15 نتیجه برای شیخ
همایون شیخ الاسلامی، کمال بوستانی، سیما هاشمی پور، فاطمه حاج منوچهری، امیر ضیائی،
دوره 4، شماره 3 - ( 2-1384 )
چکیده
تحقیقات متعدد نشانگر این مطلب بوده اند که شیوع بیماری سلیاک در بیماران مبتلا به دیابت نوع 1 در مقایسه با جمعیت عادی غیر دیابتی بالاست.به همین جهت غربالگری بیماری سلیاک در بیماران دیابت نوع 1 توصیه شده است. این مطالعه جهت بررسی فراوانی نسبی سلیاک در بیماران مبتلا به دیابت نوع 1 انجام شده است.
روشها: این مطالعه به صورت مورد- شاهدی در سال 1383 در بیمارستان بوعلی سینا قزوین انجام گرفته است. سطوح آنتی بادی های تام IgA ، آنتی بادی ضد گلیادین ( IgA ) وسطح آنتی بادی ضد بافتی ترانس گلوتامیناز در 60 بیمار مبتلا به دیابت نوع 1 با 60 نفر از افراد غیر دیابتی سالم مقایسه شد و در افرادی که هر دو آنتی بادی AGA-IgA و tTG-IgA آنها بالا بود ، اقدام به آندوسکوپی فوقانی و برداشت بیوپسی از بخش دیستال دئودنوم گردید.
یافتهها: هیچکدام از بیماران در گروه مورد کمبود IgA نداشتند . در 14 بیمار از گروه مورد و 12 نفر از گروه کنترل، AGA-IgA مثبت شد که از نظر آمــاری اختلاف معنی داری بین آنها وجود نداشت. در 2 بیمار گروه مورد نیز IgA-tTG مثبت شد. بیـوپسی از رودۀ بـاریـــک در 1 مـــورد از 2 بیمــار دیابتیک با سرولوژی مثبت (AGA-IgA و tTG-IgA مثبت) ، نشاندهندۀ آتروفی ویلوس Type IIIC ( بر اساس معیارهای اصلاح شدۀ Marsh در سال 2001 ) بود . بیوپسی بیمار دوم طبیعی گزارش گردید.
نتیجهگیری: فراوانی بیماری سلیاک در بیماران با دیابت نوع 1 در این مطالعه 67/1% تعیین گردید که تفـاوت معنی داری از جهت ابتلا به سلیاک در بین 2 گروه مورد مطالعه پیدا نشد. با توجه به میزان بالای مثبت کاذب آزمون AGA-IgA ، ما نتیجه گرفتیم این آزمون ، آزمون غربالگری قابل اعتمادی برای سلیاک نیست . اگر چه تیترهای بسیار بالایِ آزمون AGA-IgA می تواند درجۀ اعتماد به آن را افزایش دهد ، با این وجود نباید از آن به عنوان تنها آزمون مشخص کنندۀ وجود یا عدم وجود سلیاک بهره گرفت.
باقر لاریجانی، سید سجاد محسنی صالحی، شیرین ایرانی، مرجان اکبری کامرانی، نسیم شیخ بهایی، احمد سجادی، سید ناصر استاد،
دوره 6، شماره 1 - ( 5-1385 )
چکیده
مقدمه: مطالعات متعددی جهت بررسی پیوند پانکراس به عنوان روشی نسبتاً قطعی در درمان دیابت نوع1 انجام میشوند .از آنجاکه میزان حیات جزایر برای پروگنوز پیوند مهم میباشد، در مطالعه حاضر مراحل لازم برای تهیه جزایر سلولی جهت پیوند در رت، انجام شده است. هدف از انجام این مطالعه ارزیابی میزان حیات مجموعه جزایر بدست آمده در روزهای مختلف و در نهایت پیشنهاد زمان مناسب جهت پیوند میباشد.
روشها:پانکراس رت جدا شده، بعد از
Chopping، توسط کلاژنازV برای مدت20 دقیقه در دمای C 37 C37ْ هضم شده و 3 بار سانتریفوژ شد.
سپس جزایر زیر میکروسکوپ جدا شده و در محیط کشت RPMI1640 در دمای Cْ37 ، برای 6 روز انکوبه شدند. هر Well حاوی 45-35 جزیره بود. میزان حیات جزایر پانکراس با ارزیابی میزان رنگ پذیری آنها با Acridine Orange / Propiodine Iodide و بررسی زیر میکروسکوپ فلورسنت تعیین گردید که در ساعتهای 0 ، 24 ، 48 و روزهای 3 و 5 و 6 انجام پذیرفت.
یافتهها: میزان حیات پس از انکوباسیون به تدریج افزایش مییابد تا به حداکثر میزان خود در روز دوم میرسد. پس از آن میزان حیات سلولها هستیم سیر نزولی را طی میکند بهطوری که در روزهای 5 و 6 به شدت کاهش یافته و به حدود صفر میرسد.
نتیجهگیری: وضعیت حیاتی سلول های جزیره ای پانکراس پس از جداسازی و تخلیص بدنبال کشت در محیط مناسب بهبود می یابند، بهطوری که این سلولها بهترین آمادگی جهت پیوند را پس از 48 ساعت انکوباسیون بعد از جداسازی از محیط بدن دارند.
احمد فرجزاده شیخ، صالح زاهدیاصل، نرگس عسکری سبزکوهی، سمیه بریهمی،
دوره 6، شماره 1 - ( 5-1385 )
چکیده
مقدمه: با توجه به ارتباط هیپرکلسترولمی و بیماریهای قلبی عروقی، مطالعه در جهت معرفی روغنهایی که نقش کمتری در افزایش کلسترول خون دارند ضروری میباشد. یکی از این روغنها، روغن کنجد میباشد. در بررسی حاضر اثر ارده (حاوی روغن کنجد) بر لیپوپروتیینها و تریگلیسرید خون موش صحرایی مورد بررسی قرار گرفت.
روشها: شصت موش صحرایی نر از نوع آلبینو ویستار به وزن و سن تقریبی یکسان در 6 گروه 10 تایی تقسیم شدند. ابتدا هر 6 گروه بهمدت 20 روز تحت رژیم عادی یکسان قرار گرفته و سپس گروههای 6 گانه به مدت 30 روز تحت رژیمهای غذایی متفاوت قرار داده شدند.گروه 1 رژیم عادی، گروه 2 رژیم عادی بهعلاوه ارده، گروه 3 رژیم عادی به علاوه روغن آفتابگردان، گروه 4 رژیم پرکلسترول (رژیم عادی بهعلاوه 5/0% اسیدکولیک و 1% کلسترول)، گروه 5 رژیم پرکلسترول به علاوه ارده و گروه 6 رژیم پرکلسترول به علاوه روغن آفتاب گردان به مدت یک ماه مصرف کردند. در انتها، از طریق سینوس چشمی از موشها خونگیری به عمل آمد و غلظت کلسترول، تریگلیسرید و HDL سرم اندازهگیری شد. VLDL با استفاده از فرمول محاسبه گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که غلظت کلسترول خون موشهای تغذیه شده با ارده (mg/dl 3/2±2/38) بهطور معنیداری (01/0P<) نسبت به گروه 1 (9/5±5/49) کاهش داشت ولی این کاهش در گروه تغذیه شده با روغن آفتابگردان (گروه 3) معنیدار نبود. همچنین ارده به طور معنیداری باعث کاهش کلسترول موشهای تغذیه شده با رژیم پرکلسترول (گروه 5) شد. کاهش کلسترول در موشهای تغذیه شده با رژیم پرچرب به علاوه روغن آفتابگردان نیز مشاهده گردید. نتایج حاصل از بررسی تریگلیسرید حاکی از کاهش معنیدار (05/0P<) تریگلیسرید در موشهای گروه 2 در مقایسه با گروه کنترل (گروه 1) بوده است در صورتی که این کاهش در موشهای تغذیه شده با روغن آفتابگردان (گروه 3) معنیدار نبود. در گروههای تغذیه شده با رژیم پرکلسترول (گروههای 5 و 6) روغن آفتابگردان قادر به کاهش معنیدار تریگلیسرید نسبت به گروه کنترل (گروه 4) نبود. در بررسی HDL، اختلاف معنیداری بین گروههای تغذیه شده با ارده و روغن آفتابگردان با گروه کنترل مشاهده نشد. VLDL گروه2 بهطور معنیداری نسبت به گروه 1 کاهش یافت (05/0P<) ولی این کاهش در گروه 3 نسبت به گروه 1 معنیدار نیست. تغییرات VLDL در گروهای 5 و6 نیز نسبت به گروه 4 معنیدار نمیباشد.
نتیجهگیری: نتایج بررسی، نشان دهنده اثر کاهش دهنده ارده بر کلسترول و تریگلیسرید سرم در رژیم عادی و همچنین کاهش کلسترول در سرمهای هیپرکلسترولمی میباشد. با توجه به نتایج این مطالعه، پیشنهاد میگردد که اثر درمانی روغن کنجد در کاهش کلسترول افرادی که کلسترول خون بالا دارند مورد بررسی قرار گیرد.
آزاده ضابطیان، فرزاد حدایق، مریم توحیدی، فرهاد شیخ الاسلامی، فریدون عزیزی،
دوره 7، شماره 1 - ( 4-1386 )
چکیده
هدف از این مطالعه تعیین و بررسی شیوع سندرم متابولیک و ارتباط آن با بیماری های قلبی-عروقی در افراد مسن ایرانی بود.
روشها: در این مطالعه مقطعی، شیوع سندرم متابولیک بر اساس معیارهای ATP III ،WHO و IDF در 720 مرد و زن
65 ≤ سال بررسی گردید. رگرسیون لجستیک با روش مرحلهای برای تخمین نسبت شانس بروز بیماری های قلبی-عروقی در ارتباط با هر یک از تعاریف سندرم متابولیک در 3 الگو یا طرح صورت گرفت. بدینترتیب که الگوی اول نسبت شانس بروز بیماری های قلبی-عروقی را با تعدیل متغیر سن و الگوی دوم بعد از تعدیل متغیرهایی سن، سابقه مصرف سیگار، سابقه خانوادگی بروز بیماری های قلبی-عروقی زودرس و LDL سرمی و در نهایت در الگوی سوم تاثیر متغیرهای مخدوش کننده ذکر شده در الگوی دوم به علاوه اجزای سندرم متابولیک بر اساس هر یک از سه معیار تعدیل میشود.
یافتهها: شیوع سندرم متابولیک به ترتیب 8/50، 9/41 و 8/41% بر اساس ATP III ، IDF و WHO یافت شد. IDF هم خوانی بالا با ATP III داشت. در الگوی 2، دو تعریف ATP III و WHO با CHD با نسبت های شانس به ترتیب (2/2-1/1) 6/1 و (4/2-9/1) 7/1 ارتباط داشتند. در الگوی 3، چاقی (طبق WHO) و فشار خون بالا (طبق ATP III و WHO) با CHD ارتباط داشتند.
نتیجهگیری: بر اساس ATP III و WHO، سندرم متابولیک با CHD بعد از تعدیل متغیرهای قراردادی ارتباط نشان داد ولی بعد از تعدیل اجزای آن این ارتباط از دست رفت.
شهناز شهرجردی، نادر شوندی، مسعود گلپایگانی، رحمان شیخ حسینی،
دوره 9، شماره 1 - ( 9-1388 )
چکیده
مقدمه: دیابت، اختلالی متابولیک است که مشخصه آنها افزایش مزمن قند خون و اختلال متابولیسم کربوهیدرات ، چربی و پروتئین می باشد.
روشها: در این تحقیق نیمه تجربی، از بین زنان مبتلا به دیابت نوع 2 مراجعه کننده به درمانگاه شرکت نفت اراک، تعداد 27 نفر انتخاب و در سه گروه کنترل (8 نفر)، استقامتی (10 نفر) و قدرتی (9 نفر) قرار گرفتند. گروه تمرینات قدرتی و استقامتی، به مدت 8 هفته (3 جلسه در هفته و هر جلسه 50-30 دقیقه) تمرینات را اجرا نمودند. در این پژوهش از سطح HbA1C ناشتا، پرسشنامه های کیفیت زندگی SF-36 و سلامت روان GHQ ( Global Health Questionnaire) استفاده شد. تحلیل دادهها به کمک نرم افزار SPSS نسخه 12 با استفاده از آزمون های t زوجی شده و تحلیل واریانس یک طرفه و در سطح معنی داری 01/0 انجام شد.
یافته ها: میانگین داده های HbA1C در گروه استقامتی از 554/0±80/7 در پیش آزمون به 517/0±13/7 در پس آزمون و گروه قدرتی از 231/2±766/9 به 507/1±9/7 رسید. با آزمون t زوجی، شده بین میانگین پیش آزمون و پس آزمون گروه استقامتی (004/0 =P) و قدرتی (700/0 =P) اختلاف معنی داری مشاهده می شود. همچنین بین میانگین داده های پیش آزمون و پس آزمون کیفیت زندگی گروه استقامتی (0001/0=P) و قدرتی(007/0=P) و سلامت روان گروه استقامتی(0001/0=P) و قدرتی(0001/0=P) اختلاف معنی داری وجود داشت. در ANOVA بین میانگین دادههای پیش آزمون کیفیت زندگی (2/0=P) و سلامت روان (2/0=P) سه گروه، اختلاف معنیداری وجود نداشت ولی در پس آزمون کیفیت زندگی (007/0=P) و سلامت روان (0001/0=P) وجود داشت.
نتیجه گیری: تمرینات استقامتی و قدرتی بر کنترل قند خون، کیفیت زندگی و سلامت روان بیماران دیابتی تأثیر دارند اما تأثیر تمرینات بر کیفیت زندگی این بیماران بیشتر است.
نوشین فهیمفر، فرزاد حدائق، داود خلیلی، فرهاد شیخالاسلامی، فریدون عزیزی،
دوره 9، شماره 4 - ( 6-1389 )
چکیده
مقدمه: طبق مطالعات انجام گرفته در غرب، خطر دیابت برای بروز بیماری عروق کرونر قلب (CHD) معادل با خطر داشتن سابقه CHD است. آیا در یک جمعیت ایرانی با شیوع بالای دیابت، باز هم این دو خطر یکسانی را برای بروز CHD ایجاد میکنند؟
روشها: جمعیت مورد مطالعه یک هم گروه شامل 2267 مرد و 2931 زن 30 ساله و بالاتر بودند که با میانه معادل 5/7 سال پیگیری شدند. خطر بروز CHD با استفاده از مدل خطرات متناسب کاکس برای افراد دیابتی بدون سابقه CHD (دیابت+/ بیماری قلبی-) و نیز افراد دارای سابقه CHD بدون دیابت (دیابت-/ بیماری قلبی+) محاسبه گردید.
یافتهها: پس از تعدیل سن و سایر عوامـل خطر معمول و مقایسه با گروه فاقد دیابت و سابقـــه CHD (دیابت-/ بیماری قلبی-)، نسبت خطر (HR) برای گروه "دیابت+/ بیماری قلبی-" معادل (60/2-15/1 :فاصله اطمینان 95%) 73/1 و برای گروه "دیابت-/ بیماری قلبی+" معادل (10/3-45/1:فاصله اطمینان 95%( 12/2 در مردان و این ارقام در زنان به ترتیب (97/6-74/2) 37/4 و (20/8-17/3) 10/5 بود. پس از تعدیل سن و جنس و سایر عوامل خطر گروه "دیابت-/ بیماری قلبی+" در مقایسه با "دیابت+/ بیماری قلبی-" دارای HR برابر (28/0=P ،61/1-87/0) 19/1 بود و در مقایسه دو گروه به تفکیک دیابت تحت درمان و دیابت تازه تشخیص داده شده این اعداد به ترتیب (65/0=P ،35/1-62/0) 91/0 و (07/0= P ،03/2-98/0) 41/1 محاسبه گردید.
نتیجهگیری: خطر بروز CHD در دیابتیها معادل خطر بروز CHD در افراد با سابقه قبلی CHD میباشد و این موضوع تاکید جدی بر لزوم اقدامات سریع و جدی در پیشگیری از حوادث قلبی عروقی در بیماران دیابتی را به همراه دارد.
اکبر حاجیزاده مقدم، ضیاء فلاح محمدی، پیروز شیخ، سعید میرزایی،
دوره 11، شماره 4 - ( 3-1391 )
چکیده
Normal
0
false
false
false مقدمه: هدف از اجرای این پژوهش بررسی اثر شش هفته تمرین
اختیاری چرخ دوار و مصرف عصاره گیاه آلیوم پارادوکسوم بر سطوح عامل نوروتروفیک
مشتق از مغز (BDNF)Brain Derived Neurotrophic Factor در هیپوکامپ موش های دیابتی القاء
شده با آلوکسان بود.
روشها: 42 سر موش نر هشت هفتهای با میانگین وزن
5 ± 235 گرم از انستیتو پاستور شمال ایران
تهیه شدند و به طور تصادفی به شش گروه (کنترل، تمرین، دیابت - تمرین، دیابت بدون تمرین، دیابت - آلیوم، دیابت - آلیوم - تمرین) تقسیم
شدند. دیابتی
کردن موشها طی یک بار تزریق آلوکسان مونوهیدرات (120 میلیگرم به ازای هر کیلو وزن
بدن) محلول در بافر سالین به صورت درون صفاقی انجام شد. مدت مطالعه شش هفته و برای
گروههای تمرینی، ورزش از نوع اختیاری روی چرخ دوار بود. پس از پایان دوره ورزش، بعد
از بیهوشی با مخلوط کتامین (mg/kg50-30) و زایلازین (mg/kg5-3)، سر حیوانات
با قیچی جراحی قطع، مغز خارج شده و هیپوکامپ روی یخ جدا گردید. هیپوکامپ در بافر تهیه شده هموژن و پس از سانتریفوژ، سوپرناتانت به دست آمده جهت اندازهگیری BDNF استفاده
گردید. سطح BDNFهیپوکامپ
با استفاده از کیت EIA و به روش آنزیم لینک ایمنواسی (ELISA) اندازهگیری
شد. دادهها به روش تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی LSD بررسی
شدند.
یافتهها: دیابت
القایی با آلوکسان تغییر معناداری در سطح BDNF هیپوکامپ ایجاد نکرد (05/0P<). نتایج نشان داد که بین سطوح BDNF
هیپوکامپ گروه کنترل با گروه دیابت-آلیوم (001/0=P) و گروه دیابت-آلیوم-تمرین (001/0=P) تفاوت معناداری وجود داشت.
نتیجهگیری: نتایج
این تحقیق نشان میدهد که دیابت
ناشی از تزریق آلوکسان مونوهیدرات تغییر معناداری در BDNF ایجاد نکرد. انجام فعالیت اختیاری چرخ دوار و مصرف آلیوم پارادوکسوم میتواند
موجب افزایش BDNF گردد. این افزایش میتواند در مقابله با اثرات زیانبار دیابت و استرس
اکسایشی همراه با آن مفید باشد.
احسان حسینی بیدختی، وحید تأدیبی، ناصر بهپور، دارویش شیخالاسلامی وطنی، سارا غریب شی، سکینه نیک سرشت،
دوره 11، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
مقدمه: هیپوکسی میتواند سازگاریهای هماتولوژیکی سودمندی درپی داشته باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر هیپوکسی تناوبی بر غلظت انسولین و شاخصهای هماتولوژیک در افراد چاق مبتلا به دیابت نوع 2 بوده است.
روشها: بدین منظور از بین افراد چاق مبتلا به دیابت نوع 2 در مرکز دیابت کرمانشاه، 40 نفر داوطلب به صورت تصادفی انتخاب و نهایتاً 10 نفر از واجدین شرایط (زنان یائسه و مردان چاق، با نمایه توده بدنی بیش از 30) به عنوان آزمودنی در پژوهش شرکت کردند. آزمودنیها دارای میانگین شاخص توده بدنی 32 و دامنه سنی 50 تا 70 سال بودند. هیپوکسی تناوبی به مدت 14 روز، هر روز یک ساعت (5 دقیقه هیپوکسی و 5 دقیقه هوای اتاق در حالت نشسته) اجرا شد. شدت هیپوکسی در 5 روز اول و دوم معادل 12 و 11 درصد و در 4 روز سوم معادل 10 درصد اکسیژن در هوای دمی بود. در ابتدا و انتهای دوره هیپوکسی نمونههای خونی جمعآوری و میزان لپتین و انسولین پلاسما اندازهگیری شد.
یافتهها: یافتهها بیانگر افزایش معنادار لپتین پلاسما در روز 7 و 15 نسبت به پیشآزمون بود (05/0>P). میزان انسولین پلاسما در هیچ یک از مقادیر اندازهگیری شده با وجود افزایش نسبت به پیشآزمون معنادار نبود.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاضر بیانگر اثر مثبت هیپوکسی تناوبی در افزایش سطوح لپتین پلاسما در افراد چاق مبتلا به دیابت نوع 2 میباشد.
هاله افشار، فرزاد حدائق، ناهید بلادی مقدم، رضا محبی، فرهاد شیخالاسلام، فریدون عزیزی،
دوره 11، شماره 6 - ( 8-1391 )
چکیده
1024x768 هدف: مقایسه توانایی تعاریف مختلف سندرم متابولیک (Mets) در برابر هریک از اجزای تشکیل دهنده آنها در پیشبینی
میزان بروز سکته مغزی و این که آیا سندرم متابولیک، مستقل از اجزایش، خطری دارد.
روشها: این مطالعه در بین 2548 فرد ایرانی، بالای 50 سال و بدون
سابقه حوادث قلبی عروقی در ابتدای مطالعه، انجام شد. جهت تعریف سندرم متابولیک از
معیارهای WHO,IDF و JIS استفاده شد. از آنالیز Cox proportional hazards
regression
جهت تخمین نسبت خطر (HR)
و فاصله اطمینان (cl) 95% میزان بروز سکته مغزی برای هر یک
از تعاریف و اجزایشان استفاده شد.
یافتهها: در طی 3/9 سال پیگیری، 72 مورد سکته مغزی رخ داد. نسبت خطر مولتی واریانت (فاصله اطمینان 95%) بروز سکته
مغزی 71/2 (68/4-57/1)، 04/2 (27/3-27/1) و 87/1(00/3-17/1) به ترتیب برای JIS، IDF، WHO به دست آمد. در تعاریف JIS
و IDF، فشار خون بالا، سطح بالای گلوکز پلاسما
و چاقی مرکزی پیشبینی کنندههای مهمی بودند. (نسبت خطر مولتی واریانت به ترتیب
98/3 (88/7-01/2)، 01/2 (22/3-25/1) و 73/1 (79/2-08/1) بود). تفاوتی بین تعاریف
مختلف سندرم متابولیک در پیشبینی بروز سکته مغزی وجود نداشت. با استفاده از تست paired homogeneity
مشخص شد که تعریف کامل سندرم در مقایسه با فشار خون بالا، سطح بالای
گلوکز پلاسما و چاقی مرکزی قادر به پیشبینی بهتری نمیباشد. در تمام تعاریف، بعد
از تعدیل هریک از اجزای سندرم متابولیک، ارتباط آن با سکته مغزی از بین رفت؛ در این مدل فقط فشار خون بالا به عنوان یک عامل
پیشبینی کننده باقی ماند.
نتیجهگیری: تمام تعاریف سندرم متابولیک با سکته مغزی ارتباط داشتند.
بعد از تعدیل هر یک از اجزای سندرم، این ارتباط از بین رفت و فقط فشار خون بالا به
عنوان یک عامل پیشبینی کننده باقی ماند.
Normal
0
false
false
false
سیدرضا فاطمی طباطبایی، سمیه شیخ،
دوره 12، شماره 1 - ( 10-1391 )
چکیده
مقدمه: آلومینیوم، سومین عنصر فراوان پوسته زمین، ممکن است به روشهای مختلفی وارد بدن شود. تماس بیش از حد با این عنصر طیف وسیعی از بیماریها را ایجاد میکند. با توجه به مشکلات فراوان ناشی از تماس با این عنصر، ممکن است ورود آن به بدن بر هموستاز لیپیدها، قند خون و ترشح هورمونها تأثیر گذاشته و از این طریق زمینهساز دیابت و بیماریهای قلبی عروقی شود. لذا در این مطالعه آثار مصرف خوراکی آلومینیوم بر شاخصهای مذکور مورد مطالعه قرار گرفت.
روشها: 18 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به سه گروه تقسیم شدند. به آب آشامیدنی (آب مقطر) آنها روزانه به مدت 7 هفته مقادیر صفر، 100 و 200 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن، آلومینیوم به شکل کلرید آلومینیوم اضافه شد. مقادیر تریگلیسرید (TG)، کلسترول تام (TC)، HDL-c و گلوکز پلاسما به روش آنزیماتیک اندازهگیری شدند و اندازهگیری انسولین پلاسما به روش ELISA انجام گرفت. جهت تأیید مقاومت انسولین شاخص HOMA-IR محاسبه گردید.
یافتهها: مصرف آلومینیوم سطح HDL-c را در گروههای آلومینیوم 100 و 200 به صورت معنیداری کاهش (01/0P<) و باعث افزایش نسبی TG و LDL-c شد. سطح گلوکز در گروههای 100 و 200 نسبت به گروه کنترل افزایش یافت. همچنین متعاقب مصرف 200 میلیگرم آلومینیوم میزان انسولین و HOMA-IR در حد معنیداری نسبت به دو گروه دیگر افزایش یافتند (05/0P<) اما تغییری در وزن سه گروه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: نتایج تحقیق نشان داد قرار گرفتن در معرض آلومینیوم ممکن است با تداخل در متابولیسم قند خون و لیپیدها، و مقاومت به انسولین، زمینه ساز بروز دیابت نوع 2 و بیماریهای قلبی عروقی باشد.
Normal 0 false false false
گیتا شفیعی، داود خلیلی، نوشین فهیم فر، فرهاد شیخ الاسلامی، آرش قنبریان، فریدون عزیزی، فرزاد حدائق،
دوره 12، شماره 4 - ( 2-1392 )
چکیده
مقدمه: هدف از مطالعه حاضر ارزیابی توانایی نوار قلب غیر طبیعی در زمان استراحت (ECG) در مقابل پرسشنامه رز و ارزش افزودن آن در پیشبینی خطر 10 ساله بیماریهای عروق قلبی (CHD) در یک جمعیت شهری ایرانی با شیوع بالای این بیماری میباشد.
روشها: در این مطالعه کوهورت، 5101 فرد ≥30 سال (2201مرد و 2900 زن) بدون سابقه بیماریهای قلبی- عروقی از سال1380 تا سال 1388 در تهران بررسی شدند. سپس افراد به چهار گروه براساس دادههای پرسشنامه رز و یافتههای ایسکیمی در نوار قلب تقسیم شدند:Rose-/ECG-, Rose+/ECG-, Rose-/ECG+, Rose+/ECG+. خطر نسبی بروز CHD نسبت به گروه Rose-/ECG- به عنوان رفرانس در یک مدل رگرسیونی کاکس محاسبه گردید. به منظور ارزیابی ارزش افزودن ECG به پرسشنامه رز در پیشبینی CHD، از IDI (Integrated Discrimination Improvement) استفاده شد.
یافتهها: در طی پیگیری، تعداد 387 واقعه بیماری عروق کرونری مشاهده شد. در تجزیه و تحلیل چند متغیره خطر نسبی برای مردان و زنان با Rose+/ECG- به ترتیب معادل (91/3-71/1)59/2 و (44/3-48/1)26/2 و برای مردان و زنان با Rose-/ECG+ (05/2-90/0) 36/1 و (12/3-40/1) 09/2 بود. اختلافی بین مدلهای رز به تنهایی و رز با ECG در پیشبینی وقایع CHD به خصوص در مردان (در آماره C، 179/0=P و IDI نسبی، 537/0=P) یافت نشد.
نتیجهگیری: پرسشنامه رز به عنوان یک ابزار ساده غربالگری است که از نظر کلینیکی اهمیت یکسانی در پیشگویی بروز CHD در مردان و زنان دارد. افزودن یک نوار قلب غیر طبیعی به پرسشنامه رز خطر بروز بیشتر وقایع CHD در آینده را بیان نمیکند.
سیده ساحره قریشی، سجاد احمدی زاد، داریوش شیخ السلامی وطنی، فرهاد آذری،
دوره 15، شماره 4 - ( 2-1395 )
چکیده
مقدمه: هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر جنسیت بر غلظت گلوکز، انسولین و شاخص مقاومت به انسولین در پاسخ به فعالیت حاد استقامتی و دورههای ریکاوری متعاقب آن در افراد سالم بود.
روشها: هشت زن و هفت مرد 30-20 ساله (سن زنان 50/1±37/22 و مردان 27/1±42/23 سال، وزن زنان 14/8±50/55 و مردان 16/15±85/79 کیلوگرم، قد زنان 18/4±12/160 و مردان 57/6±71/179 سانتیمتر) بهصورت داوطلبانه در این تحقیق شرکت نمودند. آزمودنیها دو جلسه فعالیت و کنترل را طی دو هفته متوالی اجرا نمودند. ترتیب اجرای جلسات بهصورت تصادفی برای هر شخص تعیین شده بود. برنامه ورزشی شامل 45 دقیقه فعالیت حاد استقامتی با شدت 75 درصد ضربان قلب بیشینه بر روی تردمیل بود و متعاقب آن آزمودنی یک ساعت ریکاوری در حالت نشسته داشت. چهار نمونه خونی (6 میلیلیتر) بهترتیب قبل و بلافاصله بعد از فعالیت، همچنین 1 و 24 ساعت بعد از فعالیت جمعآوری شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل واریانس دو طرفۀ مکرر استفاده شد.
یافتهها: بدون در نظر گرفتن جنسیت آزمودنیها، اثر فعالیت و ریکاوری بر غلظت انسولین و شاخص مقاومت به انسولین معنیدار بود (05/0p<) ولی برای گلوکز معنیدار نبود. همچنین هنگامی که دادهها با استفاده از تغییرات حجم پلاسما تصحیح گردیدند، نتایج مشابهی برای انسولین مشاهده گردید. اگر چه تغییرات فاکتورها در جلسه فعالیت در مردان نسبت به زنان بیشتر بود، اما جنسیت بر پاسخ تمامی فاکتورها (گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین) به فعالیت حاد استقامتی تأثیر معنیداری نداشت.
نتیجهگیری: فعالیت حاد استقامتی و ریکاوری موجب تغییر شاخص مقاومت به انسولین میشود اما این تغییرات وابسته به جنسیت نمیباشد.
کوروش سایه میری، عباس شیخی، فرقان ربیعی فخر، علیرضا یادگارآزادی، میلاد اعظمی،
دوره 15، شماره 4 - ( 2-1395 )
چکیده
مقدمه: بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی هستد. شیوع افسردگی در نتایج مطالعات ایرانی، متفاوت می باشد لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع افسردگی در بیماران دیابت نوع دو ایران به روش متاآنالیز انجام شده است.
روشها: مطالعه حاضر براساس بیانیه ی PRISMA برای مطالعات مرور سیستماتیک و متاآنالیز انجام شد. دو نفر از پژوهشگران به صورت مستقل از هم با استفاده از کلید واژههای استاندارد فارسی و انگلیسی بانکهای اطلاعاتی داخلی و بین المللی Scopus، PubMed، Sciencedirect، Cochrane، Embase، Web of Science، Springer، Online Library Wiley و همچنین موتورجستجوی Google Scholar را بدون محدویت زمانی تا آذر ماه سال 1394 جستجو کردند. دادههای با استفاده از مدل اثرات تصادفی و نرم افزار Stata Ver.11.1 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.
یافتهها: در 16 مطالعه واجد شرایط با حجم نمونه 3284 نفر و میانگین سنی 6/48 سال بررسی قرار گرفت. شیوع افسردگی در بیماران دیابتی نوع دو ایران 8/54% ) فاصله اطمینان 95%: 1/66-5/43 ( برآورد گردید. این میزان در جنس مرد و زن به ترتیب 2/32%) فاصله اطمینان 95%: 1/48-3/16 ( و 60% ) فاصله اطمینان 95%: 7/73-4/46 ( محاسبه شد. بیشترین شیوع افسردگی مربوط به مرکز کشور (60%) و کمترین این میزان در غرب کشور (38%) بود.
نتیجهگیری: با توجه به شیوع بالای افسردگی در بیماران دیابتی نوع دو ایران، اجرای برنامه غربالگری از نظر اختلالات روانی بهویژه افسردگی و همچنین انجام مشاوره روانپزشکی بهصورت روتین جهت تشخیص و درمان افسردگی در این بیماران ضروری بهنظر میرسد.
زهرا صادقیان فر، عبدالکریم شیخی، سید محمد غیبی حیات،
دوره 16، شماره 6 - ( 7-1396 )
چکیده
مقدمه: بهطور معمول مازاد تغذیه، در بدن بهصورت چربی ذخیره و به چاقی منجر میشود. یکی از عوامل ابتلا به دیابت نوع دو، چاقی است. سایتوکاینهای پیش التهابی مانند Tumor necrosis factorγ (TNF- α) و Interferon gamma (IFNγ) به پیامرسانی انسولین در بافتهای حساس انسولین آسیب میزنند. در این مطالعه تأثیر عصاره سیر بر بیان سایتوکاینهای IFNγ و TNF- α مترشحه از سلولهای منونوکلئار اندازهگیری شد.
روشها: پس از گرفتن خون محیطی بیماران مبتلابه دیابت نوع دو، سلولهای منونوکلئار آن با روش فایکول جداسازی گردید و با دو غلظت عصاره سیر (30% و 10%)، برای مدت 48 و 72 ساعت کشت داده شد. سپس برای اندازهگیری میزان ترشح سایتوکاین IFNγ و TNF- α از روش الایزا استفاده شد.
یافتهها: عصارهی سیر سبب کاهش میزان ترشح TNF-α از سلولهای منونوکلئار شد هرچند که زمان و غلظت عصاره بر نتایج بیتأثیر بود همچنین عصارهی سیر در میزان ترشح IFNγ نقشی نداشت.
نتیجهگیری: با استفاده از عصارهی سیر میتوان استراتژیهای درمانی را در پیش گرفت که هدف آنها هم التهاب و هم مقاومت به انسولین بافت چربی است که برای پیشگیری و درمان دیابت نوع دو مفید است.
ابوذر رمضانی، لیلا شاهمرادی، فریدون آزاده، فاطمه شیخ شعاعی، رشا اطلسی، نازلی نمازی، باقر لاریجانی،
دوره 20، شماره 1 - ( ویژه نامه گرامیداشت 25 سال فعالیت 1399 )
چکیده
مقدمه: همکاریهای علمی باعث افزایش بهرهوری علمی میشود. هدف مطالعه حاضر ترسیم شبکهی همکاری علمی تحقیقات پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران در دو پایگاه استنادی است.
روشها: این پژوهش از نوع توصیفی- مقطعی و به روش علمسنجی انجام شده است. جامعهی پژوهش شامل کل مقالات پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم (EMRI) در پایگاههای هستهی Web of Science و Scopus از سال 2002 تا 30 اکتبر 2020 بود. برای تجزیهوتحلیل دادهها از آمار توصیفی و نرمافزارهایExcel ، HistCite ، VOSviewer وScientoPy استفاده شد.
یافتهها: مجموعاً 4190 رکورد با وابستگی سازمانی پژوهشگاه در دو پایگاه بینالمللی نمایه گردیده که 89480 استناد به آنها شده است. بهطور متوسط هر مقاله 3/21 استناد دریافت کرده است. محققان پژوهشگاه تحقیقات خود را در 1118 مجله منتشر کردند. روند رشد سالانه انتشار تولیدات علمی پژوهشگاه در دو پایگاه Web of Science و Scopus بهترتیب 3/20 و 7/22 درصد بود. در انتشار مقالات مجموعاً 17662 نویسنده از 186 کشور مشارکت داشتند. در این مطالعه الگوی هم تألیفی (وابستگی سازمانی و کشور) و کلید واژهها (بسامد واژگان) طبقهبندی و مصورسازی شدند.
نتیجهگیری: این یافتهها الگوی همکاریها در مقالات پژوهشگاه را تعیین کرد که در نتیجهی همکاریهای بینالمللی، تعامل با کشورهای پیشرو و همکاریهای بین رشتهای، جریان دانش میان محققان پژوهشگاه افزایش مییابد. مطالعات دیگری برای تهیه تصویری جامع از شبکهی همکاریها پیشنهاد میشود تا وضعیت موجود را با سایر شاخصهای تحلیل شبکهی اجتماعی تحلیل نمایند.