23 نتیجه برای طل
محمدرضا رضوانفر، وحید کاوه، محمد رفیعی، علیرضا رضایی آشتیانی، افسانه طلائی، علی چهرهای،
دوره 10، شماره 5 - ( 8-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
MicrosoftInternetExplorer4
مقدمه: نشانگان پای بی قرار (RLS) Restless legs syndrome که در بیماران دیابتی شایعتر است، به عنوان یکی از علل مختل
کننده خواب به حساب میآید. در این تحقیق ارتباط بین میزان قند خون قبل از خواب
بیماران دیابتی با و بدون این نشانگان مورد بررسی قرار گرفت.
روشها: مطالعه حاضر به صورت مقطعی از نوع مورد-
شاهدی و بر روی 88 بیمار دیابتی مبتلا به RLS و 192 بیمار
دیابتی غیر مبتلا به RLS به عنوان گروه شاهد انجام شد. از افراد تحت مطالعه
نمونه خون ناشتا و قبل از خواب گرفته شد و جهت سنجش سطح قند خون و دیگر شاخصها به
آزمایشگاه ارسال گردید. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از آزمون کای دو و رگرسیون
لجستیک انجام گرفت.
یافتهها: دو گروه از نظر سن و جنس همگن بودند. قند خون ناشتا، قند خون قبل از خواب و HbA1C به طور معنیداری در بیماران با نشانگان پای بی قرار بالاتر بود(005/0P=) و بین مدت ابتلاء به دیابت (0001/0P=)، اختلال حس
سطحی (0001/0P=) و اختلال موقعیت (005/0P=) با این نشانگان نیز ارتباط معنیداری
دیده شد. با انجام آزمون رگرسیون
لجستیک و با در نظر گرفتن عوامل فوق، در حالی که قند خون ناشتا و اختلال حس عمقی
ارتباطی را نشان ندادند، همچنان ارتباط قند خون قبل از خواب با نشانگان پای بی قرار،
معنیدار باقی ماند (0001/0P=).
نتیجهگیری: یافتههای مطالعه ما نشان داد که در افراد دیابتی با نشانگان پای بی قرار، میزان
قند خون قبل از خواب به طور چشمگیری بیشتر از بیماران بدون این نشانگان بود.
نرجس عاقل کلسرکی، آذر طل، رامین حشمت، باقر لاریجانی، مصطفی قربانی، محمدرضا مهاجری تهرانی،
دوره 11، شماره 2 - ( 11-1390 )
چکیده
مقدمه: با عنایت به اهمیت رضایتمندی بیماران و پرسنل و تأثیر قابل ملاحظه آن بر کیفیت خدمات ارائه
شده به بیماران، مطالعهای با هدف بررسی میزان رضایتمندی بیماران و پرسنل شاغل در
بخش غدد مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی دکتر شریعتی در سال 1389 طراحی و انجام شد.
روشها: این بررسی، یک مطالعه توصیفی- تحلیلی است که روی 160 بیمار
بستری در بخش غدد بیمارستان دکتر شریعتی تهران و 26 نفر از شاغلین آن بخش در نیمه
دوم سال 1389 انجام شد. ابزار
جمعآوری اطلاعات در مورد رضایتمندی بیماران، پرسشنامه خودساختهای شامل اطلاعات
دموگرافیک و مرتبط با بیماری، فضای عمومی بیمارستان، پرسنل پذیرش، امکانات موجود
در بخش، تغذیه، پرسنل کادر پزشکی و پاراکلینیکی، پرسنل واحد ترخیص و رضایت عمومی بود.
ابزار جمعآوری اطلاعات در مورد رضایتمندی پرسنل شاغل در بخش غدد، پرسشنامه
خودساختهای شامل اطلاعات دموگرافیک، امنیت شغلی، جبران خدمت، ویژگی شغلی، ویژگی
نقش، ارتقای شغلی، فرهنگ، محیط کار و تعامل اجتماعی بود. اطلاعات پس از جمعآوری،
توسط نرمافزار SPSS ویرایش 5/11 با
استفاده از آزمونهای آماری توصیفی و استنباطی T-test
و One- way ANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در مجموع بیشترین درصد رضایتمندی کامل بیماران بستری مربوط به
بعد کادر پزشکی و پاراکلینیکی (2/76%) و کمترین میزان رضایتمندی کامل را
نسبت به پرسنل پذیرش (8/48%) ابراز گردید. در خصوص میزان رضایتمندی کادر درمانی
بیشترین درصد رضایتمندی کامل متعلق به حیطه جبران خدمت (8/80%)، و کمترین متعلق به حیطههای ارتقای
شغلی (50%) و ایفای نقش (50%) بود. نتایج
بررسی ارتباط ابعاد رضایتمندی پرسنل شاغل ومتغیرهای فردی نشان داد که ارتباط معنیدار آماری بین بعد تعامل
اجتماعی با وضعیت تاهل ( 05/0P=)، بعد فرهنگ با
وضعیت تاهل ( 01/0P=)، بعد جبران خدمت با جنسیت ( 009/0P=) و بعد ویژگی نقش با جنسیت ( 03/0P=)
وجود دارد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بدست آمده از میزان
رضایتمندی بیماران از پرسنل واحدهای مختلف درمانی، لزوم اجرای برنامههای منظم
آموزشی به پرسنل شاغل در جهت به روز نمودن مهارتها و ارتقای سطح آگاهی و دانش
آنان نسبت به کیفیّت مراقبت و ارائه خدمات به بیماران پیشنهاد میگردد، ازسوی دیگر
ارزیابی فعالیتهای پرسنل درمانی، شناسائی مشکلات و موانع به منظور ارائه راهکارهای مناسب در جهت بهبود
عملکرد و فراهم نمودن تسهیلات رفاهی برای پرسنل، ضروری است.
مینو باقری، هاله صدرزاده یگانه، احمدرضا درستی مطلق، محمدرضا اشراقیان، الهام کاظمیان، محمد آقائی نژاد،
دوره 11، شماره 4 - ( 3-1391 )
چکیده
Normal
0
false
false
false مقدمه: ابزار وضعیت رضایت از وزن برای چاقی (BIA-O)، ابزاری مفید جهت بررسی وضعیت رضایت از وزن در گروههای
مختلف از جمله افراد چاق میباشد. به علت وابسته بودن فاکتور وضعیت رضایت از وزن
به عوامل مختلفی از جمله فرهنگ، جهت استفاده از ابزار BIA-O
در زنان باردار ایرانی، اعتبار سنجی این ابزار در جمعیت ذکر شده ضرورت دارد. این
بررسی با هدف تعیین روایی و پایایی ابزار BIA-O در زنان باردار انجام
شد.
روشها: در مطالعه مقطعی
حاضر، تعداد 78 مادر باردار 39-15 ساله جهت شرکت در آزمون روایی و تعداد
75 مادر باردار 45-19 ساله جهت شرکت در آزمون پایایی به طور تصادفی از بین مادران باردار مراجعه کننده
به مرکز مراقبتهای دوران بارداری بیمارستانهای شهید اکبر آبادی و میرزا کوچک خان
انتخاب شدند. نمونههای مورد مطالعه نیمرخهای ابزار BIA-O
را که نشان دهنده وزن قبل بارداری، وزن ایده آل و وزن منطقی از نظر آنها بود،
انتخاب کردند. در آزمون روایی پرسشنامه شکل بدن (BSQ)
نیز توسط نمونهها تکمیل شد. جهت سنجش پایایی ابزار BIA-O
دو بار در مورد نمونهها با فاصله 30 دقیقه به کار گرفته شد. دادهها با آزمونهای
همبستگی پیرسون و همبستگی اسپیرمن آنالیز شدند.
یافتهها: در
آزمون روایی، 2 مقیاس نارضایتی از وزن محاسبه شده با ابزار BIA-O همبستگی بالایی را
با مقیاس BSQ نشان داد (76/0 =r و 72/0 =r، 0001/0P<). در آزمون پایایی ضرایب همبستگی آزمون مجدد برای مقیاسهای
وزن قبل بارداری، وزن ایده آل و وزن منطقی، به ترتیب 91/0، 76/0 و 70/0 به دست آمد
که در مورد هر سه مقیاس، آزمون همبستگی از نظر آماری معنیدار بود (0001/0> P).
نتیجهگیری: در این مطالعه روایی و پایایی ابزار BIA-O
مورد تایید قرار گرفت و این ابزار به عنوان ابزاری مناسب جهت اندازهگیری
میزان رضایت از وزن قبل از بارداری مادران باردار شناخته شد.
داود شجاعیزاده، آذر طل، غلامرضا شریفی راد، محمدرضا مهاجری تهرانی، فاطمه الحانی،
دوره 11، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
Normal
0
false
false
false مقدمه: توانمندسازی
بیمار به عنوان یک برنامه موثر در راستای تغییر رفتار در مراقبت دیابت به شمار میآید.
این مطالعه به بررسی ارزشیابی الگوی توانمندسازی بر ارتقای خودکارآمدی و ارتباط آن
با کنترل دیابت در بیماران دیابتی نوع 2 شهر اصفهان میپردازد.
روشها: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی شاهددار
بود که 140 بیمار در دو گروه مداخله و مقایسه پس از انجام پیش آزمون با انجام تخصیص
تصادفی وارد شدند. در مرحله پیش آزمون، کلیه اطلاعات دموگرافیک و مرتبط با سلامت و
بیماری از بیماران اخذ گردید. سپس افراد گروه مداخله، در 5 گروه 14 نفری تقسیم شده
و در برنامه توانمندسازی با استفاده از استراتژی حل مساله گروهی و حمایت همسالان که
براساس سازههای مدل طراحی شده بود شرکت نمودند. افراد گروه مقایسه آموزش رایج مرکز
را طبق روال قبل ادامه دادند و به صورت جداگانه بدون تماس باگروه مداخله به تکمیل پرسشنامهها
اقدام نمودند. اهداف توانمندسازی در این مطالعه با مفهوم خودکارآمدی و کنترل دیابت با
شاخص HbA1C مورد بررسی
قرار گرفت. در پیگیری بلافاصله و سه ماه بعد ابزارخودکارآمدی دیابت بررسی گردید. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار آماری SPSS نسخه 5/11 و آزمونهای آماری توصیفی و استنباطی استفاده شد.
یافتهها: دو گروه از نظر متغیرهای دموگرافیک با یکدیگر تفاوت معناداری نداشتند (05/0
نتیجهگیری: نتایج مطالعه موید این مطلب است که آموزش مبتنی بر الگوی
توانمندسازی در گروه مداخله با استراتژیهای حل مسئله گروهی و گروه همسالان دارای
اثربخشی در مقایسه با آموزشهای رایج دیابت در متغیر خودکارآمدی و کنترل دیابت میباشد.
آذر طل، فرشته مجلسی، عباس رحیمی فروشانی، داود شجاعیزاده، پروین عباسی بروجنی،
دوره 11، شماره 6 - ( 8-1391 )
چکیده
Normal
0
false
false
false مقدمه: دیابت نوع 2 در زمره بیماریهای مزمن با عوارض بسیار است که توجه به ابعاد روانی
زندگی بیماران مبتلا با دیابت و تبعیت از رژیم درمانی از اهمیت خاصی بر خوردار است.
این مطالعه با هدف بررسی سازگاری شناختی صفتی و حالتی در بیماران
دیابتی نوع 2 و تعیین عوامل موثر بر این سازگاری طراحی و انجام شد.
روشها: این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی بود که به مدت 6 ماه در
سال 1391 انجام شد. جامعه پژوهش در این مطالعه، بیماران دیابتی نوع 2 مراجعه کننده به بیمارستانهای تابعه دانشگاه علوم
پزشکی تهران بود، حجم نمونه 480 نفر و نمونهگیری
به روش در دسترس انجام شد. سازگاری شناختی در دو بعد صفتی و حالتی بیماران دیابتی
نوع 2 با استفاده از پرسشنامه دو قسمتی شامل اطلاعات دموگرافیک و مرتبط با بیماری
و سازگاری شناختی بر اساس مقیاس پنج درجهای لیکرت اندازهگیری گردید. دادههای
جمعآوری شده با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 5/11 با استفاده از آزمونهای کای دو و مدل رگرسیون لجستیک مورد
تجزیه و تحلیل قرار گرفت. سطح معنیداری در این مطالعه 05/0 بود.
یافتهها: نتایج نشان داد که وضعیت تاهل (01/0=P)، سالهای ابتلا به بیماری دیابت (001/0>P)، وضعیت شغلی (001/0>P)، گروههای سنی (001/0=P)، سابقه مثبت
خانوادگی دیابت (001/0>P)، وضعیت درآمد (001/0>P) و HbA1C (001/0>P) با هر دو نوع
سازگاری شناختی ارتباط داشتند. جنسیت با سازگاری شناختی حالتی (008/0=P) و سطح تحصیلات (001/0>P) و بیماریهای
زمینهای همراه (02/0=P) با سازگاری
شناختی صفتی ارتباط آماری
معنیداری داشتند. مدل رگرسیون لجستیک نشان داد
که سالهای ابتلا به دیابت، گروههای سنی، میزان درآمد، سابقه خانوادگی وHbA1C شانس
سازگاری حالتی بالا و معنیداری داشتند و شانس بالا بودن سازگاری شناختی صفتی با
سابقه خانوادگی دیابت، بیماری زمینهای همراه، HbA1C ارتباط داشت.
نتیجهگیری: با عنایت به تاثیر عوامل جمعیت
شناختی و بالینی در میزان سازگاری شناختی صفتی و حالتی، ضرورت انجام مداخلات مبتنی
بر ارتقاء سلامت با کاربرد تئوریهای سازگاری اجتناب ناپذیر است.
آذر طل، فرشته مجلسی، عباس رحیمی فروشانی، داود شجاعیزاده، بهرام محبی،
دوره 11، شماره 6 - ( 8-1391 )
چکیده
1024x768 مقدمه: بیماران دیابتی در اداره و مدیریت بیماری خود با موانع زیادی
دست به گریبان هستند. این مطالعه به منظور بررسی ارتباط ویژگیهای فردی و مرتبط با
سلامت با موانع تشخیصی و درمانی زندگی با دیابت در بیماران دیابتی نوع 2 مراجعه کننده به بیمارستانهای
تابعه دانشگاه علوم پزشکی تهران طراحی و اجرا شد.
روشها: این مطالعه از نوع مقطعی (توصیفی- تحلیلی) بود که در سال 1391
بر روی600 بیمار به طور تصادفی ساده انجام شد. ابزار مطالعه شامل دو بخش اطلاعات دموگرافیک
و مرتبط با سلامت و بیماری و شاخص کنترل دیابت (HbA1C) با 10 سوال و ابزار
زندگی با دیابت در ابعاد موانع تشخیصی (6 سوال)، موانع دارو درمانی(10 سوال) و موانع
خودپایشی (5 سوال) بود که توسط مقیاس از کاملاً موافقم (5) تا کاملاً مخالفم (1) اندازهگیری
گردید. روایی و پایایی ابزار اندازه گرفته شد. روش جمعآوری اطلاعات، تکمیل پرسشنامه
و با استفاده از تکنیک مصاحبه بود. برای تجزیه وتحلیل داده از نرمافزار آماری SPSS نسخه 5/11 و آزمونهای آماری توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی
(کای دو و مدل رگرسیون لجستیک) استفاده شد. سطح معنیداری در این مطالعه کمتر از
05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار موانع تشخیصی، دارو درمانی و خودپایشی به ترتیب (97/3±48/16)، (13/5±92/29) و (77/2±5/14) بود. نتایج
مطالعه نشان داد که برخی عوامل فردی و مرتبط با دیابت با این سه مانع ارتباط آماری
معنیداری داشتند (05/0P<). مدل رگرسیون
لجستیک هم شانس شدید بودن هر سه مانع را مشخص نمود.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای مطالعه به نظر میرسد بهبود ارتباط بین
افراد حرفهای گروه سلامت و تلاش برای بهرهگیری و فراهم کردن منابع برای بیماران
دیابتی در کاهش موانع تشخیصی، دارو درمانی و خوپایشی اثربخش خواهدبود.
Normal
0
false
false
false
نرجس نجیبی، هاله صدرزاده یگانه، احمدرضا درستی مطلق، محمدرضا اشراقیان، سمانه عزیزی،
دوره 12، شماره 1 - ( 10-1391 )
چکیده
مقدمه: نااَمنی غذایی به عنوان فراهمی محدود یا نامطمئن غذای کافی درهمه اوقات برای یک زندگی سالم و فعال تعریف میشود. دیابت، از شایعترین بیماریهای متابولیک است که اخیراً به عنوان یک اولویت بهداشتی در ایران مطرح شده است. مطالعات اخیر بیانگر شیوع گسترده ناامنی غذایی و دیابت در جامعه ایرانی میباشند. هدف مطالعه حاضر بررسی وضع نااَمنی غذایی و برخی عوامل تغذیهای وابسته به آن در افراد مبتلا به دیابت نوع2 بود.
روشها: این مطالعه به صورت مقطعی روی 135 بیمار 60-30 ساله مبتلا به دیابت نوع 2 انجام شد. مشخصات عمومی و وضعیت ناامنی غذایی به ترتیب با استفاده از پرسشنامههای عمومی و امنیت غذایی خانوار 18 گویهای سازمان کشاورزی ایالت متحده آمریکا و دریافتهای غذایی توسط پرسشنامه بسامد خوراک بررسی شد. دادهها با آزمونهای آماری مجذور کای، T مستقل و رگرسیون لجستیک تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: میزان شیوع نااَمنی غذایی در جمعیت مورد مطالعه 7/66% بود. بر اساس مدل نهایی رگرسیون لجستیک، ناامنی غذایی با نمایه توده بدنی بالا و اضافه وزن و چاقی و دفعات مصرف پایینتر گوشت، میوه و سبزی ارتباط آماری مستقیم و معنیداری را نشان داد (05/0P<)؛ اما با سایر متغیرها رابطه آماری معنیدار نشان نداد.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که نااَمنی غذایی با احتمال بیشتر بروز دیابت نوع 2 همراه است.
Normal 0 false false false
امیرعباس منظمی، حمید رجبی، رضا قراخانلو، علی مصطفایی، کبری امیدفر، وحید شهبازی ندر، حمیدرضا محمدی مطلق،
دوره 12، شماره 2 - ( 10-1391 )
چکیده
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 مقدمه: هدف از مطالعه پیش رو تعیین اثر تمرین استقامتی بر بیان ژنهای مبادلهگر سدیم هیدروژن1 (NHE1) و هم انتقال دهنده سدیم بی کربنات 1 (NBC1) در عضله قلب رتهای دیابتی نوع 2 بود.
روشها: تعداد 40 رت نژاد ویستار نر در سن 4 هفتگی با میانگین وزن 8/9±7/93 گرم انتخاب و به طور تصادفی به سه گروه کنترل سالم (7 سر رت) کنترل دیابتی (9 سر رت) و تمرینی دیابتی (9 سر رت) تقسیم شدند. دیابت از طریق ترکیب تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین و مصرف غذای پرچرب ایجاد و تمرین استقامتی (دویدن روی نوار گردان جوندگان، شروع با 20 متر بر دقیقه تدریجاً به 30 متر بر دقیقه در هفته آخر) به مدت 7 هفته، بر گروه تمرینی دیابتی اعمال شد. جهت تایید مقاومت انسولین از مقادیر HOMA-IR استفاده گردید. 48 ساعت پس از اتمام پروتکل تمرینی، رتها تشریح و عضلات قلب آنها استخراج شد. اندازهگیری انسولین پلاسما به روش الایزا، غلظت گلوکز پلاسما با روش آنزیمی گلوکز اکسیداز و میزان بیان ژن mRNA (NHE1 و NBC1) از طریق روش Real time- PCR انجام گرفت. میزان بیان ژن mRNA (NHE1 و NBC1) با استفاده از روش2-∆∆CT محاسبه گردید. جهت تعیین معنیدار بودن تفاوت متغیرها بین گروههای تحقیق از آزمون آماری t مستقل و با استفاده از نرمافزار (permutation test) REST استفاده گردید. مقدار &alpha در تمامی مراحل برابر با 05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها: یافتههای تحقیق نشان داد مقادیر IR INDEX-HOMA در دو گروه دیابتی نسبت به گروه کنترل سالم بیشتر بود (001/0>P)، همچنین اختلاف معنیدار بین میزان بیان mRNA (NHE1) بین گروه کنترل دیابتی و کنترل سالم دیده شد (05/0>P). میزان بیان mRNA (NHE1 و NBC1) گروه تمرینی دیابتی نسبت به گروه کنترل دیابتی افزایش داشت اما این افزایش معنیدار نبود (05/0>P). همچنین اختلاف معنیدار در بیان mRNA (NBC1) بین گروه کنترل دیابتی و کنترل سالم یافت نشد (05/0>P).
نتیجهگیری: در مجموع نتایج تحقیق نشان داد که که بیان ژن mRNA (NHE1 و NBC1) در گروه کنترل دیابتی کاهش قابل ملاحظهای دارد و تمرین استقامتی میتواند این کاهش بیان را در گروه تمرینی دیابتی جبران و به سطوح نرمال نزدیک کند.
علی دل پیشه، حسین عزیزی، الهام داوطلب اسماعیلی، لطفعلی حقیری، غلامعلی کریمی، فریبا عباسی،
دوره 14، شماره 3 - ( 12-1393 )
چکیده
مقدمه: با توجه به اهمیت نتیجه طرح پزشک خانواده در مناطق روستایی و تصمیم کشور برای اجرای این برنامه در مناطق شهری، مطالعه حاضر بهمنظور تعیین کیفیت مراقبت و کنترل قندخون، فشارخون و لیپیدهای خونی بیماران دیابتی نوع دو مناطق روستایی تحت پوشش پزشکان خانواده انجام شده است. روشها: در این مطالعه توصیفی تحلیلی، تعداد380 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو دارای پرونده در خانههای بهداشت شهرستان ملکان در سال1391 با دامنه سنی 76-30 سال پس از موافقت آگاهانه از بین 1400 بیمار به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب و دادهها از طریق پرسشنامه، مصاحبه حضوری، اطلاعات موجود در پرونده پزشک خانواده و اندازهگیری (HbA1c) Glycohemoglobin گردآوری شد. داده ها پس از ورود در نرم افزار SPSS19 از آنالیز رگرسیون لجستیک چندگانه جهت برآورد نسبت شانس تعدیل شده خطر ابتلا به عوارض دیابت در حضور سایر عوامل مرتبط با آن استفاده شد. یافتهها: براساس نتایج بهدست آمده، 68% افراد مورد مطالعه را زنان و میانگین سن بیماران 9/11±86/57 بود. نسبت جنسی زنان به مردان تقریباً 2/2 به 1 بود. میانگین HbA1c بیماران 69/1±38/8% و تنها 9/23% بیماران کنترل مطلوب قندخون (کمتر از 7%) داشتند. در تجزیه و تحلیل نهایی اندازه HbA1c بیش از 7 درصد (002/0P=)، کلسترول بیش از mm/dl240 (04/0P=) و فشارخون بالای mm/Hg90/140 (007/0P=)، بهترتیب 52/1، 44/2 و 44/1برابرشانس ابتلا به عوارض دیابت را افزایش دادند. نتیجه گیری: کیفیت مراقبت و کنترل قندخون بیماران دیابتی منطقه مورد مطالعه، نزدیک به مطالعات سطح کشوری ولی از استانداردهای مطرح شده به ویژه انجمن دیابت آمریکا2ADA)) America Diabetes Association فاصله نسبتاً زیادی دارد.
پوران وروانی فراهانی، داود حکمت پو، محمدرضا رضوانفر، افسانه طلائی،
دوره 15، شماره 5 - ( 4-1395 )
چکیده
مقدمه: با توجه به شیوع و عوارض دیابت و تاثیر آن بر کیفیت زندگی بیماران، و توجه به این موضوع که کیفیت زندگی پایین منجر به کم کردن مراقبت از خود و افزایش خطر عوارض بیماری میشود، این مطالعه با هدف تعیین تاثیر آموزش به شیوه چند رسانهای با ارائه تجارب زنده موفق بر کیفیت زندگی بیماران دیابتی نوع دو انجام شد.
روش ها: این مطالعه نیمه تجربی است. 160 نفر از بیماران دیابتی نوع دو به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و سپس به روش تخصیص تصادفی به دو گروه آزمون و یک گروه شاهد تقسیم شدند. پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و کیفیت زندگی توسط بیماران قبل از مداخله تکمیل شد. در گروه آزمون اول به شیوه چند رسانهای (بحث گروهی، آموزش به روش فیلم و اسلاید) 5 جلسه بهمدت 45 دقیقه برای هر بیمار تنظیم شد. گروه آزمون دوم، آموزش بیماران به شیوه حضور فرد موفق، اداره کلاس و پرسش و پاسخ بود. سپس پرسشنامه کیفیت زندگی توسط بیماران نمونه پژوهش3 ماه بعد از مداخله مجدداً تکمیل شد. دادهها با نرمافزار SPSS نسخه 20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: یافتههای مطالعه نشان داد، بین میانگین میزان کیفیت زندگی قبل از مداخله در سه گروه تفاوت معنیداری وجود ندارد (194/0P=). اما بین میانگین میزان کیفیت زندگی بعد از مداخله در سه گروه تفاوت معنیداری وجود دارد (044/0P=). بین میانگین کیفیت زندگی قبل و بعد از مداخله به روش چند رسانهای (001/0P£) و تجارب فرد موفق (001/0P£) تفاوت معنیداری وجود دارد.
نتیجه گیری: کیفیت زندگی بیماران دیابتی نوع دو در روش آموزش چند رسانهای (مولتی مدیا) و تجارب فرد موفق نسبت به گروه شاهد افزایش یافته است.
ملیحه اکبری عبدل آبادی، بهرام محبی، رویا صادقی، آذر طل، محمود محمودی مجدآبادی،
دوره 16، شماره 1 - ( 10-1395 )
چکیده
مقدمه: غلبه بر موانع مرتبط با مراقبت از دیابت بهعنوان زیرساختی منطقی در راستای توانمندسازی بیماران مبتلا در مدیریت زندگی با دیابت و شناخت عوامل مؤثر بر این موانع به شمار میآید. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر مداخلهی آموزشی مبتنی بر مدل بزنف بر موانع آگاهی، سبک زندگی، سازگاری و حمایتی در زندگی با دیابت در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو و عوامل مؤثر بر آن طراحی و اجرا شد.
روشها: این مطالعه یک مداخلهی نیمه تجربی دو گروهی بود که روی 168 نفر از بیماران مبتلا به دیابت نوع دو تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی طی ماههای مرداد و شهریور سال 94 انجام شد. قبل از اجرای مداخله، پرسشنامه موانع زندگی با دیابت و پرسشنامه براساس سازههای الگوی بزنف تکمیل گردید که بعد از انجام پیش آزمون با تخصیص تصادفی به دو گروه مداخله و مقایسه با روش بلوکهای چهارتایی تصادفی شده انتخاب شدند و در دو گروه مداخله و کنترل تحت بررسی قرار گرفتند. بیماران مبتلا به دیابت گروه مداخله، تحت شش جلسهی آموزشی 45 تا 60 دقیقهای بهعنوان مداخله آموزشی قرار گرفتند و آموزش جلسهی پنجم را به همراه خانواده خود و کادر درمانی مربوطه دریافت کردند. طراحی برنامهی آموزشی براساس سازههای مدل بزنف (آگاهی، نگرش، نرمهای انتزاعی، عوامل قادر کننده و قصد رفتاری) و محتوی آموزشی براساس موانع زندگی با دیابت (آگاهی و باور، سبک زندگی، حمایتی و سازگاری) تدوین گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 20 و آزمونهای آماری T مستقل و T زوجی تجزیه، ویلکاکسون، مک نمار و من یو ویتنی تحلیل شدند. سطح معناداری در مطالعه، کمتر از 5% در نظر گرفته شد.
یافتهها: نتایج نشان داد، بین نمرهی دریافتی مربوط به مؤلفههای آگاهی، سبک زندگی، سازگاری و حمایتی موانع زندگی با دیابت و آگاهی، نگرش، نرمهای انتزاعی، عوامل قادر کننده و قصد رفتاری متغیرهای اجزای مدل بزنف در گروه مورد قبل و بعد از مداخله آموزشی اختلاف معناداری وجود داشت (05/0P<).
نتیجهگیری: آموزش بیماران دیابتی نوع دو بر اساس الگوی بزنف بهعنوان الگوی آموزشی مؤثر میتواند به کاهش مؤلفههای آگاهی، سبک زندگی، حمایتی و سازگاری موانع زندگی با دیابت منجر شود.
آذر طل، بهرام محبی، رویا صادقی، مهدی یاسری، ملیحه اکبری عبدل آبادی، فاطمه دادراست، پروین عباسی بروجانی،
دوره 16، شماره 1 - ( 10-1395 )
چکیده
مقدمه: خودکارآمدی با بهبود رفتارهای خودمراقبتی موجب ارتقاء کیفیت زندگی بیماران میگردد. مطالعهی حاضر با هدف تعیین عوامل مرتبط با خودکارآمدی سازگاری درک شده در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو اجرا گردید.
روشها: این مطالعهی مقطعی، از نوع توصیفی – تحلیلی بود که بهمدت 9 ماه در سال 1394 انجام شد. 536 نفراز بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به مراکز بهداشتی- درمانی تابعهی دانشگاه علوم پزشکی تهران بهصورت تصادفی انتخاب و از طریق پرسشنامه روایی و پایای خودکارآمدی سازگاری درک شده، وضعیت خودکارآمدی سازگاری و عوامل مرتبط با آن، در آنها مورد بررسی قرار گرفت. برای آنالیز دادهها از آزمونهای آماری تی تست، من - ویتنی، آنالیز واریانس و نرمافزار آماری SPSS نسخهی 23 استفاده شد.
یافتهها: میان سن (013/0P=)، تحصیلات (036/0P=)، درآمد (002/0P=) و میزان HbA1c (049/0P=) با خودکارآمدی سازگاری درک شده کل رابطهی آماری معنادار وجود داشت. اما متغیرهای جنس، شغل، مدت زمان ابتلا، وضعیت تأهل و سابقهی خانوادگی و سابقهی بیماری مزمن با هیچ کدام از ابعاد خودکارآمدی سازگاری درک شده ارتباط آماری معنیداری نداشتند.
نتیجهگیری: مداخلات مبتنی بر نظریههای سازگاری جهت افزایش خودکارآمدی سازگاری درک شده بیماران دیابتی بیشتر بر روی بیمارانی که دارای شرایط اقتصادی- اجتماعی پایین، سن بالا و با کنترل نامطلوب دیابت پیشنهاد میگردد.
نسیمه سادات رضوی، فرشته مجلسی، بهرام محبی، آذر طل، کمال اعظم،
دوره 16، شماره 3 - ( 12-1395 )
چکیده
مقدمه: ﺗﺒﻌﯿﺖ ﺑﯿﻤﺎران از رژیﻢ درﻣﺎﻧﯽ، ﻣﻮﻓﻘﯿﺖآﻣﯿﺰ ﺑﻮدن درﻣﺎن را ﭘﯿﺶﺑﯿﻨﯽ ﻧﻤﻮده و از ﻋﻮارض و ﺷﺪت ﺑﯿﻤﺎری ﻣﯽﮐﺎﻫﺪ. ﻫﺪف از ایﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﻌﯿﯿﻦ تأثیر مداخله آموزشی مبتنی بر مدل1 AIM بر بهبود تبعیت دارویی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روشها: این مطالعه از نوع مداخلهای نیمه تجربی با گروه کنترل که بر روی 180بیمار مبتلا به دیابت نوع دو با استفاده از تخصیص تصادفی ساده در دو گروه مداخله و کنترل، انجام شد. ابزارگردآوری دادهها، پرسشنامهی دو بخشی شامل اطلاعات دموگرافیک (با 14 سؤال)، سؤالات مربوط به مدل AIM شامل 10سؤال مربوط به دانش و اطلاعات، 9 سؤال مربوط به انگیزه و 6 سؤال مربوط به توانایی بود. پس از اجرای پیش آزمون، مداخلهی آموزشی برای بیماران گروه مداخله انجام شد و مجدداً پرسشنامه برای بیماران دو گروه بعد از 6 ماه تکمیل شد. دادههای جمعآوری شده با استفاده از SPSS نسخهی 23 با استفاده از آزمونهای آماری ویلکاکسون، کای دو و من ویتنی آنالیزشد. سطح معنیداری در این مطالعه کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
نتایج: قبل از مداخلهی آموزشی دو گروه از نظر مشخصات دموگرافیک و سازهای مدل AIM (سازهی دانش، انگیزه وتوانایی) تفاوت معنیداری نداشتند (05/0P>) ولی پس از اجرای مداخلهی آموزشی گروه مداخله از نظر دانش و اطلاعات (001/0 P<)، انگیزه (001/0 P<)، توانایی (001/0 P<) و میزان HbA1C(001/0 P<) تفاوت معنیداری با گروه کنترل داشت.
نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان دادکه نقش مداخلهی آموزشی براساس مدل AIMتأثیر مثبتی در بهبود تبعیت درمانی بیماران مبتلابه دیابت نوع دو داشته و با ارتقاءآگاهی و باور فرد نسبت به بیماری، انگیزه در جهت تبعیت از درمان در بیماران افزایش مییابد.
پریسا طاهری تنجانی، فرشاد شریفی، ندا نظری، فاخر رحیم، حسین فخرزاده، سید مسعود ارزاقی، محمداسماعیل مطلق، سعید سعیدی مهر،
دوره 16، شماره 4 - ( 6-1396 )
چکیده
مقدمه: سالمندان از گروههای سنی آسیبپذیر از نظر وضعیت سلامت میباشند. سالمندان استان خوزستان بهدلیل وضعیت آب و هوایی در معرض اختلالات سلامت بیشتری هستند. این مطالعه گزارشی از وضعیت سلامت سالمندان استان خوزستان در سال 1391 میباشد.
روشها: مطالعهی مقطعی با نمونهگیری خوشهای انجام شد. وضعیت تغذیه با استفاده از فرم ایرانی شدهی ارزیابی مختصر تغذیه، ارزیابی وضعیت افسردگی با استفاده از ابزار امتیاز افسردگی سالمندان ایرانی شدهی 15 سؤالی، ارزیابی عملکرد با استفاده از ابزار فعالیت روزانهی زندگی KATZ، ارزیابی کیفیت زندگی با استفاده از نسخهی دوم پرسشنامهی ایرانی شدهی کوتاه وضعیت سلامت (SF-36 Version 2) و فعالیت روزانهی مرتبط به وسایل توسط ابزار Lawton انجام شد.
یافتهها: درنهایت 387 نفر در این مطالعه شرکت کردند. شیوع پُرفشاری خون، دیابت، افسردگی و اضطراب در شرکت کنندگان بهترتیب 8/38%، 6/28%، 9/34 و 7/38% بود. مشکل شنوایی و بینایی بهترتیب 9/33% و 2/62%، اختلال در حافظه در 9/14% از افراد مشاهده شد. 3/4% از سالمندان دچار سوء تغذیه، 3/48% در معرض سوء تغذیه، 9/13% اختلال در عملکرد روزانهی زندگی پایه و 3/30% دچار درجاتی از اختلال در عملکرد روزمرهی متوسط بودند. بیشترین نیاز خدماتی، نیاز به خدمات پزشکی در منزل و پس از آن نیاز به خدمات حمل نقل بود.
نتیجهگیری: وضعیت سلامت سالمندان استان خوزستان گرچه بهطور کلی بدتر از میانگین جامعه نیست ولی نیازمند توجه در بعضی حیطهها نظیر پُرفشاری خون، دیابت، وضعیت تغذیه و عدم استقلال در فعالیتهای روزمرهی زندگی میباشد.
پریسا طاهری تنجانی، پریشاد قوام، شیما رئیسی، فرشاد شریفی، حسین فخرزاده، محمداسماعیل مطلق، ندا نظری،
دوره 16، شماره 4 - ( 6-1396 )
چکیده
مقدمه: ارتقاء وضعیت بهداشتی، کاهش نرخ باروری و همچنین افزایش سن امید به زندگی سبب افزایش جمعیت سالمندان شده است. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت سلامت سالمندان استان خراسان شمالی انجام شده است.
روشها: این مطالعه مقطعی و به روش خوشهای چند مرحلهای تصادفی متناسب، انجام شد. در این مطالعه 99 نفر سالمند شامل (39 نفر مرد و 55 نفر زن) سالمند 60 سال و بالاتر شرکت داشتند. اطلاعات مورد نیاز بهوسیلهی پرسشنامههای دموگرافیک و ابزارهای "بررسی مختصر وضعیت تغذیه"، "مقیاس افسردگی سالمندان 15 سؤالی"، وضعیت عملکرد روزمرهی زندگی Katz، عملکرد روزانهی مرتبط با وسایل Lawton "جمعآوری گردید. اندازهگیریهای تن سنجی و فشارخون به روش استاندارد انجام شد.
یافتهها: شیوع دیابت و پُرفشاری خون در سالمندان مورد مطالعه بهترتیب 7/17 و 6/57 درصد بود. همچنین 4/36 درصد از سالمندان خلق افسردهای داشتند. 2/18 درصد از سالمندان سلامت خود را بد گزارش کردند. بهعلاوه 5/73 درصد از سالمندان از یک نوع درد شاکی بودند. همچنین 6/22 درصد در طول سال گذشته حداقل یک بار تریاک مصرف کرده بودند.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد که وضعیت سلامت سالمندان استان خراسان شمالی مناسب نبوده و در بسیاری از شاخصها نظیر پُرفشاری خون، سوء تغذیه، سوء مصرف تریاک و شکایت از درد بیش از میانگین کشوری مشکل داشتند. این مسئله توجه ویژه به سلامت سالمندان این استان را طلب میکند.
پریسا طاهری تنجانی، مهدی ورمقانی، ندا نظری، فرشاد شریفی، حسین فخرزاده، سید مسعود ارزاقی، مهتاب علیزاده خوئی، محمداسماعیل مطلق، مهدی ابراهیمی،
دوره 16، شماره 5 - ( 7-1396 )
چکیده
مقدمه: سالمندان از گروههای سنی هستند که بیشترین نیاز را به دریافت خدمات سلامت دارند. برنامهریزی برای ارائهی خدمات در سطح کشوری و منطقهای نیازمند اطلاعات در خصوص وضعیت سلامت سالمندان است. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت سلامت سالمندان استان آذربایجان شرقی انجام شده است.
روشها: در این مطالعهی مقطعی، از 19 شهرستان این استان به روش خوشهای چند مرحلهای تصادفی متناسب، تعداد 436 نفر (180 نفر مرد و 258 نفر زن) سالمند 60 سال و بالاتر انتخاب شدند. اطلاعات بهوسیله یک پرسشنامهی دموگرافیک، اندازهگیرهای آنتروپومتریک، اندازهگیری فشار خون و تکمیل پرسشنامههای "بررسی مختصر وضعیت تغذیه"، "مقیاس افسردگی سالمندان 15 سؤالی"، وضعیت عملکرد روزمره زندگی" و "عملکرد روزانهی مرتبط با وسایل" جمعآوری گردید.
یافتهها: میانگین سنی افراد شرکت کننده 31/69 سال بود. شیوع خود-اظهاری دیابت 2/34 % بود. شیوع پُرفشاری خون در سالمندان 5/52 درصد یافت شد. درد شایعترین شکایت شرکت کنندگان بود (9/60 %). 9/46% در راه رفتن مشکل داشتند.3/44% مشکل بینایی و 4/26% از مشکل شنوایی رنج میبردند و در 8/44% اختلال خواب یافت شد. همچنین 26% از شرکت کنندگان دارای خلق افسرده بودند.
نتیجهگیری: سالمندان استان آذربایجان شرقی، احتمالاً وضعیت سلامت بهتری نسبت به میانگین سالمندان ایرانی دارند اما پُرفشاری خون و دیابت، در بین سالمندان این استان شیوع بالایی دارد که نیازمند توجه بیشتری است.
پریسا طاهری تنجانی، فرشاد شریفی، ندا نظری، حسین فخرزاده، مهتاب علیزاده خویی، محمداسماعیل مطلق، حسنا عطایی، سیدمسعود ارزاقی، مهدی ابراهیمی،
دوره 16، شماره 5 - ( 7-1396 )
چکیده
مقدمه: از آنجا که پدیدهی سالمند شدن جامعه بر تمام جنبههای زندگی جوامع بشری از جمله ساختارهای سنی، ارزشها و معیاره، نیازهای سلامت و سازمانهای اجتماعی، اثرات قابل ملاحظهای دارد، مقابله با چالشهای فرارو با اتخاذ سیاستهای مناسب برای ارتقای وضعیت جسمی، روانی و اجتماعی سالمندان از اهمیت بالایی برخوردار است. استان البرز یکی از استانهای مهاجرتپذیر بوده و پدیدهی مهاجرت تأثیر شگرفی در سلامت روحی و جسمی سالمندان دارد. هدف از انجام این مطالعه بررسی وضعیت سلامت سالمندان استان البرز بوده است.
روشها: در این مطالعهی مقطعی، از سه شهرستان استان البرز به روش خوشهای چند مرحلهای تصادفی متناسب، ۲۳۵ نفر (۱۱۳ نفر مرد و ۱۲۲ نفر زن) سالمند ۶۰ ساله و بالاتر انتخاب شدند. اطلاعات توسط یک پرسشنامهی دموگرافیک، اندازهگیریهای آنتروپومتریک، اندازهگیری فشارخون و تکمیل پرسشنامههای "بررسی مختصر وضعیت تغذیه"، "مقیاس افسردگی سالمندان ۱۵ سؤالی"، وضعیت عملکرد روزمرهی زندگی، عملکرد روزانهی مرتبط با وسایل جمعآوری گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS 21 انجام شد. تمام آزمونها دو سویه بوده و در سطح 05/0 >α معنادار در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین سنی افراد شرکت کننده ۶۸ سال بود. شیوع اضطراب و افسردگی در میان شرکت کنندگان بهترتیب 5/51 و ۳۴ درصد بود. ۲۷ درصد درمعرض یا دچار سوء تغذیه بودند. 5/54 درصد از مشکلات دهان و دندان رنج میبردند و 8/49 درصد نیز در راه رفتن مشکل داشتند.
نتیجهگیری: در زمینهی وضعیت سلامت سالمندان ساکن استان البرز میتوان گفت که بیماریهای متابولیک در این استان شیوع بالایی دارد و پوشش کم واکسیناسیون آنفلوانزا، شیوع بالای افسردگی و اضطراب و سوء تغذیه نیازمند مداخلات جدی توسط سیاستگذاران در جهت ارتقاء سلامت این سالمندان است.
نگار فانی، بهرام محبی، رویا صادقی، آذر طل، احمدرضا شمشیری،
دوره 17، شماره 1 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه: تبعیت از یک برنامه و رژیم غذایی در بیماران مبتلا به دیابت، یکی از ارکان مدیریت فردی دیابت است. سبک زندگی و از جمله آنها رفتارهای تغذیهای نقش مهمی در پیشگیری و درمان دیابت دارد. با این وجود تبعیت از رژیم غذایی دیابتی، یکی از مهمترین چالشها در کنترل دیابت است. لذا هدف این مطالعه تعیین تأثیر آموزش براساس مدل اعتقاد بهداشتی بر بهبود تبعیت از تغذیه درمبتلایان به دیابت نوع دو بود.
روشها: در این مطالعه مداخلهای جمعیت مورد مطالعه، بیماران دیابتی نوع دو مراجعه کننده به مراکز بهداشت جنوب تهران بود. تعداد نمونهها 216 نفر در نظر گرفته شد که به 2 گروه مداخله و مقایسه تقسیم شدند. برای گروه مداخله طی یک ماه 6 جلسهی آموزشی برگزار شد. اطلاعات لازم توسط پرسشنامه طی سه مرحلهی قبل، سه و شش ماه پس از آموزش از هر دو گروه جمعآوری گردید و با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی 22 و با استفاده از آنالیز واریانس برای تکرار مشاهدات و آزمون تی تست در سطح معناداری کمتر از 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: قبل از مداخله آموزشی دو گروه از نظر اطلاعات دموگرافیک وسازههای مدلHBM و تبعیت تغذیه تفاوت معناداری نداشت. اما بعد از مداخله اختلاف معناداری بین همه اجزا مدل اعتقاد بهداشتی حساسیت درک شده، شدت درک شده ،منافع درک شده ،موانع درک شده، راهنما برای عمل، تبعیت تغذیه و شاخص کنترل دیابت در گروه مداخله وجود داشت (001/0P<).
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاکی از آن است که آموزش براساس مدل اعتقاد بهداشتی موجب بهبود تبعیت تغذیه بیماران مبتلا به دیابت خواهد شد و این تأثیرات مدت طولانی پس از پایان آموزش نیز برقرار میباشد.
رسول سلیمانی مقدم، شبنم محمدی، نیره کارگر کاخکی، مریم محمدی، ابوالفضل قدیمی فر، ابوالفضل احمدنژاد، عاطفه طلایی بجستانی، محمودرضا نعمت الهی، علیرضا محمدزاده، مجید غیور مبرهن، فاطمه محمدزاده،
دوره 17، شماره 3 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه: براساس آمارهای سازمان جهانی بهداشت، بیماریهای قلبی عروقی رتبهی اول علل مرگ و میر را به خود اختصاص داده است. مطالعات نشان میدهند که با اصلاح رفتار و شیوههای زندگی میتوان از شیوع بیماری قلب عروقی کاست. لذا هدف از مطالعهی حاضر بررسی سبک زندگی ارتقاء دهندهی سلامت در بیماران قلبی عروقی شهرستان گناباد در سال 1393 بوده است.
روشها: پس از تصویب طرح، 352 بیمار قلبی عروقی در شهرستان گناباد در سال 1393 وارد مطالعه شدند. دادهها توسط پرسشنامهی سبک زندگی ارتقاء دهندهی سلامت زندگی (HPLP2) جمعآوری شد. سپس توسط نرمافزار SPSS و آزمون من ویتنی و کراسکال والیس آنالیز شد. سطح معنیداری P value کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها: در مجموع 352 بیمار (232 زن و 120 مرد) با میانگین سنی 34/1±89/61 وارد مطالعه شدند. بیشترین امتیاز مربوط به روابط فردی 05/8±45/24 و کمترین آن در حیطهی مدیریت استرس 60/5±65/12 بود. تمام سازهها بر سبک زندگی تأثیر مستقیم داشتند که بیشترین تأثیر مستقیم مربوط به روابط اجتماعی (329/0) و کمترین تأثیر مستقیم مربوط به مدیریت استرس (164/0) میباشد و قویترین پیشگویی کننده سبک زندگی در بین سازهها مربوط به فعالیت فیزیکی با اثر کلی 38/14 براساس سازههای الگوی واکر بود.
نتیجهگیری: نظر به اینکه سبک زندگی تأثیر بهسزایی در بیماری قلبی عروقی دارد. ممکن است بتوان با اصلاح سبک زندگی بیماران گام مؤثری جهت پیشگیری و کنترل این بیماری فراهم آید.
ابوذر رمضانی، لیلا شاهمرادی، فریدون آزاده، فاطمه شیخ شعاعی، رشا اطلسی، نازلی نمازی، باقر لاریجانی،
دوره 20، شماره 1 - ( ویژه نامه گرامیداشت 25 سال فعالیت 1399 )
چکیده
مقدمه: همکاریهای علمی باعث افزایش بهرهوری علمی میشود. هدف مطالعه حاضر ترسیم شبکهی همکاری علمی تحقیقات پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران در دو پایگاه استنادی است.
روشها: این پژوهش از نوع توصیفی- مقطعی و به روش علمسنجی انجام شده است. جامعهی پژوهش شامل کل مقالات پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم (EMRI) در پایگاههای هستهی Web of Science و Scopus از سال 2002 تا 30 اکتبر 2020 بود. برای تجزیهوتحلیل دادهها از آمار توصیفی و نرمافزارهایExcel ، HistCite ، VOSviewer وScientoPy استفاده شد.
یافتهها: مجموعاً 4190 رکورد با وابستگی سازمانی پژوهشگاه در دو پایگاه بینالمللی نمایه گردیده که 89480 استناد به آنها شده است. بهطور متوسط هر مقاله 3/21 استناد دریافت کرده است. محققان پژوهشگاه تحقیقات خود را در 1118 مجله منتشر کردند. روند رشد سالانه انتشار تولیدات علمی پژوهشگاه در دو پایگاه Web of Science و Scopus بهترتیب 3/20 و 7/22 درصد بود. در انتشار مقالات مجموعاً 17662 نویسنده از 186 کشور مشارکت داشتند. در این مطالعه الگوی هم تألیفی (وابستگی سازمانی و کشور) و کلید واژهها (بسامد واژگان) طبقهبندی و مصورسازی شدند.
نتیجهگیری: این یافتهها الگوی همکاریها در مقالات پژوهشگاه را تعیین کرد که در نتیجهی همکاریهای بینالمللی، تعامل با کشورهای پیشرو و همکاریهای بین رشتهای، جریان دانش میان محققان پژوهشگاه افزایش مییابد. مطالعات دیگری برای تهیه تصویری جامع از شبکهی همکاریها پیشنهاد میشود تا وضعیت موجود را با سایر شاخصهای تحلیل شبکهی اجتماعی تحلیل نمایند.