جستجو در مقالات منتشر شده



مهدی شیرالی، یعقوب مدملی، جمال روح افزا، حمید کریمی، آرمان بابلی بهمئی، شریف ارتباطی،
دوره 15، شماره 3 - ( 12-1394 )
چکیده

مقدمه: امروزه درصد بالایی از مردم در معرض خطر ابتلا به بیماری دیابت هستند. این بیماری یکی از خطرناکترین بیماری‌های عصر حاضر است و تشخیص به موقع این بیماری نقش به‌سزایی در درمان آن دارد.

روش‌ها: در این مقاله با استفاده از سیستم استنتاج فازی سوگنو و الگوریتم هوشمند کرم شب تاب، روشی نوین برای تشخیص دیابت ارائه شده است. روش ارائه شده قادر است با استفاده از تعداد کمی قوانین ساده فازی با دقت مطلوبی بیماری دیابت را تشخیص دهد.

یافته‌ها: کارآیی ترکیب سیستم استنتاج فازی سوگنو و الگوریتم کرم شب تاب 24/87 درصد به‌دست آمد.

نتیجه‌گیری: نتایج تجربی نشان می­دهند که این روش روی مجموعه داده استاندارد PID دقت بیشتری نسبتی به الگوریتم­های موجود در این زمینه دارد.


مسعود رحمتی، زهره احمدی، رحیم میرنصوری، محمد فتحی،
دوره 15، شماره 3 - ( 12-1394 )
چکیده

مقدمه: در طی چند سال اخیر، پلی‌مورفیسم‌های متعددی شناسایی شده‌اند که با عملکرد توانی و سرعتی ورزشکاران نخبه ارتباط معنا‌دار داشته‌اند. در این میان، ژن IL6 به‌عنوان یک نامزد شایسته در خصوص تبدیل فرد به یک ورزشکار نخبه توانی معرفی شده است. بنابراین، هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین پلی‌مورفیسم ژن IL6 و ورزش توانی با استفاده از متاآنالیز است که شواهد بیشتری را در مقایسه با گزارش‌های فردی فراهم می‌کند.

روشها: با استفاده از موتورهای جستجو پایگاه‌های Science direct، Google Scholar و PubMed تا ماه مارس سال 2015 مورد جستجو قرار گرفتند. مقاله‌ها براساس کلید واژه‌هایIL6  در ترکیب با polymorphism or mutation or variant و در ترکیب با powersport مورد بررسی قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری STATA (نسخه 12) صورت گرفت.

یافتهها: 7 مقاله وارد مرور سیستماتیک و 3 مقاله وارد متاآنالیز نهایی شدند. پس از استخراج داده‌های مقالات، کل افراد گروه ورزشکار، 292 و کل افراد گروه کنترل 559 نفر بودند. برای مدل آللی G vs C نسبت شانس 43/1 (فاصله اطمینان 95 درصد: 99/1-03/1)، برای مدل آللی GG vs GC نسبت شانس 74/1 (فاصله اطمینان 95 درصد: 36/2- 28/1)، برای مدل آللی CC + GG vs GC نسبت شانس 71/1 (فاصله اطمینان 95 درصد: 36/2-24/1) و برای مدل آللی GG + GC vs CC نسبت شانس 96/0( فاصله اطمینان 95 درصد: 20/1-77/0) برآورد شد. همچنین، نتایج نشان داد ارتباط بین ژنوتیپ GG پلی‌مورفیسم rs1800795 ژن IL6 و ورزش توانی از لحاظ آماری معنادار است (05/0>p).

نتیجهگیری: به‌طور کلی، نتایج پژوهش حاضر نشان می‌دهد که وجود پلی‌مورفیسم rs1800795  ژن IL6 باعث عملکرد بهتر در ورزشکاران توانی می‌شود. این نتایج نشان می‌دهند که پروفایل ژنتیکی ممکن است بر عملکرد جسمانی انسان اثرگذار باشد. بنابراین، پیشنهاد می‌شود که محققین از پلی‌مورفیسمrs1800795  ژن IL6  به‌عنوان یکی از فاکتورهای منتخب در استعدادیابی ورزشی استفاده کنند.


زینب علیزاده، لیلا آزادبخت،
دوره 15، شماره 3 - ( 12-1394 )
چکیده

مقدمه: بروز هم‌زمان عوامل خطر بیماری قلبی عروقی به‌عنوان سندرم متابولیک شناخته شده است که خطر بروز دیابت و بیماری قلبی را افزایش می‌دهد. ابتلا به این بیماری همچنین خطر مرگ زودرس از بیماری قلبی و میرایی از همه علل را افزایش می‌دهد. هر چند این بیماری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است ولی اپیدمیولوژی آن به‌طور منظم در ایران بررسی نشده است. هدف مطالعه حاضر بررسی اپیدمیولوژی سندرم متابولیک در ایران است.

روش‌ها: سایت‌های مدلاین،www.sid.ir،www.magiran.com،www.iranmedex.com، www.irandoc.ac.ir  تا سال 1394 جستجو و فهرست مراجع مقالات مربوط بررسی شد. واژه‌های کلیدی مورد استفاده عبارت است از سندرم متابولیک، سندرم مقاومت به انسولین، شیوع، اپیدمیولوژی، resistance, epidemiology, metabolic syndrome insulin که در قسمت چکیده مقالات جستجو شد.

یافته‌ها: تعداد 45 مطالعه، واجد شرایط برای این مرور شناخته شد.20 مقاله به زبان فارسی و25 مقاله به زبان انگلیسی به چاپ رسیده بود. یافته‌ها بر شیوع بالای سندرم متابولیک و مؤلفه‌های آن را براساس هر سه معیار در هر دو جنس دلالت دارد. شیوع در زنان بالاتر از مردان بود. شیوع در گروه‌ها و نواحی مختلف متغیر بود، علت این تفاوت‌ها می‌تواند تفاوت روش‌های غربال‌گری و معیارهای تشخیصی بوده یا ناشی از وجود اقوام مختلف ایران باشد که مقایسه شیوع سندرم متابولیک را در نقاط مختلف کشور دشوار می‌سازد، با وجود این در اکثر مطالعات این سندرم با سن، جنس، نمایه توده بدنی، HDL پایین و تری‌گلیسیرید بالا رابطه داشت. بیشترین میزان شیوع در بیماران دیابت نوع دو( 5/73 درصد) و کمترین میزان شیوع در کودکان 9-3 ساله (9/0) گزارش گردید.

نتیجه‌گیری: شیوع بالای این بیماری و فاکتورهای مرتبط با آن در جمعیت ایرانی ایجاد برنامه‌های ملی پیشگیری برای مبارزه با این بیماری را طلب می‌کند لذا ایجاد برنامه‌های غربال‌گری در نظام سلامت پیشنهاد می‌شود.


ناهید تیموری، هاشم نیری،
دوره 15، شماره 3 - ( 12-1394 )
چکیده

مقدمه: بیماری کبد چرب غیرالکلی(NAFLD) به‌عنوان یک بیماری رو به افزایش در بزرگسالان و کودکان در جهان مطرح است. چاقی، مقاومت به انسولین و هیپرتری‌گلیسیریدمی نقش اصلی در همه‌گیری این بیماری ایفا می‌کنند. NAFLD در افرادی‌که الکل مصرف نمی‌کنند می‌تواند به‌صورت استئاتوز ساده شروع شده تا استئاتوهپاتیت، فیبروز و سیروز پیشرفت نماید. سیتوکراتین 18 (CK-18) اصلی‌ترین رشته پروتیئنی متوسط در کبد است. در آسیب سلول‌های کبدی و مرگ سلولی در طی آپوپتوز، رشته‌های CK-18 در اثر تاثیر کاسپاز‌ها در جریان خون آزاد می‌شود. یکی از این روش‌های غیرتهاجمی تشخیص، بیومارکرهای جدیدی هستند که از بین آن‌ها CK18 اخیراً به‌عنوان یک مارکر آپوپتوزی و بسیار امیدوارکننده مطرح است. نشان داده ‌شده در مبتلایان به NAFLD، افزایش استرس اکسیداتیو ممکن است به استئاتوهپاتیت غیرالکلی (NASH) منجر شود. فعالیت آنزیم پاراکسوناز ((PON1 می‌تواند برای بررسی پراکسیداسیون لیپیدی و پیگیری بیماران مبتلا به NAFLD در نظر گرفته شود.

هدف پژوهش حاضر، بررسی سطح CK-18 به‌عنوان یک مارکر آپوپتوز سلول‌های کبدی و آنزیم پاراکسوناز به‌عنوان یک مارکر پراکسیداسیون لیپیدی بوده است.

­ این یک مطالعه شاهدار تصادفی است که سطح CK-18، آنزیم پاراکسوناز و پروفایل لیپیدی در 51 بیمار مبتلا به NAFLD بررسی شده با سونوگرافی، در مقابل 30 فرد سالم اندازه‌گیری شده است. قطعه M30 با روش الایزا ساندویچ برای تعیین سطوح در گردش اشکال مختلف از CK-18 و به‌عنوان بیومارکر جایگزین مرگ سلول پیشنهادشده است. آنتی‌بادی جهت تشخیص M30، یک اپی‌توپ جدید در موقعیت 387-396 از CK18، به‌اصطلاح CK18-Asp396 را شناسایی می‌کند که تنها پس از برش پروتئین توسط کاسپاز آشکار می‌شود و به‌عنوان یک نشانگر انتخابی آپوپتوز فرض شده است. فعالیت PON1 با استفاده از یک سوبسترای سنتتیک مورد سنجش قرار گرفت. از سوبسترای پاراکسون (دی اتیل پارا نیترو فنیل فسفات)، برای تعیین فعالیت PON1 نسبت به پاراکسون در طول موج 412 و دمای 37 درجه استفاده شد.: این بررسی نشان می‌دهد سطح سیتوکراتین 18 (005/0=p)، آنزیم پاراکسوناز (03/0=p)، تری‌گلیسیرید (04/0=p) و لیپوپروتیئن با چگالی پایین (04/0=P) در بیماران کبد چرب غیرالکلی در مقایسه با افراد سالم افزایش داشته است، همچنین بین CK-18 و پاراکسوناز با مراحل اولیه بیماری کبد چرب همبستگی وجود دارد.: این مطالعه نشان می‌دهد که اندازه‌گیری سطح سیتوکراتین18 می‌تواند در پیش‌بینی بیماران کبد چرب غیرالکلی مفید باشد و فعالیت آنزیم پاراکسوناز ((PON1 می‌تواند برای بررسی پراکسیداسیون لیپیدی و پیگیری بیماران مبتلا به NAFLD در نظر گرفته شود.


مائده مرادی، فهیمه حقیقت دوست، آوات فیضی، لیلا آزادبخت،
دوره 15، شماره 3 - ( 12-1394 )
چکیده

مقدمه: در مورد نقش کوآنزیم کیوتن در دیابت مطالعات متعددی منتشر گردیده است که در بسیاری از آن‌ها نتایج ضد و نقیضی گزارش شده است. این متاآنالیز بر روی مطالعات کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده و با هدف بررسی اثر مکمل یاری با کوآنزیم کیوتن بر بیومارکرهای دیابت صورت گرفته است.

روش‌ها: این مطالعه به‌صورت مروری نظام‌مند و متاآنالیز بر روی مقالات منتشر شده بین سال‌های 1998 تا دسامبر 2015 و براساس پایگاه‌های معتبر اطلاعات پزشکی شاملPubmed, EMBASE, Science direct, ISI web of science  وGoogle Scholar انجام شد. در مجموع، نتیجه جستجوی پایگاه‌ها به 16 مقاله رسید که اثرات کوآنزیم کیوتن را بر بیومارکرهای قند خون ناشتا (14n=)، انسولین ناشتا (5n=) و هموگلوبین گلیکوزیله (11n=) گزارش کرده بودند. در محاسبه میانگین اثر از SD استفاده شد. فاصله اطمینان 95% در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: متاآنالیز انجام شده بر روی مطالعاتی که تأثیر مکمل یاری را بر روی قند خون ناشتا گزارش کرده بودند نشان می‌دهد که مکمل یاری کوآنزیم کیوتن منجر به کاهش قابل توجه قند خون ناشتا می‌شود (میانگین تغییرات: mg/dL20/0- و 95% فاصله اطمینان: 02/0- و - 38/0- ). با این وجود اثر مکمل یاری بر هموگلوبین گلیکوزیله و انسولین ناشتا قابل ملاحظه نبود (میانگین تغییرات: % 22- و 95% فاصله اطمینان: 12/0 و 22/0-) و (میانگین تغییرات: pmol/l12/0 و 95% فاصله اطمینان: 44/0 و 21/0-).

نتیجه‌گیری: مکمل یاری با کوآنزیم کیوتن منجر به کاهش سطوح هموگلوبین گلیکوزیله و انسولین ناشتا نشد. با این وجود توانست به‌طور قابل ملاحظه‌ای منجر به کاهش سطوح قند خون ناشتا شود. کاهش قابل ملاحظه قند خون ناشتا که در این مطالعه، از نظر آماری معنی‌دار بوده است، اما هر مطالعه‌ای با حجم بالا نهایتاً تفاوت‌های جزیی نیز از نظر آماری معنی‌دار می‌شوند حال آنکه این تفاوت و کاهش از نظر بالینی معنی‌دار، قابل ملاحظه و کاربردی نمی‌باشد.


مهین نصرآبادی، مهدی مقرنسی،
دوره 15، شماره 3 - ( 12-1394 )
چکیده

مقدمه: امنتین-1 آدیپوکین شناخته شده‌ای است که اغلب از بافت چربی احشایی ترشح می‌شود. سطوح امنتین-1 با چاقی رابطه معکوس دارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تمرین ایروبیک موزون بر سطوح سرمی امنتین-1 و برخی متغیرهای آنتروپومتریکی زنان چاق بود.

روش‌ها: 32 زن چاق با میانگین سنی 23/8 ± 94/37 سال و نمایه توده بدنی 54/3 ± 34/32 کیلوگرم بر متر مربع به‌طور داوطلبانه انتخاب شدند و به‌طور تصادفی در دو گروه تجربی (17n=) و گروه کنترل (15n=) قرار گرفتند. آزمودنی‌ها در گروه تجربی با شدت 80-70 درصد ضربان قلب بیشینه، هر جلسه به‌مدت 60-45 دقیقه، سه روز در هفته، به‌مدت 8 هفته به تمرین پرداختند. گروه کنترل در هیچ‌گونه برنامه ورزشی شرکت نکرد. قبل و بعد از تمرین مقادیر امنتین-1 سرم، وزن، نمایه توده بدن (BMI) و نسبت دور کمر به باسن (WHR) محاسبه شد. داده‌های حاصل با استفاده از آزمون‌های شاپیرو- ویلک، لون، t وابسته و تحلیل کوواریانس (ANCOVA) در سطح معناداری 05/0>α یا 01/0> α تجزیه و تحلیل شدند.

یافته‌ها: 8 هفته تمرین ایروبیک در گروه تجربی، با افزایش معنادار سطوح امنتین-1 (000/0P=) و کاهش معنا‌دار وزن و BMI (000/0P=) همراه بود (05/0P<)، در حالی‌که در WHR (577/0P=) تغییر معناداری مشاهده نشد (05/0P>). بررسی‌های بین گروهی نیز حاکی از افزایش معنا‌دار در مقادیر امنتین-1 (009/0P=) و کاهش معنا‌دار در مقادیر وزن (000/0P=) و BMI (001/0P=) در گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل بود (01/0P<).

نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد که تمرین ایروبیک موزون با افزایش امنتین-1 و کاهش عوامل وابسته به چاقی نقش موثری در سلامت قلب و عروق و بهبود اختلالات مرتبط با چاقی در زنان چاق دارد.


سیده ساحره قریشی، سجاد احمدی زاد، داریوش شیخ السلامی وطنی، فرهاد آذری،
دوره 15، شماره 4 - ( 2-1395 )
چکیده

مقدمه: هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر جنسیت بر غلظت گلوکز، انسولین و شاخص مقاومت به انسولین در پاسخ به فعالیت حاد استقامتی و دوره‌های ریکاوری متعاقب آن در افراد سالم بود.

روش‌ها: هشت زن و هفت مرد 30-20 ساله (سن زنان 50/1±37/22 و مردان 27/1±42/23 سال، وزن زنان 14/8±50/55 و مردان 16/15±85/79 کیلوگرم، قد زنان 18/4±12/160 و مردان 57/6±71/179 سانتی‌‌متر) به‌صورت داوطلبانه در این تحقیق شرکت نمودند. آزمودنی‌ها دو جلسه فعالیت و کنترل را طی دو هفته متوالی اجرا نمودند. ترتیب اجرای جلسات به‌صورت تصادفی برای هر شخص تعیین شده بود. برنامه ورزشی شامل 45 دقیقه فعالیت حاد استقامتی با شدت 75 درصد ضربان قلب بیشینه بر روی تردمیل بود و متعاقب آن آزمودنی یک ساعت ریکاوری در حالت نشسته داشت. چهار نمونه خونی (6 میلی‌لیتر) به‌ترتیب قبل و بلافاصله بعد از فعالیت، همچنین 1 و 24 ساعت بعد از فعالیت جمع‌آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از تحلیل واریانس دو طرفۀ مکرر استفاده شد.

یافته‌ها: بدون در نظر گرفتن جنسیت آزمودنی‌ها، اثر فعالیت و ریکاوری بر غلظت انسولین و شاخص مقاومت به انسولین معنی‌دار بود (05/0p<) ولی برای گلوکز معنی‌دار نبود. همچنین هنگامی که داده‌ها با استفاده از تغییرات حجم پلاسما تصحیح گردیدند، نتایج مشابهی برای انسولین مشاهده گردید. اگر چه تغییرات فاکتورها در جلسه فعالیت در مردان نسبت به زنان بیشتر بود، اما جنسیت بر پاسخ تمامی فاکتورها (گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین) به فعالیت حاد استقامتی تأثیر معنی‌داری نداشت.

نتیجه‌گیری: فعالیت حاد استقامتی و ریکاوری موجب تغییر شاخص مقاومت به انسولین می‌شود اما این تغییرات وابسته به جنسیت نمی‌باشد.


حامد مهدی زاده، علیرضا براآنی،
دوره 15، شماره 4 - ( 2-1395 )
چکیده

مقدمه: ارائه خدمات مراقبتی و بهداشتی افراد مبتلا به بیماری دیابت اطلاعات مفیدی ایجاد می‌کند که از این اطلاعات می‌توان برای شناسایی، درمان، مراقبت‌های بعدی و حتی پیشگیری از بیماری دیابت استفاده نمود. از طرفی کاوش و بررسی حجم زیادی از این اطلاعات، نیازمند استفاده از روش‌های موثر و کارآمدی برای یافتن الگوهای مربوط در این اطلاعات می‌باشد که استفاده از تکنیک‌های مختلف داده‌کاوی به‌خصوص دسته‌بندی و الگوهای تکرار شونده می‌تواند کمک شایانی در این زمینه باشد.

روش‌ها: پایگاه‌های اطلاعاتیScholar, Science Direct  Google Scopus, Pubmed, با هدف یافتن مقالات، جستجو و مقالات انگلیسی منتشر شده در سال‌های 2005 تا 2015 مورد بررسی قرار گرفتند. مقالات به‌دست آمده از نظر جمعیت مورد مطالعه، مجموعه داده‌های مورد استفاده و روش‌های داده‌کاوی ارزیابی شدند.

یافته‌ها: از میان 2144 مقاله به‌دست آمده در جستجوی اولیه، تعداد 38 مقاله مرتبط با موضوع مطالعه، انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این بررسی نشان می دهد که الگوریتم های خوشه بندی، قوانین انجمنی و هوش مصنوعی از پرکاربردترین تکنیک‌های داده‌کاوی می‌باشند که برای تشخیص و پیش‌بینی احتمال ابتلا به بیماری دیابت با موفقیت مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

نتیجه‌گیری: پیاده‌سازی روشی که بتواند امکان ابتلا یا عدم ابتلای افراد به دیابت را مشخص کند، گام مهمی در کنترل بیماری دیابت خواهد بود. با توجه به مطالعات انجام شده، داده‌کاوی می‌تواند به‌عنوان روشی موثر در پیشگیری، درمان و کشف ارتباط بین بیماری دیابت و عوامل خطر آن، موجب پیشرفت‌های قابل توجه در حوزه تحقیقات دیابت و ارائه مراقبت‌های بهداشتی بهتر برای این گروه از بیماران باشد.


مریم پیمانی، کاملیا رامبد، ربابه قدسی، انسیه نسلی اصفهانی،
دوره 15، شماره 4 - ( 2-1395 )
چکیده

مقدمه: هدف از این مطالعه بررسی میزان کارایی سرویس پیام کوتاه (SMS) تلفن همراه جهت آموزش حوزه‌های اصلی مهارت‌های خودمراقبتی دیابت بود. همچنین این موضوع مورد بررسی قرار گرفت که آیا ارسال پیام‌های آموزشی هدفمند بر اساس نیازهای فردی بیمار، موثرتر از ارسال پیام‌های آموزشی عمومی است یا خیر.

روش‌ها: 150 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو به‌طور تصادفی در سه گروه تقسیم شدند: گروه پیامک هدفمند، گروه پیامک غیر هدفمند و گروه کنترل. پارامترهای بیوشیمیایی شامل HbA1c ،FBS و پروفایل‌های لیپید در هر سه گروه در زمان شروع مطالعه (میزان پایه) و 12 هفته بعد از مداخله اندازه‌گیری شدند. علاوه بر این، پرسشنامۀ خودمراقبتی (SCI)، پرسشنامۀ سنجش خودکارآمدی مدیریت دیابت (DMSES) و پرسشنامۀ بررسی موانع خودمراقبتی دیابت برای سالمندان (DSCB-OA) تکمیل شدند. در گروه پیامک هدفمند، 75 درصد از پیام‌ها بر اساس دو تا از موانع عمدۀ پایبندی به خودمراقبتی که توسط هر بیمار در پرسشنامه ذکر شده بود تنظیم و فرستاده شد. لیکن در گروه پیامک غیر هدفمند پیام‌ها به‌صورت تصادفی انتخاب و برای هر بیمار فرستاده شد.

یافته‌ها: بعد از 12 هفته، اگرچه مقدار HbA1c تغییر معناداری نداشت لیکن کاهش قابل توجهی در مقادیر FBS و میانگین نمایه توده بدنی در هر دو گروه مداخله مشاهده شد. میانگین نمرات خودمراقبتی به‌طور معناداری افزایش و میانگین نمرات خودکارآمدی و موانع خودمراقبتی در هر دو گروه مداخله به میزان قابل ملاحظه‌ای کاهش یافت (001/0P<)، حال آنکه در گروه کنترل نتایج معکوس بود.

نتیجه‌گیری: ارسال پیام کوتاه به‌عنوان رسانه‌ای برای آموزش بیمار در کنار درمان متداول دیابت نه تنها می‌تواند کنترل گلیسمیک را بهبود بخشد بلکه همچنین می‌تواند اثرات مطلوبی بر سایر ابعاد خودمراقبتی دیابت به‌جا گذارد. بر طبق یافته‌های این مطالعه، ارسال پیامک آموزشی عمومی به‌طور مرتب و در یک زمان مشخص برای بیماران، به همان اندازه ارسال پیامک‌های آموزشی انفرادی و هدفمند مؤثر می باشند.


عصمت مسیبی، مریم شریفی، احمد عابدی،
دوره 15، شماره 4 - ( 2-1395 )
چکیده

مقدمه: دیابت بیماری مزمن و شایعی است که در سال‌های اخیر به‌دلیل تغییر سبک زندگی، عدم تحرک و چاقی متعاقب آن، افزایش چشم‌گیری داشته است. این افزایش شیوع در دیابت، انجام مداخلات متعدد و پراکنده توسط متخصصین و مراقبین سلامت را به‌منظور کنترل و تنظیم قندخون و عوامل تأثیرگذار بر آن به‌دنبال داشته است. هدف از پژوهش حاضر جمع­آوری و ترکیب نتایج این مداخلات، در دو زمینه روانشناختی و ورزشی و تعیین اثربخشی آن‌ها بر کنترل میزان هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) در بیماران مبتلا به دیابت در قالب روش فراتحلیل می‌باشد.

روش‌ها: جهت انجام این مطالعه، از بین پژوهش‌های متعدد مربوط، 38 پژوهش (19مداخله ورزشی و19 مداخله روانشناختی) که از لحاظ روش‌شناختی مورد قبول بودند انتخاب شدند و فراتحلیل بر روی آن‌ها انجام گرفت. این پژوهش مبتنی بر 38 اندازه اثر می‌باشد و ابزار استفاده شده چک لیست فراتحلیل بوده است.

یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که میزان اندازه اثر مداخلات و آموزش‌های روانشناختی بر کنترل میزان قند خون پایدار 67/0 (00001/0>p) و اندازه اثر مداخلات و آموزش‌های ورزشی 79/0 (00001/0>p) می‌باشد.

نتیجه­گیری: اگرچه طبق جدول کوهن، اندازه اثرهای به‌دست آمده برای اثربخشی مداخلات روانشناختی و ورزشی، هر دو در سطح متوسط می‌باشد، با این حال میزان اثربخشی مداخلات ورزشی بالاتر از مداخلات روانشناختی به‌دست آمده است.


موسی خلفی، علی اصغر رواسی، فاطمه شب خیز، محمد مرادی، یاشار زارعی،
دوره 15، شماره 4 - ( 2-1395 )
چکیده

مقدمه: ایرزین به‌عنوان مایوکاینی ترشح ‌شده با فعالیت ورزشی شناخته شده است که نقش مهمی در متابولیسم انرژی و تنظیم بیماری‌های متابولیک مانند دیابت ایفا می‌کند. هدف از پژوهش حاضر مقایسه تأثیر دو نوع فعالیت ورزشی تناوبی با شدت بالا و تداومی با شدت متوسط بر سطوح ایرزین سرم و پروتئین جداکننده -1 (UCP-1) چربی زیرپوستی در رت­های نر دیابتی است.

روش‌ها: پژوهش حاضر، تجربی با طرح پس‌آزمون با گروه کنترل بود. در این مطالعه 29 سر رت نر دیابتی (12 هفته سن و با وزن 220-240 گرم) به 5 گروه: بلافاصله و 2 ساعت پس از فعالیت ورزشی تناوبی با شدت بالا (HIIE0, HIIE2)، بلافاصله و 2 ساعت پس از فعالیت ورزشی تداومی با شدت متوسط(MICE0, MICE2)  و کنترل (C) تقسیم شدند. هر دو گروه MICE با شدت 65-60% حداکثر اکسیژن مصرفی به‌مدت 40 دقیقه و هر دو گروه HIIE با شدت 90-95% حداکثر اکسیژن مصرفی در12 تناوب 1 دقیقه‌ای با فواصل استراحتی 1 دقیقه‌ای به فعالیت روی نوار گردان پرداختند. از روش ELISA برای اندازه‌گیری ایرزین سرم و UCP-1 چربی زیرپوستی استفاده گردید. از آزمون ANOVA و تست تعقیبی توکی برای تحلیل داده‌ها استفاده و سطح معنی‌داری 05/0 در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: تحلیل داده‌ها نشان داد، سطوح ایرزین سرم در گروه HIIE0 و UCP-1 چربی زیرپوستی در گروه HIIE2 نسبت به گروه کنترل افزایش معنی‌داری داشتند (05/0P). با این‌حال، بین دیگر گروه‌های تحقیق تفاوت معنی‌داری وجود نداشت (05/0P>).

نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد، فعالیت ورزشی تناوبی با شدت بالا نسبت به فعالیت ورزشی تداومی با شدت متوسط نقش بارزتری در تغییرات معنی‌دار سطوح سرمی ایرزین و UCP-1چربی زیرپوستی در رت­های دیابتی داشته باشد.


زهرا جعفری، ندا مهرداد، فرشاد شریفی، حمید حقانی، صغری نیکپور،
دوره 15، شماره 4 - ( 2-1395 )
چکیده

مقدمه: شیوع دیابت با افزایش سن افزایش می‌یابد. به علل مختلفی بروز زمین خوردن در سالمندان مبتلا به دیابت بیشتر است. این مطالعه به‌منظور تعیین عوامل مرتبط با زمین خوردن در سالمندان مبتلا به دیابت نوع دو انجام شده است.

روش ها: مطالعه از نوع مورد - شاهدی بر روی 160 سالمند (80 نفر گروه مورد-80 نفر گروه شاهد) 60 سال به بالا مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به بیمارستان‌های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران به روش مستمر انجام شد. گروه مورد سابقۀ زمین خوردن در طی یک سال قبل را داشتند و گروه شاهد سابقه زمین خوردن در طی یک سال قبل را نداشتند. پرسشنامه شامل اطلاعات دموگرافیک و عوامل مرتبط با زمین خوردن استفاده شد. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون‌های تی مستقل، کای دو و رگرسیون لوجستیک تجزیه و تحلیل شدند.

یافتهها: نتایج تحقیق نشان دادند که عوامل افت فشار خون وضعیتی (02/0P=)، سرگیجه (05/0P=)، بی اختیاری مدفوع (01/0P<)، اختلال شنوایی (01/0P<)، اختلال بینایی (01/0P<)، درد اندامهای تحتانی (027/0P=)، مصرف داروهای ضد انعقاد خون (017/0P=) با زمین خوردن ارتباط معناداری داشتند.

نتیجهگیری: نتایج رگرسیون لوجستیک چند متغیره مشخص کردکه عوامل بی اختیاری مدفوع و اختلال شنوایی با خطر زمین خوردن در سالمندان مبتلا به دیابت نوع دو همراه است. توجهات لازم جهت پیشگیری از زمین خوردن باید در برنامه مراقبین از این گروه از سالمندان گنجانده شود.


مهناز سیدالشهدایی، مرتضی خاقانی زاده، محسن نظامی قلعه نوئی، بهزاد همدانی، سلمان برسته،
دوره 15، شماره 5 - ( 4-1395 )
چکیده

مقدمه: دیابت نوع دو یک معضل مهم برای سلامت عمومی است که باعث اثرات گسترده‌ای بر عملکردهای فردی و اجتماعی افراد می‌شود. مطالعه‌ پیش‌رو با هدف تعیین ارتباط سواد سلامت با سلامت عمومی در بیماران دیابت نوع دو انجام شد.

روشها: این مطالعه توصیفی تحلیلی و مقطعی بر روی 200 بیمار مراجعه کننده به مرکز تحقیقات دیابت دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1393 انجام گردید. روش انتخاب نمونه‌ها به‌صورت آسان بود. ابزار جمع‌آوری اطلاعات سه پرسش‌نامه مشخصات فردی، سواد سلامت (TOFHLA)، پرسش‌نامه استاندارد سلامت عمومی GHQ28 بود. داده‌ها به‌وسیله نرم‌افزار SPSS نسخه 16 و با کمک آزمون‌هایی آمار توصیفی، جدول توزیع فراوانی و آزمون‌های آماری (آزمون t،ANOVA  و ضریب همبستگی پیرسون) تجزیه و تحلیل شد.

یافته ها: بیش از نیمی از شرکت‌کنندگان (58 درصد) از سواد سلامت کافی برخوردار نبودند و سلامت عمومی آنان متوسط گزارش شد (میانگین نمره 53/7±58/48). ارتباط معنی‌داری بین سواد سلامت و سلامت عمومی مشاهده شد (191/0-r= و007/0P=). سواد سلامت با سه بعد سلامت عمومی، اضطراب و اختلال خواب (154/0- r= و0029/.P=)، کارکرد اجتماعی (176/0- r= و013/0P=) و افسردگی (218/0-r=و002/0P=) ارتباط آماری معنی‌داری داشت.

نتیجه‌گیری: به‌طور کلی بیماری‌های مزمن، از جمله دیابت، مشکلات بالینی، اجتماعی و روانی زیادی به‌دنبال دارند که این مشکلات به نوبه خود سبب محدودیت فعالیت‌های جسمانی و روانی افراد می‌شود. این مطالعه نشان داد که سواد سلامت و سلامت عمومی ناکافی مشکل شایعی است و بیماران دیابتی نیاز به آموزش‌های بیشتری جهت بهبود سطح سواد سلامت و سلامت عمومی دارند.


پوران وروانی فراهانی، داود حکمت پو، محمدرضا رضوانفر، افسانه طلائی،
دوره 15، شماره 5 - ( 4-1395 )
چکیده

مقدمه: با توجه به شیوع و عوارض دیابت و تاثیر آن بر کیفیت زندگی بیماران، و توجه به این موضوع که کیفیت زندگی پایین منجر به کم کردن مراقبت از خود و افزایش خطر عوارض بیماری می‌شود، این مطالعه با هدف تعیین تاثیر آموزش به شیوه چند رسانه‌ای با ارائه تجارب زنده موفق بر کیفیت زندگی بیماران دیابتی نوع دو انجام شد.

روش ها: این مطالعه نیمه تجربی است. 160 نفر از بیماران دیابتی نوع دو به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و سپس به روش تخصیص تصادفی به دو گروه آزمون و یک گروه شاهد تقسیم شدند. پرسش‌نامه اطلاعات دموگرافیک و کیفیت زندگی توسط بیماران قبل از مداخله تکمیل شد. در گروه آزمون اول به شیوه چند رسانه‌ای (بحث گروهی، آموزش به روش فیلم و اسلاید) 5 جلسه به‌مدت 45 دقیقه برای هر بیمار تنظیم شد. گروه آزمون دوم، آموزش بیماران به شیوه حضور فرد موفق، اداره کلاس و پرسش و پاسخ بود. سپس پرسش‌نامه کیفیت زندگی توسط بیماران نمونه پژوهش3 ماه بعد از مداخله مجدداً تکمیل شد. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS نسخه 20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها: یافته‌های مطالعه نشان داد، بین میانگین میزان کیفیت زندگی قبل از مداخله در سه گروه تفاوت معنی‌داری وجود ندارد (194/0P=). اما بین میانگین میزان کیفیت زندگی بعد از مداخله در سه گروه تفاوت معنی‌داری وجود دارد (044/0P=). بین میانگین کیفیت زندگی قبل و بعد از مداخله به روش چند رسانه‌ای (001/0P£) و تجارب فرد موفق (001/0P£) تفاوت معنی‌داری وجود دارد.

نتیجه گیری: کیفیت زندگی بیماران دیابتی نوع دو در روش آموزش چند رسانه‌ای (مولتی مدیا) و تجارب فرد موفق نسبت به گروه شاهد افزایش یافته است.


مهدیه ملانوری شمسی، مهدی مهدوی،
دوره 15، شماره 5 - ( 4-1395 )
چکیده

مقدمه: مایوکاین­های آزاد شده از عضله اسکلتی دارای نقش­های متعدد متابولیکی و هایپرتروفیکی می­باشند. از سویی دیگر یکی از مسیرهای پیشنهادی برای اعمال اثرات ورزش در بیماری­های متابولیک مسیر سیگنالینگ کالسی­نورین بوده است. با توجه به ارتباط مایوکاین اینترلوکین-6 (IL-6) و کالسی­نورین هدف از مطالعه حاضر بررسی اثرات تمرین مقاومتی بر میزان بیان mRNA مایوکاین IL-6 و تنظیم­کننده کالسی­نورین 1 (RCAN-1) به‌عنوان شاخص فعالیت کالسی­نورین در عضله اسکلتی در موش­های صحرایی دیابتی بود.

روش ­ها: 32 سر موش­ صحرایی به‌صورت تصادفی به گروه­های کنترل سالم، تمرین سالم، دیابتی کنترل و دیابتی تمرین تقسیم شدند. دیابت از طریق تزریق استروپتوزوسین (STZ) القا شد. گروه­های تمرین 17 جلسه تمرین مقاومتی فزاینده را اجرا کردند. میزان بیان mRNA IL-6 و RCAN-1 عضله نعلی با روش Real-time Pcr اندازه­گیری شد. از آزمون آنالیز واریانس دوطرفه برای تحلیل داده­ها استفاده شد. سطح معناداری 05/0P< در نظر گرفته شد.

یافته­ ها: نتایج پژوهش نشان­دهنده افزایش بیان mRNA RCAN-1 در اثر تمرین ورزشی در گروه­های تمرینی بود (05/0P<). دیابت باعث کاهش بیان RCAN-1 در گروه­های دیابتی گشته است (001/0P<). همچنین تمرین مقاومتی بیان مایوکاین IL-6 را در عضله اسکلتی افزایش داده است (08/0P=).

نتیجه­ گیری: با توجه به نتایج پژوهش به‌نظر می­رسد می­توان به اثرات تعدیلی تمرینات ورزشی مقاومتی در بیان و فعال­سازی مسیر کالسی­نورین در نمونه­های دیابتی و افزایش هم‌زمان در بیان مایوکاین IL-6 اشاره کرد. به‌نظر می­رسد فعال‌سازی این مسیر به‌دنبال تمرینات مقاومتی می­تواند در حفظ توده عضلانی در دیابت موثر باشد.


مریم مرتضایی، عباسعلی راز، شعله منصوری، زهره عنابستانی، زهرا میرزایی زاده، باقر لاریجانی، مهرداد هاشمی، کبری امیدفر،
دوره 15، شماره 5 - ( 4-1395 )
چکیده

مقدمه: مقاومت به انسولین و نارسایی پیشرونده سلول‌های بتا، فاکتورهای کلیدی در بیماریزایی دیابت نوع دو هستند. مطالعات متعددی نشاندهنده‌ نقش RBP4 در بروز مقاومت به انسولین و ابتلا به دیابت بوده و لذا پلی‌مورفیسم‌هایی که بر روی بیان و یا عملکرد این ژن تأثیر بگذارند، در خطر ابتلا به T2DM و عوارض آن می‌توانند نقش داشته باشند. پای دیابتی از جمله عوارض اصلی دیابت شیرین است که علت اصلی ناتوانی و بستری شدن بیماران می‌باشد و علاوه بر کاهش شدید کیفیت زندگی فرد هزینه‌های فراوانی را به وی تحمیل می‌کند. هدف این مطالعه، بررسی ارتباط دو پلی مورفیسم  rs10882283 و rs10882273 ژن rbp4 با پای دیابتی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو است تا در صورت تایید همبستگی، از آن به عنوان مارکر زیستی پیش‌آگهی‌دهنده استفاده شود.

روش‌ها: این مطالعه از نوع مورد-شاهد است. دو پلی مورفیسم rs10882283 و  rs10882273ژن rbp4 در 100 بیمار دیابتی دارای زخم پا با درجه 1 یا 2 از طبقه‌بندی وگنر در گروه مورد و 133 بیمار دیابتی فاقد زخم در گروه شاهد، با استفاده ازتکنیکPCR   Tetra ARMS تعیین ژنوتیپ گردید.

یافته‌ها: آزمون Chi-square بین دو گروه شاهد و مورد، از نظر آماری اختلاف معنیداری را در فراوانی ژنوتیپ‌های (CC)، (CT) و (TT)  rsl0882273نشان نداد (414/0P=). همچنین مقایسه‌ ژنوتیپ‌های (CC)، (AC)و (AA) متعلق به پلی‌مورفیسم rsl0882283 در دو گروه نشان‌دهنده اختلاف معنی‌داری بین دو گروه نبود (85/0P=).

نتیجه‌گیری: طبق این مطالعه، ارتباط معنی‌داری بین پلی‌مورفیسم‌های  rs10882283و  rs10882273 ژن rbp4و خطر ابتلای به زخم پای دیابتی در بین افراد مبتلا به دیابت نوع دو وجود ندارد.


الهه دیانتی، سحر ملزمی، محسن امینیان،
دوره 15، شماره 5 - ( 4-1395 )
چکیده

مقدمه: در صورت صدمه به پوست، اپیدرم از بین می‌رود که به این از هم گسیختگی ساختمان بدن، زخم اطلاق می‌شود که در بیماران دیابتی شایع می‌باشد. هدف از این تحقیق بررسی اثر عصاره آبی کورکومین بر روی ترمیم زخم‌های دیابتی موش صحرائی نر نژاد ویستار می‌باشد.

روش ها: در این مطالعه 48 سر موش نر نژاد ویستار را  به 4 گروه (کنترل، شم، تجربی یک، تجربی دو) تقسیم گردیدند. در گروه‌های مورد آزمایش زخمی به مساحت 3 سانتی‌متر مربع در سمت چپ ستون فقرات ایجاد کردیم. روند ترمیم زخم به‌صورت میکروسکوپی بررسی شد.

یافتهها: زخم گروه‌های دیابتی شده با استرپتوزوسین در مقایسه با گروه سالم ترمیم دیرتری نشان داد و التیام زخم در گروه‌های تجربی تیمار شده با عصاره کورکومین نسبت به گروه کنترل از سرعت بیشتری برخوردار بود.

نتیجه گیری: نتایج نشان داد که عصاره آبی کورکومین موجب تسریع ترمیم زخم‌های پوستی نمونه‌های سالم و دیابتی می‌شود.


لیلا زمانپور، ابراهیم بنی طالبی، سیداحسان امیرحسینی،
دوره 15، شماره 5 - ( 4-1395 )
چکیده

مقدمه: تمرین ورزشی منظم اثرات ضدالتهابی داشته و موجب سرکوب التهاب سیستمی با درجه پایین در دیابت نوع 2 می‌شود. لذا، این پژوهش با هدف بررسی تاثیر یک­دوره تمرین سرعتی و موازی هوازی-قدرتی بر سطوح پروتئین واکنشکر- C با حساسیت بالا (hs-CRP)، فاکتور نکروز دهنده تومور-آلفا (TNF-α)، اینترلوکین-6 (IL-6) و مقاومت به انسولین زنان مبتلا به دیابت شیرین نوع 2 (T2DM) صورت گرفت.

روش ­ها: 52 نفر از زنان مبتلا به دیابت نوع 2 (سن 45 تا60 سال، گلوکزناشتای بالاتر از 126 میلی‌گرم بر دسی­لیتر) به‌طور داوطلبانه در تحقیق حاضر شدند و بر اساس مقادیر هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) در سه گروه تمرین همزمان قدرتی-استقامتی (17نفر) و تمرین سرعتی (17 نفر) و کنترل (18 نفر) قرار گرفتند. گروه همزمان قدرتی-استقامتی به مدت 12 هفته، سه جلسه در هفته تمرین استقامتی با 60 درصد حداکثر ضربان قلب (MHR) و دو جلسه در هفته تمرین مقاومتی با 70 درصد یک تکرار بیشینه (1-RM) انجام دادند. گروه تمرین سرعتی به مدت 12 هفته، سه جلسه در هفته 4 تا10 تکرار آزمون وینگیت 30 ثانیه­ای بر روی ارگومتر را با حداکثر تلاش انجام دادند.

یافته­ ها: نتایج این تحقیق نشان داد که تفاوت معنی­داری بین تاثیر تمرین سرعتی و ترکیبی در فاکتورهای TNF-α (119/0p=IL-6 (08/0p=hs-CRP (214/0p=) و گلوکز (171/0p=) مشاهده نشد. اما در مورد انسولین (036/0p=) و مقاومت به انسولین (008/0p=) تفاوت بین گروهی معنی­دار بود.

نتیجه گیری: هرچند از نظر آماری تفاوت معنی­داری بین این دوشیوه تمرینی مشاهده نشد، بنظر می­رسد با توجه به تاثیر بیشتر تمرینات سرعتی بر برخی فاکتورهای التهابی، تمرین سرعتی نسبت به تمرینات همزمان قدرتی-استقامتی می‌توانند شرایط ضدالتهابی بهتری برای زنان دیابت نوع 2داشته باشد.


حسین ادیبی، ژیلا نجف پور، عفت محمدی، مانی یوسفوند،
دوره 15، شماره 6 - ( 4-1395 )
چکیده

مقدمه: یکی از مهم‌ترین معیارهای تخصیص منابع و پیش‌شرط مدیریت کارآمد منابع در بخش سلامت، تجزیه و تحلیل هزینه‌ها و محاسبه‌ی قیمت واحد خدمات می‌باشد. لذا پژوهش حاضر با هدف محاسبه‌ی قیمت تمام شده‌ی خدمات ارائه شده در درمانگاه‌های دیابت با استفاده از تکنیک هزینه‌یابی بر مبنای فعالیت انجام شد.

روش‌ها: مطالعه‌ی حاضر از نوع کاربردی می‌باشد که به‌صورت توصیفی تحلیلی در سال 93 انجام شد. داده‌های این پژوهش مربوط به سال 1392 بوده است، این داده‌ها از درمانگاه‌های دیابت یک و دو وابسته به مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران جمع آوری گردیده است. هزینه‌ی تمام شده‌ی خدمات مورد بررسی براساس تکنیک هزینه‌یابی بر مبنای فعالیت و با رویکرد سرمایه‌ی انسانی و با به‌کارگیری نرم‌افزار حسابداری EXCEL محاسبه گردید.

یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند، هزینه‌های پرسنلی بیشترین سهم را در درمانگاه‌های مورد مطالعه در بر داشتند. این هزینه‌ها درمانگاه دیابت یک 835/240/199/6 ریال (56 درصد) و در دیابت دو 004/109/320/6 (52 درصد) را شامل می‌شدند. هزینه‌ی حامل‌های انرژی نیز کم‌ترین سهم هزینه‌ای را در درمانگاه دیابت یک با میزان 250/258/179 ریال (2 درصد) و در درمانگاه دیابت دو 800/606/229 ریال (2درصد) داشتند. قیمت استاندارد و قیمت واقعی محاسبه شده و مقایسه‌ی آن با تعرفه‌ی سال 1392 نشان داد که در بیشتر خدمات، قیمت واقعی از تعرفه خدمات و قیمت استاندارد بیشتر بود، این اختلاف در برخی از خدمات به بیش از 30 برابر می‌رسد.

نتیجه‌گیری: بر مبنای نتایج، مهم‌ترین دسته هزینه‌ها در درمانگاه‌های مورد مطالعه‌ی دیابت، هزینه‌های نیروی انسانی، مواد مصرفی، تجهیزات و ساختمان و حامل‌های انرژی بود و در هر دو درمانگاه مورد مطالعه، هزینه‌های پرسنلی بیشترین و حامل‌های انرژی کم‌ترین سهم هزینه‌ای را داشته‌اند. میانگین زمان ارائه خدمت توسط پزشکان مراکز کمتر از استاندارد بود که این موضوع منجر به محاسبه‌ی کمتر قیمت واقعی خدمات شد. لذا بهبود عملکرد در حوزه‌ی مدیریت منابع انسانی و تمرکز برخی از خدمات در یک درمانگاه در کاهش هزینه‌ها مؤثر خواهد بود.


سید سعید هاشمی نظری، محمدعلی بیگدلی، سهیلا خداکریم، حمید برودتی،
دوره 15، شماره 6 - ( 4-1395 )
چکیده

مقدمه: دیابت شایع‌ترین اختلال متابولیکی است. پیشرفت عوارض دیابت، عمدتاً به‌دلیل عدم کنترل قندخون است. هدف از اجرای این تحقیق، آزمون مدل فرضی عوامل فردی و اجتماعی مؤثر بر کنترل قندخون است.

روشها: مطالعه‌ی حاضر مقطعی و بیماران با استفاده از نمونه‎گیری تصادفی طبقهبندی شده انتخاب شدند. تحلیل مسیر برای بررسی اثر متغیرهای دانش دیابتی، ارتباط پزشک و بیمار، خودمراقبتی، تعداد سالهای تحصیل، درآمد خانوار و مدت زمان ابتلا به دیابت بر میزان هموگلوبین‎گلیکوزیله انجام شد. جهت نیکویی برازش مدل از شاخصهای زیر استفاده شد: آماره‌ی کای اسکوئر، ریشه‌ی میانگین مربعات خطای برآورد (RMSEA)، شاخص برازش تطبیقی (CFI) و ریشه‌ی دوم میانگین مربعات باقیمانده استاندارد (SRMR).

یافتهها: مدل برآورد شده برازش مناسبی داشت، (4/0=p، 5=χ2)، (006/0=RMSEA)، (99/0=CFI) و (022/0=SRMR). اثر کلی و اثر غیرمستقیم کلی سن بر میزان هموگلوبین‎ گلیکوزیله معنیدار بود. سن از طریق طول مدت زمان ابتلا به دیابت بر میزان هموگلوبین‎ گلیکوزیله اثر غیرمستقیم معنیدار داشت. اثر کلی مدت زمان ابتلا به دیابت بر میزان هموگلوبین ‎گلیکوزیله معنیدار بود. با افزایش مدت زمان ابتلا به دیابت میزان هموگلوبین‎گلیکوزیله نیز افزایش داشت. اثر کلی نسبت دور کمر به باسن بر میزان هموگلوبین‎ گلیکوزیله معنیدار بود. نسبت دور کمر به باسن اثر مستقیم معنیدار بر میزان هموگلوبین‎ گلیکوزیله داشت.

نتیجهگیری: در مطالعه‌ی حاضر اثرات عوامل فردی مانند سن، نسبت دور کمر به باسن، افسردگی و مدت زمان ابتلا به دیابت بر کنترل قندخون شناسایی شد. با توجه به قابلیتهای به‌کارگرفته در این روش بتوان نتایج حاصل از این مطالعه را با در اختیار گذاشتن به بیماران و سیاست‌گذاران محلی بتوان مراقبت از بیماران دیابتی را ارتقاء بخشید.



صفحه 2 از 16     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb