98 نتیجه برای Il
فریده مرادی، ندا آقایی بهمنبگلو، حبیب اصغرپور، سعیده شادمهری،
دوره 22، شماره 5 - ( 10-1401 )
چکیده
مقدمه: پروتئین ﮐﯿﻨﺎز ﻓﻌﺎلﮐﻨﻨﺪهی اﺗﻮﻓﺎژی-1 شبه Unc-52 (ULK1) و ﭘﺮوﺗﺌﯿﻦ ﺗﻌﺎﻣﻞﮐﻨﻨﺪه ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮاده ﮐﯿﻨﺎزﻫﺎی ﭼﺴﺒﺎن ﻣﺮﮐﺰی ﺑﺎ وزن 200 ﮐﯿﻠﻮداﻟﺘﻮن (FIP200) نقشی اساسی در کنترل اتوفاژی و حجم عضلانی دارند. هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر تمرین استقامتی بر محتوای درون سلولی پروتئینهای ULK1 و FIP200 در بطن چپ رتهای مبتلا به دیابت نوع یک است.
روشها: در این مطالعهی تجربی، 18 سر رت نر 2 ماهه از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزن 20±300 گرم انتخاب شدند. 12 سر از رتها از طریق تزریق درون صفاقی محلولهای استرپتوزوتوسین دیابتی شدند. این رتها به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین دیابتی و کنترل دیابتی (هر گروه 6 سر) تقسیم شدند؛ یک گروه کنترل سالم (6 سر) نیز در نظر گرفته شد. گروه تمرینی 4 روز در هفته، بهمدت 6 هفته به تمرین استقامتی پرداختند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخهی 23 و آزمونهای آنوای یکطرفه و تعقیبی توکی استفاده شد.
یافتهها: محتوای ULK1 (افزایش) و FIP200 (کاهش) بهدنبال تمرین استقامتی، در بین گروههای تحقیق در بطن چپ تغییر معنیداری را نشان داد (0001/0P=). آزمون تعقیبی توکی نشان داد این تغییر معنیدار بین جفت گروههای تمرین دیابتی نسبت به کنترل دیابتی، گروههای تمرین دیابتی نسبت به سالم و همچنین گروههای کنترل دیابتی نسبت به سالم است (05/0P≤).
نتیجهگیری: تمرین استقامتی نشان داد که میتواند با افزایش ULK1 و کاهش FIP200 ماهیتی دوگانه برای کنترل اتوفاژی در آزمودنیهای دیابتی داشته باشد. در کل، نیاز به بررسیهای بیشتر در زمینهی فیزیولوژی ورزشی بر پروتئینهای مسئول اتوفاژی بهویژه در آزمودنیهای دیابتی نوع یک است.
مائده امام جمعه، مجید حسن پورعزتی، عاطفه حسینعلی،
دوره 22، شماره 6 - ( 12-1401 )
چکیده
مقدمه: در این مطالعه، اثر تجویز خوراکی اینترلوکین-2 نوترکیب انسانی (rhIL-2) بر سطح NO و فعالیت AChE مغزی در شرایط هیپرگلایسمی القا شده توسط رژیم غذایی با ساکارز بالا (HSD)، بعنوان مدل دیابت نوع دو، در مگس سرکه بررسی شد.
روشها: در این تحقیق تجربی، مگسهای سرکه بالغ از هر دو جنس (30 عدد در هر گروه) به شش گروه دریافت کنندهی غذای استاندارد (ND)، غذایی با ساکارز بالا (HSD)، دریافت کنندهی rhIL-2 در غلظتهای 01/0 و 1/0 نانوگرم در میلیلیتر بهعلاوه ND و دریافت کنندهی rhIL-2 در غلظتهای 01/0 و 1/0 نانوگرم در میلیلیتر بهعلاوه HSD تقسیمبندی شدند. مگسها بهمدت سه هفته روی این محیطهای کشت پرورش داده شدند. مغز مگسهای سرکه استخراج، هموژن و سطح گلوکز، NO و فعالیت AChE در انتهای آزمایشها سنجیده شد.
یافتهها: سطح گلوکز، فعالیت کولین استراز و سطح نیتریک اکساید در هموژنای مغز مگسهای سرکه HFD در مقایسه با گروه ND افزایش یافت. وزن بدن مگسهای HSD در مقایسه با ND کاهش یافت. تجویز rhIL-2 در هر دو دوز همراه با HSD بهطور قابل توجهی از بروز این تغییرات پیشگیری کرد.
نتیجهگیری: این یافتهها نشان میدهد که rhIL-2 تا حدی از نوروپاتی دیابتی در مگسهای سرکه جلوگیری میکند. بهنظر میرسد که اثرات پیشگیرانه این ترکیب از طریق سازِکارهای وابسته به نیتریک اکساید و استیل کولین استراز در مغز واسطهگری میشود.
محبوبه رنگرز طباطبایی، مسعود نیکبخت، روح الله رنجبر، فرهاد دریانوش، محسن قنبرزاده،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
مقدمه: ترشح آدیپوکاینها از مخازن بافت چربی نقش کلیدی در تنظیم سوختوساز متابولیک و چندین فرآیند فیزیولوژیکی دیگر از جمله دیابت، چاقی و بیماریهای قلبی-عروقی را داراست. در این مطالعه اثر هشت هفته تمرین تناوبی شدید (HIIT) بر آسپروزین، پروفایل لیپیدی و مقاومت به انسولین رتهای نر مدل دیابت نوع دو بررسی شد.
روشها: تعداد 24 سر رت نر اسپراگداولی بهطور تصادفی به چهار گروه مساوی سالم (C)، سالم تمرین (C+T)، دیابت (D) و دیابت تمرین (D+T) تقسیم شدند. دیابت با روش ترکیبی رژیم پُرچرب و تزریق استرپتوزوتوسین با دوز کم القا شد. گروه تمرین به مدت هشت هفته برنامهی HIIT را روی تردمیل انجام دادند. دادهها با استفاده از آزمون آماری ANOVA یکطرفه و آزمون بونفرونی و در سطح معنیداری 05/0P< تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که القای دیابت باعث افزایش آسپروزین سرم شد(000۱/0=P)، آسپروزین پلاسما در گروه سالم تمرین نسبت به گروه سالم (03/0=P) و دیابت نسبت به دیابت تمرین (04/0=P) کاهش یافت. بین گروه سالم و سالم تمرین از نظر HOMA-IR تفاوت معنادار وجود نداشت (9/0= P)، اما در گروه دیابت تمرین نسبت به دیابت کاهش یافت (0001/0=P). درگروه دیابت تمرین نسبت به گروه دیابت میانگین HDL افزایش (0001/0=p) و TG، LDL کاهش یافت (001/0=P). در گروه سالم تمرین نسبت به سالم میانگین HDLافزایش (01/0=P) اما TG، LDL تفاوت معنادار نداشت.
نتیجهگیری: غلظت آسپروسین در رتهای مبتلا به دیابت دو افزایش مییابد و HIIT میتواند با کاهش آسپروزین، شاخص مقاومت به انسولین و بهبود پروفایل لیپیدی عوارض ناشی از دیابت را کاهش دهد.
محمد زحمتکش، حسینعلی ساسان، فاطمه سفید، محمد یحیی وحیدی مهرجردی،
دوره 23، شماره 5 - ( 10-1402 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو یک بیماری شایع چند فاکتوری است که در قرن حاضر مورد کاوش متخصصان و پژوهشگران بسیاری قرار گرفته است. مطالعات انجام شده، اهمیت و جایگاه ژنتیک در ارتباط با دیابت را به خوبی نشان میدهند. هدف از پژوهش حاضر بررسی شیوع پلیمورفیسمهای rs5219 و rs5215 در جمعیت دیابتی نوع دو فامیلی استان یزد است.
روشها: این مطالعه، یک مطالعۀ مورد-شاهدی است که بر روی 200 نفر (100 نفر بیمار مبتلا به دیابت نوع دو با سابقۀ مثبت خانوادگی ابتلا به دیابت نوع دو و 100 نفر سالم بدون سابقۀ ابتلا به دیابت در خانواده) صورت گرفت. در این مطالعه با استفاده از تکنیک ARMS-PCR به بررسی ژنوتیپ گروه بیمار و گروه شاهد پرداخته شده است و برای بیان نتایج از شاخصهای پراکندگی و تستهای آماری پارامتری همچون P-value و Chi-square استفاده شد.
یافتهها: آنالیز آماری نشان داد که اختلاف معناداری بین فراوانی آللی و ژنوتیپی در دو گروه بیمار و کنترل در پلیمورفیسم rs5215 با میزان P=0.0015 و در پلیمورفیسم rs5219 با میزان P=0.0342 وجود دارد.
نتیجهگیری: نتایج حاضر نشان داد که پلیمورفیسم rs5215 وrs5219 ژنKCNJ11 میتواند با بیماری دیابت نوع دو در جمعیت استان یزد در ارتباط باشد اگرچه برای تأیید این نتایج نیاز به انجام مطالعات گسترده است.
فریده مرادی، ندا آقایی بهمنبگلو، سعیده شادمهری، حبیب اصغرپور،
دوره 24، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده
مقدمه: دیابت با اختلال در مسیر اتوفاژی میتواند باعث بروز عوارض جدی قلبی و عروقی شود. هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) بر محتوای درون سلولی پروتئینهای اتوفاژی در بافت بطن چپ قلب موشهای صحرایی مبتلا به دیابت نوع یک است.
روشها: در این مطالعۀ تجربی، 18 سر موش صحرایی نر 2 ماهه از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزن 20±300 گرم انتخاب شدند. 12 سر از موشها از طریق تزریق درون صفاقی محلولهای STZ (با دوز 50 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن) دیابتی نوع یک شدند. این موشها به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین دیابتی و کنترل دیابتی (هر گروه 6 سر) تقسیم شدند؛ یک گروه کنترل سالم (6 سر) نیز در نظر گرفته شد. گروه تمرینی 4 روز در هفته، بهمدت 6 هفته به HIIT پرداختند. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزار گرافپد پریسم نسخۀ 5/9 و آزمونهای آنوای یکطرفه و تعقیبی توکی استفاده شد. سطح معناداری 05/0P≤ در نظر گرفته شد.
یافتهها: محتوای ULK1 و FIP200 بهدنبال 6 هفته تمرین HIIT، در بطن چپ افزایش معنیداری را نسبت به گروه کنترل سالم و کنترل دیابتی نشان داد (0001/0 P=).
نتیجهگیری: با توجه به افزایش پروتئینهای ULK1 و FIP200 میتوان نتیجه گرفت که تمرین HIIT میتواند مسیر اتوفاژی را فعال کند. بنابراین در تجویز این نوع تمرین برای آزمودنیهای دیابتی باید شدت و مدت زمان تمرین را بررسی و مد نظر داشت.
سوسن سروش،
دوره 24، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده
مقدمه: مشکلات اسکلتی-عضلانی از منظر اقتصادی، توانمندی و سلامتی و بهداشت موضوع بسیار مهمی در ارتش است. این مطالعه بهمنظور بررسی توزیع انواع بیماریهای اسکلتی-عضلانی و سپس برآورد هزینههای مستقیم و غیرمستقیم ناشی از این شکایات و ارائۀ راه حل برای بهبود و تصحیح شرایط سربازان و کارکنان ارتش انجام شد.
روشها: کلیۀ بیماران مراجعه کننده با شکایات اسکلتی-عضلانی در کمیتههای روماتولوژی، اورتوپدی و جراحی مغز و اعصاب بیمارستان نظامی از سال 1393 تا 1395 مورد بررسی قرار گرفتند. هزینۀ مراحل تشخیصی براساس دادههای سوابق محاسبه شد و هزینۀ درمان برای هر شکایت با محاسبۀ میانگین هزینۀ طرحهای درمانی پیشنهادی دو متخصص طب فیزیکی و روماتولوژی برآورد شد. هزینههای غیرمستقیم برآورد و به هزینۀ مستقیم اضافه شد. تجزیهوتحلیل آماری با SPSS نسخۀ 21 انجام شد.
یافتهها: 2116 بیمار با میانگین سنی 17/8 ± 84/25 سال مورد بررسی قرار گرفتند. 1252 نفر (16/59%) سرباز و 864 نفر (83/40%) غیر سرباز بودند. سه مورد از شایعترین شکایت، شامل شکستگی (301 مورد، 22/14%)، برآمدگی دیسک کمر و فتق (303 مورد، 31/14%) و ژنوواروس/ژنو والگوس (257 مورد، 14/12%) بودند. اندام تحتانی و ستون مهرهها بیشترین آسیب را داشتند. در مجموع سالانه 4120 نفر-روز غیبت در این افراد برآورد شد و سالانه 120/903/713/1 تومان (معادل 928/ 727/40 دلار آمریکا) اثر اقتصادی سالانه محاسبه شد.
نتیجه گیری: بیماریهای اسکلتی عضلانی یکی از معضلات سلامتی و بهداشتی واقتصادی درارتش است. ضروری است استفادۀ صحیح از روشهای تشخیصی و درمانی و توجه به قانون cost & benefit برای کاهش بار اقتصادی و از کارافتادگی از الویتهای دانشگاه ارتش برای پیشگیری و صرفهجویی در هزینه سلامت باشد.
اسما سلیمانی، محمد فتحی، مصطفی بهرامی،
دوره 24، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر بازتوانی همراه با مصرف ویتامین D بر خستگی، کیفیت خواب و میزان افسردگی افراد مبتلا به سرطان استئوسارکوم پس از پیوند سلولهای بنیادی مغز استخوان بود.
روشها: در این مطالعه، 27 زن مبتلا به سرطان استئوسارکوم با نمایۀ تودۀ بدنی بالای 30کیلوگرم برمترمربع، سن 03/4±90/24 سال، قد 62/3±85/163 سانتیمتر و وزن 5/4±17/82 کیلوگرم بهطور تصادفی به چهار گروه (بیمار-تمرین)، (بیمار-تمرین-ویتامین D)، (بیمار- تمرین-دارونما) و (کنترل) تقسیم شدند. پروتکل تمرینی شامل ده هفته فعالیت ورزشی پیلاتس است. گروه مکمل هفتهای سه روز IU 500 ویتامین D را، بهمدت 10 هفته مصرف میکردند. دادهها با استفاده از آزمون t وابسته و تحلیل واریانس یکراهه تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس پژوهش سه گروه تمرینی نشان داد پس از ده هفته بازتوانی ورزشی همراه مصرف ویتامین D، شاخصهای خستگی و میزان افسردگی کاهش معنادار یافته است (05/0 P≤). و همچنین نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس سه گروه تمرینی نشان داد کیفیت خواب کلی افراد مبتلا به سرطان استئوسارکوم افزایش معنادار یافته است (05/0 P≤).
نتیجهگیری: ﺑﺮاﺳﺎس ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺑﻪدﺳﺖ آﻣﺪه ﭘﻴﺸﻨﻬﺎد ﻣﻲﺷﻮد ﻣﺼﺮف ویتامین D به همراه بازتوانی ورزشی ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺷﻴﻮۀ درﻣﺎﻧﻲ ﻣﺆﺛﺮی ﺑﺮای بر خستگی، کیفیت خواب و میزان افسردگی افراد مبتلا به سرطان استئوسارکوم ﺑﺎﺷﺪ.
عبدالله علاالدین احمد المعموری، کیوان شریف مرادی، موسی خلفی، زهرا پزشکی،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه: هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر دو نوع تمرین تناوبی و تداومی بر مارکرهای آپولیپوپروتئین M، TNF-α و IL-6 چربی احشایی در رتهای تغذیه شده با رژیم غذایی پُرچرب است.
روشها: 24 سر رت نر نژاد ویستار بهطور تصادفی به چهار گروه رژیم غذایی استاندارد (ND)، پُرچرب (HFD)، پُرچرب با تمرین تداومی با شدت متوسط (HFD+MICT)، پُرچرب با تمرین تناوبی با شدت بالا (HFD+HIIT)، تقسیم شدند. گروههای HIIT و MICT بهمدت 8 هفته، 5 جلسه در هفته، به فعالیت ورزشی مختص گروه خود پرداختند. پروتکل HIIT شامل 6 وهله فعالیت 4 دقیقهای با شدت 90-85 درصد حداکثر سرعت و استراحت فعال 2 دقیقهای و پروتکل MICT که با شدت 70-65 درصد حداکثر بود. مقادیر پروتئینی آپولیپوپروتئین M، TNF-αو IL-6 چربی احشایی با استفاده از روش وسترن بلات اندازهگیری شد.
یافتهها: مصرف هشت هفته HFD، مقادیر پروتئینی آپولیپوپروتئین M، TNF-α و IL-6 چربی احشایی را نسبت به گروه ND افزایش داد (05/0P< ). در مقابل هر دو پروتکل HIIT و MICT منجر به کاهش معنیدار IL-6 چربی احشایی نسبت به گروه HFD شدند (001/0 =P). همچنین MICT موجب کاهش معنادار مقادیر پروتئینی آپولیپوپروتئین M چربی احشایی نسبت به گروه HFD شد (04/0 =P). با این حال، هر دو پروتکل ورزشی اثر معناداری بر TNF-α چربی احشایی نداشتند (05/0P< ). همچنین، تفاوت معنیداری بین گروههای تمرینی وجود نداشت (05/0P< ).
نتیجهگیری: تمرینات ورزشی منجر به بهبود ماکرهای التهابی بافت چربی در رتهای تغذیه شده با رژیم غذایی پُرچرب میشوند که تمرین تداومی با شدت متوسط ممکن است رویکرد مناسبتری باشد.
امید ظفرمند، فاطمه کاظمی نسب،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه: فعالیت بدنی و چای سبز یکی از شیوههای پیشنهادی برای کنترل چاقی و عوارض ناشی از آن مانند بیماریهای قلبی - عروقی، دیابت و التهاب کبدی است. هدف مطالعه حاضر، اثر ترکیبی تمرین ورزشی و چای سبز بر نیمرخ لیپیدی در بزرگسالان دارای اضافه وزن و چاق بود.
روشها: جستجوی سیستماتیک مقالات انگلیسی و فارسی منتشر شده از پایگاههای اطلاعاتی PubMed ،Web of Science ، Scopus، Sid، Civilica و Magiran تا ژوئن سال 2024 انجام شد. تفاوت میانگین و فاصله اطمینان 95% (CI) با استفاده از مدل اثر تصادفی محاسبه شد.
یافتهها: در مجموع 14 مطالعه با و 390 آزمودنی بزرگسال دارای اضافه وزن و چاقی که 198 آزمودنی گروه ترکیبی تمرین ورزشی و چای سبز با میانگین سنی 34 سال و BMI با میانگین 30 کیلوگرم/مترمربع بود که 192 آزمودنی در گروه کنترل با میانگین سنی 3 سال و BMI با میانگین 31 کیلوگرم/مترمربع وارد فراتحلیل حاضر شدند. نتایج نشان داد که ترکیب تمرین ورزشی و چای سبز سبب کاهش معنادار TC ]001/0P= ، mg/dL923/22- =[WMD،TG ]001/0P= ، mg/dL 946/9- =[WMD، LDL ]001/0P= ، mg/dL675/11- =[WMD و افزایش معنادار HDL ]017/0P= ، mg/dL 888/8 =[WMD نسبت به گروه کنترل در بزرگسالان دارای اضافه وزن و چاقی شد.
نتیجهگیری: نتایج فراتحلیل حاضر نشان داد که ترکیب تمرین ورزشی و چای سبز در بزرگسالان دارای اضافه وزن و چاقی سبب کاهش TC، TG ، LDL و افزایش HDL میشود. بنابراین، تمرین ورزشی و چای سبز میتواند بهعنوان یک راهکار غیردارویی و کاربردی برای بهبود نیمرخلیپیدی به بزرگسالان دارای اضافه وزن و چاقی پیشنهاد شود.
سمانه فلاح کریمی، نسرین رضائی، لیلا محمدی فرد،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: با شیوع روز افزون دیابت کودکان و فشارهای روانی ناشی از آن توجه به این بیماران به یک اولویت بهداشتی در دنیا تبدیل شده است. پریشانی روانشناختی از مشکلات این بیماران است که ابعاد مختلف زندگی آنان را تحت تأثیر قرار میدهد. بهنظر میرسد تحمل پریشانی روانشناختی بتواند بر مشکلات روان شناختی این بیماران تأثیرگذار باشد. لذا مطالعۀ حاضر با هدف تعیین ارتباط پریشانی روانشناختی و تحمل پریشانی روان شناختی در کودکان مبتلا به دیابت انجام شد.
روشها: این یک مطالعۀ مقطعی است. نمونهها شامل200 کودک مبتلا به دیابت مراجعه کننده به کلینیک دیابت بیمارستان علی ابن ابیطالب (ع) شهر زاهدان و دارای معیارهای ورود بود. ابزار گرداوری دادهها شامل فرم اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامههای پریشانی روانشناختی کسلر و تحمل پریشانی Gaher بود که به روش مصاحبه با کودک تکمیل شد. دادهها با استفاده از نرمافزار آماریSPSS نسخۀ 27 و با استفاده از شاخصهای توصیفی (میانگین، انحراف معیار، درصد) و آمار استنباطی (ضرایب همبستگی خطی پیرسن) تحلیل شدند.
یافتهها: از کل افراد مورد مطالعه % 6/52 دختر و %4/47 پسر بودند. میانگین زمان ابتلا در افراد 6/22 ماه بود. بین پریشانی روانشناختی و تحمل پریشانی روانشناختی ارتباط معنادار و معکوس مشاهده شد (65/0 - =r، 001/0 >P).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد هرچه تحمل پریشانی روانشناختی بالاتر باشد کودک پریشانی کمتری را تجربه میکند. بنابراین بهنظر میرسد برای برخورداری از سلامت روان بالاتر در این کودکان باید به ارتقا تحمل پریشانی آنان توجه کرد.
خدیجه ضامنی جعفرکلائی، محمدرضا اسماعیل زاده طلوعی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر بازی تناوبی شدید و تمرین تناوبی شدید بر شاخصهای ترکیب بدن، عملکردی و نیمرخ چربی دختران دارای اضافهوزن و چاقی 10 تا 12 صورت گرفت.
روشها: در پژوهش نیمهتجربی حاضر، 30 دختر (میانگین قد 32/5 ± 26/149 متر، وزن 65/7 ± 41/67 کیلوگرم و نمایۀ تودۀ بدنی 3/2 ± 14/30 کیلوگرم بر مجذور متر) دارای اضافهوزن و چاقی بهطور تصادفی در گروههای تمرین تناوبی شدید (10 نفر)، بازی تناوبی شدید (10 نفر) و کنترل (10 نفر) قرار گرفتند. برنامههای تمرین بهمدت هشت هفته، سه جلسه در هفته با تمرینات چهار دقیقهای با شدت بالا (90 -85 درصد ضربان قلب حداکثر) و بهبودی سه دقیقهای (75-65 درصد ضربان قلب حداکثر) با چهار تکرار انجام شد که در تمرینات تناوبی شدید به شکل دویدن و در بازی تناوبی شدید به شکل بازی صورت گرفت. نمونههای خونی جهت اندازه-گیری سطوح سرمی نیمرخ چربی (48 ساعت قبل و پس از مداخله) گرفته شد.
یافتهها: هر دو گروه تناوبی شدید و بازی تناوبی شدید در مقایسه با گروه کنترل در مقادیر توان هوازی و لیپوپروتئین با چگالی بالا (HDL)افزایش (001/0 >P) و در مقادیر درصد چربی بدن، تری گلیسیرید ( TG)، کلسترول کل ( TC ) و لیپوپروتئین با چگالی کم (LDL) (010/0 >P) کاهش معناداری را نشان دادند و بین دو گروه تمرین در TG، LDL و HDL (01/0 >P) تفاوت معنادار بود که با افزایش HDL بیشتر و کاهش بیشتر TGو LDL. در گروه بازی تناوبی همراه بود.
نتیجهگیری: بازی تناوبی شدید میتواند بهعنوان راهکار مناسبتری جهت بهبود نیمرخ چربی دختران دارای اضافه وزن و چاقی پیشنهاد شود.
زهرا همتی فارسانی، عذرا محمدپناه اردکان، زهرا حیدری، زهرا رئیسی فیل آبادی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: پروتئینهای التهابی کمپلمان C3 و اینترلوکین 1بتا (IL-1β ) به طور قابلتوجهی در آسیب شناسی دیابت نوع دو (T2D) و بیماری آلزایمر دخیل هستند. از طرفی بررسی اهمیت زمان انجام تمرینات هوازی (روشنایی و تاریکی) به درک بهتر چگونگی تأثیر زمانبندی تمرینات بر شاخصهای التهابی مرتبط با بیماریهای عصبی در زنان مسن مبتلا به T2D کمک میکند لذا این پژوهش درصدد بررسی اثر زمان تمرین هوازی بر عوامل C3 و IL1β در زنان سالمند مبتلا به T2D بود.
روشها: در این مطالعۀ نیمهتجربی، 45 زن مبتلا به T2D با میانگین سـنی 07/5 ± 60 سال در گروههای تمرین (مرحله روشنایی و تاریکی)، و کنترل (هر گروه 15 نفر) تقسیم شدند. تمرین هوازی بهمدت 12 هفته، با شدت متوسط (60 تا 70 درصد ضربان قلب ذخیره) اجرا شد. سطوح پروتئینها (C3 و IL1β) قبل و بعد از مداخله با روش الایزا اندازهگیری شد. اطلاعات با استفاده از نرمافزار SPSS27 و با روش ANOVA تک خطی با سطح معنیداری 05/0 درصد ارزیابی شدند.
یافتهها: کمپلمان C3 در گروه تمرین هوازی در مرحله تاریکی نسبت به گروه کنترل کاهش داشت (0083/0 P=). همچنین نتایج نشان داد که تمرین هوازی در مرحله تاریکی منجر به کاهش معنیدار سطوح C3 (0028/0 P=) و IL-1β (0045/0 P=) نسبت به پیشآزمون شد.
نتیجهگیری: تمرین هوازی در مرحله تاریکی بهطور مؤثر سطح پروتئین التهابی C3 وIL-1β را در زنان مسن مبتلا به دیابت نوع 2 کاهش داد و احتمالاً میتواند بهعنوان یک راهبرد مهم در مدیریت این بیماری در نظر گرفته شود.
زینب محبی، کیوان کاکابرایی، خدامراد مومنی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین استیگمای مرتبط با دیابت نوع دو و مقیاسهای بهزیستی ذهنی (رضایت از زندگی و عاطفه مثبت/منفی) با میانجیگری تنیدگی هیجانی و ادراک بیماری در افراد مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد.
روشها: پژوهش حاضر توصیفی مبتنی بر مدلهای همبستگی بود. جامعۀ آماری شامل بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مراجعهکننده به کلینیک دیابت بیمارستان آیتاللهطالقانی شهر کرمانشاه بودند که 207 بزرگسال با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و اطلاعات با استفاده از پرسشنامههای استیگمای مرتبط با دیابت نوع دو Browne و همکاران (2016)، رضایت از زندگی Diener و همکاران (1985)، عاطفه مثبت/منفی Watson و همکاران (1988)، تنیدگی هیجانی مرتبط با دیابت Arzaghi و همکاران (2011)، ادراک بیماری Broadbent و همکاران (2006) جمعآوری و با نرمافزارهای اسپیاساس و ایموس تجزیهوتحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد بین استیگما با رضایت از زندگی و عاطفه مثبت/منفی رابطۀ معنادار وجود دارد (01/0 >P). همچنین استیگما توانسته است رضایت از زندگی را بهصورت غیرمستقیم و منفی، از طریق تنیدگی هیجانی، و عاطفه منفی را بهصورت غیرمستقیم و مثبت، از طریق تنیدگی هیجانی و ادراک بیماری، پیشبینی کند.
نتیجهگیری: نتایج نشاندهندۀ نیاز به مداخلاتی جهت کاهش استیگمای مرتبط با دیابت نوع دو و ارتقای بهزیستی ذهنی افراد مبتلا به این نوع بیماری است.
مهتاب ربیعی، محمد علی مظاهری،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: در سالهای اخیر شیوع دیابت افزایش چشمگیری داشته است. والدین کودکان مبتلا به دیابت از مشکلات جسمانی و روانشناختی متعددی رنج میبرند؛ بنابراین مداخلات مختلفی برای بهبود کیفیت زندگی و بهزیستی آنها طراحی شده است. این مداخلات از طیف وسیعی از رویکردها و روش شناختیها بهره بردهاند. مطالعۀ حاضر با هدف شناسایی و مرور مداخلات روانشناختی مختلف برای والدین کودکان کمتر از 6 سال مبتلا به دیابت و بررسی نقاط ضعف و قوت آنها انجام شده است.
روشها: جستجوی رویکردهای مداخلاتی از طریق پایگاههای اطلاعاتی مختلفی از جمله گوگل اسکولار، پابمد، ساینس دایرکت و اسکوپوس انجام شد. پس از بررسی ملاکهای ورود دادهها، 11 مقاله انتخاب و مطالعه شد.
یافتهها: مداخلات از رویکردهای مختلفی از جمله شناختی- رفتاری، یادگیری اجتماعی، خانوادۀ درمانی، فرزندپروری مثبت استفاده کرده بودند. روشهای مداخله عمدتاً از راه دور بود و پیامدهای مختلفی را برای والد و کودک در پی داشت که به تفضیل ذکر شده است. همچنین حجم نمونه در این مطالعات بین 30 تا 200 والد بود و میزان رضایت عمدۀ مداخلات بالا گزارش شد.
نتیجهگیری: بهطور کلی مداخلات محدودی انجام گرفته است. با توجه به اینکه مداخلات با تمرکز بر وضعیت روانشناختی والدین میتواند منجر به افزایش حمایت اجتماعی و بهبود سلامت روان در والدین و کودکان مبتلا به دیابت شود؛ امید است این مقاله زمینه را برای بررسی رویکردهای مختلف فراهم سازد.
فرشته قلجائی، دکتر مجتبی لطفی، مهرناز نظری راد، مهناز قلجه، جلال نورمحمدی،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع یک شایعترین نوع دیابت است که کودکان و نوجوانان را تحت تأثیر قرار میدهد. مداخلات پرستاری برای کودکان مبتلا به دیابت نوع یک شامل شناخت مشکلات نوجوان و ارائۀ مراقبتهای فنی و حمایت عاطفی است. پرستاران نقش مهمی در کمک به نوجوانان و خانوادههایشان در مدیریت احساسات، تنظیم رژیمهای درمانی و ادغام روتینهای جدید در زندگی روزمره دارند. هدف از این مرور نظاممند، شناسایی و تحلیل مداخلات پرستاری مؤثر در مدیریت دیابت نوع یک در کودکان و حمایت از خانوادههای آنها است. این مطالعه با بررسی شواهد موجود تلاش میکند تا نقش پرستاران در بهبود پیامدهای بالینی، روانی و رفتاری کودکان و ارتقای آگاهی، مهارتهای خودمراقبتی و کیفیت زندگی خانوادهها را تبیین کند.
روشها: جستجوی نظاممند در پایگاههای علمی PubMed ، Scopus،Web of Science ، CINAHL، SIDو Magiranبین سالهای 2010 تا 2025 انجام شد. راهبرد جستجو با استفاده از کلیدواژههای PubMed (مداخلات پرستاری) [عنوان/چکیده]، (دیابت نوع یک)، (کودک) و (خانواده) ایجاد شد. جستجوی نظاممند با کلید واژههای انگلیسی: ((Nursing Interventions[title/abstract]) AND (Type 1 Diabetes [title/abstract])) AND (Child[title/abstract])) AND (Family[title/abstract]) از میان 500 مطالعه در رابطه با مداخلات پرستاری در دیابت نوع یک کودکان با بررسی جزئیتر، در مجموع 10 مطالعه معیارهای ورود را داشتند و در تجزیهوتحلیل نهایی وارد شدند.
یافتهها: یافتهها نشان داد که مداخلات پرستاری میتواند تأثیر قابلتوجهی بر مدیریت دیابت توسط کودک و خانوادهها داشته باشد که منجر به بهبود پیروی از رژیمهای درمانی، کنترل بهتر قند خون و افزایش کیفیت زندگی برای کودکان و خانواده میشود.
نتیجهگیری: مداخلات پرستاری نقش بهسزایی در بهبود کنترل قند خون، افزایش آگاهی و خودمراقبتی کودکان مبتلا به دیابت نوع یک و حمایت از خانوادههای آنان دارند. مداخلاتی همچون آموزش بیمار و خانواده، مشاورۀ روانی، پیگیری منظم، استفاده از فناوریهای آموزشی و مراقبتمحور و همکاری تیمی، توانستهاند نتایج مطلوبی در کاهش عوارض بیماری، بهبود کیفیت زندگی و افزایش تطابق روانی اجتماعی فراهم آورند. بر این اساس، توسعه و اجرای برنامههای مداخلهای مبتنی بر شواهد، با در نظر گرفتن ویژگیهای فردی، فرهنگی و اجتماعی خانوادهها، برای ارتقای مراقبت پرستاری در کودکان دیابتی توصیه میشود.
شهناز محمدی، علیرضا فلاح تفتی، مهناز محمدی،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: تأثیر عوامل روانشناختی بر بیماریهای جسمانی، لزوم شناخت این عوامل را در روند مداخلات پیشگیرانه و درمانی برجسته کرده است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر مقایسۀ ویژگیهای شخصیتی، تابآوری و راهبردهای مقابلهای در بیماران دیابتی و افراد سالم بود.
روشها: این پژوهش با روش علی- مقایسهای در نمونهای متشکل از 75 بیمار دیابتی و 75 فرد سالم، که با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند، اجرا شد. گردآوری دادهها بهوسیلۀ پرسشنامههای تابآوری، پنج عاملی شخصیت و راهبردهای مقابلهای، انجام شد. جهت بررسی فرضیهها، از آزمون t مستقل و تحلیل واریانس چند متغیره در نرمافزار SPSS نسخۀ 26 استفاده شد.
یافتهها: میانگن نمرات تابآوری و ویژگیهای شخصیتی برونگرایی و وظیفهشناسی در افراد سالم بالاتر و میانگین نمرۀ روانرنجورخویی در افراد دیابتی بالاتر بود. تفاوت معناداری در ویژگیهای شخصیتی خوشایندی و گشودگی بین این دو گروه مشاهده نشد. یافتهها نشان داد که میانگین نمرات افراد سالم در استفاده از راهبردهای مسئلهمدار و میانگین نمرات افراد دیابتی در استفاده از راهبردهای هیجانمدار نسبت به گروه دیگر بالاتر بود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که عوامل روانشناختی نقش مهمی در بروز و تشدید مشکلات بیماران دیابتی دارند. بنابراین، توجه به این عوامل و بهکارگیری راهبردهای روانشناختیِ مناسب میتواند در پیشگیری و درمان مؤثرتر این بیماری نقشآفرین باشد.
منصوره کریمی، فاطمه شرفی فرد، فاطمه کاظمی نسب،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: سندرم متابولیک در کودکان و نوجوانان چاق خطر ابتلا به بیماری های قلبی عروقی و دیابت نوع دو را افزایش میدهد. تحقیقات نشان میدهد که تمرین ورزشی میتواند سلامت قلب و عروق را در این جمعیت بهبود بخشد. هدف این فراتحلیل ارزیابی تأثیر تمرینات ورزشی بر این عوامل خطر در کودکان و نوجوانان چاق مبتلا به سندرم متابولیک است.
روشها: جستجوی سیستماتیک مقالات انگلیسی و فارسی از پایگاههای PubMed، Web of Science و Scopus بدون محدودیت زمانی تا ماه (می) ۲۰۲۴ انجام شد. در تحلیل دادهها، از مدل اثر تصادفی برای محاسبه تفاوت میانگین وزنی (WMD)، اختلاف میانگین استاندارد شده (SMD) و فاصله اطمینان ۹۵ درصد (CI) استفاده شد. همچنین، ناهمگونی مطالعات با آزمون I² ارزیابی شد.
یافتهها: نتایج 6 مطالعه با 1761 آزمودنی نشان داد که تمرین ورزشی سبب کاهش معنادار وزن بدن [001/0=P،kg 32/6- =WMD]، دورکمر [001/0=P،cm 11/9- =WMD]، لیپوپروتئین با چگالی پایین (LDL) [001/0=P، mmol/L52/0- =WMD]، کلسترول تام (TC) [001/0=P ،mmol/L 65/0- =WMD]، تریگلیسرید (TG) سرمی [001/0=P،mmol/L 56/0- =WMD]، گلوکز ناشتا [03/0=P، mmol/L 19/0- =WMD]، انسولین ناشتا [001/0=P، 01/1- =SMD] و شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR) [001/0=P،60/1- =WMD] نسبت به گروه کنترل در کودکان و نوجوان چاق مبتلا به سندرم متابولیک میشود.
نتیجهگیری: مداخلات ورزشی سبب کاهش وزن بدن، دورکمر، فشارخون و بهبود پروفایل چربی از جمله LDL، TC و TG سرمی در کودکان و نوجوانان چاق مبتلا به سندرم متابولیک میشود، اما تأثیر قابل توجهی بر غلضت HDL سرمی ندارد. بنابراین برای کاهش عوامل خطر قلبی- عروقی و بهبود شرایط متابولیک، اجرای مداخلات ورزشی بلندمدت ضروری است.
شهرزاد محسنی، محمدرضا مهاجری -تهرانی، مهناز پژمان ثانی،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: نوسانات قند خون، که بهعنوان نوسان در سطح قند خون در طول زمان تعریف میشود، به طور فزایندهای به یک عامل شناخته شده در آسیبشناسی عوارض دیابت تبدیل شده است. درحالیکه قند خون بالای مزمن با عوارض میکروواسکولار (رتینوپاتی، نفروپاتی و نوروپاتی) و ماکروواسکولار (بیماری عروق کرونر، سکتۀ مغزی و بیماری عروق محیطی) مرتبط دانسته شده است، شواهد نوظهور نشان میدهد که نوسانات قند خون یک عامل خطر مستقل برای این پیامدها است. این مطالعۀ مروری به بررسی رابطۀ بین نوسانات قند خون و ایجاد عوارض میکروواسکولار و ماکروواسکولار در دیابت پرداخت و سازِکارهای اساسی، پیامدهای بالینی و رویکردهای درمانی را برجسته کرد.
خانم سمیه حسنی، سیده مریم مشیریان فراحی، هانیه ظریف گلبار یزدی،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: این پژوهش به بررسی اثربخشی نرمافزار توانبخشی شناختی «ریهاکام» بر پنج مؤلفۀ شناختی (حافظۀ کاری، سرعت پردازش اطلاعات، توجه، نادیدهگرفتن و کارکردهای اجرایی) در بیماران مبتلا به دیابت نوع یک و دو پرداخت.
روشها: مطالعه با طرح آزمایشی پیشآزمون– پسآزمون و گروه کنترل انجام شد. ۳۰ بیمار دیابتی بهصورت تصادفی به دو گروه آزمایش (دریافتکننده نرمافزار ریهاکام، ۱۲ جلسه ۴۵ دقیقهای) و کنترل تقسیم شدند. ارزیابی عملکرد شناختی با استفاده از نرمافزار ریهاکام و پرسشنامۀ عملکردهای اجرایی بارکلی (BDEFS) صورت گرفت.
یافتهها: نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) نشان داد که مداخله بهطور کلی بر ترکیب متغیرهای وابسته تأثیر معناداری داشته است (001/0 ˂P). تحلیلهای تفکیکی (ANCOVA) نشان داد نرمافزار ریهاکام بهطور معناداری بر مؤلفههای «توجه» (0016/0=P) و «کارکردهای اجرایی» (001/0 ˂P) تأثیر مثبت داشته است. با این حال، تأثیر معناداری بر حافظۀ کاری، سرعت پردازش اطلاعات و نادیدهگرفتن مشاهده نشد.
نتیجهگیری: نرمافزار ریهاکام ابزار مؤثری برای ارتقاء مؤلفههای توجه و کارکردهای اجرایی در بیماران دیابتی است. اندازه اثر قابل توجه برای این دو مؤلفه، کاربرد بالینی آن را در برنامههای توانبخشی شناختی بیماران مزمن تأیید میکند. عدم تأثیر بر سایر مؤلفهها ممکن است به عواملی چون مدت زمان محدود مداخله، ویژگیهای نرمافزار یا ماهیت دیابت مربوط باشد که نیاز به تحقیقات آتی دارد.
امید ظفرمند، مراد حسینی، پروانه خواجه پور،
دوره 26، شماره 2 - ( 4-1405 )
چکیده
مقدمه: هدف مطالعه حاضر، اثر تمرینات تناوبی شدید بر پروفایل لیپیدی، گلوکز خون ناشتا، ترکیب بدن و Vo2max در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو یا چاق بود.
روشها: نوع پژوهش حاضر بهصورت مروری نظاممند فراتحلیل است. جستجوی سیستماتیک مقالات انگلیسی و فارسی منتشر شده از پایگاههای اطلاعاتی PubMed ،Web of Science ، Scopus، Sid و Magiran تا ژانویه سال 2024 انجام شد. تفاوت میانگین و فاصلۀ اطمینان 95% (CI) با استفاده از مدل اثر تصادفی محاسبه شد. ناهمگونی با استفاده از آزمون (I2) و سوگیری انتشار با تحلیل بصری فونل پلات و آزمون Egger بررسی شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که تمرینات تناوبی شدید سبب کاهش معنادار درصد چربی بدن ]001/0P= ،796/0- =[standard mean deference SMD))، BMI (001/0 P= ،378/0- =SMD)، WHR (002/0 P= ،424/0- =SMD)، LDL (001/0 P= ،694/0- =SMD)، TC (001/0 P= ،495/0- =SMD)، TG (001/0 P=،510/0- =SMD) و گلوکز خون ناشتا (001/0 P= ،557/0- =SMD) نسبت به گروه کنترل در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو یا چاق شد. امّا تمرینات تناوبی شدید سبب افزایش معنادار Vo2max ]001/0 P= ،997/0 =[weight mean difference (WMD) و HDL (001/0 P= ،558/0 =WMD) بیماران نسبت به گروه کنترل شد.
نتیجهگیری: براساس نتایج بهدست آمده، تمرینات تناوبی شدید قادر است بر شاخصهای متابولیکی، ترکیب بدنی و توان هوازی در افراد بیمار مبتلا به دیابت نوع دو یا چاق تأثیر مثبت داشته و وضعیت افراد مذکور را بهبود دهد. بنابراین، پیشنهاد میشود، در مراکز درمانی مربوط به بیماران دیابتی و چاق زیر نظر متخصصان ورزشی و پزشکی از اثرات سودمند تمرینات تناوبی شدید بهره جست و بهعنوان یک راهکار کمکی جهت درمان و بهبود وضعیت این افراد شد