جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای شکری

پروین فرزانگی، فرزانه شکریان،
دوره 15، شماره 1 - ( 10-1394 )
چکیده

مقدمه: دیابت نوع دو بیماری مزمنی است که عوارض بسیار زیادی از جمله آترواسکلروز را به‌دنبال دارد. خانواده ماتریکس متالوپروتئینازها (MMPs)، نقش مهمی در آترواسکلروز و بازسازی دیواره عروقی بازی می­کنند. هدف از این مطالعه تعیین اثر هشت هفته تمرین هوازی به همراه مصرف دانه خرفه بر سطوح MMP-1، MMP-3 و MIP-1α می­باشد.

روش­ها: در یک مطالعه نیمه­تجربی تعداد 28 نفر از زنان مبتلا به دیابت نوع دو در دامنه سنی 44-65 سال انتخاب و به‌طور تصادفی به چهار گروه (تمرین، مکمل، تمرین- مکمل و کنترل) تقسیم شدند. برنامه تمرینی شامل هشت هفته (هر هفته سه جلسه یک ساعته) و با شدت 50-70 درصد حداکثر ضربان قلب انجام گرفت. گروه­های دریافت­کننده مکمل روزانه مقدار 5/7 گرم دانه خرفه دریافت کردند. خون‌گیری طی شرایط 12 ساعت ناشتایی قبل و بعد از هشت هفته انجام گرفت. داده­ها با استفاده از آنوای دوراهه با اندازه‌گیری مکرر آنالیز شدند. سطح معنی­داری (05/0 =P) در نظر گرفته شد.

یافته­ها: هشت هفته تمرین هوازی یا مصرف دانه خرفه منجر به کاهش معنی‌دار سطوح MMP-1، MMP-3 و MIP-1α در مقایسه با پیش آزمون شد. امّا، اثربخشی تعامل تمرین و مکمل بر شاخص­های فوق به مراتب بهتر بوده است. میزان MMP-1 بین گروه مکمل‌، تمرین و تمرین- مکمل با گروه کنترل (000/0 =P) و بین گروه مکمل و تمرین با تمرین- مکمل (به‌ترتیب 018/0 =P و 039/0 =P) از تفاوت معنی­دار برخوردار می­باشد. میزان MMP-3 بین گروه مکمل با گروه تمرین-مکمل (007/0 =P) و با گروه کنترل (011/0 =P)، گروه تمرین با گروه تمرین- مکمل (026/0 =P) و با گروه کنترل (04/0 =P) از تفاوت معنی­داری برخوردار می­باشد. میزان MIP-1α فقط بین گروه تمرین- مکمل با گروه کنترل (001/0 =P) از تفاوت معنی­داری برخوردار می­باشد.

نتیجه­گیری: نتایج نشان داد هر دو مداخله تمرین و مکمل خرفه ممکن است به واسطه اثرات آنتی اکسیدانتی و ضدالتهابی خود از استرس اکسایشی ناشی از دیابت حمایت نمایند و ترکیب این دو شیوه درمانی با اثرات هم افزایی همراه بود.


رؤیا سهرابی، سیده ندا موسوی، رضا شاپوری، سیامک حیدرزاده، رسول شکری،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده

مقدمه: میزان اکتینوباکتریا و بیفیدوباکتریوم، که از باکتریهای مفید روده هستند بین زنان باردار مبتلا به دیابت بارداری (GDM) با زنان باردار سالم مورد مقایسه قرار گرفته و ارتباط آنها با میزان درشت مغذیهای دریافتی در رژیم غذایی با این باکتریها مورد بررسی قرار گرفته است.
روش‌ها: پنجاه مادر باردار مبتلا به GDM که در هفتههای 24-28 بارداری، براساس آزمایش تحمل گلوکز شناسایی شدند و50 مادر باردار سالم با نتایج قند طبیعی انتخاب شدند. نمونۀ مدفوع جمع‌آوری شد. DNA‌ باکتریایی استخراج شده و تکثیر ژن 16S rRNA به روش qPCR و با استفاده از پرایمرهای universal باکتریایی انجام شد. اطلاعات غذایی با استفاده از پرسشنامه بسامد خوراک جمع‌آوری شد.
یافته‌ها: به‌طور کلی جمعیت اکتینوباکتریا (02/0P= ) و بیفیدوباکتریوم (001/0P= ) در زنان باردار مبتلا بهGDM  کمتر از زنان نرموگلایسمیک بود. با تعدیل اثر همۀ فاکتورهای مورد بررسی و گروه‌های مورد مطالعه، سن (02/0P= ) و سطح تحصیلات (04/0P= ) اثر معنی‌دار بر جمعیت اکتینوباکتریا نشان داد. دریافت کالری بالاتر جمعیت اکتینوباکتریای روده را 1/11 برابر کاهش داد (01/0P= ). میزان کربوهیدرات و چربی مصرفی در رژیم غذایی اثر مثبت بر جمعیت اکتینوباکتریای روده نشان داد (02/0P=  و 003/0P= ). میزان کلسترول دریافتی در رژیم غذایی اثر منفی بر جمعیت بیفیدوباکتریوم نشان داد (02/0P= )
نتیجه‌گیری: افزایش میزان کربوهیدرات و چربی دریافتی در رژیم غذایی با تأکید بر اسیدهای چرب تک و چند غیراشباع و کاهش میزان کالری و کلسترول دریافتی روزانه به ترتیب منجر به افزایش اکتینوباکتریا و بیفیدوباکتریوم که از گونه‌های مفید روده هستند، شد.
رقیه منصوری، رسول شکری، سیده ندا موسوی، داوود افشار،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده

مقدمه: در مطالعۀ حاضر اثرات مکمل یاری با کورکومین به همراه رژیم غذایی کاهش وزن بر فراوانی نسبی باکتری‌های تولیدکننده بوتیرات در رودۀ مردان چاق که از نظر متابولیکی سالم بودند بررسی شده است.
روش‌ها: در کارآزمایی بالینی دوسوکور کنترل شدۀ حاضر، 60 مرد چاق (نمایۀ تودۀ بدنی بزرگتر-مساوی kg/m2 30) که از نظر متابولیکی سالم بودند شرکت کردند. شرکت‌کنندگان به‌صورت تصادفی به یکی از دو گروه دریافت کننده مکمل کورکومین (500 میلی‌گرم، دوبار در روز) یا دارونما تقسیم شدند. طول مدت مداخله هشت هفته بود. نمونه‌ها از نظر سن و دریافت غذایی قبل از مطالعه بین دو گروه همسان‌سازی شدند. نمونه مدفوع در ابتدا و انتهای مطالعه جمع‌آوری و فراوانی نسبی باکتری‌ها پس از استخراج DNA اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: فراوانی نسبی فکالی باکتریوم پراسنیتزی در مردان تحت مداخله با دارونما پس از 8 هفته کاهش یافته (04/0= P) و به‌طور معنی‌داری کمتراز گروه تحت مداخله با کورکومین بود (003/0=P ). میانگین تغییرات فکالی باکتریوم پراسنیتزی در گروه دریافت کنندۀ کورکومین افزایشی بوده در‌حالی‌که در گروه دارونما کاهشی بود (003/0=P ). به‌علاوه میانگین تغییرات روزبوریا اینتستینالیس در گروه دریافت کنندۀ کورکومین افزایشی و در گروه دارونما کاهشی بود (009/0=P ).
نتیجه‌گیری: رژیم غذایی کاهش وزن منجر به کاهش فراوانی نسبی باکتری‌های بوتیروژنیک در رودۀ مردان چاق می‌شود درحالی‌که مکمل یاری با کورکومین می‌تواند منجر به افزایش جمعیت این باکتری‌ها، به‌عنوان یکی از روش‌های درمان چاقی، شود.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb