25 نتیجه برای عملکرد
سمیه امام رضایی، وحید ولی پور ده نو، علی یاور عزیزپور فرد،
دوره 23، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده
مقدمه: عامل مغذی عصبی مشتق از مغز (BDNF) در افراد دیابتی کاهش و آسپروسین و هموگلوبین A1c (HbA1c) افزایش مییابد و ورزش میتواند این اثرات را معکوس کند، اما اثر ورزش شدید بر آسپروسین و BDNF در افراد سالمند دیابتی مشخص نیست. بنابراین، هدف مطالعۀ حاضر بررسی اثر ورزش عملکردی با شدت بالا بر سطوح آسپروسین و BDNF و ارتباط آنها با گلوکز و HbA1c مردان و زنان سالمند دیابتی بود.
روشها: در این مطالعۀ نیمه تجربی، 24 مرد و زن سالمند دیابتی (سن: 84/5 ± 25/67 سال، وزن: 01/13 ± 29/70 کیلوگرم، قد: 29/10 ± 92/160 سانتیمتر) شرکت کردند. در حالت ناشتا نمونۀ خون اولیه گرفته شد. 90 دقیقه بعد، آزمودنیها ورزش عملکردی با شدت بالا را بهمدت 50 دقیقه انجام دادند. نمونۀ خونی دوم 10 دقیقه بعد از ورزش انجام شد. سطوح آسپروسین، BDNF، HbA1c و گلوکز به روش الایزا اندازهگیری شد. برای تحلیل دادهها از آزمونهای t، کوواریانس و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.
یافتهها: آسپروسین و BDNF در هر دو گروه بهترتیب کاهش (0005/0 >P) و افزایش یافت (0005/0 >P). بین BDNF و آسپروسین مردان و زنان سالمند دیابتی در پیشآزمون و پسآزمون تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0 <P). همبستگی منفی معناداری بین BDNF با آسپروسین، HbA1c و گلوکز و همبستگی مثبت معناداری بین آسپروسین با HbA1c و گلوکز وجود داشت (05/0 >P).
نتیجهگیری: ورزش با شدت بالا آسپروسین و BDNF را در مردان و زنان سالمند دیابتی بهترتیب کاهش و افزایش میدهد. همچنین، با توجه به رابطۀ منفی معنادار بین BDNF با گلوکز و HbA1c و رابطۀ مثبت معنادار بین آسپروسین با گلوکز و HbA1c بهنظر میرسد ورزش با شدت بالا با معکوس کردن تغییرات آسپروسین و BDNF، موجب بهبود احتمالی سطوح گلوکز و HbA1c میشود.
حمیدرضا زلفی، امیر شکیب، مهدی زارعی، نگیسا فرهنگی،
دوره 24، شماره 4 - ( 8-1403 )
چکیده
مقدمه: اثرات ورزش منظم بر پروفایل miRNA و شاخصهای استرس اکسیداتیو کمتر شناخته شده است. هدف از مطالعۀ حاضر بررسی تغییرات بیان ژن mRNA17 و شاخصهای استرس اکسیداتیو در زنان دارای اضافه وزن و چاق بهدنبال تمرینهای عملکردی با شدت بالا بود.
روشها: در این مطالعۀ نیمهتجربی،22 زن دارای اضافه وزن و چاق بهصورت تصادفی در دو گروه تمرین عملکردی با شدت بالا (10 نفر) و کنترل (12 نفر) تقسیم شدند. آزمودنیهای گروه تمرینی 3 جلسه در هفته بهمدت 8 هفته به اجرای تمرینهای عملکردی با شدت بالا (مقیاس درک فشار بالاتر و مساوی 7) پرداختند. قبل و پس از 8 هفته، نمونههای خونی جهت اندازهگیری بیان miR-17، مالون دی آلدئید (MDA)، سوپراکسیددیسموتاز، گلوتاتیون پراکسیداز (GPx) و ظرفیت آنتیاکسیدانی تام (TAC) به عمل آمد. از آزمون تحلیل کواریانس جهت تجزیهوتحلیل دادهها استفاده شد.
یافتهها: بعد از هشت هفته تمرینهای عملکردی با شدت بالا، بیان miR-17 در گروه تجربی نسبت به گروه کنترل بهطور معنیداری کاهش یافت(001/0 =P). بعد از هشت هفته تمرینهای عملکردی با شدت بالا TAC (0001/0 =P)، GPX (007/0 =P) و SOD (001/0 =P) در گروه تجربی نسبت به گروه کنترل بهطور معنیداری افزایش یافت. تغییر معناداری در MDA مشاهده نشد (778/0 =P).
نتیجهگیری: نتایج مطالعۀ حاضر نشان داد هشت هفته تمرین عملکردی با شدت بالا ممکن است منجر به کاهش بیان miR-17 و بهبود شاخصهای استرس اکسیداتیو و آنزیمهای آنتیاکسیدانی گردد که احتمال دارد در بهبود شاخصهای متابولیک و عوارض چاقی مؤثر باشد.
ناهید صفری علی قیارلو، سید محمد طباطبائی، نصیبه خیر، ناهید هاشمی مدنی، محمد ابراهیم خمسه،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: آدنومهای هیپوفیز غیرعملکردی (NFPAs) فاقد شواهد بالینی افزایش هورمون هستند. عدم وجود نشانگرهای زیستی قابل اعتماد برای پیشآگهی و درمان، همراه با خطر قابل توجه عود، سبب ایجاد چالشهای اساسی برای مدیریت بیماری شده است. هدف این مطالعه شناسایی ژنهای کلیدی و مسیرهای زیستی در تومورزایی آدنوم هیپوفیز غیرعملکردی با استفاده از روش سیستم بیولوژی است.
روشها: مجموعه دادۀ میکرواری با شمارۀ دسترسی GSE26966 برای شناسایی ژنهای افتراقی بین نمونههای آدنوم هیپوفیز غیرعملکردی و هیپوفیز سالم آنالیز شد. برهمکنشهای بین ژنهای افتراقی در سطح پروتئین با استفاده از دادههای برهمکنش پروتئین- پروتئین (PPI) جمعآوری شده از پایگاه داده IntAct، ایجاد شد. نرم افزار cytoscape، پکیجهای igraph و MCL برای ساخت، آنالیز توپولوژیکی و خوشهبندی شبکه استفاده شدند.
یافتهها: ۱۱۳۵ ژن افتراقی، |log2FC|>2 و FDR< 0.05، بین نمونههای آدنوم هیپوفیز غیرعملکردی و هیپوفیز سالم شناسایی شدند که ۳۲۳ ژن افزایش و ۸۱۲ ژن کاهش بیان داشتند. شبکۀ PPI شامل ۶۹۶۰ گره و ۱۵۶۹۱ یال بود. براساس آنالیز خوشهبندی، تنظیم چرخۀ سلولی، تنظیم سازماندهی و تجمع کروماتین، تنظیم رونویسی و تنظیم مسیر اسکلت سلولی اکتین، مهمترین مسیرهای درگیر بودند. با آنالیز توپولوژیکی شبکه، ژنهای CDKN1A، BHLHE40، FHL2، H1-2، H2BC21 و FGFR3 بهعنوان گرههای هاب مرکزی شناسایی شدند. این ژنها در مسیرهای زیستی ذکر شده نیز درگیر بودند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که روش سیستم بیولوژی با رویکرد تلفیق دادههایهای رونوشت ژن با دادههای برهمکنش پروتئینها توانایی شناسایی مسیرها و نشانگرهای زیستی بالقوه در تومورزایی آدنوم هیپوفیز غیرعملکردی دارد.
خانم سمیه حسنی، سیده مریم مشیریان فراحی، هانیه ظریف گلبار یزدی،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: این پژوهش به بررسی اثربخشی نرمافزار توانبخشی شناختی «ریهاکام» بر پنج مؤلفۀ شناختی (حافظۀ کاری، سرعت پردازش اطلاعات، توجه، نادیدهگرفتن و کارکردهای اجرایی) در بیماران مبتلا به دیابت نوع یک و دو پرداخت.
روشها: مطالعه با طرح آزمایشی پیشآزمون– پسآزمون و گروه کنترل انجام شد. ۳۰ بیمار دیابتی بهصورت تصادفی به دو گروه آزمایش (دریافتکننده نرمافزار ریهاکام، ۱۲ جلسه ۴۵ دقیقهای) و کنترل تقسیم شدند. ارزیابی عملکرد شناختی با استفاده از نرمافزار ریهاکام و پرسشنامۀ عملکردهای اجرایی بارکلی (BDEFS) صورت گرفت.
یافتهها: نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) نشان داد که مداخله بهطور کلی بر ترکیب متغیرهای وابسته تأثیر معناداری داشته است (001/0 ˂P). تحلیلهای تفکیکی (ANCOVA) نشان داد نرمافزار ریهاکام بهطور معناداری بر مؤلفههای «توجه» (0016/0=P) و «کارکردهای اجرایی» (001/0 ˂P) تأثیر مثبت داشته است. با این حال، تأثیر معناداری بر حافظۀ کاری، سرعت پردازش اطلاعات و نادیدهگرفتن مشاهده نشد.
نتیجهگیری: نرمافزار ریهاکام ابزار مؤثری برای ارتقاء مؤلفههای توجه و کارکردهای اجرایی در بیماران دیابتی است. اندازه اثر قابل توجه برای این دو مؤلفه، کاربرد بالینی آن را در برنامههای توانبخشی شناختی بیماران مزمن تأیید میکند. عدم تأثیر بر سایر مؤلفهها ممکن است به عواملی چون مدت زمان محدود مداخله، ویژگیهای نرمافزار یا ماهیت دیابت مربوط باشد که نیاز به تحقیقات آتی دارد.
بابک هوشمند مقدم،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
مقدمه: اختلال عملکرد جنسی یکی از پیامدهای شایع، نادیدهگرفتهشده و تأثیرگذار دیابت نوع دو در مردان است که با ابعاد فیزیولوژیکی، روانشناختی و اجتماعی متعددی در ارتباط است. هدف از این مقاله، مرور و تحلیل شواهد موجود در خصوص نقش مداخلات ورزشی در بهبود عملکرد جنسی مردان مبتلا به دیابت نوع دو با رویکردی چندبعدی است.
روشها: این مطالعه بهصورت مرور روایتی و بر پایۀ جستجوی نظاممند در پایگاههای PubMed، Scopus، Web of Science و Google Scholar انجام شد. مقالات منتخب شامل کارآزماییهای بالینی، مرورهای نظاممند و مطالعات بنیادی مرتبط با ورزش و عملکرد جنسی در مردان دیابتی بودند. تحلیل مطالعات با تمرکز بر سازوکارهای فیزیولوژیکی، اثرات بالینی، عوامل روانشناختی و شکافهای پژوهشی صورت گرفت.
یافتهها: شواهد نشان دادند که فعالیت بدنی از طریق بهبود مقاومت به انسولین، افزایش تستوسترون، بهبود عملکرد عروق آلت و تعدیل عوامل روانشناختی مانند اضطراب عملکرد، افسردگی و تصویر بدنی، میتواند تأثیر مثبت معناداری بر عملکرد جنسی در مردان مبتلا به دیابت نوع دو داشته باشد. همچنین، اثرات نوع، شدت و مدت تمرین بر نتایج نهایی حائز اهمیت بود. مرور حاضر همچنین شکافهای پژوهشی مهمی از جمله نبود مطالعات جامع بلندمدت و عدم تمرکز بر سازِکارهای عصبی-هورمونی را شناسایی کرد.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد فعالیت بدنی بهعنوان یک مداخلۀ غیر دارویی، ایمن و مؤثر، پتانسیل چشمگیری در بهبود عملکرد جنسی مردان مبتلا به دیابت نوع دو دارد. یافتههای این مقاله میتواند در طراحی پروتکلهای درمانی یکپارچه و تدوین راهکارهای بالینی عملی برای ارتقاء کیفیت زندگی جنسی این بیماران مورد استفاده قرار گیرد. پیشنهاد میشود تمرینات ورزشی با رویکرد فردمحور و با همکاری تیمی چندرشتهای در درمان رسمی اختلال عملکرد جنسی در مردان دیابتی لحاظ گردد.