7 نتیجه برای مظلوم
غلامحسین عمرانی، زهره مظلوم، محمود سوید، علی اشرف رشیدی،
دوره 2، شماره 1 - ( 2-1382 )
چکیده
مقدمه : عوارض آترواسکلروز از علل شایع مرگ و میر در بیماران دیابتی نوع 2 است. بر پایه بررسی های همهگیرشناختی، مصرف اسیدهای چرب غیراشباع امگا 3 باعث کاهش بیماریهای قلبی - عروقی میشود. در مورد برخی آثار متابولیک این مواد در بیماران دیابتی نتایج بررسیها متناقض بوده است. هدف از این مطالعه بررسی آثار متابولیک این ترکیبات در یک گروه از بیماران دیابتی ایرانی بوده است.
روشها: پنجاه بیمار دیابتی (20 مرد و 30 زن) با میانگین سنی 3/7 49 سال بهطور تصادفی به دو گروه مورد (case) و شاهد (control) تقسیم شدند. در ابتدای ورود به مطالعه غلظتهای قند و چربی های خون، فشار خون و وزن بیماران اندازهگیری شد. بیماران گروه شاهد رژیم غذایی و بیماران گروه مورد رژیم غذایی و روغن ماهی حاوی اسیدهای چرب غیر اشباع امگا 3 به مدت 3 ماه دریافت کردند. در پایان مجدداً پارامترهای اولیه اندازه گیری و مقایسه شد.
یافتهها: اسیدهای چرب غیراشباع باعث کاهش معنی دار در غلظت تریگلیسریدهای خون در گروه مورد گردید (001/0 < p). وزن ، قند خون ناشتا و هموگلوبین گلیکوزیله نیز اگر چه در این گروه کاهش داشتند، در مقایسه با گروه شاهد، این تغییرات بیاهمیت بود. کلسترول تام، HDL و LDL تغییری نداشتند. دوز داروهای کاهنده قند خون در هر دو گروه ثابت نگه داشته شد.
نتیجهگیری: اسیدهای چرب امگا- 3 را میتوان بهعنوان کاهنده تریگلیسریدهای خون در بیماران دیابتی نوع 2 توصیه نمود.
اعظم نجمافشار، صدرالدین کلانتری، کوروش فولادساز، سعیده مظلومزاده، فرانک شریفی، علی اوسط ملتی، آرش حسیننژاد،
دوره 9، شماره 4 - ( 6-1389 )
چکیده
مقدمه: چاقی از دغدغه های مهم نظام سلامت در دنیای امروز است.این اختلال در نتیجه عدم بالانس در تنظیم اشتها ومتابولیسم انرژی است.مسیرهای انتقال پیام لپتین به همراه انسولین درمغزشامل جنبه های کنترل مثبت ومنفی از دریافت غذایی ومتابولیسم انرژی می باشد. هدف این مطالعه ارزیابی sdLDL ولپتین وانسولین بطور همزمان و ارتباط آنها با اضافه وزن می باشد.
مواد وروشها: این مطالعه بصورت موردی شاهدی در افراد سالم مراجعه کننده به آزمابشگاه بوعلی زنجان انجام شد.مجموعا 213 نفر از افراد بالای 20سال شامل 122 نفر با شاخص توده بدنی بزرگتر ومساوی 25 بعنوان گروه مورد ، و91 نفر با شاخص توده بدنی کوچکتر از 25 به عنوان گروه شاهد مورد بررسی قرار گرفته ،اندازه گیری قد و وزن و فشارخون ودور کمردر این افراد انجام شد وپس از خونگیری ،اندازه گیری کمی لپتین وانسولین سرم با روش الایزا واندازه گیری sdLDL با روش ستونی و میزان قند خون ،تری گلیسیرید ، کلسترول وHDL سرم نیز با روشهای آنزیمی انجام شد.
یافتهها: بررسی همبستگی این عوامل با شاخص توده بدنی نشان داد که هر کدام ازعوامل باشاخص توده بدنی ارتباط دارند اما در آنالیز رگرسیون لجستیک نشان داد که تنها سن ،جنس ،تری گلیسیرید ودور کمر بصورت مستقل با اضافه وزن ارتباط داشتند.
نتیجه گیری: از مجموع متغیرهای اندازه گیری شده ، تنها میزان تری گلیسیرید و دور کمر از عوامل مستقل مرتبط با چاقی بوده و سایر متغیرها با اینکه ارتباط مستقیمی باشاخص توده بدنی داشتند ولی تاثیر آنها وابسته به سن وجنس بوده وبطور مستقل ارتباطی با چاقی ندارند.
فرانک شریفی، آفاق انجم شعاع، فرناز ایزدفر، سعیده مظلومزاده،
دوره 10، شماره 2 - ( 10-1389 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
MicrosoftInternetExplorer4
مقدمه: با توجه به شیوع روزافزون سندرم متابولیک به عنوان یکی از
مهمترین عوامل زمینهساز بیماریهای قلبی عروقی در دنیا و نقش تغذیه مناسب در کاهش
خطر چاقی شکمی به عنوان پایه اساسی سندرم متابولیک، در این مطالعه بر آن شدیم تا
تاثیر الگوی تغذیه در ماه مبارک رمضان را بر فاکتورهای التهابی مانند CRP و آدیپونکتین و سایر اجزای سندرم
متابولیک را بررسی کنیم.
روشها: در این مطالعه کوهورت،40 نفر از مراجعین به درمانگاه غدد
شهر با سندرم متابولیک و 21 نفر فرد سالم به عنوان گروه شاهد، مورد مطالعه قرار
گرفتند. از کلیه افراد، یک هفته قبل از ماه رمضان و در پایان ماه رمضان، نمونهگیری
خون وریدی انجام و سطح سرمی گلوکز ناشتا (FBS)، کلسترول، تریگلیسرید (TG)، HDL کلسترول، آدیپونکتین و
CRP اندازهگیری شد. افراد با قطع روزهداری بیش از یک هفته و با بیماریهای
عفونی و التهابی از مطالعه حذف شدند. اطلاعات جمعآوری شده با روشهای آماری t زوج، t-student و کای دو و محاسبه correlationتجزیه و تحلیل شد.
نتایج: در این مطالعه، روزهداری در ماه رمضان، در افراد سالم و نه در افراد با سندرم متابولیک، باعث
کاهش اندازه دور شکم شد )001/0P=). تغییر معنیداری در
سطح سرمی آدیپونکتین و میزان CRP در طول ماه مبارک رمضان در افراد روزهدار با و بدون سندرم متابولیک روی نداد اگرچه روزهداری باعث
تغییرمعنیداری در TG سرم نشد، در گروه افراد با سندرم متابولیک، قند
ناشتا، کلسترول تام و میزان HDL (004/0=P) افزایش
معنیداری در پایان روزهداری داشت.
نتیجهگیری: به نظر میرسد روزهداری، با الگوی تغذیهای موجود در شهر زنجان،
تغییر عمدهای را در عوامل التهابی در سندرم متابولیک ایجاد نمیکند. ولی باعث
کاهش معنیداری در FBS و کلسترول و افزایش
معنیداری در HDL در افراد با
سندرم متابولیک میشود. کوتاه بودن طول دوره روزهداری و نیز استفاده از الگوی ناصحیح
تغذیه در ساعات افطار، میتواند از علل این موضوع باشد.
سیدسعید مظلومی محمودآباد، اقدس حاجی زاده، محمدرضا اعلایی، مهدی میرزایی علویجه، علی محمد افخمی، مجتبی فتاحی،
دوره 11، شماره 6 - ( 8-1391 )
چکیده
مقدمه: بیماری دیابت شایعترین بیماری ناشی از اختلالات متابولیسمی
و شایعترین بیماری آندوکرین است. توسعه رفتارهای مثبت بهداشتی جهت پیشگیری در افراد
در معرض خطر اهمیت فوق العادهای دارد. هدف از مطالعه حاضر تعیین وضعیت رفتارهای پیشگیری
کننده دیابت نوع 2 در افراد در معرض خطر شهر اردکان بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی
بود.
روشها: این مطالعه مقطعی در میان 111 ﻧﻔـﺮﻣﺮد و زن ﺑﺎﻻی 30 ﺳﺎل و در ﻣﻌﺮض ﺧﻄﺮ دﻳﺎﺑﺖ ﻧﻮع 2 ﺷﻬﺮ اردکان
ﻛﻪ از ﻃﺮﻳﻖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻏﺮﺑﺎﻟﮕﺮی، ﺗﻮﺳﻂ چهار ﻣﺮﻛـﺰ ﺑﻬﺪاشتی و درﻣﺎنی شناسایی و به روش تصادفی انتخاب شدند، انجام
گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد 68 سوالی مبتنی بر سازههای مدل اعتقاد
بهداشتی شامل: 6 سوال دموگرافیک، 11 سوال آگاهی (محدوده نمره 11-0)، 8 گویه حساسیت
درک شده (محدوده نمره 32-8)، 4 گویه شدت درک شده (محدوده نمره 16-4)، 7 گویه منافع
درک شده (محدوده نمره 28-7)، 11 گویه موانع درک شده (محدوده نمره 44-11)، 12 گویه خودکارآمدی
(محدوده نمره 48-12)، 3 سوال راهنما برای عمل (محدوده نمره 3-0) و 6 سوال رفتارهای
پیشگیری کننده (محدوده نمره 18-0) بود که به روش خودگزارشدهی تکمیل گردیدند. دادهﻫﺎ
ﺑـﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﺮماﻓﺰار آﻣﺎری SPSSویرایش 18 و آزمونهای آماری تی تست مستقل، آنالیز واریانس
یک طرفه، ضریب همبستگی پیرسون و آنالیز رگرسیون خطی در سطح معناداری 05/0 ﻣﻮرد ﺗﺠﺰﻳﻪ
و ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻗﺮار ﮔﺮفتند.
یافتهها: میانگین سن شرکت کنندگان
در این مطالعه 54/4±77/38 سال، 1/44 درصد
ﻣﺮد و 9/55 درصد زن، 7/93 درصد متاهل، 3/6 درصد مجرد و تنها 9/18 درصد دارای
تحصیلات دانشگاهی بودند. میانگین نمره آگاهی 21/2±25/6، حساسیت 59/2±27/25، شدت 95/1±31/12، منافع 82/2±57/23، موانع 78/4±38/23، خودکارآمدی
11/6±03/38، راهنما برای
عمل 08/4±16/2 و رفتارهای پیشگیری کننده 85/0±86/8 بود. افراد متأهل نسبت به مجردها از
منافع درک شده (008/0P=)
و خودکارآمدی (038/0P=)
بالاتری برخوردار بودند. در قسمت رفتارهای پیشگیری کننده بیشترین و کمترین نمره
کسب شده به ترتیب مربوط به رفتار پیروی از رژیم غذایی سالم (41/1±26/2) و اندازه گیری
ماهانه فشار خون (5/0±48/0) بود. همبستگی معکوس و معناداری میان درک موانع و میزان خود کارآمدی
(001/0P<،
**349/0-r=)، راهنما برای
عمل (001/0p<،
**412/0-r=) و رفتارهای
پیشگیری کننده (001/0p<،
**372/0-r=) وجود داشت. همچنین آزمون رگرسیون نشان داد منافع درک شده، موانع درک
شده و خودکارآمدی هرکدام به ترتیب 22، 25 و 21 درصد از واریانس رفتار را پیشگویی کردند.
ﻧﺘﻴﺠﻪﮔﻴﺮی: میانگین نمره کسب
شده از سازههای مختلف مدل نشان داد که شرکت کنندگان از نظر آگاهی و اعتقادات در خصوص
رفتارهای پیشگیری کننده در سطح متوسطی قرار داشتند که در نتیجه آن انجام رفتارهای
پیشگیری کننده نیز در حد متوسطی قرار داشت. به نظر میرسد با تاکید بر آموزش مبتنی
بر سازههای مدل بتوان میزان انجام رفتارهای پیشگیری کننده را ارتقاء داد.
Normal
0
false
false
false
سیدسعید مظلومی محمودآباد، مریم محمدی،
دوره 12، شماره 2 - ( 10-1391 )
چکیده
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 مقدمه: دیابت شایعترین بیماری ناشی از اختلالات متابولیسم در جهان است. با اصلاح مرحله پره دیابت میتوان شانس ابتلا به دیابت نوع 2 را در افراد پره دیابتی تا 60% کاهش داد. مدل مراحل تغییر به عنوان یکی از روشهای شناسایی تغییر در رژیم غذایی شناخته شده است. با توجه به مطالب مذکور نویسندگان بر آن شدند تا بررسی سازههای مدل فرانظری بر تغذیه افراد پره دیابتیک روستاهای شهر یزد بپردازند.
روشها: این پژوهش از دسته پژوهشهای توصیفی- تحلیلی است. روش نمونهگیری به صورت خوشهای انجام گرفت. جهت جمعآوری دادهها استفاده از پرسشنامهای که شامل دو بخش (12 سوال مربوط به مشخصات دموگرافیک و 67 سوال مربوط به سازههای اصلی مدل مراحل تغییر) بود استفاده شد. جهت تعیین روایی ابزار مورد استفاده، از پانل خبرگان و جهت بررسی پایایی مقیاسهای مورد استفاده از آزمون آلفا کرونباخ استفاده گردید و مشخص شد که ابزارها از روایی وپایایی (95/0 تا 97/0) قابل قبول برخوردار بودند. در این پژوهش دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 14 مورد تجزیه تحلیل قرار گرفتند و مقادیر 05/0P< معنیدار در نظر گرفته شدند.
نتایج: در این مطالعه 40 مرد (3/30 درصد) و 90 زن (7/69 درصد) با مبانگین سنی 74/13±32/46 شرکت نمودند. بر طبق نتایج این بررسی 5/26 درصد افراد در مرحله پیش تفکر، 8/25 درصد در مرحله تفکر، 1/31 درصد در مرحله آمادگی قرار داشتند. یعنی بیشتر افراد در مراحل پیش از عمل قرار داشتند. همچنین نتایج آزمون آنالیز واریانس بین سازههای مدل فرانظری با مراحل تغییر ارتباط معنیداری نشان داد به طوری که با پیشرفت افراد در طول مراحل تغییر از مرحله پیش تفکر تا مرحله نگهداری بر میزان خودکارآمدی، فرایندهای تغییر و موازنه تصمیمگیری افزوده شد.
نتیجهگیری: با توجه به اهمیت تغذیه در افراد پره دیابتیک پیشنهاد میشود تا برنامههای مداخلاتی مناسب با این گروه تدوین گردد و همچنین مراحل تغییر رژیم غذایی در سایر گروههای درمانی نیز تعیین شود. زیرا نتایج به دست آمده از آن میتواند اطلاعات زمینهای را جهت برنامههای آموزشی گروههای درمانی و در زمینه ارتقای رفتارهای تغذیهای فراهم کند و از این طریق به پیشگیری از بیماریهای مختلف مرتبط با تغذیه ناسالم و ایجاد سلامت و تندرستی هرچه بیشتر در جامعه کمک کند.
سید محمد مظلومی، محسن محمدی سرتنگ، نادر تنیده، عباس رضائیان زاده،
دوره 14، شماره 6 - ( 6-1394 )
چکیده
مقدمه: دیابت ملیتوس از شایعترین بیماریهای متابولیک می باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر شیرسویای تخمیر شده با بیفیدوباکتریوم لاکتیس و حاوی امگا-3 برروی پارامترهای هماتولوژی، استرساکسیداتیو، آنتی اکسیدانی و التهابی در موشهای صحرایی دیابتی شده نوع2 انجام گرفت. روش ها: در این مطالعه تجربی مداخله ای، 65 موش صحرایی به 5 گروه تقسیم شدند. دیابت نوع دو از طریق تزریق تک دوز استرپتوزوتوسین و نیکوتینآمید القاء گردید. به گروه کنترل سالم و کنترل دیابتی روزانهی 1 میلیلیتر آب مقطر، و به 3 گروه دیابتی، روزانه 1 میلیلیتر از هر یک از محصولات شیرسویا، شیرسویای پروبیوتیک و شیرسویای پروبیوتیک غنی شده با امگا-3 از طریق گاواژ به مدت 28 روز داده شد. پارامترهای هماتولوژی، استرساکسیداتیو، آنتی اکسیدانی و التهابی در انتهای مطالعه اندازه-گیری شد. یافته ها: در پایان مطالعه، میانگین پارامترهای هموگلوبین، گلبولقرمز، هماتوکریت و سوپراکسید دیسموتاز در هر 3 گروه تحت درمان در مقایسه با گروه کنترل دیابتی به طور معناداری بیشتر و میانگین پارامتر مالوندیآلدهید به طور معنادارای کمتر بود (05/0P). کاهش مالوندیآلدهید و افزایش هموگلوبین، گلبولقرمز، هماتوکریت و سوپراکسید دیسموتاز در گروه دیابتی مصرف کننده ی شیرسویای پروبیوتیک غنی شده با امگا-3 نسبت به 2 گروه دیگر بیشتر بود. از طرفی میزان hs-CRP در گروه دیابتی مصرف کننده ی شیرسویای پروبیوتیک غنی شده با امگا-3 نسبت به گروه کنترل دیابتی و گروه دیابتی مصرفکننده ی شیرسویای پروبیوتیک به طور معناداری کمتر بود (05/0 P). نتیجهگیری: به طور کلی ترکیب شیرسویا، پروبیوتیک ها و امگا-3، احتمالا در کاهش استرساکسیداتیو در دیابت موثر می باشد.
سید سعید مظلومی، میترا مودی، حکیمه ملاکی مقدم، الهه توسلی، زهرا وحدانی نیا، بی بی فاطمه باقرنژاد حصاری،
دوره 17، شماره 2 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو از جمله بیماریهای غیر واگیردار میباشد. در طی سه دههی گذشته، تعداد افرادی که به دیابت نوع دو در جهان مبتلا شدهاند به بیش از دو برابر رسیده است. در این بیماری بیش از 95 درصد درمان بهوسیلهی بیمار انجام میشود و از راههای مهم کنترل بیماری دیابت نوع دو، انجام رفتارهای خودمراقبتی توسط بیمار میباشد. مطالعات مختلف نشان دادهاند عوامل زیادی بر انجام رفتار خودمراقبتی در بیماران تأثیر دارد، این مطالعه با هدف تعیین پیشبینی کنندههای رفتار خودمراقبتی در بیماران دیابتی نوع دو شهر بیرجند و یزد انجام شد.
روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی و تحلیلی میباشد که بهصورت مقطعی بر روی 100 بیمار در شهر بیرجند و 100 بیمار در شهر یزد انجام شد. دادهها با استفاده از پرسشنامهای که در 4 قسمت طراحی شده بود (آگاهی، خودکارآمدی، سؤالات مرتبط با رفتار خودمراقبتی و سؤالات مرتبط با حمایت اجتماعی) جمعآوری شده و پس از ورود دادهها در نرمافزار SPSS16، برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای توصیفی و تحلیلی رگرسیون با در نظر گرفتن آزمونها در سطح خطای 5% استفاده شد.
یافته ها: مقایسهی شاخص میانگین آگاهی، خودکارآمدی، خودمراقبتی و حمایت اجتماعی درک شده در دو شهر بیرجند و یزد نشان دادکه بین متغیرها در دو شهر تفاوت زیادی وجود ندارد. اثر حمایت اجتماعی با مجموع اثرات مستقیم و غیرمستقیم بر رفتار خودمراقبتی در شهر بیرجند تأثیر بیشتری داشت.
نتیجهگیری: با توجه به این که هدف برنامههای آموزشی به بیماران دیابتی نوع دو ارتقاء فعالیتهای خودمراقبتی میباشد، میتوان با افزایش خودکارآمدی، حمایت اجتماعی درک شده و آگاهی افراد به این هدف دست یافت.