24 نتیجه برای رحیمی
هادی گلپسندی، محمدرحمان رحیمی، صلاح الدین احمدی،
دوره 23، شماره 5 - ( 10-1402 )
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر هشت هفته تمرین هوازی و مکملیاری ویتامین D3 بر سطح پروتئین آیریزین قلبی، مقاومت به انسولین و پروفایل لیپیدی در رتهای القاء شده به دیابت نوع دو انجام شد.
روشها: چهل سر رت نر نژاد ویستار پس از القاء دیابت نوع دو از طریق ترکیب رژیم غذایی پُرچرب+ استرپتوزوتوسین، بهطور تصادفی به پنج گروه: 1) کنترل سالم (NC)، 2) کنترل دیابتی (DC)، 3) دیابت+تمرین هوازی (DAT)، 4) دیابت+ویتامین D3 (DVD) و 5)دیابت+ تمرین هوازی+ ویتامین D3 (DVDAT) تقسیم شدند. برنامۀ تمرین هوازی (پنجبار در هفته با شدت 60% حداکثر سرعت دویدن، بهمدت یک ساعت) و مکمل یاری ویتامین D3 (هر هفته 10000IU/ کیلوگرم) انجام شد. پس از بیهوش نمودن رتها، نمونۀ خونی جهت ارزیابی سطوح سرمی گلوکز، انسولین، تریگلیسیرید، کلسترول، LDL و HDL گرفته شد. بافت قلب جهت ارزیابی مقدار محتوای پروتئینی آیریزین جداسازی گردید.
یافتهها: نتایج تحلیل واریانس یکطرفه نشان داد که سطح پروتئین آیریزین بافت قلب در گروههای DAT، DVD و DVDAT افزایش معنادار 04/14، 28/12 و 56/24 درصدی بهترتیب نسبت به DC داشت (001/0>P)، مقاومت به انسولین نیز در تمامی گروههای مداخله نسبت به گروه DC کاهش معناداری نشان داد (001/0>P)، اما سطوح HDL، تریگلیسیرید و کلسترول فقط در گروههای DAT و DVDAT نسبت به گروه DC کاهش معناداری داشت.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج، بهنظر میرسد که هشت هفته تمرین هوازی و مکمل ویتامین D3احتمالاً از طریق افزایش محتوای پروتئین آیریزین قلبی، باعت بهبود شاخص مقاومت به انسولین و پروفایل لیپیدی در رتهای القاء شده به دیابت نوع دو میگردد.
لیلا رحمانی، محمدرحمان رحیمی، شمس الدین احمدی، حسن فرجی،
دوره 24، شماره 4 - ( 8-1403 )
چکیده
مقدمه: ناقل 4 گلوکز (GLUT4)، مهمترین انتقالدهندۀ گلوکز در عضلۀ اسکلتی است. اختلال در بیان GLUT4 نقش مهمی را در اختلالات هومئوستاز گلایسمیک ایفا میکند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر تمرین هوازی و مکمل ویتامین D3 بر سطوح پروتئین GLU T4 و مقاومت به انسولین در عضلۀ نعلی موشهای صحرایی دیابتی شده با استرپتوزوتوسین و مصرف غذای پُرچرب بود.
روشها: 40 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار پس از القای دیابت نوع دو به وسیلۀ رژیم غذایی پُرچرب (6 هفته) و تزریق استرپتوزوتوسین به طور تصادفی به 5 گروه کنترل سالم (HC)، کنترل دیابتی (DC)، دیابت+تمرین هوازی (DAT)، دیابت+ویتامین D3 (DVD) و دیابت+تمرین هوازی+ویتامین D3 (DVDAT) تقسیم شدند. موشها به مدت هشت هفته تحت تمرین هوازی و مکملدهی با ویتامینD3 قرار گرفتند. 24 ساعت پس از آخرین جلسۀ تمرین موشها بیهوش شدند و بافت عضلۀ نعلی برای اندازهگیری محتوای پروتئین GLUT4 جدا شد. همچنین سطوح سرمی انسولین، گلوکز و ویتامین D3 اندازهگیری شد.
یافتهها: نتایج آزمون تحلیل واریانس یکطرفه نشان داد که سطوح پروتئین GLUT4 در گروه DC بهطور معنیداری کمتر از گروه HC بود (001/0 >P). اما در گروه DVDAT بهطور معنیداری بالاتر از گروه DC (04/0 >P) وDVD (005/0 >P) بود. همچنین در گروه DAT بهطور معنیداری بالاتر از گروه DVD بود (018/0 >P). شاخص مقاومت به انسولین نیز در گروههایDVD ، DAT و DATVD بهطور معنیداری کمتر از گروه DC بود (001/0 >P).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد که هشت هفته تمرین هوازی همراه با مکملدهی ویتامین D3 از طریق افزایش پروتئین GLUT4 و بهبود مقاومت به انسولین منجر به بهبود متابولیسم گلوکز در موشهای دیابتی میشود.
دنیا چمنی، اسکندر رحیمی، مهرزاد مقدسی،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: سندرم متابولیک از مجموعهای از بیماریها مانند چاقی شکمی، تریگلیسیرید بالا، فشار خون، قند خون بالا و همچنین با چربی مفید پایین مشخص میشود. هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر تمرین استقامتی بر محتوای پروتئین PGC1α، هموگلوبین گلیکوزیله و شاخصهای سندرم متابولیک در موشهای صحرایی چاق مبتلا به دیابت نوع دو است.
روشها: 18 سر موش صحرایی نژاد ویستار با میانگین وزنی 20±200 گرم انتخاب شدند و چهارهفته تحت غذای پُرچرب قرار گرفتند. سپس تعداد 12 سر بهصورت تصادفی انتخاب و با تزریق محلولهای نیکوتینآمید ( mg/kg110) و استرپتوزوتوسین ( mg/kg50) دیابت نوع دو القاء شدند. موشهای دیابتی بهطور تصادفی در دو گروه تمرین و کنترل بیمار تقسیم شدند. یک گروه کنترل سالم نیز در نظر گرفته شد. نمونههای گروه تمرین بهمدت 8 هفته و هر هفته 5 جلسه با شدتی حدود 50 تا 70 درصد حداکثر سرعت تمرین استقامتی روی تردمیل انجام دادند. 48 ساعت پس از آخرین جلسۀ تمرین موشها قربانی و متغیرها اندازهگیری شدند. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از آزمونهای آنوای یکطرفه و تعقیبی توکی در نرمافزار SPSS نسخۀ 29 صورت گرفت.
یافتهها: تمرین استقامتی منجر به کاهش معنیداری در سطوح قند خون ناشتا، هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) و سطوح تریگلیسیرید خون شد (0001/0 P=). از طرفی بر سطوح HDL تأثیری را نشان نداد (087/0 P=). در مقابل منجر به افزایش میزان درونسلولی PGC-1α شد (0001/0 P=).
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد تمرین استقامتی با تنظیم عوامل مرتبط با سندرم متابولیک میتواند بهعنوان یک عامل کمککنندۀ دارویی مد نظر قرار گیرد.
زلیخا رحیمی، سعید شاملو کاظمی، علی همتی عفیف،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: ورزش هوازی متوسط و شدید تولید رادیکالهای آزاد را افزایش میدهد، و در مقابل، استفاده از مکملهای آنتیاکسیدانی همچون عصارۀ هستۀ انگور (GSE) یکی از روشهای مقابله با استرس اکسیداتیو پیشنهاد شده است. بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر تعیین اثرات همزمان مداخلات تمرین ترکیبی و عصارۀ هستۀ انگور بر برخی عوامل استرس اکسیداتیو و آنتیاکسیدانی زنان یائسه مبتلابه دیابت نوع دو بود.
روشها: مطالعۀ حاضر بهصورت کارآزمایی بالینی بر روی 80 نفر زن مبتلا به دیابت نوع دو اجرا گردید، که بهصورت تصادفی به چهار گروه (20 نفری) تقسیم شدند: کنترل، تمرین، GSE، تمرین+GSE. پروتکل تمرین ترکیبی شامل تمرین هوازی (20 دقیقه دویدن بر روی نوار گردان با شدتی معادل 60 تا 70 درصد ضربان قلب ذخیره) و قدرتی (با شدتی معادل 70 درصد یک تکرار بیشینه) بود، که هشت هفته (پنج روز/هفته) اجرا شد. مکمل GSE در قالب کپسولهای 200 میلیگرمی بهصورت روزانه (صبح و ظهر) مصرف شد. نمونهگیری خونی (پنج سیسی) پیش و پس از هشت هفته مداخلات دریافت شد. بهمنظور تعیین پذیرش یا رد فرضیۀ صفر درونگروهی و بینگروهی از آزمون آنالیز واریانس دوراهه، و برای تعیین گروههای متفاوت از تست تعقیبی توکی، توسط نسخۀ 25 SPSS استفاده شد (05/0 P≤).
یافتهها: مقادیر ظرفیت آنتیاکسیدانی کل و گلوتاتیون احیای سرم در گروههای GSE و تمرین+GSE در مقایسه با گروههای کنترل و تمرین افزایش معناداری داشت (001/0P= ). سطوح مالون دیآلدئید سرم در گروه GSE در مقایسه با گروههای کنترل و تمرین، کاهش معناداری نشان داد (001/0P= ).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد که مداخلۀ عصارۀ هستۀ انگور نسبت به تمرین ترکیبی در کاهش استرس اکسیداتیو مؤثرتر است، و مصرف این عصاره بهتنهایی و نیز همراه با اجرای تمرین ترکیبی بر افزایش مقادیر ظرفیت آنتیاکسیدانی تام و گلوتاتیون احیاء تأثیر معناداری دارد.