239 نتیجه برای حسین
مهتاب علیزاده ، حسین فخرزاه ، فرشاد شریفی، مریم محمدی آذر، ندا نظری،
دوره 13، شماره 1 - ( 10-1392 )
چکیده
افزایش جمعیت سالمندان در بسیاری از کشورهای توسعه یافته موجب معطوف شدن توجه به سلامت این گروه سنی شده است. در ایران از مدتها قبل مقدمات برنامه سالمندان ایجاد شده است و بر این اساس نهادهای مختلفی وظیفه برنامهریزی برای این گروه را متعهد شدهاند. هماهنگی سیاستها و فعالیتهای مراقبتهای سالمندی و شبکههای ملی سالمندی میتوانند در جهت ایجاد شرایط مناسب برای بهبود شرایط زندگی سالم به سالمندان کمک نمایند. در این مقاله سعی شده است که به بررسی عملکردهای سازمانهای متولی برنامه سالمندان در کشور و مقایسه اهم برنامه های سالمندی در کشورهای توسعه یافته بپردازد.
سمانه عزیزی، هاله صدرزاده یگانه، سيد مصطفی حسینی، میلاد دانشی مسکونی،
دوره 13، شماره 2 - ( 10-1392 )
چکیده
مقدمه: ناامنی غذایی بهصورت دسترسی محدود به غذای کافی در همه اوقات برای یک زندگی فعال و سالم تعریف میشود. سندرم متابولیک یا سندرم مقاومت به انسولین مجموعهای از عوامل خطر قلبی شامل اختلال در لیپیدهای خون، عدم تحمل گلوکز، چاقی شکمی و پرفشاری خون میباشد. مطالعات اخیر بیانگر شیوع گسترده ناامنی غذایی و سندرم متابولیک در مناطق مختلف ایران است. تاکنون مطالعهای برای بررسی رابطه ناامنی غذایی و سندرم متابولیک در ایران انجام نشده است، لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط ناامنی غذایی با ابتلا به سندرم متابولیک در زنان انجام شد.
روشها: در این مطالعه 130 زن 30 تا 60 ساله مبتلا به سندرم متابولیک بهعنوان مورد مراجعه کننده به درمانگاههای دانشگاه علوم پزشکی شیراز و 130 زن غیرمبتلا مراجعه کننده به همان درمانگاهها بهعنوان شاهد انتخاب شدند. بررسی ناامنی غذایی با پرسشنامه وضعیت امنیت غذایی خانوارِ سازمان کشاورزی ایالات متحده آمریکا (USDA) انجام و سندرم متابولیک بر اساس معیار هیأت درمانی بزرگسالان 3 (ATP III) تعریف شد.
یافتهها: میزان شیوع ناامنی غذایی در گروه مورد 2/69% و در گروه شاهد 4/45% بود(001/0>P). بعد از آنالیز رگرسیون لجستیک چند متغیره، ناامنی غذایی با سندرم متابولیک بهطور مستقل مرتبط بود (نسبت شانس 2/3 و فاصله اطمینان 95%: 9/1تا 6/5) (05/0P<).
نتیجهگیری: ناامنی غذایی یکی از عوامل خطر برای سندرم متابولیک است. لذا برنامهریزان باید به کاهش ناامنی غذایی در جامعه بهویژه زنان از طریق بهبود وضعیت اقتصادی و اصلاح الگوهای غذایی خانوار توجه داشته باشند.
پروین میرمیران، زهرا بهادران، فیروزه حسینی اصفهانی، فریدون عزیزی،
دوره 13، شماره 2 - ( 10-1392 )
چکیده
مقدمه: در حال حاضر نگرانی جهانی در مورد مصرف بیرویه غذاهای آماده، عوارض متابولکی و بیماریهای قلبی و عروقی وجود دارد. در مطالعه حاضر تاثیر مصرف غذاهای آماده بر بروز سندروم متابولیک پس از 3 سال پیگیری در بزرگسالان تهرانی، ارزیابی گردید.
روشها: مطالعه طولی حاضر در قالب مطالعه قند و لیپید تهران، بین سالهای 86-1384 و 90-1387، بر روی 1466 بزرگسال 70-19 ساله صورت پذیرفت. رژیم غذایی معمول افراد با استفاده از یک پرسشنامه بسامد خوراک نیمه کمی، پایا و روا در ابتدای مطالعه ارزیابی شد. شاخصهای تن سنجی و بیوشیمیایی در ابتدا و انتهای مطالعه ارزیابی گردید. جهت تعیین بروز سندروم متابولیک در چارکهای مصرف غذاهای آماده، آزمون رگرسیون لجستیک با تعدیل اثر عوامل مخدوشگر انجام شد.
یافتهها: میانگین سن شرکت کنندگان در ابتدای مطالعه 3/12±8/37 سال، و میانگین نمایه توده بدنی آنها 5/4±0/26 کیلوگرم بر متر مربع بود. سی و نه درصد شرکت کنندگان در مطالعه مرد بودند. درصد افزایش سطوح تریگلیسیرید سرم در افرادی که در چارک بالای مصرف غذاهای آماده قرار داشتند، در مقایسه با چارک اول، در پایان دوره پیگیری بهطور قابل ملاحظهای بیشتر بود (3/2±6/10% در چارک چهارم در مقایسه با 3/2±4/4% در چارک اول). پس از تعدیل همه عوامل مخدوش کننده احتمالی، بهموازات افزایش مصرف غذاهای آماده روند افزایشی معنیداری در شانس ابتلا به سندروم متابولیک مشاهده شد (P برای روند کمتر از 05/0) و شانس ابتلا به سندروم متابولیک نیز در بالاترین چارک دریافت غذاهای آماده تا 85% (نسبت شانس 85/1 و حدود اطمینان17/1– 95/2) بالاتر بود.
نتیجهگیری: مصرف زیاد غذاهای آماده میتواند با افزایش خطر بروز سندروم متابولیک همراه باشد.
رویا کلاهدوز محمدی، محمد جواد حسین زاده، مینا کلاهدوز محمدی، محمد رضا اشراقیان، الناز خرمی، علیرضا استقامتی،
دوره 13، شماره 3 - ( 12-1392 )
چکیده
مقدمه: کوانزیم Q10 یک آنتی اکسیدان محلول در چربی و یک آنتی اکسیدان قدرتمند می باشد که کاهش سطح آن در بیماریهای عروقی بسیاری همچون دیابت، پُرفشاری خون و نیز قلبی گزارش شده است. با توجه به افزایش استرس اکسیداتیو در دیابت و نقش آن در پیشرفت پُرفشاری خون، این مطالعه بر آن شد که اثر مکمل یاری با این کوانزیم را بر سطح فشارخون در بیماران دیابتی نوع دو و رابطه آن با میزان متابولیتهای اکسید نیتریک (NOx) را بسنجد.
روشها: 64 بیمار دیابتی نوع دو در این مطالعه کارآزمایی بالینی دو سوکور شرکت کردند اندازهگیریهای تن سنجی، فشارخون و بیوشیمیایی در ابتدا و انتهای مطالعه از تمام بیماران بهمنظور تعیین سطح NOx، قند خون ناشتا، هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) و پروفایل لیپیدی انجام گرفت. سپس بیماران بهطور تصادفی به دو گروه دریافت کننده مکمل کوانزیم Q10 (mg200) و دارونما به مدت 12 هفته تقسیم شدند.
یافتهها: کوانزیم Q10در این مطالعه توانست میزان فشار خون سیستولی (61/27±3/115در مقابل 6/12±2/118mmHg)، دیاستولی (22/8±1/77در مقابل 11/12±3/80 mmHg)، NOx (014/0 Pvalue=)و HbA1c را بهطور معنیداری نسبت به گروه کنترل کاهش دهد. کوانزیم Q10 همچنین میزان کلسترول را پس از مداخله در مقایسه با گروه دارونما کاهش داد.
نتیجهگیری: مکمل یاری با کوانزیم Q10 به میزان mg200 در روز و بهمدت 12 هفته توانست سطح فشارخون سیستولی و نیز دیاستولی، NOx، HbA1c، کلسترول تام و نیز LDL-C را بهطور معنیداری در بیماران دیابتی نوع دو کاهش دهد.
بهزاد فروتن، سحر ملزمی، حسین هراتی پور، شهرام ملزمی، ناهید بلبل حقیقی، فاطمه سادات علم الهدی، امیر حسین آشنایی، سید رضا موسوی، محمد رضا جعفری، محسن چوپانی مقدم،
دوره 13، شماره 5 - ( 4-1393 )
چکیده
مقدمه: یافتن داروهای موثر در التیام زخم دیابتی مد نظر پژوهشگران است. هدف از این تحقیق بررسی اثرات التیام بخش پالماتین در بهبود زخمهای پوستی موشهای سالم و دیابتی میباشد.
روشها: در این مطالعه 16 سر موش نر نژاد ویستار به 4 گروه (کنترل منفی، کنترل مثبت، تجربی یک، تجربی دو) تقسیم گردیدند. در گروههای مورد آزمایش، زخمی به مساحت 4 سانتیمتر مربع در سمت چپ ستون فقرات ایجاد گردید و روند ترمیم زخم به صورت ماکروسکوپی بررسی شد.
یافتهها: زخم گروههای دیابتی شده با استرپتوزوسین، در مقایسه با گروه سالم ترمیم دیرتری نشان داد و التیام زخم در گروههای تجربی تیمار شده با پالماتین نسبت به گروه کنترل از سرعت بیشتری برخوردار بود.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که پالماتین موجب تسریع ترمیم زخمهای پوستی نمونههای سالم و دیابتی میشود.
رضا صفدری، مهتاب علیزاده، مریم محمدی آذر، فرشاد شریفی، حسین فخرزاده،
دوره 13، شماره 6 - ( 6-1393 )
چکیده
مقدمه: افزایش پیش رونده جمعیت سالمندان در بسیاری از کشورهای توسعه یافته موجب معطوف شدن توجه به سلامت این گروه سنی شده است. خدمات مراقبت در منزل نقش اساسی در حمایت از اعضا خانواده فرد سالمند به عنوان مراقب و نیز مراقبین شاغل جهت کمک به ادامه زندگی مستقل سالمند در جامعه دارند. از آنجایی که در کشور نیاز به ایجاد و گسترش خدمات مراقبت در منزل برای سالمندان هر روز بیشتر احساس میشود، لذا این پژوهش با هدف مقایسه ساختار نظام مراقبت در منزل سالمندان در کشورهای توسعه یافته جهت ارائه راهکارهای کاربردی مناسب برای کشور ایران انجام گرفته است.
روشها: برای انجام این پژوهش، ابتدا به جستجوی پایگاههای اطلاعاتی مناسب در این زمینه پرداخته و سپس با در نظر گرفتن اهداف مطالعه، کلید واژههای مناسب انتخاب شدند. در ادامه با استفاده از این کلید واژهها، مقالات مرتبط از مجلات معتبر، به زبان فارسی و لاتین مورد استفاده قرار گرفتند.
یافتهها: یافتههای پژوهش در ارتباط با ساختار برنامه مراقبت در منزل سالمندان نشان میدهد که کشورهای توسعه یافته به تعیین اهداف، نیازها، اولویتها و تهیه برنامهای مدون در ارتباط با نیازهای سالمندان ساکن منازل پرداختهاند. این کشورها برای حفظ استقلال و توانایی سالمندان و تأمین مراقبت و خدمات درمانی برای سالمندانی که به نوعی توانایی خود را برای مراقبت فردی از دست دادهاند، خدماتی را در قالب برنامه مراقبت در منزل در نظر گرفتهاند.
نتیجهگیری: بررسیها نشان داده است که خدمات مبتنی بر جامعه و خدمات مراقبت در منزل که جزء خدمات پزشکی محسوب نمیشوند، میتوانند به عنوان برنامه پشتیبان جهت ادامه زندگی مستقل سالمندان در منازل خود و حفظ کیفیت زندگی آنان در دراز مدت عمل نمایند. با توجه به اینکه خدمات مراقبت در منزل نقش قابل توجهی در پیشگیری از موارد بستری مجدد سالمند در بیمارستان داشته و به حفظ استقلال و افزایش کیفیت زندگی سالمندان کمک مینماید، بنابراین به نظر میرسد که در ایران نیز باید این خدمات برای بهبود کیفیت زندگی سالمندان ارائه گردد.
بهارک نجفی، فریبرز بختیاری، آذر معنوی، محمد رضا صوفی نژاد، حسین فخر زاده ، سيد مسعود ارزاقی ، مهتاب علیزاده، ندا نظری، شروان شعاعی، فرشاد شریفی،
دوره 13، شماره 6 - ( 6-1393 )
چکیده
مقدمه: احتمال مرگ و میر در سالمندان بهدلایل مختلف بیشتر است. هدف این مطالعه بررسی علل مرگ سالمندان و میزان دقت علل مرگ ثبت شده در گواهی مرگ با استفاده از بررسی مجدد پرونده پزشکی میباشد.
روشها: این پژوهش بر پایه دادههای گواهی فوت و بررسی مجدد پروندههای تمام افراد فوت شده توسط پزشک متبحر دیگر از فروردین 91 تا پایان آبان ماه 91 در آسایشگاه خیریه کهریزک انجام شده است. در مجموع پرونده 156 نفر از سالمندان 65 سال و بالاتر که در این مدت فوت شده بودند، بررسی شد. متغیرهای استخراج شده شامل ویژگیهای دموگرافیک (سن و جنس)، تاریخ و ساعت تشخیص مرگ و علل مرگ بود.
یافتهها: میانگین سن فوت شدگان (05/8) 8/83 سال، میانگین سن در زنان 2/84 و در مردان 5/81 سال بود (01/0>P). بیشترین علت مرگ سالمندان در گواهی فوت و بررسی مجدد پرونده پزشکی، مرگ ناگهانی قلبی به ترتیب با 5/42% و 9/25% بود. بالاترین میزان همخوانی بین علل مرگ گواهی فوت و بررسی مجدد پرونده پزشکی، با استفاده از ضریب کاپا در مورد خونریزی گوارشی (75/0=K) و پس از آن در سرطانها (71/0=K) و عفونتهای تنفسی (67/0=K) دیده شد (01/0>Ps). کاپای میزان کلی بین دو روش ثبت علت مرگ 50/0 محاسبه شد. بیشترین تعداد مرگ در فاصله ساعات 13:59 – 12:00 و بعد از آن در فاصله ساعات 9:59 - 8:00 بهترتیب 2/16% و 1/14% اتفاق افتاد.
نتیجهگیری: علل مرگ ثبت شده در گواهیهای فوت در آسایشگاههای سالمندان از دقت چندانی برخوردار نیست. با توجه به شیوع بالای مرگ ناگهانی قلبی در مراکز نگهداری سالمندان، فراهم کردن امکانات و تیم احیاء قلبی-ریوی میتواند در کاهش این نوع مرگ ها مؤثر باشد.
محمد جعفر محمودی، سودابه اعلاتاب، فرشاد شریفی، فرهنگ درخشان، حسین فخرزاده،
دوره 13، شماره 6 - ( 6-1393 )
چکیده
مقدمه: سندرم متابولیک شامل مجموعهای از اختلالاتی است که خطر بیماریهای قلبی- عروقی و دیابت نوع دو را افزایش میدهد. در این مطالعه میزان اثربخشی مصرف اسیدهای چرب امگا 3 بر اجزای این سندرم مورد بررسی قرارگرفت.
روشها: این مطالعه یک مطالعه مداخلهای دوسو کور بود که بر روی 199 نفر از سالمندان آسایشگاه کهریزک تهران انجام گرفت. شرکت کنندگان به دو گروه دارو (100 نفر) و دارونما (99 نفر) تقسیم شدند. در گروه دارو، بیماران کپسولهای حاوی180 میلیگرم EPA و 120 میلیگرم DHA و در گروه دارونما، دارونما را بهمدت 6 ماه دریافت کردند. فشارخون، اندازه دور کمر، و پارامترهای خونی و همچنین سطح سرمی APO A1, APO B, hs-CRP, ESR , و انسولین در هر دو گروه در ابتدای مطالعه و پس از شش ماه بررسی شد.
یافتهها: در گروه دارو 89 نفر و در گروه دارونما 87 بیمار مطالعه را به پایان رساندند. میانگین سنی افراد در دو گروه دارو و دارونما به ترتیب 96/9 ±13/74 و 70/8 ±17/75 سال بود. در گروه دارو، استفاده از امگا 3 توانست سطح فشارخون دیاستولیک(001/0P=) و همچنین میزان تریگلیسرید خون (01/0 P=) را بهصورت معنیداری نسبت به گروه دارو نما کاهش دهد. اما در سایر پارامترهای اندازهگیری شده تغییر آماری ملاحظه نشد.
نتیجهگیری: مصرف اسیدهای چرب امگا 3 با دوز استفاده شده در این مطالعه ممکن است که بتواند در بهبود علائم سندرم متابولیک در سالمندان کمک کننده باشد.
حبیبه متین، بابک رستگاری مهر، محمد اسحاق افکاری، مهناز صلحی، محمدحسین تقدیسی، مرتضی منصوریان، زهرا شفیعیان ، مصطفی قربانی ، حمید آسایش، حمید جعفر علیلو،
دوره 13، شماره 6 - ( 6-1393 )
چکیده
مقدمه: افزایش جمعیت سالمندی و به تبع آن افزایش میزان بیماریهای مزمن و کاهش سطح کیفیت زندگی سالمندان مشکلات زیادی را برای جوامع مختلف در پی داشته است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر مداخله آموزشی با استفاده از سازههای آموزشی الگوی پرسید در ارتقاء کیفیت زندگی سالمندان انجام شده است.
روشها: در این پژوهش نیمه تجربی 54 نفر از سالمندان تحت پوشش فرهنگسرای سالمندان تهران در قالب دو گروه آزمون و کنترل در سال 1388 شرکت داشتند. برای جمعآوری دادهها پرسشنامه محقق ساختهای بر اساس مدل پرسید و همچنین پرسشنامه استاندارد کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت استفاده شد و کیفیت زندگی سالمندان قبل و 1 ماه بعد از مداخله آموزشی بررسی شد. برای آنالیز دادههای حاصل از این بررسی نیز از آزمونهای آماری آنالیز واریانس یکطرفه، تی مستقل و تی زوجی استفاده شد.
یافتهها: میانگین نمره کل کیفیت زندگی سالمندان گروه آزمون، قبل و بعد از مداخله آموزشی با مقدار 05/0< P اختلاف معنیداری نشان داد ولی بین نمره کل دو گروه تفاوت معنیدار آماری مشاهده نشد. همچنین ارتباط عامل مستعد کننده (نگرش)، بعضی از عوامل قادر کننده و عوامل رفتاری با کیفیت زندگی با مقدار 05/0< P معنیدار بود. بررسی ارتباط سازه مستعد کننده (آگاهی) و عوامل تقویت کننده با کیفیت زندگی نتیجه آماری معنیداری نشان نداد.
نتیجهگیری: به نظر میرسد که برنامههای آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت در ارتقاء کیفیت زندگی سالمندان مؤثر است.
حمید آسایش، مصطفی قربانی، محمد پرورش مسعود، حسین رحمانی انارکی، حسین انصاری، مرتضی منصوریان، عزیز رضاپور، فرشاد شریفی، رسول محمدی،
دوره 13، شماره 6 - ( 6-1393 )
چکیده
مقدمه: کارکنان بهداشتی نگرشها و باورهای متفاوتی نسبت به سالمندان دارند که بر رفتار آنها در ارائه خدمات سلامت به این افراد موثر است. این مطالعه با هدف تعیین نگرش پزشکان عمومی شاغل در مرکز بهداشتی درمانی استان گلستان نسبت به سالمندان انجام شده است.
روشها: در این مطالعه مقطعی، 152 نفر از پزشکان شاغل در مراکز بهداشتی استان گلستان بهطور تصادفی انتخاب شدند. پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و مقیاس نگرش نسبت به سالمندان کوگان برای گردآوری دادهها استفاده شد. آنالیز دادهها در محیط نرم افزار آماری SPSS 16 با آزمونهای آماری تی مستقل، تی زوجی، ضریب همبستگی پیرسون و آنالیز واریانس یکطرفه انجام شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار سن پزشکان شرکت کننده در این مطالعه 82/5± 73/32 بود. میانگین نمره کل نگرش نسبت به سالمندان 22/10 ± 48/115 بود (دامنه نمرات در مقیاس 204-34). 2/54 درصد از پزشکان عمومی نمره کمتر از میانگین را در مقیاس نگرش به سالمندان کسب کرده بودند. میانگین نمرات نگرش منفی نسبت به سالمندان بالاتر از میانگین نمرات نگرش مثبت بود که از لحاظ آماری معنیدار بود (001/0 > P).
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این مطالعه، فقط نیمی از پزشکان عمومی، نگرش نسبتاً مطلوبی نسبت به سالمندان داشتند. از آنجایی نگرشهای منفی با تاثیر بر رفتارهای افراد میتواند سبب اختلال در ارائه خدمات سلامت گردد بنابراین طراحی برنامههایی برای بهبود نگرش پزشکان نسبت به سالمندان ضروری بهنظر میرسد.
فریبرز بختیاری، مهشید فروغان، حسین فخرزاده، ندا نظری، بهارک نجفی، مهتاب علیزاده، سيد مسعود ارزاقی، فرشاد شریفی، شروان شعاعی، مصطفی قربانی،
دوره 13، شماره 6 - ( 6-1393 )
چکیده
مقدمه: یکی از مشکلات شایع دوران سالمندی که شیوع آن با افزایش سن افزایش مییابد، زوال عقل است. با تشخیص زود هنگام افراد مبتلا به این مشکل میتوان به بهیود کیفیت زندگی این افراد کمک کرد. هدف از این مطالعه سنجش روایی و پایایی آزمون کوتاه شده شناختی فارسی در سالمندان ساکن در خانههای سالمندان است.
روشها: 176 نفر سالمند با سن 60 سال و بالاتر ساکن آسایشگاه خیریه کهریزک دارای شرایط ورود به مطالعه، بهصورت تصادفی ساده براساس کد پرونده پزشکی انتخاب شدند. اطلاعات دموگرافیک، سابقه قبلی پزشکی جمعآوری شد. پرسشنامه مقیاس افسردگی سالمندان (Geriatric Depression Scale)، مقیاس تباهی همه جانبه (Global Deterioration Scale) و همچنین پرسشنامه آزمون کوتاه شده شناختی هنجار شده فارسی برای شرکت کنندگان تکمیل گردید. بر اساس معیارهای تشخیصی دمانسDSM-IV، افراد به دو گروه با وضعیت شناختی طبیعی و دچار اختلال شناخت تقسیم شدند. از نقاط برش مقیاس تباهی همه جانبه برای سنجش میزان روایی، حساسیت و ویژگی آزمون کوتاه شده شناختی فارسی، استفاده شد.
یافتهها: میانگین سن شرکت کننده (94/7)30/77 بود. روایی افتراقی آزمون کوتاه شده شناختی برای تشخیص افراد بدون اختلال شناختی و با اختلال شناختی مناسب بود [بهترتیـب (33/2) 35/7 و (29/2) 96/5 و 01/0 >P] بود و در نقطـه برش 8 >AMT ، حساسیت 15/92% و ویژگی 5/81% بر اساس مقیاس تباهی همه جانبه، داشت. همچنین میزان حساسیت و ویژگی براساس معیارهای DSM IV بهترتیب برابر با 9/64 و 64% با نقطه برش 7 بود. پایایی درونی AMT فارسی شده قابل قبول بود (ضریب کرومباخ آلفا = 76/0). همچنین پایایی برونی آن برای یک آزمونگر خوب بود (ضریب همبستگی بین گروهی =89/0).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد که آزمون کوتاه شده شناختی فارسی از روایی و پایایی خوبی در سالمندان ایرانی برخوردار است
محمد حسین حاجی ابراهیمی، عبدالرحمان چرکزی، بابک رستگاری مهر، آناهیتا همایون پور، زهرا حاجی ابراهیمی، مرتضی منصوریان، مصطفی قربانی، زهرا شفیعیان، عزیز رضاپور،
دوره 13، شماره 6 - ( 6-1393 )
چکیده
مقدمه: سلامت دهان و دندان سالمندان هم از نظر تغدیهای، نوع غذای مورد استفاده و سلامت جسمی و هم از نظر اعتماد بهنفس و ظاهر سالمند دارای اهمیت است. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت سلامت دهان و دندان سالمندان شهر گرگان انجام گرفت.
روشها: در یک پژوهش توصیفی- تحلیلی تعداد 869 نفر سالمند به روش نمونهگیری تصادفی منظم وارد مطالعه شدند. دادهها از طریق پرسشنامه پیشنهادی سازمان ﺑﻬداشت جهانی برای ارزیابی وضعیت سالمندان تهیه و به روش مصاحبه تکمیل گردید. دادهها از طریق آمار توصیفی و آزمون کای اسکوئر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. سطح معنیداری 05/0 P < در نظر گرفته شد.
یافتهها: 3/54 درصد مردان و 6/62 درصد زنان تمامی دندانهای خود را از دست داده بودند. حفظ تمامی دندانها در دهان در مردان 4/6 درصد و در زنان 5/1 درصد بود. متوسط دندانهای از دست رفته در مردان 4/12±5/22 دندان و در زنان 2/11±4/24 بود. از دست دادن کامل دندانها در افراد مجرد بهطور معنیداری بیشتر از افراد متأهل بود. بین بیدندانی کامل و متغیر تعداد فرزندان ارتباط معناداری مشاهده شد بهطوری که این مقدار در سالمندان با تعداد فرزندان کمتر، کمتر از سالمندان با تعداد بیش از 4 فرزند بود. میزان دندانهای از دست رفته کامل در بین سالمندان با وضعیت اقتصادی بد، بیشتر از سالمندان با وضعیت اقتصادی خوب بود.
نتیجهگیری: سلامت دهان و دندان سالمندان مورد بررسی نامناسب است. برنامهریزی و مداخلات مناسب برای حفظ دندانها تا سنین سالمندی از سنین پایینتر محسوس است.
سپیده انصاری، فرشاد شریفی، یاسر تجلیزاده خوب، فرهاد کامرانی، حسین فخرزاده ،
دوره 13، شماره 6 - ( 6-1393 )
چکیده
مقدمه: دمانس یک مسئله شایع سلامت در جامعه سالمندی است. مطالعات نشان دادهاند که میزان سختی شریانی میتواند اختلالات شناختی را پیشبینی نماید. هدف این مطالعه، بررسی ارتباط میان سختی شریانی و وضعیت شناختی در سالمندان بود.
روشها: در این مطالعه مقطعی 60 نفر شامل 31 زن و 29 مرد ≥ 60 سال مراجعه کننده به بیمارستان خاتم الانبیاء شهر تهران که واجد شرایط ورود به مطالعه بودند، به روش تصادفی انتخاب شدند. اطلاعات با اخذ مشخصات دموگرافیک، اجرای مقیاس تباهی همه جانبه و مقیاس افسردگی سالمندان 15 سوالی به روش مصاحبه چهره به چهره جمعآوری گردید. سختی شریانی با دستگاه اسفیگوموکور و با سنجش سرعت موج نبض کاروتید - فمورال محاسبه شد. در تجزیه و تحلیل دادهها از مدل رگرسیون لجستیک تک متغیره و چند متغیره استفاده گردید.
یافتهها: میانگین سنی شرکت کنندگان (62/7) 62/72 بود. میانگین سن در گروه با اختلال شناختی، بالاتر از گروه با وضعیت شناختی طبیعی بود [بهترتیب (36/7)40/73 در مقابل (00/8)27/70، 05/0 = P]. میانگین سنوات تحصیلی شرکت-کنندگان در گروه با وضعیت شناختی طبیعی بالاتر از دیگر گروهها بود (01/0 P <). میانگین سرعت موج نبض در شرکت-کنندگان (11/4)81/11 متر بر ثانیه بود. سرعت موج نبض با تشدید اختلال شناختی، افزایش یافت (m/s 24 /7 در گروه با وضعیت شناختی طبیعی و m/s 52/15 در گروه با اختلال شناختی شدید) (01/0 > P).
نتیجهگیری: سرعت موج نبض با وضعیت شناختی رابطه عکس دارد. بهنظر میرسد سختی شریانی مستقل از سایر عوامل خطر قلبی-عروقی با کاهش وضعیت شناختی مرتبط باشد.
بیتا فام، مریم زرکش، محمد صادق فلاح، نیما حسین زاده، کامران گیتی، فریدون عزیزی، مریم السادات دانشپور،
دوره 14، شماره 1 - ( 10-1393 )
چکیده
مقدمه: امروزه چاقی بهعنوان یکی از مهمترین عوامل خطر زای بیماریهای قلبی و عروقی مطرح میباشد و عوامل ژنتیکی و محیطی در بروز آن نقش مهمی بازی میکنند. هدف از مطالعه حاضر تخمین میزان توارث پذیری نمایههای تن سنجی در خانوادههای مورد مطالعه قند و لیپید تهران (TLGS) است.
روشها: در مطالعه مقطعی حاضر، 529 خانواده دو نسلی از فاز سه TLGS انتخاب شدند، بهنحوی که حداقل دو فرد از اعضای خانواده مبتلا به اضافه وزن یا چاقی باشند. نمایههای تن سنجی، انرژی مصرفی در حالت استراحت (REE) و شاخص اندازه بدن (BS) تعیین گردید. میزان توارث پذیری (h2) متغیرها با استفاده از نرم افزار SOLAR تخمین زده شد.
یافتهها: مجموع افراد شرکت کننده 2460 نفر (493 پدر، 573 مادر، 720 پسر و 674 دختر) و متوسط سنی والدین و فرزندان بهترتیب 2/10±7/45و 7/9±4/18 سال بود. میزان توارث پذیری نمایههای تن سنجی در خانوادههای تهرانی پس از تعدیل سن و جنس، بین21/0 با خطای استاندارد 035/0 (دور باسن) تا 51/0 با خطای استاندارد 037/0 (اندازه بدن) متغیر بود. بنابر انتظار، اندازه بدن بهعنوان یک صفت اسکلتی، بالاترین میزان توارث پذیری را داشت. با در نظر گرفتن اندازه بدن بهعنوان یک عامل مداخلهگر، توارث پذیری REE از 26/0 به 47/0 افزایش یافت. بنابراین شاخص اندازه بدن میتواند نقش مهمی در تعیین میزان توارث پذیری این متغیرداشته باشد.
نتیجهگیری: عوامل ژنتیکی نقشی تعیین کننده در فنوتیپ چاقی خانوادههای تهرانی بر عهده دارند
مریم جم نژاد، کوروش جعفریان، مصطفی قربانی، عسل عطایی جعفری، سعید حسینی،
دوره 14، شماره 1 - ( 10-1393 )
چکیده
مقدمه: ارتباط میان متابولیسم، عملکرد هورمونهای تیروئیدی و چاقی موضوعی است که در دهههای اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه با هدف اعتبار سنجی پرسشنامه «تیروئید و متابولیسم» و ارتباط آن با وضعیت متابولیسم و سطح سرمی هورمونهای تیروئیدی انجام شد.
روشها: این مطالعه به روش مقطعی- توصیفی و با استفاده از دادههای 164 نفر از افراد20 تا 64 ساله از میان مراجعهکنندگان به کلینیک تغذیه و پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. برای هر کدام از شرکتکنندگان فرم پرسشنامه تیروئید و متابولیسم شامل 25 سوال تکمیل گردید. سطح سرمی هورمونهای تیروئیدی شامل T3, T4, TSH اندازهگیری شد. میزان متابولیسم استراحت بدن (REE) با استفاده از دستگاه کالری متری غیرمستقیم اندازهگیری شد.
یافتهها: میزان REE حاصل از دستگاه کالری متری غیرمستقیم و محاسبه شده توسط فرمول هریس بندیکت، در مردان به ترتیب 34/475± 7/1826 و 54/454±6/2277 و در زنان 50/205± 8/1410و 10/136± 73/ 1670 کیلوکالری بود. نمره نهایی پرسشنامه ارتباط معنیداری با REE اندازهگیری شده نداشت. متابولیسم استراحت بدن ارتباط مستقیمی با سطح سرمی T3 و T4 و T3/T4 و ارتباط معکوس با TSH داشت. به جز سطح سرمی T3، در سایر موارد ارتباط آماری معنیدار وجود نداشت. وضعیت متابولیسم افراد با استفاده از محاسبه درصد تفاضل و اندازهگیری شده با دستگاه، و محاسبه شده با فرمول هریس-بندیکت و متابولیسم پیشبینی شده با پرسشنامه «تیروئید و متابولیسم» همخوانی نداشت. اما از میان 25 سوال پرسشنامه سوالات 1 ،4 ،16 ،23 ارتباط معنیداری با متابولیسم استراحت بدن (اندازهگیری شده با دستگاه) داشت.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که پرسشنامه تیروئید و متابولیسم تهیه شده، از ثبات درونی برخوردار، لیکن از روایی (validity) برخوردار نمیباشد.
علی دل پیشه، حسین عزیزی، الهام داوطلب اسماعیلی، لطفعلی حقیری، غلامعلی کریمی، فریبا عباسی،
دوره 14، شماره 3 - ( 12-1393 )
چکیده
مقدمه: با توجه به اهمیت نتیجه طرح پزشک خانواده در مناطق روستایی و تصمیم کشور برای اجرای این برنامه در مناطق شهری، مطالعه حاضر بهمنظور تعیین کیفیت مراقبت و کنترل قندخون، فشارخون و لیپیدهای خونی بیماران دیابتی نوع دو مناطق روستایی تحت پوشش پزشکان خانواده انجام شده است. روشها: در این مطالعه توصیفی تحلیلی، تعداد380 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو دارای پرونده در خانههای بهداشت شهرستان ملکان در سال1391 با دامنه سنی 76-30 سال پس از موافقت آگاهانه از بین 1400 بیمار به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب و دادهها از طریق پرسشنامه، مصاحبه حضوری، اطلاعات موجود در پرونده پزشک خانواده و اندازهگیری (HbA1c) Glycohemoglobin گردآوری شد. داده ها پس از ورود در نرم افزار SPSS19 از آنالیز رگرسیون لجستیک چندگانه جهت برآورد نسبت شانس تعدیل شده خطر ابتلا به عوارض دیابت در حضور سایر عوامل مرتبط با آن استفاده شد. یافتهها: براساس نتایج بهدست آمده، 68% افراد مورد مطالعه را زنان و میانگین سن بیماران 9/11±86/57 بود. نسبت جنسی زنان به مردان تقریباً 2/2 به 1 بود. میانگین HbA1c بیماران 69/1±38/8% و تنها 9/23% بیماران کنترل مطلوب قندخون (کمتر از 7%) داشتند. در تجزیه و تحلیل نهایی اندازه HbA1c بیش از 7 درصد (002/0P=)، کلسترول بیش از mm/dl240 (04/0P=) و فشارخون بالای mm/Hg90/140 (007/0P=)، بهترتیب 52/1، 44/2 و 44/1برابرشانس ابتلا به عوارض دیابت را افزایش دادند. نتیجه گیری: کیفیت مراقبت و کنترل قندخون بیماران دیابتی منطقه مورد مطالعه، نزدیک به مطالعات سطح کشوری ولی از استانداردهای مطرح شده به ویژه انجمن دیابت آمریکا2ADA)) America Diabetes Association فاصله نسبتاً زیادی دارد.
مریم کارخانه، احسانه طاهری، مصطفی قربانی، محمدرضا مهاجریتهرانی، سعید حسینی،
دوره 14، شماره 4 - ( 2-1394 )
چکیده
مقدمه: نمایه توده بدنی نرمال (kg/m29/24-5/18=BMI) و درصد چربی بالا (بیشتر از 30 % در زنان و 23 % در مردان) بهعنوان چاقی با وزن نرمال (Normal weight obese ) شناخته میشوند. در چاقی با وزن نرمال بهدلیل ترشح سیتوکینهای پیش التهابی از بافت چربی مازاد در بدن، خطر سندرم متابولیک و بیماریهای مزمن مرتبط با چاقی افزایش مییابد. هدف مطالعه حاضر تأیید این فرض میباشد که درصد چربی بالا در بدن با وجود وزن و نمایه توده بدنی نرمال میتواند افراد چاق با وزن نرمال را در مقایسه با افراد غیر چاق به میزان بیشتری در معرض خطر اختلالات متابولیک و سندرم متابولیک قرار دهد. روشها: این مطالعه بهصورت مورد شاهدی طراحی شد.40 زن چاق با وزن نرمال (kg/m29/24-5/18=BMI) و درصد چربی بالای 30% (30%FM>) و 30 زن غیر چاق (kg/m29/24-5/18=BMI) و درصد چربی کمتر از 25% (25% FM<) که به لحاظ سن با یکدیگر جور شده بودند (میانگین سن= 28 سال) در این بررسی شرکت نمودند. شاخصهای مرتبط با سندرم متابولیک شامل اندازهگیریهای تن سنجی، فشارخون و غلظت خونی کلسترول تام، LDL کلسترول، HDL کلسترول، تریگلیسیرید، قند خون ناشتا و غلظت انسولین سرم ناشتا در دو گروه مورد سنجش قرار گرفته و با یکدیگر مقایسه گردید. یافتهها: دادههای حاصل از این مطالعه نشان داد که اندازههای تن سنجی شامل دور کمر و دور باسن در گروه چاق با وزن نرمال(NWO) بالاتر از گروه غیر چاق (non-NWO) بود (بهترتیب81/4±78/74 در مقابل 91/2±76/70 و 32/4±12/99 در مقابل 91/2±16/93 و 001/0 P-value<). در غلظت کلسترول تام، LDL کلسترول، HDL کلسترول، تریگلیسیرید، قند خون ناشتا در گروه NWO تفاوتهای غیرمعنیداری نسبت به گروه non-NWO مشاهده شد. فشار خون سیستولی و دیاستولی نیز در دو گروه تفاوت معنیداری به لحاظ آماری نشان نداد. درحالیکه غلظت انسولین سرم در گروه NWO بالاتر از گروه non-NWO (66/4±92/8 در مقابل11/2±08/6 و 015/0 p-value=) و حساسیت به انسولین در NWO پایینتر از non-NWO بود (357/0 در مقابل 374/0و 043/0 p-value=). نتیجهگیری: با توجه به غلظت بالاتر انسولین سرم و حساسیت به انسولین پایین تر در زنان چاق با وزن نرمال در مقایسه با زنان سالم ،می توان دریافت که این گروه از افراد نسبت به افرادی با BMI مشابه اما درصد چربی پایین تر بیشتر در معرض خطر اختلالات متابولیک و سندرم متابولیک در سنین پایین می باشند.
حسین فرضعلی وند،
دوره 14، شماره 4 - ( 2-1394 )
چکیده
مقدمه: یکی از عوارض خطرناک بیماری دیابت نوع یک افزایش و کاهش ناگهانی سطح غلظت قند خون میباشد که باعث بروز خطراتی چون اغماء و بیهوشی خواهد شد. بنابراین استفاده از روشهایی با درصد خطای پایین و هوشمند با اطلاعات موجود در جهت پیش بینی و در نهایت پیشگیری از این عوارض،گام مهمی در جهت کنترل بهینه بیماری محسوب میشود. به همین منظور در این مقاله ما از الگوریتم ترکیبی Fuzzy SARSA برای طراحی سیستم خبره در جهت پیش بینی نوسانات سطح قند خون بیماران مبتلا به دیابت نوع یک استفاده کردهایم. هدف از این مقاله، ارائه و پیاده سازی یک الگوریتم ترکیبی جدید مبتنی بر یادگیری تقویتی و منطق فازی به نام FSA(Fuzzy SARSA Algorithm) برای طراحی سیستم خبره میباشد. روشها: دادههای پزشکی مورد استفاده در این مقاله مربوط به 3 بیمار زن ایرانی مبتلا به دیابت نوع یک است، که شامل الگوهایی چون نوع و دز انسولین تزریقی، فاصله زمانی بین ساعات ثبت سطح غلظت قند خون و نیز سطح غلظت قند خون در ابتدای بازه زمانی میباشد. در این مقاله از الگوریتم معروف یادگیری تقویتی به نام SARSA استفاده شده و با منطق فازی پیادهسازی شده و الگوریتم Fuzzy SARSA را در سیستم خبره برای پیش بینی نوسانات سطح قند خون بیماران مبتلا به دیابت نوع یک بهکار بردهایم. یافتهها: نتایج بهدست آمده برای سیستم خبره با الگوریتم پیشنهادی FSA برای عامل یادگیرنده با استفاده از پارامترهای، سطح غلظت قند خون در ابتدای بازه زمانی (mg/dlit)، دز انسولین کوتاه اثر تزریقی به بدن (unit)، دز انسولین طولانی اثر تزریقی به بدن (unit)، سطح استرس (unit)، سطح فعالیت بدنی (unit)، کربوهیدرات مصرفی (gr)، فاصله میان ابتدا و انتهای بازه زمانی (hour) نشان میدهد که عامل توانسته در 85 درصد سطح قند خون را در بازه نرمال 80 تا 120 نگه داردو در 15 درصد خطایی که عامل داشته مواقعیاست که عامل اکتشاف درستی برای تزریق انسولین کوتاه اثر و طولانی اثر نداشته است. نتیجه گیری: در پایان تحقیق با توجه به نتایج بهدست آمده مشخص شد که الگوریتم پیشنهادی برای سیستم هوشمند با کاهش تقریباً 15 درصدی خطای پیشبینی نسبت به دیگر روشهای متدوال و از جمله روشهای مبتنی بر یادگیری تقویتی، میتوانند بهعنوان مدلی مناسب بهمنظور پیش بینی نوسانات سطح غلظت قند خون در بیماران مبتلا به دیابت نوع یک تلقی گردد، ضمن اینکه میتوان از سایر روشهای پیش بینی مبتنی بر هوش مصنوعی مانند شبکههای عصبی جهت پیشبینی دقیق استفاده کرد.
مسعود رحمتی، عبدالرضا کاظمی، محمد حسین ارچنگی، سید جلال طاهرآبادی،
دوره 14، شماره 6 - ( 6-1394 )
چکیده
مقدمه: درد نوروپاتیک با تاثیر عمیق بر کیفیت زندگی و عملکرد روزانه بیماران همراه بوده و هزینههای درمانی بالایی را اعمال میکند. در این بیماری بهخاطر طبیعت تخریبی اعصاب درآن، توجه بالایی به نوروتروفینها بهخاطر تاثیرات احتمالی آنها بر حیات، رشد، توسعه و تنظیم عملکرد نورونها بهعنوان یک راه درمانی احتمالی شده است. بنابرین هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثرات مزمن کاهش فعالیت بدنی به شکل درد نوروپاتیک در بیان ژن NFG (Nerve Growth Factor) در عصب سیاتیک رتهای دچار لیگاسیون عصب نخاعی است.
روشها: 10 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با میانگین وزن 30±250 گرم به 2 گروه کنترل سالم (5n=) و گروه درد نوروپاتیک (SNL) (5n=) تقسیم شدند. طی شش هفته، آزمونهای رفتاری درد نوروپاتیک در گروههای پژوهشی بهطور مستمر انجام شد. در پایان 6 هفته تغییرات بیان ژنNGF در عصب سیاتیک با تکنیک Real time PCR اندازهگیری و با روش2-&Delta&DeltaCT محاسبه شد.
یافتهها: پس از 6 هفته، آزمونهای رفتاری درد نوروپاتیک آلوداینیای مکانیکی و پردردی حرارتی نشان داد که در گروه لیگاتور بندی آستانه تحریک درد نسبت به گروه کنترل بهطور معنیداری کمتر بود (05/0&le P). همچنین میزان بیان ژن NGF در عصب سیاتیک در گروه لیگاتور بندی شده بهطور معنیداری نسبت به گروه کنترل افزایش نشان داد (05/0&le P).
نتیجهگیری: یافتههای مطالعه حاضر نشان میدهند که توسعه درد نوروپاتی و کاهش فعالیت بدنی در اثر آن با افزایش درونزاد NGF همراه است. هرچند در مطالعه حاضر مشخص نیست افزایش در بیانNGF از فعالیت کاهش یافته حاصل از درد نوروپاتی است یا از ذات آسیب عصبی، با این حال مسلم است افزایش بیان NGF، با درد نوروپاتیک همراه است.
مریم احمدی، غلامحسین واعظی،
دوره 14، شماره 6 - ( 6-1394 )
چکیده
مقدمه: بیماری دیابت تغییرات هورمونی، بیوشیمیای و آسیبهای متابولیسمی زیادی در بدن دارد. از این رو در این تحقیق تاثیر درمانی عصاره آبی مزوکارپ گردو در موشهای دیابتی شده با استرپتوزوتوسین مورد بررسی قرار گرفت.
روشها: 30 سر موش رت نر نژاد ویستار در پنج گروه شش تایی دسته بندی شدند. گروه شاهد که همزمان با تزریق (STZ) به موشهای دیابتی به آنها بافر سیترات بهصورت درون صفاقی تزریق گردید، گروه تجربی اول که باتزریق mg/kg55 (STZ) دیابتی شدند، گروه تجربی دوم، سوم و چهارم شامل موشهایی دیابتی که با گاواژ روزانه 100 ،150 و mg/kg 200 عصاره آبی مزوکارپ میوه گردو دریافت کردند. پس از پایان هفته 13 خونگیری مستقیم از قلب انجام شده و سرمها جهت اندازهگیری میزان انسولین و قند خون تحویل آزمایشگاه گردید. بهمنظور بررسی نتایج آماری از تست One way anova استفاده گردید.
یافته ها: در گروههای درمانی کاهش معنیداری را در قند خون و افزایش معنیداری را در انسولین سرم و وزن بدن در نسبت به گروه دیابتی مشاهده گردید. این مطالعه نشان داد که مصرف عصاره آبی مزوکارپ گردو، باعث کاهش معنیدار قند خون در موشهای صحرایی دیابتی شده و باعث افزایش معنیدار انسولین در گروه درمانی میگردد.
نتیجهگیری: عصاره آبی مزوکارپ گردو با توانایی پیشگری و درمان استرسهای اکسیداتیو نقش مهمی در بهبود عوارض ناشی از دیابت و همچنین افزایش میزان هورمون انسولین ایفا میکند.