جستجو در مقالات منتشر شده



مرضیه جهاندار، مرتضی بادله، محمد تقی بادله، شهرام محمد خانی،
دوره 15، شماره 6 - ( 4-1395 )
چکیده

مقدمه: هدف پژوهش حاضر تعیین اثر بخشی مداخله‌ی شناختی-رفتاری گروهی کوتاه مدت (CBGI-CHD) بر کیفیت زندگی و ادراک از بیماری، بیماران دیابتی نوع دو بود.

روش‌ها: 28 بیمار دیابتی نوع دو که عضو انجمن دیابت ایران هستند، به‌صورت نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و به‌طور جایگزینی تصادفی در گروه آزمایش (14= n) (با یک برنامه‌ی مداخله‌ی 12 هفته‌ای شناختی رفتاری گروهی) و کنترل (14= n) (تنها مراقبت معمول را دریافت کردند)، گمارده شدند. کیفیت زندگی و ادراک بیماری توسط مقیاس کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت و پرسشنامه‌ی ادارک بیماری، قبل از مداخله و بلافاصله بعد از مداخله مورد اندازه‌گیری قرار گرفت. داده‌ها با کمک نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 19، آمار توصیفی، تحلیل کواریانس تحلیل گردیدند.

یافته‌ها: گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنی‌داری در کیفیت زندگی و ادراک بیماری در پس آزمون نشان داد (5%‍ P<). علاوه براین، مداخله در خرده مقیاس‌های کیفیت زندگی به غیر از بعد محیط معنی‌دار بود (5%‍ P<).

نتیجه‌گیری: تحلیل کواریانس نشان می‌دهد که CHD CBGI می‌تواند منجر به افزایش کیفیت زندگی و ادراک بیماری بیماران مبتلا به دیابت نوع ‌دو شود. تحقیقات بعدی با دوره‌های طولانی مدت پیگیری به‌منظور حصول اطمینان از تداوم اثربخشی پیشنهاد می‌گردد.


میرحجت موسوی نژاد، حسن متین همایی، محمدعلی آذربایجانی، مقصود پیری،
دوره 15، شماره 6 - ( 4-1395 )
چکیده

مقدمه: تمرین‌های ورزشی به‌عنوان جزء سودمند برنامه‌ی درمانی مبتلایان به دیابت معرفی شده است. فرآیند آنژیوژنز در افراد دیابتی، می‌تواند با فعالیت‌های ورزشی تحت تأثیر قرار بگیرد. هدف ما در این پژوهش، تعیین تأثیر تمرین هوازی بر بیان mir-126 و تراکم مویرگی بافت قلبی در رت‌های نر دیابتی بود.

روش‌ها: تعداد 20 سر رت نژاد ویستار با میانگین وزنی 85/10± 9/191 گرم، تصادفی به دو گروه کنترل دیابتی (10n=)، و تمرینی دیابتی (10n=) تقسیم و گروه‌ها براساس وزن همسان‌سازی شدند. دیابت از طریق ترکیب مصرف غذای پُرچرب و تزریق استرپتوزوتوسین ایجاد شد. برنامه‌ی تمرینی شامل 8 هفته تمرین هوازی با شدت متوسط بر روی نوارگردان بود. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، و پس از ناشتایی شبانه نمونه‌گیری بافت قلبی به‌عمل آمد. بیان ژن mir-126 با استفاده از روش Real Time PCR انجام شد. جهت اندازه‌گیری دانسیته مویرگی عضله‌ی قلبی از روش ایمونوهیستوشیمی (فعالیت آلکالین فسفاتاز) استفاده شد. برای مقایسه‌ی اختلاف میانگین‌ها از آزمون تی مستقل استفاده گردید و سطح معنی داری آزمون ها 05/0 P < در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: نتایج آزمون تی مستقل نشان داد، اجرای 8 هفته تمرین هوازی موجب افزایش معنی‌دار بیان mir-126 (001/0 =P) و تراکم مویرگی (018/0 =P) بافت قلبی در گروه تمرین نسبت به گروه کنترل شد.

نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج مطالعه‌ی حاضر که نشان دهنده‌ی توسعه‌ی آنژیوژنز توسط تمرین هوازی در شرایط دیابتی می‌باشد، می‌توان بیان کرد تمرین هوازی به‌عنوان یک درمان غیردارویی برای بهبود خون رسانی قلب می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.


زکیه احمدی، تابنده صادقی، مرضیه لری پور،
دوره 15، شماره 6 - ( 4-1395 )
چکیده

مقدمه: آموزش در دیابت از جنبه­های مهم مدیریت بیماری و از بخش­های مهم مراقبت محسوب می­شود. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر آموزش توسط همتا بر رفتار­­های خودمراقبتی بیماران مبتلا به دیابت انجام شد.

روش­ها: در این کارآزمایی با گروه کنترل تصادفی، 80 بیمار دیابت نوع دو انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. به افراد گروه مداخله، علاوه بر آموزش­های روتین مرکز توسط فرد همتا آموزش­های سلامتی و خودمراقبتی در زمینه دیابت ارائه گردید. گروه کنترل فقط آموزش­های روتین مرکز یعنی آموزش توسط پزشک و پرستار کلینیک و آموزش از طریق پوسترها و پمفلت­های موجود در مرکز را دریافت نمودند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه­ی رفتار­های خودمراقبتی دیابت  SDSCA(Summary of Diabetes Self-care Activities) بود که روایی و پایایی آن در مطالعات قبل تایید شده است. جمع­آوری اطلاعات در بدو ورود به مطالعه و 12 هفته بعد صورت گرفت. در نهایت داده­ها توسط نرم افزار SPSS نسخه 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافته ­ها: پس از مداخله بین دو گروه از نظر میانگین رفتارهای خودمراقبتی اختلاف آماری معناداری وجود داشت و میانگین نمره گروه مداخله بالاتر بود(تی مستقل،001/0=p). در گروه مداخله، بین میانگین نمره رفتارهای خودمراقبتی قبل و بعد از مداخله نیز اختلاف معنی دار وجود داشت(تی زوج،001/0=p، در حالی که این اختلاف در گروه کنترل معنادار نبود(تی زوج، 28/0=p).

نتیجه ­گیری: آموزش توسط همتا باعث ارتقاء رفتارهای خودمراقبتی می­شود، لذا استفاده از این روش آموزشی برای بیماران دیابتی در کنار سایر روش­های آموزشی پیشنهاد می­شود.


محمد فیوضی، چواد حدادنیا، نسرین ملانیا،
دوره 16، شماره 1 - ( 10-1395 )
چکیده

مقدمه: تشخیص به موقع بیماری دیابت به‌طور چشم‌گیری صدمات و آسیب‌های ناشی از این بیماری را در جامعه کاهش می‌دهد. دیابت بیماری است که علاوه بر پیشگیری، نیاز به مراقبت‌های فراوانی از قبیل پیش بینی صحیح میزان نوسانات سطح قند خون دارد. از مهم‌ترین عوارض این بیماری می‌توان به بیهوشی، کما و حتی مرگ اشاره کرد. امروزه در این بیماران، تعیین صحیح دُز انسولین براساس تجربه و دانش پزشکان در کنار تعامل بیماران با آن‌ها مشخص می‌شود، هر چند که وجود خطاهای انسانی اجتناب ناپذیر است.
روش‌ها‌: در این تحقیق 124 بیمار و 188 فرد سالمِ مشکوک به بیماری براساس 21 ویژگی (7 ویژگی به‌منظور تشخیص، 14 ویژگی به‌منظور پیش‌بینی دُز انسولین) مورد مطالعه و بررسی قرار گرفتند، سپس سیستمی ارائه شد که ابتدا شناسایی یا تشخیص بیماری را انجام دهد، بعد برای افراد بیمار، مهم‌ترین داروی این بیماران، یعنی دُز انسولین مشخص کند. سیستم پیشنهادی دارای دو مرحله (تشخیص بیماری و پیش‌بینی) و چندین زیر سیستم می‌باشد. در مرحله‌ی تشخیص بیماری، زیر سیستم‌هایی از قبیل سیستم فازی (Fuzzy) به‌منظور برآورد صحیح پیشرفت بیماری در بیماران، درخت تصمیم‌گیری (D-T) به‌منظور تهیه قوانین در سیستم فازی (فرآیند نگاشت فضای ویژگی (افراد) به خروجی (نتیجه‌ی تشخیص)) استفاده شده است. همچنین در مرحله‌ی پیش‌بینی دُز انسولین از الگوریتم‌های کاوشی (BPSO) به‌منظور انتخاب بهترین ویژگی‌ها، الگوریتم‌های طبقه‌بندی (SVM) به‌منظور طبقه‌بندی ویژگی‌های مؤثر از غیر مؤثر و سیستم‌های انطباقی مصنوعی فازی عصبی (ANFIS) برای پیش‌بینی نهایی داروی بیماران استفاده شده است.
یافته‌‌ها: سیستم پیشنهادی براساس بهترین ویژگی‌ها در بانک داده تهیه شده در قالب ترکیب و تعامل موفق شد به دقت 1/95% دست یابد، که البته در هنگام مقایسه با سایر روش‌های معمول به سرعت قابل توجه و عملکرد مناسب آن و البته دقت بالای آن پی‌ می‌بریم.
نتیجه‌گیری:‌ نتایج به‌دست آمده به‌میزان قابل توجهی نسبت به تحقیقات قبلی بهبود یافت. همچنین در مقایسه با نتایج پزشکان، نشان دهنده‌ی عملکرد خوب در صحت پیش‌بینی سری زمانی غلظت قند خون است، چرا که سیستم پیشنهادی موفق شد، سطح قند خون تا 48 ساعت آینده را پیش‌بینی نماید.
ملیحه اکبری عبدل آبادی، بهرام محبی، رویا صادقی، آذر طل، محمود محمودی مجدآبادی،
دوره 16، شماره 1 - ( 10-1395 )
چکیده

مقدمه: غلبه بر موانع مرتبط با مراقبت از دیابت به‌عنوان زیرساختی منطقی در راستای توانمندسازی بیماران مبتلا در مدیریت زندگی با دیابت و شناخت عوامل مؤثر بر این موانع به شمار می‌آید. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر مداخله‌ی آموزشی مبتنی بر مدل بزنف بر موانع آگاهی، سبک زندگی، سازگاری و حمایتی در زندگی با دیابت در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو و عوامل مؤثر بر آن طراحی و اجرا شد.
روش‌ها: این مطالعه یک مداخله‌ی نیمه تجربی دو گروهی بود که روی 168 نفر از بیماران مبتلا به دیابت نوع دو تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی طی ماه‌های مرداد و شهریور سال 94 انجام شد. قبل از اجرای مداخله، پرسش‌نامه موانع زندگی با دیابت و پرسش‌نامه براساس سازه‌های الگوی بزنف تکمیل گردید که بعد از انجام پیش آزمون با تخصیص تصادفی به دو گروه مداخله و مقایسه با روش بلوک‌های چهارتایی تصادفی شده انتخاب شدند و در دو گروه مداخله و کنترل تحت بررسی قرار گرفتند. بیماران مبتلا به دیابت گروه مداخله، تحت شش جلسه‌ی آموزشی 45 تا 60 دقیقه‌ای به‌عنوان مداخله آموزشی قرار گرفتند و آموزش جلسه‌ی پنجم را به همراه خانواده خود و کادر درمانی مربوطه دریافت کردند. طراحی برنامه‌ی آموزشی براساس سازه‌های مدل بزنف (آگاهی، نگرش، نرم‌های انتزاعی، عوامل قادر کننده و قصد رفتاری) و محتوی آموزشی براساس موانع زندگی با دیابت (آگاهی و باور، سبک زندگی، حمایتی و سازگاری) تدوین گردید. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 20 و آزمون‌های آماری T مستقل و T زوجی تجزیه، ویلکاکسون، مک نمار و من یو ویتنی تحلیل شدند. سطح معناداری در مطالعه، کمتر از 5% در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد، بین نمره‌ی دریافتی مربوط به مؤلفه‌های آگاهی، سبک زندگی، سازگاری و حمایتی موانع زندگی با دیابت و آگاهی، نگرش، نرم‌های انتزاعی، عوامل قادر کننده و قصد رفتاری متغیرهای اجزای مدل بزنف در گروه مورد قبل و بعد از مداخله آموزشی اختلاف معناداری وجود داشت (05/0P<).
نتیجه‌گیری: آموزش بیماران دیابتی نوع دو بر اساس الگوی بزنف به‌عنوان الگوی آموزشی مؤثر می‌تواند به کاهش مؤلفه‌های آگاهی، سبک زندگی، حمایتی و سازگاری موانع زندگی با دیابت منجر شود.
مهدی زارعی، محمدرضا حامدی نیا، امیرحسین حقیقی، رها نورافشار، سارا امینی،
دوره 16، شماره 1 - ( 10-1395 )
چکیده

مقدمه: هدف مطالعه‌ی حاضر بررسی تأثیر سه برنامه‌ی تمرینات هوازی- مقاومتی با شدت‌های مختلف بر کنترل متابولیک و سطوح ویسفاتین در مردان مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روش‌ها: 43 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو به‌صورت تصادفی در 4 گروه (سه گروه تمرینات ترکیبی 1، 2 ،3 و گروه کنترل) تقسیم شدند. گروه‌های تمرینی به‌مدت 12 هفته، 3 جلسه در هفته تمرینات ترکیبی هوازی- مقاومتی را با شدت‌های مشخص (گروه 1: مقاومتی60-50% یک ‌تکرار ‌بیشینه- هوازی 80-70 % ضربان قلب بیشینه، گروه 2: مقاومتی70-60% یک ‌تکرار ‌بیشینه- هوازی70-60% ضربان قلب بیشینه و گروه 3: مقاومتی80-70% یک‌ تکرار ‌بیشینه- هوازی 60-50% ضربان قلب بیشینه) اجرا کردند. فرآیند خونگیری به‌منظور تعیین سطوح ویسفاتین، انسولین، گلوکز ناشتا و هموگلوبین گلیکوزیله قبل و پس از 12 هفته، اجرا شد.
یافته‌ها: پس از 12 هفته تمرین سطوح ویسفاتین و مقادیر هموگلوبین گلیکوزیله در هرسه گروه تمرینی و گلوکز ناشتا در گروه 2 تمرینات ترکیبی نسبت به گروه‌ کنترل به‌طور معنی‌داری کاهش یافت (05/0>P). در هر سه گروه تمرینی حداکثر اکسیژن مصرفی به‌طور معناداری افزایش یافت (05/0>P). تفاوت معنی‌داری در وزن، نمایه‌ی توده‌ی بدنی، درصد چربی، سطوح انسولین و مقاومت به انسولین بین گروه‌ها مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: 12 هفته تمرینات ترکیبی با شدت‌های اجرا شده به‌واسطه‌ی کاهش سطوح ویسفاتین و هموگلوبین گلیکوزیله و بهبود توان هوازی می‌تواند در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مفید ‌باشد. علاوه بر فواید فوق، تمرینات ترکیبی با شدت70-60 % یک‌تکرار‌بیشینه، 70-60 % ضربان قلب بیشینه به‌واسطه‌ی کاهش گلوکز ناشتا می‌تواند مزیت‌های مثبت بیشتری را نصیب این بیماران نماید.
شراره حسن زاده، عباسعلی راز، معصومه منصوری، زهرا میرزایی زاده، باقر لاریجانی، مهرداد هاشمی، کبری امیدفر،
دوره 16، شماره 1 - ( 10-1395 )
چکیده

مقدمه: دیابت نوع دو یک اختلال متابولیکی است که با افزایش قند خون می‌تواند به اعصاب آسیب بزند. در این میان اندام‌های بسیاری تحت تأثیر قرار می‌گیرند، به‌ویژه پا که آسیب منجر به درد و در نهایت از دست دادن حس لامسه در این اندام می‌گردد که این عوامل، شرایط را برای ابتلا به زخم پای دیابتی مساعد می‌سازند. پلی‌مورفیسم (Thr399Ile) از ژن (TLR4) Toll Like Receptor4 سبب نقص در عملکرد پروتئین TLR4 که یک پروتئین مهم تنظیم کننده‌ی التهاب زخم است می‌گردد. این مطالعات با هدف بررسی پارامترهای تأثیر گذار بر عدم تعادل برنامه‌ی ضد التهاب و در نتیجه مزمن شدن التهاب و عدم بهبود زخم بنا گردیده است و در صورت تأیید همبستگی پلی‌مورفیسم (Thr399Ile) با زخم پای دیابتی می‌توان از آن به‌عنوان مارکر زیستی پیش آگاهی دهنده استفاده کرد.
روش‌ها: این مطالعه از نوع مورد - شاهد است. پلی‌مورفیسم (Thr399Ile) از ژن TLR4 در 100 بیمار دیابتی دارای زخم در گروه مورد و 120 بیمار دیابتی فاقد زخم در گروه شاهد با استفاده از تکنیک Tetra ARMS PCR تعیین ژنوتیپ گردید.
یافته‌ها: آزمون Chi-square بین دو گروه شاهد و مورد، از نظر آماری یک اختلاف معنی‌دار را در فراوانی ژنوتیپ‌های (CC)، (TT) و(CT) متعلق به پلی‌مورفیسم (Thr399Ile) نشان داد (P=0.021).
نتیجه‌گیری: یک ارتباط معنی‌دار بین پلی‌مورفیسم (Thr399Ile) از ژن (TLR4) و خطر ابتلا به زخم پای دیابتی در بین افراد مبتلا به دیابت نوع دو وجود دارد.
رسول محمدی، حسن متین همائی، محمد علی آذربایجانی، کاظم باعثی،
دوره 16، شماره 1 - ( 10-1395 )
چکیده

مقدمه: کاردیومیوپاتی از جمله عوارض ناشی از دیابت است. به‌نظر می‌رسد هایپرگلیسمی طولانی مدت موجب افزایش بیان ژن گیرنده RAGE و در نتیجه فعالیت آبشار سیگنالینگی مسیرهای پاتوژنز در قلب رت‌های دیابتی نوع دو می‌شود، بنابراین فعالیت‌های بدنی ممکن است بتواند از طریق اثرگذاری بر هایپرگلایسمی در کاهش کاردیومیوپاتی مؤثر باشد. لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر ۱۲ هفته تمرین مقاومتی بر بیان ژن RAGE VCAM, ICAM, در قلب رت‌های دیابتی شده با STZ بود.
روش‌ها: ۱۶ سر رت نر نژاد ویستار با میانگین وزن20 ± 200 گرم به‌صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه دیابتی مقاومتی (تعداد 8)، دیابتی کنترل (تعداد 8) تقسیم شدند. گروه تمرین مقاومتی، 12 هفته تمرین مقاومتی را اجرا کردند و 48 ساعت پس از پایان آخرین جلسه‌ی تمرینی، رت‌ها بی‌هوش و قربانی شدند. سپس قلب آن‌ها خارج و با استفاده از روش Real timePCR میزان بیان ژن RAGE VCAM, ICAM,               طن چپ قلب اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد بیان ژن RAGE در بطن چپ قلب گروه تمرین مقاومتی نسبت به گروه کنترل کاهش معنی‌داری یافت، بیان ژن ICAM ،VCAM در گروه تمرین مقاومتی کمتر از گروه کنترل بود که این کاهش از نظر آماری معنی‌دار نبود.
نتیجه‌گیری: با توجه به کاهش معنی‌دار در بیان ژن RAGE و الگوی کاهشی اما غیر معنی‌دار در ژن ICAM  VCAM,در بطن چپ رت‌های دیابتی که تمرین مقاومتی نموده‌اند، به‌نظر می‌رسد تمرین مقاومتی در شرایط دیابت یک روش تأثیرگذار بر کاهش فعالیت آبشار سیگنالینگی مسیرهای پاتوژنز در قلب رت‌های دیابتی نوع دو می‌باشد.


آذر طل، بهرام محبی، رویا صادقی، مهدی یاسری، ملیحه اکبری عبدل آبادی، فاطمه دادراست، پروین عباسی بروجانی،
دوره 16، شماره 1 - ( 10-1395 )
چکیده

مقدمه: خودکارآمدی با بهبود رفتارهای خودمراقبتی موجب ارتقاء کیفیت زندگی بیماران می‌گردد. مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین عوامل مرتبط با خودکارآمدی سازگاری درک شده در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو اجرا گردید.
روش‌ها: این مطالعه‌ی مقطعی، از نوع توصیفی تحلیلی بود که به‌مدت 9 ماه در سال 1394 انجام شد. 536 نفراز بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به مراکز بهداشتی- درمانی تابعه‌ی دانشگاه علوم پزشکی تهران به‌صورت تصادفی انتخاب و از طریق پرسش‌نامه روایی و پایای خودکارآمدی سازگاری درک شده، وضعیت خودکارآمدی سازگاری و عوامل مرتبط با آن، در آن‌ها مورد بررسی قرار گرفت. برای آنالیز داده‌ها از آزمون‌های آماری تی تست، من - ویتنی، آنالیز واریانس و نرم‌افزار آماری SPSS نسخه‌ی 23 استفاده شد.
یافته‌ها: میان سن (013/0P=)، تحصیلات (036/0P=)، درآمد (002/0P=) و میزان HbA1c (049/0P=) با خودکارآمدی سازگاری درک شده کل رابطه‌ی آماری معنادار وجود داشت. اما متغیرهای جنس، شغل، مدت زمان ابتلا، وضعیت تأهل و سابقه‌ی خانوادگی و سابقه‌ی بیماری مزمن با هیچ کدام از ابعاد خودکارآمدی سازگاری درک شده ارتباط آماری معنی‌داری نداشتند.
نتیجه‌گیری: مداخلات مبتنی بر نظریه‌های سازگاری جهت افزایش خودکارآمدی سازگاری درک شده بیماران دیابتی بیشتر بر روی بیمارانی که دارای شرایط اقتصادی- اجتماعی پایین، سن بالا و با کنترل نامطلوب دیابت پیشنهاد می‌گردد.
 


فهیمه کاظمی، صالح زاهدی اصل،
دوره 16، شماره 2 - ( 10-1395 )
چکیده

مقدمه: اخیراً نقش اپلین در التهاب مشخص شده است، ولی اثر سایتوکاینی اپلین ناشی از تمرین ورزشی در وضعیت دیابت بررسی نشده است. هدف از تحقیق حاضر، تعیین اثر ضد التهابی 8 هفته تمرین هوازی بر غلظت پلاسمایی اپلین موش‌های صحرایی نر دیابتی بود.
روش‌ها: تعداد 28 سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار به‌طور تصادفی به 3 گروه غیر دیابتی (9 سر)، دیابتی کنترل (9 سر) و دیابتی تمرین (10 سر) تقسیم شدند. دیابت نوع دو با تجویز درون صفاقی نیکوتین آمید (95 میلی‌گرم/ کیلوگرم وزن بدن) و استروپتوتوزوسین (60 میلی‌گرم/ کیلوگرم وزن بدن) القاء شد. گروه تمرین، 8 هفته روی نوارگردان به‌طور فزاینده با سرعت 24 متر بر دقیقه، به‌مدت 45 دقیقه و شیب 5 درصد دویدند. پس از تمرین، غلظت پلاسمایی گلوکز، انسولین، فاکتور نکرروز تومور-آلفا (TNF-α) و اپلین اندازه‌گیری و شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR) محاسبه شد. از آزمون آماری تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون همبستگی پیرسون برای تحلیل داده‌ها استفاده و سطح معنی‌داری 05/0P< در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: نتایج تحقیق، کاهش معنی‌دار غلظت پلاسمایی گلوکز و انسولین و TNF-α و HOMA-IR گروه دیابتی تمرین را نسبت به گروه دیابتی کنترل، افزایش معنی‌دار غلظت پلاسمایی اپلین گروه دیابتی تمرین را نسبت به گروه غیردیابتی و دیابتی کنترل و ارتباط منفی معنی‌دار بین غلظت پلاسمایی اپلین و TNF-α گروه دیابتی تمرین را نشان داد.
نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد 8 هفته تمرین هوازی با بهبود حساسیت به انسولین و کاهش التهاب می‌تواند غلظت پلاسمایی اپلین موش‌های صحرایی نر دیابتی را افزایش دهد.
 
صهبا آرین دوست، پروانه نظرعلی، رزیتا فتحی، فرشاد صحبت زاده،
دوره 16، شماره 2 - ( 10-1395 )
چکیده

مقدمه: دیابت با طیف گسترده‌ای از عوارض مخرب از جمله زخم پای در حال پیشرفت همراه است. زخم پای دیابتی عامل ناتوانی در بیماران دیابتی به حساب می‌آید و علی‌رغم پیشرفت‌هایی که در زمینه‌ی تشخیص و درمان دیابت انجام گرفته، تاکنون معضل پای دیابتی رفع نشده است. هدف تحقیق حاضر، بررسی اثر تمرین استقامتی و پلاسمای سرد بر بهبود زخم موش‌های صحرایی دیابتی بود.
روش‌ها: بدین منظور 25 سر موش ویستار نر به 5 گروه شامل: کنترل، کنترل دیابتی، تمرین+دیابت، پلاسما+دیابت و پلاسما+تمرین+دیابت تقسیم شدند. القای دیابت با یک‌بار تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین به میزان 40 میلی‌گرم بر هر کیلوگرم وزن بدن انجام شد. ایجاد زخم با پانچ 4 میلی‌متری انجام شد. بعد از برنامه‌ی آشنایی، گروه‌های تمرینی پروتکل تمرینی شامل 60 دقیقه دویدن بر روی تردمیل با سرعت 25 متر بر دقیقه، 5 روز در هفته به‌مدت 4 هفته را انجام دادند. تابش پلاسما نیز بر روی زخم در طی 8 نوبت انجام گرفت. عکس ‌برداری از محل زخم با دوربینDino-Lite  انجام‌شد و تغییرات مساحت زخم‌ها با استفاده از نرم‌افزار Auto CAD بررسی شد. سطح معنی‌داری آماری 05/0P در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که اثر یک دوره تابش پلاسمای سرد (069/0=P) و تمرین استقامتی (061/0=P) به‌صورت جداگانه بر بهبود زخم موش‌های دیابتی معنی‌دار نشد. ولی یک دوره تمرینات استقامتی و پلاسمای سرد تواماً بر بهبود زخم موش‌های دیابتی اثر معنی‌داری دارد (001/0=P).
نتیجه‌گیری: این برای اولین بار است که از تمرین استقامتی و پلاسمای سرد تواما برای بهبود زخم دیابت استفاده می‌شود و این دو با هم به‌طور قابل توجهی موجب تسریع روند بهبود زخم در موش‌های دیابتی گردید.
الهام نارمکی، فریده شیراسب، مصطفی قربانی، گیتی ستوده،
دوره 16، شماره 2 - ( 10-1395 )
چکیده

مقدمه: ناامنی غذایی از مقوله‌هایی است که تأثیر جدی بر وضعیت تغذیه‌ی افراد جامعه به‌جای می‌گذارد. با توجه به اینکه تاکنون هیچ مطالعه‌ای ارتباط بین اجزای ترکیب بدن با امنیت غذایی را نسنجیده است، هدف از این مطالعه تعیین ارتباط امنیت غذایی با اندازه‌های تن سنجی، ترکیب بدن و فشار خون در زنان تهرانی می‌باشد.
روش‌ها: در این مطالعه‌ی مقطعی توصیفی - تحلیلی 397 خانم سالم بزرگسال تهرانی به‌طور تصادفی از باشگاه‌های شهرداری مناطق تهران انتخاب شدند. وضعیت امنیت غذایی توسط پرسش‌نامه‌ی 18 گویه‌ای امنیت غذایی USDA خانوار سنجیده شد. قد، وزن و فشارخون براساس روش‌های استاندارد و اجزای ترکیب بدن هر فرد توسط دستگاه BIA اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: شیوع ناامنی غذایی در افراد مورد بررسی 4/54 درصد بود. در مقایسه با خانوارهای امن غذایی، افراد با ناامنی غذایی به‌طور معنی‌داری چاقی عمومی و مرکزی بیشتری داشتند. همچنین بیشتر افراد با فشار خون بالا در گروه با ناامنی غذایی قرار داشتند و ارتباط بین فشارخون و امنیت غذایی از نظر آماری معنی‌دار است. متغیرهای ترکیب بدن و فشار خون سیستولی و دیاستولی زنان در گروه با ناامنی غذایی نسبت به زنان در گروه با امنیت غذایی به‌طور معنی‌داری بیشتر است.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که ناامنی غذایی به‌طور معنی‌داری با چاقی، توده‌ی چربی و توده‌ی چربی احشایی بیشتر و فشارخون بالاتر ارتباط مستقیم دارد. لذا برنامه‌ریزان باید به کاهش ناامنی غذایی در جامعه به‌ویژه زنان از طریق بهبود وضعیت اقتصادی و اصلاح الگوهای غذایی خانوار توجه داشته باشند.
وحید ملکی، محمد رضا مهاجری تهرانی، احسانه طاهری، مصطفی قربانی، محسن صدیقیان، سعید حسینی،
دوره 16، شماره 2 - ( 10-1395 )
چکیده

مقدمه: متابولیسم استراحت مهم‌ترین عامل تعیین کننده در سوخت و ساز بدن است. به گونه‌ای که کاهش آن می‌تواند باعث چاقی و افزایش توده‌ی چربی بدن شود. کم‌کاری آشکار تیروئید با متابولیسم استراحت پایین همراه است که با دریافت دارو میزان آن افزایش یافته و به حالت نرمال بر می‌گردد. در این میان گروهی از بیماران با وجود دریافت دارو و نرمال شدن سطح سرمی TSH و هورمون‌های تیروئید، همچنان از باقی ماندن علائم بالینی کم‌کاری تیروئید شکایت می‌کنند. هدف از انجام این پژوهش پی بردن به این موضوع است که آیا بیماران با علائم بالینی بهبود نیافته دارای متابولیسم استراحت و ترکیب بدن متفاوتی در مقایسه با گروه با علائم بالینی بهبود یافته هستند یا خیر؟
روش‌ها: این مطالعه مقطعی از نوع مقایسه‌ای می‌باشد که بر روی 100 بیمار زن مبتلا به کم‌کاری آشکار تیروئید و تحت درمان با لووتیروکسین انجام شد. بیماران شامل 2 گروه 50 نفری با و بدون علائم بالینی بودند. بیماران از نظر سن، سیکل قاعدگی و نمایه‌ی توده‌ی بدنی همسان شدند. 2 گروه از نظر پارامترهای تن‌ سنجی، متابولیسم استراحت، ترکیب بدن، هورمون‌های تیروئیدی، پروفایل لیپیدی و رژیم غذایی با یکدیگر مقایسه شدند.
یافته‌ها: میانگین متابولیسم استراحت و مقادیر تعدیل شده‌ی آن برای وزن در گروه دارای علائم به‌طور معناداری پایین‌تر بود ولی شکل مقادیر تعدیل شده‌ی آن برای توده‌ی بدون چربی بدن (FFM) و FT3 تفاوت معناداری بین 2 گروه نشان نداد. میزان توده‌ی چربی بدن (FM) در گروه دارای علائم بالاتر بود. اما درصد توده‌ی چربی بدن و توده‌ی بدون چربی بدن (FFM) بین 2 گروه تفاوت معناداری نداشت. سطح سرمی TSH ، TT4 ، FT4 ، TT3 ، FT3، کلسترول توتال، HDL ،LDL تفاوت معناداری بین 2 گروه نداشت. سطح سرمی تری‌گلیسرید در گروه دارای علائم به ‌طور معنا داری بیش‌تر از گروه فاقد علائم بالینی بود.
نتیجه‌گیری: در گروه دارای علائم بالینی میزان متابولیسم استراحت کم‌تر بود و میزان توده‌ی چربی بدن و سطح سرمی تری‌گلیسرید نسبت به بیماران فاقد علائم بالاتر می‌باشد.
محبوبه ‌ هادی‌زاده، سحر ملزمی، میترا باقری، محسن امینیان،
دوره 16، شماره 2 - ( 10-1395 )
چکیده

مقدمه: در صورت صدمه به پوست، اپیدرم از بین می‌رود که به این از هم گسیختگی ساختمان بدن، زخم اطلاق می‌شود که در بیماران دیابتی شایع می‌باشد. هدف از این تحقیق بررسی اثر عصاره‌ی الکلی سیاه‌دانه بر روی ترمیم زخم‌های دیابتی موش صحرائی نر نژاد ویستار می‌باشد.
روش‌ها: در این مطالعه 48 سر موش نر نژاد ویستار به 4 گروه (کنترل، شم، کنترل منفی، کنترل مثبت) تقسیم گردیدند. در گروه‌های مورد آزمایش زخمی به مساحت 3 سانتی‌متر مربع در سمت چپ ستون فقرات ایجاد کردیم. روند ترمیم زخم به‌صورت ماکروسکوپی و میکروسکوپی بررسی شد.
یافته‌ها: زخم گروه‌های دیابتی شده با استرپتوزوسین در مقایسه با گروه سالم ترمیم دیرتری نشان داد و التیام زخم در گروه‌های تجربی (کنترل منفی و مثبت) تیمار شده با عصاره‌ی سیاه‌دانه نسبت به گروه کنترل از سرعت بیشتری برخوردار بود.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که عصاره‌ی الکلی سیاه‌دانه موجب تسریع ترمیم زخم‌های پوستی نمونه‌های سالم و دیابتی می‌شود.
 
سمیه فتاحی فرادنبه، باقر لاریجانی، دکتر لیلا آزادبخت،
دوره 16، شماره 3 - ( 12-1395 )
چکیده

مقدمه: بار اسیدی بالای رژیم غذایی ممکن است فشار خون، سطوح قند و انسولین خون را تحت تأثیر قرار دهد. هدف از این مطالعه سیستماتیک بررسی ارتباط بار اسیدی رژیم غذایی با فشار خون و نمایه‌های مرتبط با کنترل قند خون می‌باشد.
روش‌ها: با جستجو در Pubmed، Google scholar، Scopus و Medline تا July 2016 و با استفاده از کلید واژه‌های "dietary acid load "Serum glucose"،"insulin resistance"، hypertentation، درنهایت 12 مطالعه (6 مقطعی، 5 کوهورت و 1 مداخله‌ای) به‌دست آمد که در این مطالعه سیستماتیک مورد استفاده قرار گرفت.
یافته‌ها: از بین 11 مقاله مرتبط با فشار خون، سه مطالعه بین نمرات بار اسیدی رژیم غذایی و پُرفشاری خون ارتباط معنی‌داری نشان داد. سه مطالعه ارتباط بار اسیدی رژیم غذایی را تنها با فشار خون سیستولیک مشاهده نمودند، در حالی که سایر مطالعات هیچ ارتباط معنی‌داری بین بار اسیدی رژیم غذایی با فشار خون سیستولیک و دیاستولیک گزارش نکردند. هم‌چنین در ارتباط با نمایه‌های مرتبط با کنترل قند خون از بین هشت مقاله، یکی از مطالعات ارتباط معنی‌داری بین افزایش بار اسیدی رژیم غذایی و بروز دیابت نشان داد. یک مطالعه ارتباط معنی‌داری بین بار اسیدی رژیم غذایی با سطح قند خون ناشتا و هموگلوبین گلیکوزیله را گزارش نمود. دو مطالعه نیز ارتباط معنی‌داری بین افزایش بار اسیدی رژیم غذایی با حساسیت به انسولین و مقاومت به انسولین نشان دادند ولی سایر مطالعات ارتباط معنی‌داری گزارش ندادند.
نتیجه‌گیری: از آن‌جایی‌که اکثر مطالعات بیان کننده ارتباط معنی‌داری مابین افزایش بار اسیدی رژیم غذایی و پُرفشاری خون هستند، بنابراین به‌نظر می‌رسد بار اسیدی بر فشار خون مؤثر می‌باشد. در ارتباط با تأثیر بار اسیدی رژیم غذایی با دیابت و سطح انسولین، نتایج حاصل از یافته‌ها تناقضات بیشتری نشان می‌دهند. از طرفی به‌دلیل محدود بودن مطالعات مداخله‌ای در این زمینه نیاز به بررسی بیشتری در رابطه با اثر بار اسیدی رژیم غذایی بر میزان بروز دیابت، سطح انسولین و سایر مارکرهای قند خون وجود دارد.
 


نسیمه سادات رضوی، فرشته مجلسی، بهرام محبی، آذر طل، کمال اعظم،
دوره 16، شماره 3 - ( 12-1395 )
چکیده

مقدمه: ﺗﺒﻌﯿﺖ ﺑﯿﻤﺎران از رژیﻢ درﻣﺎﻧﯽ، ﻣﻮﻓﻘﯿﺖآﻣﯿﺰ ﺑﻮدن درﻣﺎن را ﭘﯿﺶ‌ﺑﯿﻨﯽ ﻧﻤﻮده و از ﻋﻮارض و ﺷﺪت ﺑﯿﻤﺎری ﻣﯽﮐﺎﻫﺪ. ﻫﺪف از ایﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﻌﯿﯿﻦ تأثیر مداخله آموزشی مبتنی بر مدل1 AIM بر بهبود تبعیت دارویی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روشها: این مطالعه از نوع مداخله‌ای نیمه تجربی با گروه کنترل که بر روی 180بیمار مبتلا به دیابت نوع دو با استفاده از تخصیص تصادفی ساده در دو گروه مداخله و کنترل، انجام شد. ابزارگردآوری داده‌ها، پرسشنامه‌ی دو بخشی شامل اطلاعات دموگرافیک (با 14 سؤال)، سؤالات مربوط به مدل AIM شامل 10سؤال مربوط به دانش و اطلاعات، 9 سؤال مربوط به انگیزه و 6 سؤال مربوط به توانایی بود. پس از اجرای پیش آزمون، مداخله‌ی آموزشی برای بیماران گروه مداخله انجام شد و مجدداً پرسش‌نامه برای بیماران دو گروه بعد از 6 ماه تکمیل شد. داده‌های جمع‌آوری شده با استفاده از SPSS  نسخه‌ی 23 با استفاده از آزمون‌های آماری ویلکاکسون، کای دو و من ویتنی آنالیزشد. سطح معنی‌داری در این مطالعه کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
نتایج: قبل از مداخله‌ی آموزشی دو گروه از نظر مشخصات دموگرافیک و سازه‌ای مدل AIM (سازه‌ی دانش، انگیزه وتوانایی) تفاوت معنی‌داری نداشتند (05/0P>) ولی پس از اجرای مداخله‌ی آموزشی گروه مداخله از نظر دانش و اطلاعات (001/0 P<)، انگیزه (001/0 P<)، توانایی (001/0 P<) و میزان  HbA1C(001/0 P<) تفاوت معنی‌داری با گروه کنترل داشت.
نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش نشان دادکه نقش مداخله‌ی آموزشی براساس مدل  AIMتأثیر مثبتی در بهبود تبعیت درمانی بیماران مبتلابه دیابت نوع دو داشته و با ارتقاءآگاهی و باور فرد نسبت به بیماری، انگیزه در جهت تبعیت از درمان در بیماران افزایش می‌یابد.
 


مرضیه ارشدی مشکانی، مهسا محمداملی، ایمان سلحشوری فر، دکتر فریده رضی،
دوره 16، شماره 3 - ( 12-1395 )
چکیده

مقدمه: دیابت شایع‌ترین بیماری غدد درون‌ریز است که سالیانه افراد زیادی را درگیر می‌کند. جمعیت زیادی از افراد مبتلا به دیابت از نفروپاتی و رتینوپاتی دیابتی رنج می‌برند. اثرات  renoprotectiveویتامین D و آنالوگ‌های آن در بیماری‌های مزمن کلیه از جمله نفروپاتی دیابتی گزارش شده است. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط پلی‌مورفیسم (rs731236 (TaqI در ژن رسپتور ویتامین D (VDR)، و خطر نفروپاتی دیابتی در افراد مبتلا به دیابت نوع دو است.
روش‌ها: در این مطالعه مورد - شاهد (Case-Control)، 204 نفر از بیماران با سابقه‌ی 5 سال ابتلا به دیابت نوع دو (104 بیمار مبتلا به نفروپاتی و 100 نفر بدون نفروپاتی) و نیز ۹۸ نفر  افراد بدون دیابت و نفروپاتی (گروه شاهد)، مراجعه کننده به کلینیک دیابت و بیماری‌های متابولیک دانشگاه علوم پزشکی تهران بررسی شدند. پس از جمع آوری اطلاعات بالینی و انجام تست‌های آزمایشگاهی، نمونه‌های DNA از نمونه‌های خون به روش فنل کلروفرم استخراج و پلی‌مورفیسم (rs731236) TaqI در نمونه‌ها باروش ژنوتیپ اختصاصی TaqMan مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: در گروه مبتلا به نفروپاتی، مقادیر اوره، کراتیینین و دفع آلبومین بالاتر و فیلتراسیون گلومرولی کمتر از گروه دیابتی و گروه شاهد بود (P value<0.05). علی‌رغم اینکه فراوانی ژنوتیپ TT و الل T  در گروه نفروپاتی بالاتر از دو گروه دیگر بود، این اختلاف معنی‌دار نبود (P value>0.05).
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه‌ی حاضر نشان می‌دهد اگر چه پلی‌مورفیسم Taq1 در جامعه مبتلا به نفروپاتی شیوع بیشتری دارد ولی وجود آن الزاماً با خطرایجاد نفروپاتی دیابتی نوع دو همراه نمی‌باشد.
سعیده عسگربیک، مهسا محمدآملی، سید عبدالحمید انگجی، فریده رضی، انسیه نسلی اصفهانی،
دوره 16، شماره 3 - ( 12-1395 )
چکیده

مقدمه:نفروپاتی دیابتی یکی ازمهم‌ترین عوارض میکروواسکولار دیابت است. دیابت یک اختلال متابولیک بوده که هایپرگلایسمی مزمن مهم‌ترین علامت آن است که منجر به اختلال در کلیه، و در نهایت از دست دادن کامل عملکرد کلیه می‌شود. ژن متیلن تتراهیدروفولات ردکتاز به‌عنوان یکی از ژن‌های کاندید در نفروپاتی دیابتی مطرح شده است. پلی‌مورفیسم C677T در این ژن منجر به کاهش عملکرد کاتالیتیکی آنزیم متیلن تتراهیدروفولات ردکتاز و افزایش سطوح هموسیستئین پلاسما می‌شود. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط پلی‌مورفیسم C677T با نفروپاتی دیابتی می‌باشد.
روش‌ها:این مطالعه از نوع مورد و شاهد بوده و در سه گروه 300 نفری شامل گروه مبتلا به دیابت نوع 2 و نفروپاتی (104N=)، مبتلا به دیابت نوع دو و بدون نفروپاتی (100N=) و کنترل (افراد سالم) (96N=) می‌باشد. پلی‌مورفیسم C677T ژن MTHFR با استفاده از روشPCR-RFLP مورد ارزیابی قرار گرفت. فاکتورهای بیوشیمیایی نیز در افراد مورد مطالعه اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: نتایج حاصل از مطالعه نشان می‌دهد که میان فراوانی ژنوتیپی گروه دیابتی مبتلا به نفروپاتی و گروه دیابتی بدون نفروپاتی اختلاف معنی‌دار وجود دارد (02/0P=،9/0-3/0CI:، 5/0OR:). بین فراوانی اللی در دو گروه دیابتی مبتلا به نفروپاتی و دیابتی بدون نفروپاتی از نظر آماری تفاوت معنی‌دار وجود دارد (013/0P=،740/2-123/1CI:، 754/1OR:).
نتیجه‌گیری:یافته‌ها نشان می‌دهد که بین پلی‌مورفیسم C677T با نفروپاتی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو ارتباط وجود دارد. به بیان دیگر الل C سبب استعداد ابتلا به نفروپاتی شده و الل T دارای نقش حفاظتی در ابتلا به این بیماری می‌باشد.
 
محمد حسین حاجی ابراهیمی، عطیه قندهاری، عبدالرحمان چرکزی، زهرا حاجی ابراهیمی،
دوره 16، شماره 4 - ( 6-1396 )
چکیده

مقدمه: افزایش جمعیت سالمندان با افزایش بیماری‌های مزمن در بین آن‌ها همراه است. این مطالعه با هدف مقایسه‌ی وضعیت سلامت جسمی سالمندان شهر گرگان در یک فاصله‌ی پنج ساله بین سال‌های 1383 و 1388 انجام گرفت.
روش‌ها: در یک مطالعه‌ی مقطعی اطلاعات مربوط به 884 سالمند ساکن مناطق تحت پوشش پایگاه‌های 4 و 5 مرکز بهداشت شهرستان گرگان در سال 1388 با استفاده از یک پرسشنامه به‌صورت خود اظهاری توسط افراد آموزش دیده جمع‌آوری گردید. سالمندان مورد مطالعه که به طریق سرشماری انتخاب شده بودند در حیطه‌ی سلامت فیزیکی مورد پرسش قرار گرفتند. داده‌ها با استفاده از روش‌های آماری توصیفی و آزمون کای اسکوئر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به‌دست آمده با نتایج مطالعه‌ی مشابه (منتشر نشده)، مربوط به 315 سالمند ساکن مناطق تحت پوشش پایگاه‌های 4 و 5 شهر گرگان در سال 1383، مورد مقایسه قرار گرفت. از نرم‌افزار SAS 9.2 برای تحلیل داده‌ها استفاده شد.
یافته‌ها: متوسط سن سالمندان در سال 1388 برابر با 67/6±20/67 سال و در سال 1383 برابر با 72/6±59/67 سال بود. میزان فراوانی مشکلاتی از قبیل فشار خون، چربی خون، آسم و دیابت در سال 1388 افزایش معنا‌داری داشت. از سوی دیگر بیماری‌هایی از قبیل صرع، بی دندانی، فتق و سوزش سردل کاهش معناداری را نشان می‌داد.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که مشکلات جسمی مرتبط با بیماری‌های قلبی عروقی، وضعیت سلامت دهان و دندان سالمندان، مشکلات مربوط به بینایی و شنوایی و همچنین مشکلات عضلانی استخوانی در سالمندان می‌تواند توانایی آنها را در ارتباط با جامعه و انجام کارهای شخصی کاهش دهد. پیشگیری از موارد فوق می‌تواند به سالمندی سالم منجر شود.
 
پریسا طاهری تنجانی، فرشاد شریفی، ندا نظری، فاخر رحیم، حسین فخرزاده، سید مسعود ارزاقی، محمداسماعیل مطلق، سعید سعیدی مهر،
دوره 16، شماره 4 - ( 6-1396 )
چکیده

مقدمه: سالمندان از گروه‌های سنی آسیب‌پذیر از نظر وضعیت سلامت می‌باشند. سالمندان استان خوزستان به‌دلیل وضعیت آب و هوایی در معرض اختلالات سلامت بیشتری هستند. این مطالعه گزارشی از وضعیت سلامت سالمندان استان خوزستان در سال 1391 می‌باشد.
روش‌ها: مطالعه‌ی مقطعی با نمونه‌گیری خوشهای انجام شد. وضعیت تغذیه با استفاده از فرم ایرانی شده‌ی ارزیابی مختصر تغذیه، ارزیابی وضعیت افسردگی با استفاده از ابزار امتیاز افسردگی سالمندان ایرانی شده‌ی 15 سؤالی، ارزیابی عملکرد با استفاده از ابزار فعالیت روزانه‌ی زندگی KATZ، ارزیابی کیفیت زندگی با استفاده از نسخه‌ی دوم پرسشنامه‌ی ایرانی شده‌ی کوتاه وضعیت سلامت (SF-36 Version 2) و فعالیت روزانه‌ی مرتبط به وسایل توسط ابزار Lawton انجام شد.
یافته‌ها: درنهایت 387 نفر در این مطالعه شرکت کردند. شیوع پُرفشاری خون، دیابت، افسردگی و اضطراب در شرکت کنندگان به‌ترتیب 8/38%، 6/28%، 9/34 و 7/38% بود. مشکل شنوایی و بینایی به‌ترتیب 9/33% و 2/62%، اختلال در حافظه در 9/14% از افراد مشاهده شد. 3/4% از سالمندان دچار سوء تغذیه، 3/48% در معرض سوء تغذیه، 9/13% اختلال در عملکرد روزانه‌ی زندگی پایه و 3/30% دچار درجاتی از اختلال در عملکرد روزمره‌ی متوسط بودند. بیشترین نیاز خدماتی، نیاز به خدمات پزشکی در منزل و پس از آن نیاز به خدمات حمل نقل بود.
نتیجه‌گیری: وضعیت سلامت سالمندان استان خوزستان گرچه به‌طور کلی بدتر از میانگین جامعه نیست ولی نیازمند توجه در بعضی حیطه‌ها نظیر پُرفشاری خون، دیابت، وضعیت تغذیه و عدم استقلال در فعالیت‌های روزمره‌ی زندگی می‌باشد.
 



صفحه 3 از 16     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb