جستجو در مقالات منتشر شده


29 نتیجه برای مرادی

فریده مرادی، ندا آقایی بهمن‌بگلو، حبیب اصغرپور، سعیده شادمهری،
دوره 22، شماره 5 - ( 10-1401 )
چکیده

مقدمه: پروتئین‌ ﮐﯿﻨﺎز ﻓﻌﺎل‌ﮐﻨﻨﺪه‌ی اﺗﻮﻓﺎژی-1 شبه Unc-52 (ULK1) و ﭘﺮوﺗﺌﯿﻦ ﺗﻌﺎﻣﻞ‌ﮐﻨﻨﺪه ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮاده ﮐﯿﻨﺎزﻫﺎی ﭼﺴﺒﺎن ﻣﺮﮐﺰی ﺑﺎ وزن 200 ﮐﯿﻠﻮداﻟﺘﻮن (FIP200) نقشی اساسی در کنترل اتوفاژی و حجم عضلانی دارند. هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر تمرین‌ استقامتی بر محتوای درون سلولی پروتئین‌های ULK1 و FIP200 در بطن چپ رت‌های مبتلا به دیابت نوع یک است.
روش‌ها: در این مطالعه‌ی تجربی، 18 سر رت نر 2 ماهه از نژاد اسپراگ‌داولی با میانگین وزن 20±300 گرم انتخاب شدند. 12 سر از رت‌ها از طریق تزریق درون صفاقی محلول‌های استرپتوزوتوسین دیابتی شدند. این رت‌ها به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین دیابتی و کنترل دیابتی (هر گروه 6 سر) تقسیم شدند؛ یک گروه کنترل سالم (6 سر) نیز در نظر گرفته شد. گروه تمرینی 4 روز در هفته، به‌مدت 6 هفته به تمرین استقامتی پرداختند. برای تجزیه ‌و ‌تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 23 و آزمون‌های آنوای یک‌طرفه و تعقیبی توکی استفاده‏ شد.
یافته‌ها: محتوای ULK1 (افزایش) و FIP200 (کاهش) به‌دنبال تمرین استقامتی، در بین گروه‌های تحقیق‌ در بطن چپ تغییر معنی‌داری را نشان داد (0001/0P=). آزمون تعقیبی توکی نشان داد این تغییر معنی‌دار بین جفت گروه‌های تمرین دیابتی نسبت ‌به کنترل دیابتی، گروه‌های تمرین دیابتی نسبت ‌به سالم و همچنین گروه‌های کنترل دیابتی نسبت ‌به سالم است (05/0P≤).
نتیجه‌گیری: تمرین استقامتی نشان داد که می‌تواند با افزایش ULK1 و کاهش FIP200 ماهیتی دوگانه برای کنترل اتوفاژی در آزمودنی‌های دیابتی داشته باشد. در کل، نیاز به بررسی‌های بیشتر در زمینه‌ی فیزیولوژی ورزشی بر پروتئین‌های مسئول اتوفاژی به‌ویژه در آزمودنی‌های دیابتی نوع یک است.
شهره نادری مقام، زهرا عبداللهی، پریسا ترابی، علیرضا مهدوی هزاوه، محمد مرادی، بهزاد ولی زاده، الهه عزتی، افشین استوار،
دوره 22، شماره 5 - ( 10-1401 )
چکیده

مقدمه: کاهش رشد بروز و شیوع بیماری‌های غیرواگیر و بار این بیماری‌ها ازطریق انجام مداخلات و اتخاذ سیاست‌های لازم برای کاهش شیوع عوامل خطر رفتاری آنها شامل تغذیه ناسالم، فعالیت بدنی ناکافی و مصرف دخانیات
روش‌ها: در این مقاله مروری، مستندات و گزارش‌های موجود در وزارت بهداشت؛ برنامه‌های تدوین شده؛ توصیه‌های سازمان‌های ملی و بین‌المللی، نتایج به‌دست آمده از پایش و ارزشیابی‌های انجام شده و «سند ملی پیشگیری و کنترل بیماری‌های غیرواگیر و عوامل خطر مربوطه در جمهوری اسلامی ایران از 1394 تا 1404» بررسی و به هر یک از سه عامل خطر اصلی تغذیه ناسالم، فعالیت بدنی ناکافی و مصرف دخانیات (مصرف زیان‌بار الکل، در مقاله دیگری بررسی شده است)، به تفکیک در بخش‌های تشریح وضعیت موجود، سیاست‌ها و مداخلات اجراشده، نتایج به‌دست آمده و برنامه‌های آتی پرداخته شده است.
یافته‌ها: مداخلات و سیاست‌های به‌عمل آمده برای دستیابی به اهداف مندرج در «سند ملی پیشگیری و کنترل بیماری‌های غیرواگیر و عوامل خطر مربوطه در جمهوری اسلامی ایران از 1394 تا 1404» در حیطه تغذیه ناسالم، باعث اصلاح استانداردهای موادغذایی شده است. مداخلات در حیطه فعالیت بدنی، موجب 1/5 درصد کاهش شیوع نسبی کم‌تحرکی در جامعه و مداخلات در حیطه مصرف دخانیات، موجب کاهش کلی 44/7 درصدی در مصرف دخانیات بین افراد ایرانی بالای 18 سال شده است ولیکن کاهشی درمورد مصرف قلیان رخ نداده بلکه مصرف آن در سال 1400 نسبت به سال 1390، 28 درصد افزایش داشته است.
نتیجه‌گیری: باتوجه به یافته‌های به‌دست آمده، دستیابی کامل به اهداف مندرج در سند فوق‌الذکر حاصل نشده است، لذا باید مداخلات و سیاست‌های جدیدی توسط دست‌اندرکاران به‌کارگرفته شود.
موسی خلفی، مرضیه فرامرزی، کیوان شریف مرادی،
دوره 23، شماره 2 - ( 3-1402 )
چکیده

مقدمه: CTRP3 به‌عنوان هورمون ضد التهابی مشتق شده از بافت چربی شناخته شده است که منجر به بهبود مقاومت به انسولین می‌شود. با این وجود، آثار تمرین ورزشی بر این آدیپوکاین درک نشده است. از این‌رو، هدف فراتحلیل حاضر بررسی تأثیر تمرین ورزشی بر مقادیر گردش خونی CTRP3 در افراد با اختلالات متابولیکی بود.
روش‌ها: جستجوی جامع در پایگاه‌های اطلاعاتی pubmed و web of science تا اکتبر 2022 (مهرماه 1401) با استفاده از کلید واژه‌های «تمرین ورزشی» و «CTRP3» انجام شد. معیارهای ورود به تحقیق حاضر شامل دارا بودن مطالعات انسانی با اختلالات متابولیکی، مداخلۀ تمرین ورزشی و مقادیر گردش خونی CTRP3 بود. تفاوت میانگین استاندارد شده (SMD) و فاصلۀ اطمینان 95 درصد با استفاده از روش تصادفی محاسبه شد.
یافته‌ها: در مجموع 9 مطالعه شامل 12 مداخلۀ ورزشی و 365 آزمودنی مبتلا به اختلالات متابولیکی وارد فراتحلیل شدند. نتایج تحلیل داده‌ها نشان داد که تمرین ورزشی منجر به افزایش معنی‌دار CTRP3 شد [03/0P=، (10/1 الی 03/0CI: ) 57/0]. همچنین، نتایج آزمون I2 ناهمگونی بالا و معنی‌داری (001/0, P=59/84I2=) و نتایج آزمون Egger سوگیری معنی‌داری انتشار (001/0P=) را نشان دادند.
نتیجه‌گیری: تمرین ورزشی با اندازه اثر متوسط منجر به افزایش معنی‌دار مقادیر گردش خونی CTRP3 در افراد با بیماری‌های متابولیکی و قلبی عروقی می‌شود که ممکن است یک میانجی برای اثرات مفید تمرینات ورزشی باشد.
فرناز عنصری، مینا اکبری راد، مریم عمادزاده، علی مرادی، محمدجواد مجاهدی، علیرضا شریعتی، محمدعلی یعقوبی،
دوره 23، شماره 3 - ( 6-1402 )
چکیده

مقدمه: نفروپاتی دیابتی علت اصلی ایجاد بیماری کلیه مرحلۀ آخر (ESRD) در بیماران دیابتی است. تا کنون مارکرهای التهابی متعددی مرتبط با نفروپاتی دیابتی شناخته شده‌اند و شناسایی اندکس‌‌هایی با اندازه‌گیری آسان و در دسترس ضرورت دارد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط میان نسبت نوتروفیل به لنفوسیت (NLR) و حجم متوسط پلاکتی (MPV) با نفروپاتی دیابتی انجام گردید.
روش‌ها: این مطالعۀ مقطعی در سال‌های 1400 الی 1401 در کلینیک بیماری‌های غدد و داخلی بیمارستان قائم (عج) شهر مشهد انجام گردید. بیماران مبتلا به دیابت نوع دو براساس نتایج آزمایش‌ها، به دو گروه مبتلا به نفروپاتی (آلبومین ادراری بیشتر از mg/24h 30 یا GFR کمتر 60) و بدون نفروپاتی تقسیم شدند. مشخصات دموگرافیک و نتیجۀ آزمایشات بیماران بین دو گروه مقایسه شد.
یافته‌ها: مجموعا 100 بیمار، شامل 50 بیمار با و 50 بیمار دیابتی بدون نفروپاتی دیابتی مورد مطالعه قرار گرفتند. مبتلایان به نفروپاتی دیابتی به شکل معنی‌داری مسن‌تر بوده، مدت زمان طولانی‌تری از تشخیص دیابت آنها گذشته بود و فشار خون آنها نیز بالاتر بود (05/0 >P). توزیع جنسیت، قد، وزن و BMI در بیماران دو گروه تفاوت معنی‌داری نداشت (05/0 <P). شمارش مطلق نوتروفیل در دو گروه تفاوت معنی‌داری نداشت (141/0 =P). اما MPV، درصد نوتروفیل و نهایتاً NLR در مبتلایان به نفروپاتی، به شکل معنی‌داری، بیشتر از بیماران بدون نفروپاتی بود (05/0 >P).
نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های این مطالعه، درصد نوتروفیل و نسبت نوتروفیل به لنفوسیت در بیماران دیابتی مبتلا به نفروپاتی دیابتی بالاتر از بیماران دیابتی فاقد نفروپاتی دیابتی است.
موسی خلفی، امیر قنبرپورنصرتی، کیوان شریف مرادی،
دوره 23، شماره 4 - ( 8-1402 )
چکیده

مقدمه: فتوئین-A به‌عنوان یک هپاتوکین نقش مهمی در تنظیم متابولیسم بدن ایفا میکند که با بیماری‌های قلبی-عروقی افزایش می‌یابد. از این‌رو، هدف فراتحلیل حاضر بررسی تأثیر تمرین ورزشی بر سطوح فتوئین-A در افراد با بیماریهای متابولیکی و کلیوی بود.
روش‌ها: جستجوی نظاممند در پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Web of Science و همچنین Google Scholar تا آبان 1401 (November 2022) با استفاده از کلید واژههای «تمرین ورزشی» و «فتوئین-A» انجام شد. برای تعیین اندازه اثر، تفاوت میانگین استاندارد شده (SMD) و فاصلۀ اطمینان 95% با استفاده از نرم‌افزار CMA2 محاسبه شد. ناهمگونی با استفاده از آزمون I2 و سوگیری انتشار با تحلیل بصری فونل پلات و آزمون Egger بررسی شدند. بررسی کیفیت مطالعات وارد شده به فراتحلیل با استفاده از چک لیست PEDRO انجام شد.
یافته‌ها: در مجموع 16 مطالعه شامل 21 مداخله ورزشی و 554 آزمودنی مبتلا به دیابت نوع 2، چاق و بیماری کلیوی وارد فراتحلیل شدند. تمرین ورزشی منجر به کاهش معنی دار سطوح فتوئین-A [001/0p= ،(51/0- الی 35/1CI: -) 93/0-] شد. ناهمگونی بالا (001/0, p=24/89I2=) و همچنین سوگیری معنی داری (001/0(p= وجود داشت. نتایج تحلیل زیر گروهی براساس نوع تمرین ورزشی نشان داد که تمرین هوازی منجر به کاهش معنی دار فتوئین-A می¬شود (001/0p=) در حالی که کاهش این نشانگر با تمرین ترکیبی معنی دار نبود (33/0=p). 
نتیجه‌گیری: تمرین ورزشی به‌ویژه تمرین هوازی منجر به کاهش سطوح فتوئین-A در بیماران متابولیکی میشود که ممکن است در آثار مفید تمرینهای ورزشی نقش داشته باشد.
ستاره مرادی وفا، حامد قیامی تکلیمی، علی همتی عفیف، محمدجواد پوروقار، زهرا بهرام،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

مقدمه: تمرینهای تناوبی با شدت بالا (HIIT) و مصرف عصاره‌های گیاهی احتمالاً اثرات سودمندی بر شاخصهای التهابی دارد. هدف از مطالعۀ حاضر تأثیر هشت هفته تمرینهای تناوبی شدید و مصرف عصارۀ‌ برگ لوکوات بر سطوح سرمی TNF-α و اینترلوکین 18 در مردان چاق مبتلا به کبد چرب غیرالکلی بود.
روش‌ها: در این مطالعۀ نیمه‌تجربی، 40 مرد مبتلا به کبد چرب غیرالکلی دارای نمایۀ تودۀ بدنی (82/1±92/33) به‌طور تصادفی به چهار گروه کنترل، تمرین، عصاره، عصاره+تمرین، هر گروه 10 نفر تقسیم شدند. تمرینها به‌مدت 8 هفته و سه جلسه در هفته به‌مدت 60 دقیقه با شدت بین 80-95 درصد ضربان قلب ذخیره انجام شد. به‌مدت هشت هفته، روزی دو عدد کپسول250 میلی‌گرمی عصارۀ برگ لوکوات نیز تجویز شد. از آزمون تی زوجی و تحلیل کوواریانس استفاده شد.
یافته‌ها: کاهش معنادار سطوح TNF-α (3/15%) و اینترلوکین 18 (9/14%) در گروه‌ تمرین+عصاره مشاهده شد (05/0P). اختلاف معناداری در سطوح TNF-α (001/0 =P) و اینترلوکین 18 (001/0 =P) بین گروه‌ها به‌دست آمد که این تغییرات در گروه عصاره+تمرین نسبت به گروه‌های تمرین و عصاره بزرگ‌تر است.
نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد انجام تمرینها تناوبی شدید همراه با مصرف عصارۀ برگ لوکوات قادر به بهبود شاخص‌های TNF-α و اینترلوکین 18 مرتبط با کبد چرب در افراد مبتلا به بیماری کبد چرب غیرالکلی خواهد شد. با این حال تأیید این فرضیه نیازمند پژوهش‌های بیشتر است.

فریده مرادی، ندا آقایی بهمن‌بگلو، سعیده شادمهری، حبیب اصغرپور،
دوره 24، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده

مقدمه: دیابت با اختلال در مسیر اتوفاژی می‌تواند باعث بروز عوارض جدی قلبی و عروقی شود. هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر تمرین‌ تناوبی با شدت بالا (HIIT) بر محتوای درون سلولی پروتئین‌های اتوفاژی در بافت بطن چپ قلب موش‌های صحرایی مبتلا به دیابت نوع یک است.
روش‌ها: در این مطالعۀ تجربی، 18 سر موش صحرایی نر 2 ماهه از نژاد اسپراگ‌داولی با میانگین وزن 20±300 گرم انتخاب شدند. 12 سر از موش‌ها از طریق تزریق درون صفاقی محلول‌های STZ (با دوز 50 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن) دیابتی نوع یک شدند. این موش‌ها به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین دیابتی و کنترل دیابتی (هر گروه 6 سر) تقسیم شدند؛ یک گروه کنترل سالم (6 سر) نیز در نظر گرفته شد. گروه تمرینی 4 روز در هفته، به‌مدت 6 هفته به HIIT پرداختند. برای تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار گراف‌پد پریسم نسخۀ 5/9 و آزمون‌های آنوای یک‌طرفه و تعقیبی توکی استفاده‏ شد. سطح معناداری 05/0P≤  در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: محتوای ULK1 و FIP200 به‌دنبال 6 هفته تمرین HIIT، در بطن چپ افزایش معنی‌داری را نسبت به گروه کنترل سالم و کنترل دیابتی نشان داد (0001/0 P=).
نتیجه‌گیری: با توجه به افزایش پروتئین‌های ULK1 و FIP200 می‌توان نتیجه گرفت که تمرین HIIT می‌تواند مسیر اتوفاژی را فعال کند. بنابراین در تجویز این نوع تمرین برای آزمودنی‌های دیابتی باید شدت و مدت زمان تمرین را بررسی و مد نظر داشت.
عبدالله علاالدین احمد المعموری، کیوان شریف مرادی، موسی خلفی، زهرا پزشکی،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده

مقدمه: هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر دو نوع تمرین تناوبی و تداومی بر مارکرهای آپولیپوپروتئین M، TNF-α و IL-6 چربی احشایی در رتهای تغذیه‌ شده با رژیم غذایی پُرچرب است.
روش‌ها: 24 سر رت نر نژاد ویستار به‌طور تصادفی به چهار گروه رژیم غذایی استاندارد (ND)، پُرچرب (HFD)، پُرچرب با تمرین تداومی با شدت متوسط (HFD+MICT)، پُرچرب با تمرین تناوبی با شدت بالا (HFD+HIIT)، تقسیم شدند. گروه‌های HIIT و MICT به‌مدت 8 هفته، 5 جلسه در هفته، به فعالیت ورزشی مختص گروه خود پرداختند. پروتکل HIIT شامل 6 وهله‌ فعالیت 4 دقیقهای با شدت 90-85 درصد حداکثر سرعت و استراحت فعال 2 دقیقه‌ای و پروتکل MICT که با شدت 70-65 درصد حداکثر بود. مقادیر پروتئینی آپولیپوپروتئین M،  TNF-αو IL-6 چربی احشایی با استفاده از روش وسترن بلات اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: مصرف هشت هفته HFD، مقادیر پروتئینی آپولیپوپروتئین M، TNF-α و IL-6 چربی احشایی را نسبت به گروه ND افزایش داد (05/0P< ). در مقابل هر دو پروتکل HIIT و MICT منجر به کاهش معنی‌دار IL-6 چربی احشایی نسبت به گروه HFD شدند (001/0 =P). همچنین MICT موجب کاهش معنادار مقادیر پروتئینی آپولیپوپروتئین M چربی احشایی نسبت به گروه HFD شد (04/0 =P). با این حال، هر دو پروتکل ورزشی اثر معناداری بر TNF-α چربی احشایی نداشتند (05/0P< ). همچنین، تفاوت معنی‌داری بین گروه‌های تمرینی وجود نداشت (05/0P< ).
نتیجه‌گیری: تمرینات ورزشی منجر به بهبود ماکرهای التهابی بافت چربی در رتهای تغذیه شده با رژیم غذایی پُرچرب میشوند که تمرین تداومی با شدت متوسط ممکن است رویکرد مناسبتری باشد.


علیرضا باقری، مهدی مرادی، محمد ملکی پویا، بهرام عابدی،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده


مقدمه: چاقی یک بیماری چند عاملی است که بروز و بار آن بر جوامع در سراسر جهان رو به افزایش است. عملکرد جنسی در این بیماران از ابعاد مهمی است که اغلب نادیده گرفته می‌شود. لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر یک دوره تمرین استقامتی به ‌همراه تحریک الکتریکی بر بیان ژن برخی از نشان‌گرهای جنسی بافت بیضه موش‌های صحرایی چاق روزه‌دار بود.
روش‌ها: در این مطالعۀ تجربی کنترل‌ شده با گروه شاهد 40 سر موش صحرایی نر ویستار (8 هفته‌ای با وزن 19±200 گرم) پس القاء چاقی و افزایش وزن به‌طور تصادفی به 5 گروه 8 تایی کنترل، چاق روزه‌دار، روزه‌دار-تمرین استقامتی، روزه‌دار-تحریک الکتریکی و روزه‌دار-تمرین استقامتی-تحریک الکتریکی تقسیم شدند. گروه‌های مداخله برای یک دورۀ 4 هفته‌ای تحت فعالیت ورزشی استقامتی (با سرعت 10 تا 20 متر/دقیقه و مدت 20 تا 40 دقیقه)، تحریک الکتریکی (دستگاه فوت شوک برای 5/0 میلی‌آمپر و 20دقیقه) و روزه‌داری (8 به 16 ساعت) قرار گرفتند. پس از تمرین و بی‌هوشی، نمونه‌بردای بافتی صورت گرفت و پس از انجام فرایندهای ملکولی بیان ژن‌ها با استفاده از دستگاه Real time-PCR اندازه‌گیری شد. برای آنالیز داده‌ها از آزمون تحلیل واریانس دو‌طرفه در سطح معنی‌داری 05/0 >P و نرم‌افزار گراف‌پد استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد تمرین استقامتی منجر به افزایش معنی‌دار بیان ژن‌های 5αR و آروماتاز در موش‌های صحرایی چاق روزه‌دار نسبت به گروه چاق شد (0001/0 =P). همچنین تحریک الکتریکی و تلفیق آن با تمرین استقامتی منجر به افزایش معنی‌داری بیان ژن 5αR شد (0001/0 =P) اما در ژن آرماتاز این افزایش معنی‌داری نبود (377/0 =P).
نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد تمرین استقامتی و تحریک الکتریکی در حین روزه‌داری با افزایش بیان ژن‌های 5-آلفا ردوکتاز و آروماتاز در نمونه‌های چاق در سلامت جنسی آنها مؤثر بوده و منجر به بهبود آن می‌شود. همچنین تلفیقی از تحریک الکتریکی و تمرین ورزشی نیز می‌تواند اثرات مثبتی بر این روند داشته باشد اما نیازمند مطالعات بیشتری است.
 

صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb