جستجو در مقالات منتشر شده


19 نتیجه برای پوکی استخوان


دوره 25، شماره 0 - ( 7-1404 )
چکیده

پوکی استخوان به عنوان یک بیماری خاموش، با کاهش تدریجی تراکم و کیفیت استخوان‌ها منجر به شکننده شدن آنها شده و در بسیاری از مواقع تا زمان رخداد شکستگی بیصدا می ماند. در بسیاری موارد حتی پس از شکستگی نیز تشخیص داده نشده و بدون درمان باقی می ماند و خطر شکستگی های بعدی را در فرد مبتلا  بطور چشمگیری افزایش می دهد. شکستگیهای مهره ای در 75 درصد از موارد ناشناخته باقی مانده و گاها تنها با کوتاه شدن قد، خمیده شدن پشت و دردهای مزمن کمری خود را نمایش می دهند. شکستگی ها بخصوص شکستگی های لگن  با مرگ و میر بالایی بخصوص در طی سال اول پس از شکستگی همراه هستند.  
مطالعه ای که بر روی افراد بالای 50 سال در کشور انجام شده شیوع استئوپروز را در مردان حدود 22 درصد و در زنان حدود 37 درصد نشان داده است. همچنین حدود 54 درصد از مردان و 46 درصد از زنان مبتلا به استئوپنی بوده اند. در ایران پوکی استخوان سالانه حدود ۵۰ هزار سال عمر مفید جمعیت را تحت تأثیر قرار داده و سالانه تقریباً ۱۷۰ هزار مورد شکستگی ناشی از این بیماری رخ می‌دهد. ایران یکی از کشورهایی است که رشد سریع جمعیت سالمندی را تجربه می‌کند و اگر اقدامات پیشگیرانه و برنامه‌ریزی‌های لازم برای کنترل این بیماری انجام نشود، در آینده با مشکلات جدی مواجه خواهیم شد. 
برای پیشگیری از این بیماری می توان از سنین کودکی با اقداماتی نظیر رعایت رژیم غذایی سالم و انجام فعالیت بدنی کافی به ساخت توده ی استخوانی بیشتر در کودکان کمک کرد. اصلاح سبک زندگی در بزرگسالی می تواند با کمک به سلامت استخوانها، باعث پیشگیری از بروز پوکی استخوان و یا کاهش سرعت و به تعویق انداختن آن گردد. خوشبختانه با پیشرفت‌های اخیر در فناوری‌های تشخیصی و درمانی، استئوپروز اکنون به عنوان بیماری قابل تشخیص و درمان شناخته می‌شود و با درمان مناسب می‌توان تا حد زیادی از وقوع شکستگی های استئوپروتیک پیشگیری کرد. هرچند در حال حاضر تجهیزات تشخیصی در تهران و شهرهای بزرگ در دسترس است، اهمیت دارد که در مناطق محروم نیز امکانات لازم فراهم شود تا با تشخیص به موقع بتوان از مشکلات آتی جلوگیری کرد.
 
بیژن هوشمند مقدم، امیر رشیدلمیر، محمد مسافری ضیا الدینی،
دوره 24، شماره 5 - ( 10-1403 )
چکیده

مقدمه: مداخلات ورزشی می‌تواند نقشی مهمی در بهبود وضعیت متابولیکی به‌واسطۀ تنظیم هپاتوکین‌ها داشته باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر هشت هفته تمرین تناوبی طناب‌زنی بر مقادیر سرمی فتوئین A و مقاومت به انسولین در مردان جوان دارای اضافه وزن و چاق بود.
روش‏ها: در این مطالعۀ نیمه‌تجربی، 26 مرد جوان دارای اضافه وزن و چاق (نمایۀ تودۀ بدن: 66/1±24/28) داوطلبانه و به‌صورت هدفمند به‌عنوان نمونه آماری انتخاب و به شکل تصادفی در دو گروه تجربی (13 نفر) و کنترل (13 نفر) تقسیم شدند. شرکت‌کنندگان گروه تجربی به‌مدت هشت هفته (چهار جلسه در هفته/ هر جلسه 40 دقیقه) به انجام تمرین‌های تناوبی طناب‌زنی پرداختند. در ابتدا و انتهای پژوهش، نمونۀ خون وریدی برای اندازه‌گیری مقادیر فتوئین A و مقاومت به انسولین جمع‌آوری شد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخۀ 22 و با آزمون آماری تی وابسته و مستقل در سطح معناداری کمتر از 05/0 انجام شد.
یافته‌ها: بعد از انجام هشت هفته تمرین تناوبی طناب‌زنی کاهش معناداری در مقادیر سرمی فتوئین A، مقاومت به انسولین و درصد چربی بدن در گروه تجربی مشاهده شد (05/0 P≤). علاوه بر این اختلاف معناداری بین دو گروه تجربی و کنترل در مقادیر سرمی فتوئین A، مقاومت به انسولین و درصد چربی بدن مشاهده شد (05/0 P≤).
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر به‌نظر می‌رسد که انجام تمرین تناوبی طناب‌زنی منظم به‌مدت هشت هفته می‌تواند با کاهش مقادیر سرمی هپاتوکاین فتوئین A در بهبود وضعیت متابولیکی در مردان جوان دارای اضافه وزن و چاق نقش مؤثری داشته باشد.
 
فاطمه کااظمی نسب، نفیسه حسن پور،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

مقدمه: لپتین و آدیپونکتین، آدیپوکین‌هایی هستند که توسط سلول‌های چربی تولید می‌شوند و در بیماری چاقی نقش مهمی دارند. هدف مطالعۀ حاضر بررسی مقایسه اثر رژیم غذایی کم‌کالری (LCD) و تمرین ورزشی (Exe) بر لپتین و آدیپونکتین در میانسالان و سالمندان دارای اضافه وزن و چاق بود.
روش‌ها: جستجوی سیستماتیک در پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Web of Science، SID، Magiran و Google scholar برای مقالات انگلیسی و فارسی منتشر شده تا مرداد ماه سال 1402 انجام شد. اندازه اثر و فاصله اطمینان 95 درصد با استفاده از مدل اثر تصادفی محاسبه شد.
یافته‌ها: نتایج 25 مطالعه با 2063 میانسال و سالمند دارای اضافه وزن و چاق نشان داد که ترکیب تمرین ورزشی و رژیم غذایی نسبت به Exe سبب کاهش معنادار لپتین ]001/0P=  ،4/0- = [SMDو افزایش معنادار آدیپونکتین ]02/0P= ، 17/0 = [SMDدر میانسالان و سالمندان دارای اضافه‌وزن و چاق شد. در مقابل LCD نسبت به Exe سبب تغییر معنادار لپتین سرمی ]1/0P=  ،16/0- =[SMD و آدیپونکتین ]7/0P= ، 05/0 = [SMDدر میانسالان و سالمندان دارای اضافه‌وزن و چاق نشد. همچنین ترکیب تمرین ورزشی و رژیم غذایی نسبت به LCD سبب تغییر معنادار لپتین ]2/0P= ، 11/0- = [SMDو آدیپونکتین ]8/0P= ، 02/0 =[SMD در میانسالان و سالمندان دارای اضافه‌وزن و چاق نشد.
نتیجه‌گیری: پیشنهاد می‌شود میانسالان و سالمندان برای دستیابی هیپولپتینمی و هایپرآدیپونکتینمی، ترکیبی از مداخلات تمرین ورزشی و رژیم غذایی کمکالری را در سبک زندگی خود قرار دهند.
سمیه امام رضایی، وحید ولی پور ده نو، علی یاور عزیزپور فرد،
دوره 23، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده

مقدمه: عامل مغذی عصبی مشتق از مغز (BDNF) در افراد دیابتی کاهش و آسپروسین و هموگلوبین A1c (HbA1c) افزایش مییابد و ورزش میتواند این اثرات را معکوس کند، اما اثر ورزش شدید بر آسپروسین و BDNF در افراد سالمند دیابتی مشخص نیست. بنابراین، هدف مطالعۀ حاضر بررسی اثر ورزش عملکردی با شدت بالا بر سطوح آسپروسین و BDNF و ارتباط آنها با گلوکز و HbA1c مردان و زنان سالمند دیابتی بود.
روش‌ها: در این مطالعۀ نیمه تجربی، 24 مرد و زن سالمند دیابتی (سن: 84/5 ± 25/67 سال، وزن: 01/13 ± 29/70 کیلوگرم، قد: 29/10 ± 92/160 سانتیمتر) شرکت کردند. در حالت ناشتا نمونۀ خون اولیه گرفته شد. 90 دقیقه بعد، آزمودنیها ورزش عملکردی با شدت بالا را بهمدت 50 دقیقه انجام دادند. نمونۀ خونی دوم 10 دقیقه بعد از ورزش انجام شد. سطوح آسپروسین، BDNF، HbA1c و گلوکز به روش الایزا اندازهگیری شد. برای تحلیل دادهها از آزمونهای t، کوواریانس و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.
یافته‌ها: آسپروسین و BDNF در هر دو گروه بهترتیب کاهش (0005/0 >P) و افزایش یافت (0005/0 >P). بین BDNF و آسپروسین مردان و زنان سالمند دیابتی در پیشآزمون و پسآزمون تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0 <P). همبستگی منفی معناداری بین BDNF با آسپروسین، HbA1c و گلوکز و همبستگی مثبت معناداری بین آسپروسین با HbA1c و گلوکز وجود داشت (05/0 >P).
نتیجه‌گیری: ورزش با شدت بالا آسپروسین و BDNF را در مردان و زنان سالمند دیابتی بهترتیب کاهش و افزایش میدهد. همچنین، با توجه به رابطۀ منفی معنادار بین BDNF با گلوکز و HbA1c و رابطۀ مثبت معنادار بین آسپروسین با گلوکز و HbA1c بهنظر میرسد ورزش با شدت بالا با معکوس کردن تغییرات آسپروسین و BDNF، موجب بهبود احتمالی سطوح گلوکز و HbA1c میشود.
سجاد رمضانی، آمنه پوررحیم قورچی، محسن یعقوبی، رقیه افرونده، مینا رسولی،
دوره 23، شماره 2 - ( 3-1402 )
چکیده

مقدمه: در طول دهه‌های اخیر فعالیت بدنی به‌عنوان یک ابزار کمکی کلیدی در کنترل بسیاری از بیماری‌ها از جمله بیماری دیابت درآمده است. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر 8 هفته تمرین مقاومتی بر سطوح پلاسمایی پرپتین و اندوتلین 1 مردان مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روش‌ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه‌تجربی است. نمونۀ آماری این پژوهش را 38 مرد مبتلا به دیابت نوع دو تشکیل دادند که به‌صورت تصادفی به دوگروه 19 نفری تجربی و کنترل تقسیم شدند. آزمودنیهای گروه تجربی 8 هفته تمرین مقاومتی را سه جلسه در هفته با شدت متوسط اجرا کردند. 24 ساعت قبل و بعد از 8 هفته تمرین، سطوح پلاسمایی پرپتین، اندوتلین 1 و شاخص‌های مرتبط با دیابت نوع دو به روش الایزا اندازه‌گیری شد. برای بررسی تغییرات درون‌گروهی از آزمونt  همبسته و تفاوت بین‌گروهی ازآزمون t مستقل استفاده شد. جهت تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS استفاده شد (05/0P).
یافته‌ها: نتایج t همبسته نشان داد که سطوح پلاسمایی پرپتین و شاخص مقاومت به انسولین (001/0=P) و همچنین اندوتلین 1 پلاسما (001/0=P) در پس آزمون نسبت به پیش‌آزمون گروه تجربی کاهش معنی‌داری یافته است. همچنین نتایج آزمون t مستقل نیز نشان داد که سطوح پلاسمایی پرپتین وشاخص مقاومت به انسولین (001/0=P) و اندوتلین 1 (002/0=P) در پس آزمون گروه تجربی نسبت به کنترل به‌طور معنی‌داری کمتر است.
نتیجه‌گیری: باتوجه به نتایج به‌دست آمده به‌نظر می‌رسد انجام تمرین‌های مقاومتی باعث بهبود حساسیت به گلوکز از طریق کاهش پرپتین و کاهش احتمال ابتلا به فشارخون از طریق کاهش اندوتلین 1 در افراد مبتلا به دیابت نوع دو می‌شود.
شهره نادری مقام، زهرا عبداللهی، پریسا ترابی، علیرضا مهدوی هزاوه، محمد مرادی، بهزاد ولی زاده، الهه عزتی، افشین استوار،
دوره 22، شماره 5 - ( 10-1401 )
چکیده

مقدمه: کاهش رشد بروز و شیوع بیماری‌های غیرواگیر و بار این بیماری‌ها ازطریق انجام مداخلات و اتخاذ سیاست‌های لازم برای کاهش شیوع عوامل خطر رفتاری آنها شامل تغذیه ناسالم، فعالیت بدنی ناکافی و مصرف دخانیات
روش‌ها: در این مقاله مروری، مستندات و گزارش‌های موجود در وزارت بهداشت؛ برنامه‌های تدوین شده؛ توصیه‌های سازمان‌های ملی و بین‌المللی، نتایج به‌دست آمده از پایش و ارزشیابی‌های انجام شده و «سند ملی پیشگیری و کنترل بیماری‌های غیرواگیر و عوامل خطر مربوطه در جمهوری اسلامی ایران از 1394 تا 1404» بررسی و به هر یک از سه عامل خطر اصلی تغذیه ناسالم، فعالیت بدنی ناکافی و مصرف دخانیات (مصرف زیان‌بار الکل، در مقاله دیگری بررسی شده است)، به تفکیک در بخش‌های تشریح وضعیت موجود، سیاست‌ها و مداخلات اجراشده، نتایج به‌دست آمده و برنامه‌های آتی پرداخته شده است.
یافته‌ها: مداخلات و سیاست‌های به‌عمل آمده برای دستیابی به اهداف مندرج در «سند ملی پیشگیری و کنترل بیماری‌های غیرواگیر و عوامل خطر مربوطه در جمهوری اسلامی ایران از 1394 تا 1404» در حیطه تغذیه ناسالم، باعث اصلاح استانداردهای موادغذایی شده است. مداخلات در حیطه فعالیت بدنی، موجب 1/5 درصد کاهش شیوع نسبی کم‌تحرکی در جامعه و مداخلات در حیطه مصرف دخانیات، موجب کاهش کلی 44/7 درصدی در مصرف دخانیات بین افراد ایرانی بالای 18 سال شده است ولیکن کاهشی درمورد مصرف قلیان رخ نداده بلکه مصرف آن در سال 1400 نسبت به سال 1390، 28 درصد افزایش داشته است.
نتیجه‌گیری: باتوجه به یافته‌های به‌دست آمده، دستیابی کامل به اهداف مندرج در سند فوق‌الذکر حاصل نشده است، لذا باید مداخلات و سیاست‌های جدیدی توسط دست‌اندرکاران به‌کارگرفته شود.
محمد درخشنده، فرزانه تقیان، خسرو جلالی دهکردی، سید علی حسینی،
دوره 21، شماره 6 - ( 12-1400 )
چکیده

مقدمه: تجزیه و تحلیل هوش مصنوعی بر اساس مجموعه داده‌های به‌دست آمده از پایگاه دادهDisGeNET، ژن‌های مهم دخیل در فرآیند آسیب قلبی را تعیین کرد. از این‌رو، ما میل ترکیبی مولکول‌های شیمیایی و زیست فعال گیاه خارخاسک را بر روی پروتئین سیتوکرومC- محاسبه کردیم. هدف این مطالعه، تعیین اثرات هشت هفته تمرین مقاومتی همرا با مصرف عصاره‌ی خارخاسک بر سازِکار آپوپتوز در بافت قلب موش‌های صحرایی در معرض استانوزولول انجام شد.
روش ها: در این مطالعه‌ی تجربی سی و پنج موش صحرایی نر به‌صورت تصادفی به هفت گروه پنج تایی تقسیم شدند که شامل: 1- گروه کنترل، 2- موش‌های تحت تیمار با استانوزولول، 3- موش‌های تحت تیمار داروی استانوزولول و داروی گیاهی خارخاسک با غلظت 100 میلی‌گرم بر کیلوگرم، 4- موش‌های تحت تیمار داروی استانوزولول و داروی گیاهی خارخاسک با غلظت 50 میلی‌گرم بر کیلوگرم، 5- موش‌های با تمرین مقاومتی و تحت تیمار استانوزولول، 6- موش‌های با تمرین مقاومتی و تحت تیمار با داروی استانوزولول و داروی گیاهی خارخاسک با غلظت 100 میلی‌گرم بر کیلوگرم، و 7- موش‌های صحرایی با تمرین مقاومتی و تحت تیمار با داروی استانوزولول و داروی گیاهی خارخاسک با غلظت 50 میلی‌گرم بر کیلوگرم. بیان ژن‌های CRP و Cytochrome-c با تکنیکqPCR-Real Time  در بافت قلب موش‌های صحرایی اندازه‌گیری شد. در تجزیه و تحلیل بیوانفورماتیک مسیر آپوپتوز به‌عنوان فرآیند بحرانی در آسیب‌های قلبی تعریف شد. همچنین، اثرات خارخاسک و استانوزولول در بافت قلب از طریق مسیر آپوپتوز با مدل‌سازی فارماکوفور و اتصال مولکولی تشخیص داده شد.
یافته ها: تمرینات مقاومتی همراه با مصرف عصاره‌ی خارخاسک با غلظت 100 میلی‌گرم بر کیلوگرم سبب کاهش میزان بیان ژن‌های CRP  وcytochrome-c گردد. همچنین، مصرف میزان دوز 100 میلی‌گرم بر کیلوگرم عصاره‌ی خارخاسک می‌تواند بر روی عملکرد ورزشکاران مقاومتی اثرات مفیدی نسبت به دوز 50 میلی گرم بر کیلوگرم داشته باشد.
نتیجه‌گیری: از سویی، با توجه به اثرات مفید خارخاسک نشان داده شد که این زیست فعال گیاهی می‌تواند خطرات قلبی را از طریق بهبود آپوپتوزومی و التهاب کاهش دهد.
راضیه قریب، علی خطیبی،
دوره 21، شماره 5 - ( 11-1400 )
چکیده

مقدمه: گلایکه شدن، اتصال غیرآنزیمی بین گروه کربونیل قندها با گروه‌های آمین پروتئین‌ها است که این فرآیند منجر به ایجاد تغییرات ساختاری و عملکردی در پروتئین‌ها می‌گردد. محصولات نهایی فرآیند گلایکه شدن پیشرفته  (Advanced glycation end-product ,AGEs) آخرین مرحله در این فرآیند است که ماهیتی به شدت اکسیدکننده و طبیعتی بسیار تخریبی دارد و عوارض زیادی را برای بیماران دیابتی ایجاد می‌کند.
روش‌ها: در این تحقیق اثر 3- بتا- هیدروکسی بوتیرات یا به عبارتی تأثیر روزه‌داری بر فرایند گلایکه شدن آنزیم کربنیک انیدرازII  انسانی در شرایط فیزیولوژیکی (دمای 37 درجه‌ی سانتی‌گراد و pH معادل 4/7) با استفاده از روش‌های مختلف طیف سنجی فرابنفش- مرئی (UV-Vis)، فلوئورسانس و دو رنگ نمایی چرخشی (CD) مورد بررسی قرار گرفت. بدین‌منظور نمونه‌های مختلف آنزیم کربنیک انیدراز II انسانی کنترل (بدون گلوکز و 3- بتا- هیدروکسی بوتیرات)، آنزیم در حضور گلوکز تنها، آنزیم در حضور 3- بتا- هیدروکسی بوتیرات تنها و آنزیم در حضور گلوکز و 3- بتا هیدروکسی بوتیرات به‌مدت 35 روز تیمار گردید.
یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد که 3- بتا- هیدروکسی بوتیرات، که در زمان روزه‌داری به مقدار بسیار زیاد در بدن افزایش می‌یابد، به‌عنوان مهارکننده‌ی فرایند گلایکه شدن عمل کرده و منجر به کاهش عوارض اتصال قند به آنزیم می‌گردد و از تشکیل AGEs جلوگیری می‌کند و مانع تغییر فعالیت سینتیکی آنزیم می‌شود.
نتیجه‌گیری: روزه‌داری می‌تواند با افزایش چشمگیر در میزان تولید 3- بتا- هیدروکسی بوتیرات به‌عنوان یک مهارکننده‌ی فرایند گلایکیشن، نقش مهمی را در حفظ سلامت بدن و رفع عوارض بسیاری از بیماری‌ها از جمله دیابت ایفا کند.
ژاله شادمان، فرشاد شریفی، محبوبه ابراهیم پور، مولود پیاب، سید مسعود ارزاقی، حسین فخرزاده،
دوره 20، شماره 1 - ( 11-1399 )
چکیده

مقدمه: شناسایی عوامل خطر سلامت سالمندان و نیز طراحی مداخلاتی در جهت ارتقاء سلامت سالمندان از اولویت‌های سیستم خدمات بهداشتی- درمانی در دنیای کنونی است که در قدم اول نیازمند ارتقاء دانش علمی در زمینه‌ی مشکلات سلامتی سالمندان است.
روش‌ها: در این مطالعه‌ی مروری که در سال 1399 انجام شده است، تمام مطالعاتی که با کلید واژه‌ی سالمندی یا بیمارهای مرتبط با سالمندی نظیر آترواسکلروز، پوکی استخوان، دیابت، دمانس، فریلتی، اختلالات شناختی، عملکرد روزمره زندگی، وضعیت تغذیه‌ای با وابستگی سازمانی مرکز تحقیقات علوم غدد و متابولیسم و یا مرکز تحقیقات سلامت سالمندان دانشگاه علوم پزشکی تهران بدون محدودیت زمانی در بانک های اطلاعاتی PubMed Web of Science, Scopus, و موتور جستجوی گوگل اسکالر مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته‌ها: در مجموع 115 مقاله با این کلمات کلیدی یافت شد که با بررسی نحوه‌ی نمونه‌گیری، روش کار، آنالیز داده‌ها و نیز حذف داده‌های مشابه در نهایت 63 مقاله مورد استفاده قرار گرفت.
نتیجه‌گیری: در این راستا، مرکز تحقیقات سلامت سالمندان مطالعات متعددی در جهت بومی‌سازی ابزارهای ارزیابی سلامت سالمندان، شناسایی بیمارهای شایع سالمندی، شیوع و بار بیماری‌ها و سندرم‌های سالمندی و طراحی چندین مطالعه‌ی مداخله‌ای در قالب سه مطالعه‌ی بزرگ شامل مطالعه‌ی سالمندان کهریزک، مطالعه‌ی سلامت سالمندان بوشهر و مطالعه‌ی طولی سالمندی بیرجند انجام داده است که در این مطالعه‌ی مروری مورد بحث قرار گرفته است.
فاطمه بندریان، نازلی نمازی، محمد پژوهی، محمدرضا امینی، ندا مهرداد، باقر لاریجانی،
دوره 20، شماره 1 - ( 11-1399 )
چکیده

پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم (EMRI) در سال 1372 تأسیس شد. EMRI از ابتدا مرحله به مرحله پیشرفت کرد و در 25 سال گذشته به بلوغ خود رسید. EMRI در جنبه‌های مختلف از جمله منابع انسانی و زیرساخت‌ها (آزمایشگاه‌ها و فن‌آوری‌های جدید) گسترش یافته، پیشرفت کرده و در تحقیقات غدد درون ریز رتبه اول کشور را کسب کرده است. همچنین با سازمان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی مانند سازمان جهانی بهداشت (WHO)، بنیاد بین‌المللی پوکی استخوان (IOF) و انجمن غدد درون ریز بالینی آمریکا (AACE) همکاری کرده است. این مقاله مروری بر فعالیت‌های EMRI طی یک ربع قرن دارد.
آزاده آل طاها، مریم اعلا، اکبر سلطانی، باقر لاریجانی،
دوره 20، شماره 1 - ( 11-1399 )
چکیده

مقدمه: در این مطالعه به شناسایی الگوهای به اشتراک‌گذاری اطلاعات بین مجلات پزشکی مبتنی بر شواهد برای تعیین حوزه‌های اصلی این حیطه و ارائه‌ی افق علمی برای بهبود نشر پژوهش‌های حوزه‌ی پزشکی مبتنی بر شواهد در ایران و شناسایی روند موضوعی حوزه‌ی پزشکی مبتنی بر شواهد مرکز پزشکی مبتنی بر شواهد پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران پرداخته شده است.
روشها: این مطالعه از نوع مطالعات توصیفی-مقطعی با رویکرد علم‌سنجی است. جامعه‌ی آماری شامل 121 مدرکی است که در سال‌های 2004 تا 2019 در پایگاه داده‌ی Scopus نمایه شده‌اند، منتشر شده است. ترسیم شبکه‌ی هم‌رخدادی واژگان و شبکه‌های هم‌نویسندگی با کمک نرم‌افزار VOS Viewer انجام شد.
یافته‌ها: مجله‌ی دیابت و اختلالات متابولیک شامل مجموعه‌ی بزرگی از اطلاعات مربوط به پزشکی مبتنی بر شواهد است و مطالب آن به‌طور گسترده در بسیاری از مجلات در ایران ذکر شده است. بررسی شبکه‌ی همکاری نویسندگی مشترک نشان داد که از 121 مقاله در حوزه‌ی پزشکی مبتنی بر شواهد از 191 نویسنده، اکبر سلطانی بیشترین استناد را در پژوهش‌های حوزه‌ی پزشکی مبتنی بر شواهد دارد و به‌عنوان فردی پیشگام در این حوزه به شمار می‌روند. سهم علمی مجله‌ی دیابت و اختلالات متابولیک به پزشکی مبتنی بر شواهد در حوزه‌های کنترل و درمان بیماری است. مرکز تحقیقات پزشکی مبتنی بر شواهد بیشتر در زمینه‌هایی مانند آموزش، درمان و تحقیقات، طبابت بالینی مبتنی بر شواهد، سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد و بهبود استدلال بالینی و تفکر بالینی متمرکز شده است. در شبکه‌ی هم‌رخدادی واژگان، بیشترین تولیدات علمی در پوکی استخوان بود. مجله‌های اصلی که بیشترین انتشار را داشتند، مجله‌ی دیابت و اختلالات متابولیکی (GDMD) بود. پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم دارای مجموعه‌ای گسترده از مقالات مرتبط با پزشکی مبتنی بر شواهد است که به‌طور گسترده در 171 سازمان در ایران مورد استناد قرار گرفته‌اند.
نتیجهگیری: در بحث مشارکت علمی، شبکه‌ی هم‌نویسندگی پزشکی مبتنی بر شواهد در ایران شامل 191 نویسندهی اصلی، در 23 طبقه‌بندی مختلف موضوعی است، که نویسندگان هسته در این شبکه را اکبر سلطانی، باقر لاریجانی، شیرین حسنی رنجبر، آرش معیری، آرش حسین‌نژاد، ایرج نبی‌پور، رامین حشمت، حمیده موسی‌پور، آزاده آل‌طه، محبوبه خباز مافی‌نژاد تشکیل داده‌اند. همچنین حیطه‌های موضوعی تخصصی پزشکی مبتنی بر شواهد به‌طور گسترده‌ای به سایر زمینه‌های پزشکی مانند پوکی استخوان و چاقی مرتبط است که از طبابت بالینی مبتنی بر شواهد به مدیریت مبتنی بر شواهد تغییر کرده است.
مرضیه هادوی، باقر لاریجانی، مصطفی قربانی، بابک عشرتی،
دوره 14، شماره 5 - ( 4-1394 )
چکیده

مقدمه: استئوپروز شایع‌ترین بیماری متابولیک استخوان است که‌ با کاهش توده استخوانی ‌و افزایش شکنندگی آن ‌همراه می‌باشد. هدف ‌از مطالعه حاضر مقایسه شیوع استئوپروز‌ و دیسکوردنس تراکم استخوانی ستون فقرات با فمور در مردان بالای 50 سال و زنان یائسه در فاز1و3 آیموس‌و بررسی برخی از فاکتورهای ‌دخیل می‌باشد.

روش‌ها: پژوهش حاضر یک‌ مطالعه توصیفی-تحلیلی است که براساس اطلاعات مطالعات فاز 3 آیموس در شهرهای اراک و سنندج و‌ فاز 1 آیموس در شهرهای تهران، مشهد، تبریز، شیراز و‌ بوشهر انجام شده است. تعداد مردان بالای 50 سال و زنان یائسه به‌ترتیب در فاز 1 آیموس 868 و 685 نفر و در فاز 3 آیموس 295و397 نفر بودند که ‌به‌صورت خوشه‌ای و تصادفی انتخاب شده‌اند. دانسیتومتری در ناحیه ستون فقرات و ران انجام گرفته ‌‌است.

یافته‌ها: شیوع استئوپروز واستئوپنی در فاز ‌3 آیموس در مردان بالاتر از50 سال به‌ترتیب 32 و50 درصد بیشتر از‌ فاز 1 آیموس 28 و3/ 49درصد بود که‌البته تفاوت آماری معناداری نداشت. در زنان یائسه در فاز 3 آیموس شیوع استئوپروز و‌ استئوپنی در مقایسه با فاز1تفاوتی نداشت. شیوع دیسکوردنس تراکم استخوانی ستون فقرات با فمور نیز در مردان بالاتر از50 سال ‌و ‌زنان یائسه‌ در فاز3 و1 تفاوتی نشان‌ نداد در آنالیز رگرسیون لوجستیک  (Logistic Regression)در هر دو گروه نمایه توده بدنی بالا و انجام ورزش در برابر استئوپنی‌ و‌ استئوپروز اثر محافظتی داشتند.

نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد شیوع استئوپروز در‌ گروه مردان‌ با شیب بیشتری ‌در حال افزایش‌است. تغییر شیوه زندگی‌ و ‌در راس آن فعالیت بدنی و تغذیه می‌تواند نقش مهمی در پیشگیری از پوکی استخوان داشته باشد و‌ با توجه به شیوع دیسکوردنس ستون فقرات ‌و ‌فمور کماکان سنجش تراکم استخوان در دو سایت مختلف ضروری به‌نظر می‌رسد.


معصومه نورانی، باقر لاریجانی، رامین حشمت،
دوره 11، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده

Normal 0 false false false مقدمه: هورمون پاراتیروئید انسانی از جمله داروهای نوینی است که در درمان استئوپروز مورد استفاده قرار می‌گیرد ولی دارویی گران محسوب می‌شود، از این رو تلاش‌هایی برای ساخت آن در کشور انجام شده است. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثرات درمانی فرم نوترکیب PTH ساخت داخل کشور در مقایسه با نوع تجاری آن بوده است.
روش‌ها: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سوکور در مبتلایان به استئوپروز شدید می‌باشد که به صورت دو گروه موازی هم انجام شد (Randomized Double-blind Parallel Design Clinical Trial). این کارآزمایی از نوع مطالعات Equivalence oninferiority می‌باشد. معیارهای ورود بیماران دارای شرایط درمان شامل زنان یائسه 75-45 ساله مبتلا به استئوپروز بوده که استئوپروز و شدت آن در سنجش تراکم استخوان به روش DEXA و نیز شرح حال ثابت شده باشد. بیمارانی که در طی 12 ماه قبل از شروع مطالعه حداقل به مدت 4 هفته سابقه مصرف داروهای مهارکننده بازجذب استخوان داشته و یا در حال حاضر داروهایی مصرف می‌کردند که با متابولیسم استخوان تداخل دارد از مطالعه خارج شدند. بیماران در هر دو گروه روزانه تک دوز PTH نوترکیب (34-1) داخلی یا تجاری را به صورت زیر جلدی به مدت 6 ماه دریافت کردند. بررسی مقایسه تاثیر دو دارو از اندازه‌گیری بیومارکرهای جذب و تشکیل استخوان (CTX,NTX,P1NP,C1CP,BSAP,OC) در شروع مطالعه و ماه‌های 1، 3 و 6 استفاده شد و علاوه بر آن از اطلاعات مربوط به سنجش تراکم استخوان در مقاطع زمانی قبل از درمان و شش ماه پس از درمان در یک مرکز مشخص و ثابت و با یک دستگاه و تکنیک مشابه به روش DEXA جمع‌آوری شده و T-Score های مربوط به مهره‌های کمری، گردن فمور و توتال هیپ به عنوان نقاط هدف درمان و مقایسه در نظر گرفته شدند. برای هر فرد نیز پرسشنامه‌ای شامل اطلاعات دموگرافیک و عوامل خطر کاهش تراکم استخوان تکمیل گردید.
یافته‌ها: در مجموع 46 بیمار، 24 نفر در گروه A و 22 نفر در گروه B وارد مطالعه شدند. در هر دو گروه مطالعه بیومارکرهای استخوانی شروع به تغییر نمودند با این حال تفاوتی در بین دو گروه مشاهده نشد. از نظر عوارض جانبی نیز تفاوتی بین دو گروه وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد که PTH ساخت داخل کشور می‌تواند به صورت موثر و مطمئنی به جای نوع خارجی آن مورد استفاده قرار گیرد.


آرش حسین‌نژاد، حوریه ثقفی، مظاهر رحمانی، بهنود برادران نویری، باقر لاریجانی،
دوره 8، شماره 2 - ( 10-1387 )
چکیده

مقدمه: پوکی استخوان و شکستگی‌های ناشی از آن به همراه بیماری‌های قلبی عروقی، هر دو از جمله بیماری‌های قابل پیشگیری هستند که سالیانه هزینه‌ زیادی را بر  نظام سلامت کشور تحمیل می‌کنند. هدف از انجام این مطالعه، پیدا کردن رابطه‌ احتمالی بین سطح خونی انواع لیپیدهای خون و واگردش استخوانی در زنان پیش و پس از یائسگی بود.

روش‌ها: 279 نفر از زنانی که برای بررسی وضعیت استخوانی به مرکز سنجش تراکم استخوان ارجاع داده شده بودند، از لحاظ سطح سرمی پروفایل لیپیدها، استئوپروتگرین و لیگاند گیرنده فعال کننده‌ فاکتور هسته‌ای(NF - KB) KB   (RANKL) ارزیابی شدند.

یافته‌ها: ارتباط معکوس معنی داری میان کلسترول تام سرم و تراکم استخوانی مهره‌های L2 - L4 (02/0 = P و 152/0- = r) و همچنین T - score مهره های4L - 2L (02/0 = P و 151/0- = r) وجود داشت. LDL-C نیز به طور معکوس با تراکم استخوانی مهره‌های 4L - 2L (007/0 = P و 184/0- = r)، T - score در 4L - 2L (007/0 = P و 184/0- = r) و Z-Score  مهره های 4 L - 2L (04/0 = P و 134/0- = r) رابطه داشت. اما هیچ رابطه‌ای میان تری‌گلیسرید و HDL - C با پارامترهای تراکم استخوان مهره‌های کمری یافت نشد. اگر چه 5/35% از زنانی که mg/dL 130 > LDL داشتند از نظر سطح سرمی RANKL بالای صدک 75 بودند، اما این میزان در بین زنان با mg/dL 130 < LDL تنها 7/18% بود (39/2 = Odds Ratio و 01/0 = P 6/4 - 24/1 : 95%  CI). استئوپروتگرین رابطه‌ای با LDL - C نداشت. در آنالیز یک متغیره، LDL مستقل از سن  رابطه‌ معنی داری با RANKL داشت (02/0 = P).

نتیجه‌گیری: از آنجایی که RANKL  یک نشانگر استخوانی است که تخریب استخوان را نشان می‌دهد، یافته‌ مطالعه ما می‌تواند بیانگر اثر مخرب احتمالی LDL - C بر متابولیسم استخوان باشد.

  


فرانک شریفی، نیلوفر احمدی مقدم، نورالدین موسوی نسب،
دوره 5، شماره 2 - ( 6-1384 )
چکیده

ازآنجـاکه پوکی استخوان یکی از عوارض مهم دوران یائسگی است ، شناخت عوامل خطر آن دارای اهمیت ویـژه ای است. ارتبــاط دیابت نوع 1 با پوکی استخـوان در مطالعات زیادی مسجل شده است . ولی اطلاعات در مورد تراکم استخوان در دیابت نوع 2 متفاوت و یا متناقض است . مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه دیابت نوع 2 و میزان کنترل قند خون با تراکم استخوان در زنان یائسه در شهر زنجان و در سال 1382 انجام شد .
روش‌ها: در این مطالعه مورد شاهدی ، 40 زن یائسه دیابتی به همراه 40 زن یائسه غیر دیابتی که از نظر سن ، طول مدت یائسگی و نمایه توده بدنی با گروه اول همگون شده بودند، مورد سنجش تراکم استخوان با روش DXA قرار گرفتند. هیچ کدام از افراد مورد مطالعه ، دارای عوامل خطر اضافی به جز یائسگی برای پوکی استخوان نبودند . میزان کلسیم، فسفر و آلکالین فسفاتاز سرم در تمام افراد اندازه‌گیری شد و افراد با اختلال در این نشان‌گرها حذف شدند . سطح استرادیول سرم نیز در تمام افراد اندازه گیری شد واطلاعات بدست آمده به وسیله روش های آماری t-test ،کای اسکوار و آنالیز واریانس و محاسبه correlation و رگرسیون چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند .
یافته‌ها: فراوانی استئوپنی و استئوپروز در نواحی سه گانه مهره‌های کمری ،فمور و ساعد در گروه افراد دیابتی با افراد غیردیابتی تفاوت معنی داری نداشت .میانگین تراکم استخوان در ناحیه گردن ران در افراد دیابتی حتی بیشتر از افراد سالم بود (013/0P=) . طول مدت یائسگی در هر دو گروه با تراکم استخوان ارتباط معنی دار و معکوسی داشت (01/0P<). ارتباطی بین سطح استرادیول سرم وتراکم استخوان در هر دو گروه یافت نشد . در افراد دیابتی ارتباط معکوس و معنی داری بین سطح Hb A1C با تراکم استخوان در مهره های کمری وجود داشت (01/0P=).
نتیجه‌گیری: پوکی استخوان را نمی توان یک عارضه دیابت نوع 2 محسوب کرد . لذا انجام اقدامات تشخیصی و درمانی برای پوکی استخوان در بیماران دیابتی نوع 2 می بایستی مورد به مورد و براساس وجود سایر عوامل خطر پوکی استخوان باشد .


آرش حسین‌نژاد، باقر لاریجانی، محمد پژوهی، حسین ادیبی، ژیلا مقبولی،
دوره 3، شماره 1 - ( 2-1383 )
چکیده

مقدمه: گزارشهای متناقضی درباره اثر دیابت نوع2 و شیوه زندگی افراد دیابتی بر میزان تراکم معدنی استخوان وپوکی استخوان وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین دیابت نوع2 و تراکم استخوان و آثار شیوه زندگی در این ارتباط در خانم‌ها در دوران قبل و بعد از یائسگی می‌باشد.
روشها: این مطالعه به‌صورت مقطعی برروی 20 نفر دیابتی و 57 نفر غیردیابتی در دوران قبل از یائسگی و 126 نفر دیابتی و 315 نفر غیر دیابتی در دوران یائسگی انجام شد. افراد مورد مطالعه خانمهای مراجعه‌کننده به بخش سنجش تراکم استخوان مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند. سنجش تراکم استخوان در مناطق ستون مهره‌ها (مهره های دوم تا چهارم کمری) و لگن (سر استخوان ران) با روش DXA انجام شد معیارهای خروج از مطالعه ابتلا به اختلالات هورمونی و غدد درون‌ریز، روماتولوژی یا بیماری مزمن در هر دو گروه بود. افراد دیابتی و غیردیابتی از لحاظ سن و شاخص توده بدن (BMI) در هر دو گروه قبل و بعد از یائسگی همسان شدند.
یافته‌ها: در مجموع 146 نفر مبتلا به دیابت و 372 نفر غیردیابتی بین سنین 40 تا 81 سال بررسی شدند. در دوران قبل از یائسگی تراکم معدنی استخوان در دو گروه دیابتی و غیردیابتی اختلاف معنی‌داری نداشت. در دوران بعد از یائسگی تراکم معدنی استخوان در ستون مهر‌ه‌های کمری در گروه دیابتی بالاتر از گروه غیردیابتی بود. تراکم معدنی استخوان در همه گروه‌ها با افزایش سن کاهش می‌یافت و با شاخص توده بدن ارتباط داشت. پس از تطبیق سن و شاخص توده بدن، اثر شیوه زندگی بر تراکم معدنی استخوان ارزیابی شد. شاغل بودن در دوران بعد از یائسگی اثر مثبتی بر میزان تراکم معدنی استخوان داشته است. مصرف لبنیات با افزایش تراکم معدنی استخوان در افراد دیابتی همراه بوده است. مصرف سیگار ارتباط معنی‌داری با تراکم استخوان نشان نداد.
نتیجه‌گیری: به‌نظر نمی‌رسد که پوکی استخوان و کاهش تراکم استخوان از مشکلات دیابت نوع 2 باشد. در خانمهای دیابتی در سنین یائسگی مصرف لبنیات و فعالیت بدنی برای پیشگیری از پوکی استخوان توصیه می شود.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb