جستجو در مقالات منتشر شده


7 نتیجه برای نیک سرشت

احسان حسینی بیدختی، وحید تأدیبی، ناصر بهپور، دارویش شیخ‌الاسلامی وطنی، سارا غریب‌ شی، سکینه نیک سرشت،
دوره 11، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده

مقدمه: هیپوکسی می‌تواند سازگاری‌های هماتولوژیکی سودمندی درپی داشته باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر هیپوکسی تناوبی بر غلظت انسولین و شاخص‌های هماتولوژیک در افراد چاق مبتلا به دیابت نوع 2 بوده است.
روش‌ها: بدین منظور از بین افراد چاق مبتلا به دیابت نوع 2 در مرکز دیابت کرمانشاه، 40 نفر داوطلب به صورت تصادفی انتخاب و نهایتاً 10 نفر از واجدین شرایط (زنان یائسه و مردان چاق، با نمایه توده بدنی بیش از 30) به عنوان آزمودنی در پژوهش شرکت کردند. آزمودنی‌ها دارای میانگین شاخص توده بدنی 32 و دامنه سنی 50 تا 70 سال بودند. هیپوکسی تناوبی به مدت 14 روز، هر روز یک ساعت (5 دقیقه هیپوکسی و 5 دقیقه هوای اتاق در حالت نشسته) اجرا شد. شدت هیپوکسی در 5 روز اول و دوم معادل 12 و 11 درصد و در 4 روز سوم معادل 10 درصد اکسیژن در هوای دمی بود. در ابتدا و انتهای دوره هیپوکسی نمونه‌های خونی جمع‌آوری و میزان لپتین و انسولین پلاسما اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: یافته‌ها بیانگر افزایش معنادار لپتین پلاسما در روز 7 و 15 نسبت به پیش‌آزمون بود (05/0>P). میزان انسولین پلاسما در هیچ یک از مقادیر اندازه‌گیری شده با وجود افزایش نسبت به پیش‌آزمون معنادار نبود.
نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش حاضر بیانگر اثر مثبت هیپوکسی تناوبی در افزایش سطوح لپتین پلاسما در افراد چاق مبتلا به دیابت نوع 2 می‌باشد.

 


سپیده رحیمی مشکله، ابراهیم مسعودنیا، وحید نیک سرشت،
دوره 17، شماره 2 - ( 12-1396 )
چکیده

مقدمه: یکی از عوامل خطری که در سبب‌شناسی بروز دیابت نوع دو توجه اندکی به آن شده است، سبک زندگی است. پژوهش حاضر با هدف تبیین رابطه‌ی بین مؤلفه‌های سبک زندگی و بروز دیابت نوع دو در بین شهروندان شهر رشت انجام شد.
روش‌ها: این مطالعه در قالب یک طرح مورد- شاهدی انجام شد. داده‌ها از 150 نفر با علائم دیابت نوع دو که به بیمارستان‌های حشمت و گلسار و انجمن دیابت رشت مراجعه کرده بودند و 150 نفر از افراد فاقد علائم دیابت نوع دو، با سنین 30 الی 60 سال شهر رشت جمع‌آوری شد. ابزار اندازه‌گیری عبارت بودند از چک لیست ویژگی‌های اجتماعی- جمعیت‌شناختی و بالینی، و فرم کوتاه پروفایل سبک زندگی ارتقاء دهنده‌ی سلامت. داده‌ها با استفاده از آماره‌ی t و c2 و در نرم افزار SPSS نسخه‌ی 22 تحلیل شدند.
یافته‌ها: تفاوت معناداری بین افراد با علائم دیابت نوع دو و افراد سالم از لحاظ سن، نمایه‌ی توده‌ی بدن (BMI)، میزان تحصیلات (01/0 > P)، وضعیت تأهل (05/0 >P)، سابقه‌ی دیابت در خانواده، سابقه‌ی مصرف سیگار، سابقه‌ی فشار خون بالا، سابقه‌ی بیماری قلبی و وضعیت شغلی (01/0 >P) وجود داشت. همچنین تفاوت معناداری بین دو گروه از نظر مؤلفه‌های رشد معنوی و خودشکوفایی، مدیریت استرس، فعالیت بدنی (01/0 >P)، و مسؤولیت‌پذیری درباره‌ی سلامت (05/0 >P) وجود داشت.
نتیجه‌گیری: مؤلفه‌های سبک زندگی از عوامل مؤثر در بروز دیابت نوع دو می‌باشند. بنابراین، مداخله‌های شناختی و رفتاری با هدف تعدیل و ارتقای سبک زندگی مرتبط با سلامت ضروری به‌نظر می‌رسد.
افتخار محمدی، فاطمه نیک سرشت،
دوره 19، شماره 5 - ( 4-1399 )
چکیده

مقدمه: دیابت و استرس‌ اکسیداتیو ناشی از آن موجب افزایش عوارض این بیماری بر بافت قلب می‌‌شود. از طرف مقابل فعالیت ورزشی موجب بهبود وضعیت آنتی‌‌اکسیدانی بافت قلب می‌شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر 8 هفته تمرین استقامتی فزاینده بر فعالیت آنزیم سوپراکسیددیسموتاز و سطوح مالون‌دی‌آلدهید بافت قلب موش‌های مبتلا به دیابت نوع دو است.
روش‌ها: در این مطالعه‌ی تجربی ۲۴ سر موش نر نژاد ویستار (با سن ۱۰ هفته و وزن ۸/۱۱±۲۵۶ گرم) به ۴ گروه ۶تایی تقسیم شدند. برنامه‌ی تمرینی به‌مدت ۸ هفته تمرین استقامتی فزاینده انجام دادند. 48 ساعت پس از اتمام پروتکل فعالیت آنزیم سوپر‌اکسیددیسموتاز و سطوح مالون‌دی‌آلدهید بافت قلبی موش‌ها اندازه‌گیری شد. جهت مقایسه‌های بین گروهی از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه و جهت بررسی ارتباط بین شاخص‌ها از آزمون پیرسون استفاده شد.
یافته‌ها: تفاوت معنی‌داری در شاخص‌های سوپراکسید دیسموتاز (011/0P=) و مالون‌دی‌آلدهید (001/0P=) بین چهار گروه مشاهده شد. در نتیجه آزمون تعقیبی برای شاخص سوپراکسید دیسموتاز افزایش معنی‌داری در گروه‌های تمرین سالم (016/0P=) و کنترل (029/0P=) نسبت به گروه کنترل دیابتی و برای شاخص مالون‌دی‌آلدهید کاهش معنی‌داری در گروه‌های کنترل (003/0P=)، تمرین دیابتی (050/0P=) و تمرین سالم(001/0P=) نسبت به گروه کنترل دیابتی مشاهده شد. ارتباط معنی‌داری بین شاخص‌های سوپراکسید ‌‌دیسموتاز و مالون‌دی‌آلدهید مشاهده شد (274/0P= ، 018/0r =).
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج پژوهش به‌نظر می‌رسد تمرین استقامتی فزاینده موجب کاهش پراکسیداسیون لیپیدی و بهبود وضعیت آنتی‌ اکسیدانی و در نتیجه کاهش استرس اکسیداتیو بافت قلبی موش‌های دیابتی می‌شود.
فاطمه نیک سرشت، مصطفی بهرامی، مسعود رحمتی،
دوره 21، شماره 5 - ( 11-1400 )
چکیده

مقدمه: مطالعه‌ی تجربی حاضر با هدف تعیین اثر 6 هفته تمرین تناوبی شدید (HIIT) بر بیان G6Pase در بافت کبد همچنین گلوکز و انسولین سرم در رت‌های چاق دیابتی نوع دو و مقایسه با گروه چاق غیر دیابتی انجام گرفت.
روش‌ها: 28 سر رت نر ویستار 10 هفته‌ای (10±220 گرم) به‌واسطه‌ی 6 هفته رژیم غذایی پُرچرب چاق شدند. سپس 14 رت توسط تزریق درون صفاقی STZ ( mg/Kg30) دیابتی نوع دو شدند. نهایتاً رت‌های مورد مطالعه در 4 گروه مساوی: 1) چاق کنترل، 2) چاق تناوبی، 3) دیابتی کنترل، 4) دیابتی تناوبی تقسیم شدند. گروه‌های تناوبی برای مدت 6 هفته در تمرینات تناوبی به تعداد 5 جلسه در هفته در قالب 10 تکرار دویدن 40 ثانیه‌ای روی تریدمیل با فواصل استراحتی 2 دقیقه‌ای (استراحت فعال) بین تکرارها شرکت نمودند. 48 ساعت پس از آخرین جلسه، سطوح ناشتایی گلوکز، انسولین سرم، بیان G6Pase در بافت کبد اندازه‌گیری و توسط آزمون آنوای دوسویه مقایسه شدند.
یافته‌ها: در مقایسه با گروه دیابتی کنترل، تمرینات تناوبی در رت‌های دیابتی به کاهش معنی‌دار گلوکز منجر شد (001/0=P). تمرینات تناوبی در گروه دیابتی همچنین به افزایش انسولین نسبت به گروه کنترل دیابتی (006/0=P) بدون تغییر در بیان G6Pase نسبت به گروه کنترل دیابتی منجر شد (102/0=P).
نتیجه‌گیری: بهبود گلوکز در پاسخ به تمرینات تناوبی در رت‌های دیابتی نوع دو احتمالاً ریشه در افزایش انسولین بدون تغییر در بیان G6Pase کبدی دارد. اندازه‌گیری فعالیت یا بیان دیگر آنزیم‌های کبدی جهت نتیجه‌گیری کلی پیشنهاد می‌شود.
فاطمه نیک سرشت،
دوره 23، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده

مقدمه: با توجه به اهمیت ورزش در پیشگیری و درمان بیماری‌های مرتبط با چاقی، مطالعۀ تجربی حاضر با هدف تعیین اثر 6 هفته تمرین تناوبی شدید بر بیان PEPCK در بافت کبد همچنین گلوکز و انسولین در رت‌های چاق دیابتی نوع دو و مقایسه با گروه چاق غیر دیابتی انجام گرفت.
روش‌ها: 28 سر رت نر ویستار 10 هفته‌ای (20 ± 220 گرم) به‌واسطۀ 6 هفته رژیم غذایی پُرچرب چاق شدند. سپس 14 رت توسط تزریق درون صفاقی mg/Kg 30STZ  دیابتی نوع دو شدند. رت‌های مورد مطالعه در 4 گروه: 1) چاق (7 =n)، کنترل، 2) چاق تناوبی، 3) دیابتی کنترل، 4) دیابتی تناوبی تقسیم شدند. گروه‌های تناوبی برای مدت 6 هفته در تمرین‌های تناوبی به تعداد 5 جلسه در هفته در قالب 10 تکرار دویدن 40 ثانیه‌ای روی تریدمیل با فواصل استراحتی 2 دقیقه‌ای بین تکرارها شرکت نمودند. در نهایت 48 ساعت پس از آخرین جلسه، سطوح ناشتایی گلوکز، انسولین، بیان PEPCK در بافت کبد اندازه‌گیری و توسط آنوای دو سویه مقایسه شدند.
یافته‌ها: در مقایسه با گروههای کنترل، تمرین‌های تناوبی در رتهای دیابتی و غیر دیابتی به کاهش معنیدار گلوکز ناشتا منجر شد (001/0 P=). تمرین‌های تناوبی همچنین به افزایش انسولین سرم نسبت به گروه کنترل دیابتی (006/0 P=) وکاهش در بیان PEPCK نسبت به گروه کنترل دیابتی منجر شد (005/0 P=).
نتیجه‌گیری: بهبود گلوکز در پاسخ به تمرین‌های تناوبی در رت‌های دیابتی نوع دو احتمالاً ریشه در افزایش انسولین و افزایش در بیان PEPCK کبدی دارد. اندازه‌گیری فعالیت یا بیان دیگر آنزیم‌های کبدی جهت نتیجه‌گیری کلی پیشنهاد می‌شود.

اسفندیار جهانفر، عبدالحسین طاهری کلانی، محمود نیک سرشت،
دوره 24، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده

مقدمه: بیماری دیابت شیرین نوع دو همانند سایر بیماریهای التهابی، موجب تغییر در سطوح نشانگرهای ضدالتهابی مانند پنتراکسین-3 و پیشالتهابی مثل گرملین-1 میشود. هدف پژوهش حاضر مقایسۀ آثار 10 هفته تمرین هوازی و مقاومتی بر سطوح سرمی پنتراکسین-3، گرملین-1 و مقاومت به انسولین در مردان مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روش‌ها: در این مطالعۀ نیمهتجربی، 29 مرد مبتلا به دیابت نوع دو در دامنۀ سنی 25 تا 40 سال انتخاب و به روش تصادفی به سه گروه تمرین هوازی، تمرین مقاومتی و کنترل تقسیم شدند. برنامۀ تمرین گروه هوازی با شدت 55 تا 75 درصد ضربان قلب بیشینه و مقاومتی با شدت 55 تا 75 درصد یک تکرار بیشینه طی 10 هفته و سه جلسه در هفته اجرا گردید. پیش و پس از دورۀ مداخله سطوح سرمی پنتراکسین-3، گرملین-1 اندازهگیری و شاخص مقاومت به انسولین نیز محاسبه شد.
یافته‌ها: در هردو گروه تمرین هوازی (039/0 =P) و مقاومتی (019/0 =P) سطح سرمی پنتراکسین-3 در مقایسه با گروه کنترل افزایش معناداری داشت؛ اما بین دو گروه تفاوتی دیده نشد (703/0 =P). همچنین، سطوح سرمی گرملین- 1 و مقاومت به انسولین گروه‌های تمرین هوازی (به‌ترتیب؛ 022/0 =P و 040/0 =P) و مقاومتی (به‌ترتیب؛ 037/0 =P و 031/0 =P) نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری را نشان داد؛ گرچه بین گروه‌های تمرینی تفاوتی وجود نداشت (به‌ترتیب؛ 815/0 =P و 659/0 =P).
نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که هر دو نوع تمرین هوازی و مقاومتی دارای آثار مشابهی در بهبود نشانگرهای التهابی و مقاومت به انسولین بیماران مبتلا به دیابت نوع دو هستند.

محمد دستیار، فاطمه نیک سرشت،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده

مقدمه: با توجه به اهمیت ورزش در پیشگیری و درمان بیماریهای مرتبط با چاقی هدف از اجرای مطالعه حاضر تعیین اثر تمرینات مقاومتی بر بیان PI3K, AKT1 و mTORc1 در بافت قلب و هایپرتروفی فیزیولوژیک قلبی رت های دیابتی نوع دو بود.
روش‌ها: 21 رت نر ویستار (10 ± 220 گرم) توسط 6 هفته رژیم غذایی پُرچرب چاق شدند. بعد از القای چاقی، 14 رت به‌واسطۀ تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین با دوز25میلی‌گرم بر کیلوگرم (STZ) دیابتی نوع 2 شدند. نهایتاً رت ها به سه گروه: 1) غیر دیابتی 2) دیابتی کنترل و 3) دیابتی مقاومتی تقسیم شدند. رت‌های گروه دیابتی مقاومتی یک دوره تمرینات مقاومتی 6 هفته‌ای را به تعداد 5 جلسه در هفته کامل کردند. بیان PI3K, AKT1 و mTORc1 در بافت قلب و نسبت وزن بطن چپ به قلب، بطن چپ به بدن و قلب به بدن در همۀ گروه‌ها اندازه‌گیری و توسط آزمون آنوای یکسویه مقایسه شدند.
یافته‌ها: در پاسخ به القای دیابت، بیان PI3K, AKT1 و mTORc1 نسبت به گروه غیر دیابتی به میزان معنی داری کاهش یافت (P < 0.05). تمرینات مقاومتی به افزایش بیان PI3K, AKT1 و mTORc1 (P < 0.05) و افزایش نسبت وزن بطن چپ به قلب، بطن چپ به بدن و قلب به بدن در گروه دیابتی مقاومتی نسبت به گروه دیابت کنترل منجر شد(P < 0.05) .
نتیجه‌گیری: تمرینات مقاومتی با هایپرتروفی فیزیولوژیکی قلب در رتهای دیابتی همراه است و این بهبود را میتوان به تغییرات در مسیر سیگنالینگ PI3K/AKT1/mTORc1 نسبت داد.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb