جستجو در مقالات منتشر شده



فاطمه صائبی، حسین عابد نطنزی، محمد علی آذربایجانی، ماندانا غلامی،
دوره 24، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده

مقدمه: دیابت نوع دو شایع‌ترین بیماری درون‌ریز است که به‌دلیل عدم تحمل گلوکز در اثر برهم خوردن تعادل بین ذخایر و تقاضای انسولین رخ می‌دهد. انتقال گلوکز به فیبر عضلانی توسط پروتئین‌های ناقل گلوکز (GLUTs) انجام می‌شود. GLUT4 مهم‌ترین ایزوفرم ناقل گلوکز در عضلات اسکلتی است. انسولین و ورزش، انتقال سریع و شدید GLUT4 به غشای پلاسمایی را تحریک می‌کند و باعث جذب گلوکز در بافت عضلانی و چربی می‌شود. هدف پژوهش حاضر مطالعۀ تغییرات بیان ژن GLUT4 بافت عضله نعلی و شاخص مقاومت به انسولین پس از انجام تمرین تناوبی شدید و ژل رویال در رت‌های چاق دیابتی نوع دو بود.
روش‌ها: نمونۀ آماری پژوهش حاضر 36 سر موش‌های صحرایی نر دیابتی چاق بودند. پس از 20 هفته تغذیه با رژیم پُرچرب با تزریق درون صفاقی 25 میلی‌گرم STZ به ازای کیلوگرم وزن موش‌ها دیابتی شدند. موش‌هایی که گلوکز ناشتای آنها بین150 تا400 میلی‌گرم در دسی‌لیتر بود دیابتی نوع دوم در نظر گرفته شد. موش‌های دیابتی در 4 گروه کنترل (6 سر)، تمرین تناوبی (8 سر)، ژل رویال (7 سر)، تمرین تناوبی شدید- ژل رویال (8 سر) گروه‌بندی و پروتکل تمرینی و گاواژ ژل رویال روی آنها اجرا شد. هشت هفته تمرین تناوبی شدید، پنج جلسه در هفته با تناوب شدید 2 دقیقه‌ای80 تا 90 درصد VO2max و تناوب استراحت یک دقیقه‌ای با 50 تا 56 درصد VO2max اجرا شد. ژل رویال به‌صورت گاواژ به میزان 100 میلی‌گرم برکیلوگرم 5 روز در هفته داده شد.
یافته‌ها: تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه و دوعاملی و آزمون تعقیبی نشان داد در مقایسه با گروه کنترل، تمرین تناوبی شدید به کاهش معنی‌دار گلوکز و شاخص مقاومت به انسولین منجر شد. تمرین تناوبی شدید و ژل رویال به افزایش معنی‌دار بیان ژن GLUT4 عضلۀ نعلی در مقایسه با گروه کنترل منجر شد (001/0 P=).
نتیجه‌گیری‌: تمرین تناوبی و ژل رویال در کاهش شاخص مقاومت به انسولین و بیان ژن‌های مؤثر در مصرف گلوکز در عضلۀ نعلی مؤثر بود. همچنین تمرین تناوبی و ژل رویال منجر به افزابش بیان ژن GLUT4 در عضلۀ نعلی در مقایسه با گروه کنترل شد که در مصرف گلوکز در افراد دیابتی اهمیت دارد.

دوره 25، شماره 0 - ( 7-1404 )
چکیده

پوکی استخوان به عنوان یک بیماری خاموش، با کاهش تدریجی تراکم و کیفیت استخوان‌ها منجر به شکننده شدن آنها شده و در بسیاری از مواقع تا زمان رخداد شکستگی بیصدا می ماند. در بسیاری موارد حتی پس از شکستگی نیز تشخیص داده نشده و بدون درمان باقی می ماند و خطر شکستگی های بعدی را در فرد مبتلا  بطور چشمگیری افزایش می دهد. شکستگیهای مهره ای در 75 درصد از موارد ناشناخته باقی مانده و گاها تنها با کوتاه شدن قد، خمیده شدن پشت و دردهای مزمن کمری خود را نمایش می دهند. شکستگی ها بخصوص شکستگی های لگن  با مرگ و میر بالایی بخصوص در طی سال اول پس از شکستگی همراه هستند.  
مطالعه ای که بر روی افراد بالای 50 سال در کشور انجام شده شیوع استئوپروز را در مردان حدود 22 درصد و در زنان حدود 37 درصد نشان داده است. همچنین حدود 54 درصد از مردان و 46 درصد از زنان مبتلا به استئوپنی بوده اند. در ایران پوکی استخوان سالانه حدود ۵۰ هزار سال عمر مفید جمعیت را تحت تأثیر قرار داده و سالانه تقریباً ۱۷۰ هزار مورد شکستگی ناشی از این بیماری رخ می‌دهد. ایران یکی از کشورهایی است که رشد سریع جمعیت سالمندی را تجربه می‌کند و اگر اقدامات پیشگیرانه و برنامه‌ریزی‌های لازم برای کنترل این بیماری انجام نشود، در آینده با مشکلات جدی مواجه خواهیم شد. 
برای پیشگیری از این بیماری می توان از سنین کودکی با اقداماتی نظیر رعایت رژیم غذایی سالم و انجام فعالیت بدنی کافی به ساخت توده ی استخوانی بیشتر در کودکان کمک کرد. اصلاح سبک زندگی در بزرگسالی می تواند با کمک به سلامت استخوانها، باعث پیشگیری از بروز پوکی استخوان و یا کاهش سرعت و به تعویق انداختن آن گردد. خوشبختانه با پیشرفت‌های اخیر در فناوری‌های تشخیصی و درمانی، استئوپروز اکنون به عنوان بیماری قابل تشخیص و درمان شناخته می‌شود و با درمان مناسب می‌توان تا حد زیادی از وقوع شکستگی های استئوپروتیک پیشگیری کرد. هرچند در حال حاضر تجهیزات تشخیصی در تهران و شهرهای بزرگ در دسترس است، اهمیت دارد که در مناطق محروم نیز امکانات لازم فراهم شود تا با تشخیص به موقع بتوان از مشکلات آتی جلوگیری کرد.
 
رؤیا سهرابی، سیده ندا موسوی، رضا شاپوری، سیامک حیدرزاده، رسول شکری،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده

مقدمه: میزان اکتینوباکتریا و بیفیدوباکتریوم، که از باکتریهای مفید روده هستند بین زنان باردار مبتلا به دیابت بارداری (GDM) با زنان باردار سالم مورد مقایسه قرار گرفته و ارتباط آنها با میزان درشت مغذیهای دریافتی در رژیم غذایی با این باکتریها مورد بررسی قرار گرفته است.
روش‌ها: پنجاه مادر باردار مبتلا به GDM که در هفتههای 24-28 بارداری، براساس آزمایش تحمل گلوکز شناسایی شدند و50 مادر باردار سالم با نتایج قند طبیعی انتخاب شدند. نمونۀ مدفوع جمع‌آوری شد. DNA‌ باکتریایی استخراج شده و تکثیر ژن 16S rRNA به روش qPCR و با استفاده از پرایمرهای universal باکتریایی انجام شد. اطلاعات غذایی با استفاده از پرسشنامه بسامد خوراک جمع‌آوری شد.
یافته‌ها: به‌طور کلی جمعیت اکتینوباکتریا (02/0P= ) و بیفیدوباکتریوم (001/0P= ) در زنان باردار مبتلا بهGDM  کمتر از زنان نرموگلایسمیک بود. با تعدیل اثر همۀ فاکتورهای مورد بررسی و گروه‌های مورد مطالعه، سن (02/0P= ) و سطح تحصیلات (04/0P= ) اثر معنی‌دار بر جمعیت اکتینوباکتریا نشان داد. دریافت کالری بالاتر جمعیت اکتینوباکتریای روده را 1/11 برابر کاهش داد (01/0P= ). میزان کربوهیدرات و چربی مصرفی در رژیم غذایی اثر مثبت بر جمعیت اکتینوباکتریای روده نشان داد (02/0P=  و 003/0P= ). میزان کلسترول دریافتی در رژیم غذایی اثر منفی بر جمعیت بیفیدوباکتریوم نشان داد (02/0P= )
نتیجه‌گیری: افزایش میزان کربوهیدرات و چربی دریافتی در رژیم غذایی با تأکید بر اسیدهای چرب تک و چند غیراشباع و کاهش میزان کالری و کلسترول دریافتی روزانه به ترتیب منجر به افزایش اکتینوباکتریا و بیفیدوباکتریوم که از گونه‌های مفید روده هستند، شد.
فرح نامنی، مهسا عسگری،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده

مقدمه: دیابت نوعی اختلال متابولیک پیچیده است که با افزایش قند خون (هیپرگلیسمی) مشخص می‌شود. این افزایش ناشی از نقص در ترشح انسولین، مقاومت به عملکرد آن، یا ترکیبی از هر دو است. در دیابت نوع دو، اختلال در تنظیم قند خون به دلیل کاهش حساسیت سلول‌ها به انسولین یا کاهش ترشح آن از سلول‌های بتای پانکراس رخ می‌دهد. این بیماری یکی از عوامل اصلی بروز عوارضی مانند آسیب‌های کبدی است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثرات عصاره گیاه لیکورایز (شیرین بیان) و تمرین شنا بر تغییرات هیستوپاتولوژیک و آنزیم‌های کبدی در موش‌های صحرایی مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روش‌ها: این مطالعه تجربی بر روی 55 سر موش صحرایی نر 8 هفته‌ای با وزن تقریبی 200 ± 30 گرم انجام شد. برای القای دیابت، از تزریق استرپتوزوتوسین (STZ) به میزان 55 میلی‌گرم بر کیلوگرم (mg/kg) استفاده شد. حیوانات به‌طور تصادفی به پنج گروه: گروه کنترل دیابتی، گروه تمرین شنا، گروه عصارۀ لیکورایز، گروه ترکیبی (تمرین شنا + عصارۀ لیکورایز) و گروه کنترل سالم تقسیم شدند. برنامۀ تمرینی شامل تمرین شنا به‌مدت 8 هفته بود. دو گروه از موش‌های دیابتی عصارۀ لیکورایز را به‌صورت خوراکی دریافت کردند و دو گروه هم در برنامۀ تمرینی شرکت داشتند. پس از پایان دورۀ تحقیق، نمونه‌های کبدی جهت بررسی‌های هیستوپاتولوژیک و اندازه‌گیری آنزیم‌های کبدی AST، ALT و ALP جمع‌آوری شدند. از آزمون‌های میانگین و انحراف استاندارد در بخش آمار توصیفی استفاده شد و مقایسه میانگین‌ها با آزمون تحلیل واریانس دوطرفه تحلیل شدند. برای تعیین تفاوت بین گروه‌ها از آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که تمرین شنا، مصرف عصاره لیکورایز، و ترکیب هر دو به‌طور معناداری موجب کاهش سطح آنزیم‌های AST و ALP شدند (05/0P< ) با این حال، بر میزان آنزیم ALT تأثیر معناداری مشاهده نشد. همچنین، گروه‌های دریافت‌کننده مکمل لیکورایز و تمرین شنا نسبت به گروه کنترل دیابتی، کاهش قابل توجهی در میزان فیبروز کبدی نشان دادند.
نتیجه‌گیری: این پژوهش شواهدی ارائه می‌کند که نشان می‌دهد تمرین شنا و مصرف عصارۀ لیکورایز، چه به‌صورت مستقل و چه به‌صورت ترکیبی، می‌توانند به بهبود پارامترهای کبدی و کاهش آسیب‌های ناشی از دیابت کمک کنند. این یافته‌ها حاکی از آن است که فعالیت بدنی و مداخلات گیاهی مانند مصرف لیکورایز می‌توانند به‌عنوان راهکارهای مکمل در مدیریت دیابت و عوارض آن، به‌ویژه در بهبود عملکرد کبد، مورد توجه قرار گیرند.

شیدا داداش زاده، شهربانو دهرویه، فرهاد مشایخ بخشی،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده

مقدمه: هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش شفقت به خود بر تحمل پریشانی، حساسیت اضطرابی و خودکنترلی هیجانی در زنان مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روش‌ها: روش پژوهش، آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعۀ آماری پژوهش، شامل کلیۀ زنان مبتلا به دیابت نوع دو در سال ۱۴۰۲ بود که به مطب‌های پزشکان غدد در ساری مراجعه کرده بودند که با استفاده از روش هدفمند انتخاب شدند و سپس با استفاده از روش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامۀ تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005)، حساسیت اضطرابی ریس و همکاران (1986) و خود کنترلی هیجانی تانجی (2004) جمع آوری شدند. سپس، داده‌ها با استفاده از روش کواریانس چند متغیره و تک متغیره در نرم‌افزار SPSS-24 تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که که درمان متمرکز بر شفقت بر تحمل پریشانی، حساسیت اضطرابی و خودکنترلی هیجانی زنان مبتلا به دیابت نوع دو به میزان معنی‌داری اثربخش است (05/0 P<).
نتیجه‌گیری: به‌نظر میرسد درمان متمرکز بر شفقت موجب میگردد تا فرد از طریق ایجاد رابطۀ شفقت ورز، از سرزنش، محکوم کردن و خود انتقادی که همگی مصداق عدم خودکنترلی هیجانی هستند فاصله گرفته و در عوض خودکنترلی هیجانی وی در مرحلۀ نخست تثبیت و به تدریج تقویت گردد. آموزش متمرکز برشفقت می‌تواند یکی از گزینه‌های مؤثر در بهبود کیفیت زندگی و پریشانی روان‌شناختی در کنار سایر مداخلات دارویی باشد.
محمد دستیار، فاطمه نیک سرشت،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده

مقدمه: با توجه به اهمیت ورزش در پیشگیری و درمان بیماریهای مرتبط با چاقی هدف از اجرای مطالعه حاضر تعیین اثر تمرینات مقاومتی بر بیان PI3K, AKT1 و mTORc1 در بافت قلب و هایپرتروفی فیزیولوژیک قلبی رت های دیابتی نوع دو بود.
روش‌ها: 21 رت نر ویستار (10 ± 220 گرم) توسط 6 هفته رژیم غذایی پُرچرب چاق شدند. بعد از القای چاقی، 14 رت به‌واسطۀ تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین با دوز25میلی‌گرم بر کیلوگرم (STZ) دیابتی نوع 2 شدند. نهایتاً رت ها به سه گروه: 1) غیر دیابتی 2) دیابتی کنترل و 3) دیابتی مقاومتی تقسیم شدند. رت‌های گروه دیابتی مقاومتی یک دوره تمرینات مقاومتی 6 هفته‌ای را به تعداد 5 جلسه در هفته کامل کردند. بیان PI3K, AKT1 و mTORc1 در بافت قلب و نسبت وزن بطن چپ به قلب، بطن چپ به بدن و قلب به بدن در همۀ گروه‌ها اندازه‌گیری و توسط آزمون آنوای یکسویه مقایسه شدند.
یافته‌ها: در پاسخ به القای دیابت، بیان PI3K, AKT1 و mTORc1 نسبت به گروه غیر دیابتی به میزان معنی داری کاهش یافت (P < 0.05). تمرینات مقاومتی به افزایش بیان PI3K, AKT1 و mTORc1 (P < 0.05) و افزایش نسبت وزن بطن چپ به قلب، بطن چپ به بدن و قلب به بدن در گروه دیابتی مقاومتی نسبت به گروه دیابت کنترل منجر شد(P < 0.05) .
نتیجه‌گیری: تمرینات مقاومتی با هایپرتروفی فیزیولوژیکی قلب در رتهای دیابتی همراه است و این بهبود را میتوان به تغییرات در مسیر سیگنالینگ PI3K/AKT1/mTORc1 نسبت داد.
فاطمه صلح‌دوست، محمد شرافتی مقدم، میترا تجری،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده

مقدمه: دیابت می‌تواند در تعادل مرگ سلولی از طریق مسیرهای سلولی متفاوت اختلال ایجاد کند و تمرین‌های ورزشی یا مصرف مکمل‌ها می‌تواند در حفظ تعادل انواع مرگ سلولی مؤثر باشد؛ بنابراین هدف از انجام تحقیق حاضر، تأثیر مصرف مکمل منیزیم و تمرین ورزشی بر محتوای پروتئین‌های CREB2 و پروتئین همولوگ C/EBP (CHOP) در بطن چپ قلب موش‌های صحرایی دیابتی نوع دو است.
روش‌ها: در این مطالعۀ تجربی، 24 سر رت نر 2 ماهه از نژاد اسپراگ‌‌داولی با میانگین وزن 20±180 گرم انتخاب شدند. دیابت نوع دو از طریق تزریق محلول‌های نیکوتین‌آمید و استرپتوزوتوسین القاء شد. رت‌ها به روش تصادفی به 4 گروه، 1) گروه کنترل، 2) گروه مکمل، 3) گروه تمرین و 4) گروه تمرین+مکمل تقسیم شدند؛ تمرین مقاومتی شامل 8 هفته و هفته‌ای 3 جلسه بالارفتن از یک نردبان بود. مکمل منیزیم به‌صورت یک بار در روز به رت‌ها خورانده شد. برای تجزیه‌‌و‌تحلیل داده‌ها از آزمون‌های آنوای-یک‌طرفه و تعقیبی توکی در نرم‌افزار‌های SPSS نسخۀ 29 استفاده‏ شد.
یافته‌ها: هشت هفته مصرف مکمل منیزیم و انجام تمرین مقاومتی منجر به تغییر معنی‌داری در محتوای پروتئین‌های CREB2 و CHOP بین گروه‌ها در بطن چپ قلب شد (001/0 =P). کاهش معنی‌داری در گروه‌های تمرین مقاومتی+مکمل منیزیم و مکمل منیزیم نسبت به گروه کنترل مشاهده شد (05/0 P)؛ اما گروه تمرین مقاومتی نسبت به گروه کنترل افزایش یافته بود (05/0 P).
نتیجه‌گیری: افزایش و کاهش پروتئین‌های CREB2 و CHOP در بطن چپ قلب می‌تواند مانند یک سازِکار دو جانبه، منجر به بهبود و سازگاری فیزیولوژیکی شود.
شهناز محمدی، شهلا آقایی بجستانی، مهناز محمدی،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده

مقدمه: بین دیابت و مشکلات روانشناختی رابطۀ دوسویه وجود دارد. هدف پژوهش جاری بررسی مقایسۀ باورهای کنترل سلامت، راهبردهای تنظیم هیجان، و تعارضات زناشویی در بین زنان دیابتی و غیردیابتی بود.
روش‌ها: طرح پژوهش مطالعۀ حاضر، از نوع علی مقایسه‌ای است. جامعۀ آماری پژوهش حاضر کلیۀ زنان مبتلا به دیابت و غیردیابتی در شهر تهران است که در نیمۀ اول سال 1401 به کلینیک تهران مراجعه کردند، از این میان نمونه‌ای به تعداد 43 نفر زن دیابتی با غربالگری و روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند، گروه کنترل نیز به تعداد43 نفر زن غیردیابتی با همتاسازی در متغیرهای جمعیت شناختی انتخاب گردید، از پرسشنامه‌های، مقیاس چندوجهی منبع کنترل سلامت، پرسشنامه راهبردهای تنظیم هیجانی و مقیاس تعارضات زناشویی برای گردآوری داده‌ها استفاده شد. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی شامل تحلیل واریانس چندمتغیره مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که زنان دارای دیابت در مقایسه با زنان غیر دیابتی از میزان بیشتر تنظیم هیجان فرونشانی، منبع کنترل افراد مؤثر، منبع کنترل شانس و تعارض زناشویی برخوردار بودند همچنین از میزان کمتر تنظیم هیجان ارزیابی مجدد و منبع کنترل درونی برخوردار بودند که تمامی این تفاوت‌ها معنادار بود.
نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش، تنظیم هیجان ناکارآمد، باورهای منبع کنترل معیوب و تعارض زناشویی در زنان دارای دیابت را نشان داد که لزوم توجه به عوامل فوق در قالب ارائه برنامه‌های درمانی و آموزشی به زنان دیابتی، خانواده‌ها و مراکز مرتبط با زنان دیابتی را آشکار می‌سازد.
عبدالله علاالدین احمد المعموری، کیوان شریف مرادی، موسی خلفی، زهرا پزشکی،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده

مقدمه: هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر دو نوع تمرین تناوبی و تداومی بر مارکرهای آپولیپوپروتئین M، TNF-α و IL-6 چربی احشایی در رتهای تغذیه‌ شده با رژیم غذایی پُرچرب است.
روش‌ها: 24 سر رت نر نژاد ویستار به‌طور تصادفی به چهار گروه رژیم غذایی استاندارد (ND)، پُرچرب (HFD)، پُرچرب با تمرین تداومی با شدت متوسط (HFD+MICT)، پُرچرب با تمرین تناوبی با شدت بالا (HFD+HIIT)، تقسیم شدند. گروه‌های HIIT و MICT به‌مدت 8 هفته، 5 جلسه در هفته، به فعالیت ورزشی مختص گروه خود پرداختند. پروتکل HIIT شامل 6 وهله‌ فعالیت 4 دقیقهای با شدت 90-85 درصد حداکثر سرعت و استراحت فعال 2 دقیقه‌ای و پروتکل MICT که با شدت 70-65 درصد حداکثر بود. مقادیر پروتئینی آپولیپوپروتئین M،  TNF-αو IL-6 چربی احشایی با استفاده از روش وسترن بلات اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: مصرف هشت هفته HFD، مقادیر پروتئینی آپولیپوپروتئین M، TNF-α و IL-6 چربی احشایی را نسبت به گروه ND افزایش داد (05/0P< ). در مقابل هر دو پروتکل HIIT و MICT منجر به کاهش معنی‌دار IL-6 چربی احشایی نسبت به گروه HFD شدند (001/0 =P). همچنین MICT موجب کاهش معنادار مقادیر پروتئینی آپولیپوپروتئین M چربی احشایی نسبت به گروه HFD شد (04/0 =P). با این حال، هر دو پروتکل ورزشی اثر معناداری بر TNF-α چربی احشایی نداشتند (05/0P< ). همچنین، تفاوت معنی‌داری بین گروه‌های تمرینی وجود نداشت (05/0P< ).
نتیجه‌گیری: تمرینات ورزشی منجر به بهبود ماکرهای التهابی بافت چربی در رتهای تغذیه شده با رژیم غذایی پُرچرب میشوند که تمرین تداومی با شدت متوسط ممکن است رویکرد مناسبتری باشد.


امید ظفرمند، فاطمه کاظمی نسب،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده


مقدمه: فعالیت بدنی و چای سبز یکی از شیوه‌های پیشنهادی برای کنترل چاقی و عوارض ناشی از آن مانند بیماری‌های قلبی - عروقی، دیابت و التهاب کبدی است. هدف مطالعه حاضر، اثر ترکیبی تمرین ورزشی و چای سبز بر نیم‌رخ لیپیدی در بزرگسالان دارای اضافه وزن و چاق بود.
روش‌ها: جستجوی سیستماتیک مقالات انگلیسی و فارسی منتشر شده از پایگاه‌های اطلاعاتی P‏ubMed ،Web of Science ، Scopus، ‌Sid، Civilica و Magiran تا ژوئن سال 2024 انجام شد. تفاوت میانگین و فاصله اطمینان 95% (CI) با استفاده از مدل اثر تصادفی محاسبه شد.
یافته‌ها: در مجموع 14 مطالعه با و 390 آزمودنی بزرگسال دارای اضافه وزن و چاقی که 198 آزمودنی گروه ترکیبی تمرین ورزشی و چای سبز با میانگین سنی 34 سال و BMI با میانگین 30 کیلوگرم/مترمربع بود که 192 آزمودنی در گروه کنترل با میانگین سنی 3 سال و BMI با میانگین 31 کیلوگرم/مترمربع وارد فراتحلیل حاضر شدند. نتایج نشان داد که ترکیب تمرین ورزشی و چای سبز سبب کاهش معنادار TC ]001/0P= ، mg/dL923/22- =‌[WMD،TG  ]001/0P= ، mg/dL 946/9- =‌[WMD، LDL ]001/0P= ،  mg/dL675/11- =‌[WMD و افزایش معنادار HDL ]017/0P= ، mg/dL 888/8 =‌[WMD ‌نسبت به گروه کنترل در بزرگسالان دارای اضافه وزن و چاقی شد.
نتیجه‌گیری: نتایج فراتحلیل حاضر نشان داد که ترکیب تمرین ورزشی و چای سبز در بزرگسالان دارای اضافه وزن و چاقی سبب کاهش TC، TG ، LDL و افزایش HDL می‌شود. بنابراین، تمرین ورزشی و چای سبز می‌تواند به‌عنوان یک راهکار غیردارویی و کاربردی برای بهبود نیم‌رخ‌لیپیدی به بزرگسالان دارای اضافه وزن و چاقی پیشنهاد شود.





 

پریسا صابری حسن آبادی،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه: دیابت، شایع‌ترین بیماری متابولیک ناشی از کمبود نسبی ترشح یا عملکرد انسولین است. این مطالعه، با هدف ارزیابی اثرات هم‌افزایی بازدارندۀ والپروات سدیم (VPS) و متفورمین (MET) بر نفروپاتی دیابتی ناشی از آلوکسان و شناخت سازِکار اثر آنها از مسیر بیان ژن‌های التهابی، Sirt-1 و Bcl-2 بود.
روش‌ها: موش‌های ماده از نژاد (C57BL/6) با استفاده از تزریق درون-صفاقی یک دوز از آلوکسان (120 میلی‌گرم بر کیلوگرم) به دیابت مبتلا شدند. موش‌های دیابتی با سه دوز از والپروات سدیم (10، 20 و 40 میلی‌گرم بر کیلوگرم) و یک دوز از متفورمین (200 میلی‌گرم بر کیلوگرم) برای یک دورۀ 28 روزه تحت درمان قرار گرفتند. بیان ژن‌های التهابی و تغییرات بافتی کلیه‌های موش‌ها ارزیابی شد.
یافته‌ها: افزایش قند خون ناشی از القای دیابت توسط آلوکسان به‌دنبال یک دورۀ 28 روزه از تجویز والپروات سدیم به‌صورت معناداری کاهش یافت (05/0 >P). درمان ترکیبی والپروات سدیم با متفورمین موجب کاهش معنادار بیان ژنهای التهابی در بافت کلیه‌های موشهای دیابتی شد. افزایش معنا‌داری در بیان Sirt-1 و Bcl2 در موش‌های دیابتی دریافت‌کنندۀ والپروات سدیم و متفورمین نسبت به گروه دیابتی مشاهده شد. درمان موش‌های دیابتی با والپروات سدیم و متفورمین از تغییرات سوء هیستوپاتولوژیکی ناشی از نفروپاتی کلیوی جلوگیری کرد که با اندازۀ طبیعی مویرگ‌های گلومرولی همراه با کاهش اتساع مجاری ادراری در مقایسه با موش‌های دیابتی همراه شد.
نتیجه‌گیری: تجویز هم‌زمان والپروات سدیم و متفورمین میتواند از نفروپاتی دیابتی ناشی از آلوکسان از طریق تضعیف مسیرها و کاهش بیان ژنهای التهابی و احتمالاً با تشدید سرکوب استرس اکسیداتیو، التهاب و آپوپتوز جلوگیری کند.
 
زهرا گلی، فرزانه تقیان، خسرو جلالی،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه: هدف از پژوهش ، مقایسۀ تأثیر دونوع تمرین هوازی با و بدون شیب ، بر تعدیل فشار اکسایشی و عملکرد کلیۀ موش مبتلا به بیماری CKD بوده است.
روش‌ها: تعداد ۲۴ سر موش مادۀ نژاد C57bl6 دو ماهه با وزن۲۶/۱±۲۵ گرم تصادفی به چهارگروه: کنترل سالم، موش‌های مبتلا به CKD، CKD و تمرین هوازی بدون شیب و CKD و تمرین هوازی با شیب تقسیم شدند. به‌منظور القای CKD پودرآدنین ۲/۰ درصد میلی‌گرم بر کیلوگرم به‌مدت ۴ هفته دریافت کردند. گروه‌ تمرین هشت هفته تمرین تردمیل(۵ جلسه درهفته) یک گروه با شیب ۲۰ درجه و گروه دیگر با شیب صفردرجه اجرا کردند. پس از آخرین جلسۀ تمرین، خون‌گیری به‌منظور اندازه‌گیری نیتروژن اورۀ خون، اوره و غلظت گلوتاتیون به روش الایزا انجام شد. بیان ژن‌های SIRT1, NRF1, TNF-α با تکنیک qPCR-Real Time اندازه‌گیری شد. برای تجزیه‌وتحلیل آمار از آزمون آنوا یک‌طرفه و آزمون تعقیبی توکی و سطح معنی‌داری ۰۵/0 P استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد القای CKD موجب افزایش معنی‌دار در مقادیر نیتروژن اورۀ خون و اوره و کاهش معنی‌دار غلظت گلوتاتیون نسبت به گروه کنترل سالم شد (۰۵/0 >P). از سویی در گروه تمرین با شیب غلظت گلوتاتیون افزایش معنی‌دار و مقادیر نیتروژن اورۀ خون و اوره کاهش معنی‌دار وجود دارد (۰۵/0 >P). میزان بیان SIRT1 وNRF1 در گروه تمرین باشیب افزایش معنی‌دار و میزان بیانTNF-α  کاهش معنی‌دار داشت ( ۰۵/0 >P)
نتیجه‌گیری: تمرینات با شیب سبب تعدیل فشار اکسایشی از طریق مسیرانتقال پیام TNFα/SIRT1/NRF1 و بهبود دهندۀ غلظت گلوتاتیون و مقادیر نیتروژن اورۀ خون و اوره در موش مبتلا به بیماری مزمن کلیوی می‌شود و اثر تمرین با شیب نسبت به بدون شیب بهتر است.
 
محسن تیموری، خسرو جلالی دهکردی، مهدی کارگرفرد، فرزانه تقیان،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه: این مطالعه با هدف تعیین تأثیر درمان مغناطیس پالسی، تمرین چند جزئی و ترکیبی از هر دو روش بر نشانگرهای متابولیسم استخوان و غلظت اسکلروستین در بیماران دیابتی نوع دو مبتلا به پوکی استخوان انجام شد.
روش‌ها: در یک مطالعه کارآزمایی بالینی کنترل شده تصادفی، تعداد 56 نفر زن و مرد بیماران دیابت نوع دو مبتلا به پوکی ستخوان با میانگین و انحراف معیار سن: 67/3±18/68 سال؛ وزن: 65/7±13/78 کیلوگرم و نمایۀ تودۀ بدن: 76/1±40/28 کیلوگرم/مجذور قد به‌صورت تصادفی در یکی از سه گروه: تمرین چند جزئی+درمان میدان الکترومغناطیسی پالسی کل بدن (MCEx+PEMF، 18 نفر) تمرین چند جزئی+شبه درمان میدان الکترومغناطیسی پالسی کل بدن (MCEx+PPEMF، 17 نفر) و درمان میدان الکترومغناطیسی پالسی کل بدن به تنهایی (PEMF، 21 نفر) قرار گرفتند. پروتکل درمانی شامل درمان میدان الکترومغناطیسی پالسی برای کل بدن و تمرین چند جزئی (شامل تمرینات هوازی، مقاومتی، انعطاف‌پذیری، استفاده از وزن بدن تمرین و متعاقب آن تمرین ویبریشن کل بدن)؛ 3 جلسۀ 60 دقیقهای در هفته برای مدت 12 هفته انجام شد. متغیرهای ترکیب بدن، تراکم مواد معدنی استخوان و نشانگرهای متابولیسم استخوان (فسفر، کلسیم، اسکلروستین، اوستئوکلسین، BALP) قبل و بعد از دورۀ مطالعه اندازه‌گیری شد. داده‌ها با استفاده از آزمون t وابسته و تحلیل کوواریانس در سطح کمتر از 05/0 مورد تجزیه‌و‌تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: پس از 12 هفته مداخله، تفاوت معناداری در سطوح سرمی تراکم مواد معدنی استخوان و نشانگرهای متابولیسم استخوان (فسفر، کلسیم، اسکلروستین، آلکالین فسفاتاز ویژۀ استخوان) بین گروهها وجود داشت (05/0 P<). با این حال، آزمون تعقیبی بونفرونی افزایش معناداری در سطوح سرمی فسفر، آلکالین فسفاتاز ویژۀ استخوان، اسکلروستین و کاهش معناداری در سطوح سرمی کلسیم در گروه درمانی MCEx+PEMF در مقایسه با گروه PEMF به تنهایی پس از 12 هفته را نشان داد.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد، روش بازتوانی PEMF در ترکیب با پروتکل تمرین چند جزئی یک روش مؤثر و ایمن برای بهبود مواد معدنی استخوان و نشانگرهای متابولیسم استخوان در جمعیت دیابتی نوع دو مبتلا به پوکی استخوان است. بنابراین، باید کلینیک‌های فیزیوتراپی را تشویق کرد که از مدالیته‌های ورزشی در کنار درمان PEMF برای درمان بیماران دیابتی نوع دو مبتلا به پوکی استخوان استفاده کنند. مطالعات بیشتر با پیگیری طولانی مدت برای تأیید این یافته‌ها باید مورد توجه قرار گیرد.
 
تارا زرقام، بهرام عابدی، سجاد ارشدی،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه: با توجه به اثرات منفی بی‌تحرکی و افزایش تودۀ چربی در افراد غیرفعال هدف پژوهش بررسی تأثیر شش هفته تمرین هوازی به همراه مصرف مکمل بذر شنبلیله بر پروتئین واکنشگر C و برخی شاخص‌های خونی در زنان غیرفعال بود.
روش‌ها: 40 آزمودنی به‌صورت تصادفی در 4 گروه تمرین و شنبلیله (10n= )، تمرین و دارونما (10n= )، شنبلیله (10n= ) و دارونما (10n= ) قرار گرفتند. دو گروه تمرین به‌مدت 6 هفته، هر هفته 3 جلسه و هر جلسه از 20 تا 30 دقیقه در برنامۀ تمرین هوازی شرکت کردند. آزمودنی‌ها روزانه بعد از صبحانه 500 میلی‌گرم بذر شنبلیله یا دارونما (نشاسته) مصرف کردند. نمونههای خونی آزمودنیها در حالت نشسته روی صندلی و از سیاهرگ بازویی دست راست  گرفته شد. جهت تجزیه‌‌و‌تحلیل داده‌ها از آزمون شاپیروویلک، آزمون تی همبسته و آزمون تحلیل کوواریانس و تعقیبی بنفرونی برای داده‌های طبیعی در سطح معناداری 05/0 >P استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد تمرین هوازی همراه با مصرف مکمل بذر شنبلیله بر پاسخ پروتئین واکنشگرC  (CRP) در زنان غیرفعال اثر کاهشی (001/0 =P)، بر میزان پلاکت‌ها در زنان غیرفعال تأثیر افزایشی (003/0 =P)، بر میزان گلبول‌های قرمز در زنان غیرفعال اثر افزایشی (003/0 =P) و بر میزان گلبول‌های سفید اثر کاهشی داشت (03/0 =P).
نتیجه‌گیری: تمرین هوازی همراه با بذر شنبلیله منجر به کاهش پروتئین واکنشگر C و کاهش گلبول‌های سفید و افزایش پلاکت‌ها و گلبول‌های قرمز می‌شود. این تغییرات موجب کاهش وضعیت التهابی و افزایش سیستم ایمنی و اکسیژن‌رسانی بهتر به بافت‌ها و متابولیسم بهینۀ زنان غیرفعال می‌شود.
 
علیرضا باقری، حمیدرضا آقایی میبدی، اکبر سلطانی، محمدرضا مهاجر تهرانی، رامین حشمت، باقر اردشیر لاریجانی،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه: با توجه به شیوع کمبود ویتامین D (vitD) در ایران و مطالعات مختلف در مورد دوزهای درمانی آن، برآن شدیم تا اثرات تجویز دوز بالای مکمل ویتامین D با دوز توصیه شده روتین، بر سطح 25(OH)D سرمی را مقایسه کنیم.
روش‌ها: مطالعه به روش کارآزمایی بالینی در سال‌های 88-1387 در مرکز تحقیقات غدد بیمارستان شریعتی تهران انجام شده است. جمعیت هدف زنان بالای 50 سال استوپنیک مراجعه کننده به مرکز سنجش تراکم استخوان بیمارستان بودند. بیماران به دو گروه: P که 50000 واحد  vitDبه‌صورت هفتگی برای سه ماه و سپس ماهانه برای نه ماه دیگر و M که800 واحد روزانه به‌مدت یکسال گرفتند، تقسیم شدند. روزانه یک گرم کربنات کلسیم به هر دو گروه داده شد. سطح سرمی 25(OH)D، کلسیم، فسفر، PTH، در ابتدا، ماه سوم، ششم و دوازدهم و کلسیم ادرار 24ساعته در ابتدا و انتهای مطالعه اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: 19 نفر: 9 نفر در گروهM  و 10 نفر در گروه P تا پایان مطالعۀ همکاری نمودند. افزایش 25(OH)D سرم در گروه P در 3 ماهۀ اول قابل توجه بود (05/0 P<)، اما پس از آن کاهش یافته، در پایان مطالعه اختلاف قابل توجهی نداشت. کلسیم، فسفر، PTH بین دو گروه و نسبت کلسیم به کراتینین ادراری در هر دو گروه تغییر قابل ملاحظه‌ای نداشت.
نتیجه‌گیری: مکمل vitD با دوز 50000 واحد هفتگی به‌مدت 12 هفته، در مقایسه با دوز 800 واحد روزانه، 25(OH)D سرمی را در سطح بالاتری حفظ نموده، امّا برای حفظ سطح مطلوب، فواصل کمتر از یک‌ماه در دورۀ ماهیانه مناسب‌تر است.
 
عباس صارمی، امید ظفرمند،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه: آیریزین، مایوکاین جدیدی است که از پروتئین غشایی FNDC5 آزاد شده و تأثیرات مثبتی بر متابولیسم دارد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر تمرینات تناوبی شدید بر سطوح پلاسمایی آیریزین و شاخص‌های گلایسمی در افراد چاق و دیابتی نوع دو بود.
روش‌ها: جستجوی سیستماتیک مقالات انگلیسی و فارسی منتشر شده از پایگاه‌های اطلاعاتیPubMed ،Web of Science ، Scopus، SID و Magiran تا 30 آبان‌ماه 1403 (20 نوامبر2024) انجام شد. تفاوت میانگین و فاصله اطمینان 95 درصد (CI) با استفاده از مدل اثر تصادفی محاسبه شد. ناهمگونی با استفاده از آزمون (I2) و سوگیری انتشار با تحلیل بصری فونل پلات و آزمون Egger بررسی گردید.
یافته‌ها: در مجموع 11 مطالعه و 264 آزمودنی چاق و دیابتی نوع دو وارد فراتحلیل حاضر شدند. نتایج نشان داد تمرین تناوبی شدید موجب افزایش معنادار آیریزین ]001/0P= ، (616/0 الی280/2) ng/ml 448/1 WMD =‌‌[، کاهش معنادار گلوکز ]049/0P= ، (180/24- الی 074/0-) mg/dl 127/12- =[WMD و مقاومت به انسولین ]001/0P= ، (983/1- الی 567/0-) 275/1- =[WMD  نسبت به گروه شاهد در افراد چاق و دیابتی نوع دو شد. در حالی که انسولین ]894/0P= ، (901/3- الی 402/3)  Iu/ml249/0- = [WMD کاهش معناداری نداشت.
نتیجه‌گیری: روی هم‌رفته یافته‌های فراتحلیل حاضر نشان می‌دهد که تمرین تناوبی شدید نقش موثری در آیریزین، گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین به تمرینات تناوبی شدید ایفا می‌کند. تمرین تناوبی شدید، در افراد چاق و دیابتی موجب افزایش آیریزین، کاهش گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین می‌شود. اصلاح سبک زندگی و تمرین ورزشی، یک راهبرد درمانی ترجیحی در افراد چاق و دیابتی نوع دو است.
 
سمانه فلاح کریمی، نسرین رضائی، لیلا محمدی فرد،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه: با شیوع روز افزون دیابت کودکان و فشارهای روانی ناشی از آن توجه به این بیماران به یک اولویت بهداشتی در دنیا تبدیل شده است. پریشانی روان‌شناختی از مشکلات این بیماران است که ابعاد مختلف زندگی آنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به‌نظر می‌رسد تحمل پریشانی روان‌شناختی بتواند بر مشکلات روان‌ شناختی این بیماران تأثیرگذار باشد. لذا مطالعۀ حاضر با هدف تعیین ارتباط پریشانی روان‌شناختی و تحمل پریشانی روان‌ شناختی در کودکان مبتلا به دیابت انجام شد.
روش‌ها: این یک مطالعۀ مقطعی است. نمونه‌ها شامل200 کودک مبتلا به دیابت مراجعه کننده به کلینیک دیابت بیمارستان علی ابن ابیطالب (ع) شهر زاهدان و دارای معیارهای ورود بود. ابزار گرداوری داده‌ها شامل فرم اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه‌های پریشانی روان‌شناختی کسلر و تحمل پریشانی Gaher بود که به روش مصاحبه با کودک تکمیل شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماریSPSS  نسخۀ 27 و با استفاده از شاخص‌های توصیفی (میانگین، انحراف معیار، درصد) و آمار استنباطی (ضرایب همبستگی خطی پیرسن) تحلیل شدند.
یافته‌ها: از کل افراد مورد مطالعه % 6/52  دختر و  %4/47 پسر بودند. میانگین زمان ابتلا در افراد 6/22 ماه بود. بین پریشانی روان‌شناختی و تحمل پریشانی روان‌شناختی ارتباط معنادار و معکوس مشاهده شد (65/0 - =r، 001/0 >P).
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد هرچه تحمل پریشانی روان‌شناختی بالاتر باشد کودک پریشانی کمتری را تجربه می‌کند. بنابراین به‌نظر می‌رسد برای برخورداری از سلامت روان بالاتر در این کودکان باید به ارتقا تحمل پریشانی آنان توجه کرد.
نگار سرهنگی، ماندانا حسن زاد، فاطمه روح اله، شکوفه نیک فر، فرشاد شریفی، نگار نیکنام،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه: فارماکوژنومیکس (PGx) به مطالعۀ ارتباط بین تغییرات ژنتیکی و پاسخ‌های دارویی می‌پردازد. مطالعۀ مقطعی حاضر با هدف بررسی فراوانی آللی واریانت ژنتیکی شایع در ژن NUDT15 در جامعۀ ایرانی انجام شد.
روش‌ها: در مجموع 1142 نمونۀ فرد سالم ایرانی با استفاده از روش میکرواری تعیین ژنوتیپ شدند.
یافته‌ها: 19 نفر: واریانت مورد مطالعه با فراوانی آلل جزئی بالاتر از 1 درصد در میان جمعیت مورد مطالعه حاضر شناسایی شد که ممکن است تنوع قابل‌توجه در فنوتیپ‌های پاسخ دارویی در میان جمعیت‌های مختلف را توضیح دهد.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه نشان داد که تنوع ژنتیکی قابل توجهی در ژن NUDT15 در بین جمعیتهای ایرانی وجود دارد که میتواند به‌طور قابل توجهی بر تصمیمگیریهای بالینی تأثیر بگذارد. این مطالعه الگوی فراوانی واریانت مؤثر در تعیین فنوتیپ ژن NUDT15 در جمعیت ایران را نشان داد.
 
معصومه نژادعلی،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده


مقدمه: دیابت شیرین نوع دو (T2DM) یک بیماری متابولیک مزمن است که با مقاومت به انسولین و ترشح ناکافی انسولین توسط سلول‌های بتای پانکراس مشخص می‌شود. مقاومت به انسولین مهم‌ترین ویژگی T2DM است که در آن بافت‌های محیطی از جمله کبد، عضلات‌ اسکلتی و بافت چربی پاسخ کمتری به حضور انسولین نشان می‌دهند و عملکرد انسولین مختل می‌شود. بافت چربی، علاوه بر ذخیره چربی، چندین پپتید زیست فعال بنام آدیپوکین  و سیتوکین را سنتز و ترشح می‌کند که نقش مهمی در تنظیم متابولیسم، التهاب، چاقی و دیابت دارند.
روش‌ها: در مطالعه حاضر جستجو در پایگاه‌های اطلاعاتی فارسی و لاتین PubMed، Science Direct، Google scholar SID، Magiran با استفاده از کلیدی مانند دیابت، مقاومت به انسولین، آدیپوکین، آدیپونکتین، لپتین، رزییستین، TNF-α،IL-6 ، RBP-4، کمرین، واسپین، ویسفاتین، امنتین، آپلین برای بازیابی مقالات منتشر شده از سال 2011 تا 2024 انجام شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد سطح آدیپونکتین در بیماران مبتلا به T2DM و مقاومت به انسولین کاهش می‌یابد. سطوح بالای لپتین و پروتئین-متصل شونده به رتینول 4 نقش مهمی در مقاومت به انسولین و T2DM دارند. براساس شواهد آدیپونکتین، رزیستین، TNF-α، اینترلوکین 6، واسپین و ویسفاتین با مقاومت به انسولین و T2DM ارتباط دارند. نتایج متناقض از ارتباط کمرین، امنتین، آپلین با مقاومت به انسولین و  T2DM یافت شد.
نتیجه‌گیری: آدیپوسیتوکین‌ها ممکن است به‌عنوان یک نشانگر زیستی برای پیش‌بینی و تشخیص زودهنگام مقاومت به انسولین و T2DM عمل کنند.
 
علیرضا مومیوند، بهاره توکلی فر، گلاره وهاب زاده، سعیده ممتاز، ملیحه فرید، حسین رفیع منش، مهدی گودرزوند،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه: بیماری دیابت یکی از شایع‌ترین اختلالات غدد آندوکرین است که مشخصۀ اصلی آن افزایش غلظت گلوکز در سرم بیماران است. داروهای گیاهی به‌دلیل عوارض کمتر دارای مقبولیت زیادی در نزد مردم هستند. هدف این مطالعه بررسی اثر محافظتی مخلوط عصارۀ گیاهان شنبلیله، قره ‌قاط، خارمریم، گزنه، بادرنجبویه و هندوانه ابوجهل در مُدل سلولی PC12 در محیط حاوی گلوکز بالا.
روش‌ها: پس از زمان‌های 24، 48 و72 ساعت از مجاور دادن غلظت‌های مختلف عصاره‌های گیاهی (شنبلیله، قره قاط، خارمریم، گزنه، بادرنجبویه و هندوانه ابوجهل) در محیط کشت نرمال سلول‌های PC12 و محیط کشت با گلوکز بالا (mg/ml 25، 5/13)، میزان حیات سلولی از طریق روش MTT بررسی شد.
یافته‌ها: میزان زنده‌مانی سلول‌های PC12 در24، 48 و 72 ساعت بعد از تیمار کردن با مخلوط عصاره‌های گیاهی تغییری در حیات سلولی ایجاد نکرد. میزان زنده‌مانی سلول‌ها در گروه دوز بالای گلوکز، نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری داشته و مخلوط عصاره‌های گیاهی دردوزهای بالا به‌طور معنی‌داری منجر به کاهش مرگ سلولی در این شرایط گردید.
نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های موجود، گلوکز با غلظت (mg/ml 25، 5/13)، موجب مرگ سلول‌های PC12 گردیده و مخلوط عصاره‌های گیاهی توانست در غلظت‌های بالا منجر به کاهش مرگ سلولی ناشی از گلوکز بالا بعد از مواجهه با سلول‌های عصبی شود.

 

صفحه 14 از 16     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb