84 نتیجه برای بیمار
مجتبی ملک، راهب قربانی، علی رشیدپور، رحیمه اسکندریان،
دوره 9، شماره 1 - ( 9-1388 )
چکیده
مقدمه: بیماریهای عروق کرونری از مهمترین و قابل پیشگیریترین عوامل مرگ و میر جامعه امروزی محسوب میگردند و هیپرلیپیدمی از مهمترین علل بروز بیماریهای قلبی است. در این بین، سندرم تریگلیسرید بالا HDL پایین یک عامل خطرساز قوی برای انفارکتوس قلبی و مرگ در اثر بیماری عروق کرونری میباشد. با توجه به اهمیت این سندرم و عدم بررسیهای لازم در این مورد، مطالعهای با هدف بررسی شیوع این اختلال در استان سمنان انجام شد تا زمینه ساز اقدامات کاربردی لازم دراین راستا باشد.
روشها: این مطالعه اپیدمیولوژیک به صورت مقطعی در سال 1384 و با شرکت 3799 نفر از افراد 70-30 ساله جامعه شهری و روستایی استان سمنان انجام شد. نمونهگیری به روش مرحلهای و در شهرستانهای سمنان، دامغان، شاهرود و گرمسار انجام شد. جمعآوری دادهها از طریق تکمیل پرسشنامه انجام گرفت. سپس با راهنمایی قبلی، آزمایشها پس از با ناشتایی 12 ساعته انجام شد.
یافتهها: میانگین سنی نمونهها 2/10±41 سال و 6/44 درصد آنها مرد بودند. سندرم HDL پایین و تری گلیسرید بالا در 5/15 درصد موارد دیده شد. شانس ابتلا به این سندرم در زنان حدود 7 برابر مردان بود. شیوع این سندرم با سن ارتباط داشت و در افراد 60 ساله یا بالاتر، حدود 8/1 برابر افراد کمتر از40 سال شانس ابتلا به این سندرم را داشتند. هم چنین شانس ابتلا به این سندرم در افراد چاق 91/1 برابر افراد سالم بود. شیوع این سندرم در ساکنین شهر و روستا تفاوت معنیدار نداشت.
نتیجهگیری: براساس نتایج این بررسی سندرم تریگلیسرید بالا HDLپایین در استان سمنان شایع میباشد. انجام آزمایشهای فوق در افراد جامعه یک اقدام بهداشتی ضروری بوده و نیاز به برنامههای پیشگیری در این زمینه دارد.
علیرضا استقامتی، نسرین منصورنیا، منوچهر نخجوانی، محمدعلی منصورنیا، عبدالرحیم نیک ضمیر، عباس یوسفیزاده، رضا صفری،
دوره 9، شماره 2 - ( 9-1388 )
چکیده
مقدمه: آدیپونکتین، پروتئین پلاسمایی میباشد که به میزان فراوان از آدیپوسیتها ترشح میشود. این ماده علاوه بر افزایش حساسیت به انسولین، اثرات محافظت کننده بر روی عروق و میوکارد دارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط پلیمورفیسم ژن آدیپونکتین در موقعیتG >T 276+ با بیماری عروق کرونر در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 میباشد.
روشها: تعداد 241 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 وارد مطالعه شدند.گروه مورد شامل114 بیمار با سابقه انفارکتوس حاد میوکارد و یا کاهش مساوی یا بیش از 50% قطر حداقل یکی از عروق اصلی کرونر در آنژیوگرافی عروق کرونر بودند. همچنین گروه شاهد را افراد با سن بیش از 35 سال بدون علایم و شواهد ایسکمی در EKG به همراه تست ورزش طبیعی تشکیل دادند.
یافتهها: بین پلی مورفیسم ژن آدیپونکتین در موقعیتG >T 276+ با بیماری عروق کرونر ارتباط قابل توجه وجود داشت. موتاسیون آلل G نسبت به T، شانس بیماری عروق کرونر را کاهش داد (نسبت شانس تعدیل یافته برابر با 39/0، فاصله اطمینان 95%: 68/0-22/0، 001/ P <).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که پلی مورفیسم ژن آدیپونکتین در موقعیتG >T 276+ با بیماری عروق کرونر ارتباط دارد.
فهیمه حقیقت دوست، فاطمه زریباف، احمد اسماعیلزاده، لیلا آزادبخت،
دوره 9، شماره 3 - ( 5-1389 )
چکیده
گذر تغذیهای و اپیدمیولوژیکی در جهان با افزایش مرگ و میر ناشی از بیماریهای غیر واگیر و همچنین بروز این بیماریها همراه است، به طوری که پیشبینی میشود در پانزده سال آینده، بیماریهای قلبی- عروقی اولین علت مرگ در جهان خواهند بود. در کشور ما نیز با افزایش میزان انرژی در دسترس افراد، گذر تغذیهای به وقوع پیوست که درپی آن غلات تصفیه شده، کربوهیدراتهای تصفیه شده، روغنها و چربیها، نقش حائز اهمیتی در افزایش انرژی در دسترس بر عهده داشتهاند. به دنبال این تغییرات، شیوع چاقی در کشور افزایش یافته است و مطالعات حاکی از شیوع بالای چاقی شکمی بین زنان و مردان ایرانی است. علاوه بر این، در سالهای اخیر با افزایش شیوع بیماریهای مزمن همچون دیابت و بیماریهای قلبی- عروقی در کشور مواجه بودهایم که هزینههای درمانی کلانی را نیز به خود اختصاص دادهاند. طبق بررسیهای انجام گرفته، گروه غلات که بخش اعظم رژیم ایرانیان را تشکیل میدهند، در بین گروههای غذایی کمترین تنوع را دارا میباشند. از سوی دیگر مطالعات متعددی نشان دادهاند که رژیم غذایی 73% از ایرانیان نیاز به اصلاح و تغییر دارد. گزارشهای مربوط به ارتباط دریافتهای غذایی و بیماریهای مزمن حاکی از ارتباط معکوس بین مصرف غلات کامل و سندرم متابولیک، دور کمر هیپرتریگلیسریدمیک، دیابت، بیماریهای قلبی- عروقی و نشانگرهای التهابی میباشند. لذا با توجه به پیامدهای سلامتی و اقتصادی الگوی غذایی سالم و بیماریهای مزمن، بر آنیم تا در مقاله حاضر به ارتباط مصرف غلات کامل با بیماریهای مزمنی همچون بیماریهای قلبی- عروقی، پرفشاری خون، دیابت، سندرم متابولیک و سطح نشانگرهای التهابی بپردازیم.
سید علیرضا مهاجرانی، محمدرضا خرمیزاده، عزیز قهاری، باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 3 - ( 5-1389 )
چکیده
مقدمه: بسیاری از بیماران دیابتی با عوارض قلبی عروقی این بیماری نیز دست به گریبانند که شاید یکی از دلایل اصلی آن، تأثیر قند بالا بر روی آنزیم ۱۴-۳-۳ باشد. این آنزیم تغییرات ماتریکس بین سلولی را رهبری میکند. هدف از این مطالعه ارزیابی امکان وجود تفاوت سطح سرمی این آنزیم در افراد دیابتی و غیر دیابتی است.
روش: این تحقیق از نوع مورد- شاهدی بوده و بین دو گروه ۱۸ نفره دیابتی و غیر دیابتی از بیماران کاندید عمل CABG انجام شده است. میزان ترشح آنزیم ۱۴-۳-۳ در دو گروه با کمک روش Western blot انجام شد.
یافتهها: ارزیابی میزان ترشح سرمی ۱۴-۳-۳ به عنوان عامل محرک بسیاری از اتفاقات ماتریکس بین سلولی، نشان داد که در صورت وجود قند خون بالا، میزان این آنزیم هم بالا خواهد بود و این اختلاف معنیدار است. در واقع عدم کنترل قند خون بر روی سطح سرمی این آنزیم تأثیرگذار بود.
نتیجهگیری: در این مطالعه نشان داده شد که علاوه بر تغییرات غلظت آنزیم ۱۴-۳-۳ در بافتهای بیماران دیابتی، سطح سرمی این آنزیم نیز نسبت به افراد غیر دیابتی بالاتر است و به نظر میرسد علاوه بر اهمیت غلظت یا سطح درون بافتی ۱۴-۳-۳، باید به سطح سرمی این آنزیم و تأثیر سیستمیک آن نیز توجه نمود.
نوشین فهیمفر، فرزاد حدائق، داود خلیلی، فرهاد شیخالاسلامی، فریدون عزیزی،
دوره 9، شماره 4 - ( 6-1389 )
چکیده
مقدمه: طبق مطالعات انجام گرفته در غرب، خطر دیابت برای بروز بیماری عروق کرونر قلب (CHD) معادل با خطر داشتن سابقه CHD است. آیا در یک جمعیت ایرانی با شیوع بالای دیابت، باز هم این دو خطر یکسانی را برای بروز CHD ایجاد میکنند؟
روشها: جمعیت مورد مطالعه یک هم گروه شامل 2267 مرد و 2931 زن 30 ساله و بالاتر بودند که با میانه معادل 5/7 سال پیگیری شدند. خطر بروز CHD با استفاده از مدل خطرات متناسب کاکس برای افراد دیابتی بدون سابقه CHD (دیابت+/ بیماری قلبی-) و نیز افراد دارای سابقه CHD بدون دیابت (دیابت-/ بیماری قلبی+) محاسبه گردید.
یافتهها: پس از تعدیل سن و سایر عوامـل خطر معمول و مقایسه با گروه فاقد دیابت و سابقـــه CHD (دیابت-/ بیماری قلبی-)، نسبت خطر (HR) برای گروه "دیابت+/ بیماری قلبی-" معادل (60/2-15/1 :فاصله اطمینان 95%) 73/1 و برای گروه "دیابت-/ بیماری قلبی+" معادل (10/3-45/1:فاصله اطمینان 95%( 12/2 در مردان و این ارقام در زنان به ترتیب (97/6-74/2) 37/4 و (20/8-17/3) 10/5 بود. پس از تعدیل سن و جنس و سایر عوامل خطر گروه "دیابت-/ بیماری قلبی+" در مقایسه با "دیابت+/ بیماری قلبی-" دارای HR برابر (28/0=P ،61/1-87/0) 19/1 بود و در مقایسه دو گروه به تفکیک دیابت تحت درمان و دیابت تازه تشخیص داده شده این اعداد به ترتیب (65/0=P ،35/1-62/0) 91/0 و (07/0= P ،03/2-98/0) 41/1 محاسبه گردید.
نتیجهگیری: خطر بروز CHD در دیابتیها معادل خطر بروز CHD در افراد با سابقه قبلی CHD میباشد و این موضوع تاکید جدی بر لزوم اقدامات سریع و جدی در پیشگیری از حوادث قلبی عروقی در بیماران دیابتی را به همراه دارد.
سعیده بزازیان، محمدعلی بشارت، اسداله رجب،
دوره 10، شماره 2 - ( 10-1389 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
MicrosoftInternetExplorer4
مقدمه: تحقیقات مختلف نقش سبکهای
دلبستگی و ادراک بیماری را در رابطه با شاخصهای سازگاری با بیماریهای مزمن بررسی
کردهاند. سبک دلبستگی به رابطه عاطفی بین کودک و اولین مراقب اشاره دارد که پایه
روابط بعدی را شکل میدهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین سبکهای دلبستگی و ادراک بیماری با بهزیستی
روانشناختی و هموگلوبین گلیکوزیله در بیماران مبتلا به دیابت نوع 1 انجام شده است.
روشها: نمونه پژوهش شامل 300 نفر
(172 دختر و 128 پسر، سنین 18- 30 سال) از بیماران عضو انجمن دیابت ایران بودند.
از شرکت کننده ها خواسته شد مقیاس دلبستگی بزرگسال (AAS)، مقیاس ادراک بیماری (IPQ) و زیر مقیاس بهزیستی روانشناختی پرسشنامه
سلامت روانی (MHI-28) را تکمیل کنند.
هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) از نتایج آخرین آزمایش
بیماران استخراج شد.
یافتهها: نتایج همبستگی پیرسون نشانگر
رابطه معنادار بین متغیرهای پیش بین و ملاک بود. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون گام
به گام نشان داد پاسخ عاطفی به بیماری، پی آمدها، و سبکهای دلبستگی ایمن، دوسوگرا
و اجتنابی تبیین کننده واریانس بهزیستی روانشناختی در بیماران مبتلا به دیابت نوع
1 بودند. همچنین شناخت بیماری، ماهیت بیماری و سبک دلبستگی ایمن، در حد قابل قبولی
واریانس هموگلوبین گلیکوزیله را در بیماران مبتلا به دیابت نوع 1 تبیین میکنند.
نتیجهگیری: بر اساس یافتهها، زیرمقیاسهای ادراک بیماری میتواند رابطه بین سبکهای
دلبستگی، بهزیستی روانشناختی و هموگلوبین گلیکوزیله را تحت تاثیر قرار دهد. نتایج
این پژوهش میتواند راهگشای سیاستگذاریهای پیشگیرانه و کمک به افراد در معرض خطر
و ارائه مداخلات درمانی روانشناختی باشد.
روناک نعلینی، ایرج حیدری، محمدعلی بهار،
دوره 10، شماره 2 - ( 10-1389 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
مقدمه: هدف از این مطالعه، بررسی ویژگیهای کارکرد آنالیتیک دو روش
مستقیم و محاسبهای سنجش میزان LDL و مقایسه دو روش از نظر تاثیر بر طبقهبندی در تشخیص هایپر
کلسترولمی است.
روشها: تعداد 352 نفر از
مراجعه کنندگان به یکی از آزمایشگاههای تهران به صورت پی در پی وارد مطالعه شدند.
دادههای جمعیت شناختی و خصوصیات بالینی و عوامل خطر بیماریهای کرونر با یک
پرسشنامه جمعآوری شدند. یک نمونه خون ناشتا از شرکت کنندگان تهیه و سرم آن جداسازی
و فریز شد. همه نمونهها در یک روز از نظر میزان کلسترول تام، لیپوپروتئین با
تراکم بالا و میزان تریگلیسرید (TG) به روش آنزیمی
مورد ارزیابی قرار گرفتند. میزان لیپوپروتئین با تراکم پایین (LDL) به دو روش محاسبهای فریدوالد و روش مستقیم هموژن مورد سنجش قرار
گرفت. برای مقایسه کارکرد آنالیتیک دو روش از تحلیل رگرسیونی و منحنی بلاند-آلتمن
استفاده شد.
یافتهها: مقدار LDL سنجش
شده با دو روش ارتباط قوی و معنیداری داشت (95/0(r=
. روش محاسباتی دارای
سوگیری مثبت نسبت به روش مستقیم بود که این سوگیری در سطوح بالاتر TG واضحتر بود.
عملکرد روش محاسباتی در طبقهبندی بیماران بر اساس معیارهای NCEP-ATP-III به ویژه در افراد
دارای عوامل خطر بیشتر، بهتر از روش مستقیم بود.
نتیجهگیری: در این مطالعه روش
مستقیم سنجش LDL برتری خاصی در
مقایسه با روش محاسباتی نداشت. تا زمانی که روشهای
مستقیم دقیقتری در دسترس قرار بگیرند، استفاده از روشهای مستقیم باید با احتیاط
بیشتری انجام شود.
ولیاله دبیدی روشن، سمیه حسینزاده،
دوره 10، شماره 3 - ( 12-1389 )
چکیده
مقدمه: سرب یک آلاینده سمی محیطی است که دستگاه قلبی عروقی را متاثر میکند. مطالعات قبلی اثرات مثبت فعالیت بدنی منظم و مکملهای ضد اکسایشی را بر عوامل خطر قلبی- عروقی تأیید کردند اما اثر مجزا و یا تعاملی این عوامل به ویژه اثر مکمل گیاهی ضد اکسایشی و ضد التهابی کورکومالونگا (رنگدانه زردچوبه) در حضور آلایندهای از قبیل سرب مشخص نیست. هدف از این مطالعه بررسی اثر تعاملی سرب، تمرین ورزشی و مکمل کورکومالونگا بر نیمرخ لیپیدی
(LDL-C، HDL-C) و شاخصهای التهابی(WBC، HS-CRP) و شاخصهای مرتبط با اکسایش(TAC و MDA) در بیماری قلبی عروقی است.
روشها: 60 سر موش صحرایی ویستار به 6 گروه دستهبندی و به مدت 8 هفته در معرض تمرینات هوازی و یا تزریق زیر صفاقی استات سرب mg/kg) 20(، مکمل CML ) mg/kg 30 (قرار گرفتند. تمرین هوازی 5 جلسه در هفته با سرعت
15- 22 متر در دقیقه و مدت 25- 64 دقیقه اجرا شد.
یافتهها: القای سرب باعث افزایش معنادار HS-CRP، WBC، LDL-C، نسبت LDL-C/HDL-C و MDA و کاهش HDL-C و TAC شد. در مقابل، مکملگیری CML و یا اجرای تمرینات هوازی و به ویژه ترکیب این دو باعث کاهش مقادیر نیمرخ لیپیدی و التهابی در مقایسه با گروه سرب شد، اما این تفاوت بین گروههای درمان معنیدار نبود.
نتیجهگیری: این یافتهها نقش هیپولیپیدیمی و ضد التهابی مکمل CML و یا تمرینات منظم هوازی و به ویژه ترکیب این دو در دستگاه قلبی عروقی را در آزمودنیهای در معرض استات سرب نشان میدهد که میتوان به عنوان یک راهبرد پیشگیرانه و درمانی برای مقابله با آثار عوامل سمی محیطی معرفی نمود.
مریم برزین، فرهاد حسینپناه، رامین ملبوس باف، ثریا ارژن، فریدون عزیزی،
دوره 10، شماره 6 - ( 9-1390 )
چکیده
مقدمه: بررسی حوادث قلبی- عروقی در فنوتیپ خاصی از دیابت به نام هیپرگلیسمی ایزوله پس از تست تحمل گلوکز (IPH)، در افراد 40 ساله و بالاتر که سابقه شناخته شدهای از دیابت یا بیماریهای قلبی- عروقی نداشتند.
روشها: 3794 شرکت کننده به 3 دسته تقسیم شدند: 1- افراد غیر دیابتی (قند خون ناشتای کمتر از 126 mg/dl و قند خون 2 ساعته کمتر از 200 mg/dl)، 2- هیپرگلیسمی ایزوله پس از تست تحمل گلوکز (IPH) (قند خون ناشتا کمتر از 126 mg/dl و قند خون 2 ساعته بیشتر و مساوی 200 mg/dl) و 3-هیپر گلیسمی در حالت ناشتا (قند خون ناشتا بیشتر و مساوی 126 mg/dl)
یافتهها: در آغاز مطالعه، از 486 فردی که به تازگی مبتلا به دیابت شده بودند، 190 نفر (39%) به IPH مبتلا بودند. پس از 8 سال پیگیری، در افراد مبتلا به IPH در مقایسه با افراد غیر دیابتی، نسبت خطر تعدیل یافته با سن و جنس برای بروز بیماری قلبی- عروقی 77/1 (با فاصله اطمینان 95%، 19/1 تا 64/2) (005/0P=) بود. پس از تعدیل عوامل مداخلهگر بیشتری همچون فشار خون، تریگلیسرید بالا؛ کلسترول بالا و مصرف سیگار نسبت خطر برای بیماریهای قلبی- عروقی معنادار نبود [32/1 (با فاصله اطمینان 95% ، 88/0 تا 99/1) (2/0 P =)].
نتیجهگیری: در افراد میانسال،IPH بعنوان فنوتیپی از مراحل اولیه دیابت نوع 2، فراتر از ناهنجاریهای متابولیک معمول، نقشی در تعیین خطر بیماریهای قلبی- عروقی در مبتلایان دیابتی ایفا نمیکند. به نظر میرسد سایر عوامل خطرساز متابولیک، از هیپرگلیسمی (به تنهایی) مهمتر باشند.
فیروزه حسینی اصفهانی، مهدیه آخوندان، فریدون عزیزی، پروین میرمیران،
دوره 10، شماره 6 - ( 9-1390 )
چکیده
مقدمه: مطالعات مقطعی، اثر یائسگی را بر ترکیب بدن و عوامل خطر بیماریهای قلبی و عروقی نشان دادهاند، ولی مطالعات آیندهنگر معدودی در این زمینه انجام شده است. این مطالعه آیندهنگر با هدف بررسی اثر یائسگی بر تغییرات آنتروپومتریک و عوامل خطر بیماریهای قلبی و عروقی در زنان انجام پذیرفت.
روشها: در این مطالعه 787 زن 35 تا 55 ساله شرکت کننده در مطالعه قند و لیپید تهران (TLGS) بررسی شدند. شرکت کنندگان در ابتدای مطالعه در مرحله پیش از یائسگی قرار داشتند و به طور میانگین به مدت 7/6 سال (87- 1378) مورد پیگیری قرار گرفتند.
یافتهها: میانگین وزن و نمایه توده بدن (BMI) در زنانی که بیش از دو سال از یائسگی آنها میگذشت، به ترتیب 5/1کیلوگرم (001/0> P) و 4/0 (01/0= P)، کمتر از زنان در مرحله پیش از یائسگی بود. در زنان با گذشت کمتر از دو سال از یائسگی پس از کنترل عوامل مداخلهگر، میانگین دور کمر 07/1 سانتیمتر، کلسترول تام mg/dl17/8 (001/0= P)، LDL کلسترول mg/dl9 (001/0> P)، نسبت کلسترول به HDL 25/0 (01/0> P) و LDL به HDL 25/0 (001/0> P) بیشتر از زنان در مرحله پیش از یائسگی بود.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که عوامل خطر بیماریهای قلبی و عروقی در زنانی که کمتر از دو سال از یائسگی آنها میگذرد، افزایش یافت. لذا اقدامات پیشگیرانه در اواخر دوره قاعدگی و اوایل یائسگی میتواند در کاهش بیماریهای قلبی و عروقی در زنان یائسه موثر باشد.
زهرا طاهری، مهسا محمدآملی، جواد توکلی بزاز، پروین امیری، محمد تاجمیر ریاحی، مریم خجستهفرد، داریوش جاویدی،
دوره 11، شماره 1 - ( 10-1390 )
چکیده
مقدمه: مطالعات قبلی مشخص کردهاند که RANTES در شکلگیری پلاکهای آترواسکروز نقش دارد. همچنین پلیمورفیسمهای ناحیۀ پروموتر ژن RANTES، با افزایش خطر آترواسکروزیس قلبی (CAD) در ارتباط میباشند. هدف از این مطالعه مقایسه میزان بیان mRNA ژن RANTES در بیماران با و بدون تنگی عروق کرونر قلب و همچنین ارتباط آن با پلیمورفیسم G/A 403- در یک جمعیت ایرانی میباشد.
روشها: این مطالعه بر روی 319 بیمار که آنژیوگرافی قلبی عروقی شده بودند انجام شد که شامل بیماران با بیش از 50 درصد تنگی عروق کرونر به عنوان گروه مورد (CAD
+) به تعداد 191 نفر و بیماران بدون تنگی عروق کرونر به عنوان کنترل (CAD
-) که به تعداد 128 نفر بودند. در هر گروه 20 بیمار برای بیان mRNA ژن RANTES با استفاده از روش Real time PCR به طور کمی مورد بررسی قرار گرفتند. تعیین ژنوتیپ پلیمورفیسم 403- با به کار بردن تکنیک RFLP-PCR انجام شد.
یافتهها: میزان بیان mRNA، ژن RANTES به نسبت 37/1 برابر در بیماران CAD
+ در مقایسه با گروه کنترل افزایش یافته بود ولی این اختلاف از نظر آماری معنیدار نبود. همچنین مقایسۀ بیان mRNA، ژن RANTES در بیماران با پلیمورفیسمهای RANTES در ناحیه G/A403- نشان داد در بیمارانی که ژنوتیپ AA داشتند، بیان mRNA ژن RANTES، به نسبت 74/1 برابر در مقایسه با بیمارانی که ژنوتیپ GG داشتند و به نسبت 51/1 برابر در مقایسه با بیمارانی که ژنوتیپ GA داشتند، افزایش یافته بود. هیچ تفاوت معنیداری در فراوانی ژنوتیپها و آللهای پلیمورفیسم 403- ژن RANTES بین بیماران CAD+ در مقایسه با CAD- مشاهده نشد.
نتیجهگیری: پلیمورفیسم ناحیه 403- ژن RANTES بر روی بیان این ژن در بیماران مبتلا به CAD موثر است. هر چند مطالعات بیشتری بر روی حجم نمونه بالاتر برای ارزیابی دقیقتر نقش RANTES در بیماریزایی CAD مورد نیاز میباشد.
نرجس عاقل کلسرکی، آذر طل، رامین حشمت، باقر لاریجانی، مصطفی قربانی، محمدرضا مهاجری تهرانی،
دوره 11، شماره 2 - ( 11-1390 )
چکیده
مقدمه: با عنایت به اهمیت رضایتمندی بیماران و پرسنل و تأثیر قابل ملاحظه آن بر کیفیت خدمات ارائه
شده به بیماران، مطالعهای با هدف بررسی میزان رضایتمندی بیماران و پرسنل شاغل در
بخش غدد مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی دکتر شریعتی در سال 1389 طراحی و انجام شد.
روشها: این بررسی، یک مطالعه توصیفی- تحلیلی است که روی 160 بیمار
بستری در بخش غدد بیمارستان دکتر شریعتی تهران و 26 نفر از شاغلین آن بخش در نیمه
دوم سال 1389 انجام شد. ابزار
جمعآوری اطلاعات در مورد رضایتمندی بیماران، پرسشنامه خودساختهای شامل اطلاعات
دموگرافیک و مرتبط با بیماری، فضای عمومی بیمارستان، پرسنل پذیرش، امکانات موجود
در بخش، تغذیه، پرسنل کادر پزشکی و پاراکلینیکی، پرسنل واحد ترخیص و رضایت عمومی بود.
ابزار جمعآوری اطلاعات در مورد رضایتمندی پرسنل شاغل در بخش غدد، پرسشنامه
خودساختهای شامل اطلاعات دموگرافیک، امنیت شغلی، جبران خدمت، ویژگی شغلی، ویژگی
نقش، ارتقای شغلی، فرهنگ، محیط کار و تعامل اجتماعی بود. اطلاعات پس از جمعآوری،
توسط نرمافزار SPSS ویرایش 5/11 با
استفاده از آزمونهای آماری توصیفی و استنباطی T-test
و One- way ANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در مجموع بیشترین درصد رضایتمندی کامل بیماران بستری مربوط به
بعد کادر پزشکی و پاراکلینیکی (2/76%) و کمترین میزان رضایتمندی کامل را
نسبت به پرسنل پذیرش (8/48%) ابراز گردید. در خصوص میزان رضایتمندی کادر درمانی
بیشترین درصد رضایتمندی کامل متعلق به حیطه جبران خدمت (8/80%)، و کمترین متعلق به حیطههای ارتقای
شغلی (50%) و ایفای نقش (50%) بود. نتایج
بررسی ارتباط ابعاد رضایتمندی پرسنل شاغل ومتغیرهای فردی نشان داد که ارتباط معنیدار آماری بین بعد تعامل
اجتماعی با وضعیت تاهل ( 05/0P=)، بعد فرهنگ با
وضعیت تاهل ( 01/0P=)، بعد جبران خدمت با جنسیت ( 009/0P=) و بعد ویژگی نقش با جنسیت ( 03/0P=)
وجود دارد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بدست آمده از میزان
رضایتمندی بیماران از پرسنل واحدهای مختلف درمانی، لزوم اجرای برنامههای منظم
آموزشی به پرسنل شاغل در جهت به روز نمودن مهارتها و ارتقای سطح آگاهی و دانش
آنان نسبت به کیفیّت مراقبت و ارائه خدمات به بیماران پیشنهاد میگردد، ازسوی دیگر
ارزیابی فعالیتهای پرسنل درمانی، شناسائی مشکلات و موانع به منظور ارائه راهکارهای مناسب در جهت بهبود
عملکرد و فراهم نمودن تسهیلات رفاهی برای پرسنل، ضروری است.
رحیم حبیبی، منصور سلطانی، غلامرضا حبیبی،
دوره 11، شماره 4 - ( 3-1391 )
چکیده
MicrosoftInternetExplorer4
مقدمه: طبق
پیشبینی سازمان بهداشت جهانی در 2010 در جهان بیش از 250میلیون نفر مبتلا به
دیابت میباشند، که احتمالاً تا 20 سال آینده (2030میلادی) با 50% افزایش، دو برابر
خواهد شد. عدم درمان مناسب دیابت منجر به عوارض بسیار خطرناکی خواهد شد. یکی از
درمانهای اصلی دیابت، درمان دارویی خصوصاً درمان با انسولین میباشد. متأسفانه
عدم پذیرش درمان با انسولین یکی از چالشهای حاضر در امر درمان و کنترل دیابت میباشد.
هدف از انجام این مطالعه بررسی عوامل مؤثر بر عدم پذیرش انسولین درمانی توسط
بیماران دیابتی میباشد.
روشها: این مطالعه از نوع
توصیفی - مقطعی بود. محیط پژوهش بخش غدد بیمارستان امام رضا (ع) مشهد بود. نمونه
مطالعه را 80 بیمار بستری (در دسترس) تشکیل میدادند. پس از بیان روش و اهداف
مطالعه و کسب رضایت آگاهانه، پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، و پرسشنامه عدم پزیرش
انسولین تکمیل گردید. روایی پرسشنامه با استفاده از روایی محتوا و پایایی این
پرسشنامه با استفاده از روش آزمون - آزمون مجدد (90/0=r) مورد تأیید قرار گرفت.
یافتهها: شنیدن تجربیات
دیگران، شرایط سخت نگهداری انسولین و وابسته شدن به خانواده بیشترین عوامل (8/38%)
در عدم پذیرش انسولین از سوی بیماران معرفی شدند. کمترین عوامل (5%) مربوط به ترس
از مرگ ناگهانی و ترس از کمیاب شدن انسولین بود. آزمون من ویتنی نشان داد که بین
جنس و عدم پذیرش انسولین و بین محل سکونت و عدم پذیرش انسولین اختلاف آماری معنیداری
(050/0P<) وجود داشت.
نتیجهگیری: با توجه به اهمیت انسولین در درمان بیماری دیابت و
کاهش عوارض بیماری، و با توجه به نتایج حاصل از پژوهش توصیه میشود تا قبل از اقدام
به تجویز انسولین کلاسهای آموزشی برای بیماران و خانوادههایشان گذاشته شود.
زهرا طاهری، مهسا محمد آملی، میلاد ابوالحلاج، جواد توکلی بزاز، باقر لاریجانی، مریم خجسته فرد، پروین امیری،
دوره 11، شماره 6 - ( 8-1391 )
چکیده
Normal
0
false
false
false مقدمه: هر دو سیستم ایمنی ذاتی و اکتسابی در
ایجاد بیماریهای قلبی و عروقی درگیرند. هدف از این مطالعه بررسی میزان بیان
سایتوکاینهای مختلف در لنفوسیتهای خون محیطی Fresh
un-stimulated PBMCs)
) در افراد دارای بیماریهای قلبی و عروقی بود.
روشها: این مطالعه یک بررسی موردی-شاهدی
بود و بر روی بیمارانی که آنژیوگرافی قلبی عروقی شده بودند، انجام شد. بیماران با
بیش از 50 درصد تنگی به عنوان گروه مورد (CAD+) و بیماران
بدون تنگی عروق کرونر به عنوان گروه کنترل (CAD-)، دستهبندی
شدند. در هر گروه 25 بیمار که از نظر سن و جنس و نمایه توده بدن (BMI)،
match
شده بودند، برای آنالیز میزان بیان ژنهای ,TNFα,INFγ,IL-23, IL-17, IL-10, IL-6, IL-4 TGFβ در بیماران CAD+ در قیاس با
بیماران CAD- با استفاده از روش Real time PCR
به طور کمی مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: ما مشاهده کردیم که بیان ژنهای IL-4
و IL-10
در بیماران CAD+ کاهش یافته بود در حالی که بیان ژنهای IL-6
و همچنین INFγ به عنوان نمونهای از پاسخهای ایمنی مربوط به سلولهای
Th1 در بیماران CAD+ در قیاس با بیماران CAD- افزایش یافته بود، هر چند این اختلافات از نظر آماری معنیدار
نبود. در این مطالعه یک کاهش معنیدار در بیان ژنIL-23 در PBMCs
بیماران با CAD
در قیاس با بیماران بدون CAD مشاهده شد (8/0-29/0:CI
95%، 001/0P<).
نتیجهگیری: دادههای آماری بر نقش قابل توجه IL-23
در بیماریزایی CAD دلالت میکند و همچنین بر این فرضیه تاکید میکند که میتوان
از IL-23
در جهت کاربردهای درمانی استفاده کرد. IL-23 یک
سایتوکاین مهم در مسیر Th17 میباشد. بنابراین مطالعات بیشتر در آینده در جهت نقش
پاسخ ایمنی Th17 در آترواسکلروزیس برای آشکارسازی سازوکارهای تنظیمی
درگیر در پاتوژنزیس CAD موثر خواهد بود.
مریم اعلا، پاتریشیا خشایار، حمیدرضا برادران، باقر لاریجانی، حمیدرضا آقایی میبدی،
دوره 12، شماره 2 - ( 10-1391 )
چکیده
MicrosoftInternetExplorer4 مقدمه: راند بالینی از جمله فعالیتها و برنامههای آموزش بالینی است که به موازات فرآیندهای تشخیصی، درمان و مراقبت از بیمار در بخشهای بیمارستانی انجام میشود. در حالی که اکثر گروهها گراند راند را نقطه آغازی برای آموزش قلمداد میکنند، با این حال مطالعات اندکی وجود دارند که عوامل موثر بر گراند راندهای آموزشی را ارزیابی کرده باشند. هدف از این مطالعه تعیین عوامل مرتبط بر اثر بخشی گراند راندهای آموزشی هفتگی میباشد.
روشها: این مطالعه مقطعی بر روی کارآموزان، کارورزان، دستیاران تخصصی و فوق تخصصی حاضر در گراند راند بخش غدد، در نیمسال اول تحصیلی 91-1390 انجام شد. اطلاعات به وسیله پرسشنامهای در دو بخش شامل اطلاعات دموگرافیک و سوالات مربوط به عوامل موثر بر گراند راند جمعآوری شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون مجذور کای تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: درمجموع 57 نفر از شرکت کنندگان در گراند راند بخش غدد، با پر کردن پرسشنامه در مطالعه شرکت کردند. اغلب شرکت کنندگان در این مطالعه کارآموزان (1/49%) بودند. نتایج این مطالعه نشان داد که 4/61% افراد شرکت کننده، گراند راند بخش غدد را مطلوب توصیف کردند. همه گروههای حاضر، ارائه و بحث پیرامون بیماریهای شایع (4/61%) را مفید میدانستند و مناسبترین محل برگزاری گراند راند، بالین بیمار (1/47%) بود. طبق نظر سنجی به عمل آمده، از بین استراتژیهای معرفی بیمار، گزارشهای پزشکی مبتنی بر مسئله (6/52%) و از بین روشهای ارائه مباحث، مباحث مرتبط با تفکر نقادانه (1/56%)، مورد توافق غالب افراد بود.
نتیجهگیری: اگرچه بیش از نیمی از شرکت کنندگان، کیفیت ارائه مطالب در گراند راند را متوسط ارزیابی کردند اما با توجه به اهمیت راندهای آموزشی و تاثیر آن در آموزش بالینی، اکثر مخاطبان خواستار حضور مستمر اعضای هیأت علمی به منظور بهبود کیفی راندهای آموزشی بودند. با وجود این که ارائه گزارش مبتنی بر مسئله و برگزاری راندهای آموزشی بر بالین بیمار به عنوان نقاط قوت ذکر شدند اما بیان مباحث مبتنی بر شواهد و اتخاذ تصمیمگیریهای بالینی نقطه مفقوده گراند راندهای آموزشی بود که بنا بر پیشنهاد شرکت کنندگان، این مباحث باید به عنوان یکی از اهداف آموزشی در جلسات گراند راند دنبال شود.
گیتا شفیعی، داود خلیلی، نوشین فهیم فر، فرهاد شیخ الاسلامی، آرش قنبریان، فریدون عزیزی، فرزاد حدائق،
دوره 12، شماره 4 - ( 2-1392 )
چکیده
مقدمه: هدف از مطالعه حاضر ارزیابی توانایی نوار قلب غیر طبیعی در زمان استراحت (ECG) در مقابل پرسشنامه رز و ارزش افزودن آن در پیشبینی خطر 10 ساله بیماریهای عروق قلبی (CHD) در یک جمعیت شهری ایرانی با شیوع بالای این بیماری میباشد.
روشها: در این مطالعه کوهورت، 5101 فرد ≥30 سال (2201مرد و 2900 زن) بدون سابقه بیماریهای قلبی- عروقی از سال1380 تا سال 1388 در تهران بررسی شدند. سپس افراد به چهار گروه براساس دادههای پرسشنامه رز و یافتههای ایسکیمی در نوار قلب تقسیم شدند:Rose-/ECG-, Rose+/ECG-, Rose-/ECG+, Rose+/ECG+. خطر نسبی بروز CHD نسبت به گروه Rose-/ECG- به عنوان رفرانس در یک مدل رگرسیونی کاکس محاسبه گردید. به منظور ارزیابی ارزش افزودن ECG به پرسشنامه رز در پیشبینی CHD، از IDI (Integrated Discrimination Improvement) استفاده شد.
یافتهها: در طی پیگیری، تعداد 387 واقعه بیماری عروق کرونری مشاهده شد. در تجزیه و تحلیل چند متغیره خطر نسبی برای مردان و زنان با Rose+/ECG- به ترتیب معادل (91/3-71/1)59/2 و (44/3-48/1)26/2 و برای مردان و زنان با Rose-/ECG+ (05/2-90/0) 36/1 و (12/3-40/1) 09/2 بود. اختلافی بین مدلهای رز به تنهایی و رز با ECG در پیشبینی وقایع CHD به خصوص در مردان (در آماره C، 179/0=P و IDI نسبی، 537/0=P) یافت نشد.
نتیجهگیری: پرسشنامه رز به عنوان یک ابزار ساده غربالگری است که از نظر کلینیکی اهمیت یکسانی در پیشگویی بروز CHD در مردان و زنان دارد. افزودن یک نوار قلب غیر طبیعی به پرسشنامه رز خطر بروز بیشتر وقایع CHD در آینده را بیان نمیکند.
روژین فرزانه، کیانوش حسینی، سیامک واحدی، نیکو حمزه،
دوره 12، شماره 5 - ( 4-1392 )
چکیده
چاقی یک مشکل شایع در کودکان و بالغین بوده و به ویژه چاقی احشایی یا مرکزی با عوارض قلبی عروقی متعددی مانند فشار خون بالا، دیس لیپیدمی، مقاومت به انسولین، دیابت نوع 2، سندروم متالولیک، آپنه انسدادی خواب و افزایش فشار شریان ریوی، سکته مغزی، ترومبوز وریدی و آمبولی ریوی، آریتمیهای قلبی و مرگ ناگهانی قلبی همراهی دارد. علیرغم اثرات منفی چاقی در ایجاد مشکلات قلبی – عروقی، در برخی مطالعات افراد چاق مبتلا به بیماریهای قلبی– عروقی پیش آگهی بهتری نسبت به افراد لاغرتر مبتلا به همان اختلال داشتهاند، موضوعی که به عنوان تناقض چاقی مطرح شده است و نظریههای متفاوتی در توجیه این یافتهها ارائه شدهاند.کاهش وزن در افراد چاق با استفاده از تغییر سبک زندگی، دارو درمانی و جراحیهای چاقی به کار رفته است و نتایج متنوعی در ارتباط با آن گزارش شده است. با وجود این تناقضها، همچنان کاهش وزن برنامه ریزی شده به ویژه با تغییر سبک زندگی و افزایش میزان فعالیت بدنی به دلیل کاهش عوارض ناشی از چاقی مانند فشارخون و دیس لیپیدمی و ... مورد قبول و توصیه اغلب جوامع علمی میباشد.
محمدرضا مهاجری تهرانی، شهرزاد محسنی،
دوره 12، شماره 5 - ( 4-1392 )
چکیده
چاقی به عنوان یک بیماری مزمن، خطر مورتالیتی و بسیاری از بیماریهای مزمن از قبیل دیابت نوع 2، هیپرتانسیون و دیس لیپیدمی و بیماریهای عروق کرونر را افزایش میدهد. برای تشخیص و بیماریابی بیماران چاق، امروزه از نمایه توده بدنی یا Body Mass Index و اندازهگیری دور شکم استفاده میشود.
در حال حاضر ارتباط بالابودن BMI و اندازه دور شکم با فشارخون بالا، هیپرلیپیدمی، دیابت نوع 2، بیماریهای قلبی عروقی، سکته مغزی، بیماریهای کیسه صفرا، استئوآرتریت، سندرم آپنه انسدادی خواب و سرطان کولون، پستان، آندومتر و پروستات به اثبات رسیده است شواهد قابل توجهی وجود دارد که کاهش وزن سبب کاهش فشار خون، قند خون، سطحLDL و تری گلیسرید و افزایش HDL در بیماران مبتلا به اضافه وزن و چاقی میشود.
در ارزیابی بیماران چاق ابتدا لازم است بیمارانی که Absolute Risk بسیار بالایی دارند شناسائی شوند. ضروری است که در این بیماران ریسک فاکتورهایی از قبیل Low density Lipoprotein به شدت تعدیل شوند. این بیماران شامل موارد زیر هستند:
بیمارانی که بیماری عروق کرونر اثبات شده دارند (سابقه سکته قلبی، سابقه آنژین صدری، آنژیوپلاستی)، بیمارانی که سابقه آترواسکلروز دارند(سابقه بیماری عروق محیطی، سابقه آنوریسم آئورت شکمی و تنگی شریان کاروتید)، دیابت نوع 2، سابقه آپنه انسدادی خواب.
البته در شرح حال بیماران باید موارد دیگری که مانند موارد قبلی تهدید کننده حیات نیستند مورد توجه قرار گیرد از قبیل اختلالات قاعدگی، استئو آرتریت و سنگ کیسه صفرا.
همچنین در شرح حال بیماران میبایست به سایر ریسک فاکتورهای قلبی عروقی توجه شود و اگر بیماری سه یا بیشتر از سه ریسک فاکتورهای زیر را داشته باشد، خطر عوارض قلبی و عروقی در وی بالا خواهد بود و لازم است سطح LDL و فشار خون وی را باید پایین نگه داریم. این ریسک فاکتورها شامل مصرف سیگار، LDL بالا، سابقه فشار خون بالا، اختلال تست تحمل گلوکز ناشتا،HDL پایین و سابقه فامیلی بیماریهای عروق کرونر در سن پایین و همچنین سن بالای 45 سال برای آقایان و 55 سال برای خانمها. همچنین کم تحرکی خطر بیماریهای قلبی و عروقی و دیابت نوع 2 را افزایش داده و به عنوان یک عامل مستقل برای مرگ و میر قلبی و عروقی کلی عمل خواهد کرد.تری گلیسرید بالانیز خطر بیماریهای قلبی و عروقی را افزایش خواهد داد. در نهایت پزشکی که بیماران چاق را ارزیابی و درمان میکند لازم است از انگیزه بیمار جهت کاهش وزن و آمادگی وی در جهت اقدام تغییر شیوه زندگی اطلاع داشته باشد. در این مقاله مروری به نحوه بیماریابی بیماران چاق و اقدامات تشخیصی در افراد دارای اضافه وزن و چاقی و عوارض وابسته به آن می پردازیم.
شهاندخت نجم آبادی، مرضیه نجومی، مازیار مرادی لاکه، حسن شجاعی باغینی،
دوره 13، شماره 5 - ( 4-1393 )
چکیده
مقدمه: شناخت روشهای رژیم غذایی درمانی و مصرف گیاهان دارویی در بیماران دیابتی و خوددرمانیهای بهکار گرفته شده توسط بیماران در کنترل و بهبود بیماری، حائز اهمیت است.
هدف: هدف اصلی دراین مطالعه تعیین مداخلات خوددرمانیها با استفاده از گیاهان تغذیهای دارویی رایج و روشهای مصرف گیاهان، جهت کاهش قندخون و کنترل بیماری که بیماران مبتلا به دیابت استفاده داشتهاند، بوده است.
روشها: این مطالعه به روش توصیفی مقطعی، تعداد 502 نفر بزرگسالان مبتلا به دیابت مراجعه کننده به کلینیکهای دیابت مراکز بهداشتی درمانی تابع مرکز بهداشت جنوب تهران، شهرستان اسلامشهر و کلینیک دیابت مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم بیمارستان فیروزگر، بهصورت نمونه گیری خوشهای تصادفی انتخاب شدند. گردآوری اطلاعات به روش پرسشگری حضوری با استفاده از پرسشنامه تخصصی تنظیم شده، توسط پرسشگران آموزش دیده کارشناسان تغذیه، انجام شد.
یافتهها: ابتلا به دیابت نوع دو 8/83% بیماران مراجعه کننده (غیروابسته به انسولین) و 3/70% بیماران رژیم غذایی و داروهای خوراکی وگیاهان دارویی برای کنترل بیماری خود مصرف داشتند. گیاهان تغذیهای دارویی رایج دارچین در 1/34%، گیاهان شنبلیله 7/13%، سیر 6/28%، شوید 8/28%، زنجبیل 8/17% بیماران برای کاهش قندخون استفاده داشتند. ارتباط معنیداری بین سطح تحصیلات، سن و سابقه ابتلا به دیگر بیماریهای مزمن در بیماران و خوددرمانی گیاهی دیده شد.
نتیجهگیری: مصرف گیاهان تغذیهای مفید در کاهش قندخون و کاهش پروفایلهای چربی بهطور تواماً بیشترین موارد خوددرمانی مصرف گیاهان تغذیهای در کنترل بیماری بوده است.
محمدرضا شریف، سعید نوری،
دوره 13، شماره 5 - ( 4-1393 )
چکیده
مقدمه: دیابت یکی از شایعترین بیماریهای مزمن است که با عوارض متعددی از جمله نارسایی کلیه، کوری و قطع عضو همراهی دارد. اما میتوان با پایش دقیق قندخون از بروز عوارض آن پیشگیری نمود. با توجه به کاربرد سریع، آسان، کم هزینه و عمومی گلوکومتر برای پایش قند خون، بر آن شدیم تا میزان دقت و همخوانی یافتههای حاصل از دو دستگاه گلوکومتر را با روش استاندارد سنجش قندخون مورد مقایسه قرار دهیم.
روشها: در این مطالعه 369 بیمار مبتلا به دیابت مراجعه کننده به آزمایشگاه بیمارستان شهید بهشتی کاشان در سال92-91 به روش ساده و بهطور داوطلبانه انتخاب و پس از انجام آزمایش قندخون ناشتا، توسط لانست مخصوص دستگاه گلوکومتر برای دو دستگاه گلوکارد و ONCALL خون مویرگی گرفته شد، سپس توسط نوار مخصوص این دستگاهها سنجش قند انجام شد و یافتههای حاصل توسط آزمونهای آماری مربوط مانند میانگین ± انحراف معیار و همبستگی پیرسون مقایسه شد.
یافتهها: میانگیناندازه قند در دستگاه گلوکومتر گلوکارد، گلوکومتر ONCALL و روش متعارف آزمایشگاه بهترتیب 6/51±127 ،1/42±9/117 و 9/51 ± 09/118 گزارش گردید. میزان سنجش قند خون دستگاه گلوکومتر ONCALL با روش استاندارد اختلاف معنادار نداشت [p=0. 901] اما نتایج گلوکومتر گلوکوکارد با روش استاندارد اختـلاف معـنادار داشـت [p≤0. 001].
نتیجهگیری: تنوع دستگاههای گلوکومتر مورد استفاده در نقاط مختلف کشور ضرورت انجام مطالعات مشابه را برجسته میکند. استفاده از گلوکومتر ONCALL با رعایت اصول استاندارد نمونهگیری برای سنجش قندخون توصیه میشود.