5 نتیجه برای مختاری
آبنوس مختاری، منوچهر نخجوانی، جواد بهجتی، فیروزه فیض، حسین معین توکلی، علیرضا استقامتی، فاطمه اصفهانیان،
دوره 10، شماره 6 - ( 9-1390 )
چکیده
مقدمه: ایزوپروستانها و oxidized LDL بیومارکرهای مهمی در بررسی استرس اکسیداتیو هستند. استرس اکسیداتیو، نقش مهمی در ایجاد عوارض میکروواسکولار و ماکرو واسکولار دیابت ایفا میکند. از آنجایی که اندازهگیری استرس اکسیداتیو با روشهای دیگر فاقد ویژگی و حساسیت است و براساس مطالعات جدید میتوان 8-iso-PGF2α را به عنوان استاندارد طلایی بررسی استرس اکسیداتیو در دیابت نوع 2 قلمداد کرد، و با توجه به عدم بررسی آن در ایران، بر آن شدیم که به بررسی این عامل و عوامل موثر بر آن بپردازیم.
روشها: در این مطالعه مورد- شاهدی مقطعی، 44 بیمار دیابتی نوع دو و 41 فرد داوطلب پس از بررسی، همسان سازی و اخذ رضایتنامه به مطالعه وارد شدند. بیومارکر اصلی مطالعه، 8-iso-PGF2α و مارکرهای هیپرگلیسمی و لیپید در افراد انتخاب شده اندازهگیری شد.
یافتهها: 85 نفر (40 نفر مرد و 45 نفر زن) با میانگین سنی 36/10±00/54 بررسی شدند. میانگین 8-Iso-PGF2a (59/259 در برابر 3/229) در گروه مورد از گروه شاهد بالاتر بود ولی تفاوت دو گروه معنیدار نبود (05/0 P>). در گروه مورد میزان ارتباط 8-Iso PGF2a با FBS (4/0=r) (001/0=P) وHbA1C (32/0=r) (03/0=P) متوسط و معنیدار بود. اما رابطه
8-Iso-PGF2a با LDL,HDL,TG, از نظر آماری معنیدار نبود (05/0 P>).
نتیجهگیری: میزان 8-Iso PGF2a در بیماران دیابتی بالاتر از گروه کنترل بود. ارتباط 8-Iso PGF2a باFBS و HbA1C معنیدار بود. این یافته موید نقش مهم هیپرگلیسمی و نحوه کنترل آن در میزان استرس اکسیداتیو و به دنبال آن در پراکسیدایون لیپید میباشد. لذا این بیومارکر قابلیت استفاده جهت بررسیهای بیشتردر پاتوژنز دیابت نوع 2 را داراست.
فاطمه مختاری، فهیمه اسفرجانی، مهدی کارگرفر،
دوره 13، شماره 4 - ( 2-1393 )
چکیده
مقدمه: فعالیت بدنی بههمراه رژیم غذایی، پایهای در درمان دیابت در نظر گرفته شده است. بنابراین پیشگیری و درمان دیابت با توجه به شیوه زندگی امروزه که با عدم تحرک، استرس و عادات غذایی نادرست همراه است، بسیار ضروری میباشد. هدف از پژوهش حاضر تعیین تاثیر ترکیبی 12 هفته تمرین هوازی و مصرف بتاگلوکان جو بر قند و نیمرخ لیپیدی زنان دیابتی نوع دو بود.
روشها: 24 نفر از زنان مبتلا به دیابت نوع دو با میانگین سنی 49 سال و دامنه قندخون بین 110-280 میلیگرم بر دسی لیتر، به صورت هدفمند انتخاب، و پس از پُر کردن فرمهای رضایتنامه، در این مطالعه شرکت کردند. آزمودنیها به سه گروه، کنترل (8 N=)، گروه تجربی ورزش و تغذیه (8 N=) و گروه تغذیه (8 N=) تقسیم شدند. گروه تجربی تغذیه، در طول دوره آزمون، روزانه یک عدد نان جو حاوی 4 گرم بتاگلوکان را بهمدت 12 هفته مصرف کردند. گروه تجربی ورزش و تغذیه علاوه بر مصرف نان جو، در جلسات پیادهروی پیشرونده با شدت 60-70% حداکثر ضربان قلب بیشینه شرکت کردند. این برنامه با دو جلسه در هفته بهمدت 20 دقیقه شروع و با یک روند افزایشی، به سه بار در هفته بهمدت 60 دقیقه، پس از 12 هفته پایان یافت. گروه کنترل فعالیت منظمی انجام ندادند. متغیرهای اندازهگیری شده در این تحقیق شامل قندخون، تری گلیسیرید، کلسترول، LDL، HDL بود. بهمنظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی و استنباطی (آنوا) استفاده گردید. سطح معناداری برای همه آزمودنیها 05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها: نتایج تحقیق، کاهش معناداری را در قندخون ناشتا در گروه ترکیب ورزش و تغذیه و گروه تغذیه در مقایسه با گروه کنترل نشان داد، در حالی که در تغییرات نیمرخ لیپیدی گروههای تجربی نسبت به گروه کنترل تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0P>).
نتیجهگیری: بهنظر می رسد ترکیب تمرین هوازی و مصرف بتاگلوکان، و یا مصرف بتاگلوکان به تنـهایی در رژیـم غـذایی میتواند سبب کاهش قندخون بیماران دیابتی نوع دو گردد. بنابراین باید در پیشگیری و بخشی از فرآیند درمان دیابت، به این عوامل توجه بیشتری نمود
الهام مختاری، امیر سرشین، فواد فیض الهی، عیدی علیجانی،
دوره 22، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع یک با کاهش مویرگی عضلۀ اسکلتی و تنظیم نامناسب مسیرهای آنژیوژنز در عضلۀ اسکلتی همراه است. هدف این پژوهش بررسی تأثیر تمرین مقاومتی و تزریق سلولهای بنیادی اندوتلیال بر بتا-اکتین، AKT تام و فسفریله در عضلۀ اسکلتی رتهای دیابتی نوع یک بود.
روشها: در این تحقیق تجربی، 36 سر رت صحرایی نر نژاد ویستار (میانگین سن 6 هفته) به شش گروه کنترل (سالم)، کنترل دیابتی پایه، کنترل دیابتی، دیابت+تزریق سلول بنیادی، دیابت+تمرین مقاومتی و دیابت+تزریق سلول بنیادی+تمرین مقاومتی تقسیم شدند. در این مطالعه رتها با استفاده از داروی استرپتوزوتوسین بهصورت تک دوز 40 میلیگرم به ازای هرکیلوگرم وزن بدن و بهصورت درون صفاقی دیابتی شدند. تمرینات مقاومتی شامل بالا رفتن از یک نردبان یک متری با وزنۀ آویزان به دم بهمدت 17 جلسه اجرا گردید. تعداد 500 هزار سلول بنیادی مشتق از استخوان توسط دستگاه سل کانتر تزریق شد. میزان بتا-اکتین، AKT تام و فسفریله بافت عضلۀ اسکلتی رتها به روش وسترن بلاتینگ اندازهگیری شد.
یافتهها: نتایج نشان داد تمرین مقاومتی منجر به افزایش معنیدار Pho-AKT، β-actin و نسبت Pho-AKT/AKT و کاهش معنیدار AKT بافت عضلانی رتهای دیابتی نوع 1 شد (001/0>P). تزریق سولهای بنیادی منجر به افزایش معنیدار Pho-AKT و نسبت Pho-AKT/AKT و تمرینات مقاومتی با ترزیق همزمان سولهای بنیادی منجر به افزایش معنیدار Pho-AKT، β-actin و کاهش معنیدار AKT بافت عضلانی رتهای دیابتی نوع یک شد (001/0>P).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج، احتمالاً مداخلۀ تمرینات مقاومتی با تزریق همزمان سولهای بنیادی میتواند به تنظیم مسیرهای آنژیوژنز عضلۀ اسکلتی در دیابت نوع یک کمک کند.
معصومه شجاعی برجوئی، سمیه نوروزی، پارسا برنوس، کیمیا مختاری، عزیزه اسدزاده،
دوره 22، شماره 3 - ( 6-1401 )
چکیده
مقدمه: دیابت ملیتوس به گروهی از اختلالات متابولیکی اطلاق میشود که با افزایش سطح خونی گلوکز بهعلت اختلال در ترشح انسولین، عملکرد انسولین یا هر دو همراه است. با توجه به این که آلفاگلوکوزیداز یک آنزیم کلیدی در هیدرولیز کربوهیدراتها و افزایش سطح قند خون است. هدف از این پژوهش بررسی بیوانفورماتیکی مهار آنزیم آلفاگلوکوزیداز بهوسیلهی ترکیبات اصلی گیاه مریم گلی است.
روشها: این پژوهش به روش توصیفی –تحلیلی صورت گرفت. جهت مطالعهی نحوهی برهم کنش و میزان انرژی اتصال ترکیبات در جایگاه فعال آنزیم، ساختار سه بعدی ترکیبات و پروتئین مورد بررسی بهترتیب از پایگاههایPubChem وPDB بهدست آمد. پس از بهینهسازی انرژی توسط نرمافزار Hyperchem، مطالعات داکینگ بهوسیلهی نرمافزار AutoDock 4.2 انجام گرفت و برای بهدست آوردن پارامترهای لیپینسکی و خصوصیات فیزیکی و شیمیایی ترکیبات از سرورSwiss ADME استفاده شد.
یافتهها: ترکیبات مورد مطالعه از نظر انرژی اتصال و نحوهی برهمکنش مشابه با دو ترکیب کنترل مثبت وگلیبوز و میگلیتول بودند، بهترین نتایج داکینگ مربوط به ترکیب کامفور است. در حقیقت این ترکیب با منفیترین سطح انرژی اتصال (Kcal/mol 95/3-) تمایل بیشتری برای اتصال به آمینواسیدهای کلیدی جایگاه فعال آنزیم آلفاگلوکوزیداز دارد.
نتیجه گیری: با توجه به برهمکنشهای مناسب ترکیبات مریم گلی با آنزیم میتوان پس از تأیید نتایج در شرایط برون تنی و درون تنی از این گیاه بهعنوان یک کاندید مناسب دارویی در درمان دیابت استفاده کرد.
معصومه عزیزی، فاطمه مختاری دو مکانی، رضا بالدی،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
مقدمه: کاردیومیوپاتی دیابتی یکی از عوامل خطرزای اصلی برای عوارض قلبی- عروقی دیابت محسوب میگردد که میتواند ناشی از آتروفی سلولهای عضلۀ بافت قلب باشد. ژن MuRF1 بهعنوان یکی از عوامل اصلی در آتروفی بافت قلب معرفی شده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین هوازی بر بیان ژن MuRF1 در سلولهای عضلۀ قلب موشهای صحرایی نژاد ویستار با دیابت القایی انجام شد.
روشها: در این مطالعۀ تجربی 30 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با سن هشت هفته و میانگین وزنی 288 گرم بهطور تصادفی به سه گروه 10 تایی شامل کنترل سالم، کنترل دیابتی وگروه تمرین هوازی تقسیم شدند. پروتکل تمرینی بهمدت 8 هفته تمرین هوازی تداومی شامل دویدن روی نوارگردان مخصوص جوندگان با شدت 60 تا 75 درصد Vo2max و به تعداد 5 روز در هر هفته اجرا شد. بیان ژن MuRF1 با استفاده از روش Real-Time PCR بررسی گردید.
یافتهها: در ابتدا القاء دیابت موجب افزایش آماری معنیدار گلوکز سرم و بیان ژن MuRF1 در گروه کنترل دیابتی و گروه تمرین هوازی شد (05/0> P)، اما پس از هشت هفته تمرین منظم هوازی منجر به کاهش معنادار بیان ژن MuRF1 گروه تمرین دیابتی در مقایسه با گروه کنترل دیابتی شد (05/0> P).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد تمرین هوازی منظم با شدت متوسط که منجر به کاهش گلوکز خون و نیز کاهش بیان ژنی MuRF1 گردید احتمالاً روندآتروفی بافت قلبی را نیز کند کرده است. هرچند مطالعات بیشتر برای تأیید این نظریه احساس میگردد.