جستجو در مقالات منتشر شده


28 نتیجه برای نوع مطالعه: كاربردي

مهدی فراموشی، رامین امیرساسان،
دوره 22، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده

مقدمه: دیابت نوع دو طی سال‌ها علاوه بر این که عوارض جبران ناپذیری در قسمت‌های مختلف بدن می‌گذارد موجب اختلال در عملکرد کبد می‌شود و خطر افزایش نارسایی قلب را افزایش می‌دهد ولی به‌دلیل عدم بروز علایم ظاهری، کمتر مورد توجه قرار گرفته است، بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین استقامتی، بر شاخص‌های دیابتی و میزان GLUT4 قلبی و آنزیم‌های کبدی موش‌های صحرایی دیابتی نوع دو بود.
روش‌ها: بدین منظور تعداد 24 سر موش صحرایی ویستار (وزن اولیه 20±220 گرم) به سه گروه هشت تایی تقسیم شدند: گروه اول: کنترل سالم، گروه دوم: دیابتی، گروه سوم: تمرین استقامتی دیابتی. جهت القای دیابت نوع دو ابتدا دو هفته غذای پُرچرب به موش‌های صحرایی داده شد سپس استرپتوزوتوسین (تهیه ‌شده از شرکت سیگما آلدریچ) با دوز mg/kg37 در بافر سیترات M1/0 (PH5/4) بعد از شش ساعت ناشتایی به‌صورت درون صفاقی تزریق شد برای گروه کنترل سالم همان میزان، بافر تزریق شد، همچنین گروه‌های تمرین هوازی پنج جلسه در هفته و هشت هفته بر روی نوار گردان موتوردار دویدند. سپس شاخص‌های دیابتی، GLUT4 میوکارد (وسترن بلات) و آنزیم‌های کبدی (الایزا) موش‌های صحرایی اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: تمرین استقامتی موجب کاهش معنی‌دار گلوکز خون ناشتا، شاخص مقاومت به انسولین (هر دو 00/0=P) شد. همچنین موجب افزایش معنی‌دار انسولین (01/0=P) و شاخص حساسیت انسولینی (00/0=P) نسبت به گروه کنترل دیابتی شد. از طرفی میزان GLUT4 در گروه دیابتی تمرین افزایش معنیداری داشت (01/0=P). همچنین نتایج نشان داد در مقایسه با گروه کنترل دیابتی، ALT و AST در دیابتیها با تمرین استقامتی افزایش معنیداری نداشتند (بهترتیب 30/0=P ، 0 5/0=P).
نتیجه‌گیری: براساس نتایج به‌دست‌آمده به‌ نظر می‌رسد که تمرین استقامتی ضمن افزایش معنی‌دار میزان GLUT4 قلب موجب کاهش معنی‌دار شاخص‌های دیابتی ازجمله گلوکز ناشتا، شاخص HOMA-IR و نیز آنزیم‌های کبدی می‌شود.
سعید نعیمی، وحید ولی پور ده نو، مسعود معینی،
دوره 22، شماره 6 - ( 12-1401 )
چکیده

مقدمه: از عوارض دیابت نوع دو اختلالات عصب‌شناختی است و پروتئین‌های DCX و AMPA ممکن است در این اختلال درگیر باشند. بنابراین، هدف پژوهش بررسی اثر تمرین هوازی بر سطوح پروتئین‌های DCX و AMPA در هایپوکمپ موش‌های دارای دیابت نوع دو بود.
روش‌ها: در این پژوهش 32 سر موش نر ویستار هشت هفته‌ای به چهار گروه کنترل (C)، دیابت (D)، دیابت تمرین (DT) و تمرین (T) تقسیم شدند. دیابت بهوسیله‌ی تزریق استرپتوزوتوسین ایجاد شد. تمرین هوازی پنج جلسه در هفته برای شش هفته اجرا شد. 24 ساعت پس از آخرین جلسه موش‌ها تشریح و بافت هایپوکمپ استخراج شد. پروتئینها به روش الایزا اندازه‌گیری شد. برای تحلیل داده‌ها از آنالیز واریانس یک‌طرفه استفاده شد.
یافتهها: بین سطوح DCX گروه C و گروههای T (19/0=p) و DT (50/0=p) اختلاف معناداری وجود نداشت. اما بین سطوح DCX گروههای C و D تفاوت معناداری وجود داشت (05/0=P). بین گروه‌های دیابتی و گروه T اختلاف معناداری مشاهده شد (05/0>P). سطوح AMPA گروههای دیابتی به شکل معناداری کمتر از گروه‌های C و T بود (05/0>P). تفاوت بین گروههای C و T (21/0=P) و گروههای D و DT (73/0=p) معنادار نبود. بین AMPA و DCX با گلوکز همبستگی منفی معناداری مشاهده شد (به‌ترتیب 0005/0= p ، 75/0-=r و 0005/0= p ، 65/0-=r).
نتیجه‌گیری: دیابت پروتئینهای AMPA و DCX را کاهش میدهد اما ورزش اثر دیابت بر آنها را به‌طور غیرمعناداری کاهش می‌دهد. با توجه به‌مدت زمان مناسب تمرین، این احتمال وجود دارد با توجه به ارتباط منفی معنادار این دو پروتئین با گلوکز خون، شدت تمرین بتواند اثر منفی دیابت روی آنها را کاهش دهد.
نوید رفیعی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

مقدمه: دیابت سالانه باعث مرگومیر فراوانی میشود و تعداد افراد زیادی که به این بیماری مبتلا هستند به اندازه‌ی کافی وضعیت سلامت خود را درک نمیکنند. این مطالعه یک مدل مبتنی بر داده‌کاوی به‌منظور تشخیص و پیشبینی زودهنگام دیابت پیشنهاد میکند.
روش‌ها: با وجود اینکه تکنیک کا-میانه ساده است و میتوان آن را برای طیف گستردهای از انواع دادهها استفاده کرد، اما نسبت به موقعیتهای اولیه مراکز خوشه که نتیجهی نهایی خوشه را تعیین میکنند بسیار حساس است، به‌طوری‌که یا یک مجموعه داده‌ی خوشهبندی شده مناسب و کارا را برای مدل رگرسیون لجستیک فراهم میکند و یا مقدار کمتری داده را در نتیجهی خوشه‌بندی ناصحیح مجموعه داده‌ی اصلی ارائه میدهد. از اینرو، عملکرد مدل رگرسیون لجستیک را محدود میکند. هدف اصلی این مقاله تعیین راههای بهبود خوشهبندی کا-میانه و نتیجهی دقت رگرسیون لجستیک است. از اینرو، الگوریتم پیشنهادی شامل تکنیکهای تحلیل مؤلفههای اصلی، کا-میانه و مدل رگرسیون لجستیک است.
یافته‌ها: نتایج به‌دست‌آمده از این مطالعه نشان می‌دهد که توانایی به‌دست آوردن نتیجه دقت خوشه‌بندی کا-میانه بسیار بالاتر از آن چیزی است که سایر محققان در مطالعات مشابه به‌دست آورده‌اند. همچنین در مقایسه با نتایج به‌دست‌آمده از سایر الگوریتم‌ها، مدل رگرسیون لجستیک در سطح بهبود یافته‌ای در پیش‌بینی شروع دیابت اجرا شد. مزیت واقعی دیگر این است که الگوریتم پیشنهادی توانست با موفقیت یک مجموعه داده‌ی جدید را مدل کند.
نتیجه‌گیری: به‌طور کلی، رویکرد پیشنهادی میتواند به شکل تأثیرگذاری در پیش‌بینی و تشخیص زودهنگام دیابت استفاده شود.
فاطمه نیک سرشت،
دوره 23، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده

مقدمه: با توجه به اهمیت ورزش در پیشگیری و درمان بیماری‌های مرتبط با چاقی، مطالعۀ تجربی حاضر با هدف تعیین اثر 6 هفته تمرین تناوبی شدید بر بیان PEPCK در بافت کبد همچنین گلوکز و انسولین در رت‌های چاق دیابتی نوع دو و مقایسه با گروه چاق غیر دیابتی انجام گرفت.
روش‌ها: 28 سر رت نر ویستار 10 هفته‌ای (20 ± 220 گرم) به‌واسطۀ 6 هفته رژیم غذایی پُرچرب چاق شدند. سپس 14 رت توسط تزریق درون صفاقی mg/Kg 30STZ  دیابتی نوع دو شدند. رت‌های مورد مطالعه در 4 گروه: 1) چاق (7 =n)، کنترل، 2) چاق تناوبی، 3) دیابتی کنترل، 4) دیابتی تناوبی تقسیم شدند. گروه‌های تناوبی برای مدت 6 هفته در تمرین‌های تناوبی به تعداد 5 جلسه در هفته در قالب 10 تکرار دویدن 40 ثانیه‌ای روی تریدمیل با فواصل استراحتی 2 دقیقه‌ای بین تکرارها شرکت نمودند. در نهایت 48 ساعت پس از آخرین جلسه، سطوح ناشتایی گلوکز، انسولین، بیان PEPCK در بافت کبد اندازه‌گیری و توسط آنوای دو سویه مقایسه شدند.
یافته‌ها: در مقایسه با گروههای کنترل، تمرین‌های تناوبی در رتهای دیابتی و غیر دیابتی به کاهش معنیدار گلوکز ناشتا منجر شد (001/0 P=). تمرین‌های تناوبی همچنین به افزایش انسولین سرم نسبت به گروه کنترل دیابتی (006/0 P=) وکاهش در بیان PEPCK نسبت به گروه کنترل دیابتی منجر شد (005/0 P=).
نتیجه‌گیری: بهبود گلوکز در پاسخ به تمرین‌های تناوبی در رت‌های دیابتی نوع دو احتمالاً ریشه در افزایش انسولین و افزایش در بیان PEPCK کبدی دارد. اندازه‌گیری فعالیت یا بیان دیگر آنزیم‌های کبدی جهت نتیجه‌گیری کلی پیشنهاد می‌شود.

سمیه امام رضایی، وحید ولی پور ده نو، علی یاور عزیزپور فرد،
دوره 23، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده

مقدمه: عامل مغذی عصبی مشتق از مغز (BDNF) در افراد دیابتی کاهش و آسپروسین و هموگلوبین A1c (HbA1c) افزایش مییابد و ورزش میتواند این اثرات را معکوس کند، اما اثر ورزش شدید بر آسپروسین و BDNF در افراد سالمند دیابتی مشخص نیست. بنابراین، هدف مطالعۀ حاضر بررسی اثر ورزش عملکردی با شدت بالا بر سطوح آسپروسین و BDNF و ارتباط آنها با گلوکز و HbA1c مردان و زنان سالمند دیابتی بود.
روش‌ها: در این مطالعۀ نیمه تجربی، 24 مرد و زن سالمند دیابتی (سن: 84/5 ± 25/67 سال، وزن: 01/13 ± 29/70 کیلوگرم، قد: 29/10 ± 92/160 سانتیمتر) شرکت کردند. در حالت ناشتا نمونۀ خون اولیه گرفته شد. 90 دقیقه بعد، آزمودنیها ورزش عملکردی با شدت بالا را بهمدت 50 دقیقه انجام دادند. نمونۀ خونی دوم 10 دقیقه بعد از ورزش انجام شد. سطوح آسپروسین، BDNF، HbA1c و گلوکز به روش الایزا اندازهگیری شد. برای تحلیل دادهها از آزمونهای t، کوواریانس و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.
یافته‌ها: آسپروسین و BDNF در هر دو گروه بهترتیب کاهش (0005/0 >P) و افزایش یافت (0005/0 >P). بین BDNF و آسپروسین مردان و زنان سالمند دیابتی در پیشآزمون و پسآزمون تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0 <P). همبستگی منفی معناداری بین BDNF با آسپروسین، HbA1c و گلوکز و همبستگی مثبت معناداری بین آسپروسین با HbA1c و گلوکز وجود داشت (05/0 >P).
نتیجه‌گیری: ورزش با شدت بالا آسپروسین و BDNF را در مردان و زنان سالمند دیابتی بهترتیب کاهش و افزایش میدهد. همچنین، با توجه به رابطۀ منفی معنادار بین BDNF با گلوکز و HbA1c و رابطۀ مثبت معنادار بین آسپروسین با گلوکز و HbA1c بهنظر میرسد ورزش با شدت بالا با معکوس کردن تغییرات آسپروسین و BDNF، موجب بهبود احتمالی سطوح گلوکز و HbA1c میشود.
وحید ولی پور ده نو،
دوره 24، شماره 5 - ( 10-1403 )
چکیده

مقدمه: اثرات سودمند عصارۀ زعفران و تمرین مقاومتی بر بهبود برخی از شاخصهای دیابت مشخص شده است، اما اثر ترکیبی آنها بر سطوح پروتئین BDNF در موشهای دارای دیابت نوع دو بررسی نشده است. بنابراین، هدف مطالعۀ حاضر بررسی اثر مصرف عصارۀ زعفران در خلال تمرین مقاومتی بر بیان پروتئین BDNF هایپوکمپ موشهای دارای دیابت نوع دو بود.
روش‌ها: در این مطالعۀ تجربی 30 سر موش صحرایی نر بالغ بهطور تصادفی به پنج گروه کنترل (C)، دیابت (D)، دیابت-تمرین مقاومتی (DT)، دیابت-عصارۀ زعفران (DS) و دیابت-عصارۀ زعفران-تمرین مقاومتی (DTS) تقسیم شدند. تمرین مقاومتی بهمدت شش هفته و پنج جلسه در هفته انجام شد. سطوح گلوکز خون و سطوح پروتئین BDNF هایپوکمپ اندازهگیری شد. برای تحلیل دادهها از آنالیز واریانس یکطرفه در سطح معناداری 05/0 >P استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد القای دیابت با STZ همراه با رژیم غذایی پُرچرب باعث تفاوت معنادار در میزان بیان ژن آتروژین-1 بین دو گروه DM با گروه ARDM شد (02/0 =P)، درحالی‌که سطح تغییرات بیان ژنی Foxo1 بین گروه ARDM با دیگر گروهها معنادار بود (001/0=P).
نتیجه‌گیری: انجام تمرین مقاومتی همچنین مصرف عصارۀ زعفران بهتنهایی و همراه با تمرین مقاومتی سطوح گلوکز خون را در موشهای دیابتی کاهش میدهد. امّا، مصرف عصارۀ زعفران تنها در خلال تمرین مقاومتی توانست سطوح پروتئین BDNF را افزایش دهد. بنابراین، برای بهرهوری بیشتر پیشنهاد میشود عصارۀ زعفران در خلال تمرین مقاومتی مصرف شود.
محمد دستیار، فاطمه نیک سرشت،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده

مقدمه: با توجه به اهمیت ورزش در پیشگیری و درمان بیماریهای مرتبط با چاقی هدف از اجرای مطالعه حاضر تعیین اثر تمرینات مقاومتی بر بیان PI3K, AKT1 و mTORc1 در بافت قلب و هایپرتروفی فیزیولوژیک قلبی رت های دیابتی نوع دو بود.
روش‌ها: 21 رت نر ویستار (10 ± 220 گرم) توسط 6 هفته رژیم غذایی پُرچرب چاق شدند. بعد از القای چاقی، 14 رت به‌واسطۀ تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین با دوز25میلی‌گرم بر کیلوگرم (STZ) دیابتی نوع 2 شدند. نهایتاً رت ها به سه گروه: 1) غیر دیابتی 2) دیابتی کنترل و 3) دیابتی مقاومتی تقسیم شدند. رت‌های گروه دیابتی مقاومتی یک دوره تمرینات مقاومتی 6 هفته‌ای را به تعداد 5 جلسه در هفته کامل کردند. بیان PI3K, AKT1 و mTORc1 در بافت قلب و نسبت وزن بطن چپ به قلب، بطن چپ به بدن و قلب به بدن در همۀ گروه‌ها اندازه‌گیری و توسط آزمون آنوای یکسویه مقایسه شدند.
یافته‌ها: در پاسخ به القای دیابت، بیان PI3K, AKT1 و mTORc1 نسبت به گروه غیر دیابتی به میزان معنی داری کاهش یافت (P < 0.05). تمرینات مقاومتی به افزایش بیان PI3K, AKT1 و mTORc1 (P < 0.05) و افزایش نسبت وزن بطن چپ به قلب، بطن چپ به بدن و قلب به بدن در گروه دیابتی مقاومتی نسبت به گروه دیابت کنترل منجر شد(P < 0.05) .
نتیجه‌گیری: تمرینات مقاومتی با هایپرتروفی فیزیولوژیکی قلب در رتهای دیابتی همراه است و این بهبود را میتوان به تغییرات در مسیر سیگنالینگ PI3K/AKT1/mTORc1 نسبت داد.
آذین سعیدزاده، رویا نعیمی، شهرزاد محسنی، مهناز پژمان ثانی، مسعود امن زاده،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه: دیابت نوع یک یا دیابت کودکان و نوجوانان تأثیر قابل توجهی بر زندگی کودکان و والدین دارد. به‌طوری‌ که ایجاد درک عمیق در خصوص بیماری دیابت کودکان و راه‌های پیشگیری و مراقبت از مبتلایان، ارائه دهندگان مراقبتی را قادر می‌سازد تا نیازهای خاص آنان را برآورده سازند. یکی از راهکارهای ارتقاء دانش مبتلایان به بیماری آموزش‌های مبتنی بر وب است. لذا در این مطالعه به طراحی و ارزیابی وب‌سایت آموزشی دیابت در کودکان با هدف ارتقاء کیفیت مراقبت از کودکان و کاهش مرگ‌و‌میر پرداخته شد.
روش‌ها: این مطالعه شامل سه مرحلۀ گردآوری محتوا، طراحی وب‌سایت و ارزیابی بود. اطلاعات محتوای وب‌سایت از منابع کتابخانه‌ای معتبر جمع‌آوری و با استفاده از ابزار طراحی وب‌سایت وردپرس طراحی گردید. سپس ارزیابی محتوا، عملکرد، قابلیت‌های صفحۀ نمایش، مجموعه اصطلاحات و قابلیت یادگیری وب‌سایت توسط پزشکان و پرستاران انجام شد.
یافته‌ها: اطلاعات بالینی قابل فهم و رسا در مورد بیماری دیابت کودکان، در وب‌سایت آورده شد. در ارزیابی محتوای وب‌سایت بالاترین میانگین مربوط به بخش دیابت نوع یک در یک نگاه و کمترین میانگین مربوط به بخش آسیب شناسی بیماری بود. در ارزیابی عملکرد وب‌سایت بالاترین میانگین مربوط به طراحی کلی وب‌سایت و کمترین میانگین مربوط به راحتی کار با وب‌سایت بود. به‌طور کلی عملکرد وب‌سایت از کیفیت خوبی برخوردار بود.
نتیجه‌گیری: برای افزایش اثربخشی خدمات مراقبتی و کاهش عوارض بیماری‌ها ارائه اطلاعات صحیح و معتبر در قالب وب سایت‌های آموزشی باید مورد توجه باشد.
 

صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb