975 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
مرتضی طیبی، الهام حاجی زاده، رسول اسلامی، معراج میرزائی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو یکی از شایعترین بیماریهای متابولیکی است که با مقاومت به انسولین و اختلال در جذب گلوکز همراه است. همهگیری کووید-۱۹ و قرنطینههای مرتبط با آن باعث تغییرات عمدهای در سبک زندگی افراد، از جمله کاهش فعالیت بدنی در بیماران دیابتی شد. این مطالعه به بررسی الگوهای فعالیت بدنی و ادراکات بیماران دیابتی در ایران پس از دوران کووید-۱۹ پرداخته است.
روشها: پرسشنامهای آنلاین طراحی شد و لینک آن از طریق شبکههای مجازی منتشر گردید. از 435 پاسخدهنده از 35 شهر، 400 نفر دادههای کامل ارائه کردند (200 نفر دیابتی و 200 نفر غیر دیابتی سالم). اطلاعات جمعآوریشده برای تحلیل مورد استفاده قرار گرفت. دادهها با استفاده از آزمون t مستقل آنالیز و سطح معناداری (05/0P< ) در نظر گرفته شد.
یافتهها: نتایج نشان داد سطح فعالیت بدنی افراد دیابتی بهطور معناداری کمتر از افراد غیردیابتی بود (05/0P< ). همچنین نوع فعالیتهای ورزشی مورد علاقه آنها متفاوت بود؛ هر دو گروه بیشترین علاقه را به پیادهروی و کمترین علاقه را به بازیهای سنتی نشان دادند. مهمترین انگیزه افراد دیابتی برای ورزش، پیشگیری از بیماریها بود، اما موانع مالی بیشترین تأثیر را بر کاهش فعالیت بدنی دیابتیها داشت (05/0P< ). منابع اطلاعاتی اصلی این افراد درباره ورزش، مجلات و کتب بودند.
نتیجهگیری: برای افزایش مشارکت بیماران دیابتی در فعالیتهای ورزشی، پیشنهاد میشود تسهیلات ورزشی مناسب فراهم و آموزشهای لازم درباره فواید ورزش ارائه شود. طراحی برنامههای ورزشی ویژه، متناسب با شرایط جسمانی بیماران دیابتی، میتواند تأثیر مثبتی بر سلامت این گروه داشته باشد.
شیوا ایرانی، فاطمه ابراهیمی بلیل، قاسم ابوطالبی دریاسری، معصومه آقامحمدی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: روند افزایشی آمار مبتلایان به بیماری دیابت، نیازمند انجام مداخلات سبک زندگی جهت بهبود توان خودمدیریتی این بیماران است و دستیابی به آن مستلزم بهکارگیری ابزارهای معتبر در این زمینه است. این مطالعه با هدف تعیین ویژگیهای روانسنجی مقیاس خودمدیریتی جامع دیابت (CDSMS) در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد.
روشها: مطالعۀحاضر یک پژوهش روششناختی بود که در سال 1402 انجام شد. در شروع کار، پرسشنامۀ CDSMS با استفاده از روش استاندارد ترجمه- باز ترجمه، به فارسی برگردانده شد. سپس روایی صوری، روایی محتوایی، روایی همگرا، همسانی درونی و ثبات ابزار تعیین گردید. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی، محاسبۀ آلفای کرونباخ، شاخص کاپا، ضریب همبستگی پیرسون و ضریب همبستگی درون خوشهای در نرمافزار SPSS نسخۀ ۲۴ انجام شد.
یافتهها: براساس نتایج، تمامی گویههای ابزار حفظ شدند. نمرۀ کل شاخص اعتبار محتوای نسخۀ فارسی این پرسشنامه، 987/0 بود. همچنین، شاخصهای کودر- ریچاردسون و کاپای فلایز بهترتیب، 704/0 و 730/0 بهدست آمد. میزان توافق در دو زمان اندازهگیری به فاصلۀ دو هفته در دامنۀ ۵۰۳/۰ تا ۹۹۰/۰ متغیر بود. شاخص همبستگی درون خوشهای نیز در دامنۀ ۶۲۵/۰ تا ۹۵۲/۰ و معنیدار مشاهده شد (۰۰۱/0 >P). ضریب آلفای کرونباخ ابزار نیز، 83/0 بهدست آمد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعۀ حاضر نشان داد که نسخۀ فارسی پرسشنامۀ CDSMS با 14 گویه از روایی و پایایی مناسبی برخوردار بوده و میتواند برای ارزیابی وضعیت خودمدیریتی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو ایران مورد استفاده قرار گیرد.
مصطفی کاشانی، صدیقه برزه کار،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو یکی از تهدیدات جدی برای سلامت عمومی در قرن حاضر است و هزینههای اقتصادی و درمانی قابلتوجهی را بر نظامهای سلامت تحمیل میکند. پیشبینی دقیق روند ابتلا به دیابت میتواند نقش مؤثری در مدیریت منابع و طراحی برنامههای مداخلهای ایفا کند.
روشها: در این مطالعه، یک مدل ترکیبی مبتنی بر اتوماتای سلولی یادگیر (CLA) و الگوریتم رتبهبندی برتری و فروتری (SIR) توسعه داده شده است تا با بهرهگیری از دادههای بیماران دیابتی واقعی در استان کرمان، روند گسترش بیماری در افق ۲۰ساله آتی پیشبینی شود. دادههای مورداستفاده شامل ویژگیهای دموگرافیک و آزمایشگاهی بیماران دیابتی طی سالهای ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۱ بوده است. پس از پیشپردازش دادهها و حذف مقادیر گمشده، مدل پیشنهادی در نرمافزار MATLAB پیادهسازی شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که ترکیب مدل CLA و SIR توانسته است بادقت بالایی روند شیوع بیماری را مدلسازی کند. همچنین، فاکتورهایی نظیر فشارخون، کلسترول و شاخص توده بدنی بهعنوان عوامل مؤثر کلیدی در روشنشدن سلولهای مدل شناسایی شدند.
نتیجهگیری: یافتهها بیانگر آن است که استفاده از رویکردهای هوشمند میتواند در تحلیل دادههای سلامت و پیشبینی بیماریهای مزمن مؤثر باشد.
دکت حسین ازگومی، علی اصغری،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوعی بیماری مزمن است که در آن بدن نمیتواند از گلوکز استفاده و یا آن را ذخیره کند. دیابت زمانی رخ میدهد که لوزالمعده قادر به ساخت انسولین نباشد یا بدن نتواند از انسولین تولید شده استفاده کند. امروزه بیماری دیابت یک بیماری شایع در جهان است و ارائه روشهایی خودکار برای تشخیص آن بسیار حائز اهمیت است.
روشها: در این مقاله، روشی نوین برای تشخیص دیابت با استفاده از الگوریتمهای هوش مصنوعی معرفی شده است. روش پیشنهادی مبتنی بر الگوریتمهای فرا ابتکاری و طبقهبندی است. برای انتخاب ویژگیها از الگوریتم فرا ابتکاری تبرید شبیهسازی شده (SA) استفاده شد. تشخیص دیابت نیز با استفاده از الگوریتم طبقهبندی بهبودیافته کی-نزدیکترین همسایه (KNN) انجام میشود. علاوه بر روش پیشنهادی، عملکرد دو روش دیگر با نامهای MVMCNN و WKNN در تشخیص دیابت مورد مطالعه قرار گرفتند.
یافتهها: روش پیشنهادی با دو روش دیگر برای تشخیص دیابت بهصورت عملی مقایسه شده است. مقایسهها براساس میزان دقت حاصل از تشخیص بیماری صورت گرفت. در آزمایشها روش پیشنهادی (SAKNN) دقت 95%، روش MVMCNN دقت 93% و روش WKNN دقت 90% را ارائه کردند. بنابراین روش پیشنهادی نسبت به سایر روشها عملکرد بهتری از خود نشان داده است. از نظر زمانی و چند معیار دیگر نیز روش پیشنهادی عملکرد قابل قبولی داشت.
نتیجهگیری: روش پیشنهادی برای تشخیص دیابت به کمک الگوریتمهای فرا ابتکاری و طبقهبندی دقت بالاتری نسبت به دیگر روشها ارائه میدهد. این نتایج نشان میدهد که استفاده مناسب از تکنیکهای هوش مصنوعی میتواند راهحلهای مؤثری برای تشخیص خودکار بیماریی دیابت ارائه دهد و میتواند بهعنوان یک ابزار کمکی برای پزشکان و محققین بهکار گرفته شود.
افشین خمان حاتمی، کمال عزیزبیگی، ظاهر اعتماد، پروین فرزانگی،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: سالمندی با سارکوپنی و همچنین استرس اکسیداتیو ناشی از فروپتوزیس همراه است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر تمرینات هوازی بر استرس اکسیداتیو ناشی از فروپتوزیس در موشهای مدل سارکوپنی بود.
روشها: تعداد 21 سر موش آزمایشگاهی نژاد C57BL/6 (24-16هفته) مدل سارکوپنی با میانگین وزنی (35-25 گرم) و همچنین 21 سر موش سالم (7-6 هفته) بهطور تصادفی در گروههای (1) کنترل سالم- جوان (7 =n) (2) تمرین هوازی- جوان (7 =n) (3) کنترل پیر- سالم (7 =n)، (4) کنترل پیر- مدل سارکوپنی (7 =n) (5) تمرینات هوازی- پیر سالم (7 =n) (6) تمرینات هوازی- پیر مدل سارکوپنی (7 =n) قرار داده شدند. گروه مداخله تمرینات هوازی را به مدت هشت هفته و هفتهای پنج جلسه با شدت 80-60 درصد توان هوازی انجام دادند. بیان ژن آنزیم گلوتایتون پراکسیداز (GPX-4) و سوپر اکسید دسموتاز (SOD) و با استفاده از روش Real Time PCR سنجش شد. همچنین غلظت مالون دیآلدئید (MDA) و Fe2+ در عضلۀ دوقلو اندازهگیری شد.
یافتهها: مشاهده شد بیان ژن آنزیمهای SOD و GPX-4 در گروه پیر مدل سارکوپنی بهطور معنیداری در مقایسه با گروه پیر کنترل سالم کاهش (بهترتیب 001/0P= ، 002/0P= ) و غلظت MDA و Fe2+ بهطور معنیداری افزایش یافت (بهترتیب 001/0 P= ؛002/0P= ). همچنین بیان ژن آنزیمهای SOD و GPX-4 در گروههای تمرینات هوازی در مقایسه با گروههای کنترل افزایش معنیدار (بهترتیب 001/0P= ؛ 002/0P= ) و غلظت MDA و Fe [2+] کاهش معنیدار داشت (بهترتیب 001/0 P= ؛002/0P= ).
نتیجهگیری: در نهایت میتوان گفت تمرینات هوازی از طریق افزایش بیان ژن آنزیمهای GPX-4 و SOD و کاهش غلظت مالون دیآلدئید و Fe2+ فشار اکسیداتیو ناشی از فروپتوزیس را در وضعیت سارکوپنی کاهش دهد.
حسین رضازاده، محمد حسین گذشتی، بهجت تاج آبادی،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: کتواسیدوز دیابتی راجعه یکی از عوارض جدی و تهدید کنندۀ حیات دیابت است که میتواند منجر به بستریهای مکرر و عوارض قابل توجه شود. این مطالعه با هدف بررسی شیوع، عوامل خطر و پیامدهای بالینی کتواسیدوز دیابتی راجعه در جنوب شرق ایران انجام شد.
روشها: در این مطالعه توصیفی- مقطعی گذشتهنگر، پروندههای 560 بیمار مبتلا به کتواسیدوز دیابتی طی سالهای 1399-1396 در بیمارستان افضلیپور کرمان بررسی شدند. بیماران با حداقل دو نوبت بستری بهعلت کتواسیدوز دیابتی وارد مطالعه شدند. اطلاعات جمعیت شناختی، بالینی و آزمایشگاهی با استفاده از چک لیست جمعآوری و تحلیل شد. اطلاعات جمعآوری شده با استفاده از نرمافزار SPSS نسخۀ 25 و با آزمونهای آماری کای دو و تی مستقل در سطح معناداری 05/0 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: از 560 بیمار، 40 بیمار (16/7%) دچار کتواسیدوز دیابتی راجعه بودند. میانگین سنی بیماران 04/15 ± 36/28 سال بود و 60% را زنان تشکیل میدادند. 70% بیماران مبتلا به دیابت نوع یک بودند. شایعترین علل زمینهساز شامل مصرف نامنظم یا قطع انسولین (5/72%) و وجود عفونت (55%) بود. سوء مصرف مواد در 25% بیماران گزارش شد. میانگین سطوح سرمی اوره، کراتینین و پتاسیم به ترتیب 37.73 ± 55.23 میلیگرم بر دسیلیتر، 67/0 ± 98/0 میلیگرم بر دسیلیتر و 64/0 ± 38/4 میلیاکیوالان بر لیتر بود.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که بیماران مبتلا به دیابت نوع یک، در معرض خطر بالاتر کتواسیدوز دیابتی راجعه قرار دارند. عدم پایبندی به درمان با انسولین و عفونتها مهمترین عوامل خطر شناسایی شده بودند. این یافتهها بر اهمیت آموزش بیماران در مورد مصرف منظم انسولین و پیشگیری از عفونتها تأکید میکند.
الهام ایمانیان، ویدا حجتی، فرید ابن رسولی،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: چربی خون یک مشکل جهانی و از تهدیدهای مهم برای سلامت جامعه است. چربی خون یک بیماری چندژنی بوده و اغلب ژنهای مرتبط با آن ناشناختهاند. rs1205 یکی از پُلیمورفیسمهای ژن کُدکنندۀ پروتئین واکنشگر C (CRP) است که باعث تغییر نوکلئوتید C به T شده و یکی از فاکتورهای خطر برای افزایش سطح لیپوپروتئین با چگالی پایین (LDL) است. این پژوهش با هدف بررسی میزان شیوع پُلیمورفیسم rs1205 در ژن CRP و ارتباط آن با سطح LDL در جمعیت ایرانی انجام شد.
روشها: تعداد کل نمونهها 137 نفر، شامل 79 نفر شاهد و 58 نفر بیمار (LDL بالاتر از 130 میلیگرم/دسیلیتر) بود. سپس با استفاده از روش سیستم جهشی مقاوم به تکثیر- واکنش زنجیرهای پلیمراز (ARMS-PCR) از نظر وجود یا عدم وجود پلیمورفیسم rs1205 در ژن CRP، مورد بررسی قرار گرفتند. محصول PCR بر روی ژل آگارز انتقال داده شد. پس از مشاهده باندها و بررسی صحت آنها، آللهای مختلف، مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: 2/56 درصد از نمونهها، نمایۀ تودۀ بدنی (BMI) پایینتر از 25 و 8/43 درصد آنها، BMI بالاتر از 25 داشتند. درصد فراوانی ژنوتیپها نشان داد که ژنوتیپ CT معادل 4/47 درصد، ژنوتیپ CC معادل 5/36 درصد و ژنوتیپ TT معادل 1/16 درصد است. 7/57 درصد از نمونهها، LDL پایینتر از 130 و 3/42 درصد آنها، LDL بالاتر از 130 داشتند.
نتیجهگیری: ارتباط معنیداری میان پلیمورفیسم rs1205 و سطح LDL سرم جمعیت مورد مطالعه مشاهده نشد. همچنین تفاوت سن و جنسیت نمونهها نیز تأثیری در این رابطه نداشتند. احتمال میرود عدم تفاوت در قومیت، یکی از دلایل احتمالی معنادار نبودن نتایج این مطالعه باشد.
شهناز محمدی، علیرضا فلاح تفتی، مهناز محمدی،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: تأثیر عوامل روانشناختی بر بیماریهای جسمانی، لزوم شناخت این عوامل را در روند مداخلات پیشگیرانه و درمانی برجسته کرده است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر مقایسۀ ویژگیهای شخصیتی، تابآوری و راهبردهای مقابلهای در بیماران دیابتی و افراد سالم بود.
روشها: این پژوهش با روش علی- مقایسهای در نمونهای متشکل از 75 بیمار دیابتی و 75 فرد سالم، که با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند، اجرا شد. گردآوری دادهها بهوسیلۀ پرسشنامههای تابآوری، پنج عاملی شخصیت و راهبردهای مقابلهای، انجام شد. جهت بررسی فرضیهها، از آزمون t مستقل و تحلیل واریانس چند متغیره در نرمافزار SPSS نسخۀ 26 استفاده شد.
یافتهها: میانگن نمرات تابآوری و ویژگیهای شخصیتی برونگرایی و وظیفهشناسی در افراد سالم بالاتر و میانگین نمرۀ روانرنجورخویی در افراد دیابتی بالاتر بود. تفاوت معناداری در ویژگیهای شخصیتی خوشایندی و گشودگی بین این دو گروه مشاهده نشد. یافتهها نشان داد که میانگین نمرات افراد سالم در استفاده از راهبردهای مسئلهمدار و میانگین نمرات افراد دیابتی در استفاده از راهبردهای هیجانمدار نسبت به گروه دیگر بالاتر بود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که عوامل روانشناختی نقش مهمی در بروز و تشدید مشکلات بیماران دیابتی دارند. بنابراین، توجه به این عوامل و بهکارگیری راهبردهای روانشناختیِ مناسب میتواند در پیشگیری و درمان مؤثرتر این بیماری نقشآفرین باشد.
محمد رضا آستانه، سوسن درودی، محمد ابراهیم آستانه، نرگس فریدونی،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو بهسرعت در حال افزایش است، بهویژه در خاورمیانه که چاقی مرکزی عامل مهمی در بار بیماری است. شناسایی افراد با شانس بالای ابتلا نیازمند نمایههایی است که چربی احشایی را بهتر از نمایۀ تودۀ بدنی (BMI) ارزیابی کنند. این مطالعه ۹ نمایۀ پیکرسنجی را در ارتباط با دیابت مقایسه و توان پیشبینی و مقادیر برش بهینه را تعیین کرد.
روشها: 19 تحلیل مقطعی شامل 103/10بزرگسال 35-70 ساله از کوهورت فسا بود. دیابت براساس گلوکز ناشتا ≥۱۲۶ mg/dL یا مصرف داروی ضددیابت تعریف شد. اندازهگیریها شامل BMI، دور کمر (WC)، دور باسن (HC)، نسبت دور کمر به باسن (WHR)، نسبت دور کمر به قد (WHtR)، نمایۀ گردی بدن (BRI)، نمایۀ چربی بدن (BAI)، نمایۀ شکل بدن (ABSI)، نمایۀ حجم شکمی (AVI) و نمایۀ دور کمر تعدیلشده بر وزن (WWI) بود. ارتباطها با رگرسیون لجستیک (خام و تعدیلشده) بررسی شد. دقت با منحنی مشخصه عملکرد گیرنده (ROC)، سطح زیر منحنی (AUC) و نمایۀ یودن سنجیده شد.
یافتهها: افراد دیابتی مقادیر بالاتری از نمایههای پیکرسنجی داشتند (05/0p<). در مدلهای تعدیل شده، WC، WHR، WHtR، AVI و WWI پیشبینیکنندههای معنادار بود WHR ((05/0p<)) بالاترین AUC را داشت ((001/0p<)، 651/0). مقادیر برش بهینه با حساسیت و ویژگی بالا شامل 91/0= WHR، 53/0 WHtR=و 1/4 BRI= بود.
نتیجهگیری: نمایههای چاقی مرکزی — بهویژه WHR، WHtR و BRI— توان تفکیک بالاتری برای دیابت نشان دادند و استفاده از نمایههای ساده مبتنی بر دور کمر را برای غربالگری زودهنگام تأیید میکند.
سیده زهرا موسوی زواردهی، شهربانو دهرویه، فرهاد مشایخ بخشی،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی آموزش ذهن آگاهی شفقت محور بر انزوای اجتماعی، حس انسجام و ارزشمندی بدن در دختران دارای اضافه وزن انجام شد.
روشها: این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه گواه اجرا گردید. جامعۀ آماری این تحقیق شامل دختران ۱۴ تا ۱۸ ساله دارای اضافهوزن در شهر ساری در سال ۱۴۰4-۱۴۰3 بود که تعداد 32 نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش تحت آموزش ذهن آگاهی شفقت محور قرار گرفت که در قالب ۸ جلسه آموزشی ارائه شد، درحالیکه گروه کنترل تحت هیچگونه آموزشی قرار نگرفت. پروتکل رویکرد ذهن آگاهی شفقت محور براساس طرح درمانی Sadeghi و همکاران (1400) برنامهریزی و اجرا شد. ابزارهای بهکار رفته در این پژوهش شامل، پرسشنامه ارزشمندی بدن Mendelson (2001)، پرسشنامۀ حس انسجام Antonovsky (1987) و پرسشنامۀ انزوای اجتماعی Modarresi Yazdi و همکاران (1396) بود. نتایج حاصل از پژوهش در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی و آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره با استفاده از نرمافزار SPSS نسخۀ ۲۶ تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که آموزش ذهن آگاهی شفقت محور بر خودارزشی، حس انسجام و انزوای اجتماعی دختران دارای اضافه وزن تأثیر دارد، بدین معنی که آموزش ذهن آگاهی شفقت محور سبب کاهش انزوای اجتماعی و بهبود خودارزشی و حس انسجام دختران دارای اضافه وزن شده است (001/0P< ، 787/11 =F، لامبدای ویلکز = 151/0).
نتیجهگیری: آموزش ذهنآگاهی شفقتمحور، با تأکید بر پذیرش تجربیات بدون قضاوت و ایجاد رویکردی معنامدار، میتواند نقش حیاتی در ارتقای سلامت روان، تنظیم هیجانات و بهبود تعاملات اجتماعی ایفا کند. بنابراین، توجه به این مداخله مؤثر در گروههای آسیبپذیر، بهویژه دختران دارای اضافهوزن، میتواند در طراحی راهبردهای حمایتی و درمانی نقش بهسزایی داشته باشد و به بهبود کیفیت زندگی آنها کمک کند.
ناهید صفری علی قیارلو، سید محمد طباطبائی، نصیبه خیر، ناهید هاشمی مدنی، محمد ابراهیم خمسه،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: آدنومهای هیپوفیز غیرعملکردی (NFPAs) فاقد شواهد بالینی افزایش هورمون هستند. عدم وجود نشانگرهای زیستی قابل اعتماد برای پیشآگهی و درمان، همراه با خطر قابل توجه عود، سبب ایجاد چالشهای اساسی برای مدیریت بیماری شده است. هدف این مطالعه شناسایی ژنهای کلیدی و مسیرهای زیستی در تومورزایی آدنوم هیپوفیز غیرعملکردی با استفاده از روش سیستم بیولوژی است.
روشها: مجموعه دادۀ میکرواری با شمارۀ دسترسی GSE26966 برای شناسایی ژنهای افتراقی بین نمونههای آدنوم هیپوفیز غیرعملکردی و هیپوفیز سالم آنالیز شد. برهمکنشهای بین ژنهای افتراقی در سطح پروتئین با استفاده از دادههای برهمکنش پروتئین- پروتئین (PPI) جمعآوری شده از پایگاه داده IntAct، ایجاد شد. نرم افزار cytoscape، پکیجهای igraph و MCL برای ساخت، آنالیز توپولوژیکی و خوشهبندی شبکه استفاده شدند.
یافتهها: ۱۱۳۵ ژن افتراقی، |log2FC|>2 و FDR< 0.05، بین نمونههای آدنوم هیپوفیز غیرعملکردی و هیپوفیز سالم شناسایی شدند که ۳۲۳ ژن افزایش و ۸۱۲ ژن کاهش بیان داشتند. شبکۀ PPI شامل ۶۹۶۰ گره و ۱۵۶۹۱ یال بود. براساس آنالیز خوشهبندی، تنظیم چرخۀ سلولی، تنظیم سازماندهی و تجمع کروماتین، تنظیم رونویسی و تنظیم مسیر اسکلت سلولی اکتین، مهمترین مسیرهای درگیر بودند. با آنالیز توپولوژیکی شبکه، ژنهای CDKN1A، BHLHE40، FHL2، H1-2، H2BC21 و FGFR3 بهعنوان گرههای هاب مرکزی شناسایی شدند. این ژنها در مسیرهای زیستی ذکر شده نیز درگیر بودند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که روش سیستم بیولوژی با رویکرد تلفیق دادههایهای رونوشت ژن با دادههای برهمکنش پروتئینها توانایی شناسایی مسیرها و نشانگرهای زیستی بالقوه در تومورزایی آدنوم هیپوفیز غیرعملکردی دارد.
معصومه زمانی، مرضیه موج بافان، نکیسا هومن،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: سیستینوز یک بیماری نادر ذخیرهای لیزوزومی با وراثت اتوزوم مغلوب است که در اثر جهش در ژن CTNS ایجاد میشود که منجر به تجمع کریستالهای سیستین در لیزوزوم و آسیب تدریجی به بافتها و ارگانهای مختلف بدن میشود. در این مطالعه واریانتهای موجود در ژن CTNS دو بیمار مبتلا به سیستینوز مراجعه کننده به بیمارستان کودکان علی اصغر را بررسی کرده و مروری بر منابع گذشته واریانتهای بیماریزا/احتمالاً بیماریزا در ژن CTNS در ایران و برخی کشورهای خاورمیانه شامل عربستان، ترکیه و مصر خواهیم داشت.
روشها: پس از جمعآوری دادههای بالینی و پاراکلینیکی، توالییابی تمام اگزونهای ژن CTNS به همراه نواحی مرزی آنها انجام شد. برای تفسیر واریانتهای شناساییشده از ابزارهای بیوانفورماتیکی و دستورالعمل ACMG استفاده شد.
یافتهها: در بیمار اول واریانت جدید c.1055A>G در حالت هموزیگوت یافت شد که با توجه به معیارهای بیوانفورماتیکی، بهعنوان واریانت «احتمالاً بیماریزا» طبقهبندی شد. در بیمار دوم یک واریانت شناختهشده c.1015G>A بهصورت هموزیگوت شناسایی گردید که در گذشته بهعنوان واریانت بیماریزا گزارش شده است.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه با معرفی یک واریانت جدید در ژن CTNS، همراه است. همچنین با بررسی مقایسهای واریانتهای گزارششده در کشورهایی از خاورمیانه از جمله ایران، عربستان، ترکیه و مصر، واریانت c.681G>A بهعنوان شایعترین واریانتها در ایران، ترکیه و عربستان و واریانت c.829dup بهعنوان شایعترین واریانت در مصر معرفی شد. یافتهها بر اهمیت بررسی ژنتیکی برای تشخیص قطعی بیماری و ضرورت طراحی راهکارهای غربالگری هدفمند در جوامع با نرخ بالای ازدواج فامیلی تأکید دارند.
خانم سمیه حسنی، سیده مریم مشیریان فراحی، هانیه ظریف گلبار یزدی،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: این پژوهش به بررسی اثربخشی نرمافزار توانبخشی شناختی «ریهاکام» بر پنج مؤلفۀ شناختی (حافظۀ کاری، سرعت پردازش اطلاعات، توجه، نادیدهگرفتن و کارکردهای اجرایی) در بیماران مبتلا به دیابت نوع یک و دو پرداخت.
روشها: مطالعه با طرح آزمایشی پیشآزمون– پسآزمون و گروه کنترل انجام شد. ۳۰ بیمار دیابتی بهصورت تصادفی به دو گروه آزمایش (دریافتکننده نرمافزار ریهاکام، ۱۲ جلسه ۴۵ دقیقهای) و کنترل تقسیم شدند. ارزیابی عملکرد شناختی با استفاده از نرمافزار ریهاکام و پرسشنامۀ عملکردهای اجرایی بارکلی (BDEFS) صورت گرفت.
یافتهها: نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) نشان داد که مداخله بهطور کلی بر ترکیب متغیرهای وابسته تأثیر معناداری داشته است (001/0 ˂P). تحلیلهای تفکیکی (ANCOVA) نشان داد نرمافزار ریهاکام بهطور معناداری بر مؤلفههای «توجه» (0016/0=P) و «کارکردهای اجرایی» (001/0 ˂P) تأثیر مثبت داشته است. با این حال، تأثیر معناداری بر حافظۀ کاری، سرعت پردازش اطلاعات و نادیدهگرفتن مشاهده نشد.
نتیجهگیری: نرمافزار ریهاکام ابزار مؤثری برای ارتقاء مؤلفههای توجه و کارکردهای اجرایی در بیماران دیابتی است. اندازه اثر قابل توجه برای این دو مؤلفه، کاربرد بالینی آن را در برنامههای توانبخشی شناختی بیماران مزمن تأیید میکند. عدم تأثیر بر سایر مؤلفهها ممکن است به عواملی چون مدت زمان محدود مداخله، ویژگیهای نرمافزار یا ماهیت دیابت مربوط باشد که نیاز به تحقیقات آتی دارد.
فرزانه اسبوچین، قدرت اله عباسی، عذرا اخی،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو یک بیماری مزمن و شایع است شایع متابولیک است که کنترل مؤثر آن نیازمند توجه به عوامل روانشناختی و بینفردی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین ادراک رفتار فداکارانه همسر و خودکارآمدی با مدیریت رفتار در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد.
روشها: این پژوهش توصیفی– همبستگی است که بهصورت مقطعی اجرا شد. جامعۀ آماری شامل بیماران متأهل مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به مراکز غدد و متابولیسم و خانههای بهداشت شهر ساری بود. از میان آنها، ۹۷ نفر براساس معیارهای ورود و خروج و به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ادراک رفتار فداکارانه همسر (Harper & Figuerres, 2008)، خودکارآمدی بیماران دیابتی (Fappa et al 2016) و مدیریت رفتار (Toobert et al., 2000) بود. دادهها با نرمافزار SPSS نسخۀ ۲۴ و با استفاده از آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه) تجزیهوتحلیل شدند.یافتهها: بین ادراک رفتار فداکارانه همسر و خودکارآمدی با مدیریت رفتار بیماران رابطۀ مثبت و معناداری مشاهده شد (P< 0.01). همچنین این دو متغیر در مجموع ۳۰ درصد از واریانس مدیریت رفتار را تبیین کردند که در این میان، ادراک رفتار فداکارانۀ همسر سهم بیشتری در پیشبینی مدیریت رفتار بیماران داشت.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد ادراک رفتار فداکارانه همسر و خودکارآمدی نقش مؤثری در ارتقای مدیریت رفتار بیماران مبتلا به دیابت نوع دو دارند. تقویت حمایت همسر و افزایش خودکارآمدی از طریق مداخلات آموزشی و روانشناختی میتواند به بهبود رفتارهای خودمراقبتی و کنترل بهتر بیماری منجر شود.
پریسا کریم زاده، مهدیس خزائیلی نجفآبادی، سینا شرقی، فرزانه کریمی بیرگانی، عفت اسدالله پور، سمیه پری چهره دیزجی، مهناز پژمان ثانی، سید محمود سجادی جزی، محمود نادری، هیلدا صمیمی، شیرزاد نصیری، سید محمد توانگر، باقر لاریجانی، وحید حق پناه،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: بیوبانکها مخازن زیستی هستند که نمونههای بیولوژیکی انسان را جمعآوری، پردازش، ذخیره و توزیع میکنند. در این میان، بانک تومور نقش محوری در تحقیقات زیست پزشکی ایفا میکند. هدف کلی یک بانک تومور، جمعآوری نمونههای سرطانی و نرمال، در شرایط استاندارد برای تحقیقات پایه، بالینی یا کاربردی است.
روشها: نمونههای توموری بیماران نئوپلاسمهای غدد درونریز از باقیمانده بافتهایی که در روند تشخیص بیماری مورد نیاز نیستند، پس از انجام عمل جراحی و برداشتن بافت توموری در بخش جراحی بیمارستان دکتر شریعتی، انتخاب میشوند. همچنین نمونههای بیولوژیکی مرتبط مانند سرم، پلاسما و DNA نیز جمعآوری میشوند. قبل از نمونهگیری، رضایت آگاهانه از بیماران گرفته شده و پرسشنامه تکمیل میگردد. پس از روش انجماد سریع بافت با ایزوپنتان، نمونه بافت در تانک ازت و سایر نمونههای بیولوژیک مانند سرم در فریزر منفی 80 درجۀ سانتیگراد نگهداری میشود.
یافتهها: نمونههای بافت، پلاسما، سرم و DNA جمع آوری شده از بیماران با نئوپلاسمهای غدد درون ریز در باکسهای جداگانه بارکدار مخصوص ذخیرهسازی نمونه در بیوبانک نگهداری میشوند و در اختیار پژوهشگران قرار میگیرند.
نتیجهگیری: استفاده از محصولات زیستی در تحقیقات داخلی و شبکههای بینالمللی در حال گسترش هستند تا با حمایت از جمعآوری و توزیع بافتها، بهویژه بافتهای سرطانی، همکاریهای تحقیقاتی را تقویت کنند. این روند نقش مهمی در تسهیل تحقیقات پایه و کاربردی در حوزههای مختلف سرطان، از جمله زیستشناسی مولکولی، ایمونولوژی، ژنتیک و داروسازی ایفا میکند و زمینهساز پیشرفتهای علمی و نوآوریهای درمانی خواهد بود.