51 نتیجه برای حسینی
مریم کارخانه، احسانه طاهری، مصطفی قربانی، محمدرضا مهاجریتهرانی، سعید حسینی،
دوره 14، شماره 4 - ( 2-1394 )
چکیده
مقدمه: نمایه توده بدنی نرمال (kg/m29/24-5/18=BMI) و درصد چربی بالا (بیشتر از 30 % در زنان و 23 % در مردان) بهعنوان چاقی با وزن نرمال (Normal weight obese ) شناخته میشوند. در چاقی با وزن نرمال بهدلیل ترشح سیتوکینهای پیش التهابی از بافت چربی مازاد در بدن، خطر سندرم متابولیک و بیماریهای مزمن مرتبط با چاقی افزایش مییابد. هدف مطالعه حاضر تأیید این فرض میباشد که درصد چربی بالا در بدن با وجود وزن و نمایه توده بدنی نرمال میتواند افراد چاق با وزن نرمال را در مقایسه با افراد غیر چاق به میزان بیشتری در معرض خطر اختلالات متابولیک و سندرم متابولیک قرار دهد. روشها: این مطالعه بهصورت مورد شاهدی طراحی شد.40 زن چاق با وزن نرمال (kg/m29/24-5/18=BMI) و درصد چربی بالای 30% (30%FM>) و 30 زن غیر چاق (kg/m29/24-5/18=BMI) و درصد چربی کمتر از 25% (25% FM<) که به لحاظ سن با یکدیگر جور شده بودند (میانگین سن= 28 سال) در این بررسی شرکت نمودند. شاخصهای مرتبط با سندرم متابولیک شامل اندازهگیریهای تن سنجی، فشارخون و غلظت خونی کلسترول تام، LDL کلسترول، HDL کلسترول، تریگلیسیرید، قند خون ناشتا و غلظت انسولین سرم ناشتا در دو گروه مورد سنجش قرار گرفته و با یکدیگر مقایسه گردید. یافتهها: دادههای حاصل از این مطالعه نشان داد که اندازههای تن سنجی شامل دور کمر و دور باسن در گروه چاق با وزن نرمال(NWO) بالاتر از گروه غیر چاق (non-NWO) بود (بهترتیب81/4±78/74 در مقابل 91/2±76/70 و 32/4±12/99 در مقابل 91/2±16/93 و 001/0 P-value<). در غلظت کلسترول تام، LDL کلسترول، HDL کلسترول، تریگلیسیرید، قند خون ناشتا در گروه NWO تفاوتهای غیرمعنیداری نسبت به گروه non-NWO مشاهده شد. فشار خون سیستولی و دیاستولی نیز در دو گروه تفاوت معنیداری به لحاظ آماری نشان نداد. درحالیکه غلظت انسولین سرم در گروه NWO بالاتر از گروه non-NWO (66/4±92/8 در مقابل11/2±08/6 و 015/0 p-value=) و حساسیت به انسولین در NWO پایینتر از non-NWO بود (357/0 در مقابل 374/0و 043/0 p-value=). نتیجهگیری: با توجه به غلظت بالاتر انسولین سرم و حساسیت به انسولین پایین تر در زنان چاق با وزن نرمال در مقایسه با زنان سالم ،می توان دریافت که این گروه از افراد نسبت به افرادی با BMI مشابه اما درصد چربی پایین تر بیشتر در معرض خطر اختلالات متابولیک و سندرم متابولیک در سنین پایین می باشند.
نازنین مصلحی، فیروزه حسینی-اصفهانی، فرهاد حسین پناه، پروین میرمیران، پروانه حجت، فریدون عزیزی،
دوره 15، شماره 2 - ( 10-1394 )
چکیده
مقدمه: مطالعه حاضر بهمنظور شناسایی الگوهای غذایی غالب در افراد بزرگسال ایرانی و ارتباط آن با خطر دیابت نوع دو انجام شد.
روشها: این مطالعه مورد-شاهدی آشیانهای، در قالب مطالعه قند و لیپید تهران در 698 زن و مرد بزرگسال با میانگین سنی 0/12±6/43 سال انجام شد. افراد گروه مورد شامل افرادی بودند که در ابتدای مطالعه سالم و در طی آزمونهای پیگیری، مبتلا به دیابت نوع دو شدند و دارای دادههای غذایی نیز بودند. برای هر مورد، 3 نفر بهعنوان شاهد انتخاب و از نظر سن، جنس و ماه خونگیری همسان شدند. تعیین الگوهای غذایی به روش تحلیل عاملی و ارتباط میزان پیروی از هریک از الگوهای غذایی با ابتلا به دیابت با روش رگرسیون لجستیک شرطی انجام شد.
یافتهها: سه الگوی غذایی غالب شناسایی شد. پس از کنترل عوامل خطر ابتلا به دیابت، نسبت شانس ابتلا به دیابت نوع دو، به ازای هر یک انحراف معیار افزایش در امتیاز الگوی غذایی حاوی مقادیر بالای غلات کامل، حبوبات، تخممرغ و گوشت قرمز (الگوی غذایی سنتی ) کاهش معنیداری داشت (نسبت شانس : 82/0 ، فاصله اطمینان 99/0-67/0).
نتیجهگیری: الگوی غذایی حاوی مقادیر بالای غلات کامل و حبوبات ممکن است بتواند خطر بروز دیابت نوع دو را کاهش دهد.
رضا قدیمی، سادات حسینی سیدی، حسن اشرفیان، سیدداود نصرالله پور شیروانی،
دوره 15، شماره 5 - ( 4-1395 )
چکیده
مقدمه: در سالهای اخیر علاوه بر نمایه توده بدنی(BMI)، اندازه دورکمر و دور لگن بهعنوان شاخصهای تنسنجی مرتبط با بیماریهای کاردیومتابولیک مطرح شدهاند. برخی از مطالعات ارتباط بین شاخصهای مذکور را با بعضی از پارامترهای خونی تائید نمودند. این مطالعه بهمنظور تعیین ارتباط شاخصهای تنسنجی با شاخصهای خونی بیماریهای کاردیوواسکولار در زوجهای شهرستان بابل انجام گرفت.
روشها: این مطالعه مقطعی در بهار 1393 انجام گرفت، نمونه پژوهش زوجهای 60-25 ساله بودند که به روش خوشهای و تصادفی انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه محقق ساخته، حاوی متغیرهای فردی، زمینهای و وابسته با 16 سؤال بود که روایی و پایایی آن مورد تائید قرار گرفت. دادهها در نرمافزار SPSS18 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: در مردان بین BMI با فشار خون سیستولی، فشار خون دیاستولی، قند خون، کلسترول و تریگلیسرید ناشتا رابطه مستقیم وجود داشت (05/0>P). در زنان بین BMI با فشار خون سیستولی، فشار دیاستولی، قند خون و تریگلیسرید ناشتا رابطه مستقیم معنیدار وجود داشت. بین نسبت دور کمر به دور لگن (WHR) مردان و زنان با فشار خون سیستولی، فشار خون دیاستولی، قند خون، کلسترول و تریگلیسرید ناشتا رابطه مستقیم معنیدار وجود داشت (05/0>P). بین شاخصهای تنسنجی (به جزء BMI) و متغیرهای خونی مردان و زنان یا همسرشان رابطه مستقیم معنیدار وجود داشت (05/0>P).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد با افزایش BMI و نسبت دور کمر به دور لگن (WHR) زوجها، میزان شاخصهای خونی مرتبط با بیماریهای کاردیومتابولیک افزایش مییابد و ممکن است بهطور مستقیم و غیرمستقیم زمینه ابتلاء به بیماریهای مزمن متابولیک را فراهم نماید.
لیلا زمانپور، ابراهیم بنی طالبی، سیداحسان امیرحسینی،
دوره 15، شماره 5 - ( 4-1395 )
چکیده
مقدمه: تمرین ورزشی منظم اثرات ضدالتهابی داشته و موجب سرکوب التهاب سیستمی با درجه پایین در دیابت نوع 2 میشود. لذا، این پژوهش با هدف بررسی تاثیر یکدوره تمرین سرعتی و موازی هوازی-قدرتی بر سطوح پروتئین واکنشکر- C با حساسیت بالا (hs-CRP)، فاکتور نکروز دهنده تومور-آلفا (TNF-α)، اینترلوکین-6 (IL-6) و مقاومت به انسولین زنان مبتلا به دیابت شیرین نوع 2 (T2DM) صورت گرفت.
روش ها: 52 نفر از زنان مبتلا به دیابت نوع 2 (سن 45 تا60 سال، گلوکزناشتای بالاتر از 126 میلیگرم بر دسیلیتر) بهطور داوطلبانه در تحقیق حاضر شدند و بر اساس مقادیر هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) در سه گروه تمرین همزمان قدرتی-استقامتی (17نفر) و تمرین سرعتی (17 نفر) و کنترل (18 نفر) قرار گرفتند. گروه همزمان قدرتی-استقامتی به مدت 12 هفته، سه جلسه در هفته تمرین استقامتی با 60 درصد حداکثر ضربان قلب (MHR) و دو جلسه در هفته تمرین مقاومتی با 70 درصد یک تکرار بیشینه (1-RM) انجام دادند. گروه تمرین سرعتی به مدت 12 هفته، سه جلسه در هفته 4 تا10 تکرار آزمون وینگیت 30 ثانیهای بر روی ارگومتر را با حداکثر تلاش انجام دادند.
یافته ها: نتایج این تحقیق نشان داد که تفاوت معنیداری بین تاثیر تمرین سرعتی و ترکیبی در فاکتورهای TNF-α (119/0p=)، IL-6 (08/0p=)،hs-CRP (214/0p=) و گلوکز (171/0p=) مشاهده نشد. اما در مورد انسولین (036/0p=) و مقاومت به انسولین (008/0p=) تفاوت بین گروهی معنیدار بود.
نتیجه گیری: هرچند از نظر آماری تفاوت معنیداری بین این دوشیوه تمرینی مشاهده نشد، بنظر میرسد با توجه به تاثیر بیشتر تمرینات سرعتی بر برخی فاکتورهای التهابی، تمرین سرعتی نسبت به تمرینات همزمان قدرتی-استقامتی میتوانند شرایط ضدالتهابی بهتری برای زنان دیابت نوع 2داشته باشد.
وحید ملکی، محمد رضا مهاجری تهرانی، احسانه طاهری، مصطفی قربانی، محسن صدیقیان، سعید حسینی،
دوره 16، شماره 2 - ( 10-1395 )
چکیده
مقدمه: متابولیسم استراحت مهمترین عامل تعیین کننده در سوخت و ساز بدن است. به گونهای که کاهش آن میتواند باعث چاقی و افزایش تودهی چربی بدن شود. کمکاری آشکار تیروئید با متابولیسم استراحت پایین همراه است که با دریافت دارو میزان آن افزایش یافته و به حالت نرمال بر میگردد. در این میان گروهی از بیماران با وجود دریافت دارو و نرمال شدن سطح سرمی TSH و هورمونهای تیروئید، همچنان از باقی ماندن علائم بالینی کمکاری تیروئید شکایت میکنند. هدف از انجام این پژوهش پی بردن به این موضوع است که آیا بیماران با علائم بالینی بهبود نیافته دارای متابولیسم استراحت و ترکیب بدن متفاوتی در مقایسه با گروه با علائم بالینی بهبود یافته هستند یا خیر؟
روشها: این مطالعه مقطعی از نوع مقایسهای میباشد که بر روی 100 بیمار زن مبتلا به کمکاری آشکار تیروئید و تحت درمان با لووتیروکسین انجام شد. بیماران شامل 2 گروه 50 نفری با و بدون علائم بالینی بودند. بیماران از نظر سن، سیکل قاعدگی و نمایهی تودهی بدنی همسان شدند. 2 گروه از نظر پارامترهای تن سنجی، متابولیسم استراحت، ترکیب بدن، هورمونهای تیروئیدی، پروفایل لیپیدی و رژیم غذایی با یکدیگر مقایسه شدند.
یافتهها: میانگین متابولیسم استراحت و مقادیر تعدیل شدهی آن برای وزن در گروه دارای علائم بهطور معناداری پایینتر بود ولی شکل مقادیر تعدیل شدهی آن برای تودهی بدون چربی بدن (FFM) و FT3 تفاوت معناداری بین 2 گروه نشان نداد. میزان تودهی چربی بدن (FM) در گروه دارای علائم بالاتر بود. اما درصد تودهی چربی بدن و تودهی بدون چربی بدن (FFM) بین 2 گروه تفاوت معناداری نداشت. سطح سرمی TSH ، TT4 ، FT4 ، TT3 ، FT3، کلسترول توتال، HDL ،LDL تفاوت معناداری بین 2 گروه نداشت. سطح سرمی تریگلیسرید در گروه دارای علائم به طور معنا داری بیشتر از گروه فاقد علائم بالینی بود.
نتیجهگیری: در گروه دارای علائم بالینی میزان متابولیسم استراحت کمتر بود و میزان تودهی چربی بدن و سطح سرمی تریگلیسرید نسبت به بیماران فاقد علائم بالاتر میباشد.
سید علی حسینی، فاطمه رضوانی پور، نسیبه کاظمی، امیدرضا صالحی، مریم کسرائیان،
دوره 17، شماره 1 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه: دیابت حاملگی از جمله شایعترین بیماریهای دوران حاملگی است که عوارض متعددی برای جنین و مادر دارد. هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر شش هفته ورزش در آب در سه ماههی دوم بارداری بر ویسفاتین و تحمل گلوکز زنان مبتلا به دیابت بارداری بود.
روشها: در این مطالعهی نیمه تجربی 24 مادر مبتلا به دیابت بارداری مراجعه کننده به درمانگاه حافظ شیراز که در هفتهی 23 الی 24 بارداری قرار داشتند، بهعنوان نمونهی آماری انتخاب و به دو گروه 12 نفره ورزش در آب و کنترل تقسیم شدند. گروه ورزش در آب بهمدت شش هفته، سه جلسه در هفته و هر جلسه بهمدت 45 دقیقه تمرینات ورزش در آب را انجام دادند. گروه کنترل در این مدت فقط فعالیتهای روزمره خود را داشتند. جهت بررسی متغیرهای تحقیق در پیش آزمون و پس آزمون خونگیری از ورید بازویی آزمودنیها در حالت ناشتا بهعمل آمد.
یافته ها: شش هفته ورزش در آب در سه ماههی دوم بارداری اثر معناداری بر افزایش ویسفاتین و کاهش تحمل گلوکز زنان مبتلا به دیابت بارداری دارد (001/0=P).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد جهت بهبود سطوح ویسفاتین و تحمل گلوکز زنان مبتلا به دیابت بارداری، در سه ماههی دوم بارداری بتوان از شش هفته ورزش در آب استفاده نمود.
سیما زاهدی، علی درویش پور کاخکی، میمنت حسینی، زهرا رزاقی،
دوره 17، شماره 4 - ( 2-1397 )
چکیده
مقدمه: همودیالیز شایعترین روش درمان در بیماران مبتلا به مرحلهی انتهایی نارسایی مزمن کلیه میباشد. بیماران تحت درمان با همودیالیز بهدلیل داشتن درمانهای خاص نیازمند انجام فعالیتهای خودمراقبتی میباشند. با توجه به کمبود اطلاعات در مورد نقش سواد سلامت در خودمراقبتی مؤثر و کارآمد این بیماران، پژوهش حاضر با هدف تعیین همبستگی خودمراقبتی با سواد سلامت در بیماران تحت درمان با همودیالیز انجام شد.
روشها: پژوهش حاضر یک مطالعهی توصیفی- همبستگی است که بر روی 93 بیمار تحت درمان با همودیالیز مراجعه کننده به بیمارستان ولیعصر (عج) اراک به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف انجام شده است. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامههای اطلاعات جمعیت شناختی، خودمراقبتی و تعدیل شده سواد سلامت بزرگسالان ایرانی بود. تجزیه و تحلیل اطلاعات با کمک آزمونهای آماری توصیفی و استنباطی (همبستگی پیرسون) انجام شد. سطح معناداری 05/0P< در نظر گرفته شد.
یافتهها: از 93 بیمار مورد پژوهش 6/79 درصد مرد و 4/20 درصد زن بودند. میانگین نمرهی خودمراقبتی (46/45±) 90/146 و سواد سلامت (42/36±) 14/88 و در حد متوسط برآورد شدند. بهترتیب کمترین نمره خودمراقبتی و سواد سلامت مربوط به حیطهی مصرف مایعات و تصمیمگیری و رفتار بود. همچنین خودمراقبتی با سواد سلامت همبستگی مثبت و معناداری داشت (6/0= r، 0001/0> P)
نتیجهگیری: با توجه به همبستگی مثبت و معنادار خودمراقبتی با سواد سلامت لزوم توجه مسؤولین و سیاستگذاران پرستاری جهت ارائهی برنامههای آموزشی متناسب با سطح سواد سلامت ضروری بهنظر میرسد.
عطاءاله پورعباسی، زهرا خیری، سارا نوری ینگجه، سلمازسادات نقوی الحسینی، فرناز بناکار،
دوره 18، شماره 3 - ( 12-1397 )
چکیده
مقدمه: مشکل اصلی انسان مدرن بیماریهای غیرواگیری مانند دیابت است که با بالاترین شیوع، بیشترین هزینه را به جامعه و بیمار تحمیل میکند. بیماران دیابتی نیازهای ویژهای را برای زندگی با کیفیت دارند که از جمله مأموریتهای سیستم پژوهشی، شناسایی نیازها و تلاش برای رفع آنها است. در این مطالعه به بررسی نیازهای واقعی یک بیمار دیابتی و کارآمدی تحقیقات انجام شده در این زمینه پرداخته شده است.
روشها: مشکل اصلی انسان مدرن بیماریهای غیرواگیری مانند دیابت است که با بالاترین شیوع، بیشترین هزینه را به جامعه و بیمار تحمیل میکند. بیماران دیابتی نیازهای ویژهای را برای زندگی با کیفیت دارند که از جمله مأموریتهای سیستم پژوهشی، شناسایی نیازها و تلاش برای رفع آنها است. در این مطالعه به بررسی نیازهای واقعی یک بیمار دیابتی و کارآمدی تحقیقات انجام شده در این زمینه پرداخته شده است.
نتایج: اظهارات والدین کودکان دیابتی در قالب 12 نیاز واقعی احصا شد. بزرگترین دغدغه والدین روش تهاجمی تست گلوکز خون و درخواست برای ابداع روشی غیرتهاجمی برای اندازهگیری قند خون بود. از میان مقالات منتشر شده از سوی پژوهشگران ایرانی در طی ده سال، 3% مقالات به نوعی با نیازهای واقعی بیماران دیابتی مرتبط بودند. همچنین از مجموع 1017 اختراع ثبت شده از ایران در بانکهای اطلاعاتی جستجو شده، 3 اختراع مرتبط با دیابت بود.
بحث: در حمایت از انجام پژوهشها و تعیین اولویتهای پژوهشی در کشور، لازم است نسبت متعادلی میان پژوهشهای بنیادین و کاربردی لحاظ گردد تا جامعه بیماران از نتایج زودرس پژوهشها نیز به خوبی و به موقع بهرهمند گردند.
زهرا شفیع پور، عبدالرسول دانشجو، معصومه حسینی،
دوره 18، شماره 6 - ( 6-1398 )
چکیده
هدف: نسفاتین-1 آدیپوکاینی است که از بافت چربی ترشح شده و در سازوکار تنظیم عملکرد انسولین و متابولیسم گلوکز شرکت دارد. هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر تمرین هوازی و مصرف گردو بر نسفاتین-1 و شاخص مقاومت به انسولین زنان دیابتی نوع دو بود.
روشها: 40 نفر از زنان چاق40 تا 50 ساله دیابتی نوع دو پس ازهمگنسازی براساس تست بروس به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهطور تصادفی در چهار گروه تمرین، گردو، تمرین+گردو و کنترل قرار گرفتند (هر گروه 10 نفر). تمرین هوازی 8 هفته، سه جلسه در هفته بهمدت 16 دقیقه با 65 درصد ضربان قلب بیشینه در هفتهی اول بود که در هفتهی هشتم به 30 دقیقه با 80 درصد ضربان قلب بیشینه رسید. گروههای مصرف گردو روزانه 25 تا 27 گرم گردو را بهعنوان بخشی از اسیدهای چرب PUFA در رژیم غذایی، جایگزین یک سوم کل چربی رژیم غذایی کردند. 24 ساعت قبل از اولین جلسه و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه پروتکل تحقیق، از همه آزمودنیها نمونهی خونی اخذ شد. از آزمون آماری تحلیل واریانس آمیخته بین-درون آزمودنیها استفاده شد. سطح معناداری 05/0P< در نظر گرفته شد.
یافتهها: در گروههای تمرین مقادیر وزن، نمایهی تودهی بدن ، گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین بهطور معناداری کاهش یافته و حداکثر اکسیژن مصرفی و نسفاتین-1 افزایش معناداری یافت (05/0P<).
نتیجهگیری: تمرین هوازی با این شدت و مقدار میتواند بهعنوان درمان کمکی زنان دیابتی نوع دو توصیه شود. مصرف گردو با این مقدار بر سطح گلوکز خون، شاخص مقاومت به انسولین و نسفاتین-1 زنان دیابتی نوع دو تأثیر معناداری نداشت. پیشنهاد می شود برای بهرهبرداری مؤثر، گردو با دوز بالاتری مصرف شود.
معصومه حسینی، مریم حسینی،
دوره 19، شماره 3 - ( 12-1398 )
چکیده
مقدمه: سایتوکاینهای پیش التهابی عامل نکروز تومور آلفا TNF-α و ضد التهابی اینترلوکین -10 بهترتیب نقش مهمی در ایجاد و جلوگیری از التهاب سیستمیک دارند. هدف از مطالعهی حاضر بررسی تأثیر همافزایی تمرین تناوبی شدید و مصرف رزوراترول بر مقادیر IL-10 و TNF-α در موشهای دیابتی بود.
روشها: در این مطالعهی تجربی، 32 سر موش صحرایی 10±225 گرم براساس جدول برآورد حجم نمونهی کوهن دیابتی شده با ترکیب رژیم پرچرب و تزریق استرپتوزوسین (STZ) بهطور تصادفی به چهار گروه کنترل (C)، مکمل (M)، تمرین (T)، تمرین+مکمل (TM) تقسیم شدند. گروههای تمرین بهمدت 8 هفته، 5 جلسه در هفته، هر جلسه 18 دقیقه تحت تأثیر تمرین تناوبی شدید با شدت 90 تا 100 درصد VO2max قرار گرفتند. گروههای دریافت کنندهی مکمل روزانه mg/kg 10 رزوراترول بهمدت هشت هفته، سه بار در هفته بهصورت گاواژ دریافت کردند. 48 ساعت پس از پایان آخرین جلسهی تمرین، نمونهی خونی از آزمودنیها گرفته شد. دادهها با استفاده از روش تحلیل واریانس یک طرفه و نرمافزارspss ورژن 24 ارزیابی شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد در گروههای تجربی IL-10 افزایش یافت اما معنادار نبود (P=0.109)، مقادیر TNF-α در گروه TM کاهش یافت در حالی که در گروههای T وM افزایش یافت که در مقایسه با گروه TM معنادار بود (P=.000)، گلوکز ناشتا، انسولین و شاخص مقاومت به انسولین گروههای تجربی کاهش معنا داری پیدا کرد (P=.000).
نتیجهگیری: اجرای هشت هفته تمرین تناوبی به همراه مصرف رزوراترول میتواند با افزایشIL-10 و کاهش TNF-α تأثیر مثبت بر عوامل التهاب و مقاومت به انسولین بگذارد.
اسماعیل شکاری، سیدکیانوش حسینی، فریده رضی، انسیه نسلی اصفهانی، مصطفی قربانی، باقر لاریجانی،
دوره 19، شماره 4 - ( 2-1399 )
چکیده
مقدمه: دیابت میلیتوس یکی از شایعترین بیماریهای اندوکرین است. بیماریهای قلبی عروقی (CVD) یکی از مهمترین عوامل مرگ و میر در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو است. هدف از مطالعهی حاضر، بررسی پروفایل متابولومیک اسیدهای آمینه پلاسما در بیماران دیابتی مبتلا به بیماریهای قلبی عروقی است.
روشها: مطالعهی حاضر یک مطالعهی مقطعی توصیفی- تحلیلی است که بر روی 140 بیمار شامل 35 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو و بیماریهای قلبی عروقی (CVD.DM)، 35 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو و غیر مبتلا به بیماری قلبی عروقی(DM.nCVD)، 35 بیمار غیر دیابتی مبتلا به بیماری قلبی عروقی (CVD.nDM)و 35 بیمار غیر دیابتی و غیر مبتلا به بیماریهای قلبی عروقی(HS) از بین مراجعه کنندگان به کلینیک دیابت شماره 1 دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفت.
یافتهها: 76 نفر (3/54%) مرد و 64 نفر (7/45%) زن در مطالعه شرکت کردند. بالاترین غلظت گلوتامین و ایزولوسین در DM.CVD، آسپارژین، سرین، آرژینین، ترئونین، آلانین، تیروزین ،والین در DM.nCVD و متیونین در CVD.nDM مشاهده شد. پایینترین غلظت تیروزین و ترپتوفان در DM.CVD، متیونین در DM.nCVD بود اسیدهای آمینه آلانین، گلوتامین، تیروزین، والین، متیونین، لوسین، لیزین و آرژنین شانس ابتلا به DM.nCVD را بهطور معنیداری افزایش میدهند. به ازای افزایش هر واحد Z-score در غلظت پلاسمایی ایزولوسین شانس ابتلا به بیماریهای قلبی عروقی بدون ابتلا به دیابت بهطور معنیداری افزایش داشت.
نتیجهگیری: اسیدهای آمینه آلانین، گلوتامین، تیروزین، والین، متیونین، لوسین، لیزین و آرژنین در پیشبینی خطر ابتلا به DM.nCVD و ایزولوسین و متیونین درپیش بینی خطر ابتلا به CVD.nDMنقش دارند.
سیده سوگند حسینی، محمدرضا اسماعیل زاده طلوعی،
دوره 21، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
مقدمه: پروتئین TORC1 عاملی مهم در تنظیم سوخت و ساز بافت چربی است. دیابت نوع دو میتواند منجر به نقص در عملکرد آن و توسعهی چاقی شود. بنابراین، هدف از مطالعه حاضر، بررسی تأثیر هشت هفته تمرینات تناوبی با شدت بالا (HIIT) و استقامتی بر میزان قند خون و محتوای پروتئین TORC1 در بافت چربی زیرجلدی موشهای صحرایی چاق مبتلا به دیابت نوع دو است.
روشها: در این مطالعه، 18 سر موش صحرایی نر 2 ماههی نر از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزن 30±270 گرم انتخاب شدند. پس از دیابتی شدن از طریق محلول استرپتوزوتوسین و نیکوتینآمید، به روش تصادفی به 3 گروه: 1) تمرین HIIT 2) تمرین استقامتی و 3) کنترل (هر گروه 6 سر) تقسیم شدند. گروههای تمرینی 4 روز در هفته مطابق با برنامههای تمرینی HIIT و استقامتی بهمدت 8 هفته به تمرین ورزشی پرداختند. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخهی 23، آزمون آنوای-یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد.
یافتهها: هشت هفته تمرین HIIT و استقامتی منجر به کاهش معنیدار سطوح قند خون (0001/0>P) و افزایش معنیدار در محتوای پروتئین TORC1 (0001/0>p) نسبت به گروه کنترل شدند.
نتیجهگیری: تمرین HIIT و استقامتی، سطوح قند خون را کاهش و محتوای پروتئین TORC1 را افزایش داده اند، که این تمرینهای ورزشی میتواند راه درمانی مناسب و غیرتهاجمی برای کنترل دیابت و همچنین تنظیم سوخت و ساز بافت چربی در افراد دیابتی نوع 2 که مستعد چاقی هستند، باشند.
محمد درخشنده، فرزانه تقیان، خسرو جلالی دهکردی، سید علی حسینی،
دوره 21، شماره 6 - ( 12-1400 )
چکیده
مقدمه: تجزیه و تحلیل هوش مصنوعی بر اساس مجموعه دادههای بهدست آمده از پایگاه دادهDisGeNET، ژنهای مهم دخیل در فرآیند آسیب قلبی را تعیین کرد. از اینرو، ما میل ترکیبی مولکولهای شیمیایی و زیست فعال گیاه خارخاسک را بر روی پروتئین سیتوکرومC- محاسبه کردیم. هدف این مطالعه، تعیین اثرات هشت هفته تمرین مقاومتی همرا با مصرف عصارهی خارخاسک بر سازِکار آپوپتوز در بافت قلب موشهای صحرایی در معرض استانوزولول انجام شد.
روش ها: در این مطالعهی تجربی سی و پنج موش صحرایی نر بهصورت تصادفی به هفت گروه پنج تایی تقسیم شدند که شامل: 1- گروه کنترل، 2- موشهای تحت تیمار با استانوزولول، 3- موشهای تحت تیمار داروی استانوزولول و داروی گیاهی خارخاسک با غلظت 100 میلیگرم بر کیلوگرم، 4- موشهای تحت تیمار داروی استانوزولول و داروی گیاهی خارخاسک با غلظت 50 میلیگرم بر کیلوگرم، 5- موشهای با تمرین مقاومتی و تحت تیمار استانوزولول، 6- موشهای با تمرین مقاومتی و تحت تیمار با داروی استانوزولول و داروی گیاهی خارخاسک با غلظت 100 میلیگرم بر کیلوگرم، و 7- موشهای صحرایی با تمرین مقاومتی و تحت تیمار با داروی استانوزولول و داروی گیاهی خارخاسک با غلظت 50 میلیگرم بر کیلوگرم. بیان ژنهای CRP و Cytochrome-c با تکنیکqPCR-Real Time در بافت قلب موشهای صحرایی اندازهگیری شد. در تجزیه و تحلیل بیوانفورماتیک مسیر آپوپتوز بهعنوان فرآیند بحرانی در آسیبهای قلبی تعریف شد. همچنین، اثرات خارخاسک و استانوزولول در بافت قلب از طریق مسیر آپوپتوز با مدلسازی فارماکوفور و اتصال مولکولی تشخیص داده شد.
یافته ها: تمرینات مقاومتی همراه با مصرف عصارهی خارخاسک با غلظت 100 میلیگرم بر کیلوگرم سبب کاهش میزان بیان ژنهای CRP وcytochrome-c گردد. همچنین، مصرف میزان دوز 100 میلیگرم بر کیلوگرم عصارهی خارخاسک میتواند بر روی عملکرد ورزشکاران مقاومتی اثرات مفیدی نسبت به دوز 50 میلی گرم بر کیلوگرم داشته باشد.
نتیجهگیری: از سویی، با توجه به اثرات مفید خارخاسک نشان داده شد که این زیست فعال گیاهی میتواند خطرات قلبی را از طریق بهبود آپوپتوزومی و التهاب کاهش دهد.
مصطفی بسکاآبادی، نجمه مهاجری، علی تقی پور، حبیب الله اسماعیلی، سید جواد حسینی، احسان موسی فرخانی،
دوره 22، شماره 6 - ( 12-1401 )
چکیده
مقدمه: در ایران با پیشرفت فناوری و توسعهی آمارهای ثبتی لزوم استفاده از روشهای داده کاوی بیشتر مورد توجه محققین قرار گرفته است. درخت رگرسیون و طبقهبندی یکی از روشهای مهم در مُدلبندی دادههای حجیم است که برای کنترل جامعه و پیشبینی مورد توجه محققین زیادی قرار گرفته است. هدف این مطالعه تعیین متغیرهای تأثیرگذار بر فراوانی رخداد عوارض ناشی از دیابت است.
روشها: این پژوهش از نوع مقطعی-تحلیلی است. در این پژوهش، اطلاعات تمام افراد مراجعه کنندهی دیابتی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی مشهد در سال 1397 از سامانهی سینا استخراج گردید. 5016 نفر از افراد وارد شده به مطالعه دارای عارضهی دیابت و 53613 نفر نیز بدون عارضه بودند. روش برازش مدل درخت رگرسیون و طبقهبندی و معیار سنجش مدل ضریب تعیین و مساحت منحنی راک و نمودار Lift است.
یافتهها: منحنی راک برای مدل درختی برازش داده شده 8/73 درصد که نشان دهندهی توان نسبتاً بالای مدل است. براساس نمودار Lift قدرت تصمیمگیری بروز عارضهی دیابت برای فردی که مراجعه میکند 5/3 برابر افزایش مییابد.
نتیجهگیری: نتایج مدل رگرسیون و طبقهبندی درختی نشان داد که از متغیرهای کمی بهترتیب نزولی سن، عامل خطرسنجی، FBS، HbA1C، مجموع زمان فعالیت، کلسترول، FBS وHDL، بیماری قلبی و عروقی، سابقهی سکته، فشار خون، کلسترول، تجویز استاتین، شغل با فعالیت فیزیکی سخت، منطقهی زندگی، روغن مصرفی، پیادهروی، مصرف سبزیها و جنسیت در فراوانی رخداد عارضهی دیابت مؤثرتر از عوامل دیگر هستند.
مهکامه عبدالهی، معصومه حسینی، شاهین ریاحی ملایری،
دوره 22، شماره 6 - ( 12-1401 )
چکیده
مقدمه: NRF1 و TFAM از پروتئینهای مؤثر بر بایوژنز میتوکندریایی هستند که نقش مهمی در دیابت ایفا میکنند. هدف از مطالعه حاضر تبیین تأثیر تمرین با شدت بالا (HIT) و مصرف بیتروت بر NRF1 و TFAM موشهای نر سالمند دیابتی نوع دو بود.
روشها: در این مطالعهی تجربی، ۴۰ سر موش صحرایی نر (دامنهی وزن ۲۷۰-۳۰۰ گرم و سن ۱۲ تا ۱۴ هفته) دیابتی شده با استرپتوزوتوسین بهطور تصادفی به 5 گروه (کنترل سالم، کنترل دیابتی، مکمل، تمرین، تمرین+مکمل) تقسیم شدند. گروههای تمرین بهمدت ۴ هفته و هر هفته ۴ جلسه و هر جلسه ۴۴ دقیقه تحت تأثیر تمرین تناوبی شدید با شدت ۵۰ تا ۹۰ درصد حداکثر سرعت قرار گرفتند. گروههای دریافت کنندهی مکمل روزانه ۱۰ میلیگرم بیتروت به ازای هر کیلوگرم وزن بدن بهمدت ۴ هفته و ۴ بار در هفته بهصورت خوراکی دریافت کردند. دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس دو طرفه در سطح معنیداری (۰۵/۰≥P) ارزیابی شد.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که القاء دیابت منجر به کاهش قابل توجه سطوح پروتئینی NRF1 و TFAM شد بهطوری که در گروه تمرین و بیتروت اثر معنیداری بر تغییرات NRF1 در بافت چربی احشایی موشهای صحرایی سالمند مبتلا به دیابت دارند (۰۰۱/۰=P). اما تعامل تمرین HIT و مکمل بیتروت در تغییرات NRF1 معنیدار نیست (۵۶/۰=P) و نیز عامل تمرین و مکمل بیتروت همچنین تعامل تمرین HIT و بیتروت نیز اثر معنیداری بر تغییرات TFAM در بافت چربی احشایی موشهای صحرایی سالمند مبتلا به دیابت دارند (۰۰۱/۰=P).
نتیجهگیری: براساس یافتههای تحقیق حاضر بهنظر میرسد تمرین ورزشی تناوبی همراه با مصرف بیتروت میتواند به افزایش بیان ژن NRF1 و TFAM منجر شود و در نتیجه به بهبود و کنترل دیابت در سالمندان کمک کند.
مهدی میرزایی علویجه، سیدنصراله حسینی، مرضیه نیک سیرت، امیرحسین هاشمیان، فرزاد جلیلیان،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
مقدمه: کنترل دیابت نوع دو تحت تأثیر سبک زندگی است. هدف این پژوهش تعیین پیشبینی کنندههای پایبندی به درمان در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو با بهرهگیری از ساختارهای نظریهی شناختیجامعهای بود.
روشها: این پژوهش توصیفی تحلیلی در میان 500 نفر از بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شهر تهران در سال 1400 انجام شد. نمونهگیری بهصورت تصادفی ساده از بیماران دارای پروندهی درمانی در درمانگاه کنترل دیابت منطقهی پنج تهران انجام شد. ابزار سنجش، پرسشنامهی کتبی مبتنی بر ساختارهای نظریهی شناختیجامعهای بود. دادهها با استفاده از آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار) و آمار تحلیلی (همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی) در نرمافزار SPSS ویرایش 16 تجزیهوتحلیل گردید.
یافتهها: میانگین نمرهی انجام رفتارهای پایبندی به درمان 41/10±34/56 در دامنهی نمرهی 16 تا 80 بود. انتظارات پیامد، خودکارآمدی درک شده و پشتیبانی جامعهای در مجموع 43 درصد از واریانس انجام رفتارهای پایبندی به درمان را برآورد کردند. خودکارآمدی درک شده، قویترین ساختار پیشبینی کننده بود (430/0=ß و 001/0 > P). افزایش سن (126/0-=ß و 004/0 = P)، درمان با انسولین (250/0-=ß و 001/0 > P) و مصرف سیگار (146/0-=ß و 001/0 = P) بهطور معکوس و داشتن بیمه درمانی (181/0=ß و 001/0 > P) بهطور مثبت پیشبینی کنندهی انجام رفتارهای پایبندی به درمان بودند.
نتیجهگیری: توسعه، پیادهسازی و ارزشیابی مداخلههای آموزشی مبتنی بر نظریهی شناختیجامعهای با تأکید بر ارتقاء خودکارآمدی درک شده میتواند یافتههای سودمندی در ارتقاء رفتارهای پایبندی به درمان در میان بیماران مبتلا به دیابت نوع دو داشته باشد.
سیده ندا موسوی، سارا قراچه، میرسعید سیددراجی، الهام حسینی، فریبا کوهدانی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
مقدمه: مطالعات حیوانی نشان دادهاند که رژیم غذایی کم/پُرکالری مادر در دوران بارداری میتواند با تغییر در بیان ژن سیرتوئین-1، بهعنوان یک سنسور متابولیک، بر متابولیسم فرزندان اثر بگذارد. اما تاکنون مطالعهای به بررسی اثر رژیم غذایی ایزوکالریک در این زمینه نپرداخته است. در این مطالعه اثر دو نوع رژیم غذایی ایزوکالریک با مقادیر متفاوت چربی بر بیان ژن و پروتئین سیروتوئین-1 در بافت کبد تولههای نر و ماده بررسی شده است.
روشها: گروه کنترل رژیم غذایی AIN93G دریافت نمودند. در این رژیم غذایی 16% و 64% از کل کالری بهترتیب از چربی و کربوهیدرات تأمین شد. گروه مداخله رژیم غذایی پُرچرب AIN93G دریافت نمودند که بهترتیب 48% و 32% از کل کالری روزانه از چربی و کربوهیدرات تأمین شد. چربی رژیم غذایی از روغن سویا در هر دوگروه تأمین شد. رژیمهای غذایی ایزوکالریک بوده و 20% از کل کالری روزانه از پروتئین فراهم شد. مادران در کل دوران بارداری و شیردهی یکی از این دونوع رژیم غذایی را دریافت کرده و همهی تولهها پس از دورهی از شیرگیری (3 هفته پس از تولد)، رژیم غذایی کنترل را دریافت نمودند.
یافتهها: میزان بیان ژن و پروتئین سیرتوئین-1 در تولههای نر و ماده متولد شده از موشهای مادری که رژیم غذایی پُرچرب دریافت کرده بودند کمتر از تولههای گروه کنترل بود (001/0>P).
نتیجهگیری: تغییر در میزان چربی دریافتی در رژیم غذایی مادر، بدون افزایش میزان انرژی دریافتی، بر بیان ژن و پروتئین سیرتوئین-1در کبد نسل بعد مؤثر است.
عاطفه کتابدار، سیدرضا عطارزاده حسینی، مهرداد فتحی، محمد مسافری،
دوره 23، شماره 5 - ( 10-1402 )
چکیده
مقدمه: بیماری کبد چرب و ارتباط آن با بیماریهای قلبی عروقی یکی از دغدغههای جامعه امروزی است، لذا هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین استقامتی و تزریق هورمون رشد بر محتوی PGC1α میتوکندریایی قلبی و برخی شاخصهای استرس اکسیداتیو موشهای سوری مبتلا به آسیب کبدی است.
روشها: در این پژوهش تجربی 21 سر موش بهصورت تصادفی به سه گروه هفت تایی، کنترل (C)، تمرین (E)، تمرین+هورمون رشد (EGH) تقسیم شدند. برنامۀ تمرین استقامتی بهمدت هشت هفته و پنج جلسه با شدت 50 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی در هفته اجرا شد. پروتکل تزریق GH روزانه یک میلیگرم/کیلوگرم/وزن بدن بود. سنجش دادهها توسط SPSS و با آزمون آماری تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی توکی محاسبه شد.
یافتهها: مقادیر PGC1a در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنیداری داشت. همچنین مقادیر SOD و MDA در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل بهترتیب افزایش و کاهش معنیداری داشت. کاهش مقادیر HOMA تنها در گروه E نسبت به گروه کنترل معنیدار بود. همچنین تفاوت بین گروه E و E-GH نیز در سطح معنیداری بود. نسبت ALT/AST در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنیداری به همراه داشت. کاهش نسبت LDL/HDL تنها در گروه E نسبت به گروه کنترل معنیدار بود.
نتیجهگیری: تمرین استقامتی پاسخ مؤثرتری در بهبود نشانگرهای NAFLD به نسبت پپتید GH ایجاد کرده و تزریق این هورمون به تنهایی میتواند تبعات منفی بر برخی شاخصهای این ناهنجاری به همراه داشته باشد.
کیمیا زروج حسینی، ریحانه طاهری، امین گلابپور،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت یک مشکل جدی جهانی است و روشهای پیشبینی و مدیریت آن اهمیت زیادی دارند. روشهای تشخیصی مرسوم شامل آزمایشهایی مانند OGTT، FPG و HbA1c است. یادگیری ماشین میتواند دقت تشخیصی را بهبود بخشد، اما نیاز به بررسی گایدلاینهای بالینی و عملکرد آن در مقایسه با روشهای مرسوم وجود دارد.
روشها: این مرور روایتی اثربخشی یادگیری ماشینی در تشخیص زودهنگام دیابت را بررسی میکند. مقالات براساس معیارهای مشخص انتخاب و از نظر طبقهبندی الگوریتمها، شاخصهای خروجی، مشارکت متخصصان بالینی و شفافیت تحلیل شدند. معیارهایی مانند دقت، AUC، ویژگی و حساسیت برای ارزیابی عملکرد الگوریتمها استفاده شدند. مقالات مرتبط برای مقایسه تشخیص پیش دیابت باهوش مصنوعی و روشهای مرسوم بررسی شدند و گایدلاینهای هر دو حوزه استخراج و مقایسه شدند.
یافتهها: تحلیل 41 مقاله نشان داد که الگوریتمهای ANN، LR و DNN بیشترین استفاده را داشتهاند. تنها 2 درصد مقالات از قوانین بالینی و حضور پزشکان استفاده کرده و 12 درصد از مقالات قابلیت تفسیر داشتهاند. در روشهای مرسوم از تستهای HbA1c و FPG استفاده میشود، امّا هیچ گایدلاین بالینی برای هوشمصنوعی منتشر نشده است. الگوریتمهای هوش مصنوعی در حساسیت و ویژگی بهترتیب 29 و 23 درصد بهتر عمل کردند.
نتیجهگیری: اگرچه هوش مصنوعی در تشخیص پیشدیابت عملکرد بهتری دارد، اما بهدلیل مشکلاتی مانند عدم ارزیابیپذیری و نبود گایدلاینهای بالینی، هنوز برای استفاده در بالین آماده نیست. با رفع این محدودیتها، هوش مصنوعی میتواند بهعنوان روشی کارآمدتر بهکار رود.
زهرا حسینی توسل، منا تمدن، دکتر هانیه السادات اجتهد، باقر لاریجانی،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
Desmond و همکاران (2025) اخیراً نشان دادهاند که تزریق زیر جلدی هفتگی Mycobacterium vaccae ATCC 15483 (M. vaccae) در موشهای نر نوجوان به طور قابل توجهی از افزایش وزن بیش از حد و چاقی احشایی ناشی از رژیم غذایی به سبک غربی جلوگیری میکند. این مداخله علیرغم عدم تغییر در تنوع میکروبیوتای روده، نشانگرهای التهاب عصبی هیپوکامپ (Nfkbia، Nlrp3) و رفتارهای اضطراب مانند را کاهش داده است. از آنجا که بیش از یک میلیارد نفر در جهان و حدود 30% جمعیت ایران تحت تأثیر چاقی قرار دارند و این بیماری در سال 2024 علت یکی از هر هشت مورد مرگومیر ناشی از بیماریهای غیرواگیر بوده است، این راهبردهای مبتنی بر میکروبیوم میتوانند ارزش بالینی داشته باشند. چنین رویکردهایی که مسیرهای ایمونومتابولیک را هدف قرار میدهند، نشاندهندۀ رویکردی بینرشتهای و امیدوار کننده است که علوم غدد درونریز، میکروبیولوژی و جنبههای روانتنی اختلالات متابولیک را به هم پیوند میدهد. با این وجود، تصویر رسانهای M. vaccae بهعنوان یک واکسن چاقی باعث سوء تفاهم میشود. این درمان افزایش وزن مرتبط با رژیم را کاهش میدهد، امّا بهطور کامل مانع از آن نیست و نمیتواند با عادات غذایی سالم جایگزین شود. با این حال، این روش میتواند بهعنوان رویکردی مکمل برای کاهش اثرات منفی مصرف غذاهای فوقفرآوریشده بهکار گرفته شود و درمانهای موجود چاقی، مانند مداخلات مبتنی بر میکروبیوم، درمانهای دارویی و جراحی چاقی را تقویت کند. آزمایشهای بالینی گستردهتری برای تعیین اثربخشی، دوز مطلوب، ایمنی و ادغام با درمانهای فعلی چاقی مورد نیاز است.