پریسا طاهری تنجانی، پریشاد قوام، شیما رئیسی، فرشاد شریفی، حسین فخرزاده، محمداسماعیل مطلق، ندا نظری،
دوره 16، شماره 4 - ( 6-1396 )
چکیده
مقدمه: ارتقاء وضعیت بهداشتی، کاهش نرخ باروری و همچنین افزایش سن امید به زندگی سبب افزایش جمعیت سالمندان شده است. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت سلامت سالمندان استان خراسان شمالی انجام شده است.
روشها: این مطالعه مقطعی و به روش خوشهای چند مرحلهای تصادفی متناسب، انجام شد. در این مطالعه 99 نفر سالمند شامل (39 نفر مرد و 55 نفر زن) سالمند 60 سال و بالاتر شرکت داشتند. اطلاعات مورد نیاز بهوسیلهی پرسشنامههای دموگرافیک و ابزارهای "بررسی مختصر وضعیت تغذیه"، "مقیاس افسردگی سالمندان 15 سؤالی"، وضعیت عملکرد روزمرهی زندگی Katz، عملکرد روزانهی مرتبط با وسایل Lawton "جمعآوری گردید. اندازهگیریهای تن سنجی و فشارخون به روش استاندارد انجام شد.
یافتهها: شیوع دیابت و پُرفشاری خون در سالمندان مورد مطالعه بهترتیب 7/17 و 6/57 درصد بود. همچنین 4/36 درصد از سالمندان خلق افسردهای داشتند. 2/18 درصد از سالمندان سلامت خود را بد گزارش کردند. بهعلاوه 5/73 درصد از سالمندان از یک نوع درد شاکی بودند. همچنین 6/22 درصد در طول سال گذشته حداقل یک بار تریاک مصرف کرده بودند.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد که وضعیت سلامت سالمندان استان خراسان شمالی مناسب نبوده و در بسیاری از شاخصها نظیر پُرفشاری خون، سوء تغذیه، سوء مصرف تریاک و شکایت از درد بیش از میانگین کشوری مشکل داشتند. این مسئله توجه ویژه به سلامت سالمندان این استان را طلب میکند.
فرشاد شریفی، ندا نظری، شروان شعاعی، حسن احمدی، مرجان اسداللهی، سید مسعود ارزاقی، مهتاب علیزاده خوئی، حسین فخرزاده،
دوره 16، شماره 4 - ( 6-1396 )
چکیده
مقدمه: گرچه ابزارهای متعددی برای سنجش وضعیت شناختی و غربالگری دمانس معرفی شدهاند، ولی در جمعیت سالمندان ایرانی اکثر ابزارها به سبب اختلافات فرهنگی و شیوع بالای بیسوادی، کارایی لازم را ندارند. در این مطالعه یک آزمون با عنوان «ابزار ارزیابی مختصر شناختی» [Brief Cognitive Assessment Tool (BCAT)] معرفی شده و خصوصیات روانسنجی آن مورد ارزیابی قرار گرفته است.
روشها: ابزار BCAT شامل ارزیابی حافظه با استفاده از آزمون سه کلمه و امتیازدهی مشابه Mini-Cog و ارزیابی وضعیت عملکردی در حیطههای «توانایی لباس پوشیدن»، «توانایی استفاده از تلفن»، «توانایی مدیریت داروهای خود»، در هر دو جنس و توانایی مدیریت مالی در مردان و توانایی تهیه غذا در خانمها، میباشد. نحوهی امتیازدهی در افراد با سواد و بیسواد متفاوت است. تشخیص دمانس با وجود اختلال حافظه به همراه اختلال در عملکرد گذاشته میشود 86 نفر از سالمندان ساکن آسایشگاه خیریه کهریزک، (41 نفر زن و 45 نفر زن) بهصورت تصادفی از افراد دارای معیارهای ورود، بدون معیارهای خروج و داوطلب، انتخاب شدند. روایی همزمان با همبستگی نتایج BCAT با امتیاز آزمون مختصر شناختی (MMSE) و روایی ملاک، حساسیت و ویژگی BCAT بر مبنای مقیاس تباهی همه جانبه (GDS) سنجیده شد. پایایی نتایج دو آزمونگر در طی دو هفته با ضریب کاپا ارزیابی گردید.
یافتهها: میزان حساسیت BCAT در تشخیص دمانس براساس GDS، 88/6% و ویژگی آن 6/82% و میزان دقتی برابر با 9/84% داشت. همبستگی بین امتیاز MMSE و دستهبندی با استفاده از BCAT معنادار بود. ضریب کاپا بین نتایج BCAT توسط دو آزمونگر برابر 1/81% بود.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد که BCAT در سالمندان ایرانی از خصوصیات روانسنجی خوبی برای تشخیص اختلال شناختی و دمانس برخوردار باشد.
بهارک نجفی، پریسا طاهری تنجانی، فرشاد شریفی، حسین فخرزاده، مهتاب علیزاده خویی، سید مسعود ارزاقی، مهدی ورمقانی، مهدی ابراهیمی،
دوره 16، شماره 5 - ( 7-1396 )
چکیده
مقدمه: سالمند شدن جامعه، از چالشهای سلامت عمومی در قرن حاضر است. تأمین سلامت و شناسایی نیازهای سالمندان، نیازمند شناخت جامع و دقیق از وضعیت سلامت ایشان است.
روشها: در یک مطالعهی مقطعی، وضعیت سلامت 191 نفر از سالمندان 60 سال و بالاتر استان سیستان و بلوچستان بررسی شد. سلامت عمومی با پرسشنامهی فارسی کوتاه وضعیت سلامت (SF-36)، وضعیت تغذیه با پرسشنامهی ارزیابی مختصر تغذیه (MNA)، وضعیت فعالیت فیزیکی با دو پرسش از پرسشنامهی کوتاه فارسی فعالیت فیزیکی، افسردگی با پرسشنامهی فارسی کوتاه افسردگی سالمندان، وضعیت عملکردی با پرسشنامهی عملکرد پایه و متوسط روزمرهی زندگی، همچنین اطلاعات دموگرافیک، سابقهی بیماریها و واکسیناسیون، شرکت در فعالیتهای اجتماعی، استفاده از خدمات و مراقبتهای سالمندی با پرسشنامهی تأیید شدهای مورد بررسی قرار گرفتند. وضعیت فشارخون علاوه بر پرسش از خود سالمندان، با دو نوبت سنجش فشار خون بیماران اندازهگیری شد.
یافتهها: میانگین سن شرکت کنندگان 81/69 (با انحراف معیار 32/8) سال بود. 2/4% از سالمندان وضعیت سلامت خود را عالی و 4/9% بد گزارش کردند. 3/35% سابقهی زمین خوردن در یک سال اخیر را داشتند. 6/15% در تست 3 کلمه دچار اختلال حافظه بودند. مشکل شنوایی و بینایی بهترتیب 3/30% و6/56% گزارش شد. 9/8% دچار سوء تغذیه و 8/25% دچار اختلال در عملکرد پایهی روزمرهی زندگی و 2/58% دچار اختلال در عملکرد متوسط روزانه بودند.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد که شیوع سوء تغذیه، اختلال در عملکرد پایه و متوسط روزمرهی زندگی و اختلال حافظه در سالمندان استان سیستان و بلوچستان بالاتر از میانگین کشوری و جهانی باشد.
پریسا طاهری تنجانی، مهدی ورمقانی، ندا نظری، فرشاد شریفی، حسین فخرزاده، سید مسعود ارزاقی، مهتاب علیزاده خوئی، محمداسماعیل مطلق، مهدی ابراهیمی،
دوره 16، شماره 5 - ( 7-1396 )
چکیده
مقدمه: سالمندان از گروههای سنی هستند که بیشترین نیاز را به دریافت خدمات سلامت دارند. برنامهریزی برای ارائهی خدمات در سطح کشوری و منطقهای نیازمند اطلاعات در خصوص وضعیت سلامت سالمندان است. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت سلامت سالمندان استان آذربایجان شرقی انجام شده است.
روشها: در این مطالعهی مقطعی، از 19 شهرستان این استان به روش خوشهای چند مرحلهای تصادفی متناسب، تعداد 436 نفر (180 نفر مرد و 258 نفر زن) سالمند 60 سال و بالاتر انتخاب شدند. اطلاعات بهوسیله یک پرسشنامهی دموگرافیک، اندازهگیرهای آنتروپومتریک، اندازهگیری فشار خون و تکمیل پرسشنامههای "بررسی مختصر وضعیت تغذیه"، "مقیاس افسردگی سالمندان 15 سؤالی"، وضعیت عملکرد روزمره زندگی" و "عملکرد روزانهی مرتبط با وسایل" جمعآوری گردید.
یافتهها: میانگین سنی افراد شرکت کننده 31/69 سال بود. شیوع خود-اظهاری دیابت 2/34 % بود. شیوع پُرفشاری خون در سالمندان 5/52 درصد یافت شد. درد شایعترین شکایت شرکت کنندگان بود (9/60 %). 9/46% در راه رفتن مشکل داشتند.3/44% مشکل بینایی و 4/26% از مشکل شنوایی رنج میبردند و در 8/44% اختلال خواب یافت شد. همچنین 26% از شرکت کنندگان دارای خلق افسرده بودند.
نتیجهگیری: سالمندان استان آذربایجان شرقی، احتمالاً وضعیت سلامت بهتری نسبت به میانگین سالمندان ایرانی دارند اما پُرفشاری خون و دیابت، در بین سالمندان این استان شیوع بالایی دارد که نیازمند توجه بیشتری است.
زهره وارث، حمید آسایش، زهرا علی اکبرزاده آرانی، فاطمه شریفی قرد،
دوره 16، شماره 5 - ( 7-1396 )
چکیده
مقدمه: دیابت در سالمندان خطر ایجاد یا تشدید سندرمهای سالمندی را افزایش داده و جنبههای مختلف زندگی آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. این پژوهش با هدف بررسی عوامل مؤثر در کیفیت زندگی سالمندان دیابتی انجام شده است.
روشها: این پژوهش یک مطالعهی توصیفی تحلیلی است که با انتخاب 88 سالمند دیابتی از میان 1400 بیمار دیابتی، در بازهی سنی 83-60 سال دارای پرونده در مرکز دیابت کاشان در سال 1385 صورت گرفته است. نمونهگیری حدود 2 ماه طول کشید. نمونهها پرسشنامهی اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامهی ویژهی کیفیت زندگی بیماران دیابتی را تکمیل کردند. پرسشنامهی کیفیت زندگی حاوی 41 سؤال میباشد که سه بعد عمومی (52- 13 امتیاز)، اختصاصی (108- 27 امتیاز) و کلی (160- 40 امتیاز) دارد. با استفاده از آزمون رگرسیون لجستیک مدل تک متغیره و چند متغیره در محیط نرمافزار آماری SPSS16، رابطهی کیفیت زندگی با متغیرهای زمینهای مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: بهطور کلی 9/65% از بیماران زن و 1/34% مرد بودند. نتایج نشان داده است که گزگز، بیحسی اندامها و کاهش بینایی با کیفیت زندگی عمومی و نوع درمان، نارسایی کلیه، گزگز، کرختی اندامها و بی حسی با کیفیت زندگی اختصاصی ارتباط معنادار دارند.
نتیجهگیری: با توجه به سطح کیفیت زندگی پایین در اکثر سالمندان دیابتی و نقش عوارض دیابت در ایجاد آن، نتایج این پژوهش نیاز شدید به مراقبت در سالمندان را نشان میدهد و تأکید مجددی بر نقش مراقبت در بهبود سطح سلامت سالمندان دیابتی میباشد.
پریسا طاهری تنجانی، فرشاد شریفی، ندا نظری، حسین فخرزاده، مهتاب علیزاده خویی، محمداسماعیل مطلق، حسنا عطایی، سیدمسعود ارزاقی، مهدی ابراهیمی،
دوره 16، شماره 5 - ( 7-1396 )
چکیده
مقدمه: از آنجا که پدیدهی سالمند شدن جامعه بر تمام جنبههای زندگی جوامع بشری از جمله ساختارهای سنی، ارزشها و معیاره، نیازهای سلامت و سازمانهای اجتماعی، اثرات قابل ملاحظهای دارد، مقابله با چالشهای فرارو با اتخاذ سیاستهای مناسب برای ارتقای وضعیت جسمی، روانی و اجتماعی سالمندان از اهمیت بالایی برخوردار است. استان البرز یکی از استانهای مهاجرتپذیر بوده و پدیدهی مهاجرت تأثیر شگرفی در سلامت روحی و جسمی سالمندان دارد. هدف از انجام این مطالعه بررسی وضعیت سلامت سالمندان استان البرز بوده است.
روشها: در این مطالعهی مقطعی، از سه شهرستان استان البرز به روش خوشهای چند مرحلهای تصادفی متناسب، ۲۳۵ نفر (۱۱۳ نفر مرد و ۱۲۲ نفر زن) سالمند ۶۰ ساله و بالاتر انتخاب شدند. اطلاعات توسط یک پرسشنامهی دموگرافیک، اندازهگیریهای آنتروپومتریک، اندازهگیری فشارخون و تکمیل پرسشنامههای "بررسی مختصر وضعیت تغذیه"، "مقیاس افسردگی سالمندان ۱۵ سؤالی"، وضعیت عملکرد روزمرهی زندگی، عملکرد روزانهی مرتبط با وسایل جمعآوری گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS 21 انجام شد. تمام آزمونها دو سویه بوده و در سطح 05/0 >α معنادار در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین سنی افراد شرکت کننده ۶۸ سال بود. شیوع اضطراب و افسردگی در میان شرکت کنندگان بهترتیب 5/51 و ۳۴ درصد بود. ۲۷ درصد درمعرض یا دچار سوء تغذیه بودند. 5/54 درصد از مشکلات دهان و دندان رنج میبردند و 8/49 درصد نیز در راه رفتن مشکل داشتند.
نتیجهگیری: در زمینهی وضعیت سلامت سالمندان ساکن استان البرز میتوان گفت که بیماریهای متابولیک در این استان شیوع بالایی دارد و پوشش کم واکسیناسیون آنفلوانزا، شیوع بالای افسردگی و اضطراب و سوء تغذیه نیازمند مداخلات جدی توسط سیاستگذاران در جهت ارتقاء سلامت این سالمندان است.
شهاب علیزاده، خدیجه میرزایی، سید علی کشاورز،
دوره 16، شماره 6 - ( 7-1396 )
چکیده
مقدمه: ادیپوکاینهای امنتین-1، وسپین و پروتئین باند شونده به رتینول- 4 (4RBP-) میانجیهای ترکیب بدن و بافت چربی هستند که در تغییرات متابولیکی ناشی از چاقی نقش دارند. این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین سطوح سرمی این ادیپوکاینها با اجزای ترکیب بدن و وضعیت متابولیکی در فنوتیپهای مختلف اندازهی بدن صورت گرفت.
روشها: در مطالعهی مقطعی حاضر 350 زن شامل 127 نمونه با وضعیت متابولیکی سالم و 223 نمونه با وضعیت متابولیکی ناسالم شرکت کردند. در صورت وجود حداقل 4 مورد از پنج شاخص متابولیکی mmol/L70/1TG≤، mmol/L 60/2 LDL-C≤، mmol/L 20/5TC≤، HDL-C≥1/30 و 95/1HOMA-IR≤، نمونهها دارای وضعیت متابولیکی سالم و در غیر این صورت دارای وضعیت متابولیکی ناسالم در نظر گرفته شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که سطوح سرمی امنتین-1 با وضعیت متابولیکی سالم رابطهی مثبت معنیداری دارد (0001/0p< ،04/1 OR=). حتی پس از کنترل عوامل مخدوشگر سن، جنس و وزن این ارتباط همچنان معنیدار بود. سطوح وسپین و RBP-4 با وضعیت متابولیکی سالم همبستگی معنیداری نداشت. همچنین، رابطهی معنیداری بین امنتین و نمایهی تودهی بدنی (02/0p=،31/0r=) و درصد چربی بدن (02/0p=،32/0r=) در گروه با وضعیت متابولیکی سالم مشاهده شد. در گروه سالم، سطوح سرمی RBP-4 با درصد چربی (0001/0p<،68/0r=) و تودهی چربی بدن (0001/0p<،74/0r=) همبستگی مثبت و با تودهی بدون چربی (0001/0p<،74/0- r=) و محتوای تام آب بدن (0001/0p<،74/0- r=) همبستگی منفی داشت. رابطهی آماری معنیداری بین سطوح سرمی وسپین و شاخصهای ترکیب بدن در هر دو گروه دیده نشد.
نتیجهگیری: سطوح سرمی امنتین-1 میتواند پیشبینی کنندهی مناسبی برای وضعیت متابولیکی سالم باشد.
زهرا صادقیان فر، عبدالکریم شیخی، سید محمد غیبی حیات،
دوره 16، شماره 6 - ( 7-1396 )
چکیده
مقدمه: بهطور معمول مازاد تغذیه، در بدن بهصورت چربی ذخیره و به چاقی منجر میشود. یکی از عوامل ابتلا به دیابت نوع دو، چاقی است. سایتوکاینهای پیش التهابی مانند Tumor necrosis factorγ (TNF- α) و Interferon gamma (IFNγ) به پیامرسانی انسولین در بافتهای حساس انسولین آسیب میزنند. در این مطالعه تأثیر عصاره سیر بر بیان سایتوکاینهای IFNγ و TNF- α مترشحه از سلولهای منونوکلئار اندازهگیری شد.
روشها: پس از گرفتن خون محیطی بیماران مبتلابه دیابت نوع دو، سلولهای منونوکلئار آن با روش فایکول جداسازی گردید و با دو غلظت عصاره سیر (30% و 10%)، برای مدت 48 و 72 ساعت کشت داده شد. سپس برای اندازهگیری میزان ترشح سایتوکاین IFNγ و TNF- α از روش الایزا استفاده شد.
یافتهها: عصارهی سیر سبب کاهش میزان ترشح TNF-α از سلولهای منونوکلئار شد هرچند که زمان و غلظت عصاره بر نتایج بیتأثیر بود همچنین عصارهی سیر در میزان ترشح IFNγ نقشی نداشت.
نتیجهگیری: با استفاده از عصارهی سیر میتوان استراتژیهای درمانی را در پیش گرفت که هدف آنها هم التهاب و هم مقاومت به انسولین بافت چربی است که برای پیشگیری و درمان دیابت نوع دو مفید است.
علی جلیلی، باقر لاریجانی، فریده رضی، انسیه نسلی، مصطفی قربانی،
دوره 16، شماره 6 - ( 7-1396 )
چکیده
مقدمه: نفروپاتی دیابتی یک بیماری مزمن کلیوی و یکی از شایعترین عوارض دیابت نوع 2 است. مارکرهای کنونی تشخیصی نفروپاتی دیابتی مانند آلبومین و کراتینین تنها قادر به شناسایی این بیماری در مرحله آسیب کلیوی است. هدف از مطالعه حاضر بررسی متابولومیکس هدفمند اسیدهای آمینه سرم به منظور شناسایی ارتباط پروفایل اسیدهای آمینه سرم با دیابت و نفروپاتی دیابتی میباشد.
روشها: این مطالعه مقطعی توصیفی- تحلیلی در سال 95-1394 بر روی 30 بیمار مبتلا به نفروپاتی دیابتی متعاقب دیابت نوع 2،30 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 مراجعه کننده به کلینیک دیابت 1 پژوهشگاه غدد و 30 فرد غیردیابتیانجام شد. هموگلوبین، HbA1c و BUN خون و سطح سرمی آلبومین،اسیداوریک، آلبومین نمونه رندوم ادرار صبحگاهی و کراتینین ادرار با روشهای استاندارد وسطح سرمی اسیدهای آمینه با استفاده از کروماتوگرافی فاز معکوس با کارایی بالا (HPLC) اندازه گیری شد. از آزمون ANOVA و کروسکال والیس و از رگرسیون اسمی(Nominal regression) به منظور مقایسه گروههای مورد بررسی استفاده شد.
یافته ها: تفاوت آماری معنیداری در سطح سرمی هر 8 اسیدهایآمینه ضروری، اسیدهایآمینه شاخهدار، اسیدهایآمینه آروماتیک و نیز 8 اسیدهایآمینه غیرضروری آلانین، اسید آسپارتیک، سرین، گلوتامین، آرژینین، گلیسین، تیروزین و اورنیتین بین 3 گروه مورد بررسی نفروپاتی دیابتی، دیابت و افراد غیردیابتی مشاهده شد. سطح سرمی آرژینین و ایزولوسین در گروه دیابت بالاتر از غیردیابتی بود. در حالیکه، مقادیر اسیدهایآمینه سرین، گلوتامین، گلیسین، ترئونین، تیروزین، تریپتوفان، متیونین، والین، اورنیتین و لیزین در 2 گروه نفروپاتی دیابتی و دیابت بالاتر از گروه غیردیابتی بود. به ازای هر انحراف معیار کاهش سطح سرمی اسیدهایآمینه سرین، آلانین و ایزولوسین در مقایسه با افراد دیابتی خطر نفروپاتی دیابتی به ترتیب 257/3 (فاصله اطمینان95%= 94/0- 10/0 و 039/0=P)، 207/2 (فاصله اطمینان95%= 81/0- 18/0 و 039/0=P) و 652/2 (فاصله اطمینان95%= 96/0- 21/0 و 012/0=P) برابر شد.
نتیجهگیری: کاهش سطوح سرمی اسیدهای آمینه سرین، لوسین و آلانین ممکن با بروز و پیشرفت نفروپاتی دیابتی مرتبط باشد و میتوان از این ارتباط در اینده و با مطالعات بیشترکاربرد در کنترل متابولیک و بهبود پیشآگهی بیماران مبتلا به نفروپاتی دیابتی استفاده کرد.
مریم حر، غلامرضا منشئی،
دوره 16، شماره 6 - ( 7-1396 )
چکیده
مقدمه: بیماری دیابت علاوه بر مشکلات فیزیولوژیک، مشکلات روانشناختی نیز برای افراد بهوجود میآورد. بنابراین هدف پژوهش تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر سلامت روان بیماران مبتلا به دیابت نوع دو در شهر اصفهان بود.
روشها: روش پژوهش نیمه آزمایشی و طرح آن بهصورت پیش آزمون -پس آزمون با گروه گواه و مرحلهی پیگیری بود. جامعهی آماری شامل بیماران دیابتی مرکز خیریهی دیابت اصفهان در سال 1394 بود. جهت انجام پژوهش حاضر، از بین جامعهی آماری تعداد 30 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو، با استفاده از روش نمونهگیری غیر احتمالی در دسترس و هدفمند انتخاب و بهصورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند (15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه گواه). ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامهی سلامت عمومی (GHQ) و پرسشنامهی جمعیت شناسی بود. پس از اجرای پیش آزمون، گروه آزمایش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را طی 8 جلسه 90 دقیقهای در طی 8 هفته دریافت کردد، در حالی که گروه گواه در طی فرآیند انجام پژوهش، از دریافت این مداخله بیبهره بود. پس از تمام جلسات درمانی، افراد هر دو گروه تحت انجام پس آزمون قرار گرفتند. پس از دو ماه آزمون پیگیری نیز صورت پذیرفت. پس از جمع آوری دادهها، عمل تحلیل دادهها، بهوسیله روش تحلیل آماری کواریانس با استفاده از بسته نرم افزاری SPSS21 صورت پذیرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که بین نمرات پسآزمون و پیشآزمون گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، تفاوت معناداری وجود دارد(001/0P<). نتایج همچنین نشان داد اثر درمان در زمان پیگیری ماندگار بود (001/0P<).
نتیجهگیری: با توجه به تأثیر معنادار درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر سلامت روان بیماران مبتلا به دیابت نوع دو، پیشنهاد میشود از این روش در جهت افزایش سلامت روان این بیماران بهره برده شود.
نگار فانی، بهرام محبی، رویا صادقی، آذر طل، احمدرضا شمشیری،
دوره 17، شماره 1 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه: تبعیت از یک برنامه و رژیم غذایی در بیماران مبتلا به دیابت، یکی از ارکان مدیریت فردی دیابت است. سبک زندگی و از جمله آنها رفتارهای تغذیهای نقش مهمی در پیشگیری و درمان دیابت دارد. با این وجود تبعیت از رژیم غذایی دیابتی، یکی از مهمترین چالشها در کنترل دیابت است. لذا هدف این مطالعه تعیین تأثیر آموزش براساس مدل اعتقاد بهداشتی بر بهبود تبعیت از تغذیه درمبتلایان به دیابت نوع دو بود.
روشها: در این مطالعه مداخلهای جمعیت مورد مطالعه، بیماران دیابتی نوع دو مراجعه کننده به مراکز بهداشت جنوب تهران بود. تعداد نمونهها 216 نفر در نظر گرفته شد که به 2 گروه مداخله و مقایسه تقسیم شدند. برای گروه مداخله طی یک ماه 6 جلسهی آموزشی برگزار شد. اطلاعات لازم توسط پرسشنامه طی سه مرحلهی قبل، سه و شش ماه پس از آموزش از هر دو گروه جمعآوری گردید و با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی 22 و با استفاده از آنالیز واریانس برای تکرار مشاهدات و آزمون تی تست در سطح معناداری کمتر از 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: قبل از مداخله آموزشی دو گروه از نظر اطلاعات دموگرافیک وسازههای مدلHBM و تبعیت تغذیه تفاوت معناداری نداشت. اما بعد از مداخله اختلاف معناداری بین همه اجزا مدل اعتقاد بهداشتی حساسیت درک شده، شدت درک شده ،منافع درک شده ،موانع درک شده، راهنما برای عمل، تبعیت تغذیه و شاخص کنترل دیابت در گروه مداخله وجود داشت (001/0P<).
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاکی از آن است که آموزش براساس مدل اعتقاد بهداشتی موجب بهبود تبعیت تغذیه بیماران مبتلا به دیابت خواهد شد و این تأثیرات مدت طولانی پس از پایان آموزش نیز برقرار میباشد.
منیژه دهی، کیان نوروزی، پروانه آقاجری، مریم خوشبخت، نازیلا وثوقی،
دوره 17، شماره 1 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه: با توجه به شیوع روزافزون بیماری دیابت و کاهش کیفیت زندگی این بیماران، مطالعهی حاضر با هدف بررسی تأثیر برنامهی بازدید منزل بر کیفیت زندگی بیماران دیابتی صورت گرفته است.
روشها: مطالعهی حاضر یک مطالعهی کارآزمایی بالینی میباشد که 66 نفر از بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به خانههای بهداشت روستاهای اطراف مراغه با توجه به معیارهای ورود به مطالعه انتخاب و سپس بهصورت تصادفی در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفت و سپس برنامهی بازدید منزل که برنامهی آموزشی ساختار یافته است طی شش ماه برای گروه تجربی صورت گرفت. قبل و بعد از مداخله، پرسشنامهی کیفیت زندگی بیماران دیابتی توسط تمامی نمونههای پژوهش تکمیل شد. برای تحلیل نتایج از نرم افزارSPSS و آزمون آماری t تست استفاده شد.
یافتهها: در گروه تجربی میانگین نمرات کیفیت زندگی در ابعاد مختلف قبل و بعد از انجام مداخله، تفاوت آماری معنیداری نشان داد و در گروه کنترل، میانگین نمرات کیفیت زندگی قبل و بعد از انجام مداخله، تفاوت آماری معناداری نشان نداد. و همچنین مقایسهی میانگین نمرات کیفیت زندگی در بین دو گروه بعد از انجام مداخله، اختلاف معنی داری نشان داد.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان دهندهی تأثیر قابل توجه برنامه بازدید منزل، در بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به دیابت نوع دوم است، در نتیجه در نظر گرفتن برنامه بازدید منزل بهعنوان یکی از اقدامات اصلی در ارائه مراقبت به بیماران دیابتی، ضروری بهنظر میرسد، بهطوریکه پرستاران و سایر اعضای تیم بهداشتی میتوانند با بازدید منزل و ارائه مداخلات مناسب به ارتقاء کیفیت زندگی بیماران مبتلا به دیابت و در نتیجه کاهش مشکلات فردی، خانوادگی و اجتماعی مربوط به این بیماری کمک کنند.
حامد رضایی نسب، روح اله رنجبر، عبدالحمید حبیبی، محمد طاهر افشون پور،
دوره 17، شماره 1 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه: ترشح ویسفاتین توسط عوامل مختلف، از جمله سایتوکاینهایی نظیر TNF–α و ۶IL- تحت تأثیر قرار میگیرد. از این رو هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین ترکیبی (مقاومتی دایره ای – هوازی) بر غلظت ویسفاتین، IL-6 و TNF-α در مردان چاق مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روشها: در این پژوهش نیمه تجربی 24 مرد بیمار مبتلا به دیابت نوع دو بهصورت هدفمند انتخاب و پس از اندازهگیری شاخصهای تنسنجی و ترکیب بدن بهطور تصادفی در دو گروه ترکیبی (12 نفر) و کنترل (12 نفر) قرار داده شدند. مداخلهی تمرینی شامل تمرین ترکیبی (هوازی و مقاومتی دایرهای) بود که بهمدت هشت هفته، 5 جلسه در هفته و هر جلسه 30 تا 50 دقیقه انجام شد. برای تجزیه و تحلیل متغیرهای اندازهگیری شده از تحلیل کوواریانس و t وابسته در سطح معناداری 05/0P≤ استفاده شد.
یافتهها: هشت هفته تمرین ترکیبی باعث کاهش معنادار در غلظتهای گلوکز خون ناشتا و ویسفاتین پلاسما (05/0P≤) و عدم تغییر در سطوح IL-6 و TNF-α گردید (05/0≤P). همچنین ارتباط مثبت و معناداری بین ویسفاتین پلاسما با IL-6 و TNF-α مشاهده گردید (05/0P≤).
نتیجهگیری: هشت هفته تمرین ترکیبی علیرغم تأثیر معنادار بر ویسفاتین پلاسما، سبب تغییرات معنادار IL-6 و TNF-α پلاسما در افراد مبتلا به دیابت نوع دو نشد؛ بهنظر میرسد این نوع تمرین در کاهش چاقی و چربی احشایی و در نتیجهی کاهش ویسفاتین پلاسما مناسب است، اما پتانسیل ایجاد تغییر در IL-6 و TNF-α را ندارد.
سید علی حسینی، فاطمه رضوانی پور، نسیبه کاظمی، امیدرضا صالحی، مریم کسرائیان،
دوره 17، شماره 1 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه: دیابت حاملگی از جمله شایعترین بیماریهای دوران حاملگی است که عوارض متعددی برای جنین و مادر دارد. هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر شش هفته ورزش در آب در سه ماههی دوم بارداری بر ویسفاتین و تحمل گلوکز زنان مبتلا به دیابت بارداری بود.
روشها: در این مطالعهی نیمه تجربی 24 مادر مبتلا به دیابت بارداری مراجعه کننده به درمانگاه حافظ شیراز که در هفتهی 23 الی 24 بارداری قرار داشتند، بهعنوان نمونهی آماری انتخاب و به دو گروه 12 نفره ورزش در آب و کنترل تقسیم شدند. گروه ورزش در آب بهمدت شش هفته، سه جلسه در هفته و هر جلسه بهمدت 45 دقیقه تمرینات ورزش در آب را انجام دادند. گروه کنترل در این مدت فقط فعالیتهای روزمره خود را داشتند. جهت بررسی متغیرهای تحقیق در پیش آزمون و پس آزمون خونگیری از ورید بازویی آزمودنیها در حالت ناشتا بهعمل آمد.
یافته ها: شش هفته ورزش در آب در سه ماههی دوم بارداری اثر معناداری بر افزایش ویسفاتین و کاهش تحمل گلوکز زنان مبتلا به دیابت بارداری دارد (001/0=P).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد جهت بهبود سطوح ویسفاتین و تحمل گلوکز زنان مبتلا به دیابت بارداری، در سه ماههی دوم بارداری بتوان از شش هفته ورزش در آب استفاده نمود.
سحر شفیعی، عباسعلی راز، ندا ادیبی، معصومه منصوری، زهره عنابستانی، زهرا میرزایی زاده، مهرداد هاشمی، کبری امیدفر،
دوره 17، شماره 1 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو شایعترین نوع دیابت و یک اختلال متابولیک و درونریز پیچیده است که از جمله عوارض اصلی آن زخم پای دیابتی میباشد. ماتریکس متالوپروتئینازها از جمله آنزیمهای کلیدی در بازسازی ماتریکس خارج سلولیاند و دارای فعالیت پروتئولیتیکی هستند. هدف ما از پژوهش حاضر بررسی ارتباط واریانت -1562C>T (rs3918242) پروموتر ژن MMP-9 با زخم پای دیابتی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو است تا در صورت تأیید همبستگی، از آن بهعنوان مارکر زیستی پیشآگهی دهنده در بیماران با خطر بالای ابتلا استفاده شود.
روشها: این مطالعه از نوع مورد-شاهد است. پلیمورفیسم -1562C>T پروموتر ژن MMP-9 در 100 بیمار دیابتی دارای زخم پا با درجهی 1 یا 2 طبق طبقهبندی وگنر در گروه مورد و 132 بیمار دیابتی فاقد زخم در گروه شاهد، با استفاده از تکنیک PCR Tetra ARMS تعیین ژنوتیپ گردید.
یافته ها: آزمون Chi-square بین دو گروه شاهد و مورد، از نظر آماری یک اختلاف معنادار را در فراوانی ژنوتیپهای (CC )، (CT) و(TT) متعلق به پلیمورفیسم -1562C>T در پروموتر ژن MMP-9 نشان داد. (P=0.000).
نتیجه گیری: طبق این مطالعه ارتباط معنی داری بین پلی مورفیسم -1562C>T در پروموتر ژن MMP-9 و خطر ابتلا به زخم پای دیابتی در بین افراد مبتلا به دیابت نوع دو وجود دارد. بنابراین میتوان این بیومارکر را برای بررسی میزان و پیشآگهی خطر ابتلا به زخم پای دیابتی معرفی کرد.
محمدرضا حامدی نیا، طیبه امیری پارسا،
دوره 17، شماره 2 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه: هدف مطالعهی حاضر بررسی مقالات چاپ شده در نشریات علمی – پژوهشی داخل کشور در بخش علوم ورزشی و در حوزهی متابولیسم ورزشی از سال 1390 تا سال 1394 بود.
روش ها: به این منظور از 27 نشریهی چاپ شده در حوزهی علوم ورزشی 9 نشریه انتخاب شد و با مراجعه به سایت خود نشریات و پایگاههای جهاد دانشگاهی (SID) و بانک اطلاعات نشریات کشور (Magiran) مقالات استخراج شد. در این فرآیند 766 مقاله مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: از 766 مقالهی مورد بررسی با توجه به شاخصهای مورد اندازهگیری، 223 مقاله در حوزهی متابولیسم ورزشی قرار گرفت. بیشترین مقالات در نشریهی سوخت و ساز فعالیت ورزشی چاپ شده بود، 57/53 درصد مقالات چاپ شده در این نشریه در حوزهی متابولیسم ورزشی بود. متوسط نویسندگان هر مقاله 28/3 نفر بود. سهم دانشگاههای دولتی در تولید مقالات 78 درصد به تنهایی و 17 درصد با دانشگاههای آزاد بود. در ارتباط با بیشترین متغیر مستقل مورد استفاده در تحقیقات میتوان گفت تمرینات هوازی (استقامتی) 09/29 درصد از کل متغیرهای مورد استفاده در تحقیقات بود. از 223 مقالهی مورد بررسی 89 مقاله پاسخ به فعالیتهای ورزشی و 134 مقاله سازگاری نسبت به تمرینات ورزشی را مورد مطالعه قرار داد. بیشترین آزمودنیهای مورد استفاده در تحقیقات دانشجویان و موشها با 5/16 و 14/16 درصد از کل مقالات بود. تعداد آزمودنیهای مورد استفاده در هر مقاله بهطور میانگین 62/23 نفر بود. تقریباً 60 درصد مقالات هیچ نوع شاخص عملکردی یا جسمانی را اندازهگیری نکرده بودند. از میان شاخصهای متابولیسمی مورد اندازهگیری، شاخصهای اکسیدانی و آنتی اکسیدانی با 69/11 درصد در رتبهی اول قرار داشت.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج فوق هماهنگی، اولویت و سیاستگذاری در حوزهی پژوهشهای متابولیسم ورزشی ضروری بهنظر میرسد.
سید سعید مظلومی، میترا مودی، حکیمه ملاکی مقدم، الهه توسلی، زهرا وحدانی نیا، بی بی فاطمه باقرنژاد حصاری،
دوره 17، شماره 2 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو از جمله بیماریهای غیر واگیردار میباشد. در طی سه دههی گذشته، تعداد افرادی که به دیابت نوع دو در جهان مبتلا شدهاند به بیش از دو برابر رسیده است. در این بیماری بیش از 95 درصد درمان بهوسیلهی بیمار انجام میشود و از راههای مهم کنترل بیماری دیابت نوع دو، انجام رفتارهای خودمراقبتی توسط بیمار میباشد. مطالعات مختلف نشان دادهاند عوامل زیادی بر انجام رفتار خودمراقبتی در بیماران تأثیر دارد، این مطالعه با هدف تعیین پیشبینی کنندههای رفتار خودمراقبتی در بیماران دیابتی نوع دو شهر بیرجند و یزد انجام شد.
روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی و تحلیلی میباشد که بهصورت مقطعی بر روی 100 بیمار در شهر بیرجند و 100 بیمار در شهر یزد انجام شد. دادهها با استفاده از پرسشنامهای که در 4 قسمت طراحی شده بود (آگاهی، خودکارآمدی، سؤالات مرتبط با رفتار خودمراقبتی و سؤالات مرتبط با حمایت اجتماعی) جمعآوری شده و پس از ورود دادهها در نرمافزار SPSS16، برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای توصیفی و تحلیلی رگرسیون با در نظر گرفتن آزمونها در سطح خطای 5% استفاده شد.
یافته ها: مقایسهی شاخص میانگین آگاهی، خودکارآمدی، خودمراقبتی و حمایت اجتماعی درک شده در دو شهر بیرجند و یزد نشان دادکه بین متغیرها در دو شهر تفاوت زیادی وجود ندارد. اثر حمایت اجتماعی با مجموع اثرات مستقیم و غیرمستقیم بر رفتار خودمراقبتی در شهر بیرجند تأثیر بیشتری داشت.
نتیجهگیری: با توجه به این که هدف برنامههای آموزشی به بیماران دیابتی نوع دو ارتقاء فعالیتهای خودمراقبتی میباشد، میتوان با افزایش خودکارآمدی، حمایت اجتماعی درک شده و آگاهی افراد به این هدف دست یافت.
کبری حاجی علیزاده، بنفشه نوری زاده،
دوره 17، شماره 3 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه: با توجه به شیوع بالای بیماری دیابت در جمعیت عمومی و همراهی بالای آن با اختلالات روانی، مطالعهی حاضر با هدف بررسی اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیک بر کاهش اضطراب و عملکرد اجتماعی بیماران مبتلا به دیابت صورت گرفت.
روش ها: پژوهش حاضر یک طرح نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه است. جامعهی پژوهش شامل کلیهی بیماران دیابتی بود که در نیمه اول سال 1395 به بیمارستان شهید محمدی بندرعباس مراجعه داشتهاند. جهت انتخاب نمونه، از میان این مراجعه کنندگان 24 نفر براساس نمونهگیری در دسترس انتخاب و به تصادف در دو گروه 12 نفره قرار گرفتند. اعضای گروه آزمایش تحت درمان رفتاری دیالکتیکی بهمدت 8 جلسه قرار گرفتند اما گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. پرسشنامههای اضطراب بک و سازگاری اجتماعی کالیفرنیا بهعنوان پیش آزمون و پس آزمون بهکار رفتند. دادههای گردآوری شده به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره (مانکووا) در نرمافزار SPSS 21 تحلیل گردید.
یافتهها: نتایج حاصل از مانکووا نشان داد که رفتاردرمانی دیالکتیکی در کاهش اضطراب و بهبود سازگاری اجتماعی بیماران دیابتی بهطور معنیداری مؤثر بوده است.
نتیجهگیری: براساس نتایج بهدست آمده لازم است در مداخلات توانبخشی بیماران دیابتی به بهبود وضعیت روانشناختی آنان با استفاده از روشهای درمانی اثربخش توجه بیشتری مبذول شود.
الهام ابراهیمی، بهمن صادقی سده، محمد رضا رضوانفر،
دوره 17، شماره 3 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه: نیاز به تزریق مکرر انسولین که درمان تأیید شدهی دیابت بارداری در نظر گرفته میشود، پذیرش آن را در زنان باردار مشکل، و تمایل به استفاده از داروی خوراکی متفورمین را بیشتر کرده است. اثرات احتمالی متفورمین بر تکامل مغزی جنین از دغدغههای مصرف این دارو در طی بارداری میباشد که نیاز به بررسی دارد. هدف از مطالعه پیش رو، مقایسه شاخصهای تکاملی شش ماهگی شیرخواران مادران دیابتی تحت درمان انسولین یا متفورمین میباشد.
روشها: در این مطالعهی مقطعی، زنان مبتلا به دیابت بارداری بهطور تصادفی در دو گروه انسولین (64 نفر) و متفورمین (64 نفر) قرار گرفته و از نظر پیامدهای بارداری و نوزادی و همچنین از نظر شاخصهای تکاملی شیرخوارگی در شش ماهگی مورد پیگیری و مقایسه قرار گرفتند. درصورت 05/0≥P، نتایج معنیدار در نظر گرفته شد.
یافتهها: نمایهی تودهی بدنی مادر، شش ماه بعد از زایمان در گروه انسولین بالاتر بود (05/0 = P)، ولی تفاوتی از نظرمیزان نیاز به سزارین ، زایمان زودرس، زایمان سخت، پره اکلامپسی، مرده زایی بین دو گروه مشاهده نشد. نیاز به بستری نوزاد، ویژگیهای موقع تولد، و شش ماه بعد نوزاد و همچنین نتایج آزمون ASQ نیز تفاوت معنیداری بین دو گروه نشان نداد.
نتیجهگیری: مصرف متفورمین در مقایسه با انسولین با عوارض مادری و جنینی همراه نبود و بر شاخصهای تکاملی شیرخوارگی در شش ماهگی نیز تأثیر سوئی نشان نداد.
محمد مرادی، علی اصغر رواسی، موسی خلفی، وحید طالبی،
دوره 17، شماره 3 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه: نسفاتین-1 بهعنوان پپتیدی که در اشتها و هوموستاز گلوکز دخالت دارد شناخته شده است. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر فعالیت ورزشی حاد بر بیان ژن نسفاتین-1 در رتهای دیابتی است.
روشها: در این مطالعه رتهای نر ویستار دیابتی با STZ ( 12 هفته سن و با وزن 240-220 گرم) بهکار برده شدند. حیوانات به 4 گروه تمرین تناوبی پُر شدت (HIIE-0) و کنترل (C-0)، (که بلافاصله پس از تمرین کشته شدند) و تمرین تناوبی پُر شدت (HIIE-2) و کنترل (C-2)، (که دو ساعت پس از تمرین کشته شدند)، تقسیم شدند. گروه HIIE با سرعت 25 و 14 متر در دقیقه در 12 تناوب یک دقیقهای به فعالیت روی تردمیل پرداختند.
یافتهها: پس از برداشتن هیپوتالاموس، استخراج RNA، RT.PCR انجام شد. از آزمون T مستقل برای تحلیل دادهها استفاده و سطح معناداری 01/0 در نظر گرفته شد. فعالیت ورزشی موجب افزایش معنادار بیان ژن در گروه HIIE-0 (001/0P= ) شد اما تغییرات گروه HIIE-2 معنادار نشد (234/0P= ).
نتیجهگیری: یک جلسه فعالیت تناوبی پُر شدت موجب افزایش بیان هیپوتالاموسی نسفاتین-1 در رتهای نر ویستار دیابتی، بلافاصله پس از تمرین میشود.