8 نتیجه برای صدرزاده یگانه
مریم تقدیر، محمود جلالی، محمدرضا اشراقیان، هاله صدرزاده یگانه، مجتبی سپندی، مهکامه عاشورپور، اسدالله رجب، مریم چمری، سیدابوالقاسم جزایری،
دوره 9، شماره 0 - ( ويژه نامه عوامل خطرسازديابت و بيماريهاي قلبي- عروقي 1389 )
چکیده
مقدمه: هورمون
لپتین، نقش مهمی در حفظ تعادل انرژی در بدن دارد که با واسطه اثرگذاری بر تنظیم اشتها و متابولیسم انرژی رخ میدهد. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین لپتین با انرژی دریافتی، انرژی دریافتی از درشت مغذیها و محیط دور کمر در زنان یائسه مبتلا به دیابت نوع 2 انجام شد.
روشها: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی تحلیلی میباشد. در این مطالعه 45 زن دیابتی و 45 زن سالم با محدوده سنی 60-45 سال و نمایه توده بدن (BMI) kg/m2 30-25 شرکت کردند. میزان قند خون ناشتا، لپتین و محیط دور کمر در هر دو گروه اندازهگیری شد. میزان انرژی دریافتی و درصد انرژی دریافتی از کربوهیدراتها و چربیها با استفاده از سه روز یادآمد خوراک 24 ساعته در دو گروه فوق تعیین گردیدند.
یافتهها: در هر دو گروه، لپتین با انرژی دریافتی و درصد انرژی دریافتی از کربوهیدرات ارتباط مستقیم و با درصد انرژی دریافتی از چربی ارتباط معکوس نشان داد که فقط ارتباط بین لپتین با درصد انرژی دریافتی از چربی در گروه زنان سالم از نظر آماری معنیدار بود (3/0- =r، 04/0=P). همچنین بین لپتین و محیط دور کمر در زنان دیابتی و سالم ارتباط مستقیم معنیداری مشاهده شد (به ترتیب 59/0 =r و 55/0 =r، 001/0>P ).
نتیجهگیری: در زنان یائسه دیابتی، بین لپتین سرم با انرژی دریافتی و درصد انرژی دریافتی از درشت مغذیها ارتباط آماری معنیداری مشاهده نشد در حالی که لپتین با محیط دور کمر ارتباط مستقیم معنیداری را نشان داد.
مریم تقدیر، سیدابوالقاسم جزایری، هاله صدرزاده یگانه، مجتبی سپندی، مهکامه عاشورپور، فریبا فاتحی، محمود جلالی،
دوره 9، شماره 2 - ( 9-1388 )
چکیده
مقدمه: متابولیسم روی که یکی از ریز مغذیهای ضروری است، در دیابت تغییر میکند. مشخص شده که بین روی و هر دو نوع دیابت نوع1 و دیابت نوع2 ارتباط وجود دارد. TNF-αو IL-6، فاکتورهای التهابی هستند که با مقاومت به انسولین ارتباط دارند. برخی مطالعات نشان دادهاند که بین روی و فاکتورهای التهابی (TNF-αو IL-6) ارتباط وجود دارد. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین روی با فاکتورهای التهابی (TNF-αو IL-6) و کنترل قند خون (گلوکز و HbA1c)، بر روی زنان یائسه مبتلا به دیابت نوع 2 و سالم انجام شد.
روشها: مطالعه حاضر، یک مطالعه مقطعی تحلیلی می باشد که بر روی 45 زن دیابتی و 45 زن سالم با محدوده سنی 60-45 سال و نمایه توده بدن( BMI ) kg/m2 30-25 انجام شد. وضعیت قند خون (گلوکز و HbA1c ) ، روی سرم، TNF-α و IL-6 در هر دو گروه اندازهگیری گردید. از آزمون T مستقل برای مقایسه میانگین و از ضریب همبستگی پیرسون برای بررسی همبستگی متغیرها در دو گروه استفاده شد.
یافتهها: بین سطح روی با مقادیر IL-6 و TNF-α در زنان بزرگسال دیابتی ارتباط مستقیمی( به ترتیب 28/0=r و 03/0=r) دیده شد که از نظر آماری معنیدار نبود. همچنین بین سطح روی با سطح گلوکز و HbA1cدرگروه زنان بزرگسال دیابتی رابطه معکوس ( به ترتیب 06/0- =r و 07/0- =r) وجود داشت ولی این رابطهها از نظر آماری معنیدار نبودند.
نتیجهگیری: بین میزان روی سرم با فاکتورهای التهابی (TNF-αو IL-6) و قند خون (گلوکز و HbA1c) در زنان یائسه مبتلا به دیابت نوع 2 ارتباطی معنیدار مشاهده نشد.
مسعود رمضانیپور، سیدعلی کشاورز، محمدرضا اشراقیان، محمود جلالی، هاله صدرزاده یگانه،
دوره 10، شماره 1 - ( 10-1389 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
MicrosoftInternetExplorer4
مقدمه: چاقی (BMI بالای 30) به عنوان یک عامل خطر برای
بسیاری از بیماریها مطرح است. برداشت رادیکالهای آزاد توسط آنتیاکسیدانها از
طریق واکنشهای آنزیمی وغیر آنزیمی انجام میشود. این تحقیق از نوع کارآزمایی
بالینی
(Clinical
trial)
است و به منظور بررسی اثر کاهش وزن بر آنتیاکسیدانهای آنزیمی و همبستگی بین آنها
انجام شده است.
روشها: با اخذ رضایتنامه کتبی برای گردآوری دادهها، از پرسشنامههای
اطلاعات عمومی و تنسنجی و24 ساعت یادآمد خوراک 3 روز قبل و بعد از مداخله برای
برآورد مقدار ریزمغذی و درشت مغذی دریافتی از غذا و توصیههای رژیم غذایی با انرژی
محدود به مقدار 1000-500 کیلوکالری کمتر از کالری مصرفی در قبل از مداخله برای
کاهش وزن حدود10 درصد روی 30 نفراز زنان چاق سالم 50-19 سال استفاده شد. برای
اندازهگیری آنتیاکسیدانهای آنزیمی درRBC، قبل و بعد از کاهش وزن، 10 میلیلیتر
خون از نمونهها گرفته و به روش آنزیمی و کیت آزمایش شدند.
نتایج: میانگینهای گلوتاتیون ردوکتاز (GR) و کاتالاز (CAT) بعد از کاهش وزن، افزایش معنیداری
(01/0>P) داشت و میانگینهای
سوپراکسید دیسموتاز ((SOD و گلوتاتیون پراکسیداز
(GPX) تغییر معنیداری
نداشت. براساس ضریب همبستگی پیرسون بین متغیرهای وابسته (GPX, CAT, GR, SOD) افراد مورد بررسی بعد از مداخله،
بین متغیرهای وابسته SOD با GPX درسطح 001/0>P و 618/0=r، و بین SOD با CAT در سطح 05/0>P و 424/0=r همبستگی معنیداری وجود داشت. همچنین
بین GPX با CAT با 003/0=P و527/0=r، و بین CAT با GR در سطح 05/0>P و 366/0=r همبستگی معنیداری بعد از مداخله
وجود داشت.
نتیجهگیری: کاهش وزن حدود 10% میتواند اثر قابل توجهی در بالا بردن
آنزیمهای آنتیاکسیدانی در زنان چاق داشته باشد و امکان افزایش بیشتر آنزیمهای
آنتیاکسیدانی و همبستگی بین آنها با کاهش وزن و کاهش نمایه توده بدن تا حد نرمال
در افراد چاق وجود دارد.
مسعود رمضانیپور، هاله صدرزاده یگانه، محمود جلالی، سیدعلی کشاورز، محمدرضا اشراقیان،
دوره 11، شماره 2 - ( 11-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
مقدمه: چاقی میتواند باعث افزایش رادیکالهای آزاد مشتق از اکسیژن شود.
برداشت رادیکالهای آزاد توسط آنتی اکسیدانها از طریق واکنشهای آنزیمی و غیر آنزیمی
انجام میشود. در این بررسی قصد داریم با دادن رژیم کاهش وزن، تغییر در میزان
آنزیمهای آنتی اکسیدانی گلبولهای قرمز(سوپراکسید دیسموتاز، گلوتاتیون پراکسیداز،
گلوتاتیون ردوکتاز و کاتالاز) و ارتباط آن با ویتامینهای C،E،A دریافتی از غذا
را در زنان چاق بررسی کنیم.
روشها: این تحقیق از نوع کار
آزمایی نیمه تجربی است که روی 30 نفر از زنان چاق 50-19سال مراجعه کننده به کلینیک
رژیم درمانی شهر تهران انجام شد. برای گردآوری دادهها، پس از اخذ رضایتنامه کتبی
از پرسشنامه اطلاعات عمومی و تنسنجی و همچنین پرسشنامه یاد آمد خوراک 3 روزه
استفاده شد. کاهش وزن زنان حدود 10 درصد وزن قبل ازرژیم در مدت 3ماه در نظرگرفته
شد. پس از 3 ماه رعایت رژیم غذایی مجدداً اطلاعات تنسنجی و24ساعت یاد آمد خوراک
3روزه جمعآوری شد. برای اندازهگیری هموگلوبین و سطح فعالیت آنتی اکسیدانهای
آنزیمی در یک گرم هموگلوبین نیز 10میلیلیتر خون ناشتا در قبل و در بعد از مداخله
از نمونهها گرفته و اندازهگیری شدند.
یافتهها: میانگینهای
گلوتاتیون ردوکتاز (GR) و کاتالاز (CAT) بعد از کاهش
وزن، افزایش معنیداری نشان داد (01/0>P) ولی تفاوت معنیداری در میانگینهای سوپراکسید دیسموتاز ((SOD
و گلوتاتیون پراکسیداز (GPX) نشان نداد. همبستگی خطی مثبت بین
ویتامین C دریافتی با (SOD) در بعد از مداخله
(507/0=, r 004/0=P) و همبستگی خطی منفی بین ویتامین E دریافتی روزانه
با (GPX) در قبل از مداخله
(005/0=P، 5/0- =r) و همبستگی خطی
منفی بین ویتامین A دریافتی روزانه
با (GR) در قبل و بعد از
مداخله (05/0>P و397/0-
=, r 385/0- =r) وجود داشت. همبستگی معنیداری بین ویتامینهای
A,C,E و
(CAT) دیده نشد.
نتیجهگیری: کاهش وزن حدود10 درصد میتواند نقش موثری در افزایش آنزیمهای
آنتی اکسیدانی خصوصاً کاتالاز و گلوتاتیون ردوکتاز در زنان چاق داشته باشد. لکن
فعالیت این آنزیمها تحت تاثیر برخی مواد مغذی دریافتی بوده و لازم است هنگام
توصیه رژیم غذایی با انرژی محدود به دریافت متعادل این مواد مغذی توجه گردد.
مینو باقری، هاله صدرزاده یگانه، احمدرضا درستی مطلق، محمدرضا اشراقیان، الهام کاظمیان، محمد آقائی نژاد،
دوره 11، شماره 4 - ( 3-1391 )
چکیده
Normal
0
false
false
false مقدمه: ابزار وضعیت رضایت از وزن برای چاقی (BIA-O)، ابزاری مفید جهت بررسی وضعیت رضایت از وزن در گروههای
مختلف از جمله افراد چاق میباشد. به علت وابسته بودن فاکتور وضعیت رضایت از وزن
به عوامل مختلفی از جمله فرهنگ، جهت استفاده از ابزار BIA-O
در زنان باردار ایرانی، اعتبار سنجی این ابزار در جمعیت ذکر شده ضرورت دارد. این
بررسی با هدف تعیین روایی و پایایی ابزار BIA-O در زنان باردار انجام
شد.
روشها: در مطالعه مقطعی
حاضر، تعداد 78 مادر باردار 39-15 ساله جهت شرکت در آزمون روایی و تعداد
75 مادر باردار 45-19 ساله جهت شرکت در آزمون پایایی به طور تصادفی از بین مادران باردار مراجعه کننده
به مرکز مراقبتهای دوران بارداری بیمارستانهای شهید اکبر آبادی و میرزا کوچک خان
انتخاب شدند. نمونههای مورد مطالعه نیمرخهای ابزار BIA-O
را که نشان دهنده وزن قبل بارداری، وزن ایده آل و وزن منطقی از نظر آنها بود،
انتخاب کردند. در آزمون روایی پرسشنامه شکل بدن (BSQ)
نیز توسط نمونهها تکمیل شد. جهت سنجش پایایی ابزار BIA-O
دو بار در مورد نمونهها با فاصله 30 دقیقه به کار گرفته شد. دادهها با آزمونهای
همبستگی پیرسون و همبستگی اسپیرمن آنالیز شدند.
یافتهها: در
آزمون روایی، 2 مقیاس نارضایتی از وزن محاسبه شده با ابزار BIA-O همبستگی بالایی را
با مقیاس BSQ نشان داد (76/0 =r و 72/0 =r، 0001/0P<). در آزمون پایایی ضرایب همبستگی آزمون مجدد برای مقیاسهای
وزن قبل بارداری، وزن ایده آل و وزن منطقی، به ترتیب 91/0، 76/0 و 70/0 به دست آمد
که در مورد هر سه مقیاس، آزمون همبستگی از نظر آماری معنیدار بود (0001/0> P).
نتیجهگیری: در این مطالعه روایی و پایایی ابزار BIA-O
مورد تایید قرار گرفت و این ابزار به عنوان ابزاری مناسب جهت اندازهگیری
میزان رضایت از وزن قبل از بارداری مادران باردار شناخته شد.
نرجس نجیبی، هاله صدرزاده یگانه، احمدرضا درستی مطلق، محمدرضا اشراقیان، سمانه عزیزی،
دوره 12، شماره 1 - ( 10-1391 )
چکیده
مقدمه: نااَمنی غذایی به عنوان فراهمی محدود یا نامطمئن غذای کافی درهمه اوقات برای یک زندگی سالم و فعال تعریف میشود. دیابت، از شایعترین بیماریهای متابولیک است که اخیراً به عنوان یک اولویت بهداشتی در ایران مطرح شده است. مطالعات اخیر بیانگر شیوع گسترده ناامنی غذایی و دیابت در جامعه ایرانی میباشند. هدف مطالعه حاضر بررسی وضع نااَمنی غذایی و برخی عوامل تغذیهای وابسته به آن در افراد مبتلا به دیابت نوع2 بود.
روشها: این مطالعه به صورت مقطعی روی 135 بیمار 60-30 ساله مبتلا به دیابت نوع 2 انجام شد. مشخصات عمومی و وضعیت ناامنی غذایی به ترتیب با استفاده از پرسشنامههای عمومی و امنیت غذایی خانوار 18 گویهای سازمان کشاورزی ایالت متحده آمریکا و دریافتهای غذایی توسط پرسشنامه بسامد خوراک بررسی شد. دادهها با آزمونهای آماری مجذور کای، T مستقل و رگرسیون لجستیک تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: میزان شیوع نااَمنی غذایی در جمعیت مورد مطالعه 7/66% بود. بر اساس مدل نهایی رگرسیون لجستیک، ناامنی غذایی با نمایه توده بدنی بالا و اضافه وزن و چاقی و دفعات مصرف پایینتر گوشت، میوه و سبزی ارتباط آماری مستقیم و معنیداری را نشان داد (05/0P<)؛ اما با سایر متغیرها رابطه آماری معنیدار نشان نداد.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که نااَمنی غذایی با احتمال بیشتر بروز دیابت نوع 2 همراه است.
Normal 0 false false false
فهیمه مزیدی شرف آبادی، هاله صدرزاده یگانه، مصطفی حسینی، آزاده نجارزاده، سهیلا میرزائیان،
دوره 12، شماره 4 - ( 2-1392 )
چکیده
مقدمه: مطالعه حاضر به منظور بررسی ارتباط میزان افزایش وزن در بارداری با تغییر وزن یک سال پس از زایمان در مقایسه با وزن قبل از بارداری در زنان یزدی انجام شد.
روشها: این مطالعه مقطعی بر روی 300 نفر زن یزدی که در یک سال پس از زایمان به مراکز بهداشتی مراجعه میکردند صورت گرفت. دادههای تنسنجی به روش استاندارد اندازهگیری شد. وزن قبل از بارداری از پرونده بارداری استخراج گردید. اطلاعات زمینهای با استفاده از پرسشنامه کتبی جمعآوری شد. افزایش وزن در دوران بارداری براساس توصیههای IOM طبقهبندی شد. تغییر وزن 5≤ کیلوگرم در یک سال پس از زایمان، تغییر وزن بیش از حد (SPPWR) تعریف شد. متغیرهای سن، تعداد زایمان، سن اولین زایمان، سن منارک، فاصله بین بارداری، مدت زمان تغذیه انحصاری کودک با شیر مادر، غذای اصلی کودک از شروع غذای کمکی تا یک سالگی در بررسی ارتباط تعدیل شدند.
یافتهها: به ترتیب حدود 80، 55 و 20 درصد زنان چاق مبتلا به اضافه وزن و دارای وزن طبیعی بیشتر از مقادیر توصیه شده در بارداری وزن اضافه کرده بودند. 25% افراد مورد مطالعه تغییر وزن بیش از حد در مقایسه با وزن قبل از بارداری داشتند. افرادی که بیشتر از مقادیر توصیه شده وزن اضافه کرده بودند 100% شانس بیشتری برای SPPWR نسبت به افرادی که مطابق یا کمتر از مقادیر توصیه شده وزن اضافه کرده بودند، داشتند.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه حاکی از وجود ارتباط مثبت بین میزان افزایش وزن در دوران بارداری و تغییر وزن پس از زایمان در مقایسه با وزن قبل از بارداری میباشد.
سمانه عزیزی، هاله صدرزاده یگانه، سيد مصطفی حسینی، میلاد دانشی مسکونی،
دوره 13، شماره 2 - ( 10-1392 )
چکیده
مقدمه: ناامنی غذایی بهصورت دسترسی محدود به غذای کافی در همه اوقات برای یک زندگی فعال و سالم تعریف میشود. سندرم متابولیک یا سندرم مقاومت به انسولین مجموعهای از عوامل خطر قلبی شامل اختلال در لیپیدهای خون، عدم تحمل گلوکز، چاقی شکمی و پرفشاری خون میباشد. مطالعات اخیر بیانگر شیوع گسترده ناامنی غذایی و سندرم متابولیک در مناطق مختلف ایران است. تاکنون مطالعهای برای بررسی رابطه ناامنی غذایی و سندرم متابولیک در ایران انجام نشده است، لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط ناامنی غذایی با ابتلا به سندرم متابولیک در زنان انجام شد.
روشها: در این مطالعه 130 زن 30 تا 60 ساله مبتلا به سندرم متابولیک بهعنوان مورد مراجعه کننده به درمانگاههای دانشگاه علوم پزشکی شیراز و 130 زن غیرمبتلا مراجعه کننده به همان درمانگاهها بهعنوان شاهد انتخاب شدند. بررسی ناامنی غذایی با پرسشنامه وضعیت امنیت غذایی خانوارِ سازمان کشاورزی ایالات متحده آمریکا (USDA) انجام و سندرم متابولیک بر اساس معیار هیأت درمانی بزرگسالان 3 (ATP III) تعریف شد.
یافتهها: میزان شیوع ناامنی غذایی در گروه مورد 2/69% و در گروه شاهد 4/45% بود(001/0>P). بعد از آنالیز رگرسیون لجستیک چند متغیره، ناامنی غذایی با سندرم متابولیک بهطور مستقل مرتبط بود (نسبت شانس 2/3 و فاصله اطمینان 95%: 9/1تا 6/5) (05/0P<).
نتیجهگیری: ناامنی غذایی یکی از عوامل خطر برای سندرم متابولیک است. لذا برنامهریزان باید به کاهش ناامنی غذایی در جامعه بهویژه زنان از طریق بهبود وضعیت اقتصادی و اصلاح الگوهای غذایی خانوار توجه داشته باشند.