جستجو در مقالات منتشر شده


20 نتیجه برای مهرداد

مسعود امینی، مهرداد حسین‌پور، گشتاسب‌ ستاری‌، ساسان‌ حقیقی،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1380 )
چکیده

مقدمه‌: هرچند آزمون‌ تحمل‌ گلوکز خوراکی‌ به عنوان‌ استاندارد طلایی‌ جهت‌ تشخیص‌ دیابت‌ و اختلال‌ تحمل‌ گلوکز شناخته‌ می‌شود، ‌ انجام‌ آن‌ مشکل‌ است‌ و از نظر زمانی‌ وقت‌گیر می‌باشد. با توجه‌ به‌ مزیتهای‌ فراوان‌ هموگلوبین‌ گلیکوزیله‌ (HbA1c)، در این‌ تحقیق‌ تلاش‌ شده‌ است‌ تا ارزش‌ استفاده‌ از این‌ معیار جهت‌ غربالگری‌ و تشخیص‌ دیابت‌ و اختلال‌ تحمل‌ گلوکز مورد بررسی‌ قرار گیرد.
روشها: در یک‌ مطالعه‌ مقطعی‌، 497 فرد ارجاع‌شده‌ جهت‌ انجام‌ آزمون‌ تحمل‌ گلوکز خوراکی‌، همزمان‌ از جهت‌ میزان‌ HbA1c مورد بررسی‌ قرار گرفتند. پس‌ از تعیین‌ موارد دیابتی‌، اختلال‌ تحمل‌ گلوکز (IGT) و نرمال‌ (بر مبنای‌ معیار سازمان‌ جهانی سلامت‌‌) حساسیت‌ و ویژگی‌ نقاط‌ قطع‌ برابر با میانگین‌ HbA1c (در افراد نرمال‌) به‌علاوه‌ یک‌، دو، سه‌ و چهار انحراف‌ معیار جهت‌ تشخیص‌ موارد دیابتی‌، IGT و مجموع‌ دو گروه‌ یادشده‌ بررسی‌ و منحنی‌های‌ ROC ترسیم‌ گردید. جهت‌ سنجش‌ اختلاف‌ سطح‌ HbA1c در گروههای‌ مختلف‌ از آزمون‌ t غیرزوج‌ و آنالیز واریانس‌ استفاده‌ گردید. در تمامی‌ موارد 05/0 P< معنی‌دار تلقی‌ شد.
یافته‌ها‌: میانگین‌ HbA1c در گروههای‌ بیماران‌ دیابتی‌، IGT، مجموع‌ دو گروه‌ یاد شده‌ و افراد نرمال‌ به ترتیب‌ برابر با 5/1±2/9، 8/0±9/7، 3/1±4/8 و 7/0±8/6 درصد بود که‌ اختلافات‌ مشاهده‌ شده‌ بین‌ تمامی‌ گروهها با مقادیر
000/0= p معنی‌دار بود. پس‌ از بررسی‌ نتایج‌ و منحنی‌های ROC مشخص‌ گردید که‌ نقطه‌ قطع‌ 5/7 (میانگین‌ + یک‌ انحراف‌ معیار) در مجموع‌ از مناسب ترین‌ حساسیت‌ (53/97 برای شناسایی بیماران‌ دیابتی‌، 37/66برای‌ شناسایی موارد IGT‌ و 22/80 برای‌ شناسایی‌مجموع‌ دو گروه‌ یادشده‌) و ویژگی‌ (8/73 برای شناسایی بیماران‌ دیابتی‌، 44/69 برای‌ شناسایی موارد IGT‌ و66/86 برای‌ شناسایی‌مجموع‌ دو گروه‌ یادشده) برخوردار می‌باشد.
نتیجه‎گیری: سطح‌ هموگلوبین A1c برابر با 5/7 درصد، می‌تواند معیاری‌ حساس‌ با ویژگی‌ مناسب‌ جهت‌ غربالگری‌ به ویژه‌ در رابطه‌ با مجموع‌ بیماران‌ دیابتی‌ + IGT و بیماران‌ دیابتی‌ (به تنهایی‌) محسوب‌ گردد. لذا پیشنهاد می‌شود با انجام‌ تحقیقات‌ مشابه‌ در سطح‌ کشوری‌، ارزش‌ این‌ روش‌ برای‌ غربالگری‌ موارد دیابت‌ و IGT مورد بررسی‌ بیشتری‌ قرار گیرد.


مسعود امینی، مریم‌ محمدی‌، مهرداد حسین‌پور،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1381 )
چکیده

مقدمه: در این‌ مطالعه‌، میانگین‌ مقادیر هموگلوبین‌ گلیکوزیله‌ در بیماران‌ مبتلا به‌ پرفشاری خون‌ اولیه‌ در مقایسه‌ با افراد گروه‌ شاهد‌ بررسی‌ می‌شود.
روشها: هفتاد بیمار غیردیابتی‌ مبتلا به‌ ‌ پرفشاری خون‌ اولیه‌ انتخاب‌ گردیده‌ و با افراد گروه‌ شاهد‌ (140 نفر) که‌ سابقه‌ بیماری‌ خاصی‌ را نداشتند مقایسه‌ شدند. کلیه‌ افرادی‌ که‌ سابقه‌ بیماریهای‌ متابولیک‌، کم‌ خونی‌، بیماریهای‌ کلیوی‌، طحال‌برداری‌ و آبستنی‌ داشته‌ یا از داروی‌ خاصی‌ استفاده‌ می‌کردند، از مطالعه‌ خارج‌ شدند. از افراد هر دو گروه‌ نمونه‌ خونی‌ تهیه‌ و سریعا" به‌ آزمایشگاه‌ مرکز تحقیقات‌ غدد و متابولیسم‌ منتقل‌ گردید. در آزمایشگاه‌ پارامترهای‌ قند خون‌ ناشتا و هموگلوبین‌ گلیکوزیله‌ (با روش‌ کالریمتری‌ با اسیدتیوباربیتوریک‌) اندازه‌گیری‌ شد. برای‌ مقایسه‌ میانگین‌ متغیرهای‌ مورد مطالعه‌ از آزمون‌ t غیر زوج‌ استفاده‌ شد. در این‌ مطالعه‌ مقادیر p کمتر از 05/0 معنی‌دار تلقی‌ گردید.
یافته‎ها‌ : میانگین‌ قند ناشتا در گروه‌ مورد 1/16±07/103 میلی‌گرم‌ در دسی‌لیتر و در گروه‌ شاهد‌ 7±92 میلی‌گرم‌ در دسی‌لیتر بود (05/0 p< ). میانگین‌ هموگلوبین‌ گلیکوزیله‌ در گروه‌ مورد 78/0‏± 38/7% و در گروه‌ شاهد‌ 85/0‏±5/6 درصد بود (05/0 p<).
نتیجه‌گیری‌: نتایج‌ این‌ مطالعه‌ نشان‌ می‌دهد که‌ در بیماران‌ مبتلا به‌ پرفشاری خون‌ اولیه،‌ مقادیر هموگلوبین‌ گلیکوزیله‌ بالاتر از گروه‌ شاهد‌ است‌ .


سید مهرداد صولتی، آرش قنبریان، مازیار رحمانی، نرگس سربازی، سیما اله وردیان، فریدون عزیزی،
دوره 2، شماره 2 - ( 3-1382 )
چکیده

مقـدمه: وجود عوامل خطرزای قلبی‌ ـ عروقی موضوع مورد بحث در مطالعات مختلف می‌باشد. مطالعاتی که برای یافتن یک ابزار ساده غربالگری که بتواند عوامل خطرزای نامعمول را پیش‌بینی کند اخیراً وجود همزمان بالا بودن دور کمر و افزایش تری‌گلیسرید سرم را به عنوان یک معیار برای پیش‌بینی اختلالات متابولیک که به بیماری عروق کرونرمنجرمی‌شود، پیشنهاد کرده اند. مطالعه حاضر جهت بررسی عوامل خطرزای قلبی ـ عروقی در چهرگون (phenotype) مذکور انجام شده است.

روشها: این بررسی در کلیه زنان سنین 18- 65 ساله که مبتلا به دیابت نبودند، از جمعیت تحت پوشش مطالعه قند و لیپید تهران انجام شد. افراد بر اساس تری‌گلیسرید ناشتای سرم و اندازه دور کمر به چهار گروه TgHWH (تری‌گلیسرید بالای 160 میلی‌گرم در دسی‌لیتر و دور کمر بالای 80 سانتی متر)، TgHWL (تری‌گلیسرید بالاتر از 160 میلی‌گرم در دسی‌لیتر و دور کمر کمتر از 80 سانتی متر)، TgLWH (تری‌گلیسرید کمتر از 160 میلی‌گرم در دسی‌لیتر و دور کمر بیشتر از 80 سانتی متر) و TgLWL (تری‌گلیسرید کمتر از 160 میلی‌گرم در دسی‌لیتر و دور کمر کمتر از 80 سانتی متر) تقسیم شدند. سپس عوامل خطرزای قلبی- عروقی شامل متغیرهای لیپیدی و تن سنجی(anthropometric) در گروهها مورد مقایسه آماری قرار گرفتند. همچنین شیوع افراد مبتلا به پرفشاری خون، LDL-C بالاتر از 130 میلی‌گرم در دسی‌لیتر، کلسترول تام بیشتر از 220 میلی‌گرم در دسی‌لیتر و HDL-C کمتر از 45 میلی‌گرم در دسی‌لیتر در گروهها بررسی شدند.

یافتهها: نمونه‌های مورد بررسی 5630 نفر بودند. 5/27% در گروه TgLWL و 9/31% در گروه TgHWH قرار داشتند. سن افراد در گروه TgHWH به طور معنی‌داری بالاتر از سایر گروه‌ها بود (10±28, 12±39, 12±36, 11±46 سال به ترتیب در TgLWL، TgLWH، TgHWL، TgHWH، 001/0(P<. فشارخون سیستولی و دیاستولی, شاخص توده بدنی و اندازه دور کمر در گروه TgHWH به طور معنی‌داری بالاتر از سایر گروهها بود. در بررسی متغیرهای آزمایشگاهی مشاهده شد که در گروه TgHWH غلظت سرمی کلسترول تام، تری‌گلیسرید، LDL-C (41±150، 41±131، 35±132، 32±111 میلی‌گرم در دسی‌لیتر به ترتیب در گروههای TgHWH، TgHWL، TgLWH، TgLWL، 001/0(P< بالاتر و HDL-C (10±40, 11±42, 11±47, 11±48 میلی‌گرم در دسی‌لیتر به ترتیب در گروههای TgHWH، TgHWL، TgLWH، TgLWL؛ 001/0(P< پایین‌تر از سایر گروهها بود. شیوع افرادی که حداقل چهار عامل خطرزا داشتند در گروه TgHWH 4/61% و در گروه TgLWL 1% بود.

نتیجــه‌گیری: از معیار ساده بالا بودن دور کمر به همراه افزایش تری‌گلیسرید (TgHWH) می‌توان در زنان به عنوان یک ابزار غربالگری برای پیش‌بینی دیگر عوامل خطرزای قلبی ـ عروقی استفاده کرد.


مهرداد روغنی، توراندخت بلوچ نژاد مجرد، ثمانه طاهری،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1386 )
چکیده

مقدمه: کاهش سطح گلوکز و لیپیدهای سرم در بیماران دیابتی با استفاده از گیاهان دارویی از اهمیت زیادی برخوردار است. در بررسی حاضر اثر مصرف خوراکی قره قاط بر میزان گلوکز و لیپیدهای سرم موش صحرایی دیابتی مورد بررسی قرار گرفت.

روش‌ها: موش‌های صحرایی ماده به چهار گروه کنترل، کنترل تحت تیمار با قره قاط، دیابتی و دیابتی تحت درمان با قره قاط تقسیم شدند. دو گروه تحت تیمار با قره قاط، پودر گیاه مخلوط شده با غذای استاندارد موش (25/6%) را به مدت 4 هفته دریافت نمودند. میزان گلوکز، تری گلیسرید، کلسترول تام، کلسترول LDL و HDL سرم قبل از بررسی و در هفته های دوم و چهارم پس از بررسی تعیین گردید. 

یافته‌ها: میزان گلوکز سرم در گروه دیابتی افزایش معنی داری را در هفته چهارم در مقایسه با هفته قبل از آزمایش نشان داد (001/0P<) و در گروه دیابتی تحت درمان با قره قاط کاهش معنی دار در مقایسه با گروه دیابتی مشاهده شد (01/0P<). به‌علاوه سطح تری گلیسرید در هفته چهارم در گروه دیابتی تحت درمان در مقایسه با گروه دیابتی بطور معنی دار پایین‌تر بود (05/0P<). از طرف دیگر در خصوص کلسترول تام، کلسترول HDL و LDL، تغییر معنی دار در مقایسه با گروه دیابتی مشاهده نشد.

نتیجه گیری: مصرف خوراکی بخش هوایی قره قاط در مدل تجربی دیابت قندی دارای اثر هیپوگلیسمیک بوده و موجب تغییر سودمند در مورد تری گلیسیرید سرم می گردد.


محمدجواد حسین زاده، خدیجه میرزایی، آرش حسین نژاد، مهرداد کریمی، نازیلا جعفری، محمد کمالی نژاد، اعظم نجم‌افشار، مظاهر رحمانی، محمدرضا اشراقیان،
دوره 8، شماره 3 - ( 1-1388 )
چکیده

مقدمه: هدف از این مطالعه ارزیابی تاثیر واریانت های پروموتر ژن ویسفاتین (SNP rs2110385) بر عملکرد عصاره چای سبز در کنترل بیماری دیابت در میان بیماران بود.

روش‌ها: در یک مطالعه بالینی دو سوکور کنترل شده با دارونما با استفاده از روش تصادفی Stratified ، 105 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2، به 2 گروه مداخله با چای سبز و کنترل تقسیم شدند. به گروه مداخله به مدت 8 هفته روزانه 3 کپسول عصاره چای سبز500  میلی گرمی پس از هر وعده غذایی اصلی داده شد. گروه کنترل نیز به همین نحو  در طول زمان مداخله کپسول دارونما دریافت می نمودند. ارزیابی های آزمایشگاهی و تن سنجی شامل FBG، 2hPP، HbA1C، پروفایل چربی، غلظت ویسفاتین، آدیپونکتین و انسولین در حالت ناشتا و نیز محاسبه BMI و WHR قبل و بعد از انجام مداخله بودند. ژنوتیپ پلی مورفیسم مورد مطالعه با استفاده از روش PCR- RFLP انجام گردید.

یافته‌ها: ارزیابی تاثیر عصاره چای سبز بر تغییرات پارامترهای بالینی اختلاف معناداری در کاهش سطوح تری گلیسرید، LDL و کلسترول تام بیماران با ژنوتیپ TT در مدت مداخله نشان داد. در ژنوتیپ GG فقط تغییرات کلسترول تام اختلاف معناداری پس از مداخله داشت. شواهد حاصل از مطالعه حاضر تغییرات معناداری در سطوح تری گلیسرید و آدیپونکتین با مداخله در میان دو گروه نشان داد که این تغییرات در میان ژنوتیپ ها معنادار نبود.

نتیجه گیری: پلی مورفیسم ژن ویسفاتین در اثرات چای سبز بر تعدیل اختلالات چربی خون در بیماران دیابتی موثر است. برای فهم چگونگی این ارتباط، انجام مطالعات تجربی پیشنهاد می گردد.


محمد حسین قینی، مهرداد روغنی، امین وکیلی،
دوره 8، شماره 4 - ( 4-1388 )
چکیده

مقدمه: گیاهان دارویی و مشتقات آنها اگر چه از دیر باز در درمان دیابت قندی و عوارض ناشی از آن مطرح بوده اند، ولی در مورد اثر بخشی قطعی بسیاری از آنها تا کنون شواهد تحقیقاتی و معتبر یافت نشده است. در بررسی حاضر اثر ضد دیابتی علف هفت بند مورد بررسی قرار گرفت.

روش‌ها: تعداد 32 رأس صحرایی نر به چهار گروه کنترل، کنترل تحت درمان ، دیابتی و دیابتی تحت درمان تقسیم شدند. دو گروه تحت تیمار، از غذای موش حاوی گیاه به مدت 6 هفته استفاده نمودند. برای دیابتی نمودن موش‌ها از استرپتوزوتوسین استفاده گردید. میزان گلوکز و لیپیدهای سرم قبل از بررسی و در هفته های 3 و 6 پس از بررسی تعیین گردید. تراکم سلول‌های بتا در جزایر لانگرهانس با استفاده از روش رنگ آمیزی گومری مورد بررسی قرار گرفت.

یافته‌ها: در گروه دیابتی تحت درمان با گیاه، میزان گلوکز سرم بطور معنی دار در هفته های 3 و 6 کمتر از گروه دیابتی درمان نشده بود (05/0P<)، به علاوه سطح کلسترول تام در گروه دیابتی تحت تیمار در همین هفته ها تغییر معنی دار در مقایسه با گروه دیابتی درمان نشده نشان نداد، تفاوت موجود بین دو گروه دیابتی و دیابتی تحت تیمار از نظر تری گلیسرید در حد معنی دار بود (01/0P<) و درمان موش‌های دیابتی با هفت بند تغییر معنی دار میزان کلسترول HDL و LDL در مقایسه با گروه دیابتی درمان نشده ایجاد ننمود. از نظر بافت شناسی تیمار با علف هفت بند نیز تغییر معنی دار در گروه دیابتی ایجاد ننمود. 

نتیجه گیری: مصرف خوراکی علف هفت بند در مدل تجربی دیابت قندی، دارای اثر هیپوگلیسمیک بوده و موجب تغییر قابل توجه در تری گلیسرید سرم می‌گردد.


آرش حسین‌نژاد، خدیجه میرزایی، محمدجواد حسین‌زاده، مهرداد کریمی، نازیلا جعفری، اعظم نجم‌افشار، مظاهر رحمانی، باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 2 - ( 9-1388 )
چکیده

مقدمه: این مطالعه به منظور ارزیابی تاثیر عصاره چای سبز بر شاخص‌های واگردش استخوان در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 طراحی شد.

روش‌ها: در یک مطالعه کار آزمایی بالینی دو سوکور کنترل شده با دارونما، 72 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 بر اساس روش تصادفی Stratified به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. به گروه‌های مورد بررسی به مدت 8 هفته کپسول‌های حاوی 500 میلی‌گرم عصاره چای سبز و کپسول‌های دارونما تجویز شد. تست‌های آزمایشگاهی و ارزیابی‌های تن‌سنجی شامل قند ناشتا، قند خون 2 ساعته، HbA1C، پروفایل چربی، استئوکلسین، کراس لپس، انسولین ناشتا، نمایه توده بدن، نسبت دور کمر به باسن بودند که قبل و پس از مدت مداخله در تمام شرکت کنندگان اندازه‌گیری و ثبت شدند.

یافته‌ها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که تغییرات سطح سرمی استئوکلسین و لگاریتم آن در گروه دریافت کننده عصاره چای سبز به ترتیب نزدیک معنادار و معنادار بود. نمایه توده بدن، نسبت دور کمر به باسن، قند ناشتا، قند خون 2 ساعته، HbA1C و نیز سطوح کراس لپس و انسولین ناشتا در گروه مداخله با چای سبز تغییر معناداری نداشتند. کاهش سطح کراس لپس در گروه مداخله با عصاره چای سبز 10 برابر گروه کنترل بود. همچنین یافته‌های مطالعه حاضر در بیمارانی که سطوح قند ناشتا و HbA1C پایین‌تر و نیز سطح انسولین ناشتای بالاتر داشتند، بهبود وضعیت شاخص‌های استخوانی را نشان دادند.

نتیجه‌گیری: شواهد حاصل از بررسی حاضر، کاهش شاخص‌های باز جذب استخوان در بیماران دیابتی دریافت کننده چای سبز نسبت به گروه دارونما را پیشنهاد می‌کند که ممکن است باعث بهبود وضعیت واگردش استخوانی در این بیماران گردد.


حسین فخرزاده، فرشاد شریفی، ندا مهرداد، فاطمه جعفرآقایی، زهره بادامچی زاده، ندا نظری، علی مستشفی،
دوره 12، شماره 6 - ( 6-1392 )
چکیده

مقدمه: هدف مطالعه بررسی ارتباط بین سطوح آدیپونکتین و اتساع حاصل از جریان خون (FMD Flow Mediated Dilation): ( در مبتلایان به دیابت بود. روش‌ها: در این مطالعه 120 بیمار( میانگین سنی: 3/8±7/53) مبتلا به دیابت (میانگین طول مدت ابتلا6/6 ± 8/8 و دامنه36-1 سال) به عنوان گروه مورد انتخاب شده و با 150 شرکت کننده سالم(میانگین سنی 4/7±7/44) به عنوان گروه شاهد مقایسه شدند. مشخصات دموگرافیک این دو گروه شامل سن، جنس، وضعیت اقتصادی، افزایش فشار خون، قند خون ناشتا (FBS) ، شاخص توده بدنی (BMI)، طول مدت ابتلا به دیابت و نیز آدیپونکتین و (FMD)مورد ارزیابی قرار گرفت. مدل رگرسیون خطی با انتخاب آدیپونکتین یا درصد FMD به عنوان متغیر وابسته ایجاد شد. یافته ها: همبستگی معنی داری بین FMD و آدیپونکتین در مبتلایان به دیابت )7/0(P= ، غیر مبتلایان (62/0=p) و کل جمعیت مطالعه (40/0=P) حتی با تعدیل آن در گروه‌ها به عنوان متغیر مداخله گر (61/0‌=P) وجود نداشت. دیابت به طور مستقل با کاهش سطح پلاسمایی آدیپونکتین (000/0=P ، 43/0β = (Standardized و FMD مختل شده براکیال ارتباط داشت (001/0=P ، 35/0β = (Standardized. ارتباط معنی داری بین FMD براکیال و آدیپونکتین در بین گروه مبتلایان به دیابت (P=0/49) و کل جمعیت مورد مطالعه (41/0‌=P) وجود نداشت. نتیجه گیری: دیابت ملیتوس نوع 2 به طور مستقل با کاهش سطح آدیپونکتین پلاسما و اختلال FMD براکیال ارتباط دارد. FMD براکیال و آدیپونکتین در مبتلایان به دیابت با یکدیگر همبستگی نشان نداده و ممکن است در فرایند آتروسکلروز و گسترش آن به سمت بیماری های قلبی – عروقی CVD به طور مجزا و مستقل عمل نمایند.
ندا نظری، حسین فخرزاده ، فرشاد شریفی، سيد مسعود ارزاقی، مهتاب علیزاده ، ندا مهرداد، شروان شعاعی، بهارک نجفی، مصطفی قربانی،
دوره 13، شماره 1 - ( 10-1392 )
چکیده

مقدمه: سوء تغذیه یکی از مشکلات جدی دوران سالمندی است. برای ارزیابی وضعیت تغذیه در این گروه نیاز به بعضی از اندازه‌گیری‌های تن سنجی مانند طول قد نیاز است که به علت مشکلاتی مانند زمین گیر بودن بعضی از سالمندان و دفورمیتی-های اسکلتی، معمولاً اندازه گیری طول قد در این گروه سنی با مشکلاتی مواجه است. از این رو، هدف از انجام این مطالعه آن است که با استفاده از سایر شاخص‌های تن سنجی نظیر طول ساق پا و ساعد و سن ، مدلی برای پیشگویی قد سالمندان ایرانی بیابیم. روش‌ها: در مجموع 165 نفر سالمند با سن 60 سال و بالاتر، از بین حدود 800 نفر سالمندان ساکن آسایشگاه خیریه کهریزک که شرایط ورود به مطالعه را دارا بودند، به صورت تصادفی ساده بر اساس کد پذیرش انتخاب شدند و برای آنها اندازه‌گیری قد به صورت ایستاده، طول ساق پا و طول ساعد انجام شد. با استفاده از اطلاعات 99 نفر از سالمندان، مدل رگرسیون خطی چند متغیره، مدل پیشگویی اندازه قد در سالمندان زن و مرد ساخته شد. در 66 نفر بقیه شرکت کنندگان مدل ساخته شده مورد آزمون قرار گرفت. یافته‌ها: معادلات زیر برای پیشگویی طول قد از طول ساقپا، طول ساعد و سن برای زنان ومردان ساخته شد: 928/78+ (430/1×طول ساق پا) + (817/0×طول ساعد) – (176/0×سن) = طول قد در مردان 694/71+ (414/1×طول ساق پا) + (084/1×طول ساعد) – (277/0×سن) = طول قد در زنان میزانR2 محاسبه شده برای مردان برابر است با 63/0 و برای زنان 52/0 بود. میزان خطای مدل برابر با 44/0+ سانتی‌متر بود که برای مردان این خطا 16/0- و در زنان 09/1+ سانتی‌متر بود که اختلاف معنی‌داری با اندازه قد ایستاده نداشتند. نتیجه‌گیری: با استفاده از طول ساق، ساعد و سن، طول قد با خطای جزئی در سالمندان ایرانی قابل برآورد است. البته خطای مدل برای زنان بیشتر از مردان است.
بهارک نجفی، سيد مسعود ارزاقی، حسین فخرزاده ، فرشاد شریفی، شروان شعاعی، مهتاب علیزاده ، محسن اسدی لاری، رضا فدای وطن، ندا مهرداد،
دوره 13، شماره 1 - ( 10-1392 )
چکیده

مقدمه: اختلالات روانی در سالمندان شایع هستند. هدف این مطالعه بررسی وضعیت سلامت روانی در مناطق مختلف شهر تهران و عوامل مرتبط با آن در سالمندان 65 سال و بالاتر است. روش‌ها: این مطالعه با استفاده از داده‌های سالمندان 65 سال و بالاتر شرکت کننده در مطالعه سنجش عدالت و عوامل مرتبط با آن‌ در شهر تهران (Urban-HEART1) انجام شد. جهت بررسی اطلاعات 1313 نفر وارد مطالعه شد. متغیرها شامل ویژگی‌های دموگرافیک (جنس، سن، سطح تحصیلات، بعد خانوار، وضعیت تاهل و وضعیت اشتغال) و سلامت روان با استفاده از پرسشنامه فارسی شده GHQ-28 در چهار حیطه سوماتیک، افـسردگی، بیـخوابی و اضـطراب و داده‌های کیفیت زندگی با استفاده از SF-12 بود. یافته‌ها: میانگین سن شرکت کنندگان (91/5) 68/73 بود (627 نفر زن و 686 نفر مرد). میانه امتیاز GHQ-28 در شرکت کنندگان (0/22) 0/24 بود [در زنان (0/20) 0/27 و در مردان (0/19) 0/19و (01/0>P)]. در نقطه برش 23 پرسشنامه GHQ-28، 2/50 درصد از شرکت کنندگان دچار مشکل سلامت روان بودند (در زنان 2/61 و مردان 1/40 درصد)(01/0>P). سالمندان منطقه 3 شهرداری بهترین وضعیت سلامت روان و سالمندان منطقه 20 شهرداری بدترین وضعیت سلامت روان را داشتند(3/26 درصد مردان و 5/38 درصد زنان منطقه 3 و 7/65 درصد مردان و 2/84 درصد زنان منطقه20 مشکل سلامت روان داشتند). در مدل رگرسیون لجستیک چند متغیری با افزایش هر سال سن، 9/2 درصد شانس مشکل سلامت روان افزایش یافت (01/0 >P) و با افزایش سطح تحصیلات، وضعیت سلامت روان ارتقاء ‌یافت (01/0 >P روند). ارتباط بین بُعد خانوار و سلامت روان از نظر آماری معنی دار نبود (06/0=P). نتیجه‌گیری: وضعیت سلامت روان در سالمندان تهرانی نسبت به سایر کشورها بسیار بدتر است و سالمندان ساکن منطقه 20 شهرداری از بدترین و منطقه 3 شهرداری از بهترین وضعیت سلامت روان برخوردار بودند.
سیما قاسمی، بهارک نجفی، علیرضا معماری، ندا نظری، فریبرز بختیاری، مهتاب علیزاده خویی، سيد مسعود ارزاقی، شروان شعاعی، ندا مهرداد، فرشاد شریفی،
دوره 13، شماره 6 - ( 6-1393 )
چکیده

مقدمه: زمین خوردن یکی از معضلات دوران سالمندی است. سالمندان ساکن موسسات نگه‌داری به سبب وضعیت سلامت خود و شرایط محیطی بیشتر در معرض زمین خوردن هستند. این مطالعه به‌منظور رصد عوامل مؤثر بر زمین خوردن سالمندان در آسایشگاه خیریه کهریزک طراحی و اجرا شده است. روش‌ها: این مطالعه یک پژوهش طولی آیندهنگر بود. 194 نفر از ساکنان آسایشگاه خیریه کهریزک دارای معیارهای ورود به مطالعه بهصورت خوشه‌ای تصادفی انتخاب شدند. در ابتدای مطالعه اطلاعات دموگرافیک، شیوهزندگی، سابقه بیماری‌ها و دارویی، توانایی بینایی با روش پرسشگری و اندازه گیریهای آنتروپومتریک، همچنین اطلاعات مربوط به وضعیت شناختی با استفاده از پرسشنامه‌های آزمون خلاصه شده ذهنی، سنجش وضعیت ذهنی مختصر و وضعیت تعادل با استفاده از آزمون حرکت Tinetti و خرده امتیاز تعادل و راه رفتن آن، وضعیت افسردگی با استفاده از امتیاز افسردگی سالمندان-15، جمع‌آوری شد. پیگیری شرکت‌کنندگان شامل بروز زمین خوردن و عوارض آن، به‌صورت روزانه با تلفن و همچنین پُر کردن فرم حوادث و سوانح توسط مسئول بخش انجام گرفت. داده‌ها با استفاده از مدل رگرسیون تک متغیره و چند متغیره آنالیز شدند. یافته‌ها: میانگین سن شرکت کنندگان 82/8 ±02/76 سال و میانگین روزهای پیگیری 26/189±40/754 روز بود. 44 مورد زمین خوردن در مدت پیگیری (بیش از دو سال) ثبت شد و میزان زمین خوردن در سال 7/22 به ازای هر صد نفر شرکت کننده بود. سابقه سکته مغزی، پارکینسون، کاهش بینایی، مصرف داروهای ضد افسردگی، امتیاز Tinetti و خرده امتیاز تعادل Tinetti در مدل چند متغیره رگرسیون کاکس بعد از تعدیل (برای سن، جنس، مدت بقاء و نمایه توده بدنی)، با زمین خوردن ارتباط داشت. نتیجه‌گیری: زمین خوردن در سالمندان با سابقه بیماری‌های مزمن مانند سکته مغزی و پارکینسون، وضعیت بینایی، مصرف داروهای ضد افسردگی در ارتباط است و ابزار Tinetti قابلیت پیشگویی بروز زمین خوردن را در سالمندان دارد.
زهرا جعفری، ندا مهرداد، فرشاد شریفی، حمید حقانی، صغری نیکپور،
دوره 15، شماره 4 - ( 2-1395 )
چکیده

مقدمه: شیوع دیابت با افزایش سن افزایش می‌یابد. به علل مختلفی بروز زمین خوردن در سالمندان مبتلا به دیابت بیشتر است. این مطالعه به‌منظور تعیین عوامل مرتبط با زمین خوردن در سالمندان مبتلا به دیابت نوع دو انجام شده است.

روش ها: مطالعه از نوع مورد - شاهدی بر روی 160 سالمند (80 نفر گروه مورد-80 نفر گروه شاهد) 60 سال به بالا مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به بیمارستان‌های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران به روش مستمر انجام شد. گروه مورد سابقۀ زمین خوردن در طی یک سال قبل را داشتند و گروه شاهد سابقه زمین خوردن در طی یک سال قبل را نداشتند. پرسشنامه شامل اطلاعات دموگرافیک و عوامل مرتبط با زمین خوردن استفاده شد. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون‌های تی مستقل، کای دو و رگرسیون لوجستیک تجزیه و تحلیل شدند.

یافتهها: نتایج تحقیق نشان دادند که عوامل افت فشار خون وضعیتی (02/0P=)، سرگیجه (05/0P=)، بی اختیاری مدفوع (01/0P<)، اختلال شنوایی (01/0P<)، اختلال بینایی (01/0P<)، درد اندامهای تحتانی (027/0P=)، مصرف داروهای ضد انعقاد خون (017/0P=) با زمین خوردن ارتباط معناداری داشتند.

نتیجهگیری: نتایج رگرسیون لوجستیک چند متغیره مشخص کردکه عوامل بی اختیاری مدفوع و اختلال شنوایی با خطر زمین خوردن در سالمندان مبتلا به دیابت نوع دو همراه است. توجهات لازم جهت پیشگیری از زمین خوردن باید در برنامه مراقبین از این گروه از سالمندان گنجانده شود.


مریم مرتضایی، عباسعلی راز، شعله منصوری، زهره عنابستانی، زهرا میرزایی زاده، باقر لاریجانی، مهرداد هاشمی، کبری امیدفر،
دوره 15، شماره 5 - ( 4-1395 )
چکیده

مقدمه: مقاومت به انسولین و نارسایی پیشرونده سلول‌های بتا، فاکتورهای کلیدی در بیماریزایی دیابت نوع دو هستند. مطالعات متعددی نشاندهنده‌ نقش RBP4 در بروز مقاومت به انسولین و ابتلا به دیابت بوده و لذا پلی‌مورفیسم‌هایی که بر روی بیان و یا عملکرد این ژن تأثیر بگذارند، در خطر ابتلا به T2DM و عوارض آن می‌توانند نقش داشته باشند. پای دیابتی از جمله عوارض اصلی دیابت شیرین است که علت اصلی ناتوانی و بستری شدن بیماران می‌باشد و علاوه بر کاهش شدید کیفیت زندگی فرد هزینه‌های فراوانی را به وی تحمیل می‌کند. هدف این مطالعه، بررسی ارتباط دو پلی مورفیسم  rs10882283 و rs10882273 ژن rbp4 با پای دیابتی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو است تا در صورت تایید همبستگی، از آن به عنوان مارکر زیستی پیش‌آگهی‌دهنده استفاده شود.

روش‌ها: این مطالعه از نوع مورد-شاهد است. دو پلی مورفیسم rs10882283 و  rs10882273ژن rbp4 در 100 بیمار دیابتی دارای زخم پا با درجه 1 یا 2 از طبقه‌بندی وگنر در گروه مورد و 133 بیمار دیابتی فاقد زخم در گروه شاهد، با استفاده ازتکنیکPCR   Tetra ARMS تعیین ژنوتیپ گردید.

یافته‌ها: آزمون Chi-square بین دو گروه شاهد و مورد، از نظر آماری اختلاف معنیداری را در فراوانی ژنوتیپ‌های (CC)، (CT) و (TT)  rsl0882273نشان نداد (414/0P=). همچنین مقایسه‌ ژنوتیپ‌های (CC)، (AC)و (AA) متعلق به پلی‌مورفیسم rsl0882283 در دو گروه نشان‌دهنده اختلاف معنی‌داری بین دو گروه نبود (85/0P=).

نتیجه‌گیری: طبق این مطالعه، ارتباط معنی‌داری بین پلی‌مورفیسم‌های  rs10882283و  rs10882273 ژن rbp4و خطر ابتلای به زخم پای دیابتی در بین افراد مبتلا به دیابت نوع دو وجود ندارد.


شراره حسن زاده، عباسعلی راز، معصومه منصوری، زهرا میرزایی زاده، باقر لاریجانی، مهرداد هاشمی، کبری امیدفر،
دوره 16، شماره 1 - ( 10-1395 )
چکیده

مقدمه: دیابت نوع دو یک اختلال متابولیکی است که با افزایش قند خون می‌تواند به اعصاب آسیب بزند. در این میان اندام‌های بسیاری تحت تأثیر قرار می‌گیرند، به‌ویژه پا که آسیب منجر به درد و در نهایت از دست دادن حس لامسه در این اندام می‌گردد که این عوامل، شرایط را برای ابتلا به زخم پای دیابتی مساعد می‌سازند. پلی‌مورفیسم (Thr399Ile) از ژن (TLR4) Toll Like Receptor4 سبب نقص در عملکرد پروتئین TLR4 که یک پروتئین مهم تنظیم کننده‌ی التهاب زخم است می‌گردد. این مطالعات با هدف بررسی پارامترهای تأثیر گذار بر عدم تعادل برنامه‌ی ضد التهاب و در نتیجه مزمن شدن التهاب و عدم بهبود زخم بنا گردیده است و در صورت تأیید همبستگی پلی‌مورفیسم (Thr399Ile) با زخم پای دیابتی می‌توان از آن به‌عنوان مارکر زیستی پیش آگاهی دهنده استفاده کرد.
روش‌ها: این مطالعه از نوع مورد - شاهد است. پلی‌مورفیسم (Thr399Ile) از ژن TLR4 در 100 بیمار دیابتی دارای زخم در گروه مورد و 120 بیمار دیابتی فاقد زخم در گروه شاهد با استفاده از تکنیک Tetra ARMS PCR تعیین ژنوتیپ گردید.
یافته‌ها: آزمون Chi-square بین دو گروه شاهد و مورد، از نظر آماری یک اختلاف معنی‌دار را در فراوانی ژنوتیپ‌های (CC)، (TT) و(CT) متعلق به پلی‌مورفیسم (Thr399Ile) نشان داد (P=0.021).
نتیجه‌گیری: یک ارتباط معنی‌دار بین پلی‌مورفیسم (Thr399Ile) از ژن (TLR4) و خطر ابتلا به زخم پای دیابتی در بین افراد مبتلا به دیابت نوع دو وجود دارد.
سحر شفیعی، عباسعلی راز، ندا ادیبی، معصومه منصوری، زهره عنابستانی، زهرا میرزایی زاده، مهرداد هاشمی، کبری امیدفر،
دوره 17، شماره 1 - ( 12-1396 )
چکیده

مقدمه: دیابت نوع دو شایع‌ترین نوع دیابت و یک اختلال متابولیک و درون‌ریز پیچیده است که از جمله عوارض اصلی آن زخم پای دیابتی می‌باشد. ماتریکس متالوپروتئینازها از جمله آنزیم‌های کلیدی در بازسازی ماتریکس خارج سلولی‌اند و دارای فعالیت پروتئولیتیکی هستند. هدف ما از پژوهش حاضر بررسی ارتباط واریانت -1562C>T (rs3918242) پروموتر ژن MMP-9 با زخم پای دیابتی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو است تا در صورت تأیید همبستگی، از آن به‌عنوان مارکر زیستی پیش‌آگهی دهنده در بیماران با خطر بالای ابتلا استفاده شود.
روش‌ها: این مطالعه از نوع مورد-شاهد است. پلی‌مورفیسم -1562C>T  پروموتر ژن MMP-9 در 100 بیمار دیابتی دارای زخم پا با درجه‌ی 1 یا 2 طبق طبقه‌بندی وگنر در گروه مورد و 132 بیمار دیابتی فاقد زخم در گروه شاهد، با استفاده از تکنیک PCR Tetra ARMS تعیین ژنوتیپ گردید.
یافته ها: آزمون Chi-square بین دو گروه شاهد و مورد، از نظر آماری یک اختلاف معنادار را در فراوانی ژنوتیپ‌های (CC )، (CT) و(TT) متعلق به پلی‌مورفیسم -1562C>T در پروموتر ژن MMP-9 نشان داد. (P=0.000).
نتیجه گیری‌: طبق این مطالعه ارتباط معنی داری بین پلی مورفیسم -1562C>T در پروموتر ژن MMP-9 و خطر ابتلا به زخم پای دیابتی در بین افراد مبتلا به دیابت نوع دو وجود دارد. بنابراین می‌توان این بیومارکر را برای بررسی میزان و پیش‌آگهی خطر ابتلا به زخم پای دیابتی معرفی کرد.
 


مهناز سنجری، مریم اعلا، محمدرضا امینی، ندا مهرداد، محمدرضا مهاجری،
دوره 19، شماره 3 - ( 12-1398 )
چکیده

مقدمه: پای دیابتی یکی از عوارض دیابت است که بخش عمده‌ای از بیماران مبتلا به دیابت به آن مبتلا شده و هزینه‌های بسیاری را به خانواده و نظام ارائه خدمت در جامعه تحمیل می‌کند. هدف این مقاله مروری بیان خلاصه آخرین یافته‌های حوزه‌ی پای دیابتی بر اساس راهنماهای بالینی است.
روش ها: در این مطالعه مروری به منظور دستیابی به بهترین راهنمای بالینی در حوزه‌ی پای دیابتی با تعیین راهبرد جستجو و معیار‌های ورود و خروج تمام راهنماهای بالینی مرتبط در پایگاه‌ها و وب سایت‌های دستورالعمل‌های بالینی جستجو شدند. راهنماهای بالینی مرتبط با مراقبت پای دیابتی در بازه‌ی زمانی ژانویه  2000 تا ابتدای 2019 جستجو و بازیابی شد و برای انتخاب راهنمای بالینی منتخب توسط دو پژوهشگر به‌طور مجزا غربالگری شد.
یافته‌ها: براساس معیارهای مطالعه راهنمای بالینی کارگروه بین المللی پای دیابتی به‌عنوان کامل‌ترین راهنمای حوزه‌ی پای دیابتی انتخاب شد. در این مرور اصول اساسی پیشگیری و درمان مشکلات پا در بیماران مبتلا به دیابت به‌طور خلاصه در بخش‌های پیشگیری از بروز زخم‌های پا در بیماران مبتلا به دیابت در معرض خطر، پوشش پا و ابزار کاهنده‌ی فشار جهت پیشگیری و بهبود زخم پا در بیماران مبتلا به دیابت، تشخیص، پیش آگهی و درمان بیماری شریان محیطی در بیماران مبتلا به زخم‌های پای دیابتی، تشخیص و درمان عفونت‌های پا در بیماران مبتلا به دیابت و مداخلات به‌منظور ارتقاء بهبود زخم‌های مزمن پا در بیماران مبتلا به دیابت ارایه شده است.
نتیجه‌گیری: این خلاصه به مهم‌ترین نکات بخش‌های پیشگیری و درمان مشکلات پا در بیماران مبتلا به دیابت می‌پردازد. به تیم درمان توصیه می‌شود که کل راهنما را در هر موضوع جهت دستیابی به توصیه‌های جزئی‌تر و همچنین مرورهای سیستماتیک با بحث‌های جزئی‌تر در مورد شواهد مطالعه نمایند.
فاطمه بندریان، نازلی نمازی، محمد پژوهی، محمدرضا امینی، ندا مهرداد، باقر لاریجانی،
دوره 20، شماره 1 - ( ویژه نامه گرامیداشت 25 سال فعالیت 1399 )
چکیده

پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم (EMRI) در سال 1372 تأسیس شد. EMRI از ابتدا مرحله به مرحله پیشرفت کرد و در 25 سال گذشته به بلوغ خود رسید. EMRI در جنبه‌های مختلف از جمله منابع انسانی و زیرساخت‌ها (آزمایشگاه‌ها و فن‌آوری‌های جدید) گسترش یافته، پیشرفت کرده و در تحقیقات غدد درون ریز رتبه اول کشور را کسب کرده است. همچنین با سازمان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی مانند سازمان جهانی بهداشت (WHO)، بنیاد بین‌المللی پوکی استخوان (IOF) و انجمن غدد درون ریز بالینی آمریکا (AACE) همکاری کرده است. این مقاله مروری بر فعالیت‌های EMRI طی یک ربع قرن دارد.
عبدالمنصور طهماسبی، مهرداد موحدنسب، ملیکا حامدی، وحید وثوقی پوستین دوز، رضا لطفی،
دوره 22، شماره 4 - ( 8-1401 )
چکیده

مقدمه: گلبرگ زعفران حاوی ترکیبات فلاونوئیدی، گیکوزیدی وآنتوسیانین‌ها است. با توجه به روند افزایش مصرف گیاهان دارویی در طب جدید به‌منظور درمان برخی از بیماری‌ها، مطالعه‌ی پیش‌رو به‌منظور بررسی اثر بخشی عصاره‌ی هیدروالکلی گلبرگ زعفران و آب قلیایی در مقایسه با داروی تجاری متفورمین بر سطح گلوکز خون موش‌های صحرایی دیابتی طراحی و اجرا گردید.
روش‌ها: در این آزمایش، 28 سر موش صحرایی نر ویستار به 4 گروه تقسیم شدند. 1) موش‌های صحرایی دیابتی (کنترل منفی)، 2) موش‌های صحرایی دیابتی که روزانه mg200 عصاره‌ی خشک گلبرگ زعفران دریافت می‌کردند 3) موش‌های صحرایی دیابتی که به‌صورت آزاد به آب قلیایی دسترسی داشتند 4) موش‌های صحرایی دیابتی که روزانه mg/kg BW100 متفورمین دریافت می‌کردند. مدت اجرای آزمایش 28 روز در نظر گرفته شد. در طی این مدت خوراک و آب مصرفی به‌صورت روزانه و وزن به‌صورت هفتگی اندازه‌گیری و ثبت می‌گردید. در پایان آزمایش شاخص‌های بیوشیمیایی خون اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: وزن و تری‌گلیسرید خون تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت در‌حالی‌که خوراک مصرفی، آب مصرفی، انسولین، گلوکز، کلسترول، HDL (لیپوپروتئین با چگالی بالا)، LDL (لیپوپروتئین با چگالی پایین) و آنزیم‌های کبدی به‌طور معنی‌داری تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار گرفت.
نتیجه‌گیری: بر طبق نتایج، استفاده از آب قلیایی و عصاره‌ی گلبرگ زعفران به‌صورت مثبتی باعث کاهش گلوکز خون موش‌‌های صحرایی گردید و همچنین تأثیرات معنی‌داری بر مصرف خوراک و آب، کلسترول، HDL و LDL حیوانات داشت. با این حال تأیید قطعی نتایج این آزمایش نیازمند مطالعات و بررسی‌های بیشتر در این زمینه است.
عاطفه کتابدار، سیدرضا عطارزاده حسینی، مهرداد فتحی، محمد مسافری،
دوره 23، شماره 5 - ( 10-1402 )
چکیده

مقدمه: بیماری کبد چرب و ارتباط آن با بیماریهای قلبی عروقی یکی از دغدغههای جامعه امروزی است، لذا هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین استقامتی و تزریق هورمون رشد بر محتوی PGC1α میتوکندریایی قلبی و برخی شاخصهای استرس اکسیداتیو موشهای سوری مبتلا به آسیب کبدی است.
روش‌ها: در این پژوهش تجربی 21 سر موش به‌صورت تصادفی به سه گروه هفت تایی، کنترل (C)، تمرین (E)، تمرین+هورمون رشد (EGH) تقسیم شدند. برنامۀ تمرین استقامتی به‌مدت هشت هفته و پنج جلسه با شدت 50 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی در هفته اجرا شد. پروتکل تزریق GH روزانه یک میلیگرم/کیلوگرم/وزن بدن بود. سنجش داده‌ها توسط SPSS و با آزمون آماری تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی توکی محاسبه شد.
یافتهها: مقادیر PGC1a در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنیداری داشت. همچنین مقادیر SOD و MDA در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل به‌ترتیب افزایش و کاهش معنیداری داشت. کاهش مقادیر HOMA تنها در گروه E نسبت به گروه کنترل معنیدار بود. همچنین تفاوت بین گروه E و E-GH نیز در سطح معنیداری بود. نسبت ALT/AST در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنیداری به همراه داشت. کاهش نسبت LDL/HDL تنها در گروه E نسبت به گروه کنترل معنیدار بود.
نتیجهگیری: تمرین استقامتی پاسخ مؤثرتری در بهبود نشانگرهای NAFLD به نسبت پپتید GH ایجاد کرده و تزریق این هورمون به تنهایی میتواند تبعات منفی بر برخی شاخصهای این ناهنجاری به همراه داشته باشد.
مهرداد یوسفی نژاد، مهناز امیدی، عبدالحسین طاهری کلانی،
دوره 24، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده

مقدمه: دیابت، یک بیماری همهگیر جهانی و شایع‌ترین اختلال متابولیک است که در اثر اختلال در ترشح انسولین و متابولیسم گلوکز ایجاد میشود. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر ۸ هفته تمرین هوازی بر سطوح سرمی آسپروزین و شاخص مقاومت به انسولین در رتهای دیابتی بود.
روش‌ها: جامعۀ آماری تحقیق حاضر شامل 40 سر موش 10 هفتهای با وزن اولیه 20±250 گرم بود که به روش تصادفی ساده به‌ چهار گروه (هر گروه 10 سر موش) شامل: گروه دیابتی-تمرین (DT)، گروه دیابتی-کنترل (DC)، گروه سالم-تمرین (HT) و گروه سالم-کنترل (HC) تقسیم شدند. برنامۀ تمرینهای هوازی به‌مدت 8 هفته (5 جلسه در هفته) به‌صورت دویدن بر روی نوارگردان اجرا شد. جهت مقایسه گروهها از آزمون t مستقل و تحلیل واریانس یک راهه (آنوا) با آزمون تعقیبی توکی استفاده شد. کلیۀ دادهها در سطح معنی‌داری 05/0 و با استفاده از نرم‌افزار SPSS-25 تجزیه‌و‌تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج مطالعۀ حاضر نشان داد که تزریق استرپتوزوتوسین موجب القای دیابت در موش‌ها شده است (001/0 =P). القاء دیابت باعث افزایش معنادار سطوح سرمی آسپروزین و ایجاد مقاومت به انسولین در موش‌ها شد (به‌ترتیب 048/0 =P و 012/0 =P). هشت هفته تمرین هوازی موجب کاهش سطوح سرمی آسپروزین و کاهش مقاومت به انسولین در موش‌های دیابتی شد (به‌ترتیب 001/0 =P و 036/0 =P).
نتیجه‌گیری: دیابت القائی موجب ایجاد مقاومت به انسولین و افزایش سطوح سرمی آسپروزین می‌شود که با انجام تمرینهای هوازی می‌توان این عوارض را بهبود بخشید.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb