جستجو در مقالات منتشر شده


87 نتیجه برای چاقی

امیر اکبری، حمید محبی، الما تبری،
دوره 19، شماره 2 - ( 11-1398 )
چکیده

مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر چاقی ناشی از رژیم غذایی پرچرب و تمرینات ورزشی تناوبی و تداومی بر SIRT1 بافت چربی احشایی و مقاومت به انسولین در رت‌های نر است.
روش‌ها: 40 سر رت نر نژاد ویستار در دو گروه به‌مدت 10 هفته تحت رژیم غذایی پرچرب (HFD، 32 سر) و رژیم غذایی استاندارد (C، 8 سر) قرار گرفتند. پس از القاء چاقی، 8 سر رت از گروه HFD و 8 سر رت گروه C قربانی شدند و سایر رت‌های چاق به‌طور تصادفی به 3 گروه کنترل چاق (OC)، تمرین تداومی با شدت متوسط (MICT) و تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) تقسیم شدند. پروتکل‌هایHIIT و MICT به‌مدت 12 هفته و 5 جلسه در هر هفته اجرا شدند. نمونه‌های چربی احشایی برای اندازه‌گیری مقادیر پروتئینی SIRT1 به روش وسترن بلات جمع‌آوری شدند.
یافته‌ها: القاء چاقی با کاهش معنی‌دار SIRT1 چربی احشایی و افزایش مقاومت به انسولین همراه بود (05/0). در مقابل، هر دو پروتکل HIIT و MICT مقادیر پروتئینی SIRT1 چربی احشایی را به‌طور معنی‌دار افزایش دادند (05/0)، در حالی که اثرات HIIT به‌طور معنی‌دار بیشتر بود (05/0). همچنین، هر دو پروتکل HIIT و MICT منجر به بهبود مقاومت به انسولین شدند (05/0).
نتیجه‌گیری: تمرین ورزشی احتمالاً می‌تواند نقش مهمی در تنظیم SIRT1 چربی احشایی داشته باشد و به‌واسطه‌ی آن می‌تواند در بهبود مقاومت به انسولین موثر باشد. همچنین به‌نظر می‌رسد افزایش در SIRT1 وابسته به شدت تمرین ورزشی باشد.
یزدان احمدی، پریسا شعبان زاده،
دوره 19، شماره 6 - ( 6-1399 )
چکیده

مقدمه: طی نیم قرن گذشته شیوع چاقی و اختلالات متابولیکی مرتبط با آن مانند اختلالات چربی، بیماری‌های قلبی-عروقی، سکته‌ی قلبی و مغزی به‌طور چشم‌گیری افزایش یافته است. انواع مختلفی از ارگانیسم‌ها از جمله باکتری‌ها، قارچ‌ها، آغازیان و ویروس‌ها برای زندگی در روده‌ی انسان تکامل یافته‌اند که به آن‌ها میکروبیوتا گفته می‌شود. دانشمندان دریافتند افراد لاغر، میکروبیوتای متعادل در روده‌ی خود دارند که باعث لاغری آن‌ها می‌شود، بنابراین از روشی به نام پیوند مدفوع و کپسول مدفوع برای درمان چاقی استفاده می‌کنند. هدف از این پژوهش معرفی پیوند مدفوع و کپسول آن در درمان چاقی مقاوم به دارو است.
روش‌ها: مطالعه‌ی حاضر از نوع مطالعه‌ی مرور سیستماتیک است که مقالات انگلیسی و فارسی حاصل از جست و جوی منظم منابع اینترنتی با استفاده از عملکرد منطقی AND, OR بین کلمات کلیدی در پایگاه‌های Pub Med, Google scholar با استفاده از کلید واژگان انگلیسی،FMT, obesity, poop capsule, weight loss  از سال 2010 تا 2020 میلادی انجام گردیده ‌است. جستجوی کلی برای منابع مرتبط پیوند مدفوع 474 مقاله بود. سپس با اعمال فیلتر زمان این تعداد به 237 مقاله تقلیل پیدا کرد. در مرحله‌ی پایانی نیز با حذف مقالات تکراری و بررسی ارتباط مقالات با موضوع مورد مطالعه، 22 مقاله به‌عنوان منابع مربوطه و نهایی انتخاب شدند.
یافته‌ها: در درمان چاقی با FMT مدفوع فرد اهدا کننده پس از غربالگری و تست‌های لازم با استفاده از روش‌های گوناگون نظیر انما یا کولونوسکوپی به فردگیرنده منتقل می‌شود و از آن پس، فرد گیرنده با دریافت میکروبیوتای متعادل فرد اهداکننده به مرور لاغر می‌شود. می‌توان به‌جای پیوند مدفوع که روشی نسبتاً تهاجمی است از کپسول‌های مدفوع که متشکل ازمدفوع خشک شده‌ی فرد اهداکننده است استفاده نمود.
نتیجه‌گیری: پیوند مدفوع و کپسول مدفوع با رعایت ملاحظات لازم روش مؤثری در کاهش وزن افراد چاق (BMI>30) است. با توجه به جدید بودن روش درمانی مطرح شده، مطالعات بیشتری در این حوزه خصوصاً بررسی‌های کلینیکال این روش در درمان افراد چاق کشور توصیه می‌شود.
محمود اصل محمدی زاده، صالح افراسیابی، زینب اصل محمدی،
دوره 20، شماره 2 - ( 11-1399 )
چکیده

مقدمه: اختلال متابولیکی ناشی التهاب در اثر چاقی و دیابت افزایش مییابد که از طریق ورزش و رژیم غذایی کنترل میشود. از اینرو هدف این پژوهش بررسی اثر 24 هفته مداخله‌ی تمرین تناوبی شدید و رژیمهای غذایی بر تغییرات شاخص اینترلوکین 6 در بیماران دیابتی نوع دو چاق است.
روشها: 70 مرد (بیمار دیابت نوع دو و چاق) به‌صورت تصادفی به 7 گروه (4 گروه در رژیم غذایی متفاوت به‌علاوه مداخله‌ی HIIT و 3 گروه تنها در رژیم غذایی متفاوت) که در برنامه‌ی غذایی 1200 تا 1900 کیلوکالری/روز برای هفته 24 شرکت کردند، در حالی که بیماران در برنامه‌ی HIIT تحت نظارت (12 هفته‌ای) قرار گرفتند که با 4 هفته رژیمهای غذایی اولیه دنبال شد. شاخص‌های آنتروپومتریکی، فیزیولوژیکی، ترکیب بدن و نمونه‌ی خون ناشتای در هفتههای 0 ، 4، 8، 14، 20 و 24 جمعآوری شدند.
یافته‌ها: پس از اتمام 24 هفته مداخله، بیشترین درصد افزایش و کاهش IL-6 به‌ترتیب به رژیم غذایی پرچربی(80/19 ± 09/28) و رژیم غذایی کم کربوهیدرات+تمرین تناوبی (13/25 ± 89/28-) اختصاص داشت. پس از 12 هفته تمرین تناوبی به همراه رژیم‌ غذایی بیشترین درصد افزایش IL-6 به گروه رژیم غذایی پرچربی(33/25 ± 74/26) مرتبط است، با این وجود بیشترین درصد کاهش IL-6 مختص به گروه کم چربی+تمرین تناوبی (17/29 ± 11/32-) بود.
نتیجه‌گیری: یافتهها نشان دادند که رژیم کم کربوهیدرات و کم چربی با HIIT و وعدههای کم کربوهیدرات همراه با HIIE ممکن است برای بیماران دیابت نوع دو چاق مفید باشد.
عمار راشت، احمد عبدی،
دوره 21، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده

مقدمه: شواهد نشان می‌دهد که رژیم غذایی پُرچرب (HFD) باعث هیپرانسولینی و اختلال در عملکرد جزایر پانکراس همراه با مقاومت به انسولین در بافت چربی می‌شود. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی اثر تمرین هوازی همراه با کپسایسین بر بیان Pdx1 و GLUT2 بافت پانکراس موش‌های HFD بود.
روش‌ها: در این مطالعه‌ی تجربی، 40 سر موش صحرایی نر ویستار به‌مدت 8 هفته با رژیم غذایی نرمال (8=n، ND) و رژیم غذایی پُرچرب (HFD) (32=n) تغذیه شدند. بعد از هشت هفته همه موش‌ها به 5 گروه: رژیم غذایی نرمال (NDرژیم غذایی پُرچرب (HFD)، رژیم غذایی پُرچرب-تمرین (HFDT)، رژیم غذایی پُرچرب-کپسایسین (HFDCap) و رژیم غذایی پُرچرب-تمرین-کپسایسین (HFDTCap) تقسیم شدند. گروه‌های تمرین به‌مدت هشت هفته برنامه‌ی دویدن هوازی با شدت متوسط (60-50% VO2max، 25-15 متر/دقیقه، 60-30 دقیقه/روز، پنج روز/هفته) را روی تردمیل انجام دادند. کپسایسین (mg/kg/day 4) یک بار در روز به‌صورت خوراکی با گاواژ خورانده شد. داده‌ها با استفاده از ANOVA در سطح معنا‌داری 05/0 P< آزمون شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد بیان Pdx1 و GLUT2 در گروه‌های HFDT (به‌ترتیب 002/0=P و 003/0=PHFDCap (به‌ترتیب 022/0=P و 026/0=P) و HFDTCap (به‌ترتیب 000/0=P و 000/0=P) افزایش معنی‌داری داشت. همچنین افزایش معنی‌داری در بیان Pdx1 و GLUT2 در گروه HFDTCap نسبت به HFDCap (به‌ترتیب 037/0=P و 044/0=P) مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که HFD باعث اختلال در عملکرد سلول‌های β پانکراس شده و تمرین هوازی به تنهایی و همراه با کپسایسین با افزایش بیان Pdx1 و GLUT2، احتمالا می‌تواند عملکرد سلول‌های جزایر را بهبود ببخشد.
زهرا حاج هاشمی، الهام مسلمی، پروانه صانعی،
دوره 21، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده

مقدمه: اگرچه بسیاری از مطالعات مشاهده‌ای ارتباط میان سطوح سرمی ویتامین D و چاقی شکمی را بررسی کرده‌اند، یافته‌ها متناقض است. این مرورسیستماتیک و متاآنالیز دوز-پاسخ به‌منظور جمع‌بندی این ارتباط در بزرگسالان در مطالعات مشاهده‌ای انجام شد. روش‌ها: تمامی مطالعات چاپ شده تا مِی2020میلادی در 5 پایگاه اطلاعاتی مورد جست‌وجو قرارگرفتند. 41 مطالعه‌ی مشاهده‌ای که ارتباط بین سطوح سرمی ویتامین D و چاقی شکمی را به‌صورت نسبت شانس (OR)، نسبت خطر(RR) یا خطر نسبی (HR) به‌همراه فاصله‌ی اطمینان 95% (CI) گزارش کرده بودند، در این مطالعه گنجانده شدند. یافته‌ها: به‌طور کلی44 اندازه‌ی اثر، از 36 مطالعه‌ی مقطعی که بر روی 257699 فرد انجام شده، نشان داد که سطوح سرمی بالای ویتامین D در مقایسه با سطوح پایینی، با 23% کاهش شانس چاقی شکمی مرتبط است (83/0-71/0:CI%95;77/0:OR). پس از انجام آنالیز زیرگروهی، تقریباً درهمه‌ی زیرگروه‌ها ارتباط معناداری مشاهده شد. براساس آنالیز دوز-پاسخ خطی، هر nmol/l 25 افزایش در سطوح سرمی ویتامین D با8% کاهش خطر چاقی شکمی همراه بود (99/0-85/0:CI%95;92/0:OR). بعد از محدود کردن آنالیز به مطالعات با نمونه‌گیری تصادفی (17 مطالعه با 242135 نفر)، همان ارتباط معنادار و معکوس حاصل شد (87/0-71/0:CI%95;79/0:OR). همچنین در مطالعات با نمونه‌گیری تصادفی، هرnmol/l 25 افزایش در سطوح سرمی ویتامین D با10% کاهش خطر چاقی شکمی همراه بود (99/0-82/0:CI%95;90/0:OR). نتیجه‌گیری: در این مطالعه‌ی متاآنالیز که بر روی مطالعات اپیدمیولوژیک انجام شد، ارتباط معنادار و معکوس و خطی بین سطوح سرمی ویتامین D و چاقی شکمی مشاهده گردید. این ارتباط در مطالعات با نمونه‌گیری تصادفی نیز مشاهده شد. در پایان، برای تعیین ارتباط علت و معلولی نیاز به مطالعات آینده‌نگر است.
مهناز امیدی، پریا ویسمرادی،
دوره 21، شماره 6 - ( 12-1400 )
چکیده

مقدمه: آدیپولین یک نوع هورمون است که از سلول‌های چربی ترشح می‌شود و به‌عنوان یک تنظیم کننده‌ی متابولیک با خواص ضدالتهابی عمل می‌کند و میزان آن از طریق وضعیت چاقی، دیابت و التهاب کاهش می‌یابد.از این‌رو پژوهش حاضر با هدف مقایسه‌ی اثر تمرینات هوازی با شدت بالا و شدت متوسط بر سطوح سرمی آدیپولین و برخی شاخص‌های سندرم متابولیک در زنان چاق انجام شد.
روش‌ها: در این تحقیق نیمه تجربی، تعداد 36 نفر به‌صورت تصادفی در سه گروه 12 نفره (2 گروه تجربی و یک گروه کنترل) تقسیم‌ شدند. گروه تمرین هوازی با شدت 85-95 درصد ضربان قلب بیشینه، هر جلسه به‌مدت 33 دقیقه روی تردمیل به‌صورت متناوب راه رفتن و دویدن را اجرا کردند و گروه تمرین با شدت 50-70 درصد ضربان قلب بیشینه، 41 دقیقه به‌صورت مداوم راه رفتند (مدت تمرینات برای 2 گروه 8 هفته و 3 جلسه در هفته بود و گرو کنترل در این مدت فعالیتی نداشتند). از آزمون‌های آماری تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معنی‌داری (05/0P>) استفاده شد.
یافته‌ها: تمرینات هوازی با شدت بالا سبب افزایش معنی‌دار سطوح آدیپولین سرمی (001/0P=)، کاهش مقادیر کلسترول تام (020/0P=)، تری‌گلیسیرید (021/0P=) و مقاومت به انسواین(001/0P=)گردید؛ همچنین یافته ها حاکی از عدم اختلاف معنی‌داری در مقادیر لیپوپروتئین پرچگال(615/0P=)، لیپو پروتئین کم چگال(604/0P=) و فشارخون(269/0P=) در 3 گروه مورد مطالعه بود و تمرین هوازی با شدت متوسط بر سطح سرمی آدیپولین نمونه مؤثر نبود (192/0P=)، فقط گلوکز (025/0P=) تریگلیسرید (010/0P=)، فشارخون سیستولیک (028/0P=) و انسولین (043/0P=) کاهش یافته است و میزان کلسترول، لیپوپروتئین کم چگال و لیپوپروتئین پرچگال تغییر معناداری نداشته‌اند.
نتیجهگیری: در پایان می‌توان گفت به‌نظر می‌رسد افراد برای افزایش میزان آدیپولین به‌عنوان شاخص بهبود دهنده حساسیت انسولینی و همچنین بهبود شاخص‌های سندرم متابولیک میتوانند از تمرینات هوازی با شدت بالا بهره ببرند.
 
بهمن حسنوند، احمد محمدی مقدم، روح اله گراوند،
دوره 22، شماره 1 - ( 2-1401 )
چکیده

مقدمه: فرآیند سالمندی به‌طور معمول با کاهش عملکرد سیستم‌های بدن و ظرفیت‌های فیزیولوژیکی و افزایش استعداد ابتلا به بیماری‌ها به‌ویژه سندرم متابولیک همراه است. این مطالعه به بررسی تأثیر هشت هفته تمرینات مقاومتی بر سطوح آیریزین، اینترلوکین-15، CRP و کلسترول مردان سالمند دارای سندرم متابولیک پرداخته است.
روش‌ها: جامعه‌ی آماری را مردان سالمند شهرستان خرم‌آباد تشکیل دادند، که از بین آنها 18 نفر انتخاب و بهصورت تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل (2/2±2/65، 1/2±4/65) تقسیم شدند. برنامه‌ی تمرین مقاومتی شامل پرس پا، پرس سینه، حرکت پارویی، خم کردن زانو، سرشانه، پشت بازو، باز کردن زانو و جلوبازو بود. برنامه‌ی فوق با30 درصد یک تکرار بیشینه شروع و به 50 درصد یک تکرار بیشینه در پایان هفته هشتم رسید. نمونه‌های خونی 48 ساعت پیش و پس از جلسات تمرینی گرفته شد. جهت بررسی داده‌های پژوهش از آزمون t همبسته وt  مستقل استفاده شد. سطح معنی‌داری نیز(05/0P<) در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: هشت هفته تمرین مقاومتی موجب افزایش معنی‌دار آیریزین (01/0P=) و اینترلوکین-15 (007/0P=)، همچنین موجب کاهش معنی‌دار سطوح CRP ( 007/0P=) و کلسترول تام (02/0P=) در مردان سالمند دارای سندرم متابولیک شد.
نتیجه‌گیری: یافتن راهکارهای غیردارویی جهت بهبود شاخص‌های متابولیک از اهمیت زیادی برخوردار است. براساس نتایج این پژوهش، انجام تمرینات مقاومتی به‌عنوان یک راهکار کم هزینه و غیردارویی برای درمان سندرم متابولیک در مردان سالمند توصیه می‌شود.
مهدیه قاسمی، احمد عبدی، آسیه عباسی دلویی،
دوره 22، شماره 5 - ( 10-1401 )
چکیده

مقدمه: التهاب نقش مهمی در افزایش آسیب سلول‌های کبدی و فیبروز کبد ایفا می‌کند. در سال‌های اخیر نقش محافظتی فعالیت ورزشی و ژل رویال (RJ) برای اختلالات متابولیک و التهابی پیشنهاد شده است. هدف از مطالعه‌ی حاضر بررسی اثرات تمرین هوازی (AT) و RJ بر نشانگرهای پیش‌التهابی در موش صحرایی مدل رژیم غذایی پُرچرب (HFD) بود.
روش‌ها: در این مطالعه‌ی تجربی، 45 موش صحرایی نر به‌طور تصادفی به پنج گروه (هر گروه: 9=n): رژیم غذایی نرمال (ND)، رژیم غذایی پُرچرب (HFD)، رژیم غذایی پُرچرب+تمرین (HFDT)، رژیم غذایی پُرچرب+ژل رویال (HFDRJ) و رژیم غذایی پُرچرب+تمرین+ژل رویال (HFDTRJ) تقسیم شدند. گروه‌های مکمل، طی دوره‌ی مداخله‌ی روزانه 100 میلی‌گرم RJ (به ازای هر کیلوگرم وزن بدن) رقیق شده در آب مقطر را به‌صورت خوراکی دریافت کردند. برنامه‌ی تمرین هوازی شامل دویدن روی تردمیل با شدت 60-50 درصد اکسیژن مصرفی (VO2max)، پنج روز در هفته به‌مدت هشت هفته بود.
یافته‌ها: HFD باعث افزایش NF-κB (006/0=pTNF-α (006/0=p) و IL-1β (0001/0=p) کبدی شد. AT، RJ و همچنین ترکیب AT با RJ باعث کاهش NF-κB، TNF-α و IL-1β شد (05/0p≤). کاهش NF-κB، TNF-α و IL-1β در گروه HFDTRJ نسبت به گروه HFDT و HFDRJ معنی‌دار بود (05/0p≤).
نتیجه‌گیری: ترکیب AT و RJ ممکن است با کاهش بیان NF-κB، TNF-α و IL-1β باعث کاهش شاخص‌های التهابی شده و استئاتوز کبدی ناشی از HFD را بهبود بخشد.
محمد جواد پوروقار، سعید رضا نوری مفرد، موسی خلفی،
دوره 23، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده

مقدمه: آدیپونکتین یکی از شناخته شده‌ترین آدیپوکاین‌ها با اثرات ضد التهابی است، که نقش مهمی در تنظیم متابولیسم بدن ایفا می‌کند. هدف مطالعۀ حاضر بررسی تأثیر تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) در برابر تمرین تداومی با شدت متوسط (MICT) بر سطوح گردشی آدیپونکتین در افراد با و بدون بیماری‌های متابولیکی است.
روش‌ها: جستجوی نظاممند در پایگاه‌های اطلاعاتی PubMed, Web of Science مرکز جهاد دانشگاهی و مگیران با استفاده از کلید‌واژه‌های "HIIT" و «آدیپونکتین» برای یافتن مقالات فارسی و انگلیسی منتشر شده تا ماه October سال 2022 انجام شد. اندازه اثر (SMD) و فاصلۀ اطمینان 95 درصد، با استفاده از نرم‌افزار CMA2 محاسبه شد. از آزمون I2 برای محاسبۀ ناهمگونی و تحلیل بصری فونل پلات و تست Egger برای تعیین سوگیری انتشار استفاده شدند.
یافته‌ها: آنالیز دادههای 28 مداخله (24 مطالعه) نشان داد که HIIT منجر به افزایش معنی‌دار آدیپونکتین می‌شود [004/0P= ،(68/0 الی 12/0CI:) 40/0]. همچنین، آنالیز دادههای 8 مداخله نشان داد که HIIT منجر به افزایش غیر معنیدار آدیپونکتین نسبت به گروه MICT شد [07/0P= ،(86/0 الی 04/0CI: -) 41/0].
نتیجه‌گیری: یافته‌های مطالعۀ حاضر نشان داد که HIIT روش تمرینی مناسب و کارآمد برای افزایش آدیپونکتین به‌ویژه در افراد با اختلالات متابولیکی است.
هانیه سادات اجتهد، شیرین حسنی رنجبر، هانیه مالمیر، آذین پاک مهر، رضوان رزمنده، یاسمن خورشیدی، گلاله اصغری، احمدرضا سروش، افشین استوار، باقر لاریجانی،
دوره 23، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده

مقدمه: با توجه به روند افزایشی و نگران کنندۀ اضافه وزن و چاقی و نیز عوارض مرتبط با آن، در این مطالعه راهنمای بالینی جامعی برای مراقبت‌های پزشکی بیماران مبتلا به چاقی بر پایۀ توصیه‌های بالینی انجمن غدد درون‌ریز آمریکا و کالج غدد درون‌ریز آمریکا نوشته شده است و براساس شرایط ایران تا حد امکان بومی‌سازی شده است.
روش‌ها: جستجوی کاملی در پایگاه‌های اطلاعاتی در دسترس انجام شد و بهترین راهنماهای بالینی متناسب با جامعه ایرانی انتخاب شدند. سپس از نظرات متخصصین و کارشناسان فعال در بالین استفاده شده و راهنماهای بالینی چاقی برای بزرگسالان ایرانی نوشته و توصیه‌ها بر مبنای بررسی دقیق شواهد بالینی موجود ارایه شد.
یافته‌ها: در مجموع 1788 مرجع مورد استفاده قرار گرفت و در پاسخ به 9 سؤال بالینی، 123 توصیه که شامل 160 بیانیۀ مخصوص میشود، در جهت تعیین برنامۀ جامع مراقبت پزشکی برای چاقی ارایه شد. در این مقاله به پیشگیری، غربالگری، تشخیص، فواید و اهداف درمان چاقی می‌پردازیم و سؤالات 6 تا 9 در رابطه با مراحل درمان چاقی و فردی سازی آن در بخش بعدی راهنما به چاپ خواهد رسید.
نتیجه‌گیری: سؤالات و توصیه‌های دقیق مبتنی بر شواهد که در این مطالعه ذکر شده، موارد بالینی را مشخص می‌کنند که تصمیم گیری در مورد بیماران چاق از غربالگری و تشخیص تا اهداف درمان را تسهیل کند و به ارائۀ یک رویکرد علمی و منطقی برای مدیریت چاقی با هدف برقراری و حفظ سلامتی، کمک کند.
هانیه سادات اجتهد، شیرین حسنی رنجبر، هانیه مالمیر، رضوان رزمنده، آذین پاک مهر، یاسمن خورشیدی، گلاله اصغری، امیرمحمد مرتضویان، محمدرضا مهاجری تهرانی، افشین استوار، باقر لاریجانی،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

مقدمه: شیوع اضافه وزن، چاقی و عوارض مرتبط با آن، با سرعت بسیار زیاد در جهان در حال افزایش است. همچنین درمان این بیماری درصورت وجود یا نبود بیماری‌های همراه به یک چالش تبدیل شده است. در این مقاله بر پایۀ توصیه‌های بالینی انجمن غدد درون‌ریز آمریکا و کالج غدد درون‌ریز آمریکا راهنمای بالینی جامعی برای مراحل درمان بیماران مبتلا به چاقی و فردی‌سازی آن نوشته شده است و سعی شده براساس شرایط موجود در ایران تا حد امکان بومی‌سازی شود.
روش‌ها: به کمک یک راهبرد جستجوی مشخص، جستجوی کاملی در پایگاه‌های در دسترس انجام شد. سپس، راهنماهای بالینی متناسب با جامعۀ ایرانی انتخاب شدند و با استفاده از نظرات متخصصین و کارشناسان فعال در بالین و مقالات مرور سیستماتیک مرتبط، راهنمای بالینی برای درمان چاقی در بزرگسالان ایرانی تهیه شد.
یافته‌ها: در این مقاله، در ادامۀ بخش قبلی راهنمای بالینی به سوالات شمارۀ 4 تا 6 در خصوص مراحل درمان چاقی و شخصی‌سازی آن در افراد بزرگسال جامعۀ ایرانی پاسخ دادیم و در مجموع 60 توصیه در این خصوص ارایه کردیم.
نتیجه‌گیری: در بخش دوم راهنمای بالینی مدیریت چاقی در بزرگسالان ایرانی سعی بر آن شد که دید ویژهای به درمان این بیماران داشته باشیم و با ارایۀ توصیه‌ها و بیانیه‌های مبتنی بر شواهد، روند درمان را تا حد ممکن در بیماران با شرایط خاص فردی‌سازی کنیم تا تصمیم‌گیری در این خصوص برای همکاران کادر درمان تسهیل گردد.

حمیدرضا زلفی، امیر شکیب، مهدی زارعی، نگیسا فرهنگی،
دوره 24، شماره 4 - ( 8-1403 )
چکیده

مقدمه: اثرات ورزش منظم بر پروفایل miRNA و شاخص‌های استرس اکسیداتیو کمتر شناخته شده است. هدف از مطالعۀ حاضر بررسی تغییرات بیان ژن mRNA17 و شاخص‌های استرس اکسیداتیو در زنان دارای اضافه وزن و چاق به‌دنبال تمرینهای عملکردی با شدت بالا بود.
روش‌ها: در این مطالعۀ نیمه‌تجربی،22 زن دارای اضافه وزن و چاق به‌صورت تصادفی در دو گروه تمرین عملکردی با شدت بالا (10 نفر) و کنترل (12 نفر) تقسیم شدند. آزمودنی‌های گروه‌ تمرینی 3 جلسه در هفته به‌مدت 8 هفته به اجرای تمرینهای عملکردی با شدت بالا (مقیاس درک فشار بالاتر و مساوی 7) پرداختند. قبل و پس از 8 هفته، نمونه‌های خونی جهت اندازه‌گیری بیان miR-17، مالون دی آلدئید (MDA)، سوپراکسیددیسموتاز، گلوتاتیون پراکسیداز (GPx) و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی تام (TAC) به عمل آمد. از آزمون تحلیل کواریانس جهت تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها استفاده شد.
یافته‌ها: بعد از هشت هفته تمرین‌های عملکردی با شدت بالا، بیان miR-17 در گروه تجربی نسبت به گروه کنترل به‌طور معنی‌‌داری کاهش یافت(001/0 =P). بعد از هشت هفته تمرین‌های عملکردی با شدت بالا TAC (0001/0 =P)، GPX (007/0 =P) و SOD (001/0 =P) در گروه تجربی نسبت به گروه کنترل به‌طور معنی‌داری افزایش یافت. تغییر معناداری در MDA مشاهده نشد (778/0 =P).
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعۀ حاضر نشان داد هشت هفته تمرین عملکردی با شدت بالا ممکن است منجر به کاهش بیان miR-17 و بهبود شاخص‌های استرس اکسیداتیو و آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی گردد که احتمال دارد در بهبود شاخص‌های متابولیک و عوارض چاقی مؤثر باشد.
امید ظفرمند، فاطمه کاظمی نسب،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده


مقدمه: فعالیت بدنی و چای سبز یکی از شیوه‌های پیشنهادی برای کنترل چاقی و عوارض ناشی از آن مانند بیماری‌های قلبی - عروقی، دیابت و التهاب کبدی است. هدف مطالعه حاضر، اثر ترکیبی تمرین ورزشی و چای سبز بر نیم‌رخ لیپیدی در بزرگسالان دارای اضافه وزن و چاق بود.
روش‌ها: جستجوی سیستماتیک مقالات انگلیسی و فارسی منتشر شده از پایگاه‌های اطلاعاتی P‏ubMed ،Web of Science ، Scopus، ‌Sid، Civilica و Magiran تا ژوئن سال 2024 انجام شد. تفاوت میانگین و فاصله اطمینان 95% (CI) با استفاده از مدل اثر تصادفی محاسبه شد.
یافته‌ها: در مجموع 14 مطالعه با و 390 آزمودنی بزرگسال دارای اضافه وزن و چاقی که 198 آزمودنی گروه ترکیبی تمرین ورزشی و چای سبز با میانگین سنی 34 سال و BMI با میانگین 30 کیلوگرم/مترمربع بود که 192 آزمودنی در گروه کنترل با میانگین سنی 3 سال و BMI با میانگین 31 کیلوگرم/مترمربع وارد فراتحلیل حاضر شدند. نتایج نشان داد که ترکیب تمرین ورزشی و چای سبز سبب کاهش معنادار TC ]001/0P= ، mg/dL923/22- =‌[WMD،TG  ]001/0P= ، mg/dL 946/9- =‌[WMD، LDL ]001/0P= ،  mg/dL675/11- =‌[WMD و افزایش معنادار HDL ]017/0P= ، mg/dL 888/8 =‌[WMD ‌نسبت به گروه کنترل در بزرگسالان دارای اضافه وزن و چاقی شد.
نتیجه‌گیری: نتایج فراتحلیل حاضر نشان داد که ترکیب تمرین ورزشی و چای سبز در بزرگسالان دارای اضافه وزن و چاقی سبب کاهش TC، TG ، LDL و افزایش HDL می‌شود. بنابراین، تمرین ورزشی و چای سبز می‌تواند به‌عنوان یک راهکار غیردارویی و کاربردی برای بهبود نیم‌رخ‌لیپیدی به بزرگسالان دارای اضافه وزن و چاقی پیشنهاد شود.





 

علیرضا باقری، مهدی مرادی، محمد ملکی پویا، بهرام عابدی،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده


مقدمه: چاقی یک بیماری چند عاملی است که بروز و بار آن بر جوامع در سراسر جهان رو به افزایش است. عملکرد جنسی در این بیماران از ابعاد مهمی است که اغلب نادیده گرفته می‌شود. لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر یک دوره تمرین استقامتی به ‌همراه تحریک الکتریکی بر بیان ژن برخی از نشان‌گرهای جنسی بافت بیضه موش‌های صحرایی چاق روزه‌دار بود.
روش‌ها: در این مطالعۀ تجربی کنترل‌ شده با گروه شاهد 40 سر موش صحرایی نر ویستار (8 هفته‌ای با وزن 19±200 گرم) پس القاء چاقی و افزایش وزن به‌طور تصادفی به 5 گروه 8 تایی کنترل، چاق روزه‌دار، روزه‌دار-تمرین استقامتی، روزه‌دار-تحریک الکتریکی و روزه‌دار-تمرین استقامتی-تحریک الکتریکی تقسیم شدند. گروه‌های مداخله برای یک دورۀ 4 هفته‌ای تحت فعالیت ورزشی استقامتی (با سرعت 10 تا 20 متر/دقیقه و مدت 20 تا 40 دقیقه)، تحریک الکتریکی (دستگاه فوت شوک برای 5/0 میلی‌آمپر و 20دقیقه) و روزه‌داری (8 به 16 ساعت) قرار گرفتند. پس از تمرین و بی‌هوشی، نمونه‌بردای بافتی صورت گرفت و پس از انجام فرایندهای ملکولی بیان ژن‌ها با استفاده از دستگاه Real time-PCR اندازه‌گیری شد. برای آنالیز داده‌ها از آزمون تحلیل واریانس دو‌طرفه در سطح معنی‌داری 05/0 >P و نرم‌افزار گراف‌پد استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد تمرین استقامتی منجر به افزایش معنی‌دار بیان ژن‌های 5αR و آروماتاز در موش‌های صحرایی چاق روزه‌دار نسبت به گروه چاق شد (0001/0 =P). همچنین تحریک الکتریکی و تلفیق آن با تمرین استقامتی منجر به افزایش معنی‌داری بیان ژن 5αR شد (0001/0 =P) اما در ژن آرماتاز این افزایش معنی‌داری نبود (377/0 =P).
نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد تمرین استقامتی و تحریک الکتریکی در حین روزه‌داری با افزایش بیان ژن‌های 5-آلفا ردوکتاز و آروماتاز در نمونه‌های چاق در سلامت جنسی آنها مؤثر بوده و منجر به بهبود آن می‌شود. همچنین تلفیقی از تحریک الکتریکی و تمرین ورزشی نیز می‌تواند اثرات مثبتی بر این روند داشته باشد اما نیازمند مطالعات بیشتری است.
 
خدیجه ضامنی جعفرکلائی، محمدرضا اسماعیل زاده طلوعی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده

مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر بازی تناوبی شدید و تمرین تناوبی شدید بر شاخص‌های ترکیب بدن، عملکردی و نیمرخ چربی دختران دارای اضافه‌وزن و چاقی 10 تا 12 صورت گرفت.
روش‌ها: در پژوهش نیمه‌تجربی حاضر، 30 دختر (میانگین قد 32/5 ± 26/149 متر، وزن 65/7 ± 41/67 کیلوگرم و نمایۀ تودۀ بدنی 3/2 ± 14/30 کیلوگرم بر مجذور متر) دارای اضافه‌وزن و چاقی به‌طور تصادفی در گروه‌های تمرین تناوبی شدید (10 نفر)، بازی تناوبی شدید (10 نفر) و کنترل (10 نفر) قرار گرفتند. برنامه‌های تمرین به‌مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته با تمرینات چهار دقیقه‌ای با شدت بالا (90 -85 درصد ضربان قلب حداکثر) و بهبودی سه دقیقه‌ای (75-65 درصد ضربان قلب حداکثر) با چهار تکرار انجام شد که در تمرینات تناوبی شدید به شکل دویدن و در بازی تناوبی شدید به شکل بازی صورت گرفت. نمونه‌های خونی جهت اندازه-گیری سطوح سرمی نیمرخ چربی (48 ساعت قبل و پس از مداخله) گرفته شد.
یافته‌ها: هر دو گروه تناوبی شدید و بازی تناوبی شدید در مقایسه با گروه کنترل در مقادیر توان هوازی و لیپوپروتئین با چگالی بالا (HDL)افزایش (001/0 >P) و در مقادیر درصد چربی بدن، تری گلیسیرید ( TG)، کلسترول کل ( TC ) و لیپوپروتئین با چگالی کم (LDL) (010/0 >P) کاهش معناداری را نشان دادند و بین دو گروه تمرین در TG، LDL و HDL (01/0 >P) تفاوت معنادار بود که با افزایش HDL بیش‌تر و کاهش بیش‌تر  TGو LDL. در گروه بازی تناوبی همراه بود.
نتیجه‌گیری: بازی تناوبی شدید می‌تواند به‌عنوان راهکار مناسب‌تری جهت بهبود نیمرخ چربی دختران دارای اضافه ‌وزن و چاقی پیشنهاد شود.
 
زهرا حسینی توسل، منا تمدن، دکتر هانیه السادات اجتهد، باقر لاریجانی،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده

Desmond و همکاران (2025) اخیراً نشان داده‌اند که تزریق زیر جلدی هفتگی Mycobacterium vaccae ATCC 15483 (M. vaccae) در موش‌های نر نوجوان به ‌طور قابل توجهی از افزایش وزن بیش از حد و چاقی احشایی ناشی از رژیم غذایی به سبک غربی جلوگیری می‌کند. این مداخله علی‌رغم عدم تغییر در تنوع میکروبیوتای روده، نشانگرهای التهاب عصبی هیپوکامپ (Nfkbia، Nlrp3) و رفتارهای اضطراب مانند را کاهش داده است. از آنجا که بیش از یک میلیارد نفر در جهان و حدود 30% جمعیت ایران تحت تأثیر چاقی قرار دارند و این بیماری در سال 2024 علت یکی از هر هشت مورد مرگ‌و‌میر ناشی از بیماری‌های غیرواگیر بوده است، این راهبرد‌های مبتنی بر میکروبیوم می‌توانند ارزش بالینی داشته باشند. چنین رویکردهایی که مسیرهای ایمونومتابولیک را هدف قرار می‌دهند، نشان‌دهندۀ رویکردی بین‌رشته‌ای و امیدوار کننده است که علوم غدد درون‌ریز، میکروبیولوژی و جنبه‌های روان‌تنی اختلالات متابولیک را به هم پیوند می‌دهد. با این وجود، تصویر رسانه‌ای M. vaccae به‌عنوان یک واکسن چاقی باعث سوء تفاهم می‌شود. این درمان افزایش وزن مرتبط با رژیم را کاهش می‌دهد، امّا به‌طور کامل مانع از آن نیست و نمی‌تواند با عادات غذایی سالم جایگزین شود. با این حال، این روش می‌تواند به‌عنوان رویکردی مکمل برای کاهش اثرات منفی مصرف غذاهای فوق‌فرآوری‌شده به‌کار گرفته شود و درمان‌های موجود چاقی، مانند مداخلات مبتنی بر میکروبیوم، درمان‌های دارویی و جراحی چاقی را تقویت کند. آزمایش‌های بالینی گسترده‌تری برای تعیین اثربخشی، دوز مطلوب، ایمنی و ادغام با درمان‌های فعلی چاقی مورد نیاز است.
منصوره کریمی، فاطمه شرفی فرد، فاطمه کاظمی نسب،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده

مقدمه: سندرم متابولیک در کودکان و نوجوانان چاق خطر ابتلا به بیماری های قلبی عروقی و دیابت نوع دو را افزایش می‌دهد. تحقیقات نشان می‌دهد که تمرین ورزشی می‌تواند سلامت قلب و عروق را در این جمعیت بهبود بخشد. هدف این فراتحلیل ارزیابی تأثیر تمرینات ورزشی بر این عوامل خطر در کودکان و نوجوانان چاق مبتلا به سندرم متابولیک است.
روش‌ها: جستجوی سیستماتیک مقالات انگلیسی و فارسی از پایگاه‌های PubMed، Web of Science و Scopus بدون محدودیت زمانی تا ماه (می) ۲۰۲۴ انجام شد. در تحلیل داده‌ها، از مدل اثر تصادفی برای محاسبه تفاوت میانگین وزنی (WMD)، اختلاف میانگین استاندارد شده (SMD) و فاصله اطمینان ۹۵ درصد (CI) استفاده شد. همچنین، ناهمگونی مطالعات با آزمون I² ارزیابی شد.
یافته‌ها: نتایج 6 مطالعه با 1761 آزمودنی نشان داد که تمرین ورزشی سبب کاهش معنادار وزن بدن [001/0=P،kg  32/6- =WMD]، دورکمر [001/0=P،cm  11/9- =WMD]، لیپوپروتئین با چگالی پایین (LDL) [001/0=P،  mmol/L52/0- =WMD]، کلسترول تام (TC) [001/0=P ،mmol/L 65/0- =WMD]، تری‌گلیسرید (TG) سرمی [001/0=P،mmol/L  56/0- =WMD]، گلوکز ناشتا [03/0=P، mmol/L 19/0- =WMD]، انسولین ناشتا [001/0=P، 01/1- =SMD] و شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR) [001/0=P،60/1- =WMD] نسبت به گروه کنترل در کودکان و نوجوان چاق مبتلا به سندرم متابولیک می‌شود.
نتیجه‌گیری: مداخلات ورزشی سبب کاهش وزن بدن، دورکمر، فشارخون و بهبود پروفایل چربی از جمله LDL، TC و TG سرمی در کودکان و نوجوانان چاق مبتلا به سندرم متابولیک می‌شود، اما تأثیر قابل توجهی بر غلضت HDL سرمی ندارد. بنابراین برای کاهش عوامل خطر قلبی- عروقی و بهبود شرایط متابولیک، اجرای مداخلات ورزشی بلندمدت ضروری است.
 
محمد رضا آستانه، سوسن درودی، محمد ابراهیم آستانه، نرگس فریدونی،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده

مقدمه: دیابت نوع دو به‌سرعت در حال افزایش است، به‌ویژه در خاورمیانه که چاقی مرکزی عامل مهمی در بار بیماری است. شناسایی افراد با شانس بالای ابتلا نیازمند نمایه‌هایی است که چربی احشایی را بهتر از نمایۀ تودۀ بدنی (BMI) ارزیابی کنند. این مطالعه ۹ نمایۀ پیکرسنجی را در ارتباط با دیابت مقایسه و توان پیش‌بینی و مقادیر برش بهینه را تعیین کرد.
روش‌ها: 19 تحلیل مقطعی شامل 103/10بزرگسال 35-70 ساله از کوهورت فسا بود. دیابت براساس گلوکز ناشتا ≥۱۲۶ mg/dL یا مصرف داروی ضددیابت تعریف شد. اندازه‌گیری‌ها شامل BMI، دور کمر (WC)، دور باسن (HC)، نسبت دور کمر به باسن (WHR)، نسبت دور کمر به قد (WHtR)، نمایۀ گردی بدن (BRI)، نمایۀ چربی بدن (BAI)، نمایۀ شکل بدن (ABSI)، نمایۀ حجم شکمی (AVI) و نمایۀ دور کمر تعدیل‌شده بر وزن (WWI) بود. ارتباط‌ها با رگرسیون لجستیک (خام و تعدیل‌شده) بررسی شد. دقت با منحنی مشخصه عملکرد گیرنده (ROC)، سطح زیر منحنی (AUC) و نمایۀ یودن سنجیده شد.
یافته‌ها: افراد دیابتی مقادیر بالاتری از نمایه‌های پیکرسنجی داشتند (05/0p<). در مدل‌های تعدیل ‌شده، WC، WHR، WHtR، AVI و WWI پیش‌بینی‌کننده‌های معنادار بود WHR ((05/0p<)) بالاترین AUC را داشت ((001/0p<)، 651/0). مقادیر برش بهینه با حساسیت و ویژگی بالا شامل 91/0= WHR، 53/0 WHtR=و 1/4 BRI= بود.
نتیجه‌گیری: نمایه‌های چاقی مرکزی — به‌ویژه WHR، WHtR و BRI— توان تفکیک بالاتری برای دیابت نشان دادند و استفاده از نمایه‌های ساده مبتنی بر دور کمر را برای غربالگری زودهنگام تأیید می‌کند.
 
سعید ماملی، حانیه مردعلی زاده، رحمان سوری،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده

مقدمه: اجرای فعالیت ورزشی منظم به‌عنوان یکی از معتبرترین مداخلات بالینی، نقش مهمی در کاهش سطوح آسپروسین در افراد چاق دارد. هدف مطالعۀ حاضر، بررسی اثرات فعالیت بدنی بر سطوح سرمی آسپروسین در مردان و زنان سالم چاق بود.
روش‌ها: این مطالعه یک مرور نظام‌مند است که براساس دستورالعمل PRISMA انجام شد. جستجوی منابع در پایگاه‌های اطلاعاتی PubMed، Web of Science، Google Scholar و ResearchGate تا فوریه ۲۰۲۵ صورت گرفت. معیارهای ورود شامل مطالعاتی بود که جمعیت آنها، مردان و زنان سالم چاق بوده و مداخلات آنها شامل انجام فعالیت بدنی یا تمرینات ورزشی با پروتکل مشخص بود. مطالعاتی که در آنها افراد با وزن طبیعی یا اضافه وزن بود و از مکمل غذایی استفاده شده بود، از بررسی حذف شدند. در نهایت ۶ مطالعه واجد شرایط شناسایی شد. داده‌های استخراج شده شامل ویژگی‌های جمعیت، نوع و شدت مداخله، مدت تمرین، نوع و روش اندازه‌گیری سطح سرمی آسپروسین بود. کیفیت مطالعات با استفاده از ابزار استاندارد PEDro ارزیابی شد.
یافته‌ها: در مجموع 6 مطالعه با انواع مختلف فعالیت بدنی شامل تمرینات مقاومتی با شدت بالا، تمرینات هوازی و مداخلات ترکیبی با رژیم غذایی مورد بررسی قرار گرفت. تمامی مطالعات نشان دادند که فعالیت بدنی منظم باعث کاهش سطوح سرمی آسپروسین در مردان و زنان سالم چاق می‌شود. با وجود تفاوت‌های موجود در نوع و شدت مداخلات، نتایج به‌طور کلی روند کاهش سطوح آسپروسین را تأیید می‌کنند. به‌دلیل تنوع در طراحی و تفاوت های قابل توجه در نوع مداخله و مدت تمرین، امکان انجام متاآنالیز وجود نداشت و نتایج به‌صورت کیفی جمع‌بندی شدند.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعۀ حاضر نشان داد که تمرینات مقاومتی با شدت بالا بیشترین اثرگذاری را در کاهش سطوح آسپروسین دارند. همچنین مداخلات ترکیبی نظیر تمرینات هوازی- مقاومتی به همراه رژیم غذایی، بیشترین تأثیر را در کاهش سطوح آسپروسین داشتند. فعالیت بدنی منظم با تأکید بر افزایش شدت، نقش بارزی در درمان چاقی با تکیه بر کاهش آسپروسین دارد.
 
رقیه منصوری، رسول شکری، سیده ندا موسوی، داوود افشار،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده

مقدمه: در مطالعۀ حاضر اثرات مکمل یاری با کورکومین به همراه رژیم غذایی کاهش وزن بر فراوانی نسبی باکتری‌های تولیدکننده بوتیرات در رودۀ مردان چاق که از نظر متابولیکی سالم بودند بررسی شده است.
روش‌ها: در کارآزمایی بالینی دوسوکور کنترل شدۀ حاضر، 60 مرد چاق (نمایۀ تودۀ بدنی بزرگتر-مساوی kg/m2 30) که از نظر متابولیکی سالم بودند شرکت کردند. شرکت‌کنندگان به‌صورت تصادفی به یکی از دو گروه دریافت کننده مکمل کورکومین (500 میلی‌گرم، دوبار در روز) یا دارونما تقسیم شدند. طول مدت مداخله هشت هفته بود. نمونه‌ها از نظر سن و دریافت غذایی قبل از مطالعه بین دو گروه همسان‌سازی شدند. نمونه مدفوع در ابتدا و انتهای مطالعه جمع‌آوری و فراوانی نسبی باکتری‌ها پس از استخراج DNA اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: فراوانی نسبی فکالی باکتریوم پراسنیتزی در مردان تحت مداخله با دارونما پس از 8 هفته کاهش یافته (04/0= P) و به‌طور معنی‌داری کمتراز گروه تحت مداخله با کورکومین بود (003/0=P ). میانگین تغییرات فکالی باکتریوم پراسنیتزی در گروه دریافت کنندۀ کورکومین افزایشی بوده در‌حالی‌که در گروه دارونما کاهشی بود (003/0=P ). به‌علاوه میانگین تغییرات روزبوریا اینتستینالیس در گروه دریافت کنندۀ کورکومین افزایشی و در گروه دارونما کاهشی بود (009/0=P ).
نتیجه‌گیری: رژیم غذایی کاهش وزن منجر به کاهش فراوانی نسبی باکتری‌های بوتیروژنیک در رودۀ مردان چاق می‌شود درحالی‌که مکمل یاری با کورکومین می‌تواند منجر به افزایش جمعیت این باکتری‌ها، به‌عنوان یکی از روش‌های درمان چاقی، شود.
 

صفحه 4 از 5     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb