320 نتیجه برای ال
حسین فخرزاده، مریم قادرپناهی، فرشاد شریفی، زهره بادامچیزاده، مژده میرعارفین، رسول پورابراهیم، سارا قطبی، معصومه نوری، باقر لاریجانی،
دوره 10، شماره 2 - ( 10-1389 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
مقدمه: نقش مفید فعالیت بدنی در ممانعت از ابتلا به دیابت در
مطالعات متعدد به چشم میخورد. هدف از انجام این مطالعه بررسی ارتباط میان فعالیت
بدنی با شدت متوسط (150 دقیقه در هفته) یا بیشتر و کاهش خطر دیابت در بزرگسالان
چاق و غیر چاق ساکن منطقه 17 تهران بود.
روشها: 1552 فرد 64-25 ساله از ساکنین منطقه 17 تهران بطور تصادفی
توسط یک نمونهگیری خوشهای یک مرحلهای انتخاب شدند و در این مطالعه مقطعی که
بخشی از مطالعه عوامل خطر بیماریهای قلبی- عروقی در جمعیت تحت پوشش پایگاه
تحقیقات دانشگاه علوم پزشکی تهران و مطابق با الگوی مونیکای سازمان بهداشت جهانی
بود، شرکت کردند. به منظور ارزیابی فعالیت بدنی ایروبیک
با شدت متوسط از پرسشنامه فعالیت بدنی انتخابی مونیکا استفاده شد. دیابت با تشخیص
قبلی و یا استفاده اخیر از داروهای هیپوگلیسمیک یا انسولین و یا قند خون ناشتای ≥
mg/dl126 تعریف شد.
یافتهها: پس از تقسیمبندی بر اساس وضعیت چاقی و در مقایسه با گروه
غیر فعال، نسبت شانس (OR) تعدیل شده دیابت نوع 2 در گروه چاق دارای فعالیت بدنی ≥150
دقیقه در هفته، 64/0 (فاصله اطمینان %95: 39/1-30/0) بود درحالی که در نمونههای
غیرچاق،
این فعالیت بدنی بطور معنیداری با کاهش 50 درصدی خطر
دیابت نوع 2 مرتبط بود (OR=50/0؛ فاصله اطمینان %95: 94/0-26/0).
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه حاکی از وجود یک ارتباط معنیدار میان این سطح از فعالیت
بدنی و کاهش خطر دیابت در بزرگسالان غیر چاق ایرانی بود.
روناک نعلینی، ایرج حیدری، محمدعلی بهار،
دوره 10، شماره 2 - ( 10-1389 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
مقدمه: هدف از این مطالعه، بررسی ویژگیهای کارکرد آنالیتیک دو روش
مستقیم و محاسبهای سنجش میزان LDL و مقایسه دو روش از نظر تاثیر بر طبقهبندی در تشخیص هایپر
کلسترولمی است.
روشها: تعداد 352 نفر از
مراجعه کنندگان به یکی از آزمایشگاههای تهران به صورت پی در پی وارد مطالعه شدند.
دادههای جمعیت شناختی و خصوصیات بالینی و عوامل خطر بیماریهای کرونر با یک
پرسشنامه جمعآوری شدند. یک نمونه خون ناشتا از شرکت کنندگان تهیه و سرم آن جداسازی
و فریز شد. همه نمونهها در یک روز از نظر میزان کلسترول تام، لیپوپروتئین با
تراکم بالا و میزان تریگلیسرید (TG) به روش آنزیمی
مورد ارزیابی قرار گرفتند. میزان لیپوپروتئین با تراکم پایین (LDL) به دو روش محاسبهای فریدوالد و روش مستقیم هموژن مورد سنجش قرار
گرفت. برای مقایسه کارکرد آنالیتیک دو روش از تحلیل رگرسیونی و منحنی بلاند-آلتمن
استفاده شد.
یافتهها: مقدار LDL سنجش
شده با دو روش ارتباط قوی و معنیداری داشت (95/0(r=
. روش محاسباتی دارای
سوگیری مثبت نسبت به روش مستقیم بود که این سوگیری در سطوح بالاتر TG واضحتر بود.
عملکرد روش محاسباتی در طبقهبندی بیماران بر اساس معیارهای NCEP-ATP-III به ویژه در افراد
دارای عوامل خطر بیشتر، بهتر از روش مستقیم بود.
نتیجهگیری: در این مطالعه روش
مستقیم سنجش LDL برتری خاصی در
مقایسه با روش محاسباتی نداشت. تا زمانی که روشهای
مستقیم دقیقتری در دسترس قرار بگیرند، استفاده از روشهای مستقیم باید با احتیاط
بیشتری انجام شود.
حمید رجبی، روحاله نیکویی، رضا قراخانلو، کبری امیدفر، امیرعباس منظمی، فرشته عتابی، آرش حسیننژاد، باقر لاریجانی،
دوره 10، شماره 3 - ( 12-1389 )
چکیده
مقدمه: هدف از مطالعه حاضر تعیین تاثیر تمرین استقامتی بر میزان بیان ژنهای MCT1 وMCT4 در عضلات اسکلتی رتهای دیابتی نوع 2 بود.
روشها: تعداد 40 رت نژاد ویستار نر در سن 4 هفتگی با میانگین وزن 8/9 ± 7/93 گرم انتخاب و به طور تصادفی به 3 گروه کنترل سالم (10=n)، کنترل دیابتی (15=n) و تمرینی دیابتی (15=n) تقسیم شدند. دیابت از طریق ترکیب تزریق درون صفاقی استرپتو زوتوسین و مصرف غذای پر چرب ایجاد و تمرین استقامتی (شروع با سرعت m/min 20 و تدریجاً رسیدن به سرعت m/min 30 در هفته آخر) به مدت 7 هفته، بر گروه تمرینی دیابتی اعمال شد. جهت تأیید وقوع به مقاومت انسولین، از شاخص HOMA-IR استفاده گردید. 24 ساعت پس از اتمام پروتکل تمرینی، رتها تشریح و عضله نعلی و باز کننده طویل انگشتان (EDL) جدا شدند. اندازهگیری انسولین پلاسما به روش ELISA، غلظت گلوکز پلاسما با روش آنزیماتیک گلوکز اکسیداز و میزان بیان MCT1 و MCT4 با تکنیک Real time - PCR انجام گرفت. میزان بیان MCT1 و MCT4 هر ژن با استفاده از روش 2
-ΔΔCT محاسبه گردید. جهت تعیین معنیدار بودن تفاوت متغیرها بین گروههای تحقیق از آزمونهای آماری t-student،ONE-WAY ANOVA و آزمون تعقیبی Tukey استفاده شد.
یافتهها: یافتههای تحقیق نشان داد مقادیرHOMA-IR index در دو گروه دیابتی نسبت به گروه کنترل سالم بیشتر بود
(01/0 P<)، همچنین اختلاف معنیدار بین میزان بیان MCT4 در عضله EDL بین گروه تمرین کرده دیابتی و کنترل دیابتی یافت شد (01/0 P<). میزان بیان MCT4 در عضله نعلی، بیانMCT1 در هر دو عضله نعلی وEDL در تمرین کرده دیابتی نسبت به گروه کنترل دیابتی افزایش غیر معنیدار داشت.
نتیجهگیری: به طور خلاصه نتایج تحقیق نشان داد که بیان ژنهای MCT1 و MCT4 در شرایط دیابت نوع 2 نسبت به شرایط نرمال کاهش قابل ملاحظهای دارد و تمرین استقامتی میتواند این کاهش بیان را تعدیل و به سطوح نرمال نزدیک کند.
شیرین حسنی رنجبر، احسان سلیمانیفر، رامین حشمت، حمید رجبی، حسن کوثری،
دوره 10، شماره 3 - ( 12-1389 )
چکیده
مقدمه: هدف از مطالعه حاضر پاسخ به این سئوال بود که آیا بین تغییرات القاء شده به وسیله فعالیت ورزشی در غلظتهای سرمی هورمون رشد و انسولین با اجزای ترکیبی دستگاه IGF-1 در طول زمان در افراد تمرین کرده و تمرین نکرده ارتباطی وجود دارد.
روشها: 19 مرد سالم از بین دانشجویان رشته تربیت بدنی و 15 مرد سالم از بین دانشجویان رشتههای دیگر به صورت داوطلب در این مطالعه شرکت کردند. آزمودنیهای دو نمونه بر اساس قد و به روش تصادفی در دو گروه آزمایشی و دو گروه کنترل توزیع شدند. نوبتهای خونگیری درست قبل از فعالیت ورزشی، بلافاصله، چهار و هفت ساعت پس از خاتمه آن بود. نمونههای خونی برای تعیین غلظتهای سرمی هورمون رشد، انسولین، IGF-1 کل، IGFBP1 و IGFBP3 مورد آزمایش قرار گرفت. برای تحلیل دادهها از روشهای آماری T مستقل، منویتنی و ضریب همبستگی پیرسون بهره گرفته شد.
یافتهها: هیچ تفاوت معنیداری در غلظتهای پیش از فعالیت ورزشی متغیرهای تحقیق بین افراد تمرین کرده و تمرین نکرده دیده نشد. هرچند در گروه تمرین کرده آزمایشی، همبستگی قوی و مثبتی بین مساحتهای زیر منحنیهای تغییرات IGF-1 و IGFBP3 مشاهده شد (001/0=P و 872/0=r) و در گروه تمرین نکرده کنترل بین مساحتهای زیر منحنیهای تغییرات انسولین با IGF-1 (05/0=P و 752/0=r) و IGF-1 با IGFBP3 (003/0=P و 922/0=r) همبستگی وجود داشت، اما در گروههای تمرین کرده کنترل و تمرین نکرده آزمایشی هیچ ارتباط به لحاظ آماری معنیداری دیده نشد.
نتیجهگیری: یافتههای ما نشان میدهد که تغییرات حاد سطوح اجزای ترکیبی دستگاه IGF-1 پس از یک وهله فعالیت مقاومتی مستقل از GH و انسولین است.
سمیه اصغری، محمدجواد حسین زاده، محمدرضا مهاجری تهرانی، مجتبی صحت،
دوره 10، شماره 4 - ( 7-1390 )
چکیده
مقدمه: آدیپونکتین، آدیپوکینی است که به طور اختصاصی از بافت چربی ترشح میشود و دارای خصوصیات ضد دیابتی، ضد التهابی و ضد آتروژنی است. روی در افزایش حساسیت به انسولین و تحریک برداشت گلوکز نقش دارد. علاوه بر این، روی جزء ساختاری و عملکردی PPARγ میباشد که فعالیت آن با افزایش بیان آدیپونکتین و افزایش حساسیت به انسولین همراه است. در این مطالعه ما به بررسی اثرات مکمل خوراکی روی بر سطح سرمی آدیپونکتین و وضعیت مقاومت به انسولین در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 پرداختهایم.
روشها: این پژوهش به روش کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور بر روی 60 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 ملیتوس مراجعه کننده به مرکز دیابت گلابچی شهرستان کاشان صورت گرفت. افراد واجد شرایط به طور تصادفی به دو گروه دریافت کننده قرص گلوکونات روی (mg30) و یا دریافت کننده دارونما تقسیم شدند و به مدت 12 هفته این مکملها را مصرف کردند. از کلیه بیماران مورد بررسی در شروع مطالعه و در انتهای ماه سوم، جهت اندازهگیری روی سرم، نمایههای گلیسمی، آدیپونکتین و hs-CRP در حالت ناشتا، خونگیری به عمل آمد.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد پس از 3 ماه مصرف مکمل گلوکونات روی، میزان قند خون ناشتا در گروه مداخله کاهش و در گروه دارونما افزایش یافت؛ ولی هیچ یک از این تغییرات از نظر آماری معنیدار نبود. در گروه مداخله، سطح HbA1c کاهش و میزان آدیپونکتین سرم افزایش معنیداری یافت (به ترتیب 005/0P=، 05/0P=) ولی در مقایسه با گروه دارونما اختلاف آنها معنیدار نبود. انسولین سرم نیز در گروه مداخله نسبت به گروه دارونما افزایش معنیداری یافت (03/0P=). تنها میزان قند خون ناشتا با تعدیل متغیرهای مخدوشگر نسبت به گروه دارونما کاهش معنیداری داشت (006/0P=). مصرف مکمل روی تاثیر معنیداری بر HOMA و شاخص التهابی hs-CRP نداشت.
نتیجهگیری: در مطالعه حاضر مصرف مکمل روی با کاهش گلوکز ناشتای سرم همراه بود ولی در مورد تاثیر آن بر آدیپونکتین سرم، به مطالعات بیشتری نیاز است.
عبدالرضا چاری، پروین میرمیران، گلاله اصغری، مهدی هدایتی، عطیه آموزگار، عباس شفیعی، فریدون عزیزی،
دوره 10، شماره 4 - ( 7-1390 )
چکیده
مقدمه: این مطالعه با هدف تعیین اثرات روغن هسته انار PSO (Pomegranate seed oil) بر روی فراسنجهای لیپیدی سرم در افراد مبتلا به هیپرلیپیدمی انجام شد.
روشها: در این کارآزمایی بالینی تصادفی دو سوکور که بر روی 51 بیمار مبتلا به هیپرلیپیدمی انجام شد، بیماران در دو گروه مورد و شاهد قرار گرفتند که به ترتیب 2 کپسول 400 میلیگرمی PSO و 2 کپسول 400 میلیگرمی دارونما در روز به مدت 4 هفته دریافت نمودند. غلظت کلسترول تام، تریگلیسرید، LDL-C، ال دی ال اکسیده (Ox-LDL)، گلوکز و انسولین ناشتا در ابتدای مطالعه و پس از 4 هفته اندازهگیری شد.
یافتهها: میانگین غلظت تریگلیسرید و نسبت تریگلیسرید به HDL-کلسترول در گروه مورد پس از 4 هفته نسبت به مقادیر پایه کاهش معنیدار [به ترتیب 40/1±75/2 در مقابل 56/1±45/3 میلیمول در لیتر، (009/0= P) و 6/4 ±7/5 در مقابل 0/5±5/7، (031/0=P)] داشت. اثر کاهش در گروه مورد در مقایسه با گروه شاهد برای میانگین غلظت نسبت کلسترول به HDL-کلسترول پس از تعدیل مقادیر پایه معنیدار بود [5/1±4/5 در مقابل 4/1±9/5 ، (05/0>P)]. میانگین تغییرات در گروه مورد در مقابل گروه شاهد برای غلظت HDL-کلسترول برحسب میلیمول بر لیتر [13/0 در مقابل 02/0-] و میانگین تغییرات نسبت کلسترول به HDL-کلسترول [42/0- در مقابل 01/0] معنیدار بود. میزان غلظت کلسترول، LDL-کلسترول، گلوگز سرم، انسولین و متغیرهای ترکیب بدن تغییری نکرد.
نتیجهگیری: مصرف PSO در افراد هیپرلیپیدمی به مدت 4 هفته سبب کاهش تریگلیسرید سرم، نسبت تریگلیسرید به HDL-کلسترول و نسبت کلسترول به HDL-کلسترول میگردد.
یاسر تجلیزاده خوب، مریم قادرپناهی، حسین فخرزاده، فرشاد شریفی، مژده میرعارفین، زهره بادامچیزاده،
دوره 10، شماره 4 - ( 7-1390 )
چکیده
مقدمه: نیاز به داروهای ضد افسردگی با عوارض جانبی کمتر در سالمندان مبتلا به افسردگی که گاه به طور همزمان از چندین داروی دیگر نیز استفاده میکنند، احساس میشود. مطالعات، ارتباطی معکوس میان افسردگی و دریافت اسیدهای چرب امگا-3 را نشان دادهاند. به هر حال، این ارتباط در سالمندان دارای افسردگی خفیف تا متوسط به خوبی واضح نیست.
روشها: 66 سالمند ساکن آسایشگاه خیریه کهریزک در این مطالعه دوسوکور تصادفی دارونما-کنترل شرکت کردند. تمامی شرکت کنندگان سن 65 سال و بالاتر داشته، دارای امتیاز 22 و بالاتر از معاینه مختصر وضعیت روانی (بدون زوال عقل) و امتیاز 11-5 از فرم 15 سوالی مقیاس افسردگی سالمندان (معرف افسردگی خفیف تا متوسط) بودند. درطول 6 ماه مطالعه، گروه مداخله با یک گرم در روز کپسول روغن ماهی حاوی 300 میلیگرم از اسیدهای چرب امگا-3 درمان شدند و گروه کنترل، دارونما دریافت کردند.
یافتهها: پس از تعدیل براساس کلسترول، نمایه توده بدن و تاریخچه اختلال در عملکرد تیروئید، تفاوت معنیداری در امتیاز فرم 15 سوالی مقیاس افسردگی سالمندان انتهای مطالعه در گروه مداخله (92/2±0/6) و دارونما (98/3±91/6) وجود داشت (02/0P <). به علاوه، تفاوت معنیداری در تغییرات امتیاز فرم 15 سوالی مقیاس افسردگی سالمندان انتهای مطالعه نسبت به ابتدای آن، [در گروه مداخله (50/2±24/1-) نسبت به گروه دارونما (77/2±3/0-)]، وجود داشت (03/0P <).
نتیجهگیری: در این مطالعه، دوز پایین اسیدهای چرب امگا-3 در درمان افسردگی خفیف تا متوسط در شرکت کنندگان سالمند مؤثر بود.
زهرا میرزایی زاده، فاطمه قلیزاده، زینب شیروانی فارسانی، فاطمه سادات امجد زنجانی، کبری امیدفر،
دوره 10، شماره 5 - ( 8-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
مقدمه: توسعه و بهبود
ایمونوسنسورها با حساسیت و ویژگی بالا برای تشخیص فرایندهای فیزیولوژیک یا
پاتولوژیک در بدن، فرصت مناسبی را برای تشخیص و درمان زود هنگام بیماریها ایجاد
مینماید.
روشها: در این مطالعه، یک
ایمونوسنسور رقابتی جدید با استفاده از یک آنتیبادی مونوکلونال علیه آلبومین سرم
انسان (HSA)، متصل به نانو ذره
طلا (AuNP) طراحی شد که آلبومین
موجود در ادرار را تشخیص میدهد. در ابتدا، آنتیبادی مونوکلونال به سطح نانوذره
طلا متصل شده و سپس مخلوط آنتی ژن HSA و وینیل الکل روی سطح سنسور نواری با الکترود کار کربنی SPCE (Screen Printed Carbon Electrode) چکانده شد. با
استفاده از موج UV، وینیل الکل
پلیمریزه گردید تا پلی وینیل الکل (PVA) ایجاد گردد.
یافتهها: تصاویر میکروسکوپ
الکترونی از الکترود تغییر یافته یک اتصال مناسب و پایدار بین آنتی ژن HSA و آنتیبادی
مونوکلونال و نانوذره طلا را نشان داد. روش ولتامتری چرخهای، نشان داد که فرایند
مدیفیکاسیون به خوبی انجام شده است. اندازهگیریهای الکتروشیمی شامل ولتامتری
تمایز پالسی (DPV) و ولتامتری
امواج مربعی (SWV)، برای تشخیص کمی
آنتی ژن استفاده گردید. با افزایش غلظت HSA
در نمونههای استاندارد و واقعی، پاسخهای DPV
و SWV
کاهش یافت.
اندازهگیریهای الکتروشیمی با دیگر پروتئینهای مخلوط شده با
نمونهها نیز انجام شد که ویژگی و حساسیت بالایی برای این ایمونوسنسور در تشخیص HSA را نشان دادند.
در شرایط بهینه، ایمونوسنسور میتواند، HSA را در طیف خطی بالایی (از 5/2 تا 200/mL
µg) اندازهگیری کند و دقت اندازهگیری آن ng/ml25 است.
نتیجهگیری: در این مطالعه، روشی
آسان و جدید، با استفاده از ایمونوسنسورهای رقابتی برای تشخیص آلبومین در نمونههای
ادرار ابداع شد. این راهبرد میتواند بهبود یافته و برای اندازهگیری آنتی ژنهای
دیگر به کار رود.
سیدعلیرضا مهاجرانی، باقر لاریجانی،
دوره 10، شماره 6 - ( 9-1390 )
چکیده
در بیماری دیابت، هیپرگلیسمی بیشترین نقش را در پیشرفت ضایعات بافتی دارد و با تأثیرگذاری بر روی عوامل ماتریکس بین سلولی میتواند منجر به تغییر ساختار، عملکرد و در نهایت نارسایی بافت یا ارگان مربوطه گردد. مهمترین اجزای تأثیرگذار بر روی ماتریکس، خانواده ماتریکس متالوپروتئینها (MMPs) و آنزیم کنترل کننده تولید آنها در سلول یعنی 3-3-14 میباشد. در سالهای اخیر حجم زیادی از مقالات و طرحهای پژوهشی به شناخت دقیق عملکرد و ارتباطات درون و برون سلولی این آنزیمهای پروتئینی اختصاص یافته که گویای نقش مهم این آنزیمها در تغییرات ساختار بافت، ترمیم و نیز بسیاری فرآیندهای بیماریزا میباشد. چگونگی ایجاد عوارض ناخواسته دیابت (عوارض قلبی و عروقی، نفروپاتی، درگیریهای سیستم عصبی و ...) و همچنین تغییرات بافتی ناشی از آن و ارتباط آن با ماتریکس متالوپروتئینها هدف اصلی این مطالعه میباشد. از سوی دیگر با نگاه کوتاهی بر خانواده جدیدی از داروها که با تأثیر بر این آنزیمها در کاهش عوارض دیابت دخیلند راههای ایجاد تغییرات درمانی در سطح این پروتئینها را بررسی میکنیم. لذا در این مقاله بر آن شدیم با مروری بر تازهترین دادههای علمی به بررسی عملکرد و تأثیرگزاری این آنزیمها و مولکولهای کنترل کننده آنها در اختلالات هیپرگلیسمی بپردازیم.
سمیه اصغری، محمدجواد حسینزاده عطار، محمدرضا مهاجری تهرانی، مجتبی صحت،
دوره 10، شماره 6 - ( 9-1390 )
چکیده
مقدمه: افزایش لیپیدهای خون از شایعترین تظاهرات در بیماری دیابت میباشد که منجر به تشدید بروز عوارض دیر هنگام دیابت میشود. روی (Zn) نقش مهمی در متابولیسم و عملکرد انسولین، متابولیسم لیپیدها و شاخصهای التهابی دارد و به نظر میرسد کمبود آن در افراد دیابتی باعث تشدید عوارض ماکرووسکولار و میکرووسکولار در این بیماران گردد. هدف از این مطالعه بررسی اثر مکمل خوراکی گلوکونات روی بر وضعیت لیپیدهای سرم و شاخص التهابی hs-CRP در افراد دیابتی دارای اضافه وزن می باشد.
روشها: این پژوهش به روش کار آزمایی بالینی تصادفی دوسوکور بر روی 60 بیمار 50-30 ساله با نمایه توده بدنی (BMI) 30-25 مبتلا به نوع 2 دیابت ملیتوس صورت گرفت. افراد واجد شرایط به طور تصادفی به دو گروه دریافت کننده قرص گلوکونات روی (mg30) و یا دریافت کننده دارونما تقسیم شدند و به مدت 12 هفته این مکملها را مصرف کردند. تاریخچه پزشکی و بالینی، دریافتهای غذایی و اندازهگیریهای تنسنجی و بیوشیمیایی برای کلیه بیماران مورد بررسی در شروع مطالعه و در انتهای ماه سوم به دست آمد.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد 3/53% بیماران دچار کمبود روی بودند (µg/dl70>)؛ پس از 3 ماه مصرف مکمل گلوکونات روی، سطح سرمی روی در گروه مداخله افزایش معنیداری یافت (001/0P=). میزان TG، TC، LDL-c و hs-CRP با مصرف مکمل روی در طول 3 ماه تغییر معنی داری حاصل نکردند ولی میزان HDL-c افزایش معنی داری در مقایسه با گروه دارونما داشت (02/0P=).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای مطالعه حاضر در مورد تاثیر روی در افزایش کلسترول HDL، به نظر میرسد روی نقش مثبتی بر وقایع قلبی عروقی در بیماران دیابتی داشته باشد. در این بیماران بهبود وضعیت التهاب با مصرف مکمل روی تایید نشد. برای نتیجهگیری بیشتر نیاز به مطالعات گستردهای وجود دارد.
خدیجه میرزایی، آرش حسیننژاد، سیدعلی کشاورز، شیلان اصلانی، صمیم شهبازی،
دوره 10، شماره 6 - ( 9-1390 )
چکیده
مقدمه: [Angiopoietin-related growth factor 6 [ANGPTL6 پروتئین موجود در گردش خون است که پیشنهاد شده در ابتلا به چاقی نقش دارد. هدف از این مطالعه ارزیابی ارتباط بالقوه سطح سرمی ANGPTL6 در حالت ناشتا و میزان متابولیسم پایه (RMR) و ترکیبات بدن در میان افراد چاق و افراد با وزن نرمال است.
روشها: در این مطالعه 62 فرد چاق و 41 فرد غیر چاق شرکت نمودند که میزان متابولیسم پایه بدنشان با استفاده از دستگاه کالریمتری غیر مستقیم به دنبال 12 ساعت ناشتایی مورد ارزیابی قرار گرفت. ترکیب بدن با استفاده از دستگاه Bodystat اندازهگیری شد. سطوح ANGPTL6 نیز با روش الایزا تعیین شد.
یافتهها: بر اساس نتایج حاصل از آنالیز ROC، بهترین مقدار آستانه برای پیشگویی خطر ابتلا به چاقی kcal/24h/kg 20 برآورد شد. افرادی که میزان RMR به ازای کیلوگرم وزن بدنشان برابر یا بیش از kcal/24h/kg 20 بود در گروه I و افرادی که کمتر از این میزان بود در گروه II قرار گرفتند. 3/72 درصد از افراد گروه I چاق بودند و این در حالی است که 4/47 درصد افراد گروه II مبتلا به چاقی بودند. سطوح HDL و ANGPTL6 به طور معناداری در افراد گروه II پایین تر بود. همچنین این گروه به طور معناداری سطوح تری گلیسرید و hs-CRP بالاتری داشتند. وزن، نمایه توده بدن، توده چربی، چربی احشایی، سطح گلوکز ناشتا، انسولین و hs-CRP در غلظتهای سرمی مختلف ANGPTL6، به طور معناداری متفاوت بود. میزان RMR به ازای کیلوگرم وزن بدن در غلظتهای بالای ANGPTL6 بیشترین مقدار را داشت.
نتیجهگیری: ANGPTL6 بر میزان متابولیسم پایه تاثیر میگذارد و به طور معناداری باعث بهبود پروفایل چربی میشود که تا حدودی به علت تاثیر بر غلظت و حساسیت انسولین است. مطالعات بیشتری برای توجیه این مطلب مورد نیاز است. به نظر میرسد نتایج این مطالعه بتواند در زمینه پیشرفت درمان فارماکولوژیکی چاقی موثر باشد.
علی اکبر موسوی موحدی، مهران حبیبی رضایی، موسی بهلولی، نغمه ستار احمدی، احمد محمدی نژاد، مسعود امانلو، فرشته تقوی،
دوره 11، شماره 1 - ( 10-1390 )
چکیده
مجاورت زمان دار قندها با پروتئینها باعث گلایکه شدن غیر آنزیمی شده و موجب ایجاد تغییرات ساختاری و عملکردی در پروتئینها میشود. فرایند گلایکه شده پروتئینها به بروز اختلالات زیادی از جمله بیماریهای عصبی، کبدی، کلیوی و نیز پیری منجر میشود؛ به همین سبب تجمعات پروتئینی غیر محلول ناشی از فرایند گلایکه شدن، از نشانههای تشخیصی بیماریهای مربوط محسوب میگردد. در این مقاله، تغییرات ساختاری ایجاد شده در آلبومین سرم انسانی در اثر گلایکه شدن با استفاده از روشهای گوناگون مانند
گرماسنجی روبش دمایی (DSC)، طیف سنجیهای مرئی و نامرئی؛ دورنگ نمایی چرخشی (CD) و فلورسانس مورد مطالعه قرار گرفته است. اتصال گلوکز با آلبومین سرم انسانی باعث بروز تغییر در ساختارهای دوم و سوم و ایجاد دمینهای انرژتیک جدید به صورت وابسته به غلظت گلوکز میگردد. در صورت مجاورت آلبومین سرم انسانی با گلوکز و سایر قندها در مدتهای طولانی (20 هفته)، به مرور مقدار مارپیچهای آلفا کاهش یافته و صفحات بتا افزایش مییابد. این فرایند در نهایت منجر به شکلگیری ساختارهای شبه آمیلوئیدی و فیبریلی میشود که توسط
میکروسکوب الکترونی مورد عکسبرداری قرار گرفته است. در میان قندها، ریبوز بیشترین اثر و گلوکز کمترین اثر را در فیبریلزایی ایفا مینمایند.
محمود یوسفیفرد، هادی بهاریفر، سیدمصطفی حسینی، رضا چمن، شروین تسلیمی، سیداحمد سیدعلی نقی، سیدمرتضی کریمیان،
دوره 11، شماره 1 - ( 10-1390 )
چکیده
AHR (aryl hydrocarbon receptor) یک فاکتور رونویسی وابسته به لیگاند است که حجم زیادی از ژنها را در گونههای مختلف کنترل میکند. این گیرنده به مجموعهای از ترکیبات شیمیایی که از لحاظ ساختاری متفاوت میباشند متصل و فعال شده و
نقش مهمی را در سازوکارهای مختلف بازی میکند. AHR بیشتر به عنوان گیرندهای که در اثرات سمی زنوبیوتیکها نقش دارد شناخته میشود اما شواهد زیادی در دست میباشد که نشان میدهد این فاکتور رونویسی اثرات مهمی نیز در فرآیندهای بیولوژیک دارد. مسیر سیگنالینگ AHR برای تنظیم عملکرد سیستم ایمنی، رشد و تنظیم چرخه سلول، تنظیم سیستم تولید مثل و تنظیم سیستم حیاتی میباشد. علاوه بر این، نقش مهمی نیز در بروز انواع مختلف سرطان از جمله سرطانهای دستگاه گوارش و ریه ایفا مینماید. نقش AHR در ایجاد سرطان یک نقش دوگانه میباشد. هنگامی که این گیرنده توسط لیگاند خارجی فعال میشود، القاء کننده سرطان بوده در حالی که در صورت فعال شدن با لیگاند داخلی، رشد تومور را مهار مینماید. هدف از این مطالعه بیان ویژگیهای ساختاری، مسیر سیگنالینگ، معرفی لیگاندهای داخلی و خارجی این گیرنده بوده و در نهایت نیز به نقشهای این گیرنده، خواهد پرداخت.
فتانه هاشم دباغیان، نوشآفرین کاظمیخو، محمدابراهیم خمسه، رخساره عقیلی، بیژن فروغ، اشرفالدین گوشهگیر، مجتبی ملک، مرجان لاجوردی، سیدمحمد اکرمی،
دوره 11، شماره 1 - ( 10-1390 )
چکیده
مقدمه: پلی نوروپاتی دو طرفه دیستال دیابتی (DSP) از مشکلات شایع و آزار دهنده در بیماران مبتلا به دیابت میباشد و هزینه گزافی برای فرد و جامعه به همراه دارد. فرم مزمن معمولا بسیار آزار دهنده و به انواع درمانها مقاوم است. از جمله روشهای درمانی غیر دارویی میتوان به درمان با لیزر کمتوان اشاره کرد که تاثیر مطلوبی در کاهش درد دارد ولی اثر آن در نوروپاتی دیابتی به قدر کافی بررسی نشده است.
روشها: در این مطالعه ما 107 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 را از نظر نوروپاتی توسط آزمون غربالگری میشیگان مورد بررسی قراردادیم. در نهایت 27 بیمار شرایط ورود به مطالعه را پیدا کردند. قبل از شروع درمان برای بیماران آزمون سرعت هدایت جریان عصبی (NCV) انجام شد. بیماران به مدت 10 جلسه یک روز در میان تحت درمان با لیزر کم توان با طول موج 808 و 905 نانومتر با دوز 10 ژول بر سانتیمتر مربع قرار گرفتند. در پایان درمان NCV بیماران مجددا اندازهگیری شد.
یافتهها: NCV در تمام موارد به غیر از درگیری عصب تیبیال راست، افزایش قابل ملاحظهای نشان داد. هیچ عارضه جانبی در بیماران گزارش نشد.
نتیجهگیری: این مطالعه
نشان دهنده اثر قابل ملاحظه لیزر کم توان در سرعت انتقال عصبی بیماران دیابتی مبتلا به DSP میباشد و میتواند به عنوان یک روش درمانی غیردارویی و غیر تهاجمی مناسب در این بیماران مورد استفاده قرار گیرد.
سوزان زمزم، منیره انوشه، فضلاله احمدی،
دوره 11، شماره 1 - ( 10-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
مقدمه: دیابت، از مهمترین
بیماریهای مزمن و شایع در جهان است. یکی از مسایل مهمی که بیماران به ویژه زنان
میانسال دیابتیک با آن
مواجه هستند، مشکلات روانی- اجتماعی ناشی از دیابت است که کنترل قند خون آنان را
تحت تاثیر قرار میدهد. مطالعات بسیاری در مورد تجربیات زنان مبتلا به دیابت در زمینه مشکلات روانی اجتماعی در دنیا انجام شده، اما نتایج حاصل از این تجربیات به دلیل
زمینههای فرهنگی مختلف، متفاوت بوده است. هدف از این تحقیق تبیین مشکلات روانی- اجتماعی زنان سوری
مبتلا به دیابت است.
روشها: در این مطالعه
کیفی، 16 شرکت کننده ساکن شهر لاذقیه در کشور سوریه با روش نمونهگیری مبتنی بر
هدف مورد مطالعه قرار گرفتند. جمعآوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار
و تجزیه و تحلیل دادهها به روش تحلیل محتوای کیفی (قراردادی) انجام
شد.
یافتهها: یافتهها از
مفاهیم چهار محور مربوط به مشکلات روانی- اجتماعی در زنان مبتلا به دیابت شامل:
"واکنشها و پاسخهای روحی روانی بیماران"، مشکلات مرتبط به
خانواده"، "مشکلات مرتبط به جامعه" و "مشکلات ناشی از ماهیت
دیابت" استخراج گردید.
نتیجهگیری: مشکلات روانی- اجتماعی ناشی از دیابت فشار قابل توجهی را بر زنان سوری وخانواده آنها تحمیل
کرده است، اجرای
مداخلات بهداشتی با تاکید بر مراقبتهای روحی- روانی جهت پیشگیری از بروز مشکلات روانی- اجتماعی یک امری ضروری به
نظر میرسد.
بیتا فام، عطیه آموزگار، ثریا ارژن، آرش قنبریان، مریم دلشاد، فرهاد حسینپناه،
دوره 11، شماره 1 - ( 10-1390 )
چکیده
مقدمه: فعالیت بدنی(PA) به عنوان یک عامل تاثیرگذار مستقل بر بیماریهای غیر واگیر از جمله سندرم متابولیک (MetS) محسوب میشود. هدف این مطالعه بررسی PA با MetS و اجزای تشکیل دهنده آن در بین نوجوانان با وزن طبیعی و دارای اضافه وزن/ چاق در جمعیت مورد مطالعه قند و لیپید تهران (TLGS) میباشد.
روشها: در پژوهش مقطعی حاضر، 777 نوجوان در فاصله سنی 18تا 12 سال از جمعیت TLGS به روش خوشهای تصادفی چندمرحلهای انتخاب شدند. افراد بر اساس نمایه توده بدنی (BMI) با استفاده از منحنیهای صدک استاندارد ایرانی مختص سن و جنس به دو گروه دارای وزن طبیعی (BMI زیر صدک 85) و دارای اضافه وزن/ چاق (BMI بالای صدک 85) تقسیمبندی شدند. پرسشنامه استاندارد فعالیت بدنی طبق الگوی جهانی MAQ برای نوجوانان تکمیل و سطح PA براساس شاخص MET مشخص گردید. سندرم متابولیک نیز بر اساس معیار کوک تعریف شد.
یافتهها: شیوع MetS در گروه دارای اضافه وزن/چاق بیشتر از افراد دارای وزن طبیعی بود(35% در مقابل 3%). افراد با وزن طبیعی، نسبت به افراد دارای اضافه وزن/ چاق فعالتر بودند (50% در مقابل 44%)، این تفاوت از نظر آماری معنیدار نبود. در گروه دارای وزن طبیعی، احتمال خطر کاهش HDL-C، در افراد با فعالیت بدنی سبک قبل و بعد از تعدیل عوامل مخدوش کننده بیشتر بود (به ترتیب44/2 و 12/1 :95% CI 65/1 OR: ؛35/2 و 11/1 : 95%CI 62/1OR:). شانس خطر چاقی شکمی در گروه اضافه وزن/ چاق با فعالیت بدنی سبک و متوسط صرفا پس از تعدیل عوامل مخدوش کننده، بیشتر از افرادی بود که فعالیت بدنی سنگین داشتند (به ترتیب 08/1و 01/1 :95% CI 06/1OR:؛21/1و 07/1 :95%CI 11/1OR:). در جمعیت مورد مطالعه، PA با MetS ارتباط معنیداری نداشت.
نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش تائید کننده ارتباط PA با برخی اجزای تشکیل دهنده سندرم متابولیک از جمله HDL-C و اندازه دور کمر است.
زهرا طاهری، مهسا محمدآملی، جواد توکلی بزاز، پروین امیری، محمد تاجمیر ریاحی، مریم خجستهفرد، داریوش جاویدی،
دوره 11، شماره 1 - ( 10-1390 )
چکیده
مقدمه: مطالعات قبلی مشخص کردهاند که RANTES در شکلگیری پلاکهای آترواسکروز نقش دارد. همچنین پلیمورفیسمهای ناحیۀ پروموتر ژن RANTES، با افزایش خطر آترواسکروزیس قلبی (CAD) در ارتباط میباشند. هدف از این مطالعه مقایسه میزان بیان mRNA ژن RANTES در بیماران با و بدون تنگی عروق کرونر قلب و همچنین ارتباط آن با پلیمورفیسم G/A 403- در یک جمعیت ایرانی میباشد.
روشها: این مطالعه بر روی 319 بیمار که آنژیوگرافی قلبی عروقی شده بودند انجام شد که شامل بیماران با بیش از 50 درصد تنگی عروق کرونر به عنوان گروه مورد (CAD
+) به تعداد 191 نفر و بیماران بدون تنگی عروق کرونر به عنوان کنترل (CAD
-) که به تعداد 128 نفر بودند. در هر گروه 20 بیمار برای بیان mRNA ژن RANTES با استفاده از روش Real time PCR به طور کمی مورد بررسی قرار گرفتند. تعیین ژنوتیپ پلیمورفیسم 403- با به کار بردن تکنیک RFLP-PCR انجام شد.
یافتهها: میزان بیان mRNA، ژن RANTES به نسبت 37/1 برابر در بیماران CAD
+ در مقایسه با گروه کنترل افزایش یافته بود ولی این اختلاف از نظر آماری معنیدار نبود. همچنین مقایسۀ بیان mRNA، ژن RANTES در بیماران با پلیمورفیسمهای RANTES در ناحیه G/A403- نشان داد در بیمارانی که ژنوتیپ AA داشتند، بیان mRNA ژن RANTES، به نسبت 74/1 برابر در مقایسه با بیمارانی که ژنوتیپ GG داشتند و به نسبت 51/1 برابر در مقایسه با بیمارانی که ژنوتیپ GA داشتند، افزایش یافته بود. هیچ تفاوت معنیداری در فراوانی ژنوتیپها و آللهای پلیمورفیسم 403- ژن RANTES بین بیماران CAD+ در مقایسه با CAD- مشاهده نشد.
نتیجهگیری: پلیمورفیسم ناحیه 403- ژن RANTES بر روی بیان این ژن در بیماران مبتلا به CAD موثر است. هر چند مطالعات بیشتری بر روی حجم نمونه بالاتر برای ارزیابی دقیقتر نقش RANTES در بیماریزایی CAD مورد نیاز میباشد.
الهه کاشانی امین، پریچهره یغمایی، باقر لاریجانی، آزاده ابراهیم حبیبی،
دوره 11، شماره 2 - ( 11-1390 )
چکیده
مقدمه: مهارکنندههای آلفا آمیلازهای پستانداران به عنوان داروهایی برای دیابت و چاقی بطور وسیعی مورد استفاده قرار میگیرند. اما گزارشهای معدودی در مورد فعالسازی آنزیم، که میتواند در این بیماریها مضر باشند وجود دارد. در این جا، اثر ترکیبات مشتق از پورین روی آلفا آمیلاز پانکراس خوک (به عنوان مدل آنزیم انسانی) بررسی شده است.
روشها: تاثیر ترکیبات پورینی بر فعالیت آنزیم در حضور سوبسترای طبیعی، نشاسته و یک سوبسترای صناعی، 4- نیتروفنیل آلفا- دی- مالتوهگزائوزاید بررسی شد. جهت یافتن جایگاه احتمالی برهم کنش این ترکیبات با آنزیم از روش داکینگ (مدلسازی مولکولی) استفاده شد.
یافتهها: مشتقات متیل گزانتین 20 تا 30 درصد فعالیت آنزیم را افزایش دادند. اثر فعالسازی مستقل از غلظت است و در دامنه 10 تا 100 میکرومولار این ترکیبات دیده میشود. با بررسیهای جایگیری، مشخص میشود که احتمالاً یک جایگاه تنظیم فعالیت مستقل از نواحی اتصال ثانویه گزارش شده پیشین، در ساختار آنزیم وجود دارد.
نتیجهگیری: میتوان پیشنهاد کرد که افزایش قند خون دیده شده در نتیجه مصرف کافئین ممکن است تا حدودی مربوط به اثر فعال کنندگی این ترکیب بر آنزیم باشد. وجود یک ناحیه احتمالی تنظیم فعالیت در آنزیم امکان در نظر گرفتن این ناحیه را برای مطالعات بعدی فراهم میکند.
زهرا بهادران، پروین میرمیران، فرهاد حسینپناه، محبوبه صادقی، فریدون عزیزی،
دوره 11، شماره 2 - ( 11-1390 )
چکیده
مقدمه: استفاده از آنتی اکسیدانها رویکرد جدید در بهبود مقاومت
انسولینی و التهاب در دیابت نوع 2 بشمار میرود. هدف از مطالعه حاضر، بررسی اثر
پودر جوانه بروکلی به عنوان منبع غنی ترکیب آنتی اکسیدانی سولفورفان بر مقاومت
انسولینی و شاخصهای التهابی در مبتلایان به دیابت نوع 2 بوده است.
روشها: 81 فرد مبتلا به دیابت واجد شرایط پس از تکمیل فرم رضایتنامه،
بصورت تصادفی در سه گروه مداخله قرار گرفتند؛ گروه 1 (10 گرم/ روز پودر جوانه
بروکلی، 27n=)، گروه 2 (5 گرم/ روز پودر جوانه
بروکلی، 29n=) و گروه 3
(5 گرم/ روز دارونما، 25n=). طول مدت مداخله 4 هفته (28 روز)
بود. غلظت سرمی گلوکز، انسولین، پروتئین واکنشگر C،
اینترلوکین-6 و فاکتور نکروزه کننده تومور آلفا و شاخص مقاومت انسولینی در ابتدا و
انتهای مطالعه اندازهگیری شدند.
یافتهها: 72 نفر مطالعه را کامل کردند (23 نفر در گروه 1، 26 نفر در
گروه 2، و 23 نفر در گروه 3). در پایان هفته چهارم، گلوکز ناشتای سرم، غلظت سرمی
انسولین، شاخص مقاومت انسولینی و پروتئین واکنشگر C
در گروه مصرف کننده 10 گرم در روز پودر جوانه بروکلی، کاهش معنیدار داشت
(05/0>P برای همه). همچنین تاثیر مکمل یاری
با پودر جوانه بروکلی در دوز 10 گرم در مقایسه با گروه دارونما در کاهش انسولین
سرم، مقاومت انسولینی، پروتئین واکنشگر C و اینترلوکین-6
معنیدار بود (05/0>P برای تاثیر درمان).
نتیجهگیری: جوانه بروکلی به عنوان منبع غنی سولفورفان میتواند در
بهبود مقاومت انسولینی و شاخصهای التهابی در مبتلایان به دیابت سودمند باشد.
سودابه اعلیتاب، عبدالحمید باقری، فرشاد شریفی، مژده میرعارفین، زهره بادامچی زاده، مریم قادرپناهی، امیر پژمان هاشمی طاهری، حسین فخرزاده، باقر لاریجانی،
دوره 11، شماره 2 - ( 11-1390 )
چکیده
مقدمه: دیابت حاملگی، یک عارضه حاملگی میباشد که با عوارض متعددی میتواند همراه باشد. در پژوهش حاضر ما رابطه بین فاکتورهای التهابی و آترواسکروز زود رس را بوسیله اندازهگیری FMD (Flow Mediated Dilatation) و CIMT (Carotid Intima - Media Thickness) در زنان با و بدون سابقه قبلی دیابت حاملگی بررسی نمودیم.
روشها: 40زن با و بدون سابقه قبلی دیابت حاملگی با متوسط زمانی 4 سال پس از گذشتن حاملگی دارای این عارضه بدون داشتن دیابت، فشار خون، علائم بیماریهای قلبی و عروقی در این مطالعه وارد شدند. سطح سرمی اینترلوکین -6، CRP، آدیپونکتین، هموسیستئین و سایر پارامترهای خونی براساس روشهای استاندارد موجود در هر دو گروه بررسی شد. احتمال وجود آترواسکروز زودرس بوسیله اندازهگیری FMD وCIMT بررسی شد.
یافتهها: HOMA-1R و میزان انسولین ناشتای پلاسما به صورت معنیداری در زنان با سابقه قبلی دیابت حاملگی بالاتر از گروه شاهد بود. در این گروه همچنین میزان CIMT اندکی بالاتر و درصد FMD به صورت معنیداری پایینتر از گروه کنترل بود. کنترل میزان FMD برای فاکتورهای سن و فشار خون همچنان میزان پایینتری را در گروه بیمار نشان داد. رابطه معنیداری بین FMD و فاکتورهای التهابی مشاهده نشد.
نتیجهگیری: سونوداپلر شریان براکیال جهت محاسبه FMD میتواند به عنوان یک روش پیگیری در این دسته از زنان که در خطر بالاتری جهت ابتلا به بیماریهای قلبی و عروقی هستند، توصیه شود.