349 نتیجه برای محمد
محمد دستیار، فاطمه نیک سرشت،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه: با توجه به اهمیت ورزش در پیشگیری و درمان بیماریهای مرتبط با چاقی هدف از اجرای مطالعه حاضر تعیین اثر تمرینات مقاومتی بر بیان PI3K, AKT1 و mTORc1 در بافت قلب و هایپرتروفی فیزیولوژیک قلبی رت های دیابتی نوع دو بود.
روشها: 21 رت نر ویستار (10 ± 220 گرم) توسط 6 هفته رژیم غذایی پُرچرب چاق شدند. بعد از القای چاقی، 14 رت بهواسطۀ تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین با دوز25میلیگرم بر کیلوگرم (STZ) دیابتی نوع 2 شدند. نهایتاً رت ها به سه گروه: 1) غیر دیابتی 2) دیابتی کنترل و 3) دیابتی مقاومتی تقسیم شدند. رتهای گروه دیابتی مقاومتی یک دوره تمرینات مقاومتی 6 هفتهای را به تعداد 5 جلسه در هفته کامل کردند. بیان PI3K, AKT1 و mTORc1 در بافت قلب و نسبت وزن بطن چپ به قلب، بطن چپ به بدن و قلب به بدن در همۀ گروهها اندازهگیری و توسط آزمون آنوای یکسویه مقایسه شدند.
یافتهها: در پاسخ به القای دیابت، بیان PI3K, AKT1 و mTORc1 نسبت به گروه غیر دیابتی به میزان معنی داری کاهش یافت (P < 0.05). تمرینات مقاومتی به افزایش بیان PI3K, AKT1 و mTORc1 (P < 0.05) و افزایش نسبت وزن بطن چپ به قلب، بطن چپ به بدن و قلب به بدن در گروه دیابتی مقاومتی نسبت به گروه دیابت کنترل منجر شد(P < 0.05) .
نتیجهگیری: تمرینات مقاومتی با هایپرتروفی فیزیولوژیکی قلب در رتهای دیابتی همراه است و این بهبود را میتوان به تغییرات در مسیر سیگنالینگ PI3K/AKT1/mTORc1 نسبت داد.
فاطمه صلحدوست، محمد شرافتی مقدم، میترا تجری،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت میتواند در تعادل مرگ سلولی از طریق مسیرهای سلولی متفاوت اختلال ایجاد کند و تمرینهای ورزشی یا مصرف مکملها میتواند در حفظ تعادل انواع مرگ سلولی مؤثر باشد؛ بنابراین هدف از انجام تحقیق حاضر، تأثیر مصرف مکمل منیزیم و تمرین ورزشی بر محتوای پروتئینهای CREB2 و پروتئین همولوگ C/EBP (CHOP) در بطن چپ قلب موشهای صحرایی دیابتی نوع دو است.
روشها: در این مطالعۀ تجربی، 24 سر رت نر 2 ماهه از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزن 20±180 گرم انتخاب شدند. دیابت نوع دو از طریق تزریق محلولهای نیکوتینآمید و استرپتوزوتوسین القاء شد. رتها به روش تصادفی به 4 گروه، 1) گروه کنترل، 2) گروه مکمل، 3) گروه تمرین و 4) گروه تمرین+مکمل تقسیم شدند؛ تمرین مقاومتی شامل 8 هفته و هفتهای 3 جلسه بالارفتن از یک نردبان بود. مکمل منیزیم بهصورت یک بار در روز به رتها خورانده شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از آزمونهای آنوای-یکطرفه و تعقیبی توکی در نرمافزارهای SPSS نسخۀ 29 استفاده شد.
یافتهها: هشت هفته مصرف مکمل منیزیم و انجام تمرین مقاومتی منجر به تغییر معنیداری در محتوای پروتئینهای CREB2 و CHOP بین گروهها در بطن چپ قلب شد (001/0 =P). کاهش معنیداری در گروههای تمرین مقاومتی+مکمل منیزیم و مکمل منیزیم نسبت به گروه کنترل مشاهده شد (05/0 ≥P)؛ اما گروه تمرین مقاومتی نسبت به گروه کنترل افزایش یافته بود (05/0 ≥P).
نتیجهگیری: افزایش و کاهش پروتئینهای CREB2 و CHOP در بطن چپ قلب میتواند مانند یک سازِکار دو جانبه، منجر به بهبود و سازگاری فیزیولوژیکی شود.
شهناز محمدی، شهلا آقایی بجستانی، مهناز محمدی،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه: بین دیابت و مشکلات روانشناختی رابطۀ دوسویه وجود دارد. هدف پژوهش جاری بررسی مقایسۀ باورهای کنترل سلامت، راهبردهای تنظیم هیجان، و تعارضات زناشویی در بین زنان دیابتی و غیردیابتی بود.
روشها: طرح پژوهش مطالعۀ حاضر، از نوع علی مقایسهای است. جامعۀ آماری پژوهش حاضر کلیۀ زنان مبتلا به دیابت و غیردیابتی در شهر تهران است که در نیمۀ اول سال 1401 به کلینیک تهران مراجعه کردند، از این میان نمونهای به تعداد 43 نفر زن دیابتی با غربالگری و روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند، گروه کنترل نیز به تعداد43 نفر زن غیردیابتی با همتاسازی در متغیرهای جمعیت شناختی انتخاب گردید، از پرسشنامههای، مقیاس چندوجهی منبع کنترل سلامت، پرسشنامه راهبردهای تنظیم هیجانی و مقیاس تعارضات زناشویی برای گردآوری دادهها استفاده شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی شامل تحلیل واریانس چندمتغیره مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج نشان داد که زنان دارای دیابت در مقایسه با زنان غیر دیابتی از میزان بیشتر تنظیم هیجان فرونشانی، منبع کنترل افراد مؤثر، منبع کنترل شانس و تعارض زناشویی برخوردار بودند همچنین از میزان کمتر تنظیم هیجان ارزیابی مجدد و منبع کنترل درونی برخوردار بودند که تمامی این تفاوتها معنادار بود.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش، تنظیم هیجان ناکارآمد، باورهای منبع کنترل معیوب و تعارض زناشویی در زنان دارای دیابت را نشان داد که لزوم توجه به عوامل فوق در قالب ارائه برنامههای درمانی و آموزشی به زنان دیابتی، خانوادهها و مراکز مرتبط با زنان دیابتی را آشکار میسازد.
سمانه فلاح کریمی، نسرین رضائی، لیلا محمدی فرد،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: با شیوع روز افزون دیابت کودکان و فشارهای روانی ناشی از آن توجه به این بیماران به یک اولویت بهداشتی در دنیا تبدیل شده است. پریشانی روانشناختی از مشکلات این بیماران است که ابعاد مختلف زندگی آنان را تحت تأثیر قرار میدهد. بهنظر میرسد تحمل پریشانی روانشناختی بتواند بر مشکلات روان شناختی این بیماران تأثیرگذار باشد. لذا مطالعۀ حاضر با هدف تعیین ارتباط پریشانی روانشناختی و تحمل پریشانی روان شناختی در کودکان مبتلا به دیابت انجام شد.
روشها: این یک مطالعۀ مقطعی است. نمونهها شامل200 کودک مبتلا به دیابت مراجعه کننده به کلینیک دیابت بیمارستان علی ابن ابیطالب (ع) شهر زاهدان و دارای معیارهای ورود بود. ابزار گرداوری دادهها شامل فرم اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامههای پریشانی روانشناختی کسلر و تحمل پریشانی Gaher بود که به روش مصاحبه با کودک تکمیل شد. دادهها با استفاده از نرمافزار آماریSPSS نسخۀ 27 و با استفاده از شاخصهای توصیفی (میانگین، انحراف معیار، درصد) و آمار استنباطی (ضرایب همبستگی خطی پیرسن) تحلیل شدند.
یافتهها: از کل افراد مورد مطالعه % 6/52 دختر و %4/47 پسر بودند. میانگین زمان ابتلا در افراد 6/22 ماه بود. بین پریشانی روانشناختی و تحمل پریشانی روانشناختی ارتباط معنادار و معکوس مشاهده شد (65/0 - =r، 001/0 >P).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد هرچه تحمل پریشانی روانشناختی بالاتر باشد کودک پریشانی کمتری را تجربه میکند. بنابراین بهنظر میرسد برای برخورداری از سلامت روان بالاتر در این کودکان باید به ارتقا تحمل پریشانی آنان توجه کرد.
علیرضا باقری، حمیدرضا آقایی میبدی، اکبر سلطانی، محمدرضا مهاجر تهرانی، رامین حشمت، باقر اردشیر لاریجانی،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: با توجه به شیوع کمبود ویتامین D (vitD) در ایران و مطالعات مختلف در مورد دوزهای درمانی آن، برآن شدیم تا اثرات تجویز دوز بالای مکمل ویتامین D با دوز توصیه شده روتین، بر سطح 25(OH)D سرمی را مقایسه کنیم.
روشها: مطالعه به روش کارآزمایی بالینی در سالهای 88-1387 در مرکز تحقیقات غدد بیمارستان شریعتی تهران انجام شده است. جمعیت هدف زنان بالای 50 سال استوپنیک مراجعه کننده به مرکز سنجش تراکم استخوان بیمارستان بودند. بیماران به دو گروه: P که 50000 واحد vitDبهصورت هفتگی برای سه ماه و سپس ماهانه برای نه ماه دیگر و M که800 واحد روزانه بهمدت یکسال گرفتند، تقسیم شدند. روزانه یک گرم کربنات کلسیم به هر دو گروه داده شد. سطح سرمی 25(OH)D، کلسیم، فسفر، PTH، در ابتدا، ماه سوم، ششم و دوازدهم و کلسیم ادرار 24ساعته در ابتدا و انتهای مطالعه اندازهگیری شد.
یافتهها: 19 نفر: 9 نفر در گروهM و 10 نفر در گروه P تا پایان مطالعۀ همکاری نمودند. افزایش 25(OH)D سرم در گروه P در 3 ماهۀ اول قابل توجه بود (05/0 P<)، اما پس از آن کاهش یافته، در پایان مطالعه اختلاف قابل توجهی نداشت. کلسیم، فسفر، PTH بین دو گروه و نسبت کلسیم به کراتینین ادراری در هر دو گروه تغییر قابل ملاحظهای نداشت.
نتیجهگیری: مکمل vitD با دوز 50000 واحد هفتگی بهمدت 12 هفته، در مقایسه با دوز 800 واحد روزانه، 25(OH)D سرمی را در سطح بالاتری حفظ نموده، امّا برای حفظ سطح مطلوب، فواصل کمتر از یکماه در دورۀ ماهیانه مناسبتر است.
علیرضا باقری، مهدی مرادی، محمد ملکی پویا، بهرام عابدی،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: چاقی یک بیماری چند عاملی است که بروز و بار آن بر جوامع در سراسر جهان رو به افزایش است. عملکرد جنسی در این بیماران از ابعاد مهمی است که اغلب نادیده گرفته میشود. لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر یک دوره تمرین استقامتی به همراه تحریک الکتریکی بر بیان ژن برخی از نشانگرهای جنسی بافت بیضه موشهای صحرایی چاق روزهدار بود.
روشها: در این مطالعۀ تجربی کنترل شده با گروه شاهد 40 سر موش صحرایی نر ویستار (8 هفتهای با وزن 19±200 گرم) پس القاء چاقی و افزایش وزن بهطور تصادفی به 5 گروه 8 تایی کنترل، چاق روزهدار، روزهدار-تمرین استقامتی، روزهدار-تحریک الکتریکی و روزهدار-تمرین استقامتی-تحریک الکتریکی تقسیم شدند. گروههای مداخله برای یک دورۀ 4 هفتهای تحت فعالیت ورزشی استقامتی (با سرعت 10 تا 20 متر/دقیقه و مدت 20 تا 40 دقیقه)، تحریک الکتریکی (دستگاه فوت شوک برای 5/0 میلیآمپر و 20دقیقه) و روزهداری (8 به 16 ساعت) قرار گرفتند. پس از تمرین و بیهوشی، نمونهبردای بافتی صورت گرفت و پس از انجام فرایندهای ملکولی بیان ژنها با استفاده از دستگاه Real time-PCR اندازهگیری شد. برای آنالیز دادهها از آزمون تحلیل واریانس دوطرفه در سطح معنیداری 05/0 >P و نرمافزار گرافپد استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد تمرین استقامتی منجر به افزایش معنیدار بیان ژنهای 5αR و آروماتاز در موشهای صحرایی چاق روزهدار نسبت به گروه چاق شد (0001/0 =P). همچنین تحریک الکتریکی و تلفیق آن با تمرین استقامتی منجر به افزایش معنیداری بیان ژن 5αR شد (0001/0 =P) اما در ژن آرماتاز این افزایش معنیداری نبود (377/0 =P).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد تمرین استقامتی و تحریک الکتریکی در حین روزهداری با افزایش بیان ژنهای 5-آلفا ردوکتاز و آروماتاز در نمونههای چاق در سلامت جنسی آنها مؤثر بوده و منجر به بهبود آن میشود. همچنین تلفیقی از تحریک الکتریکی و تمرین ورزشی نیز میتواند اثرات مثبتی بر این روند داشته باشد اما نیازمند مطالعات بیشتری است.
خدیجه ضامنی جعفرکلائی، محمدرضا اسماعیل زاده طلوعی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر بازی تناوبی شدید و تمرین تناوبی شدید بر شاخصهای ترکیب بدن، عملکردی و نیمرخ چربی دختران دارای اضافهوزن و چاقی 10 تا 12 صورت گرفت.
روشها: در پژوهش نیمهتجربی حاضر، 30 دختر (میانگین قد 32/5 ± 26/149 متر، وزن 65/7 ± 41/67 کیلوگرم و نمایۀ تودۀ بدنی 3/2 ± 14/30 کیلوگرم بر مجذور متر) دارای اضافهوزن و چاقی بهطور تصادفی در گروههای تمرین تناوبی شدید (10 نفر)، بازی تناوبی شدید (10 نفر) و کنترل (10 نفر) قرار گرفتند. برنامههای تمرین بهمدت هشت هفته، سه جلسه در هفته با تمرینات چهار دقیقهای با شدت بالا (90 -85 درصد ضربان قلب حداکثر) و بهبودی سه دقیقهای (75-65 درصد ضربان قلب حداکثر) با چهار تکرار انجام شد که در تمرینات تناوبی شدید به شکل دویدن و در بازی تناوبی شدید به شکل بازی صورت گرفت. نمونههای خونی جهت اندازه-گیری سطوح سرمی نیمرخ چربی (48 ساعت قبل و پس از مداخله) گرفته شد.
یافتهها: هر دو گروه تناوبی شدید و بازی تناوبی شدید در مقایسه با گروه کنترل در مقادیر توان هوازی و لیپوپروتئین با چگالی بالا (HDL)افزایش (001/0 >P) و در مقادیر درصد چربی بدن، تری گلیسیرید ( TG)، کلسترول کل ( TC ) و لیپوپروتئین با چگالی کم (LDL) (010/0 >P) کاهش معناداری را نشان دادند و بین دو گروه تمرین در TG، LDL و HDL (01/0 >P) تفاوت معنادار بود که با افزایش HDL بیشتر و کاهش بیشتر TGو LDL. در گروه بازی تناوبی همراه بود.
نتیجهگیری: بازی تناوبی شدید میتواند بهعنوان راهکار مناسبتری جهت بهبود نیمرخ چربی دختران دارای اضافه وزن و چاقی پیشنهاد شود.
زهرا همتی فارسانی، عذرا محمدپناه اردکان، زهرا حیدری، زهرا رئیسی فیل آبادی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: پروتئینهای التهابی کمپلمان C3 و اینترلوکین 1بتا (IL-1β ) به طور قابلتوجهی در آسیب شناسی دیابت نوع دو (T2D) و بیماری آلزایمر دخیل هستند. از طرفی بررسی اهمیت زمان انجام تمرینات هوازی (روشنایی و تاریکی) به درک بهتر چگونگی تأثیر زمانبندی تمرینات بر شاخصهای التهابی مرتبط با بیماریهای عصبی در زنان مسن مبتلا به T2D کمک میکند لذا این پژوهش درصدد بررسی اثر زمان تمرین هوازی بر عوامل C3 و IL1β در زنان سالمند مبتلا به T2D بود.
روشها: در این مطالعۀ نیمهتجربی، 45 زن مبتلا به T2D با میانگین سـنی 07/5 ± 60 سال در گروههای تمرین (مرحله روشنایی و تاریکی)، و کنترل (هر گروه 15 نفر) تقسیم شدند. تمرین هوازی بهمدت 12 هفته، با شدت متوسط (60 تا 70 درصد ضربان قلب ذخیره) اجرا شد. سطوح پروتئینها (C3 و IL1β) قبل و بعد از مداخله با روش الایزا اندازهگیری شد. اطلاعات با استفاده از نرمافزار SPSS27 و با روش ANOVA تک خطی با سطح معنیداری 05/0 درصد ارزیابی شدند.
یافتهها: کمپلمان C3 در گروه تمرین هوازی در مرحله تاریکی نسبت به گروه کنترل کاهش داشت (0083/0 P=). همچنین نتایج نشان داد که تمرین هوازی در مرحله تاریکی منجر به کاهش معنیدار سطوح C3 (0028/0 P=) و IL-1β (0045/0 P=) نسبت به پیشآزمون شد.
نتیجهگیری: تمرین هوازی در مرحله تاریکی بهطور مؤثر سطح پروتئین التهابی C3 وIL-1β را در زنان مسن مبتلا به دیابت نوع 2 کاهش داد و احتمالاً میتواند بهعنوان یک راهبرد مهم در مدیریت این بیماری در نظر گرفته شود.
شاهین ریاحی ملایری، محمد علی آذربایجانی، نسترن امینی، آزاده عبداله زاده،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: مقاومت به انسولین در اختلالاتی مانند چاقی، دیابت، بیماریهای قلبی و سندرم متابولیک نقش اساسی دارد. فعالیت بدنی منظم و مصرف گیاهان دارویی از راهکارهای مهم کاهش و کنترل آن است. زنجبیل به دلیل ترکیبات فیتوشیمیایی مؤثر بر مسیر پیام رسانی انسولین مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. با وجود پژوهشهای متعدد، تحلیل کتابسنجی در زمینه اثر تمرین و مکمل زنجبیل بر مقاومت به انسولین انجام نشده بود، ازاینرو مطالعه حاضر با هدف تحلیل روند مطالعات ایرانی در این حوزه انجام شد.
روشها: در یک مرور کتابسنجی، واژه های کلیدی «تمرین»، «مکمل زنجبیل» و «مقاومت به انسولین» در پایگاه مگیران جستجو شد. با توجه به معیارهای ورود 13 مقاله واجد شرایط انتخاب و دادههای مستخرج از آنها شامل الگوی نویسندگی، همکاری، نویسندگان و مؤسسات پُرکار، مجلات برگزیده و روند مطالعات و کلمات کلیدی متداول با فرمت RIS از پایگاه مگیران استخراج شده و با استفاده از نرمافزار VOSviewer مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد 36 نویسنده به طور متوسط 89/0 ± 23/3 در نگارش مقالات همکاری داشتند. 54% از مقالات توسط اعضای هیئت علمی دانشگاههای دولتی و 46% توسط دانشگاههای آزاد منتشر شدهاند. پُرتکرارترین واژه های کلیدی شامل «زنجبیل»، «مقاومت به انسولین»، «چاقی»، «دیابت ملیتوس»، «آیریزین» و «پراکسیداسیون لیپیدی» بودند.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعۀ کتابسنجی نشان داد که ترکیب تمرینات ورزشی با مکمل زنجبیل بیشترین تأثیر را در کاهش مقاومت به انسولین داشته است. بهطور خاص، 84% از مقالات نشاندهنده اثر مثبت تمرینات ترکیبی (تمرینات مقاومتی و هوازی) به همراه مکمل زنجبیل بر کاهش مقاومت به انسولین بودهاند. این تمرینات در مقایسه با سایر انواع تمرینات، بیشترین تأثیر را بر بهبود پروفایل گلیسمی و ترکیب بدنی داشتهاند. همچنین، تمرینات هوازی و تناوبی شدید (HIIT) نیز اثرات مثبتی را در کاهش مقاومت به انسولین نشان دادهاند، اما به اندازه تمرینات ترکیبی مؤثر نبودهاند. همچنین، با توجه به ارتباط مقاومت به انسولین با بیماریهای مختلف، انجام مطالعات بیشتر بر روی جمعیتهای آماری متنوع و افراد مبتلا به انواع بیماریها احساس میشود.
.
شیوا ایرانی، فاطمه ابراهیمی بلیل، قاسم ابوطالبی دریاسری، معصومه آقامحمدی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: روند افزایشی آمار مبتلایان به بیماری دیابت، نیازمند انجام مداخلات سبک زندگی جهت بهبود توان خودمدیریتی این بیماران است و دستیابی به آن مستلزم بهکارگیری ابزارهای معتبر در این زمینه است. این مطالعه با هدف تعیین ویژگیهای روانسنجی مقیاس خودمدیریتی جامع دیابت (CDSMS) در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد.
روشها: مطالعۀحاضر یک پژوهش روششناختی بود که در سال 1402 انجام شد. در شروع کار، پرسشنامۀ CDSMS با استفاده از روش استاندارد ترجمه- باز ترجمه، به فارسی برگردانده شد. سپس روایی صوری، روایی محتوایی، روایی همگرا، همسانی درونی و ثبات ابزار تعیین گردید. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی، محاسبۀ آلفای کرونباخ، شاخص کاپا، ضریب همبستگی پیرسون و ضریب همبستگی درون خوشهای در نرمافزار SPSS نسخۀ ۲۴ انجام شد.
یافتهها: براساس نتایج، تمامی گویههای ابزار حفظ شدند. نمرۀ کل شاخص اعتبار محتوای نسخۀ فارسی این پرسشنامه، 987/0 بود. همچنین، شاخصهای کودر- ریچاردسون و کاپای فلایز بهترتیب، 704/0 و 730/0 بهدست آمد. میزان توافق در دو زمان اندازهگیری به فاصلۀ دو هفته در دامنۀ ۵۰۳/۰ تا ۹۹۰/۰ متغیر بود. شاخص همبستگی درون خوشهای نیز در دامنۀ ۶۲۵/۰ تا ۹۵۲/۰ و معنیدار مشاهده شد (۰۰۱/0 >P). ضریب آلفای کرونباخ ابزار نیز، 83/0 بهدست آمد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعۀ حاضر نشان داد که نسخۀ فارسی پرسشنامۀ CDSMS با 14 گویه از روایی و پایایی مناسبی برخوردار بوده و میتواند برای ارزیابی وضعیت خودمدیریتی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو ایران مورد استفاده قرار گیرد.
مهتاب ربیعی، محمد علی مظاهری،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: در سالهای اخیر شیوع دیابت افزایش چشمگیری داشته است. والدین کودکان مبتلا به دیابت از مشکلات جسمانی و روانشناختی متعددی رنج میبرند؛ بنابراین مداخلات مختلفی برای بهبود کیفیت زندگی و بهزیستی آنها طراحی شده است. این مداخلات از طیف وسیعی از رویکردها و روش شناختیها بهره بردهاند. مطالعۀ حاضر با هدف شناسایی و مرور مداخلات روانشناختی مختلف برای والدین کودکان کمتر از 6 سال مبتلا به دیابت و بررسی نقاط ضعف و قوت آنها انجام شده است.
روشها: جستجوی رویکردهای مداخلاتی از طریق پایگاههای اطلاعاتی مختلفی از جمله گوگل اسکولار، پابمد، ساینس دایرکت و اسکوپوس انجام شد. پس از بررسی ملاکهای ورود دادهها، 11 مقاله انتخاب و مطالعه شد.
یافتهها: مداخلات از رویکردهای مختلفی از جمله شناختی- رفتاری، یادگیری اجتماعی، خانوادۀ درمانی، فرزندپروری مثبت استفاده کرده بودند. روشهای مداخله عمدتاً از راه دور بود و پیامدهای مختلفی را برای والد و کودک در پی داشت که به تفضیل ذکر شده است. همچنین حجم نمونه در این مطالعات بین 30 تا 200 والد بود و میزان رضایت عمدۀ مداخلات بالا گزارش شد.
نتیجهگیری: بهطور کلی مداخلات محدودی انجام گرفته است. با توجه به اینکه مداخلات با تمرکز بر وضعیت روانشناختی والدین میتواند منجر به افزایش حمایت اجتماعی و بهبود سلامت روان در والدین و کودکان مبتلا به دیابت شود؛ امید است این مقاله زمینه را برای بررسی رویکردهای مختلف فراهم سازد.
حسین رضازاده، محمد حسین گذشتی، بهجت تاج آبادی،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: کتواسیدوز دیابتی راجعه یکی از عوارض جدی و تهدید کنندۀ حیات دیابت است که میتواند منجر به بستریهای مکرر و عوارض قابل توجه شود. این مطالعه با هدف بررسی شیوع، عوامل خطر و پیامدهای بالینی کتواسیدوز دیابتی راجعه در جنوب شرق ایران انجام شد.
روشها: در این مطالعه توصیفی- مقطعی گذشتهنگر، پروندههای 560 بیمار مبتلا به کتواسیدوز دیابتی طی سالهای 1399-1396 در بیمارستان افضلیپور کرمان بررسی شدند. بیماران با حداقل دو نوبت بستری بهعلت کتواسیدوز دیابتی وارد مطالعه شدند. اطلاعات جمعیت شناختی، بالینی و آزمایشگاهی با استفاده از چک لیست جمعآوری و تحلیل شد. اطلاعات جمعآوری شده با استفاده از نرمافزار SPSS نسخۀ 25 و با آزمونهای آماری کای دو و تی مستقل در سطح معناداری 05/0 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: از 560 بیمار، 40 بیمار (16/7%) دچار کتواسیدوز دیابتی راجعه بودند. میانگین سنی بیماران 04/15 ± 36/28 سال بود و 60% را زنان تشکیل میدادند. 70% بیماران مبتلا به دیابت نوع یک بودند. شایعترین علل زمینهساز شامل مصرف نامنظم یا قطع انسولین (5/72%) و وجود عفونت (55%) بود. سوء مصرف مواد در 25% بیماران گزارش شد. میانگین سطوح سرمی اوره، کراتینین و پتاسیم به ترتیب 37.73 ± 55.23 میلیگرم بر دسیلیتر، 67/0 ± 98/0 میلیگرم بر دسیلیتر و 64/0 ± 38/4 میلیاکیوالان بر لیتر بود.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که بیماران مبتلا به دیابت نوع یک، در معرض خطر بالاتر کتواسیدوز دیابتی راجعه قرار دارند. عدم پایبندی به درمان با انسولین و عفونتها مهمترین عوامل خطر شناسایی شده بودند. این یافتهها بر اهمیت آموزش بیماران در مورد مصرف منظم انسولین و پیشگیری از عفونتها تأکید میکند.
فرشته قلجائی، دکتر مجتبی لطفی، مهرناز نظری راد، مهناز قلجه، جلال نورمحمدی،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع یک شایعترین نوع دیابت است که کودکان و نوجوانان را تحت تأثیر قرار میدهد. مداخلات پرستاری برای کودکان مبتلا به دیابت نوع یک شامل شناخت مشکلات نوجوان و ارائۀ مراقبتهای فنی و حمایت عاطفی است. پرستاران نقش مهمی در کمک به نوجوانان و خانوادههایشان در مدیریت احساسات، تنظیم رژیمهای درمانی و ادغام روتینهای جدید در زندگی روزمره دارند. هدف از این مرور نظاممند، شناسایی و تحلیل مداخلات پرستاری مؤثر در مدیریت دیابت نوع یک در کودکان و حمایت از خانوادههای آنها است. این مطالعه با بررسی شواهد موجود تلاش میکند تا نقش پرستاران در بهبود پیامدهای بالینی، روانی و رفتاری کودکان و ارتقای آگاهی، مهارتهای خودمراقبتی و کیفیت زندگی خانوادهها را تبیین کند.
روشها: جستجوی نظاممند در پایگاههای علمی PubMed ، Scopus،Web of Science ، CINAHL، SIDو Magiranبین سالهای 2010 تا 2025 انجام شد. راهبرد جستجو با استفاده از کلیدواژههای PubMed (مداخلات پرستاری) [عنوان/چکیده]، (دیابت نوع یک)، (کودک) و (خانواده) ایجاد شد. جستجوی نظاممند با کلید واژههای انگلیسی: ((Nursing Interventions[title/abstract]) AND (Type 1 Diabetes [title/abstract])) AND (Child[title/abstract])) AND (Family[title/abstract]) از میان 500 مطالعه در رابطه با مداخلات پرستاری در دیابت نوع یک کودکان با بررسی جزئیتر، در مجموع 10 مطالعه معیارهای ورود را داشتند و در تجزیهوتحلیل نهایی وارد شدند.
یافتهها: یافتهها نشان داد که مداخلات پرستاری میتواند تأثیر قابلتوجهی بر مدیریت دیابت توسط کودک و خانوادهها داشته باشد که منجر به بهبود پیروی از رژیمهای درمانی، کنترل بهتر قند خون و افزایش کیفیت زندگی برای کودکان و خانواده میشود.
نتیجهگیری: مداخلات پرستاری نقش بهسزایی در بهبود کنترل قند خون، افزایش آگاهی و خودمراقبتی کودکان مبتلا به دیابت نوع یک و حمایت از خانوادههای آنان دارند. مداخلاتی همچون آموزش بیمار و خانواده، مشاورۀ روانی، پیگیری منظم، استفاده از فناوریهای آموزشی و مراقبتمحور و همکاری تیمی، توانستهاند نتایج مطلوبی در کاهش عوارض بیماری، بهبود کیفیت زندگی و افزایش تطابق روانی اجتماعی فراهم آورند. بر این اساس، توسعه و اجرای برنامههای مداخلهای مبتنی بر شواهد، با در نظر گرفتن ویژگیهای فردی، فرهنگی و اجتماعی خانوادهها، برای ارتقای مراقبت پرستاری در کودکان دیابتی توصیه میشود.
شهناز محمدی، علیرضا فلاح تفتی، مهناز محمدی،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: تأثیر عوامل روانشناختی بر بیماریهای جسمانی، لزوم شناخت این عوامل را در روند مداخلات پیشگیرانه و درمانی برجسته کرده است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر مقایسۀ ویژگیهای شخصیتی، تابآوری و راهبردهای مقابلهای در بیماران دیابتی و افراد سالم بود.
روشها: این پژوهش با روش علی- مقایسهای در نمونهای متشکل از 75 بیمار دیابتی و 75 فرد سالم، که با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند، اجرا شد. گردآوری دادهها بهوسیلۀ پرسشنامههای تابآوری، پنج عاملی شخصیت و راهبردهای مقابلهای، انجام شد. جهت بررسی فرضیهها، از آزمون t مستقل و تحلیل واریانس چند متغیره در نرمافزار SPSS نسخۀ 26 استفاده شد.
یافتهها: میانگن نمرات تابآوری و ویژگیهای شخصیتی برونگرایی و وظیفهشناسی در افراد سالم بالاتر و میانگین نمرۀ روانرنجورخویی در افراد دیابتی بالاتر بود. تفاوت معناداری در ویژگیهای شخصیتی خوشایندی و گشودگی بین این دو گروه مشاهده نشد. یافتهها نشان داد که میانگین نمرات افراد سالم در استفاده از راهبردهای مسئلهمدار و میانگین نمرات افراد دیابتی در استفاده از راهبردهای هیجانمدار نسبت به گروه دیگر بالاتر بود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که عوامل روانشناختی نقش مهمی در بروز و تشدید مشکلات بیماران دیابتی دارند. بنابراین، توجه به این عوامل و بهکارگیری راهبردهای روانشناختیِ مناسب میتواند در پیشگیری و درمان مؤثرتر این بیماری نقشآفرین باشد.
شهرزاد محسنی، محمدرضا مهاجری -تهرانی، مهناز پژمان ثانی،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: نوسانات قند خون، که بهعنوان نوسان در سطح قند خون در طول زمان تعریف میشود، به طور فزایندهای به یک عامل شناخته شده در آسیبشناسی عوارض دیابت تبدیل شده است. درحالیکه قند خون بالای مزمن با عوارض میکروواسکولار (رتینوپاتی، نفروپاتی و نوروپاتی) و ماکروواسکولار (بیماری عروق کرونر، سکتۀ مغزی و بیماری عروق محیطی) مرتبط دانسته شده است، شواهد نوظهور نشان میدهد که نوسانات قند خون یک عامل خطر مستقل برای این پیامدها است. این مطالعۀ مروری به بررسی رابطۀ بین نوسانات قند خون و ایجاد عوارض میکروواسکولار و ماکروواسکولار در دیابت پرداخت و سازِکارهای اساسی، پیامدهای بالینی و رویکردهای درمانی را برجسته کرد.
محمد رضا آستانه، سوسن درودی، محمد ابراهیم آستانه، نرگس فریدونی،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو بهسرعت در حال افزایش است، بهویژه در خاورمیانه که چاقی مرکزی عامل مهمی در بار بیماری است. شناسایی افراد با شانس بالای ابتلا نیازمند نمایههایی است که چربی احشایی را بهتر از نمایۀ تودۀ بدنی (BMI) ارزیابی کنند. این مطالعه ۹ نمایۀ پیکرسنجی را در ارتباط با دیابت مقایسه و توان پیشبینی و مقادیر برش بهینه را تعیین کرد.
روشها: 19 تحلیل مقطعی شامل 103/10بزرگسال 35-70 ساله از کوهورت فسا بود. دیابت براساس گلوکز ناشتا ≥۱۲۶ mg/dL یا مصرف داروی ضددیابت تعریف شد. اندازهگیریها شامل BMI، دور کمر (WC)، دور باسن (HC)، نسبت دور کمر به باسن (WHR)، نسبت دور کمر به قد (WHtR)، نمایۀ گردی بدن (BRI)، نمایۀ چربی بدن (BAI)، نمایۀ شکل بدن (ABSI)، نمایۀ حجم شکمی (AVI) و نمایۀ دور کمر تعدیلشده بر وزن (WWI) بود. ارتباطها با رگرسیون لجستیک (خام و تعدیلشده) بررسی شد. دقت با منحنی مشخصه عملکرد گیرنده (ROC)، سطح زیر منحنی (AUC) و نمایۀ یودن سنجیده شد.
یافتهها: افراد دیابتی مقادیر بالاتری از نمایههای پیکرسنجی داشتند (05/0p<). در مدلهای تعدیل شده، WC، WHR، WHtR، AVI و WWI پیشبینیکنندههای معنادار بود WHR ((05/0p<)) بالاترین AUC را داشت ((001/0p<)، 651/0). مقادیر برش بهینه با حساسیت و ویژگی بالا شامل 91/0= WHR، 53/0 WHtR=و 1/4 BRI= بود.
نتیجهگیری: نمایههای چاقی مرکزی — بهویژه WHR، WHtR و BRI— توان تفکیک بالاتری برای دیابت نشان دادند و استفاده از نمایههای ساده مبتنی بر دور کمر را برای غربالگری زودهنگام تأیید میکند.
ناهید صفری علی قیارلو، سید محمد طباطبائی، نصیبه خیر، ناهید هاشمی مدنی، محمد ابراهیم خمسه،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: آدنومهای هیپوفیز غیرعملکردی (NFPAs) فاقد شواهد بالینی افزایش هورمون هستند. عدم وجود نشانگرهای زیستی قابل اعتماد برای پیشآگهی و درمان، همراه با خطر قابل توجه عود، سبب ایجاد چالشهای اساسی برای مدیریت بیماری شده است. هدف این مطالعه شناسایی ژنهای کلیدی و مسیرهای زیستی در تومورزایی آدنوم هیپوفیز غیرعملکردی با استفاده از روش سیستم بیولوژی است.
روشها: مجموعه دادۀ میکرواری با شمارۀ دسترسی GSE26966 برای شناسایی ژنهای افتراقی بین نمونههای آدنوم هیپوفیز غیرعملکردی و هیپوفیز سالم آنالیز شد. برهمکنشهای بین ژنهای افتراقی در سطح پروتئین با استفاده از دادههای برهمکنش پروتئین- پروتئین (PPI) جمعآوری شده از پایگاه داده IntAct، ایجاد شد. نرم افزار cytoscape، پکیجهای igraph و MCL برای ساخت، آنالیز توپولوژیکی و خوشهبندی شبکه استفاده شدند.
یافتهها: ۱۱۳۵ ژن افتراقی، |log2FC|>2 و FDR< 0.05، بین نمونههای آدنوم هیپوفیز غیرعملکردی و هیپوفیز سالم شناسایی شدند که ۳۲۳ ژن افزایش و ۸۱۲ ژن کاهش بیان داشتند. شبکۀ PPI شامل ۶۹۶۰ گره و ۱۵۶۹۱ یال بود. براساس آنالیز خوشهبندی، تنظیم چرخۀ سلولی، تنظیم سازماندهی و تجمع کروماتین، تنظیم رونویسی و تنظیم مسیر اسکلت سلولی اکتین، مهمترین مسیرهای درگیر بودند. با آنالیز توپولوژیکی شبکه، ژنهای CDKN1A، BHLHE40، FHL2، H1-2، H2BC21 و FGFR3 بهعنوان گرههای هاب مرکزی شناسایی شدند. این ژنها در مسیرهای زیستی ذکر شده نیز درگیر بودند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که روش سیستم بیولوژی با رویکرد تلفیق دادههایهای رونوشت ژن با دادههای برهمکنش پروتئینها توانایی شناسایی مسیرها و نشانگرهای زیستی بالقوه در تومورزایی آدنوم هیپوفیز غیرعملکردی دارد.
پریسا کریم زاده، مهدیس خزائیلی نجفآبادی، سینا شرقی، فرزانه کریمی بیرگانی، عفت اسدالله پور، سمیه پری چهره دیزجی، مهناز پژمان ثانی، سید محمود سجادی جزی، محمود نادری، هیلدا صمیمی، شیرزاد نصیری، سید محمد توانگر، باقر لاریجانی، وحید حق پناه،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: بیوبانکها مخازن زیستی هستند که نمونههای بیولوژیکی انسان را جمعآوری، پردازش، ذخیره و توزیع میکنند. در این میان، بانک تومور نقش محوری در تحقیقات زیست پزشکی ایفا میکند. هدف کلی یک بانک تومور، جمعآوری نمونههای سرطانی و نرمال، در شرایط استاندارد برای تحقیقات پایه، بالینی یا کاربردی است.
روشها: نمونههای توموری بیماران نئوپلاسمهای غدد درونریز از باقیمانده بافتهایی که در روند تشخیص بیماری مورد نیاز نیستند، پس از انجام عمل جراحی و برداشتن بافت توموری در بخش جراحی بیمارستان دکتر شریعتی، انتخاب میشوند. همچنین نمونههای بیولوژیکی مرتبط مانند سرم، پلاسما و DNA نیز جمعآوری میشوند. قبل از نمونهگیری، رضایت آگاهانه از بیماران گرفته شده و پرسشنامه تکمیل میگردد. پس از روش انجماد سریع بافت با ایزوپنتان، نمونه بافت در تانک ازت و سایر نمونههای بیولوژیک مانند سرم در فریزر منفی 80 درجۀ سانتیگراد نگهداری میشود.
یافتهها: نمونههای بافت، پلاسما، سرم و DNA جمع آوری شده از بیماران با نئوپلاسمهای غدد درون ریز در باکسهای جداگانه بارکدار مخصوص ذخیرهسازی نمونه در بیوبانک نگهداری میشوند و در اختیار پژوهشگران قرار میگیرند.
نتیجهگیری: استفاده از محصولات زیستی در تحقیقات داخلی و شبکههای بینالمللی در حال گسترش هستند تا با حمایت از جمعآوری و توزیع بافتها، بهویژه بافتهای سرطانی، همکاریهای تحقیقاتی را تقویت کنند. این روند نقش مهمی در تسهیل تحقیقات پایه و کاربردی در حوزههای مختلف سرطان، از جمله زیستشناسی مولکولی، ایمونولوژی، ژنتیک و داروسازی ایفا میکند و زمینهساز پیشرفتهای علمی و نوآوریهای درمانی خواهد بود.
نسیم رضایی جوان، مهرنوش بهمنی، امیرمحمد تیمورزاده نجار، سودابه سلطان زاده، علیرضا فلک دین، محمود فیضی پور نامقی، مهنوش کامران وند، محمدحسین محمدی، مریم نوری ینگجه، الهه نجفعلی قندهاری، عطااله پورعباسی،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
مقدمه: تصمیمگیری یک فرآیند شناختی با سازِکارهای عصبی پیچیده است که شامل مناطق و شبکههای متعدد مغز میشود و زیربنای رفتار انسان از انتخابهای ساده تا تصمیمات پیچیده زندگی است. این مطالعۀ مروری مدلی جامع برای کارکرد تصمیمگیری براساس مفاهیم، مطالعات، و پژوهشهای موجود ارائه میدهد که نقش مناطق مغز، عملکردهای شناختی و عوامل عاطفی مانند میل، قصد، اراده و هیجان را یکپارچه میکند.
روشها: در این مطالعه، با استفاده از رویکردی کیفی، ابتدا به بررسی غیرساختاریافته ادبیات موجود در پایگاههای دادهای معتبر پرداخته شد. سپس عوامل عصبی- شناختی استخراجشده در چندین جلسه پانل خبرگان متشکل از ۸ متخصص مورد بحث و اعتبارسنجی قرار گرفت. در نهایت، یک مدل مفهومی طراحی و در طی فرآیندی چندمرحلهای با کسب اجماع خبرگان، اعتبار آن تأیید شد.
یافتهها: مدل مفهومی ارائه شده چارچوبی جامع برای درک سازِکارهای عصبی شناختی تصمیمگیری است. این مدل عوامل شناختی، عاطفی و انگیزشی مانند قصد، هیجان و ذخیرۀ شناختی را ادغام میکند؛ تا درک دقیقی از نحوۀ انتخاب و ارزیابی نتایج بهدست دهد. همچنین، نقش قشر پیشپیشانی و سیستم لیمبیک را برجسته مینماید. در نهایت سعی شد تأثیر محرکهای خارجی بر تصمیمگیری را نیز نشان دهد.
نتیجهگیری: مدل نهایی بهدست آمده، چارچوبی یکپارچه از نقش مناطق کلیدی مغز مانند قشر پیشپیشانی و سیستم لیمبیک را در تعامل با عوامل شناختی (مانند ذخیره شناختی) و هیجانی (مانند هیجان یکپارچه و تصادفی) در فرآیند تصمیمگیری تبیین میکند. این مدل که از اعتبار خبرگی برخوردار است، کاربردهای مهمی در حیطههای آموزشی، رواندرمانی و طراحی مداخلات برای تقویت تصمیمگیری دارد.
عذرا طباطبایی ملاذی، یسری عزیزپور، نرگس رستمی گوران، مریم غیاثی پور، محمد اسماعیل مطلق، شادی نادریان فعلی، سمانه اکبرپور، حانیه سادات سجادی،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
مقدمه: سند ملی پیشگیری و کنترل بیماریهای غیرواگیر و عوامل خطر مرتبط (تدوین سال ۱۳۹۴)، نقشۀ راه سیاستهای سلامت ایران برای مدیریت این بیماریهاست. با گذشت حدود یک دهه، ارزیابی میزان تحقق و نحوۀ پیادهسازی آن ضروریست. این مطالعه با هدف مرور و ترکیب شواهد موجود دربارۀ وضعیت اجرای مداخلههای سند، شناسایی تسهیلگرها، موانع و ارائۀ پیشنهادهای ارتقای اجرای آن انجام شد.
روشها: براساس چک لیست PRISMA-ScR 2020 جستجوی نظاممند در پایگاههای PubMed, Scopus, Web of Science ،SID، Scholar Google، منابع سازمانی و فهرست منابع مطالعات مرتبط، به فارسی و انگلیسی انجام شد. مطالعات پژوهشی یا مروری که حداقل یکی از اهداف یا مداخلههای سند ملی را در قالب شاخصهای سلامت یا نظام سلامت در ایران ارزیابی کرده بودند، وارد شدند. سه پژوهشگر، بهصورت مستقل، مطالعات را غربالگری و دادهها را استخراج کردند. تحلیل دادهها بهصورت روایتگونه و طبقهبندی موضوعی انجام گرفت.
یافتهها: ۷۸ مطالعه، گزارش و سند ملی وارد مرور شد. اقدامات انجام شده، تشکیل کمیتهها، تدوین برنامههای اقدام، ادغام خدمات در نظام سلامت، بازبینی استانداردها، تولید محتواهای آموزشی، راهاندازی نظام ثبت و انعقاد تفاهمنامههای همکاری بینبخشی بود. حمایت قانونی، ظرفیتهای همکاری بینبخشی، ساختار ارائۀ خدمات و توانمندی جامعه، تسهیلگرها بودند. چالشهای اصلی، نواقص سند ملی، کمبود منابع، ضعف هماهنگی، و رخدادهایی مانند کووید-۱۹ و تحریمها بود. راهکارهای پیشنهادی، تقویت مداخلههای هزینهاثربخش، پایش مستمر، تأمین منابع پایدار، بهبود مدل ارائه خدمات، و تقویت رویکرد چندبخشی بود.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که اجرای موفق سیاستهای پیشگیری و کنترل بیماریهای غیرواگیر، مستلزم سیاستگذاری مبتنی بر شواهد، تمرکز بر مداخلههای مقرونبهصرفه، ارزیابی مستمر و حمایت مدیریتی پایدارست.