایی مناسب و افزایش فعالیت بدنی را آشکار می‏سازد.


شهین یاراحمدی، باقر لاریجانی، محمدحسن باستان‎حق، محمد پژوهی، فرزانه زاهدی، رضا برادرجلیلی، محمدرضا امینی، کاظم زنده‏ دل،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1380 )
چکیده

مقدمه: مطالعات مربوط به آثارمتابولیک روزه‏داری اسلامی در بیماران دچار دیابت نوع 2 نتایج همسانی نداشته‏اند.
روشها: پنجاه و هفت داوطلب دچار بیماری دیابت نوع 2 قبل از ماه رمضان و در روزهای 14 و 28 این ماه تحت ارزیابی‏های تن‏سنجی
(anthropometric) و بیوشیمیایی قرار گرفتند. نشانگرهای بیوشیمیایی با استفاده از روشهای آزمایشگاهی استاندارد اندازه‏گیری شدند. اندازه‏ گیریهای تن‏سنجی براساس معیارهای سازمان جهانی سلامت (WHO) انجام گردید. برای تحلیل آماری از روش آنالیز واریانس برای اندازه‏گیریهای تکرارشونده و آنالیز واریانس دوسویه فریدمن با بهره‏گیری از نرم‏افزار SPSS v6 استفاده شد.
یافته‎ها: میزان دریافت روزانه کلسترول در همه بیماران افزایش یافت (03/0
p<). در خانمها شاخص توده بدن (BMI) افزایش یافت (03/0p<) اما در آقایان BMI و نسبت دور کمر به باسن هر دو کاهش نشان داد (01/0p<) . در طول مطالعه میزان فشار خون و غلظت‏های گلوکز ناشتا و فروکتوزآمین سرم تغییر نکرد. غلظت انسولین پلاسما
(05/0p<) و پپتید C (01/0p<) و مقاومت به انسولین (01/0p<) تنها در بیماران مذکر کاهش یافت. طی مطالعه، غلظتهای کلسترول تام و LDL در همه بیماران بطور معنی‏داری افزایش پیدا کرد.
نتیجه‏ گیری: در صورت آموزش تغذیه و تنظیم درست داروهای ضد دیابت خوراکی، روزه‏داری اسلامی متابولیسم کربوهیدرات‏ها یا حساسیت بافتها به انسولین را در بیماران دیابت نوع 2 تغییر نمی‏دهد. به‎دلیل تغییرات ایجاد شده در رژیم غذایی و پاسخ بیوشیمیایی به بی‏غذایی (starvation)، وضعیت لیپیدهای خون به‎طور نامطلوبی تغییر می‏کند. اخصهای تن‎سنجی در مردان برخلاف زنان بهبود یافت که این ممکن است ناشی از کاهش فعالیت بدنی در خانمها باشد.


فرزانه زاهدی، باقر لاریجانی،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1380 )
چکیده

مقدمه: مطالعه‌ قلب‌ Framingham از اولین‌ و بزرگترین‌ مطالعاتی‌ است‌ که‌ در زمینه‌ شناسایی‌ عوامل‌ خطرزای بیماری‌ عروق‌ کرونر در جوامع‌ صورت‌ پذیرفته‌ است‌. براساس‌ این‌ مطالعه‌، انجمن‌ قلب‌ آمریکا (AHA) معادله‌ و جدول‌ استانداردی‌ را برای‌ پیش‌بینی‌ خطر ابتلا به بیماری کرونری قلب (CHD)طرح‌ریزی ‌نموده‌ است‌.
روشها: این‌ معادله‌ در برآورد میزان‌ خطر CHD در بیماران‌ دیابتی‌ نوع‌ 2‌ طی‌ یک‌ مطالعه‌ مقطعی‌ در درمانگاه‌ دیابت‌ مرکز تحقیقات‌ غدد و متابولیسم‌ دانشگاه‌ علوم‌ پزشکی‌ تهران‌، مورد استفاده‌ قرار گرفته‌ است‌. عوامل‌ خطرزایی‌ که‌ در این‌ معادله‌ مورد استفاده‌ قرار می‌گیرند, عبارتند از: سن‌، کلسترول‌ تام‌، HDL-C، فشارخون‌ سیستولی‌، مصرف‌سیگار، دیابت‌ و هیپرتروفی‌ بطن‌ چپ‌ در نوار قلب. بیماران‌ بر اساس‌ میزان‌ خطر برآوردشده‌ به ‌چهار گروه‌ تقسیم‌ شدند و با توجه‌ به‌ اینکه‌ در ارزیابی‌ میزان‌ خطر در این‌ معادله‌ برخی‌ عوامل‌ خطرزای دیگر لحاظ نگردیده‌ است، عوامل‌ خطرزای دیگری‌ همچون‌ چاقی‌ (با شاخص‌ توده بدن و نسبت کمر به باسن), تری‌گلیسرید, LDL-C و فشار خون دیاستولی در این‌ مطالعه‌ بررسی‌ شد‌ و ارتباط آنها با میزان‌ خطر محاسبه‌ شده‌ با استفاده‌ از آزمونهای‌ آماری رگرسیون خطی و آنالیز واریانس یک‌سویه در نرم‌افزار SPSS.V6مورد تحلیل‌ قرار گرفت‌.
یافتهها: در بیماران‌ مورد بررسی‌ که‌ شامل‌ 91 زن‌ و 48 مرد بودند, افزایش‌ میزان‌ خطر ده‌ ساله‌ نسبت‌ به‌ آمار AHA بارز بود. میزان‌ خطر پنج و ده‌ ساله‌ در مردان‌ نسبت‌ به‌ زنان‌ افزایش‌ مشخص‌ نشان‌ می‌داد. به‌طور کلی‌ عوامل‌ خطرزای مورد بررسی‌ در کل‌ بیماران‌ فراوانی‌ بالایی‌ داشتند؛ به‌ عنوان‌ مثال,‌ در 36/4%بیماران‌ میزان‌ HDL-C کمتر یا مساوی‌ mg/dl 35 بود. نسبت‌ کلسترول‌ تام‌ به‌ HDL-C که‌ عامل‌ ارزیابی‌ کننده‌ مهم‌ خطر ابتلا به‌ CHD به‌شمار می‌آید به‌ترتیب‌ در مردان‌ و زنان‌76/1  18/6 و 12/2 97/5 بود. ارتباط بین‌ میزان‌ خطر پنج و دو ساله‌ با نسبت دور کمر به باسن, شاخص توده بدن و غلظت تری‎گلیسرید معنی‌دار نبود اما تفاوت‌ معنی‌داری بین‌ میزان‌ خطر پنج و دو ساله‌ با فشار خون دیاستولی (به‌ترتیب‌ 0006/0=p و 0001/0=p) و LDL-C (به‌ ترتیب‌ 005/0=p و 001/0=p) یافت‌ شد.
نتیجه‎گیری: هرچند‌ خطر افزوده‌ بروز CHD در بیماران‌ دیابتی در این‌ مطالعه‌ نشان‌ داده‌ شده‌ است‌, به‌نظر می‌رسد خطر واقعی‌ بیش از این ‌میزان‌ باشد. از سوی‌ دیگر نبود ارتباط معنی‌دار بین‌ نسبت دور کمر به باسن, شاخص توده بدن و غلظت تری‌گلیسرید با میزان‌ خطر CHD می‌تواند تا حدودی‌ ارزشمندی‌ این‌ معادله‌ در بیماران‌ دیابتی‌ را زیر سؤال‌ ببرد. در هر حال‌ مطالعات‌ دقیق‌ آینده‌نگر ضرورت‌ دارد.


مهناز لنکرانی، فرزانه زاهدی‌،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1381 )
چکیده

آمار جهانی سیر فزاینده‌ میزان‌ شیوع‌ و بروز دیابت‌ نوع‌ 2 را نشان‌ می‎دهد. بسیاری‌ معتقدند که‌ دیابت‌ نوع‌ 2 یک‌ بیماری‌ قابل‌ پیشگیری‌ است‌ و می‎توان‌ با انجام‌ مداخلات‌ مناسب‌ از بروز دیابت‌ در افراد در معرض‌خطر جلوگیری‌ نمود. به‌ همین‌ دلیل‌ پیشگیری‌ اولیه‌ از دیابت‌ موضوع‌ بسیاری‌ از پژوهشها طی‌ دهه‌های‌اخیر بوده‌ است‌. با توجه‌ به‌ جمعیت‌ حدود دو میلیون‌ نفری‌ دیابتی‌ها در ایران‌ و هشدار سازمان‌ جهانی سلامت (WHO) نسبت به‌ افزایش‌ دیابت‌ در کشورهای‌ در حال‌ توسعه‌، پیشگیری‌ اولیه‌ از دیابت‌ در کشور ما اهمیت‌ ویژه‌ای‌ می‌یابد. شناسایی‌ عوامل‌ خطرزای پیدایش دیابت‌ نوع‌ 2 و تعیین‌ راهکارهای‌ اجرایی‌ مناسب‌ در جهت‌ کاستن‌ از سرعت‌ فزاینده‌ بروز دیابت‌ در جامعه‌ در معرض‌ خطر، کانون توجه پژوهشگران می‎باشد. استعداد ژنتیک‌ (سابقه‌ خانوادگی‌)، مقاومت‌ به‌ انسولین‌، چاقی‌، اختلال ‌تحمل‌ گلوکز، پیشینه دیابت‌ بارداری، کم‌ تحرکی‌ بدنی‌ و رژیم‌ غذایی‌ نامناسب‌ از مهمترین‌ عوامل‌خطرزا به‌شمار می‎روند هرچند عوامل‌ دیگری‌ نیز در پیدایش دیابت‌ مؤثر دانسته‌ شده‌اند. بیشتر ‌مطالعات‌ در دسترس‌، اثر مداخلات‌ رفتاری‌ یا اصلاح‌ شیوه زندگی‌ از طریق‌ افزایش‌ فعالیت‌ بدنی‌ افراد وآموزش‌ رژیم‌ غذایی‌ مناسب‌ را در پیشگیری‌ اولیه‌ از دیابت‌ مورد بررسی‌ قرار داده‌اند، اما مطالعات‌ متعددی‌ نیز در مورد اثر داروها بر کاهش‌ میزان‌ بروز دیابت‌ در جامعه‌ منتشر شده‌ است‌. با توجه‌ به‌ نتایج‌ پژوهشهای‌ موجود، به‌ نظر می‎رسد طی‌ دهه‌های‌ آینده‌ دیابت‌ به‌عنوان‌ یک‌ بیماری‌ قابل‌ پیشگیری‌ تلقی‌ شود. البته‌ مسلماً با توجه‌ به‌پیشرفتهای‌ سریع‌ علمی‌ بشر، علاوه‌ بر اصلاح‌ عادات‌ رفتاری‌ و بهبود شیوه زندگی‌ در آینده‌، دستیابی‌ به‌ راههای‌ مؤثرتر و قطعی‌تری‌ برای‌ پیشگیری‌ از دیابت‌ دور از دسترس‌ به‎نظر نمی‌رسد.


باقر لاریجانی، مژگان سنجری، فرزانه زاهدی، رضا برادر جلیلی، محمدرضا امینی، ایمان رحیمی،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1381 )
چکیده

مقدمه: اختلاف نظرهایی در باره اثر روزه داری در ماه مبارک رمضان بر غلظت سرمی گلوکز ناشتا (بدون تغییر، افزایش خفیف، کاهش خفیف) وجود دارد. این مطالعه به‎منظور تعیین اثر روزه‎داری در ماه مبارک رمضان بر غلظت گلوکز سرمی ناشتا در بالغین سالم انجام می‎شود.
روشها: مطالعه از نوع نیمه‎تجربی (قبل و بعد) بر روی 115 داوطلب سالم (67 مرد و 48 زن) که حداقل 25 روز در ماه روزه‏دار بوده‏اند صورت پذیرفت. نمونه‏ گیری از خون یک هفته پیش از شروع ماه رمضان در ساعت 7 صبح (پس از 8 ساعت ناشتایی)، روز 14 و 28 ماه رمضان (یک ساعت پیش از غروب آفتاب) انجام شد. مدت زمان روزه‏داری
5/05/11 ساعت بود. سنجش گلوکز پلاسما توسط روش آنزیمی بوده و تحلیل آماری داده‏ها توسط paired t-test وآنالیز واریانس با کمک نرم‏افزار SPSS نسخه 10.0 به‎عمل آمد.
یافته‎ها: غلظت سرمی گلوکز ناشتا از mg/dl0/94/88 به mg/dl3/154/75 در روز 14 و به mg/dl7/79/62
(001/0p<) در پایان ماه رمضان کاهش یافت. تغییرات غلظت هم در مردان (mg/dl8/85/87 به mg/dl4/68/60) (001/0p<) و هم در زنان (mg/dl3/97/89 به mg/dl4/87/65) (001/0p<) مشاهده شد. کاهش کالری دریافتی نیز در تمام افراد مشاهده گردید (001/0p<) و تغییرات آن رابطه مستقیمی با کاهش گلوکز در تمام جمعیت مورد مطالعه داشت (01/0p<).
نتیجه‎گیری: غلظت سرمی گلوکز ناشتا به‎دنبال روزه‏داری در ماه رمضان کاهش می‏یابد و این تغییرات با کاهش کالری دریافتی نیز همراه هستند. به‎نظر نمی‎رسد که روزه‏داری در ماه مبارک رمضان عوارض ناخواسته جدی بر قندخون در افراد سالم داشته باشد.


حسین فخرزاده، رسول پورابراهیم، فاطمه بندریان، رامین حشمت، فروزان جلیل پور، معصومه نوری، عذرا طباطبایی، فرزانه زاهدی، ایمان رحیمی، سارا قطبی،
دوره 4، شماره 1 - ( 4-1383 )
چکیده

بیماری های قلب و عروق شایعترین علل مرگ در ایران هستند. وجود سابقه بیماری قلبی- عروقی در والدین در ارتباط قوی با تجمع عوامل خطرساز در فرزندان دارد. تشخیص و درمان عوامل خطر ساز از هنگام کودکی به منظور کاهش میزان بروز بیماری های قلب و عروق در دوران بزرگسالی امری ضروری است. این مطالعه به منظور تعیین عوامل خطر ساز قلب و عروق در دانش آموزان مدارس راهنمایی و والدین آنها در دو گروه پر خطر و کم خطر انجام گرفته است.
روش‌ها: مدارس راهنمایی منطقه شش تهران به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. درگروه اول خانواده های پرخطر و در گروه دوم خانواده های کم خطر مورد ارزیابی قرار گرفتند. در مجموع 169 دانش آموز از گروه اول و 105دانش آموز از گروه دوم همراه با خانواده هایشان در این مطالعه شرکت کردند. شاخص های تن سنجی و متابولیک در همه این افراد اندازه گیری شد.
یافته‌ها: میانگین محیط دور کمر و WHR در پدران گروه پر خطر به طور معنی داری بیشتر بود. میانگین مقادیر کلسترول تام وکلسترول LDL به طور معنی داری هم در والدین و هم در فرزندان گروه پر خطر بیشتر بود. میانگین مقادیر قند خون ناشتا به طور معنی داری در پدران و فرزندان گروه پر خطر بیشتر بود. مصرف سیگار در پدران خانواده های پر خطر شایع تر بود . شیوع هیپرگلیسمی، هیپرکلسترولمی تام و هیپرکلسترولمی LDL در والدین و فرزندان در خانواده های در معرض خطر بیشتر بود. شیوع اضافه وزن و چاقی در پدران و فرزندان خانواده‌های پرخطر بیشتر بود.
نتیجه‌گیری: عوامل خطر ساز قلب و عروق در خانواده های در معرض خطر شایع تر است. غربالگری خانواده‌های پر خطر از دوران کودکی برای پیشگیری از پیشرفت آترواسکلروز و کاستن از وقوع حوادث قلب و عروق در هنگام بزرگسالی یک اقدام ضروری است. برای این منظور می توان از دانش آموزان برای انتقال پیام های مربوط به سلامت و ترغیب خانواده ها به شرکت در برنامه غربالگری استفاده نمود.


باقر لاریجانی، فرزانه زاهدی،
دوره 5، شماره 4 - ( 3-1385 )
چکیده

رشد فناوری در بخش‌های تشخیص، درمان و پیشگیری، رابطه متقابل اخلاق و طب را پررنگ‌تر نموده است. موضوع «اخلاق در پژوهش» یکی از مباحث وموضوعات مهمی است که توسط مجامع بین‌المللی، سازمان‌های منطقه‌ای، سیاستگذاران و برنامه‌ریزان کشورهای مختلف و محققان و متخصصان رشته‌های مختلف علوم و فنون مورد توجه ویژه قرار گرفته است. در همین راستا ایجاد کمیته‌های اخلاق در سطوح مختلف ‌گام مؤثری در جهت توجه به اخلاق در پژوهش محسوب شود. یک «کمیته اخلاق در پژوهش» تشکلی چند مسؤولیتی و مستقل است که پژوهش‌های شامل آزمودنی‌های انسانی را با هدف حفاظت از شأن، حقوق و رفاه آنها مورد ارزیابی قرار می‌دهد.
در این مقاله ضمن بیان برخی شواهد تاریخی نقض اصول اخلاقی در پژوهش‌های پزشکی، سیر تدوین قوانین مربوط، و راهنماهای بین‌المللی در مورد کمیته‌های اخلاق و جایگاه آنها در سطح جهان مرور خواهد شد و سپس جایگاه کمیته‌های اخلاق در پژوهش در کشور با استناد به قوانین و آیین نامه‌های موجود و برخی پژوهش‌های صورت گرفته مورد ارزیابی کلی قرار خواهد گرفت.
انتظار داریم این مقاله ضمن فراهم نمودن آشنایی هرچه بیشتر پژوهشگران کشورمان با موضوع اخلاق در پژوهش و جایگاه و مسؤولیت‌های کمیته‌های اخلاق در پژوهش، در جهت تقویت این کمیته‌ها در کشور مفید باشد.


حمیرا زردوز، صالح زاهدی اصل، محمد کاظم غریب ناصری،
دوره 5، شماره 4 - ( 3-1385 )
چکیده

مقدمه: با توجه به این که استرس می‌تواند بر کنترل قند خون بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 اثرات معکوس بگذارد، مطالعه حاضر به بررسی عملکرد گلی‌بن‌کلامید در ترشح انسولین از سلول‌های بتای جزایر لانگرهانس موش‌های صحرایی، متعاقب اعمال استرس روانی مزمن پرداخته است.
روش‌ها: در این تحقیق، تعداد 30 سر موش صحرایی نر( نژاد Wistar) در گروه‌های مساوی شاهد و آزمایش مورد استفاده قرار گرفتند(هر گروه 5 سر). چهار نوع استرسور محدود کننده با ترتیب تصادفی روزانه دو بار، هر بار یک ساعت و به مدت 15 و 30 روز اعمال شدند. 24 ساعت پس از آخرین استرس، ترشح انسولین (به روش استاتیک) از جزایر لانگرهانس جدا شده حیوانات در حضور غلظت‌های 6/5، 3/8 و 7/16 میلی مولار گلوکز بررسی شد. ترشح انسولین از جزایر در حضور غلظت 6/5 میلی مولار گلوکز به همراه 10 میکرو مولار گلی‌بن‌کلامید نیز مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته‌ها: ترشح انسولین از جزایر جدا شده حیوانات استرس دیده در حضور غلظت‌های افزاینده گلوکز، فقط در روز سی‌ام نسبت به گروه شاهد بطور معنی‌داری افزایش یافت. در گروه آزمایش، میزان ترشح انسولین از جزایر در حضور 6/5 میلی مولار گلوکز به تنهایی، در روزهای پانزدهم و سی‌ام، به طور معنی‌داری نسبت به روز اول افزایش یافت. در حالی که این افزایش در گروه شاهد وجود نداشت. بر خلاف حیوانات گروه شاهد، در حیوانات گروه آزمایش ترشح انسولین در حضور 6/5 میلی مولار گلوکز به همراه 10 میکرو مولار گلی‌بن‌کلامید، در روز‌های اول، پانزدهم و سی‌ام، تفاوت معنی‌داری را با ترشح انسولین در حضور 6/5 میلی مولار گلوکز به تنهایی نشان نداد. ترشح انسولین از جزایر جدا شده، در حضور 6/5 میلی مولار گلوکز به همراه 10 میکرو مولار گلی‌بن‌کلامید در روزهای مختلف، بین گروه‌های شاهد و آزمایش تفاوت معنی‌دار نشان نداد.
نتیجه‌گیری:
با توجه به یافته‌های فوق، به نظر می‌رسد که استرس روانی مزمن، پاسخ‌دهی سلول‌های بتای پانکراس به گلی‌بن‌کلامید را کاهش می‌دهد و در نتیجه مانع از تقویت ترشح انسولین بوسیله گلی‌بن‌کلامید می‌شود. توجه به این نکته در کنترل متابولیک بیماران دیابتی که از این دارو استفاده می‌کنند و تحت استرس قرار می‌گیرند حائز اهمیت می‌باشد.


فرزانه زاهدی، باقر لاریجانی،
دوره 6، شماره 1 - ( 5-1385 )
چکیده

در حیطه طب و مراقبت‌های سلامت،‌ برنامه‌های مربوط به تسهیم درآمد باید بدقت مورد بررسی قرار ‌گیرد تا اطمینان لازم حاصل شود که این‌گونه طرح‌ها با اصول و قواعد اخلاقی همخوانی دارند. در موضوع تسهیم درآمد دو بحث اخلاقی عمده مطرح می‌‌باشد که عبارتند از: رضایت آگاهانه و تعارض منافع. پزشک باید مسؤولیت و تعهد حرفه‌ای خود را با صداقت ، امانت و وفاداری نسبت به بیمار، ‌بدون توجه به تعارض با منافع شخصی ایفاء نماید. تعارض منافع معمولا بر درآمد و منافع مالی دلالت دارد. این امر ممکن است مباحث مهمی همچون پرداخت‌های مالی ویژه به پزشک، تسهیم حق ویزیت و خودارجاعی را در پی داشته باشد. مسائلی از این قبیل می‌تواند تصمیم‌گیری حرفه‌ای را مخدوش سازد. برخی کشورها در قوانین حرفه‌ای پزشکی این موضوعات را مورد توجه قرار داده‌اند. در این مقاله برآنیم تا ضمن شرح اهمیت موضوعات ذکر شده در صحنه طبابت عملی، برخی مسائل اخلاقی را که باید توسط پزشکان مورد توجه قرار گیرد بیان نمائیم.


احمد فرج‌زاده شیخ، صالح زاهدی‌اصل، نرگس عسکری ‌سبزکوهی، سمیه بریهمی،
دوره 6، شماره 1 - ( 5-1385 )
چکیده

مقدمه: با توجه به ارتباط هیپرکلسترولمی و بیماری‌های قلبی عروقی، مطالعه در جهت معرفی روغن‌هایی که نقش کمتری در افزایش کلسترول خون دارند ضروری می‌باشد. یکی از این روغن‌ها، روغن کنجد می‌باشد. در بررسی حاضر اثر ارده (حاوی روغن کنجد) بر لیپوپروتیین‌ها و تری‌گلیسرید خون موش صحرایی مورد بررسی قرار گرفت.
روش‌ها: شصت موش صحرایی نر از نوع آلبینو ویستار به وزن و سن تقریبی یکسان در 6 گروه 10 تایی تقسیم شدند. ابتدا هر 6 گروه به‌مدت 20 روز تحت رژیم عادی یکسان قرار گرفته و سپس گروه‌های 6 گانه به مدت 30 روز تحت رژیم‌های غذایی متفاوت قرار داده شدند.گروه 1 رژیم عادی، گروه 2 رژیم عادی به‌علاوه ارده، گروه 3 رژیم عادی به علاوه روغن آفتاب‌گردان، گروه 4 رژیم پرکلسترول (رژیم عادی به‌علاوه 5/0% اسیدکولیک و‌ 1% کلسترول)، گروه 5 رژیم پرکلسترول به علاوه ارده و گروه 6 رژیم پرکلسترول به علاوه روغن آفتاب گردان به مدت یک ماه مصرف کردند. در انتها، از طریق سینوس چشمی از موش‌ها خونگیری به عمل آمد و غلظت کلسترول، تری‌گلیسرید و HDL سرم اندازه‌گیری شد. VLDL با استفاده از فرمول محاسبه گردید.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که غلظت کلسترول خون موش‌های تغذیه شده با ارده (mg/dl 3/2±2/38) به‌طور معنی‌داری (01/0P<) نسبت به گروه 1 (9/5±5/49) کاهش داشت ولی این کاهش در گروه تغذیه شده با روغن آفتابگردان (گروه 3) معنی‌دار نبود. همچنین ارده به طور معنی‌داری باعث کاهش کلسترول موش‌های تغذیه شده با رژیم پرکلسترول (گروه 5) شد. کاهش کلسترول در موش‌های تغذیه شده با رژیم پرچرب به علاوه روغن آفتاب‌گردان نیز مشاهده گردید. نتایج حاصل از بررسی تری‌گلیسرید حاکی از کاهش معنی‌دار (05/0P<) تری‌گلیسرید در موش‌های گروه 2 در مقایسه با گروه کنترل (گروه 1) بوده است در صورتی که این کاهش در موش‌های تغذیه شده با روغن آفتابگردان (گروه 3) معنی‌دار نبود. در گروه‌های تغذیه شده با رژیم پرکلسترول (گروه‌های 5 و 6) روغن آفتابگردان قادر به کاهش معنی‌دار تری‌گلیسرید نسبت به گروه کنترل (گروه 4) نبود. در بررسی HDL، اختلاف معنی‌داری بین گروه‌های تغذیه شده با ارده و روغن آفتاب‌گردان با گروه کنترل مشاهده نشد. VLDL گروه2 به‌طور معنی‌داری نسبت به گروه 1 کاهش یافت (05/0P<) ولی این کاهش در گروه 3 نسبت به گروه 1 معنی‌دار نیست. تغییرات VLDL در گروهای 5 و6 نیز نسبت به گروه 4 معنی‌دار نمی‌باشد.
نتیجه‌گیری: نتایج بررسی، نشان دهنده اثر کاهش دهنده ارده بر کلسترول و تری‌گلیسرید سرم در رژیم عادی و همچنین کاهش کلسترول در سرم‌های هیپرکلسترولمی می‌‌باشد. با توجه به نتایج این مطالعه، پیشنهاد می‌گردد که اثر درمانی روغن کنجد در کاهش کلسترول افرادی که کلسترول خون بالا دارند مورد بررسی قرار گیرد.


باقر لاریجانی، فرزانه زاهدی، سیدحسن امامی رضوی،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1385 )
چکیده

اخلاق پزشکی تاریخچه ای بس طولانی در جهان دارد و مسلماً دستیابی به اخلاقی همسو با فرهنگ‌ جوامع مختلف، باید با توجه به پیشینه تاریخی آنها حاصل گردد. اغلب تصور بر این است که تاریخ اخلاق پزشکی با بقراط آغاز می‌شود؛ در حالی که اخلاق پزشکی سابقه‌ای دیرینه‌تر دارد. روشن است که فرهنگ‌های مختلفی همچون بابلی، مصر باستان، یونانی، و ایرانی، همه در قانونمند کردن طب و حفظ حقوق بیماران اهتمام ورزیده‌اند. یکی از اولین دست نوشته های بشری در این موضوع، که به سال 1750 قبل از میلاد بر می‌گردد، قانون حمورابی است که توسط بابلیان تنظیم گردیده است.
در این مقاله سعی شده است ریشه های اخلاق پزشکی در تاریخ طب ایران، خصوصاً پس از گرویدن ایرانیان به اسلام مورد بررسی قرار گیرد. در این دست نوشته به طور عمده از کتب و دست نوشته های پزشکان و مورخان بزرگ ایرانی و خارجی، و پاره ای از مقالات چاپ شده در مجلات معتبر جهان، که از طریق جستجوی در پایگاه‌های اطلاعات علمی همچون Medline و Ovid وموتورهای جستجوئی مانند Google Scholar بدست آمده، استفاده گردیده است.
تاریخچه طب در ایران به حدود قرن چهارم قبل از میلاد مسیح برمی‌گردد. پزشکان بزرگ ایرانی توجه ویژه‌ای به اخلاق پزشکی داشته اند که در کار بالینی، آموزش و تدریس و نگارش کتب مشهود است. بین دوران تمدن باستان و دوره رنسانس در اروپا دوران تاریک موسوم به قرون وسطی است. در این دوران، ایرانیان گام های قابل توجهی در حیطه دانش و اخلاق در جهان برداشته‌اند که مرور خواهد شد.


الهام نورصادقی، اصغر قاسمی، فرزانه فرجی، صالح زاهدی‌اصل،
دوره 7، شماره 4 - ( 8-1387 )
چکیده

مقدمه :یافته‌های متناقضی در مورد ارتباط کمبود منیزیم و دیابت و همچنین نقش درمانی مکمل‌های منیزیم در دیابت وجود دارد، از این رو این مطالعه به بررسی کمبود منیزیم و نیز اثر منیزیم خوراکی بر میزان گلوکز، انسولین، منیزیم و کلسیم پلاسما پرداخته است.

 روش‌ها: شصت عدد موش صحرایی نر با نژاد ویستار (250-180 گرم) به 2 دسته دیابتی  و 2 دسته کنترل تقسیم شدند. یک گروه از هر دسته حیوانات، سولفات منیزیم اضافه شده در آب آشامیدنی و گروه دیگر تنها آب معمولی دریافت کردند. در طول 6 هفته، هر 2 هفته از حیوانات جهت اندازه‌گیری غلظت‌های گلوکز، انسولین، منیزیم و کلسیم پلاسما خونگیری به عمل آمد.

یافته‌ها: کمبود منیزیم و افزایش ‌کلسیم پلاسما در گروه دیابتی مشاهده نگردید. همچنین مصرف منیزیم فاقد تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر میزان گلوکز، انسولین و کلسیم پلاسما بود.

 نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد مصرف خوراکی منیزیم به مدت 6 هفته، تأثیر بارزی در میزان گلوکز و انسولین مدل تجربی دیابت نوع 1 ندارد.


اصغر قاسمی، صالح زاهدی اصل، لیلا صیدمرادی، فریدون عزیزی،
دوره 9، شماره 0 - ( ويژه نامه عوامل خطرسازديابت و بيماري‌هاي قلبي- عروقي 1389 )
چکیده

مقدمه: هدف از مطالعه حاضر، بررسی الگوی عوامل خطرزای سندرم متابولیک و ارتباط آن با متابولیت‌های سرمی اکسید نیتریک (NOx)  در کودکان و نوجوانان است.

روش‌ها: این مطالعه توصیفی- مقطعی در 851 کودک و نوجوان با دامنه سنی 4 تا 19 سال انجام شد. سندرم متابولیک بر اساس معیارهای تغییر یافته ATPIII تعریف شد. برای بررسی الگوی عوامل خطرزای سندرم متابولیک از تحلیل عاملی استفاده شد.

یافته‌ها: شیوع سندرم متابولیک در پسران و دختران به ترتیب 8/10 و 0/10 درصد بود. غلظت سرمی NOx در افراد مبتلا به سندرم متابولیک بعد از تعدیل سن و جنس بالاتر بود (2/25 در برابر 9/27 mmol/L، 04/0P=). تعداد افراد با سندرم متابولیک در پایین‌ترین چارک NOx در مقایسه با چارک بالایی NOx از 1/6 به 2/13 درصد افزایش یافت (014/0P=)؛ پس از تعدیل سن و جنس، شانس ابتلا به سندرم متابولیک در افرادی که در چارک بالایی NOx  قرار داشتند، بالاتر بود (نسبت شانس 2/2، 029/0P=). در کل جمعیت سه عامل فشار خون/چاقی، لیپید/چاقی و گلوکز/اکسید نیتریک شناسایی شد که توجیه کننده 9/59 درصد واریانس کل داده‌ها بود. تفکیک بر اساس جنس، مجدداً سه عامل را در هر جنس مشخص کرد، اما این بارNOx  در مردان در دو عامل وارد شده بود.

نتیجه‌گیری: متابولیت‌های سرمی اکسید نیتریک با سندرم متابولیک در کودکان و نوجوانان ارتباط دارد، علاوه بر آن در آنالیز بررسی هم‌گروهی عوامل خطرساز متابولیکی،  NOx با اجزای دیگر سندرم متابولیک به ویژه قند خون ناشتا همراه گردید.


صالح زاهدی اصل، اصغر قاسمی، لیلا صیدمرادی، پروین سربخش، فریدون عزیزی،
دوره 9، شماره 0 - ( ويژه نامه عوامل خطرسازديابت و بيماري‌هاي قلبي- عروقي 1389 )
چکیده

مقدمه: شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد تولید بالای اکسید نیتریک با اختلالات متابولیک در ارتباط است. هدف از این مطالعه، تعیین سطح سرمی متابولیت‌های اکسید نیتریک (NOx) در افراد دارای سندرم متابولیک می‌باشد.

روش‌ها: افراد شرکت کننده در این مطالعه توصیفی ـ مقطعی، 3505 مرد و زن با دامنه سنی 20 تا 94 سال بودند که بین سال‌های 85 تا 86 در فاز 3 مطالعه قند و لیپید تهران (TLGS) شرکت کرده بودند. TLGS یک مطالعه آینده نگر به منظور تعیین عوامل خطرساز برای بیماری‌های قلبی- عروقی در تهران است که 15005 نفر فرد بالای 3 سال از ساکنین منطقه 13 تهران در آن مشارکت دارند. سطح سرمی NOx با استفاده از روش گریس اندازه‌گیری شد و ارتباط آن با سندرم متابولیک مورد بررسی قرار گرفت.

یافته‌ها: ارتباط مستقیمی بین تعداد عوامل خطرساز متابولیک و سطح سرمی NOx در هر دو جنس مشاهده شد (01/0P<). سطح سرمی NOx به طور معنی داری در مبتلایان به سندرم متابولیک ( 01/0±2/30 در برابر 02/0±1/26، 001/0P<) و دیابت نوع 2 (03/0±3/32 در برابر 01/0±7/26، 001/0P<) بالاتر بود.

نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه تایید کننده این فرضیه است که ممکن است تولید بیش از حد اکسید نیتریک در سازوکارهای زمینه‌ساز حساسیت به انسولین نقش داشته باشد.


نصرت‌اله ضرغامی، محمد جعفر ملکی، فریدون ممقانی، قربان محمدزاده، صالح زاهدی اصل، مرتضی قوجازاده،
دوره 9، شماره 1 - ( 9-1388 )
چکیده

مقدمه: آدیپونکتین، پپتید مشتق شده از بافت چربی، ارتباط معکوس با آدیپوزیتی دارد. در حالیکه تاثیر آن روی متابولیسم لیپید پروفایل در انسان کاملا مطالعه نشده است. لذا این مطالعه با هدف ارزیابی ارتباط بین آدیپونکتین با شاخص‌های آنتروپومتریک و پروفایل لیپیدی در بین زنان با وزن نرمال و درجات مختلف چاقی انجام شد.

روش‌ها: این مطالعه روی 126 زن در گروه‌های اضافه وزن و درجات مختلف چاق( Kg/m2  25BMI>) و 33  نفر زن با وزن نرمال (Kg/m2  25BMI<) انجام گرفت. سطوح سرمی آدیپونکتین و لپتین با روش  ایمنواسای با تعیین شد. سطوح گلوکز و پروفایل لیپید در حالت ناشتا به ترتیب با روش‌های گلوکز اکسیداز و آنزیماتیک اندازه‌گیری شدند. برای تعیین اختلاف میانگین متغیرها، همبستگی بین آدیپونکتین با سایر پارامترهای مورد مطالعه و نشان دادن گرایش تاثیرگذاری این پارامترها بر روی آدیپونکتین در بین گروه‌ها به ترتیب از آزمون‌های آنالیز واریانس یک طرفه، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری استفاده گردید.

یافته‌ها: میانگین غلظت سرمی آدیپونکتین با افزایش درجات چاقی  به طور معنی‌داری کاهش یافت (05/0>P). اختلاف میانگین پروفایل لیپید ، متغیرهای آنتروپومتریک ، غلظت سرمی آدیپونکتین، غلظت لپتین و گلوکز در بین گروه‌ها از نظر آماری معنی‌دار بود (05/0>P). همبستگی بین آدیپونکتین با نمایه توده بدن (321/0- =r) معکوس و معنی‌داری بود. بین غلظت سرمی آدیپونکتین با سطح سرمی  لپتین همبستگی یافت نشد (115/0- =r). همبستگی بین آدیپونکتین با لیپید پروفایل  منفی و معنی‌دار، در حالی که همبستگی آن با سطح سرمی HDL-کلسترول مستقیم و معنی‌دار بود (134/0=r). نتایج آنالیز رگرسیون چند گانه نشان داد که نمایه توده بدن، دور باسن، قد و دور وسط بازو همبستگی معنی داری با آدیپونکتین دارند (05/0>P). به ترتیب گلوکز و اندازه دور باسن بیشترین و میزان تری‌گلیسرید و اندازه ضخامت چین پوستی کمترین همبستگی با آدیپونکتین را در گروه‌های مورد مطالعه داشتند.

نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه نشان داد که آدیپونکتین برخلاف لپتین همبستگی معکوسی با شاخص‌های آدیپوزیتی و پروفایل لیپیدی در زنان داشت؛ بنابراین ممکن است به عنوان یک شاخص در مطالعه بیماری‌های مرتبط با چاقی زنان در نظر گرفته شود.


هدی سادات زاهدی، مولود پیاب، اکبر سلطانی،
دوره 12، شماره 5 - ( 4-1392 )
چکیده

لازمه داروی مناسب، علاوه بر موثر بودن در کاهش وزن، ایمن بودن آن است؛ از طرفی اغلب بیماران بعد از قطع دارو مجدداً به وزن قبلی بر می‌گردند. دارو درمانی به تنهایی و صرفاً با اهداف زیبایی به هیچ ‌وجه توصیه نمـی‌شـود، ایـن روش درمـانی به صورت اختصاصی و در افرادی خاص اندیکاسیون دارد. تصمیم‌گیری جهت استفاده از داروها تنها پس از گذشت 6 ماه از برقراری رژیم و افزایش فعالیت فیزیکی توصیه می‌گردد. استفاده از داروهایی که بی ضرر بودن آن برای مصرف طولانی مدت تأیید شده، به همراه رژیم کاهش وزن، فعالیت فیزیکی و رفتار درمـــانــی در افــرادی که BMI آنها بیش از kg/m2 30 بوده یا‌ BMI بیش از kg/m227 و واجد یکی از عوامل خطر (افزایش فشار خون، بیماری عروق کرونر، دیابت نوع 2 و آپنه هنگام خواب) هستند، قابل توصیه می‌باشد. اثرات نسبی مثبت این داروها پس از قطع دارو در مدت کوتاهی از بین رفته و بیمار به وزن قبلی باز می‌گردد. داروهای کاهنده وزن با روش‌های مختلفی نظیر کاهش اشتها، افزایش احساس سیری، کاهش جذب مواد غذایی یا افزایش مصرف انرژی اعمال اثر می‌نمایند. داروهای مختلفی جهت درمان چاقی از سال‌ها پیش تا کنون مورد استفاده قرار گرفته‌اند که به دلیل عوارض جانبی جدی، مصرف آنها ممنوع شده است. اگرچه کاهش وزن همواره بسیار مطلوب و ایده آل است اما این امر می‌بایست در کنار عوامل دیگر همچون دست یابی به کنترل بیماری‌های همراه همچون دیابت (کنترل گلیسمی) در نظر گرفته شود.
هدی سادات زاهدی، شهرزاد جعفری عبدلی، شیرین حسنی رنجبر،
دوره 12، شماره 5 - ( 4-1392 )
چکیده

چاقی یک بیماری مزمن است که شیوع آن در سراسر جهان در حال افزایش بوده و منجر به بروز بسیاری از بیماری‌ها نظیر دیابت، بیماری های قلبی- عروقی، فشار خون و برخی از سرطان‌ها می‌شود. در جوامع غربی، مصرف رژیم‌های غنی از چربی، بسیاری از افراد را در معرض ابتلا به چاقی قرار داده است. چاقی در واقع ناشی از دریافت بالاتر انرژی نسبت به میزان مصرف آن است. هم زمان با ذخیره شدن این انرژی مازاد، سلول‌های چربی رشد کرده و چاقی بروز می‌کند. چاقی علل مختلفی دارد که از مهم‌ترین آنها می‌توان به فاکتورهای متابولیکی، سبک زندگی، نوع رژیم غذایی و فعالیت فیزیکی اشاره نمود که هر کدام از عوامل می‌توانند تحت تأثیر وراثت قرار گیرند. در دو دهه اخیر و با توجه به پیشرفت‌های گسترده علمی، شناخت بیشتری نسبت به عوامل مرتبط با چاقی شامل شناسایی جهش‌های ژنی مؤثر بر چاقی و نقش فاکتور‌های متابولیکی بر بروز چاقی به دست آمده است. در میان اختلالات ژنتیکی، سندرم پرادر ویلی و باردت بیدل شایع‌ترین علل چاقی محسوب می‌شوند. به علاوه، اختلالات نورواندوکرین نظیر بیماری کوشینگ، سندرم تخمدان پلی کیستیک و کمبود هورمون رشد نیز می‌توانند زمینه ساز افزایش بافت چربی بدن شوند. با توجه به روند رو به رشد چاقی در جوامع گوناگون، ضروری است راهبرد‌های پیشگیری و درمانی مؤثری در این زمینه اتخاذ گردد.


بیتا فام، آسیه زاهدی، مهدی هدایتی، فریدون عزیزی، محمد علی منصورنیا، مریم دانشپور،
دوره 15، شماره 1 - ( 10-1394 )
چکیده

مقدمه: گیرنده رفتگر کلاس B نوع I(SRB-I) به‌عنوان گیرنده لیپوپروتئین با چگالی بالا (HDL-C) نقش کلیدی در انتقال معکوس کلسترول بر عهده دارد. هدف مطالعه کنونی بررسی ارتباط پلی‌مورفیسم اگزون 1 ژن SR-BI(G→A) با غلظت چربی‌های سرمی در افراد شرکت کننده در مطالعه قند و لیپید تهران (TLGS) می‌باشد.

روش‌ها: مطالعه‌ مقطعی حاضر بر روی 774 فرد بالغ با محدوده سنی 20 تا 70 سال (322 مرد و 452 زن) که به‌صورت تصادفی از میان جمعیت TLGS انتخاب شده بودند، انجام شد. اطلاعات تن سنجی و بیوشیمیایی برای هر یک از افراد شرکت کننده اندازه‌گیری شد و سپس طول قطعه چند شکلی انتخاب شده از ژن SR-BI تحت اثر آنزیم محدود کننده Alu مشخص گردید.

یافته‌ها: براساس یافته‌های این مطالعه، فراوانی اللی برای چند شکلی SR-BI در جمعیت تهرانی برابر )159/0A=، 841/0G=) بود و فراوانی الل‌ها از تعادل هاردی- واینبرگ تبعیت می‌کرد. نتایج این مطالعه نشان داد که در حضور الل A، پس از تعدیل اثر سن، سطح HDL-C و HDL3 کاهش می‌یابد (به‌ترتیب 046/0P= و 041/0P=).

نتیجه‌گیری: بروز اختلال در میزان چربی‌های سرمی ناشی از میانکنش عوامل محیطی و ژنتیکی است بنابراین علی‌رغم وجود ارتباط میان ژن SR-BI و این اختلالات،  پلی‌مورفیسم اگزون 1 ژن SR-BI نمی‌تواند به تنهایی موجب بروز اختلال در میزان HDL-C شود ولی ممکن است در آینده، این تغییر ژنتیکی به‌عنوان یکی از مارکرهای مولکولی برای تشخیص مورد استفاده قرار گیرد.


فهیمه کاظمی، صالح زاهدی اصل،
دوره 16، شماره 2 - ( 10-1395 )
چکیده

مقدمه: اخیراً نقش اپلین در التهاب مشخص شده است، ولی اثر سایتوکاینی اپلین ناشی از تمرین ورزشی در وضعیت دیابت بررسی نشده است. هدف از تحقیق حاضر، تعیین اثر ضد التهابی 8 هفته تمرین هوازی بر غلظت پلاسمایی اپلین موش‌های صحرایی نر دیابتی بود.
روش‌ها: تعداد 28 سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار به‌طور تصادفی به 3 گروه غیر دیابتی (9 سر)، دیابتی کنترل (9 سر) و دیابتی تمرین (10 سر) تقسیم شدند. دیابت نوع دو با تجویز درون صفاقی نیکوتین آمید (95 میلی‌گرم/ کیلوگرم وزن بدن) و استروپتوتوزوسین (60 میلی‌گرم/ کیلوگرم وزن بدن) القاء شد. گروه تمرین، 8 هفته روی نوارگردان به‌طور فزاینده با سرعت 24 متر بر دقیقه، به‌مدت 45 دقیقه و شیب 5 درصد دویدند. پس از تمرین، غلظت پلاسمایی گلوکز، انسولین، فاکتور نکرروز تومور-آلفا (TNF-α) و اپلین اندازه‌گیری و شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR) محاسبه شد. از آزمون آماری تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون همبستگی پیرسون برای تحلیل داده‌ها استفاده و سطح معنی‌داری 05/0P< در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: نتایج تحقیق، کاهش معنی‌دار غلظت پلاسمایی گلوکز و انسولین و TNF-α و HOMA-IR گروه دیابتی تمرین را نسبت به گروه دیابتی کنترل، افزایش معنی‌دار غلظت پلاسمایی اپلین گروه دیابتی تمرین را نسبت به گروه غیردیابتی و دیابتی کنترل و ارتباط منفی معنی‌دار بین غلظت پلاسمایی اپلین و TNF-α گروه دیابتی تمرین را نشان داد.
نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد 8 هفته تمرین هوازی با بهبود حساسیت به انسولین و کاهش التهاب می‌تواند غلظت پلاسمایی اپلین موش‌های صحرایی نر دیابتی را افزایش دهد.
 
سیما زاهدی، علی درویش پور کاخکی، میمنت حسینی، زهرا رزاقی،
دوره 17، شماره 4 - ( 2-1397 )
چکیده

مقدمه: همودیالیز شایع‌ترین روش درمان در بیماران مبتلا به مرحله‌ی انتهایی نارسایی مزمن کلیه می‌باشد. بیماران تحت درمان با همودیالیز به‌دلیل داشتن درمان‌های خاص نیازمند انجام فعالیت‌های خودمراقبتی می‌باشند. با توجه به کمبود اطلاعات در مورد نقش سواد سلامت در خودمراقبتی مؤثر و کارآمد این بیماران، پژوهش حاضر با هدف تعیین همبستگی خودمراقبتی با سواد سلامت در بیماران تحت درمان با همودیالیز انجام شد.
روش‌ها: پژوهش حاضر یک مطالعه‌ی توصیفی- همبستگی است که بر روی 93 بیمار تحت درمان با همودیالیز مراجعه کننده به بیمارستان ولی‌عصر (عج) اراک به روش نمونه‌گیری مبتنی بر هدف انجام شده است. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش‌نامه‌های اطلاعات جمعیت شناختی، خودمراقبتی و تعدیل شده سواد سلامت بزرگسالان ایرانی بود. تجزیه و تحلیل اطلاعات با کمک آزمون‌های آماری توصیفی و استنباطی (همبستگی پیرسون) انجام شد. سطح معناداری 05/0P< در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: از 93 بیمار مورد پژوهش 6/79 درصد مرد و 4/20 درصد زن بودند. میانگین نمره‌ی خودمراقبتی (46/45±) 90/146 و سواد سلامت (42/36±) 14/88 و در حد متوسط برآورد شدند. به‌ترتیب کم‌ترین نمره خودمراقبتی و سواد سلامت مربوط به حیطه‌ی مصرف مایعات و تصمیم‌گیری و رفتار بود. همچنین خودمراقبتی با سواد سلامت همبستگی مثبت و معناداری داشت (6/0= r، 0001/0> P)
نتیجه‌گیری: با توجه به همبستگی مثبت و معنادار خودمراقبتی با سواد سلامت لزوم توجه مسؤولین و سیاست‌گذاران پرستاری جهت ارائهی برنامه‌های آموزشی متناسب با سطح سواد سلامت ضروری به‌نظر می‌رسد.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb