35 نتیجه برای میرزایی
زهرا میرزاییزاده، ارغوان گلبازحق، فهیمه خورسند، کبری امیدفر،
دوره 11، شماره 4 - ( 3-1391 )
چکیده
مقدمه: تشخیص دقیق 3- هیدروکسی بوتیرات در نمونههای بیولوژی برای مدیریت بیماریهای دیابتی مهم میباشد.
روشها: در این مطالعه بیوسنسور آنزیمی 3- هیدروکسی بوتیرات دهیدروناز مبتنی بر الکترود نواری (Screen Printed) تغییر یافته با نانولولههای کربنی تک دیواره برای تعیین غلظت 3- هیدروکسی بوتیرات (HB) در سرم، طراحی گردید. آنزیم 3- هیدروکسی بوتیرات دهیدروژناز به طور فیزیکی بر روی نانولولههای کربنی تک دیواره (SWCNT) در سطح الکترودهای نواری تثبیت شد.
یافتهها: اندازهگیری الکتروشیمیایی 3- هیدروکسی بوتیرات مبتنی بر سنجش ولتامتری چرخهای (CV) بوده و سیگنال تولید شده توسط یکی از محصولات واکنش آنزیمی به نام بتا نیکوتین آمید دی نوکلئوتید (NADH) اندازهگیری گردید. کاربرد نانولولههای کربنی تک دیواره (SWCNT)، کاهش پتانسیل اکسیداسیون NADH به حدود 05/0- ولت است. اندازهگیری الکتروشیمیایی نشان داد که این بیوسنسور قادر است طیف خطی 2-1/0 میلیمولار را شناسایی کرده و دقت اندازهگیری آن 009/0 میلیمولار میباشد. اندازهگیریهای الکتروشیمیایی با دیگر ترکیبات مداخلهگر، ویژگی و اختصاصیت این بیوسنسور را تأیید کرد. همچنین در بررسی پایداری درازمدت، این بیوسنسور بازده قابل قبولی تا حدود 100 روز را نشان داد.
نتیجهگیری: بیوسنسور طراحی شده دارای پتانسیل پایین اکسیداسیون NADH، حساسیت بالا، پایداری بالا و محدوده خطی مناسب بوده و سهولت طراحی این بیوسنسور، آن را الگوی خوبی برای طراحی سایر بیوسنسورهای مبتنی بر دهیدروژناز قرار میدهد.
اکبر حاجیزاده مقدم، ضیاء فلاح محمدی، پیروز شیخ، سعید میرزایی،
دوره 11، شماره 4 - ( 3-1391 )
چکیده
Normal
0
false
false
false مقدمه: هدف از اجرای این پژوهش بررسی اثر شش هفته تمرین
اختیاری چرخ دوار و مصرف عصاره گیاه آلیوم پارادوکسوم بر سطوح عامل نوروتروفیک
مشتق از مغز (BDNF)Brain Derived Neurotrophic Factor در هیپوکامپ موش های دیابتی القاء
شده با آلوکسان بود.
روشها: 42 سر موش نر هشت هفتهای با میانگین وزن
5 ± 235 گرم از انستیتو پاستور شمال ایران
تهیه شدند و به طور تصادفی به شش گروه (کنترل، تمرین، دیابت - تمرین، دیابت بدون تمرین، دیابت - آلیوم، دیابت - آلیوم - تمرین) تقسیم
شدند. دیابتی
کردن موشها طی یک بار تزریق آلوکسان مونوهیدرات (120 میلیگرم به ازای هر کیلو وزن
بدن) محلول در بافر سالین به صورت درون صفاقی انجام شد. مدت مطالعه شش هفته و برای
گروههای تمرینی، ورزش از نوع اختیاری روی چرخ دوار بود. پس از پایان دوره ورزش، بعد
از بیهوشی با مخلوط کتامین (mg/kg50-30) و زایلازین (mg/kg5-3)، سر حیوانات
با قیچی جراحی قطع، مغز خارج شده و هیپوکامپ روی یخ جدا گردید. هیپوکامپ در بافر تهیه شده هموژن و پس از سانتریفوژ، سوپرناتانت به دست آمده جهت اندازهگیری BDNF استفاده
گردید. سطح BDNFهیپوکامپ
با استفاده از کیت EIA و به روش آنزیم لینک ایمنواسی (ELISA) اندازهگیری
شد. دادهها به روش تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی LSD بررسی
شدند.
یافتهها: دیابت
القایی با آلوکسان تغییر معناداری در سطح BDNF هیپوکامپ ایجاد نکرد (05/0P<). نتایج نشان داد که بین سطوح BDNF
هیپوکامپ گروه کنترل با گروه دیابت-آلیوم (001/0=P) و گروه دیابت-آلیوم-تمرین (001/0=P) تفاوت معناداری وجود داشت.
نتیجهگیری: نتایج
این تحقیق نشان میدهد که دیابت
ناشی از تزریق آلوکسان مونوهیدرات تغییر معناداری در BDNF ایجاد نکرد. انجام فعالیت اختیاری چرخ دوار و مصرف آلیوم پارادوکسوم میتواند
موجب افزایش BDNF گردد. این افزایش میتواند در مقابله با اثرات زیانبار دیابت و استرس
اکسایشی همراه با آن مفید باشد.
فاطمه قلیزاده، زهرا میرزاییزاده، فاطمه سادات امجد زنجانی، ارغوان گلبازحق، کبری امیدفر،
دوره 11، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
مقدمه: در این مطالعه یک روش جدید ایمونواستریپ رقابتی جهت تشخیص آلبومین سرم انسان (HSA) در نمونه ادرار با استفاده از آنتیبادی منوکلونال کونژوگه با نانوذرات طلا (mAb-AuNPs) و مواد کریستالی سیال بیوکونژوگه (MCM)-41-HSA طراحی گردید.
روشها: جهت تهیه ایمونواستریپ، ابتدا نانو ذرات طلا کلوئیدی با قطر متوسط 20 نانومتر ساخته و بعد از اتصال به آنتیبادی بر روی پد کونژوگه ثابت گشته و به عنوان عامل تشخیص مورد استفاده قرار گرفتند. پس از آن، HSA به نانوذرات مزوپور MCM-41 متصل و به عنوان خط تست بر روی غشای نیتروسلولزی تثبیت شد.
یافتهها: در شرایط بهینه، ایمونواستریپ میتواند HSA را در یک طیف خطی طویل (از 1 تا 200 میکروگرم بر میلی لیتر) و دقت تشخیص (ng/ml) شناسایی نماید. قابل اطمینان بودن روش آزمایش توسط انجام تست ایمونواستریپ با 30 نمونه ادراری آزمون شد و نتایج حاصل با نتایج به دست آمده از طریق ایمونوتوربیدیمتری، مقایسه گردید. ایمونواستریپ طراحی شده بسیار حساس و برای تشخیص سریع HSA در ادرار مناسب بود.
نتیجهگیری: این روش جدید میتواند به عنوان ایمونواستریپ رقابتی مورد استفاده قرار گرفته و برای آنتیژنها طراحی گردد.
ارغوان گلباز حق، زهرا میرزاییزاده، فهیمه خورسند، مائده درزیانی عزیزی، کبری امیدفر،
دوره 11، شماره 6 - ( 8-1391 )
چکیده
مقدمه: 3- هیدروکسی بوتیرات،
یکی از عمده اجسام کتونی بدن میباشد که شاخصی مهم درتشخیص کتواسیدوز دیابتی در
نظر گرفته شده است. بیوسنسورهای طراحی شده برای ردیابی 3- هیدروکسی بوتیرات بخاطر
دقت، سهولت و عملکرد سریع، توجه زیادی را به خود جلب کرده است.
روشها: این مطالعه سعی در
توسعه بیوسنسورهای مبتنی بر 3-
هیدروکسی بوتیرات دهیدروژناز است به طوری
که از نانولولههای کربنی تک دیواره (SWCNT) برای تثبیت کوفاکتور، NAD+، بر سطح الکترود
نواری استفاده شده است. تشکیل کونژوگه SWCNT-NAD+ با الکتروشیمی و
میکروسکوپ الکترونی سنجیده شده و از ولتامتری چرخهای برای آنالیز عملکرد
الکتروشیمی بیوسنسور استفاده گردیده است. با این روش، عمر مفید و قابلیت اطمینان
بیوسنسور پیشنهادی برای آنالیز نمونه واقعی تأیید شد.
یافتهها: کاهش قابل توجه
پتانسیل اکسیداسیون الکتروشیمی NADH به V15- را میتوان از ویژگیهای برجسته این
بیوسنسور مطرح کرد. این بیوسنسور قابلیت تشخیص 3- هیدروکسی بوتیرات را در یک دامنه خطی از
mM1/0-01/0 با حد
تشخیص پایین mM009/0 دارد. استفاده همزمان از الکترود نواری و SWCNT باعث تمایز این بیوسنسورشده به طوری که چشم اندازهای جدیدی را برای
تشخیص دیگر متابولیتهای مهم بالینی باز میکند.
نتیجهگیری: بیوسنسور پیشنهادی از مزیتهای الکتروشیمیایی نانولولههای
کربنی تک دیواره بهره برده است. پتانسیل پایین اکسیداسیون NADH
، پایداری ذخیرهسازی بیشتر و حد تشخیصی کمتر از طریق استفاده از چنین نانولولههایی
به دست آمده است. با در نظر گرفتن مزیت پیوند کووالانی NAD+ به CNT، اضافه کردن NAD+ به ازای هر واکنش، در هر اندازهگیری
نیاز نمیباشد. به همین خاطر از لحاظ اقتصادی با صرفهتر است.
Normal
0
false
false
false
سیدسعید مظلومی محمودآباد، اقدس حاجی زاده، محمدرضا اعلایی، مهدی میرزایی علویجه، علی محمد افخمی، مجتبی فتاحی،
دوره 11، شماره 6 - ( 8-1391 )
چکیده
مقدمه: بیماری دیابت شایعترین بیماری ناشی از اختلالات متابولیسمی
و شایعترین بیماری آندوکرین است. توسعه رفتارهای مثبت بهداشتی جهت پیشگیری در افراد
در معرض خطر اهمیت فوق العادهای دارد. هدف از مطالعه حاضر تعیین وضعیت رفتارهای پیشگیری
کننده دیابت نوع 2 در افراد در معرض خطر شهر اردکان بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی
بود.
روشها: این مطالعه مقطعی در میان 111 ﻧﻔـﺮﻣﺮد و زن ﺑﺎﻻی 30 ﺳﺎل و در ﻣﻌﺮض ﺧﻄﺮ دﻳﺎﺑﺖ ﻧﻮع 2 ﺷﻬﺮ اردکان
ﻛﻪ از ﻃﺮﻳﻖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻏﺮﺑﺎﻟﮕﺮی، ﺗﻮﺳﻂ چهار ﻣﺮﻛـﺰ ﺑﻬﺪاشتی و درﻣﺎنی شناسایی و به روش تصادفی انتخاب شدند، انجام
گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد 68 سوالی مبتنی بر سازههای مدل اعتقاد
بهداشتی شامل: 6 سوال دموگرافیک، 11 سوال آگاهی (محدوده نمره 11-0)، 8 گویه حساسیت
درک شده (محدوده نمره 32-8)، 4 گویه شدت درک شده (محدوده نمره 16-4)، 7 گویه منافع
درک شده (محدوده نمره 28-7)، 11 گویه موانع درک شده (محدوده نمره 44-11)، 12 گویه خودکارآمدی
(محدوده نمره 48-12)، 3 سوال راهنما برای عمل (محدوده نمره 3-0) و 6 سوال رفتارهای
پیشگیری کننده (محدوده نمره 18-0) بود که به روش خودگزارشدهی تکمیل گردیدند. دادهﻫﺎ
ﺑـﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﺮماﻓﺰار آﻣﺎری SPSSویرایش 18 و آزمونهای آماری تی تست مستقل، آنالیز واریانس
یک طرفه، ضریب همبستگی پیرسون و آنالیز رگرسیون خطی در سطح معناداری 05/0 ﻣﻮرد ﺗﺠﺰﻳﻪ
و ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻗﺮار ﮔﺮفتند.
یافتهها: میانگین سن شرکت کنندگان
در این مطالعه 54/4±77/38 سال، 1/44 درصد
ﻣﺮد و 9/55 درصد زن، 7/93 درصد متاهل، 3/6 درصد مجرد و تنها 9/18 درصد دارای
تحصیلات دانشگاهی بودند. میانگین نمره آگاهی 21/2±25/6، حساسیت 59/2±27/25، شدت 95/1±31/12، منافع 82/2±57/23، موانع 78/4±38/23، خودکارآمدی
11/6±03/38، راهنما برای
عمل 08/4±16/2 و رفتارهای پیشگیری کننده 85/0±86/8 بود. افراد متأهل نسبت به مجردها از
منافع درک شده (008/0P=)
و خودکارآمدی (038/0P=)
بالاتری برخوردار بودند. در قسمت رفتارهای پیشگیری کننده بیشترین و کمترین نمره
کسب شده به ترتیب مربوط به رفتار پیروی از رژیم غذایی سالم (41/1±26/2) و اندازه گیری
ماهانه فشار خون (5/0±48/0) بود. همبستگی معکوس و معناداری میان درک موانع و میزان خود کارآمدی
(001/0P<،
**349/0-r=)، راهنما برای
عمل (001/0p<،
**412/0-r=) و رفتارهای
پیشگیری کننده (001/0p<،
**372/0-r=) وجود داشت. همچنین آزمون رگرسیون نشان داد منافع درک شده، موانع درک
شده و خودکارآمدی هرکدام به ترتیب 22، 25 و 21 درصد از واریانس رفتار را پیشگویی کردند.
ﻧﺘﻴﺠﻪﮔﻴﺮی: میانگین نمره کسب
شده از سازههای مختلف مدل نشان داد که شرکت کنندگان از نظر آگاهی و اعتقادات در خصوص
رفتارهای پیشگیری کننده در سطح متوسطی قرار داشتند که در نتیجه آن انجام رفتارهای
پیشگیری کننده نیز در حد متوسطی قرار داشت. به نظر میرسد با تاکید بر آموزش مبتنی
بر سازههای مدل بتوان میزان انجام رفتارهای پیشگیری کننده را ارتقاء داد.
Normal
0
false
false
false
ملیحه آوسه، روح الله نیکویی، فرشته عتابی، زهرا میرزاییزاده، کبری امیدفر، باقر لاریجانی،
دوره 13، شماره 2 - ( 10-1392 )
چکیده
مقدمه: هدف از مطالعه حاضر تعیین تاثیر 7 هفته تمرین استقامتی بر میزان بیان ژن RBP4در عضلات نعلی، باز کننده طویل انگشتان (EDL)، کبد، چربی احشایی و زیر پوستی رتهای دیابتی نوع دو بود.
روشها: تعداد 40 رت نژاد ویستار نر در سن 5 هفتگی با میانگین وزنی 9/8± 7/93 گرم تهیه و بهطور تصادفی به 4 گروه کنترل سالم(C)(10 = n )، تمرینی سالم(T)(10 = n )، کنترل دیابتی(DC)(15 = n ) و تمرینی دیابتی(TD)(15=n)تقسیم شدند. دیابت از طریق ترکیب تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین و مصرف غذای پر چرب ایجاد شد. جهت تایید وقوع مقاومت انسولین از مقادیر HOMA-IR استفاده گردید. پس از اعمال 7 هفته تمرین استقامتی، بیان RBP4 mRNA در بافتهای فوق اندازهگیری گردید. از روش PCR-Realtime برای سنجش محتوی RBP4 mRNAاستفاده شد.
یافتهها: بعد از 7 هفته القاء دیابت نوع دو مقدار RBP4 mRNAکبد (37/2 برابر)، چربی احشایی (33/2 برابر) و چربی زیرپوستی (83/1 برابر)، نعلی (21/1 برابر) و EDL(03/2 برابر) درگروه DCبیشتر از گروه C بود (شکل 6). با اعمال 7 هفته تمرین استقامتی، تفاوت معنیداری بین گروه DTو CDفقط در چربی احشایی (05/0
P) یافت شد (شکل 6). علیرغم کاهش قابل ملاحظه در بیان RBP4 mRNA بعد از 7 هفته تمرین استقامتی، تفاوت معنیداری در محتوی mRNA RBP4 کبد(01/0 > P)، چربی زیرپوستی (01/0> P) و EDL (01/0 > P) بین گروههای Tو TD وجود داشت.
نتیجهگیری: دیابت نوع دو بهطورقابل توجهی بیان RBP4 را در عضله اسکلتی به روش وابسته به تار افزایش میدهد. این افزایش در بافتهای کبد، چربی احشایی و زیر پوستی نیز دیده میشود. ضمن اینکه تمرینات استقامتی بیان RBP4در عضله EDL، چربی احشایی و زیر پوستی را کاهش داد.
زهرا میرزایی زاده، هاجر زارع، کبری امیدفر،
دوره 13، شماره 3 - ( 12-1392 )
چکیده
مقدمه: در این مطالعه با استفاده از، آنتیبادی آلبومین انسانی کونژوگه با نانوذرات طلا بهعنوان نشان الکتروشیمیایی و همچنین نانوکامپوزیت مزوپوری حاوی مواد کریستالی متحرک-41 (MCM-41) و پلیوینیلالکل (PVA) بهعنوان سطح تثبیت کننده ایمونوسنسور جدیدی ساخته شده است.
روشها: برای تعیین خواص فیزیکوشیمیایی و الکتروشیمیایی این غشای هیبریدی در ایمونوسنسور طراحی شده، روشهای میکروسکوپ الکترونی انتشار زمینهای (FESEM) ، ولتامتری چرخهای (CV) و ولتامتری تمایز پالسی (DPV) استفاده شده است.
یافتهها: با استفاده از میکروسکوپ الکترونی انتشار زمینهای (FESEM) اتصال مناسبی بین HSA و MCM-41 و همچنین رسوب لایه متراکمی از غشای MCM-41-HSA-PVA روی سطح الکترود مشاهده شد. DPV برای اندازهگیری کمی آنتیژن استفاده گردید.
نتیجهگیری: در شرایط بهینه این بیوسنسور میتواند HSA را در محدوده خطی بالایی (0.5-200µg/ml) با حد تشخیصی پایینتر از 1ng/mlتشخیص دهد. این روش جدید تکرارپذیری، ثبات و پایداری و قابلیت اطمینان مناسبی را نشان داد و همچنین میتواند برای تشخیص آنتیژنهای دیگر مورد استفاده قرار گیرد.
مریم مرتضایی، عباسعلی راز، شعله منصوری، زهره عنابستانی، زهرا میرزایی زاده، باقر لاریجانی، مهرداد هاشمی، کبری امیدفر،
دوره 15، شماره 5 - ( 4-1395 )
چکیده
مقدمه: مقاومت به انسولین و نارسایی پیشرونده سلولهای بتا، فاکتورهای کلیدی در بیماریزایی دیابت نوع دو هستند. مطالعات متعددی نشاندهنده نقش RBP4 در بروز مقاومت به انسولین و ابتلا به دیابت بوده و لذا پلیمورفیسمهایی که بر روی بیان و یا عملکرد این ژن تأثیر بگذارند، در خطر ابتلا به T2DM و عوارض آن میتوانند نقش داشته باشند. پای دیابتی از جمله عوارض اصلی دیابت شیرین است که علت اصلی ناتوانی و بستری شدن بیماران میباشد و علاوه بر کاهش شدید کیفیت زندگی فرد هزینههای فراوانی را به وی تحمیل میکند. هدف این مطالعه، بررسی ارتباط دو پلی مورفیسم rs10882283 و rs10882273 ژن rbp4 با پای دیابتی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو است تا در صورت تایید همبستگی، از آن به عنوان مارکر زیستی پیشآگهیدهنده استفاده شود.
روشها: این مطالعه از نوع مورد-شاهد است. دو پلی مورفیسم rs10882283 و rs10882273ژن rbp4 در 100 بیمار دیابتی دارای زخم پا با درجه 1 یا 2 از طبقهبندی وگنر در گروه مورد و 133 بیمار دیابتی فاقد زخم در گروه شاهد، با استفاده ازتکنیکPCR Tetra ARMS تعیین ژنوتیپ گردید.
یافتهها: آزمون Chi-square بین دو گروه شاهد و مورد، از نظر آماری اختلاف معنیداری را در فراوانی ژنوتیپهای (CC)، (CT) و (TT) rsl0882273نشان نداد (414/0P=). همچنین مقایسه ژنوتیپهای (CC)، (AC)و (AA) متعلق به پلیمورفیسم rsl0882283 در دو گروه نشاندهنده اختلاف معنیداری بین دو گروه نبود (85/0P=).
نتیجهگیری: طبق این مطالعه، ارتباط معنیداری بین پلیمورفیسمهای rs10882283و rs10882273 ژن rbp4و خطر ابتلای به زخم پای دیابتی در بین افراد مبتلا به دیابت نوع دو وجود ندارد.
شراره حسن زاده، عباسعلی راز، معصومه منصوری، زهرا میرزایی زاده، باقر لاریجانی، مهرداد هاشمی، کبری امیدفر،
دوره 16، شماره 1 - ( 10-1395 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو یک اختلال متابولیکی است که با افزایش قند خون میتواند به اعصاب آسیب بزند. در این میان اندامهای بسیاری تحت تأثیر قرار میگیرند، بهویژه پا که آسیب منجر به درد و در نهایت از دست دادن حس لامسه در این اندام میگردد که این عوامل، شرایط را برای ابتلا به زخم پای دیابتی مساعد میسازند. پلیمورفیسم (Thr399Ile) از ژن (TLR4) Toll Like Receptor4 سبب نقص در عملکرد پروتئین TLR4 که یک پروتئین مهم تنظیم کنندهی التهاب زخم است میگردد. این مطالعات با هدف بررسی پارامترهای تأثیر گذار بر عدم تعادل برنامهی ضد التهاب و در نتیجه مزمن شدن التهاب و عدم بهبود زخم بنا گردیده است و در صورت تأیید همبستگی پلیمورفیسم (Thr399Ile) با زخم پای دیابتی میتوان از آن بهعنوان مارکر زیستی پیش آگاهی دهنده استفاده کرد.
روشها: این مطالعه از نوع مورد - شاهد است. پلیمورفیسم (Thr399Ile) از ژن TLR4 در 100 بیمار دیابتی دارای زخم در گروه مورد و 120 بیمار دیابتی فاقد زخم در گروه شاهد با استفاده از تکنیک Tetra ARMS PCR تعیین ژنوتیپ گردید.
یافتهها: آزمون Chi-square بین دو گروه شاهد و مورد، از نظر آماری یک اختلاف معنیدار را در فراوانی ژنوتیپهای (CC)، (TT) و(CT) متعلق به پلیمورفیسم (Thr399Ile) نشان داد (P=0.021).
نتیجهگیری: یک ارتباط معنیدار بین پلیمورفیسم (Thr399Ile) از ژن (TLR4) و خطر ابتلا به زخم پای دیابتی در بین افراد مبتلا به دیابت نوع دو وجود دارد.
شهاب علیزاده، خدیجه میرزایی، سید علی کشاورز،
دوره 16، شماره 6 - ( 7-1396 )
چکیده
مقدمه: ادیپوکاینهای امنتین-1، وسپین و پروتئین باند شونده به رتینول- 4 (4RBP-) میانجیهای ترکیب بدن و بافت چربی هستند که در تغییرات متابولیکی ناشی از چاقی نقش دارند. این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین سطوح سرمی این ادیپوکاینها با اجزای ترکیب بدن و وضعیت متابولیکی در فنوتیپهای مختلف اندازهی بدن صورت گرفت.
روشها: در مطالعهی مقطعی حاضر 350 زن شامل 127 نمونه با وضعیت متابولیکی سالم و 223 نمونه با وضعیت متابولیکی ناسالم شرکت کردند. در صورت وجود حداقل 4 مورد از پنج شاخص متابولیکی mmol/L70/1TG≤، mmol/L 60/2 LDL-C≤، mmol/L 20/5TC≤، HDL-C≥1/30 و 95/1HOMA-IR≤، نمونهها دارای وضعیت متابولیکی سالم و در غیر این صورت دارای وضعیت متابولیکی ناسالم در نظر گرفته شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که سطوح سرمی امنتین-1 با وضعیت متابولیکی سالم رابطهی مثبت معنیداری دارد (0001/0p< ،04/1 OR=). حتی پس از کنترل عوامل مخدوشگر سن، جنس و وزن این ارتباط همچنان معنیدار بود. سطوح وسپین و RBP-4 با وضعیت متابولیکی سالم همبستگی معنیداری نداشت. همچنین، رابطهی معنیداری بین امنتین و نمایهی تودهی بدنی (02/0p=،31/0r=) و درصد چربی بدن (02/0p=،32/0r=) در گروه با وضعیت متابولیکی سالم مشاهده شد. در گروه سالم، سطوح سرمی RBP-4 با درصد چربی (0001/0p<،68/0r=) و تودهی چربی بدن (0001/0p<،74/0r=) همبستگی مثبت و با تودهی بدون چربی (0001/0p<،74/0- r=) و محتوای تام آب بدن (0001/0p<،74/0- r=) همبستگی منفی داشت. رابطهی آماری معنیداری بین سطوح سرمی وسپین و شاخصهای ترکیب بدن در هر دو گروه دیده نشد.
نتیجهگیری: سطوح سرمی امنتین-1 میتواند پیشبینی کنندهی مناسبی برای وضعیت متابولیکی سالم باشد.
سحر شفیعی، عباسعلی راز، ندا ادیبی، معصومه منصوری، زهره عنابستانی، زهرا میرزایی زاده، مهرداد هاشمی، کبری امیدفر،
دوره 17، شماره 1 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو شایعترین نوع دیابت و یک اختلال متابولیک و درونریز پیچیده است که از جمله عوارض اصلی آن زخم پای دیابتی میباشد. ماتریکس متالوپروتئینازها از جمله آنزیمهای کلیدی در بازسازی ماتریکس خارج سلولیاند و دارای فعالیت پروتئولیتیکی هستند. هدف ما از پژوهش حاضر بررسی ارتباط واریانت -1562C>T (rs3918242) پروموتر ژن MMP-9 با زخم پای دیابتی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو است تا در صورت تأیید همبستگی، از آن بهعنوان مارکر زیستی پیشآگهی دهنده در بیماران با خطر بالای ابتلا استفاده شود.
روشها: این مطالعه از نوع مورد-شاهد است. پلیمورفیسم -1562C>T پروموتر ژن MMP-9 در 100 بیمار دیابتی دارای زخم پا با درجهی 1 یا 2 طبق طبقهبندی وگنر در گروه مورد و 132 بیمار دیابتی فاقد زخم در گروه شاهد، با استفاده از تکنیک PCR Tetra ARMS تعیین ژنوتیپ گردید.
یافته ها: آزمون Chi-square بین دو گروه شاهد و مورد، از نظر آماری یک اختلاف معنادار را در فراوانی ژنوتیپهای (CC )، (CT) و(TT) متعلق به پلیمورفیسم -1562C>T در پروموتر ژن MMP-9 نشان داد. (P=0.000).
نتیجه گیری: طبق این مطالعه ارتباط معنی داری بین پلی مورفیسم -1562C>T در پروموتر ژن MMP-9 و خطر ابتلا به زخم پای دیابتی در بین افراد مبتلا به دیابت نوع دو وجود دارد. بنابراین میتوان این بیومارکر را برای بررسی میزان و پیشآگهی خطر ابتلا به زخم پای دیابتی معرفی کرد.
مهدی میرزایی علویجه، سیدنصراله حسینی، مرضیه نیک سیرت، امیرحسین هاشمیان، فرزاد جلیلیان،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
مقدمه: کنترل دیابت نوع دو تحت تأثیر سبک زندگی است. هدف این پژوهش تعیین پیشبینی کنندههای پایبندی به درمان در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو با بهرهگیری از ساختارهای نظریهی شناختیجامعهای بود.
روشها: این پژوهش توصیفی تحلیلی در میان 500 نفر از بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شهر تهران در سال 1400 انجام شد. نمونهگیری بهصورت تصادفی ساده از بیماران دارای پروندهی درمانی در درمانگاه کنترل دیابت منطقهی پنج تهران انجام شد. ابزار سنجش، پرسشنامهی کتبی مبتنی بر ساختارهای نظریهی شناختیجامعهای بود. دادهها با استفاده از آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار) و آمار تحلیلی (همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی) در نرمافزار SPSS ویرایش 16 تجزیهوتحلیل گردید.
یافتهها: میانگین نمرهی انجام رفتارهای پایبندی به درمان 41/10±34/56 در دامنهی نمرهی 16 تا 80 بود. انتظارات پیامد، خودکارآمدی درک شده و پشتیبانی جامعهای در مجموع 43 درصد از واریانس انجام رفتارهای پایبندی به درمان را برآورد کردند. خودکارآمدی درک شده، قویترین ساختار پیشبینی کننده بود (430/0=ß و 001/0 > P). افزایش سن (126/0-=ß و 004/0 = P)، درمان با انسولین (250/0-=ß و 001/0 > P) و مصرف سیگار (146/0-=ß و 001/0 = P) بهطور معکوس و داشتن بیمه درمانی (181/0=ß و 001/0 > P) بهطور مثبت پیشبینی کنندهی انجام رفتارهای پایبندی به درمان بودند.
نتیجهگیری: توسعه، پیادهسازی و ارزشیابی مداخلههای آموزشی مبتنی بر نظریهی شناختیجامعهای با تأکید بر ارتقاء خودکارآمدی درک شده میتواند یافتههای سودمندی در ارتقاء رفتارهای پایبندی به درمان در میان بیماران مبتلا به دیابت نوع دو داشته باشد.
حامد علیزاده پهلوانی، مهدی یغمائی، صنم میرزایی مغامیر، رضا صلبوخی،
دوره 23، شماره 4 - ( 8-1402 )
چکیده
مقدمه: چندین پروتئین مسیر اتوفاژی را تنظیم میکنند و یکی از مهمترین تنظیمکنندهها پروتئینهای خانوادۀ BECLIN است. بنابراین، این تحقیق با هدف بررسی تأثیر تمرین تناوبی پرشدت (HIIT) بر میزان پروتئینهای اتوفاژی خانوادۀ BECLIN۱/۲ در بطن چپ قلب موشهای صحرایی مبتلا به دیابت نوع یک انجام شد.
روشها: در این مطالعۀ تجربی، ۱۸ سر رت نر سه ماهه از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزن ۲۰±۳۰۰ گرم انتخاب شدند. ۱۲ سر از رت از طریق تزریق درونصفاقی محلول استرپتوزوتوسین مبتلا به دیابت نوع یک شدند. این رتها به روش تصادفی به دو گروه، تمرین دیابتی و کنترل دیابتی تقسیم شدند؛ یک گروه کنترل سالم نیز درنظر گرفته شد؛ HIIT بهمدت ۶ هفته و هر هفته ۴ جلسه شامل ۵ وهله ۴ دقیقهای با شدت معادل ۸۵ تا ۹۵ درصد حداکثر سرعت و دورههای استراحت فعال ۳ دقیقهای با شدت معادل ۵۰ تا ۶۰ درصد حداکثر سرعت انجام شد. تجزیهوتحلیل دادهها از طریق آزمونهای آنوای-یکطرفه و تعقیبی توکی در نرمافزار SPSS نسخۀ ۲۶ انجام شد. سطح معناداری ۰۵/۰ در نظر گرفته شد.
یافتهها: محتوای درون سلولی پروتئین BECLIN۱ و BECLIN۲ پس از شش هفته HIIT، بین گروههای پژوهش در بطن چپ قلب کاهش معناداری را نشان داد (۰۰۰۱/۰ =P).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد پروتئینهای خانوادۀ BECLIN از طریق HIIT کاهش مییابند و این میتواند سازِکار اتوفاژی را در سلولهای قلبی کاهش دهد.
ویدا حکیمی، حمید محبی، بهمن میرزایی،
دوره 24، شماره 4 - ( 8-1403 )
چکیده
مقدمه: فیبروز بافت چربی در اختلال متابولیسم گلوکز و مقاومت به انسولین در چاقی نقش دارد؛ اما تأثیر ورزش بر پیشرفت فیبروز بافت چربی هنوز ناشناخته است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر همزمان تمرینهای تناوبی با شدت بالا و رژیم غذایی پُرچرب بر TGF-β1 و MMP-9 و MMP-2 در بافت چربی زیرپوستی رتهای نر انجام شد.
روشها: سر رت نر نژاد ویستار بهصورت تصادفی به 4 گروه، رژیم غذایی معمولی (ND)، رژیم غذایی پُرچرب (HFD)، رژیم غذایی معمولی+ تمرینهای تناوبی با شدت بالا (ND+HIIT) و رژیم غذایی پُرچرب+تمرینهای تناوبی با شدت بالا (HFD+HIIT) تقسیم شدند. پروتکل HIIT شامل هشت مرحله فعالیت با شدت معادل 90 درصد حداکثر ظرفیت دویدن و دورۀ استراحت فعال 5/2 دقیقهای با شدت معادل 50درصد MRC بهمدت 12 هفته (5 جلسه در هفته) بود. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، نمونههای چربی زیرپوستی و خون جمعآوری شدند. برای اندازهگیری میزان بیان پروتئین TGF-β1 از روش وسترن بلات و برای اندازهگیری MMP-9، MMP-2، انسولین از روش الایزا استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد القای چاقی با افزایش معنیدار میزان TGF-β1،MMP-9 ، MMP-2، مقاومت به انسولین همراه بود (0001/0P< ) و در مقابل تمرین تناوبی با شدت بالا به همراه رژیم غذایی پُرچرب نسبت به گروه رژیم غذایی پُرچرب موجب کاهش معنیدار میزان TGF-β1،MMP-9 ، MMP-2، مقاومت به انسولین میشود (0001/0P< ).
نتیجهگیری: تمرین تناوبی با شدت بالا، ممکن است پیشرفت فیبروز بافت چربی را تضعیف و اثر پیشگیرانه بر افزایش اختلالات متابولیسم گلوکز ناشی از رژیم غذایی پُرچرب داشته باشد.
سجاد میرزایی، حامد علیزاده پهلوانی، اکبر قدرت نما، رضا مؤیدی،
دوره 24، شماره 5 - ( 10-1403 )
چکیده
مقدمه: پروتئین کیناز فعال شده با آدنوزین مونوفسفات (AMPK) یک تنظیمکنندۀ کلیدی متابولیسم سلولی است و اختلال در تنظیم آن با بیماریهای متابولیک مانند چاقی، التهاب، دیابت و سرطان مرتبط است. هدف از انجام تحقیق حاضر، تأثیر تمرین تناوبی با شدت متوسط (MIIT) بر محتوای تام و فسفریله پروتئین AMPKα1/2 در عضلۀ اسکلتی موشهای صحرایی دیابتی است.
روشها: در این مطالعۀ تجربی، 12 سر رت نر دو ماهه از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزن 30±280 گرم انتخاب شدند. دیابت از طریق تزریق درونصفاقی با محلول استرپتوزوتوسین (با دوز 65 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن) به رتها القاء شد. این رتها به روش تصادفی به گروه تمرین دیابتی و کنترل دیابتی تقسیم شدند؛ گروه تمرین، MIIT را به مدت 6 هفته با شدتی معادل 55 تا 75 درصد حداکثر سرعت انجام دادند. تجزیهوتحلیل دادهها از طریق آزمون t-مستقل در نرمافزار گرافپد پریسم نسخۀ 10 انجام شد. سطح معناداری پژوهش 05/0P≤ در نظر گرفته شد.
یافتهها: محتوای درون سلولی تام پروتئینAMPKα1/2 تغییر معنیداری را در گروه تمرین نسبت به گروه کنترل در عضلۀ اسکلتی نعلی نشان نداد (96/0P= ). در مقابل محتوای درون سلولی فسفریله (0001/0P= ) و نسبت فسفریله به تام (002/0P= ) پروتئینAMPKα1/2 افزایش معنیداری را نشان داد.
نتیجهگیری: MIIT محتوای پروتئین AMPKα1/2 را در بافت عضلانی نعلی موشهای دیابتی افزایش داد و این میتواند منجر به افزایش تولید و مصرف انرژی و بهبود سطوح گلوکز در آزمودنیهای دیابتی شود.