23 نتیجه برای طاهری
عذرا طباطبایی ملاذی، رامین حشمت، سیداخوان حجازی مقدم، اقبال طاهری، صدیقه سهیلی خواه، فرزانه درویش زاده، باقر لاریجانی،
دوره 5، شماره 1 - ( 5-1384 )
چکیده
دیابت، بیماری مزمن وناتوانکننده ای است که 90% مبتلایان به آن از نوع دو هستند و متفورمین دارویی پرمصرف در کنترل قند خون در این دسته بیماران به شمار میرود. این دارو در بیماران چاقی که مشکلاتی نظیر نارسایی کلیه یا کبد نداشته باشند، به عنوان داروی خط اول درمان مطرح است. انواع متفاوتی از این دارو در دنیا وجود دارد. ما طی یک کارآزمایی بالینی دو فرم ژنریک وغیرژنریک متفورمین(ساخت شرکتهای دارویی آریا و مرک) را در بیماران نوع دو دیابت از نظر میزان کنترل قند خون و لیپیدها و نیز عوارض دارویی شایع و غیرشایع مورد بررسی قرار دادیم.
روشها: مطالعه به روش کارآزمایی بالینی دوسو کور و تصادفی شده با 60 بیمار دیابتی نوع دو(غیر باردار و تحت درمان با گلیبنکلامید) جهت مقایسه تاثیر متفورمین 500 میلی گرمی تولید داخل(آریا) با تولید خارج(مرک فرانسه) به صورت درمان ترکیبی با گلیبنکلامید و بمدت 12 هفته انجام گردید.بیماران از نظر متغیرهای قندخون ناشتا و دو ساعت بعدصبحانه،HbA1C، لیپیدهای سرم،آنزیم های کبدی، وزن، نمایه توده بدنی وعوارض دارویی شایع و غیر شایع بررسی شدند.
یافتهها: هر دو نوع متفورمین،اثرات درمانی یکسانی درکنترل قندخون،لیپیدهای سرم ووزن داشته وازنظرمیزان تاثیراختلاف آماری قابل ملاحظه ای با هم نداشتند.عارضه دارویی شایع در هردو نوع متفورمین،نفخ شکم(33%) بود.اختلاف آماری قابل ملاحظه ای بین این دو دارو در بررسی عوارض دارویی شایع وغیرشایع مشاهده نشد.رضایتمندی بیماران ازمصرف متفورمین در هر دو گروه در 70% موارد خوب توصیف شد.
نتیجهگیری: بنظر میرسد با توجه به اثربخشی درمانی مطلوب متفورمین تولید داخل، بروز عوارض دارویی کم و مشابه متفورمین تولید خارج، قیمت بسیار پایین تولید وعرضه آن، متفورمین تولید داخل کشور جایگزین مناسبی باشد.
مهرداد روغنی، توراندخت بلوچ نژاد مجرد، ثمانه طاهری،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1386 )
چکیده
مقدمه: کاهش سطح گلوکز و لیپیدهای سرم در بیماران دیابتی با استفاده از گیاهان دارویی از اهمیت زیادی برخوردار است. در بررسی حاضر اثر مصرف خوراکی قره قاط بر میزان گلوکز و لیپیدهای سرم موش صحرایی دیابتی مورد بررسی قرار گرفت.
روشها: موشهای صحرایی ماده به چهار گروه کنترل، کنترل تحت تیمار با قره قاط، دیابتی و دیابتی تحت درمان با قره قاط تقسیم شدند. دو گروه تحت تیمار با قره قاط، پودر گیاه مخلوط شده با غذای استاندارد موش (25/6%) را به مدت 4 هفته دریافت نمودند. میزان گلوکز، تری گلیسرید، کلسترول تام، کلسترول LDL و HDL سرم قبل از بررسی و در هفته های دوم و چهارم پس از بررسی تعیین گردید.
یافتهها: میزان گلوکز سرم در گروه دیابتی افزایش معنی داری را در هفته چهارم در مقایسه با هفته قبل از آزمایش نشان داد (001/0P<) و در گروه دیابتی تحت درمان با قره قاط کاهش معنی دار در مقایسه با گروه دیابتی مشاهده شد (01/0P<). بهعلاوه سطح تری گلیسرید در هفته چهارم در گروه دیابتی تحت درمان در مقایسه با گروه دیابتی بطور معنی دار پایینتر بود (05/0P<). از طرف دیگر در خصوص کلسترول تام، کلسترول HDL و LDL، تغییر معنی دار در مقایسه با گروه دیابتی مشاهده نشد.
نتیجه گیری: مصرف خوراکی بخش هوایی قره قاط در مدل تجربی دیابت قندی دارای اثر هیپوگلیسمیک بوده و موجب تغییر سودمند در مورد تری گلیسیرید سرم می گردد.
سارا طاهریان، فرید بحرپیما، اعظم کشاورزی، علیرضا سرمدی، مریم اعلاء، باقر لاریجانی، محمدرضا مهاجری تهرانی،
دوره 10، شماره 3 - ( 12-1389 )
چکیده
مقدمه: از مهمترین و پرهزینهترین عوارض مزمن دیابت، مشکلات مربوط به پا است که به علت کاهش خونرسانی اندام تحتانی و نوروپاتی رخ داده و میتواند منجر به زخم پا و بستریهای طولانی مدت و گاه آمپوتاسیون اندام شده و کیفیت زندگی فرد را تغییر دهد. روشهای متعددی برای پیشگیری از این عوارض بکار رفته است. دستگاه (IPC) Intermittent Pneumatic Compression، یک روش فیزیوتراپی برای بهبود اختلالات گردش خون محیطی و پیشگیری از ترومبوز وریدهای عمقی میباشد. این مطالعه نیز با هدف بررسی اثرات IPC درگردش خون شریانی بیماران دیابتی انجام شده است.
روشها: این کارآزمایی بالینی بر روی 18 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 و سن بالای 46 سال و(Ankle Bracial Index ) 9/0 £ ABI < 5/0، از میان بیماران مراجعه کننده به درمانگاه دیابت بیمارستان شریعتی، انجام شده است. اندامهای تحتانی بیماران برای 10جلسه 45 دقیقهای و بطور یک روز در میان، تحت IPC با فشار mmHg 120 قرار گرفت. میزان ABI قبل از شروع و در جلسه اول و انتهای جلسه دهم درمان، میزان نوروپاتی حسی توسط تست مونوفیلامان و پرسشنامه Valkقبل از جلسه اول و انتهای جلسه دهم بررسی شدند. میزان جریان خون میکروسیرکولاسیون نیز قبل و بعد از جلسات درمانی اول، پنجم و دهم سنجیده شدند.
یافتهها: میزان ABI متعاقب IPC با (006/0P=) و نمره حاصل از تست مونوفیلامان وپرسشنامه valk نیز با (0001/0=P) افزایش معنیداری را نسبت به قبل از درمان نشان دادند.
نتیجهگیری: مداخله IPC میتواند در افزایش جریان خون ماکروواسکولار اندام تحتانی و بهبود نوروپاتی حسی بیماران دیابتی مؤثر باشد.
احسانه طاهری، محمود جلالی، احمد ساعدی، ابوالقاسم جزایری، عباس رحیمی،
دوره 10، شماره 5 - ( 8-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
MicrosoftInternetExplorer4
مقدمه: دیابت، یک اختلال متابولیکی است که با
افزایش تولید رادیکالهای آزاد و ایجاد استرس اکسیداتیو همراه است. مطالعه روی مدلهای
حیوانی مبتلا به دیابت و کشت سلولهای سرطانی نشان دادهاند که ویتامین D میتواند نقش آنتیاکسیدانی داشته باشد. تاکنون مطالعهای
به بررسی این ارتباط در بیماران دیابتی و افراد سالم نپرداخته است.
روشها: این مطالعه مورد- شاهدی بر روی 180 نفر (95
بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 و 85 فرد سالم) انجام گرفت. متغیرهای سن، جنس، نمایه
توده بدنی، سطح سرمی (OH) D25،
کلسیم، فسفر، پاراتورمون، فعالیت آنزیمهای گلوتاتیون ردوکتاز(GR)، گلوتاتیون
پراکسیداز (GSH-Px)،
سوپراکسید دیسموتاز (SOD)
و ظرفیت تام آنتیاکسیدانی (TAC) اندازهگیری و ارتباط
بین سطح سرمی (OH) D25
و فعالیت هر یک از فراسنجهای آنتیاکسیدانی تحلیل گردید.
یافتهها: در این مطالعه، 1/82 درصد افراد دیابتی
و 6/75 درصد افراد سالم دچار کمبود یا ناکفایتی وضعیت ویتامین D بودند. در بیماران دیابتی، فعالیت آنزیمهای GR و GSH-Px
بالاتر و فعالیت آنزیم SOD پایینتر از افراد سالم بود. در
بیماران دیابتی ارتباط مستقیمی و در افراد سالم ارتباط معکوسی بین میانگین سطح
سرمی (OH) D25 و فعالیت آنزیمهایSOD،
GR وGSH-PX مشاهده شد. سطح سرمی (OH) D25 و TAC در هر دو گروه ارتباط
مستقیمی داشت. در مقایسه دو گروه بیماران دیابتی و افراد سالم، ارتباط بین سطح
سرمی (OH)
D25
و فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی معنی دار نبود.
نتیجهگیری: ویتامینD
در بیماران دیابتی و افراد سالم سبب تعدیل فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی میشود
و تایید نقش آن به عنوان یک آنتیاکسیدان نیاز به مطالعات بیشتر دارد.
زهرا طاهری، مهسا محمدآملی، جواد توکلی بزاز، پروین امیری، محمد تاجمیر ریاحی، مریم خجستهفرد، داریوش جاویدی،
دوره 11، شماره 1 - ( 10-1390 )
چکیده
مقدمه: مطالعات قبلی مشخص کردهاند که RANTES در شکلگیری پلاکهای آترواسکروز نقش دارد. همچنین پلیمورفیسمهای ناحیۀ پروموتر ژن RANTES، با افزایش خطر آترواسکروزیس قلبی (CAD) در ارتباط میباشند. هدف از این مطالعه مقایسه میزان بیان mRNA ژن RANTES در بیماران با و بدون تنگی عروق کرونر قلب و همچنین ارتباط آن با پلیمورفیسم G/A 403- در یک جمعیت ایرانی میباشد.
روشها: این مطالعه بر روی 319 بیمار که آنژیوگرافی قلبی عروقی شده بودند انجام شد که شامل بیماران با بیش از 50 درصد تنگی عروق کرونر به عنوان گروه مورد (CAD
+) به تعداد 191 نفر و بیماران بدون تنگی عروق کرونر به عنوان کنترل (CAD
-) که به تعداد 128 نفر بودند. در هر گروه 20 بیمار برای بیان mRNA ژن RANTES با استفاده از روش Real time PCR به طور کمی مورد بررسی قرار گرفتند. تعیین ژنوتیپ پلیمورفیسم 403- با به کار بردن تکنیک RFLP-PCR انجام شد.
یافتهها: میزان بیان mRNA، ژن RANTES به نسبت 37/1 برابر در بیماران CAD
+ در مقایسه با گروه کنترل افزایش یافته بود ولی این اختلاف از نظر آماری معنیدار نبود. همچنین مقایسۀ بیان mRNA، ژن RANTES در بیماران با پلیمورفیسمهای RANTES در ناحیه G/A403- نشان داد در بیمارانی که ژنوتیپ AA داشتند، بیان mRNA ژن RANTES، به نسبت 74/1 برابر در مقایسه با بیمارانی که ژنوتیپ GG داشتند و به نسبت 51/1 برابر در مقایسه با بیمارانی که ژنوتیپ GA داشتند، افزایش یافته بود. هیچ تفاوت معنیداری در فراوانی ژنوتیپها و آللهای پلیمورفیسم 403- ژن RANTES بین بیماران CAD+ در مقایسه با CAD- مشاهده نشد.
نتیجهگیری: پلیمورفیسم ناحیه 403- ژن RANTES بر روی بیان این ژن در بیماران مبتلا به CAD موثر است. هر چند مطالعات بیشتری بر روی حجم نمونه بالاتر برای ارزیابی دقیقتر نقش RANTES در بیماریزایی CAD مورد نیاز میباشد.
سودابه اعلیتاب، عبدالحمید باقری، فرشاد شریفی، مژده میرعارفین، زهره بادامچی زاده، مریم قادرپناهی، امیر پژمان هاشمی طاهری، حسین فخرزاده، باقر لاریجانی،
دوره 11، شماره 2 - ( 11-1390 )
چکیده
مقدمه: دیابت حاملگی، یک عارضه حاملگی میباشد که با عوارض متعددی میتواند همراه باشد. در پژوهش حاضر ما رابطه بین فاکتورهای التهابی و آترواسکروز زود رس را بوسیله اندازهگیری FMD (Flow Mediated Dilatation) و CIMT (Carotid Intima - Media Thickness) در زنان با و بدون سابقه قبلی دیابت حاملگی بررسی نمودیم.
روشها: 40زن با و بدون سابقه قبلی دیابت حاملگی با متوسط زمانی 4 سال پس از گذشتن حاملگی دارای این عارضه بدون داشتن دیابت، فشار خون، علائم بیماریهای قلبی و عروقی در این مطالعه وارد شدند. سطح سرمی اینترلوکین -6، CRP، آدیپونکتین، هموسیستئین و سایر پارامترهای خونی براساس روشهای استاندارد موجود در هر دو گروه بررسی شد. احتمال وجود آترواسکروز زودرس بوسیله اندازهگیری FMD وCIMT بررسی شد.
یافتهها: HOMA-1R و میزان انسولین ناشتای پلاسما به صورت معنیداری در زنان با سابقه قبلی دیابت حاملگی بالاتر از گروه شاهد بود. در این گروه همچنین میزان CIMT اندکی بالاتر و درصد FMD به صورت معنیداری پایینتر از گروه کنترل بود. کنترل میزان FMD برای فاکتورهای سن و فشار خون همچنان میزان پایینتری را در گروه بیمار نشان داد. رابطه معنیداری بین FMD و فاکتورهای التهابی مشاهده نشد.
نتیجهگیری: سونوداپلر شریان براکیال جهت محاسبه FMD میتواند به عنوان یک روش پیگیری در این دسته از زنان که در خطر بالاتری جهت ابتلا به بیماریهای قلبی و عروقی هستند، توصیه شود.
احسانه طاهری، احمد ساعدی، محمود جلالی، علی ملک شاهی مقدم، مصطفی قربانی، سیدمحمد هاشمی،
دوره 11، شماره 2 - ( 11-1390 )
چکیده
مقدمه: با توجه به شیوع بالای کمبود ویتامینD و اپیدمی چاقی، شواهدی وجود دارد که نشان میدهد
ارتباط معکوسی بین سطح سرمی 25 هیدروکسی ویتامینD
و نمایه توده بدنی (BMI) وجود دارد؛ هرچند اطلاعات متناقضی
در این زمینه نیز وجود دارد. مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین سطح ناشتای سرمی
ویتامینD، کلسیم و پاراتورمون با BMI در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 در مقایسه با افراد
سالم انجام شد.
روشها: این مطالعه مورد- شاهدی بر روی 180 نفر
شامل 95 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 و 85 فرد سالم انجام گرفت. دو گروه از نظر سن و
جنس با یکدیگر تطابق داشتند. سطح سرمی (OH)D25، کلسیم، فسفر و هورمون پاراتورمون اندازهگیری شد.
یافتهها: 1/82 درصد افراد دیابتی و 6/75 درصد
افراد سالم دچار کمبود یا ناکفایتی وضعیت ویتامین D
بودند. در بیماران دیابتی سطح سرمی ویتامین D
40/11±60/20ng/ml، PTH 11/26±57/49pmol/l،
کلسیم 58/0±94/8 mg/dl
و فسفر 38/0±67/3mg/dl
بود. در گروه کنترل سطح سرمی ویتامین D 03/16±22/22ng/ml، PTH
0/19±28/41pmol/l، کلسیم 53/0±13/9 mg/dl و فسفر 43/0±69/3 mg/dl بود. ارتباط معکوسی میان سطح سرمی ناشتای 25 هیدروکسی
ویتامین D و BMI
در هر دو گروه مورد (38/0- r=، 03/0P=) و گروه کنترل (67/0- r=،
57/0P=) مشاهده شد.
نتیجهگیری: کمبود و ناکفایتی ویتامین D در هر دو گروه بیماران دیابتی و گروه کنترل شیوع بالایی
داشت. سطح سرمی ناشتای 25 هیدروکسی ویتامین D
با BMI ارتباط معکوسی در هر دو گروه داشت،
این ارتباط در بیماران دیابتی معنیدار بود.
احسانه طاهری، احمد ساعدی، محمود جلالی، علی ملک شاهی مقدم، مصطفی قربانی،
دوره 11، شماره 3 - ( 12-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
مقدمه: کمبود ویتامین D با بروز بیماریهای
قلبی عروقی در ارتباط است و این در حالی است که بیماریهای قلبی عروقی یکی از علل
مهم مرگ و میر در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 میباشد. بر طبق تحقیقات انجام
گرفته، کمبود ویتامینD، بیماریهای قلبی عروقی و اختلال در
پروفایل لیپدی در بیماران دیابتی نوع 2 در مقایسه با افراد سالم از شیوع بالایی
برخوردار است. پیشنهاد شده که ویتامین D میتواند اثرات
بالقوه مفیدی روی پروفایل لیپیدی داشته باشد و از این طریق در پیشگیری از بیماریهای
قلبی عروقی مؤثر باشد.
روشها: این مطالعه مورد- شاهدی بر روی 180 نفر شامل 95 بیمار مبتلا
به دیابت نوع 2 و 85 فرد سالم انجام گرفت. بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 از بین
مراجعه کنندگان به انجمن دیابت ایران و براساس معیارهای مطالعه، به طور تصادفی
انتخاب شدند. دو گروه از نظر سن و جنس با یکدیگر تطابق داشتند. سطح سرمی کلسیم،
فسفر، ویتامین D، هورمون پاراتیروئید و پروفیل لیپیدی
شامل سطح سرمی ناشنای کلسترول تام، تری گلیسرید, کلسترول LDL
و HDL اندازهگیری شدند.
یافتهها: سطح سرمی 25 هیدروکسی ویتامینD
و پاراتورمون به طور معنیداری در بیماران دیابتی به ترتیب پایینتر و بالاتر از
افراد سالم بود. همان طور که انتظار میرفت سطح سرمی کلسترول تام، تری گلیسیرید و LDL در بیماران دیابتی بالاتر و سطح سرمی HDL پایینتر از افراد گروه کنترل بود که این اختلاف در
مورد تریگلیسیرید معنیدار بود. سطح سرمی 25 هیدروکسی ویتامینD در بیماران دیابتی با میانگین سطح سرمی TG
و LDL/HDL ارتباط منفی داشت. در گروه کنترل سطح
سرمی 25 هیدروکسی ویتامین D با تمام اجزای
پروفایل لیپیدی ارتباط معکوس و با ارتباط مستقیم داشت.
نتیجهگیری: در هر دو گروه ارتباط معکوسی میان سطح سرمی 25 هیدروکسی ویتامین D با TG و LDL/HDL و ارتبتط مسقیمی با HDL
کلسترول مشاهده شد. نتایج مطالعه حاضر با سایر مطالعات محدودی که در
این زمینه انجام گرفته مشابه بود. جهت اعلام نتیجه قطعی در این زمینه مطالعات
بیشتری از جمله مطالعات مداخلهای لازم
است.
احسانه طاهری، محمود جلالی، احمد ساعدی، مصطفی قربانی، محمدرضا مدنی،
دوره 11، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
Normal
0
false
false
false مقدمه: بیماری دیابت با افزایش تولید رادیکالهای
آزاد و ایجاد استرس اکسیداتیو همراه است. این مطالعه با هدف مقایسه میانگین
فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی سوپراکسید دیسموتاز، گلوتاتیون پراکسیداز،
گلوتاتیون ردوکتاز و ظرفیت تام آنتیاکسیدانی در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 در
مقایسه با گروه کنترل انجام شد.
روشها: این مطالعه مورد- شاهدی بر روی 180 نفر
(95 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 و 85 فرد سالم) انجام شد. متغیرهای سن، جنس، نمایه
توده بدنی، فعالیت آنزیمهای گلوتاتیون ردوکتاز(GR)، گلوتاتیون پراکسیداز (GSH-Px)، سوپراکسید دیسموتاز
(SOD) و ظرفیت تام آنتیاکسیدانی
(TAC) اندازهگیری شد.
نتایج به دست آمده با استفاده از نرمافزار SPSS
ویرایش 16 و آزمون آماری T-test
مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در بیماران دیابتی نوع 2، میانگین فعالیت
آنزیمهای SOD (U/gr Hb
99/354±93/1111) پایینتر از افراد سالم
(U/gr Hb 21/381±53/1158) بود. اما
اختلاف آماری معنیداری نداشت. فعالیت آنزیم GSH-Px
در بیماران دیابتی
(U/gr Hb 29/36±33/62) از میانگین
فعالیت آن در گروه کنترل (U/gr Hb
2/11±62/24) بالاتر بود. همچنین آنزیم GR در بیماران دیابتی (U/gr Hb
51/5±17/7) فعالیت بالاتری در مقایسه با گروه
کنترل (U/gr Hb 95/2±16/3) داشت.
اختلاف آماری در مورد فعالیت آنزیمهای GSH-Pxو GR
معنیدار بود (05/0P<).
نتیجهگیری: افزایش تولید رادیکالهای آزاد و تغییر
فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی نقش مهمی در بروز عوارض دیابت و تشدید مقاومت به
انسولین در این بیماران دارد. با شناخت بیشتر از تغییر فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی
و عوامل اکسیدانی در این بیماران در مراحل مختلف بیماری و عوامل مؤثر بر آنها میتوان
به اثربخش بودن مداخلات دارویی و تغذیهای در جهت کاهش استرس اکسیداتیو در بیماران
دیابتی نوع 2 امیدوارتر بود.
زهرا طاهری، مهسا محمد آملی، میلاد ابوالحلاج، جواد توکلی بزاز، باقر لاریجانی، مریم خجسته فرد، پروین امیری،
دوره 11، شماره 6 - ( 8-1391 )
چکیده
Normal
0
false
false
false مقدمه: هر دو سیستم ایمنی ذاتی و اکتسابی در
ایجاد بیماریهای قلبی و عروقی درگیرند. هدف از این مطالعه بررسی میزان بیان
سایتوکاینهای مختلف در لنفوسیتهای خون محیطی Fresh
un-stimulated PBMCs)
) در افراد دارای بیماریهای قلبی و عروقی بود.
روشها: این مطالعه یک بررسی موردی-شاهدی
بود و بر روی بیمارانی که آنژیوگرافی قلبی عروقی شده بودند، انجام شد. بیماران با
بیش از 50 درصد تنگی به عنوان گروه مورد (CAD+) و بیماران
بدون تنگی عروق کرونر به عنوان گروه کنترل (CAD-)، دستهبندی
شدند. در هر گروه 25 بیمار که از نظر سن و جنس و نمایه توده بدن (BMI)،
match
شده بودند، برای آنالیز میزان بیان ژنهای ,TNFα,INFγ,IL-23, IL-17, IL-10, IL-6, IL-4 TGFβ در بیماران CAD+ در قیاس با
بیماران CAD- با استفاده از روش Real time PCR
به طور کمی مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: ما مشاهده کردیم که بیان ژنهای IL-4
و IL-10
در بیماران CAD+ کاهش یافته بود در حالی که بیان ژنهای IL-6
و همچنین INFγ به عنوان نمونهای از پاسخهای ایمنی مربوط به سلولهای
Th1 در بیماران CAD+ در قیاس با بیماران CAD- افزایش یافته بود، هر چند این اختلافات از نظر آماری معنیدار
نبود. در این مطالعه یک کاهش معنیدار در بیان ژنIL-23 در PBMCs
بیماران با CAD
در قیاس با بیماران بدون CAD مشاهده شد (8/0-29/0:CI
95%، 001/0P<).
نتیجهگیری: دادههای آماری بر نقش قابل توجه IL-23
در بیماریزایی CAD دلالت میکند و همچنین بر این فرضیه تاکید میکند که میتوان
از IL-23
در جهت کاربردهای درمانی استفاده کرد. IL-23 یک
سایتوکاین مهم در مسیر Th17 میباشد. بنابراین مطالعات بیشتر در آینده در جهت نقش
پاسخ ایمنی Th17 در آترواسکلروزیس برای آشکارسازی سازوکارهای تنظیمی
درگیر در پاتوژنزیس CAD موثر خواهد بود.
احسانه طاهری، مونا دورسیان، سعید حسینی،
دوره 12، شماره 5 - ( 4-1392 )
چکیده
بهترین شیوه درمانی در اضافه وزن و چاقی، درمانی است که به طور هم زمان شامل اصلاح دررژیم غذایی، تغییر در فعالیت بدنی و رفتار درمانی باشد. به طور کلی در تغذیه درمانی چاقی نکاتی وجود دارد که باید برای دستیابی به کاهش وزن موفق و همراه با سلامتی و هم چنین حفظ وزن کاهش یافته به آن توجه کرد. هدف اول، کاهش وزن 5 تا 7 درصد از وزن بدن است. بسیاری از انواع رژیمهای غذایی باعث کاهش وزن میشوند که عبارتند از رژیمهای کم کالری، کم چربی، کم کالری با چربی متوسط، کم کربوهیدرات و رژیم مدیترانهای. رعایت رژیم غذایی صرف نظر از نوع رژیم غذایی نقش مهمی را در کاهش وزن ایفا میکند. توصیه میشود به جای توجه بر ترکیب درشت مغذیها، رژیم غذایی به گونهای باشد که انرژی دریافتی فرد کمتر از مصرف انرژی باشد. اگر رژیم کم کربوهیدرات انتخاب میشود چربیهای سالم غذایی (MUFA,PUFA) و پروتئینها (ماهی، آجیل، حبوبات، ماکیان) باید بیشتر مصرف شوند. اگر رژیم کم چربی انتخاب شود کاهش مصرف چربی باید همراه با کربوهیدراتهای سالم ( میوه، سبزیها، غلات کامل) باشد.
مریم کارخانه، احسانه طاهری، مصطفی قربانی، محمدرضا مهاجریتهرانی، سعید حسینی،
دوره 14، شماره 4 - ( 2-1394 )
چکیده
مقدمه: نمایه توده بدنی نرمال (kg/m29/24-5/18=BMI) و درصد چربی بالا (بیشتر از 30 % در زنان و 23 % در مردان) بهعنوان چاقی با وزن نرمال (Normal weight obese ) شناخته میشوند. در چاقی با وزن نرمال بهدلیل ترشح سیتوکینهای پیش التهابی از بافت چربی مازاد در بدن، خطر سندرم متابولیک و بیماریهای مزمن مرتبط با چاقی افزایش مییابد. هدف مطالعه حاضر تأیید این فرض میباشد که درصد چربی بالا در بدن با وجود وزن و نمایه توده بدنی نرمال میتواند افراد چاق با وزن نرمال را در مقایسه با افراد غیر چاق به میزان بیشتری در معرض خطر اختلالات متابولیک و سندرم متابولیک قرار دهد. روشها: این مطالعه بهصورت مورد شاهدی طراحی شد.40 زن چاق با وزن نرمال (kg/m29/24-5/18=BMI) و درصد چربی بالای 30% (30%FM>) و 30 زن غیر چاق (kg/m29/24-5/18=BMI) و درصد چربی کمتر از 25% (25% FM<) که به لحاظ سن با یکدیگر جور شده بودند (میانگین سن= 28 سال) در این بررسی شرکت نمودند. شاخصهای مرتبط با سندرم متابولیک شامل اندازهگیریهای تن سنجی، فشارخون و غلظت خونی کلسترول تام، LDL کلسترول، HDL کلسترول، تریگلیسیرید، قند خون ناشتا و غلظت انسولین سرم ناشتا در دو گروه مورد سنجش قرار گرفته و با یکدیگر مقایسه گردید. یافتهها: دادههای حاصل از این مطالعه نشان داد که اندازههای تن سنجی شامل دور کمر و دور باسن در گروه چاق با وزن نرمال(NWO) بالاتر از گروه غیر چاق (non-NWO) بود (بهترتیب81/4±78/74 در مقابل 91/2±76/70 و 32/4±12/99 در مقابل 91/2±16/93 و 001/0 P-value<). در غلظت کلسترول تام، LDL کلسترول، HDL کلسترول، تریگلیسیرید، قند خون ناشتا در گروه NWO تفاوتهای غیرمعنیداری نسبت به گروه non-NWO مشاهده شد. فشار خون سیستولی و دیاستولی نیز در دو گروه تفاوت معنیداری به لحاظ آماری نشان نداد. درحالیکه غلظت انسولین سرم در گروه NWO بالاتر از گروه non-NWO (66/4±92/8 در مقابل11/2±08/6 و 015/0 p-value=) و حساسیت به انسولین در NWO پایینتر از non-NWO بود (357/0 در مقابل 374/0و 043/0 p-value=). نتیجهگیری: با توجه به غلظت بالاتر انسولین سرم و حساسیت به انسولین پایین تر در زنان چاق با وزن نرمال در مقایسه با زنان سالم ،می توان دریافت که این گروه از افراد نسبت به افرادی با BMI مشابه اما درصد چربی پایین تر بیشتر در معرض خطر اختلالات متابولیک و سندرم متابولیک در سنین پایین می باشند.
وحید ملکی، محمد رضا مهاجری تهرانی، احسانه طاهری، مصطفی قربانی، محسن صدیقیان، سعید حسینی،
دوره 16، شماره 2 - ( 10-1395 )
چکیده
مقدمه: متابولیسم استراحت مهمترین عامل تعیین کننده در سوخت و ساز بدن است. به گونهای که کاهش آن میتواند باعث چاقی و افزایش تودهی چربی بدن شود. کمکاری آشکار تیروئید با متابولیسم استراحت پایین همراه است که با دریافت دارو میزان آن افزایش یافته و به حالت نرمال بر میگردد. در این میان گروهی از بیماران با وجود دریافت دارو و نرمال شدن سطح سرمی TSH و هورمونهای تیروئید، همچنان از باقی ماندن علائم بالینی کمکاری تیروئید شکایت میکنند. هدف از انجام این پژوهش پی بردن به این موضوع است که آیا بیماران با علائم بالینی بهبود نیافته دارای متابولیسم استراحت و ترکیب بدن متفاوتی در مقایسه با گروه با علائم بالینی بهبود یافته هستند یا خیر؟
روشها: این مطالعه مقطعی از نوع مقایسهای میباشد که بر روی 100 بیمار زن مبتلا به کمکاری آشکار تیروئید و تحت درمان با لووتیروکسین انجام شد. بیماران شامل 2 گروه 50 نفری با و بدون علائم بالینی بودند. بیماران از نظر سن، سیکل قاعدگی و نمایهی تودهی بدنی همسان شدند. 2 گروه از نظر پارامترهای تن سنجی، متابولیسم استراحت، ترکیب بدن، هورمونهای تیروئیدی، پروفایل لیپیدی و رژیم غذایی با یکدیگر مقایسه شدند.
یافتهها: میانگین متابولیسم استراحت و مقادیر تعدیل شدهی آن برای وزن در گروه دارای علائم بهطور معناداری پایینتر بود ولی شکل مقادیر تعدیل شدهی آن برای تودهی بدون چربی بدن (FFM) و FT3 تفاوت معناداری بین 2 گروه نشان نداد. میزان تودهی چربی بدن (FM) در گروه دارای علائم بالاتر بود. اما درصد تودهی چربی بدن و تودهی بدون چربی بدن (FFM) بین 2 گروه تفاوت معناداری نداشت. سطح سرمی TSH ، TT4 ، FT4 ، TT3 ، FT3، کلسترول توتال، HDL ،LDL تفاوت معناداری بین 2 گروه نداشت. سطح سرمی تریگلیسرید در گروه دارای علائم به طور معنا داری بیشتر از گروه فاقد علائم بالینی بود.
نتیجهگیری: در گروه دارای علائم بالینی میزان متابولیسم استراحت کمتر بود و میزان تودهی چربی بدن و سطح سرمی تریگلیسرید نسبت به بیماران فاقد علائم بالاتر میباشد.
پریسا طاهری تنجانی، فرشاد شریفی، ندا نظری، فاخر رحیم، حسین فخرزاده، سید مسعود ارزاقی، محمداسماعیل مطلق، سعید سعیدی مهر،
دوره 16، شماره 4 - ( 6-1396 )
چکیده
مقدمه: سالمندان از گروههای سنی آسیبپذیر از نظر وضعیت سلامت میباشند. سالمندان استان خوزستان بهدلیل وضعیت آب و هوایی در معرض اختلالات سلامت بیشتری هستند. این مطالعه گزارشی از وضعیت سلامت سالمندان استان خوزستان در سال 1391 میباشد.
روشها: مطالعهی مقطعی با نمونهگیری خوشهای انجام شد. وضعیت تغذیه با استفاده از فرم ایرانی شدهی ارزیابی مختصر تغذیه، ارزیابی وضعیت افسردگی با استفاده از ابزار امتیاز افسردگی سالمندان ایرانی شدهی 15 سؤالی، ارزیابی عملکرد با استفاده از ابزار فعالیت روزانهی زندگی KATZ، ارزیابی کیفیت زندگی با استفاده از نسخهی دوم پرسشنامهی ایرانی شدهی کوتاه وضعیت سلامت (SF-36 Version 2) و فعالیت روزانهی مرتبط به وسایل توسط ابزار Lawton انجام شد.
یافتهها: درنهایت 387 نفر در این مطالعه شرکت کردند. شیوع پُرفشاری خون، دیابت، افسردگی و اضطراب در شرکت کنندگان بهترتیب 8/38%، 6/28%، 9/34 و 7/38% بود. مشکل شنوایی و بینایی بهترتیب 9/33% و 2/62%، اختلال در حافظه در 9/14% از افراد مشاهده شد. 3/4% از سالمندان دچار سوء تغذیه، 3/48% در معرض سوء تغذیه، 9/13% اختلال در عملکرد روزانهی زندگی پایه و 3/30% دچار درجاتی از اختلال در عملکرد روزمرهی متوسط بودند. بیشترین نیاز خدماتی، نیاز به خدمات پزشکی در منزل و پس از آن نیاز به خدمات حمل نقل بود.
نتیجهگیری: وضعیت سلامت سالمندان استان خوزستان گرچه بهطور کلی بدتر از میانگین جامعه نیست ولی نیازمند توجه در بعضی حیطهها نظیر پُرفشاری خون، دیابت، وضعیت تغذیه و عدم استقلال در فعالیتهای روزمرهی زندگی میباشد.
پریسا طاهری تنجانی، پریشاد قوام، شیما رئیسی، فرشاد شریفی، حسین فخرزاده، محمداسماعیل مطلق، ندا نظری،
دوره 16، شماره 4 - ( 6-1396 )
چکیده
مقدمه: ارتقاء وضعیت بهداشتی، کاهش نرخ باروری و همچنین افزایش سن امید به زندگی سبب افزایش جمعیت سالمندان شده است. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت سلامت سالمندان استان خراسان شمالی انجام شده است.
روشها: این مطالعه مقطعی و به روش خوشهای چند مرحلهای تصادفی متناسب، انجام شد. در این مطالعه 99 نفر سالمند شامل (39 نفر مرد و 55 نفر زن) سالمند 60 سال و بالاتر شرکت داشتند. اطلاعات مورد نیاز بهوسیلهی پرسشنامههای دموگرافیک و ابزارهای "بررسی مختصر وضعیت تغذیه"، "مقیاس افسردگی سالمندان 15 سؤالی"، وضعیت عملکرد روزمرهی زندگی Katz، عملکرد روزانهی مرتبط با وسایل Lawton "جمعآوری گردید. اندازهگیریهای تن سنجی و فشارخون به روش استاندارد انجام شد.
یافتهها: شیوع دیابت و پُرفشاری خون در سالمندان مورد مطالعه بهترتیب 7/17 و 6/57 درصد بود. همچنین 4/36 درصد از سالمندان خلق افسردهای داشتند. 2/18 درصد از سالمندان سلامت خود را بد گزارش کردند. بهعلاوه 5/73 درصد از سالمندان از یک نوع درد شاکی بودند. همچنین 6/22 درصد در طول سال گذشته حداقل یک بار تریاک مصرف کرده بودند.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد که وضعیت سلامت سالمندان استان خراسان شمالی مناسب نبوده و در بسیاری از شاخصها نظیر پُرفشاری خون، سوء تغذیه، سوء مصرف تریاک و شکایت از درد بیش از میانگین کشوری مشکل داشتند. این مسئله توجه ویژه به سلامت سالمندان این استان را طلب میکند.
بهارک نجفی، پریسا طاهری تنجانی، فرشاد شریفی، حسین فخرزاده، مهتاب علیزاده خویی، سید مسعود ارزاقی، مهدی ورمقانی، مهدی ابراهیمی،
دوره 16، شماره 5 - ( 7-1396 )
چکیده
مقدمه: سالمند شدن جامعه، از چالشهای سلامت عمومی در قرن حاضر است. تأمین سلامت و شناسایی نیازهای سالمندان، نیازمند شناخت جامع و دقیق از وضعیت سلامت ایشان است.
روشها: در یک مطالعهی مقطعی، وضعیت سلامت 191 نفر از سالمندان 60 سال و بالاتر استان سیستان و بلوچستان بررسی شد. سلامت عمومی با پرسشنامهی فارسی کوتاه وضعیت سلامت (SF-36)، وضعیت تغذیه با پرسشنامهی ارزیابی مختصر تغذیه (MNA)، وضعیت فعالیت فیزیکی با دو پرسش از پرسشنامهی کوتاه فارسی فعالیت فیزیکی، افسردگی با پرسشنامهی فارسی کوتاه افسردگی سالمندان، وضعیت عملکردی با پرسشنامهی عملکرد پایه و متوسط روزمرهی زندگی، همچنین اطلاعات دموگرافیک، سابقهی بیماریها و واکسیناسیون، شرکت در فعالیتهای اجتماعی، استفاده از خدمات و مراقبتهای سالمندی با پرسشنامهی تأیید شدهای مورد بررسی قرار گرفتند. وضعیت فشارخون علاوه بر پرسش از خود سالمندان، با دو نوبت سنجش فشار خون بیماران اندازهگیری شد.
یافتهها: میانگین سن شرکت کنندگان 81/69 (با انحراف معیار 32/8) سال بود. 2/4% از سالمندان وضعیت سلامت خود را عالی و 4/9% بد گزارش کردند. 3/35% سابقهی زمین خوردن در یک سال اخیر را داشتند. 6/15% در تست 3 کلمه دچار اختلال حافظه بودند. مشکل شنوایی و بینایی بهترتیب 3/30% و6/56% گزارش شد. 9/8% دچار سوء تغذیه و 8/25% دچار اختلال در عملکرد پایهی روزمرهی زندگی و 2/58% دچار اختلال در عملکرد متوسط روزانه بودند.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد که شیوع سوء تغذیه، اختلال در عملکرد پایه و متوسط روزمرهی زندگی و اختلال حافظه در سالمندان استان سیستان و بلوچستان بالاتر از میانگین کشوری و جهانی باشد.
پریسا طاهری تنجانی، مهدی ورمقانی، ندا نظری، فرشاد شریفی، حسین فخرزاده، سید مسعود ارزاقی، مهتاب علیزاده خوئی، محمداسماعیل مطلق، مهدی ابراهیمی،
دوره 16، شماره 5 - ( 7-1396 )
چکیده
مقدمه: سالمندان از گروههای سنی هستند که بیشترین نیاز را به دریافت خدمات سلامت دارند. برنامهریزی برای ارائهی خدمات در سطح کشوری و منطقهای نیازمند اطلاعات در خصوص وضعیت سلامت سالمندان است. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت سلامت سالمندان استان آذربایجان شرقی انجام شده است.
روشها: در این مطالعهی مقطعی، از 19 شهرستان این استان به روش خوشهای چند مرحلهای تصادفی متناسب، تعداد 436 نفر (180 نفر مرد و 258 نفر زن) سالمند 60 سال و بالاتر انتخاب شدند. اطلاعات بهوسیله یک پرسشنامهی دموگرافیک، اندازهگیرهای آنتروپومتریک، اندازهگیری فشار خون و تکمیل پرسشنامههای "بررسی مختصر وضعیت تغذیه"، "مقیاس افسردگی سالمندان 15 سؤالی"، وضعیت عملکرد روزمره زندگی" و "عملکرد روزانهی مرتبط با وسایل" جمعآوری گردید.
یافتهها: میانگین سنی افراد شرکت کننده 31/69 سال بود. شیوع خود-اظهاری دیابت 2/34 % بود. شیوع پُرفشاری خون در سالمندان 5/52 درصد یافت شد. درد شایعترین شکایت شرکت کنندگان بود (9/60 %). 9/46% در راه رفتن مشکل داشتند.3/44% مشکل بینایی و 4/26% از مشکل شنوایی رنج میبردند و در 8/44% اختلال خواب یافت شد. همچنین 26% از شرکت کنندگان دارای خلق افسرده بودند.
نتیجهگیری: سالمندان استان آذربایجان شرقی، احتمالاً وضعیت سلامت بهتری نسبت به میانگین سالمندان ایرانی دارند اما پُرفشاری خون و دیابت، در بین سالمندان این استان شیوع بالایی دارد که نیازمند توجه بیشتری است.
پریسا طاهری تنجانی، فرشاد شریفی، ندا نظری، حسین فخرزاده، مهتاب علیزاده خویی، محمداسماعیل مطلق، حسنا عطایی، سیدمسعود ارزاقی، مهدی ابراهیمی،
دوره 16، شماره 5 - ( 7-1396 )
چکیده
مقدمه: از آنجا که پدیدهی سالمند شدن جامعه بر تمام جنبههای زندگی جوامع بشری از جمله ساختارهای سنی، ارزشها و معیاره، نیازهای سلامت و سازمانهای اجتماعی، اثرات قابل ملاحظهای دارد، مقابله با چالشهای فرارو با اتخاذ سیاستهای مناسب برای ارتقای وضعیت جسمی، روانی و اجتماعی سالمندان از اهمیت بالایی برخوردار است. استان البرز یکی از استانهای مهاجرتپذیر بوده و پدیدهی مهاجرت تأثیر شگرفی در سلامت روحی و جسمی سالمندان دارد. هدف از انجام این مطالعه بررسی وضعیت سلامت سالمندان استان البرز بوده است.
روشها: در این مطالعهی مقطعی، از سه شهرستان استان البرز به روش خوشهای چند مرحلهای تصادفی متناسب، ۲۳۵ نفر (۱۱۳ نفر مرد و ۱۲۲ نفر زن) سالمند ۶۰ ساله و بالاتر انتخاب شدند. اطلاعات توسط یک پرسشنامهی دموگرافیک، اندازهگیریهای آنتروپومتریک، اندازهگیری فشارخون و تکمیل پرسشنامههای "بررسی مختصر وضعیت تغذیه"، "مقیاس افسردگی سالمندان ۱۵ سؤالی"، وضعیت عملکرد روزمرهی زندگی، عملکرد روزانهی مرتبط با وسایل جمعآوری گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS 21 انجام شد. تمام آزمونها دو سویه بوده و در سطح 05/0 >α معنادار در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین سنی افراد شرکت کننده ۶۸ سال بود. شیوع اضطراب و افسردگی در میان شرکت کنندگان بهترتیب 5/51 و ۳۴ درصد بود. ۲۷ درصد درمعرض یا دچار سوء تغذیه بودند. 5/54 درصد از مشکلات دهان و دندان رنج میبردند و 8/49 درصد نیز در راه رفتن مشکل داشتند.
نتیجهگیری: در زمینهی وضعیت سلامت سالمندان ساکن استان البرز میتوان گفت که بیماریهای متابولیک در این استان شیوع بالایی دارد و پوشش کم واکسیناسیون آنفلوانزا، شیوع بالای افسردگی و اضطراب و سوء تغذیه نیازمند مداخلات جدی توسط سیاستگذاران در جهت ارتقاء سلامت این سالمندان است.
علی غندالی، سید محمد توانگر، امیر پژمان هاشمی طاهری، فرشاد شریفی، وحید حق پناه، ندا حاتمی، محمد رضا مهاجری تهرانی، سید محمود سجادی جزی،
دوره 21، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
مقدمه: در این مطالعه به بررسی قدرت تشخیصی سونوگرافی در تشخیص ندولهای بدخیم تیروئیدی در بیماران ایرانی پرداختیم. بدین منظور، ارتباط میان یافتههای حاصل از سونوگرافی را با یافتههای پاتولوژی مورد بررسی قرار دادیم.
روشها: مطالعهی حاضر یک بررسی گذشتهنگر است که بر روی بیماران با تشخیص ندول تیروئید که سونوگرافی و FNA شدهاند، انجام شده است. برای بررسی ارتباط بین نتایج حاصل از FNA با خصوصیات سونوگرافیک ندولها، نتایج حاصل از FNA را به دو گروه بدخیم و خوشخیم تقسیم کردیم و سپس به مقایسهی خصوصیات سونوگرافیک بین این دو گروه پرداختیم. در مواردی که جواب FNA نامشخص بود (AUS/FLUS یا FN/SFN)، جواب پاتولوژی بعد از جراحی ملاک قرار گرفت (در صورت جراحی ندول بیمار و موجود بودن جواب آن).
یافتهها: در مجموع 201 ندول در این مطالعه وارد شدند. نتایج مطالعه نشان داد که هیپواکوژنیسیتی، حاشیه نامشخص/نامنظم، میکروکلسیفیکاسیون، الگوی عروقی بدخیم در سونوگرافی داپلر و وجود همزمان لنفادنوپاتی گردنی با خصوصیات بدخیم بهطور معنیداری در ندولهای بدخیم بیشتر از ندولهای خوشخیم وجود دارند. در عین حال، سایر یافتههای سونوگرافیک مانند اندازه و مکان ندول، کیستیک بودن ندول، وجود Halo sign و وجود شکل Taller-than-wide قادر به افتراق بین ندولهای خوشخیم و بدخیم نبودند. در نهایت، نتایج مطالعه حاضر نشان داد که سونوگرافی از دقت بالایی در تشخیص بدخیمی در ندول تیروئید برخوردار است.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که استفاده از سونوگرافی میتواند در تشخیص بدخیمی در ندول تیروئید بسیار موثر واقع شود.
خان مریم طاهری، مهرزاد عبادی قهرمانی، فرح نامنی،
دوره 23، شماره 5 - ( 10-1402 )
چکیده
مقدمه: سیر توئین-1 بهعنوان سنسور متابولیک کلیدی در بافتهای مختلف از جمله عضلۀ اسکلتی و بافت شناخته شده است که میتواند نقش محوری در تنظیم متابولیسم گلوکز و لیپیدها از طریق فعالیت دی استیلاز ایفا کند. هدف از تحقیق حاضر بررسی نقش عصارۀ لیکورایز و تمرین منتخب شنا بر مسیرهای سیگنالینگ SIRT1 در عضلۀ نعلی موشهای صحرایی نر دیابتی بود.
روشها: پژوهش از نوع تجربی و بنیادی و روش کار یک کارآزمایی تجربی با ماهیت توصیفی_ تحلیلی است. 50 سر موش خریداری شد و در 5 گروه 10 تایی تقسیم شدند. برنامۀ تمرینی اصلی شامل شنا کردن در تانکر ویژه جوندگان مخزن آب ویژه شنا بهمدت 6 هفته و ۵ جلسه در هفته بود. بهمنظور دیایتی کردن موشها استرپتوزوتوسین تزریق شد. ۷ روز پس از تزریق قند خون موشها اندازهگیری شد و موشهایی که قند خونشان بالاتر از ۲۵۰ میلیگرم بر دسیلیتر بود بهعنوان نمونۀ دیابتی انتخاب میشوند. به دو گروه از موشهای دیابتی عصارۀ ریشۀ لیکورایز خورانده شد. جهت تجزیهوتحلیل یافتههای تحقیق از آزمون آنالیز واریانس دو راهه و با استفاده از نرمافزار SPSS26 استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد اثر متقابل تمرین شنا و مصرف عصارۀ لیکورایز بر مسیر سیگنالینگ SIRT1 از نظر آماری معنیدار است (002/0 =P).
نتیجهگیری: SIRT1 نقش مهمی در کنترل هموستاز گلوکز بازی میکند. در واقع، تحت شرایط دیابتی فعالیت و میزان بیان ژن SIRT1 در بافتهای مختلف علیرغم نقش متابولیکی و مهم، کاهش مییابد. تمرین شنا به همراه مصرف مکمل لیکورایز با تنظیم مثبت بیان ژن SIRT1 میتواند در پیشگیری و درمان بیماری دیابت مؤثر باشد.