29 نتیجه برای مرادی
شکوه اردوخانی، فرهاد زمانی، صدیقه مرادی،
دوره 12، شماره 4 - ( 2-1392 )
چکیده
مقدمه: حاملگی یک حالت مقاومت به انسولین در بافتهای محیطی زن باردار القا میکند، از طرف دیگر، شیردهی ممکن است از ایجاد سندرم متابولیک در آینده پیشگیری نماید. با توجه به اهمیت سندرم متابولیک، هدف از این مطالعه، ارتباط تعداد حاملگی و طول مدت شیردهی با شیوع سندرم متابولیک در مادران 70-40 ساله بود.
روشها: اطلاعات کلیه مادران 40 تا 70 سال مرکز تحقیقات جمعیت آمل براساس چک لیست طراحی شده به دست آمده و سپس مادرانی که حداقل یک بار حاملگی داشتهاند پس از کسب رضایتنامه وارد مطالعه شده و از نظر وجود سندرم متابولیک طبق معیارهای (Nationa Cholesterol Education Program, Panel III) NCEP.ATP III بررسی شدند. سایر اطلاعات نیز مانند سن، تعداد حاملگی، طول مدت شیردهی از طریق پرونده پزشکی مادران و پرسش از آنها استخراج شد. دادهها با استفاده از SPSS ویرایش 16 آنالیز شد. سطح معناداری آزمونها p-value کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها: در نهایت 978 نفر وارد مطالعه شدند. میانگین سنی این افراد در زمان ورود به مطالعه 8/7±53/24 سال و میانگین نمایه توده بدنی افراد kg/m2 5/20±31/42 بود. از کل افراد، (3/31%) 306 بیمار دچار پرفشاری خون بودند و (9/38%) 380 نفر به دیابت مبتلا بودند. هر نفر به طور میانگین 26/2±71/4 حاملگی داشت. میانگین متوسط طول مدت شیردهی در کل مادران 53/19±55/81 ماه بود. در گروهی که 4 یا کمتر بارداری داشتند ارتباط معنیداری بین مدت شیردهی و سندرم متابولیک و اجزا آن به جز افزایش تریگلیسرید مشاهده نشد. در کل افراد مورد مطالعه نیزافزایش مدت زمان شیردهی ارتباط معنی داری با بروزسندرم متابولیک نداشت(9/0=P)، ولی تعداد حاملگی ارتباط آماری معنی دار مثبت با بروز سندرم متابولیک داشتند (00/0P=).
نتیجهگیری: تعداد حاملگیهای بیش از4 مورد علیرغم افزایش مطلق مدت شیردهی، ارتباط مستقیم و معنیداری با وجود سندرم متابولیک دارند.
شهاندخت نجم آبادی، مرضیه نجومی، مازیار مرادی لاکه، حسن شجاعی باغینی،
دوره 13، شماره 5 - ( 4-1393 )
چکیده
مقدمه: شناخت روشهای رژیم غذایی درمانی و مصرف گیاهان دارویی در بیماران دیابتی و خوددرمانیهای بهکار گرفته شده توسط بیماران در کنترل و بهبود بیماری، حائز اهمیت است.
هدف: هدف اصلی دراین مطالعه تعیین مداخلات خوددرمانیها با استفاده از گیاهان تغذیهای دارویی رایج و روشهای مصرف گیاهان، جهت کاهش قندخون و کنترل بیماری که بیماران مبتلا به دیابت استفاده داشتهاند، بوده است.
روشها: این مطالعه به روش توصیفی مقطعی، تعداد 502 نفر بزرگسالان مبتلا به دیابت مراجعه کننده به کلینیکهای دیابت مراکز بهداشتی درمانی تابع مرکز بهداشت جنوب تهران، شهرستان اسلامشهر و کلینیک دیابت مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم بیمارستان فیروزگر، بهصورت نمونه گیری خوشهای تصادفی انتخاب شدند. گردآوری اطلاعات به روش پرسشگری حضوری با استفاده از پرسشنامه تخصصی تنظیم شده، توسط پرسشگران آموزش دیده کارشناسان تغذیه، انجام شد.
یافتهها: ابتلا به دیابت نوع دو 8/83% بیماران مراجعه کننده (غیروابسته به انسولین) و 3/70% بیماران رژیم غذایی و داروهای خوراکی وگیاهان دارویی برای کنترل بیماری خود مصرف داشتند. گیاهان تغذیهای دارویی رایج دارچین در 1/34%، گیاهان شنبلیله 7/13%، سیر 6/28%، شوید 8/28%، زنجبیل 8/17% بیماران برای کاهش قندخون استفاده داشتند. ارتباط معنیداری بین سطح تحصیلات، سن و سابقه ابتلا به دیگر بیماریهای مزمن در بیماران و خوددرمانی گیاهی دیده شد.
نتیجهگیری: مصرف گیاهان تغذیهای مفید در کاهش قندخون و کاهش پروفایلهای چربی بهطور تواماً بیشترین موارد خوددرمانی مصرف گیاهان تغذیهای در کنترل بیماری بوده است.
فتاح مرادی،
دوره 14، شماره 4 - ( 2-1394 )
چکیده
مقدمه: سطوح رسیستین و مقاومت انسولینی در انسانهای چاق افزایش مییابد. زندگی کمتحرک نیز با خطر بالای افزایش مقاومت انسولینی همراه است. هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر دوازده هفته تمرین هوازی بر سطوح رسیستین سرم و شاخصهای آدیپونکتین-رسیستین (AR)، مدل ارزیابی هومئوستاز-آدیپونکتین (HOMA-AD) و IRAR در مردان چاق کمتحرک است. روشها: در یک کارآزمایی نیمهتجربی، 21 مرد چاق کمتحرک بهطور تصادفی به دو گروه تمرین هوازی (10 نفر، 2/3±8/27 سال، 1/7±5/93 کیلوگرم، 4/3±7/31 درصد چربی، نمایه توده بدن 5/3±0/32 کیلوگرم بر متر مربع) و کنترل (11 نفر، 1/3±1/27 سال، 0/6±7/94 کیلوگرم، 1/3±2/31 درصد چربی، 3/3±2/32 کیلوگرم بر متر مربع) تقسیم شدند. ویژگیهای عمومی آزمودنیها، سطوح رسیستین سرم و شاخصهای AR، HOMA-AD و IRAR قبل و پس از دوره تمرین اندازهگیری شد. تمرین هوازی شامل دوازده هفته تمرین رکاب زدن روی چرخ کارسنج (3 جلسه تمرین در هفته، شدت 60 تا 70 درصد ضربان قلب ذخیره، مدت 20 تا 40 دقیقه در هر جلسه) بود. تجزیه و تحلیل دادهها با بهکارگیری نرمافزار آماری SPSS-16 صورت گرفت. سطح معنیداری 05/0>p در نظر گرفته شد. یافتهها: پس از دوره تمرین، سطوح رسیستین سرم (016/0=P)، HOMA-AD (007/0=P)، AR (020/0=P) و IRAR (003/0=P) کاهش یافت، اما در مورد هیچکدام از شاخصهای مذکور در گروه کنترل تغییر معنیداری مشاهده نشد (05/0
مائده مرادی، فهیمه حقیقت دوست، آوات فیضی، لیلا آزادبخت،
دوره 15، شماره 3 - ( 12-1394 )
چکیده
مقدمه: در مورد نقش کوآنزیم کیوتن در دیابت مطالعات متعددی منتشر گردیده است که در بسیاری از آنها نتایج ضد و نقیضی گزارش شده است. این متاآنالیز بر روی مطالعات کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده و با هدف بررسی اثر مکمل یاری با کوآنزیم کیوتن بر بیومارکرهای دیابت صورت گرفته است.
روشها: این مطالعه بهصورت مروری نظاممند و متاآنالیز بر روی مقالات منتشر شده بین سالهای 1998 تا دسامبر 2015 و براساس پایگاههای معتبر اطلاعات پزشکی شاملPubmed, EMBASE, Science direct, ISI web of science وGoogle Scholar انجام شد. در مجموع، نتیجه جستجوی پایگاهها به 16 مقاله رسید که اثرات کوآنزیم کیوتن را بر بیومارکرهای قند خون ناشتا (14n=)، انسولین ناشتا (5n=) و هموگلوبین گلیکوزیله (11n=) گزارش کرده بودند. در محاسبه میانگین اثر از SD استفاده شد. فاصله اطمینان 95% در نظر گرفته شد.
یافتهها: متاآنالیز انجام شده بر روی مطالعاتی که تأثیر مکمل یاری را بر روی قند خون ناشتا گزارش کرده بودند نشان میدهد که مکمل یاری کوآنزیم کیوتن منجر به کاهش قابل توجه قند خون ناشتا میشود (میانگین تغییرات: mg/dL20/0- و 95% فاصله اطمینان: 02/0- و - 38/0- ). با این وجود اثر مکمل یاری بر هموگلوبین گلیکوزیله و انسولین ناشتا قابل ملاحظه نبود (میانگین تغییرات: % 22- و 95% فاصله اطمینان: 12/0 و 22/0-) و (میانگین تغییرات: pmol/l12/0 و 95% فاصله اطمینان: 44/0 و 21/0-).
نتیجهگیری: مکمل یاری با کوآنزیم کیوتن منجر به کاهش سطوح هموگلوبین گلیکوزیله و انسولین ناشتا نشد. با این وجود توانست بهطور قابل ملاحظهای منجر به کاهش سطوح قند خون ناشتا شود. کاهش قابل ملاحظه قند خون ناشتا که در این مطالعه، از نظر آماری معنیدار بوده است، اما هر مطالعهای با حجم بالا نهایتاً تفاوتهای جزیی نیز از نظر آماری معنیدار میشوند حال آنکه این تفاوت و کاهش از نظر بالینی معنیدار، قابل ملاحظه و کاربردی نمیباشد.
موسی خلفی، علی اصغر رواسی، فاطمه شب خیز، محمد مرادی، یاشار زارعی،
دوره 15، شماره 4 - ( 2-1395 )
چکیده
مقدمه: ایرزین بهعنوان مایوکاینی ترشح شده با فعالیت ورزشی شناخته شده است که نقش مهمی در متابولیسم انرژی و تنظیم بیماریهای متابولیک مانند دیابت ایفا میکند. هدف از پژوهش حاضر مقایسه تأثیر دو نوع فعالیت ورزشی تناوبی با شدت بالا و تداومی با شدت متوسط بر سطوح ایرزین سرم و پروتئین جداکننده -1 (UCP-1) چربی زیرپوستی در رتهای نر دیابتی است.
روشها: پژوهش حاضر، تجربی با طرح پسآزمون با گروه کنترل بود. در این مطالعه 29 سر رت نر دیابتی (12 هفته سن و با وزن 220-240 گرم) به 5 گروه: بلافاصله و 2 ساعت پس از فعالیت ورزشی تناوبی با شدت بالا (HIIE0, HIIE2)، بلافاصله و 2 ساعت پس از فعالیت ورزشی تداومی با شدت متوسط(MICE0, MICE2) و کنترل (C) تقسیم شدند. هر دو گروه MICE با شدت 65-60% حداکثر اکسیژن مصرفی بهمدت 40 دقیقه و هر دو گروه HIIE با شدت 90-95% حداکثر اکسیژن مصرفی در12 تناوب 1 دقیقهای با فواصل استراحتی 1 دقیقهای به فعالیت روی نوار گردان پرداختند. از روش ELISA برای اندازهگیری ایرزین سرم و UCP-1 چربی زیرپوستی استفاده گردید. از آزمون ANOVA و تست تعقیبی توکی برای تحلیل دادهها استفاده و سطح معنیداری 05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها: تحلیل دادهها نشان داد، سطوح ایرزین سرم در گروه HIIE0 و UCP-1 چربی زیرپوستی در گروه HIIE2 نسبت به گروه کنترل افزایش معنیداری داشتند (05/0P≤). با اینحال، بین دیگر گروههای تحقیق تفاوت معنیداری وجود نداشت (05/0P>).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد، فعالیت ورزشی تناوبی با شدت بالا نسبت به فعالیت ورزشی تداومی با شدت متوسط نقش بارزتری در تغییرات معنیدار سطوح سرمی ایرزین و UCP-1چربی زیرپوستی در رتهای دیابتی داشته باشد.
محمد مرادی، علی اصغر رواسی، موسی خلفی، وحید طالبی،
دوره 17، شماره 3 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه: نسفاتین-1 بهعنوان پپتیدی که در اشتها و هوموستاز گلوکز دخالت دارد شناخته شده است. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر فعالیت ورزشی حاد بر بیان ژن نسفاتین-1 در رتهای دیابتی است.
روشها: در این مطالعه رتهای نر ویستار دیابتی با STZ ( 12 هفته سن و با وزن 240-220 گرم) بهکار برده شدند. حیوانات به 4 گروه تمرین تناوبی پُر شدت (HIIE-0) و کنترل (C-0)، (که بلافاصله پس از تمرین کشته شدند) و تمرین تناوبی پُر شدت (HIIE-2) و کنترل (C-2)، (که دو ساعت پس از تمرین کشته شدند)، تقسیم شدند. گروه HIIE با سرعت 25 و 14 متر در دقیقه در 12 تناوب یک دقیقهای به فعالیت روی تردمیل پرداختند.
یافتهها: پس از برداشتن هیپوتالاموس، استخراج RNA، RT.PCR انجام شد. از آزمون T مستقل برای تحلیل دادهها استفاده و سطح معناداری 01/0 در نظر گرفته شد. فعالیت ورزشی موجب افزایش معنادار بیان ژن در گروه HIIE-0 (001/0P= ) شد اما تغییرات گروه HIIE-2 معنادار نشد (234/0P= ).
نتیجهگیری: یک جلسه فعالیت تناوبی پُر شدت موجب افزایش بیان هیپوتالاموسی نسفاتین-1 در رتهای نر ویستار دیابتی، بلافاصله پس از تمرین میشود.
زهرا مرادی، مهرناز السادات راوری، عفت فرخی، مرتضی هاشم زاده چالشتری،
دوره 19، شماره 1 - ( 11-1398 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو شرایط التهابی مزمنی است که آمیزهای از عوامل ژنتیکی و محیطی در آن نقش دارد. فاکتور نکروز توموری آلفا یا TNF- α بهعنوان یک سایتوکاین پیش التهابی مترشحه از بافت چربی با تأثیر بر مسیر سیگنالینگ انسولین میتواند در ایجاد مقاومت به انسولین در بیماران دیابت نوع دو نقش داشته باشد. با توجه اهمیت تغییرات اپی ژنتیک در ایجاد بیماریهای چند عاملی، این مطالعه با هدف بررسی متیلاسیون پروموتر ژن TNF-α در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو و مقایسهی آن با افراد غیر دیابتی انجام گردید.
روشها: این مطالعه بر روی 61 بیمار دیابت نوع دو و 31 فرد غیر دیابتی انجام شد. بیماران شامل دو گروه مبتلایان کمتر از 5 سال و مبتلایان بیشتر از 5 سال بودند. گروهها از نظر ویژگیهای دموگرافیک همسان بودند. پروفایل لیپیدی با کیتهای استاندارد اندازهگیری شد. سپس ناحیهی پروموتر ژن TNF-ɑ به روش تیمار با بیسولفیت، انجام Nested PCR و نهایتاً تعین توالی بررسی گردید.
یافتهها: در مطالعهی ما ارتباطی بین متیلاسون مناطق CpG پروموتر ژن TNF-ɑ در گروههای مورد مطالعه مشاهده نشد. همچنین بین زنان و مردان در ارتباط با متیلاسیون پروموتر ژن TNF-ɑ درگروههای دیابتی و غیر دیابتی تغییری مشاهده نگردید.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد تغییرات اپی ژنتیکی سایتوکاینهایی که در ایجاد مقاومت به انسولین در بیماران دیابتی نوع دو نقش دارند در نمونهی خون محیطی محسوس نیست و در این رابطه احتمالاً بافتهای دیگر باید مورد بررسی قرار گیرند.
محسن کچویی، سحر شاهمرادی،
دوره 19، شماره 2 - ( 11-1398 )
چکیده
کامبیز مرادی، مسعود جوکار،
دوره 19، شماره 6 - ( 6-1399 )
چکیده
ابوذر رمضانی، لیلا شاهمرادی، فریدون آزاده، فاطمه شیخ شعاعی، رشا اطلسی، نازلی نمازی، باقر لاریجانی،
دوره 20، شماره 1 - ( ویژه نامه گرامیداشت 25 سال فعالیت 1399 )
چکیده
مقدمه: همکاریهای علمی باعث افزایش بهرهوری علمی میشود. هدف مطالعه حاضر ترسیم شبکهی همکاری علمی تحقیقات پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران در دو پایگاه استنادی است.
روشها: این پژوهش از نوع توصیفی- مقطعی و به روش علمسنجی انجام شده است. جامعهی پژوهش شامل کل مقالات پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم (EMRI) در پایگاههای هستهی Web of Science و Scopus از سال 2002 تا 30 اکتبر 2020 بود. برای تجزیهوتحلیل دادهها از آمار توصیفی و نرمافزارهایExcel ، HistCite ، VOSviewer وScientoPy استفاده شد.
یافتهها: مجموعاً 4190 رکورد با وابستگی سازمانی پژوهشگاه در دو پایگاه بینالمللی نمایه گردیده که 89480 استناد به آنها شده است. بهطور متوسط هر مقاله 3/21 استناد دریافت کرده است. محققان پژوهشگاه تحقیقات خود را در 1118 مجله منتشر کردند. روند رشد سالانه انتشار تولیدات علمی پژوهشگاه در دو پایگاه Web of Science و Scopus بهترتیب 3/20 و 7/22 درصد بود. در انتشار مقالات مجموعاً 17662 نویسنده از 186 کشور مشارکت داشتند. در این مطالعه الگوی هم تألیفی (وابستگی سازمانی و کشور) و کلید واژهها (بسامد واژگان) طبقهبندی و مصورسازی شدند.
نتیجهگیری: این یافتهها الگوی همکاریها در مقالات پژوهشگاه را تعیین کرد که در نتیجهی همکاریهای بینالمللی، تعامل با کشورهای پیشرو و همکاریهای بین رشتهای، جریان دانش میان محققان پژوهشگاه افزایش مییابد. مطالعات دیگری برای تهیه تصویری جامع از شبکهی همکاریها پیشنهاد میشود تا وضعیت موجود را با سایر شاخصهای تحلیل شبکهی اجتماعی تحلیل نمایند.
مهناز امیدی، پریا ویسمرادی،
دوره 21، شماره 6 - ( 12-1400 )
چکیده
مقدمه: آدیپولین یک نوع هورمون است که از سلولهای چربی ترشح میشود و بهعنوان یک تنظیم کنندهی متابولیک با خواص ضدالتهابی عمل میکند و میزان آن از طریق وضعیت چاقی، دیابت و التهاب کاهش مییابد.از اینرو پژوهش حاضر با هدف مقایسهی اثر تمرینات هوازی با شدت بالا و شدت متوسط بر سطوح سرمی آدیپولین و برخی شاخصهای سندرم متابولیک در زنان چاق انجام شد.
روشها: در این تحقیق نیمه تجربی، تعداد 36 نفر بهصورت تصادفی در سه گروه 12 نفره (2 گروه تجربی و یک گروه کنترل) تقسیم شدند. گروه تمرین هوازی با شدت 85-95 درصد ضربان قلب بیشینه، هر جلسه بهمدت 33 دقیقه روی تردمیل بهصورت متناوب راه رفتن و دویدن را اجرا کردند و گروه تمرین با شدت 50-70 درصد ضربان قلب بیشینه، 41 دقیقه بهصورت مداوم راه رفتند (مدت تمرینات برای 2 گروه 8 هفته و 3 جلسه در هفته بود و گرو کنترل در این مدت فعالیتی نداشتند). از آزمونهای آماری تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معنیداری (05/0P>) استفاده شد.
یافتهها: تمرینات هوازی با شدت بالا سبب افزایش معنیدار سطوح آدیپولین سرمی (001/0P=)، کاهش مقادیر کلسترول تام (020/0P=)، تریگلیسیرید (021/0P=) و مقاومت به انسواین(001/0P=)گردید؛ همچنین یافته ها حاکی از عدم اختلاف معنیداری در مقادیر لیپوپروتئین پرچگال(615/0P=)، لیپو پروتئین کم چگال(604/0P=) و فشارخون(269/0P=) در 3 گروه مورد مطالعه بود و تمرین هوازی با شدت متوسط بر سطح سرمی آدیپولین نمونه مؤثر نبود (192/0P=)، فقط گلوکز (025/0P=) تریگلیسرید (010/0P=)، فشارخون سیستولیک (028/0P=) و انسولین (043/0P=) کاهش یافته است و میزان کلسترول، لیپوپروتئین کم چگال و لیپوپروتئین پرچگال تغییر معناداری نداشتهاند.
نتیجهگیری: در پایان میتوان گفت بهنظر میرسد افراد برای افزایش میزان آدیپولین بهعنوان شاخص بهبود دهنده حساسیت انسولینی و همچنین بهبود شاخصهای سندرم متابولیک میتوانند از تمرینات هوازی با شدت بالا بهره ببرند.
فریده مرادی، ندا آقایی بهمنبگلو، حبیب اصغرپور، سعیده شادمهری،
دوره 22، شماره 5 - ( 10-1401 )
چکیده
مقدمه: پروتئین ﮐﯿﻨﺎز ﻓﻌﺎلﮐﻨﻨﺪهی اﺗﻮﻓﺎژی-1 شبه Unc-52 (ULK1) و ﭘﺮوﺗﺌﯿﻦ ﺗﻌﺎﻣﻞﮐﻨﻨﺪه ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮاده ﮐﯿﻨﺎزﻫﺎی ﭼﺴﺒﺎن ﻣﺮﮐﺰی ﺑﺎ وزن 200 ﮐﯿﻠﻮداﻟﺘﻮن (FIP200) نقشی اساسی در کنترل اتوفاژی و حجم عضلانی دارند. هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر تمرین استقامتی بر محتوای درون سلولی پروتئینهای ULK1 و FIP200 در بطن چپ رتهای مبتلا به دیابت نوع یک است.
روشها: در این مطالعهی تجربی، 18 سر رت نر 2 ماهه از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزن 20±300 گرم انتخاب شدند. 12 سر از رتها از طریق تزریق درون صفاقی محلولهای استرپتوزوتوسین دیابتی شدند. این رتها به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین دیابتی و کنترل دیابتی (هر گروه 6 سر) تقسیم شدند؛ یک گروه کنترل سالم (6 سر) نیز در نظر گرفته شد. گروه تمرینی 4 روز در هفته، بهمدت 6 هفته به تمرین استقامتی پرداختند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخهی 23 و آزمونهای آنوای یکطرفه و تعقیبی توکی استفاده شد.
یافتهها: محتوای ULK1 (افزایش) و FIP200 (کاهش) بهدنبال تمرین استقامتی، در بین گروههای تحقیق در بطن چپ تغییر معنیداری را نشان داد (0001/0P=). آزمون تعقیبی توکی نشان داد این تغییر معنیدار بین جفت گروههای تمرین دیابتی نسبت به کنترل دیابتی، گروههای تمرین دیابتی نسبت به سالم و همچنین گروههای کنترل دیابتی نسبت به سالم است (05/0P≤).
نتیجهگیری: تمرین استقامتی نشان داد که میتواند با افزایش ULK1 و کاهش FIP200 ماهیتی دوگانه برای کنترل اتوفاژی در آزمودنیهای دیابتی داشته باشد. در کل، نیاز به بررسیهای بیشتر در زمینهی فیزیولوژی ورزشی بر پروتئینهای مسئول اتوفاژی بهویژه در آزمودنیهای دیابتی نوع یک است.
شهره نادری مقام، زهرا عبداللهی، پریسا ترابی، علیرضا مهدوی هزاوه، محمد مرادی، بهزاد ولی زاده، الهه عزتی، افشین استوار،
دوره 22، شماره 5 - ( 10-1401 )
چکیده
مقدمه: کاهش رشد بروز و شیوع بیماریهای غیرواگیر و بار این بیماریها ازطریق انجام مداخلات و اتخاذ سیاستهای لازم برای کاهش شیوع عوامل خطر رفتاری آنها شامل تغذیه ناسالم، فعالیت بدنی ناکافی و مصرف دخانیات
روشها: در این مقاله مروری، مستندات و گزارشهای موجود در وزارت بهداشت؛ برنامههای تدوین شده؛ توصیههای سازمانهای ملی و بینالمللی، نتایج بهدست آمده از پایش و ارزشیابیهای انجام شده و «سند ملی پیشگیری و کنترل بیماریهای غیرواگیر و عوامل خطر مربوطه در جمهوری اسلامی ایران از 1394 تا 1404» بررسی و به هر یک از سه عامل خطر اصلی تغذیه ناسالم، فعالیت بدنی ناکافی و مصرف دخانیات (مصرف زیانبار الکل، در مقاله دیگری بررسی شده است)، به تفکیک در بخشهای تشریح وضعیت موجود، سیاستها و مداخلات اجراشده، نتایج بهدست آمده و برنامههای آتی پرداخته شده است.
یافتهها: مداخلات و سیاستهای بهعمل آمده برای دستیابی به اهداف مندرج در «سند ملی پیشگیری و کنترل بیماریهای غیرواگیر و عوامل خطر مربوطه در جمهوری اسلامی ایران از 1394 تا 1404» در حیطه تغذیه ناسالم، باعث اصلاح استانداردهای موادغذایی شده است. مداخلات در حیطه فعالیت بدنی، موجب 1/5 درصد کاهش شیوع نسبی کمتحرکی در جامعه و مداخلات در حیطه مصرف دخانیات، موجب کاهش کلی 44/7 درصدی در مصرف دخانیات بین افراد ایرانی بالای 18 سال شده است ولیکن کاهشی درمورد مصرف قلیان رخ نداده بلکه مصرف آن در سال 1400 نسبت به سال 1390، 28 درصد افزایش داشته است.
نتیجهگیری: باتوجه به یافتههای بهدست آمده، دستیابی کامل به اهداف مندرج در سند فوقالذکر حاصل نشده است، لذا باید مداخلات و سیاستهای جدیدی توسط دستاندرکاران بهکارگرفته شود.
موسی خلفی، مرضیه فرامرزی، کیوان شریف مرادی،
دوره 23، شماره 2 - ( 3-1402 )
چکیده
مقدمه: CTRP3 بهعنوان هورمون ضد التهابی مشتق شده از بافت چربی شناخته شده است که منجر به بهبود مقاومت به انسولین میشود. با این وجود، آثار تمرین ورزشی بر این آدیپوکاین درک نشده است. از اینرو، هدف فراتحلیل حاضر بررسی تأثیر تمرین ورزشی بر مقادیر گردش خونی CTRP3 در افراد با اختلالات متابولیکی بود.
روشها: جستجوی جامع در پایگاههای اطلاعاتی pubmed و web of science تا اکتبر 2022 (مهرماه 1401) با استفاده از کلید واژههای «تمرین ورزشی» و «CTRP3» انجام شد. معیارهای ورود به تحقیق حاضر شامل دارا بودن مطالعات انسانی با اختلالات متابولیکی، مداخلۀ تمرین ورزشی و مقادیر گردش خونی CTRP3 بود. تفاوت میانگین استاندارد شده (SMD) و فاصلۀ اطمینان 95 درصد با استفاده از روش تصادفی محاسبه شد.
یافتهها: در مجموع 9 مطالعه شامل 12 مداخلۀ ورزشی و 365 آزمودنی مبتلا به اختلالات متابولیکی وارد فراتحلیل شدند. نتایج تحلیل دادهها نشان داد که تمرین ورزشی منجر به افزایش معنیدار CTRP3 شد [03/0P=، (10/1 الی 03/0CI: ) 57/0]. همچنین، نتایج آزمون I2 ناهمگونی بالا و معنیداری (001/0, P=59/84I2=) و نتایج آزمون Egger سوگیری معنیداری انتشار (001/0P=) را نشان دادند.
نتیجهگیری: تمرین ورزشی با اندازه اثر متوسط منجر به افزایش معنیدار مقادیر گردش خونی CTRP3 در افراد با بیماریهای متابولیکی و قلبی عروقی میشود که ممکن است یک میانجی برای اثرات مفید تمرینات ورزشی باشد.
فرناز عنصری، مینا اکبری راد، مریم عمادزاده، علی مرادی، محمدجواد مجاهدی، علیرضا شریعتی، محمدعلی یعقوبی،
دوره 23، شماره 3 - ( 6-1402 )
چکیده
مقدمه: نفروپاتی دیابتی علت اصلی ایجاد بیماری کلیه مرحلۀ آخر (ESRD) در بیماران دیابتی است. تا کنون مارکرهای التهابی متعددی مرتبط با نفروپاتی دیابتی شناخته شدهاند و شناسایی اندکسهایی با اندازهگیری آسان و در دسترس ضرورت دارد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط میان نسبت نوتروفیل به لنفوسیت (NLR) و حجم متوسط پلاکتی (MPV) با نفروپاتی دیابتی انجام گردید.
روشها: این مطالعۀ مقطعی در سالهای 1400 الی 1401 در کلینیک بیماریهای غدد و داخلی بیمارستان قائم (عج) شهر مشهد انجام گردید. بیماران مبتلا به دیابت نوع دو براساس نتایج آزمایشها، به دو گروه مبتلا به نفروپاتی (آلبومین ادراری بیشتر از mg/24h 30 یا GFR کمتر 60) و بدون نفروپاتی تقسیم شدند. مشخصات دموگرافیک و نتیجۀ آزمایشات بیماران بین دو گروه مقایسه شد.
یافتهها: مجموعا 100 بیمار، شامل 50 بیمار با و 50 بیمار دیابتی بدون نفروپاتی دیابتی مورد مطالعه قرار گرفتند. مبتلایان به نفروپاتی دیابتی به شکل معنیداری مسنتر بوده، مدت زمان طولانیتری از تشخیص دیابت آنها گذشته بود و فشار خون آنها نیز بالاتر بود (05/0 >P). توزیع جنسیت، قد، وزن و BMI در بیماران دو گروه تفاوت معنیداری نداشت (05/0 <P). شمارش مطلق نوتروفیل در دو گروه تفاوت معنیداری نداشت (141/0 =P). اما MPV، درصد نوتروفیل و نهایتاً NLR در مبتلایان به نفروپاتی، به شکل معنیداری، بیشتر از بیماران بدون نفروپاتی بود (05/0 >P).
نتیجهگیری: براساس یافتههای این مطالعه، درصد نوتروفیل و نسبت نوتروفیل به لنفوسیت در بیماران دیابتی مبتلا به نفروپاتی دیابتی بالاتر از بیماران دیابتی فاقد نفروپاتی دیابتی است.
موسی خلفی، امیر قنبرپورنصرتی، کیوان شریف مرادی،
دوره 23، شماره 4 - ( 8-1402 )
چکیده
مقدمه: فتوئین-A بهعنوان یک هپاتوکین نقش مهمی در تنظیم متابولیسم بدن ایفا میکند که با بیماریهای قلبی-عروقی افزایش مییابد. از اینرو، هدف فراتحلیل حاضر بررسی تأثیر تمرین ورزشی بر سطوح فتوئین-A در افراد با بیماریهای متابولیکی و کلیوی بود.
روشها: جستجوی نظاممند در پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Web of Science و همچنین Google Scholar تا آبان 1401 (November 2022) با استفاده از کلید واژههای «تمرین ورزشی» و «فتوئین-A» انجام شد. برای تعیین اندازه اثر، تفاوت میانگین استاندارد شده (SMD) و فاصلۀ اطمینان 95% با استفاده از نرمافزار CMA2 محاسبه شد. ناهمگونی با استفاده از آزمون I2 و سوگیری انتشار با تحلیل بصری فونل پلات و آزمون Egger بررسی شدند. بررسی کیفیت مطالعات وارد شده به فراتحلیل با استفاده از چک لیست PEDRO انجام شد.
یافتهها: در مجموع 16 مطالعه شامل 21 مداخله ورزشی و 554 آزمودنی مبتلا به دیابت نوع 2، چاق و بیماری کلیوی وارد فراتحلیل شدند. تمرین ورزشی منجر به کاهش معنی دار سطوح فتوئین-A [001/0p= ،(51/0- الی 35/1CI: -) 93/0-] شد. ناهمگونی بالا (001/0, p=24/89I2=) و همچنین سوگیری معنی داری (001/0(p= وجود داشت. نتایج تحلیل زیر گروهی براساس نوع تمرین ورزشی نشان داد که تمرین هوازی منجر به کاهش معنی دار فتوئین-A می¬شود (001/0p=) در حالی که کاهش این نشانگر با تمرین ترکیبی معنی دار نبود (33/0=p).
نتیجهگیری: تمرین ورزشی بهویژه تمرین هوازی منجر به کاهش سطوح فتوئین-A در بیماران متابولیکی میشود که ممکن است در آثار مفید تمرینهای ورزشی نقش داشته باشد.
ستاره مرادی وفا، حامد قیامی تکلیمی، علی همتی عفیف، محمدجواد پوروقار، زهرا بهرام،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
مقدمه: تمرینهای تناوبی با شدت بالا (HIIT) و مصرف عصارههای گیاهی احتمالاً اثرات سودمندی بر شاخصهای التهابی دارد. هدف از مطالعۀ حاضر تأثیر هشت هفته تمرینهای تناوبی شدید و مصرف عصارۀ برگ لوکوات بر سطوح سرمی TNF-α و اینترلوکین 18 در مردان چاق مبتلا به کبد چرب غیرالکلی بود.
روشها: در این مطالعۀ نیمهتجربی، 40 مرد مبتلا به کبد چرب غیرالکلی دارای نمایۀ تودۀ بدنی (82/1±92/33) بهطور تصادفی به چهار گروه کنترل، تمرین، عصاره، عصاره+تمرین، هر گروه 10 نفر تقسیم شدند. تمرینها بهمدت 8 هفته و سه جلسه در هفته بهمدت 60 دقیقه با شدت بین 80-95 درصد ضربان قلب ذخیره انجام شد. بهمدت هشت هفته، روزی دو عدد کپسول250 میلیگرمی عصارۀ برگ لوکوات نیز تجویز شد. از آزمون تی زوجی و تحلیل کوواریانس استفاده شد.
یافتهها: کاهش معنادار سطوح TNF-α (3/15%) و اینترلوکین 18 (9/14%) در گروه تمرین+عصاره مشاهده شد (05/0P≤). اختلاف معناداری در سطوح TNF-α (001/0 =P) و اینترلوکین 18 (001/0 =P) بین گروهها بهدست آمد که این تغییرات در گروه عصاره+تمرین نسبت به گروههای تمرین و عصاره بزرگتر است.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد انجام تمرینها تناوبی شدید همراه با مصرف عصارۀ برگ لوکوات قادر به بهبود شاخصهای TNF-α و اینترلوکین 18 مرتبط با کبد چرب در افراد مبتلا به بیماری کبد چرب غیرالکلی خواهد شد. با این حال تأیید این فرضیه نیازمند پژوهشهای بیشتر است.
فریده مرادی، ندا آقایی بهمنبگلو، سعیده شادمهری، حبیب اصغرپور،
دوره 24، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده
مقدمه: دیابت با اختلال در مسیر اتوفاژی میتواند باعث بروز عوارض جدی قلبی و عروقی شود. هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) بر محتوای درون سلولی پروتئینهای اتوفاژی در بافت بطن چپ قلب موشهای صحرایی مبتلا به دیابت نوع یک است.
روشها: در این مطالعۀ تجربی، 18 سر موش صحرایی نر 2 ماهه از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزن 20±300 گرم انتخاب شدند. 12 سر از موشها از طریق تزریق درون صفاقی محلولهای STZ (با دوز 50 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن) دیابتی نوع یک شدند. این موشها به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین دیابتی و کنترل دیابتی (هر گروه 6 سر) تقسیم شدند؛ یک گروه کنترل سالم (6 سر) نیز در نظر گرفته شد. گروه تمرینی 4 روز در هفته، بهمدت 6 هفته به HIIT پرداختند. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزار گرافپد پریسم نسخۀ 5/9 و آزمونهای آنوای یکطرفه و تعقیبی توکی استفاده شد. سطح معناداری 05/0P≤ در نظر گرفته شد.
یافتهها: محتوای ULK1 و FIP200 بهدنبال 6 هفته تمرین HIIT، در بطن چپ افزایش معنیداری را نسبت به گروه کنترل سالم و کنترل دیابتی نشان داد (0001/0 P=).
نتیجهگیری: با توجه به افزایش پروتئینهای ULK1 و FIP200 میتوان نتیجه گرفت که تمرین HIIT میتواند مسیر اتوفاژی را فعال کند. بنابراین در تجویز این نوع تمرین برای آزمودنیهای دیابتی باید شدت و مدت زمان تمرین را بررسی و مد نظر داشت.
عبدالله علاالدین احمد المعموری، کیوان شریف مرادی، موسی خلفی، زهرا پزشکی،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه: هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر دو نوع تمرین تناوبی و تداومی بر مارکرهای آپولیپوپروتئین M، TNF-α و IL-6 چربی احشایی در رتهای تغذیه شده با رژیم غذایی پُرچرب است.
روشها: 24 سر رت نر نژاد ویستار بهطور تصادفی به چهار گروه رژیم غذایی استاندارد (ND)، پُرچرب (HFD)، پُرچرب با تمرین تداومی با شدت متوسط (HFD+MICT)، پُرچرب با تمرین تناوبی با شدت بالا (HFD+HIIT)، تقسیم شدند. گروههای HIIT و MICT بهمدت 8 هفته، 5 جلسه در هفته، به فعالیت ورزشی مختص گروه خود پرداختند. پروتکل HIIT شامل 6 وهله فعالیت 4 دقیقهای با شدت 90-85 درصد حداکثر سرعت و استراحت فعال 2 دقیقهای و پروتکل MICT که با شدت 70-65 درصد حداکثر بود. مقادیر پروتئینی آپولیپوپروتئین M، TNF-αو IL-6 چربی احشایی با استفاده از روش وسترن بلات اندازهگیری شد.
یافتهها: مصرف هشت هفته HFD، مقادیر پروتئینی آپولیپوپروتئین M، TNF-α و IL-6 چربی احشایی را نسبت به گروه ND افزایش داد (05/0P< ). در مقابل هر دو پروتکل HIIT و MICT منجر به کاهش معنیدار IL-6 چربی احشایی نسبت به گروه HFD شدند (001/0 =P). همچنین MICT موجب کاهش معنادار مقادیر پروتئینی آپولیپوپروتئین M چربی احشایی نسبت به گروه HFD شد (04/0 =P). با این حال، هر دو پروتکل ورزشی اثر معناداری بر TNF-α چربی احشایی نداشتند (05/0P< ). همچنین، تفاوت معنیداری بین گروههای تمرینی وجود نداشت (05/0P< ).
نتیجهگیری: تمرینات ورزشی منجر به بهبود ماکرهای التهابی بافت چربی در رتهای تغذیه شده با رژیم غذایی پُرچرب میشوند که تمرین تداومی با شدت متوسط ممکن است رویکرد مناسبتری باشد.
علیرضا باقری، مهدی مرادی، محمد ملکی پویا، بهرام عابدی،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: چاقی یک بیماری چند عاملی است که بروز و بار آن بر جوامع در سراسر جهان رو به افزایش است. عملکرد جنسی در این بیماران از ابعاد مهمی است که اغلب نادیده گرفته میشود. لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر یک دوره تمرین استقامتی به همراه تحریک الکتریکی بر بیان ژن برخی از نشانگرهای جنسی بافت بیضه موشهای صحرایی چاق روزهدار بود.
روشها: در این مطالعۀ تجربی کنترل شده با گروه شاهد 40 سر موش صحرایی نر ویستار (8 هفتهای با وزن 19±200 گرم) پس القاء چاقی و افزایش وزن بهطور تصادفی به 5 گروه 8 تایی کنترل، چاق روزهدار، روزهدار-تمرین استقامتی، روزهدار-تحریک الکتریکی و روزهدار-تمرین استقامتی-تحریک الکتریکی تقسیم شدند. گروههای مداخله برای یک دورۀ 4 هفتهای تحت فعالیت ورزشی استقامتی (با سرعت 10 تا 20 متر/دقیقه و مدت 20 تا 40 دقیقه)، تحریک الکتریکی (دستگاه فوت شوک برای 5/0 میلیآمپر و 20دقیقه) و روزهداری (8 به 16 ساعت) قرار گرفتند. پس از تمرین و بیهوشی، نمونهبردای بافتی صورت گرفت و پس از انجام فرایندهای ملکولی بیان ژنها با استفاده از دستگاه Real time-PCR اندازهگیری شد. برای آنالیز دادهها از آزمون تحلیل واریانس دوطرفه در سطح معنیداری 05/0 >P و نرمافزار گرافپد استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد تمرین استقامتی منجر به افزایش معنیدار بیان ژنهای 5αR و آروماتاز در موشهای صحرایی چاق روزهدار نسبت به گروه چاق شد (0001/0 =P). همچنین تحریک الکتریکی و تلفیق آن با تمرین استقامتی منجر به افزایش معنیداری بیان ژن 5αR شد (0001/0 =P) اما در ژن آرماتاز این افزایش معنیداری نبود (377/0 =P).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد تمرین استقامتی و تحریک الکتریکی در حین روزهداری با افزایش بیان ژنهای 5-آلفا ردوکتاز و آروماتاز در نمونههای چاق در سلامت جنسی آنها مؤثر بوده و منجر به بهبود آن میشود. همچنین تلفیقی از تحریک الکتریکی و تمرین ورزشی نیز میتواند اثرات مثبتی بر این روند داشته باشد اما نیازمند مطالعات بیشتری است.