مهدی زارعی، جواد نخزری خداخیر،
دوره 23، شماره 4 - ( 8-1402 )
چکیده
مقدمه: فعالیت بدنی و تمرینهای ورزشی بهعنوان بخشی جداییناپذیر از مدیریت و کنترل وزن در افراد دارای اضافه وزن و چاق شناخته میشود. هدف از مطالعۀ حاضر مقایسۀ تأثیر تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) و مقاومتی شدید بر سطوح سرمی آسپروسین و پروتئین 1 مربوط به فاکتور نکروز تومور (CTRP1)C1q در مردان دارای اضافه وزن و چاق بود.
روشها: در این مطالعۀ نیمۀ تجربی، 31 مرد دارای اضافه وزن و چاق بهصورت تصادفی در سه گروه تمرین HIIT (10 نفر)، تمرین مقاومتی شدید (11 نفر) و کنترل (10 نفر) تقسیم شدند. آزمودنیهای گروههای تجربی3 جلسه در هفته بهمدت 9 هفته به اجرای تمرینهای HIIT و تمرینهای مقاومتی شدید پرداختند. قبل و پس از مداخله، جهت اندازهگیری غلظت سرمی آسپروسین و CTRP1 از آزمودنیها نمونههای خونی بهعمل آمد. از آزمون تحلیل کواریانس جهت تجزیهوتحلیل دادهها و سطح معنیداری 05/0 >P استفاده شد.
یافتهها: غلظت آسپروسین در گروه HIIT (013/0 =P) و تمرینهای مقاومتی شدید (042/0 =P) در مقایسه با گروه کنترل بهطور معنیداری کاهش یافت. یافتههای بین گروهی نشان داد که تفاوت معناداری در غلظت CTRP1 بین هیچکدام از گروهها وجود ندارد. غلظت CTRP1 در گروه HIIT در پسآزمون در مقایسه با پیشآزمون بهطور معناداری کاهش یافت (032/0 =P).
نتیجهگیری: تمرین HIIT و تمرین مقاومتی در مردان دارای اضافه وزن و چاق منجر به کاهش سطوح آسپروسین میگردد. با در نظر گرفتن میزان تغییرات آسپروسین، CTRP1 و سایر شاخصهای تنسنجی و نیم رخ لیپیدی، به نظر میرسد تمرینات HIIT کارایی بهتری در مردان دارای اضافه وزن و چاق داشته باشد.
موسی خلفی، امیر قنبرپورنصرتی، کیوان شریف مرادی،
دوره 23، شماره 4 - ( 8-1402 )
چکیده
مقدمه: فتوئین-A بهعنوان یک هپاتوکین نقش مهمی در تنظیم متابولیسم بدن ایفا میکند که با بیماریهای قلبی-عروقی افزایش مییابد. از اینرو، هدف فراتحلیل حاضر بررسی تأثیر تمرین ورزشی بر سطوح فتوئین-A در افراد با بیماریهای متابولیکی و کلیوی بود.
روشها: جستجوی نظاممند در پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Web of Science و همچنین Google Scholar تا آبان 1401 (November 2022) با استفاده از کلید واژههای «تمرین ورزشی» و «فتوئین-A» انجام شد. برای تعیین اندازه اثر، تفاوت میانگین استاندارد شده (SMD) و فاصلۀ اطمینان 95% با استفاده از نرمافزار CMA2 محاسبه شد. ناهمگونی با استفاده از آزمون I2 و سوگیری انتشار با تحلیل بصری فونل پلات و آزمون Egger بررسی شدند. بررسی کیفیت مطالعات وارد شده به فراتحلیل با استفاده از چک لیست PEDRO انجام شد.
یافتهها: در مجموع 16 مطالعه شامل 21 مداخله ورزشی و 554 آزمودنی مبتلا به دیابت نوع 2، چاق و بیماری کلیوی وارد فراتحلیل شدند. تمرین ورزشی منجر به کاهش معنی دار سطوح فتوئین-A [001/0p= ،(51/0- الی 35/1CI: -) 93/0-] شد. ناهمگونی بالا (001/0, p=24/89I2=) و همچنین سوگیری معنی داری (001/0(p= وجود داشت. نتایج تحلیل زیر گروهی براساس نوع تمرین ورزشی نشان داد که تمرین هوازی منجر به کاهش معنی دار فتوئین-A می¬شود (001/0p=) در حالی که کاهش این نشانگر با تمرین ترکیبی معنی دار نبود (33/0=p).
نتیجهگیری: تمرین ورزشی بهویژه تمرین هوازی منجر به کاهش سطوح فتوئین-A در بیماران متابولیکی میشود که ممکن است در آثار مفید تمرینهای ورزشی نقش داشته باشد.
شادی جلالیان، حسین عابد نطنزی، ماندانا غلامی، فرشاد غزالیان،
دوره 23، شماره 4 - ( 8-1402 )
چکیده
مقدمه: استرس اکسیداتیو و مقاومت به انسولین در دیابت نوع دو یکی از عوامل پیشرفت و تسریع اختلالات شناختی و آلزایمر بوده و سنجش تغییرات بیان ژن بتا آمیلوئید و مقاومت به انسولین به عنوان یکی از اختلالات بارز در دیابت نوع دو، متعاقب تمرین تناوبی شدید و مصرف همزمان عسلِ آویشن هدف پژوهش میباشد.
روشها: مطالعهی حاضر با 36 سَر موشِ نرِ جوان از نژاد ویستار که در 4 گروه کنترل (C)، تمرین تناوبی (T)، عسلِ آویشن (H) و تمرین تناوبی-عسلِ آویشن(TH) تقسیم شدند، انجام گرفت. موشها در گروه T و TH با افزایش تدریجی تعداد تناوب و شدت، دو ماه تحت تمرین قرار گرفته و در گروه H و TH، g/kg 3 عسلِ آویشن دریافت کردند. سنجش وزن، گلوکز ناشتا و انسولین ناشتا از طریق کیت و شاخص مقاومت به انسولین از طریق فرمول انجام و تغییرات بیان ژن توسط RT-PCR ارزیابی گردید. یافتهها تحت آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و دو عاملی و آزمون تعقیبی بونفرونی قرار گرفتند.
یافتهها: افزایش غیرمعنادار وزن، افزایش معنادار انسولین و کاهش معنادار بیان ژن در تمامی گروههای مداخله نسبت به C، کاهش معنادار گلوکز ناشتا در گروه T و TH نسبت به C، کاهش معنادار مقاومت به انسولین در گروه T نسبت به سایر گروهها، افزایش غیرمعنادار در گروه H و TH نسبت به C مشاهده گردید.
نتیجهگیری: تمرینهای HIIT و عسلِ آویشن اثر فزایندهای جهت کاهش گلوکز و بیان ژن بتا آمیلوئید بهعنوان یک راهکار پیشگیری کننده از بروز ویژگیهای پاتولوژیک مرتبط با آلزایمر و اختلال حافظه در افراد دیابتی دارد.
سمیه امام رضایی، وحید ولی پور ده نو، علی یاور عزیزپور فرد،
دوره 23، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده
مقدمه: عامل مغذی عصبی مشتق از مغز (BDNF) در افراد دیابتی کاهش و آسپروسین و هموگلوبین A1c (HbA1c) افزایش مییابد و ورزش میتواند این اثرات را معکوس کند، اما اثر ورزش شدید بر آسپروسین و BDNF در افراد سالمند دیابتی مشخص نیست. بنابراین، هدف مطالعۀ حاضر بررسی اثر ورزش عملکردی با شدت بالا بر سطوح آسپروسین و BDNF و ارتباط آنها با گلوکز و HbA1c مردان و زنان سالمند دیابتی بود.
روشها: در این مطالعۀ نیمه تجربی، 24 مرد و زن سالمند دیابتی (سن: 84/5 ± 25/67 سال، وزن: 01/13 ± 29/70 کیلوگرم، قد: 29/10 ± 92/160 سانتیمتر) شرکت کردند. در حالت ناشتا نمونۀ خون اولیه گرفته شد. 90 دقیقه بعد، آزمودنیها ورزش عملکردی با شدت بالا را بهمدت 50 دقیقه انجام دادند. نمونۀ خونی دوم 10 دقیقه بعد از ورزش انجام شد. سطوح آسپروسین، BDNF، HbA1c و گلوکز به روش الایزا اندازهگیری شد. برای تحلیل دادهها از آزمونهای t، کوواریانس و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.
یافتهها: آسپروسین و BDNF در هر دو گروه بهترتیب کاهش (0005/0 >P) و افزایش یافت (0005/0 >P). بین BDNF و آسپروسین مردان و زنان سالمند دیابتی در پیشآزمون و پسآزمون تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0 <P). همبستگی منفی معناداری بین BDNF با آسپروسین، HbA1c و گلوکز و همبستگی مثبت معناداری بین آسپروسین با HbA1c و گلوکز وجود داشت (05/0 >P).
نتیجهگیری: ورزش با شدت بالا آسپروسین و BDNF را در مردان و زنان سالمند دیابتی بهترتیب کاهش و افزایش میدهد. همچنین، با توجه به رابطۀ منفی معنادار بین BDNF با گلوکز و HbA1c و رابطۀ مثبت معنادار بین آسپروسین با گلوکز و HbA1c بهنظر میرسد ورزش با شدت بالا با معکوس کردن تغییرات آسپروسین و BDNF، موجب بهبود احتمالی سطوح گلوکز و HbA1c میشود.
اکبر قدرتنما، محیا شریفیراینی، آرمان رستگاری، رضا مؤیدی،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
مقدمه: عملکرد قلبی در افراد دیابتی از طریق سازِکارهای سلولی متفاوتی تأثیر میپذیرد؛ یکی از این مسیرهای مهم سلولی کینازهای c-Jun با ترمینال- N(JNKs) است که نقص در عملکردشان میتواند منجر به نقص قلبی شود؛ بنابراین، هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر تمرین تناوبی با شدت متوسط (MIIT) بر محتوای تام و فسفریله پروتئین کینازهای JNKs در بافت قلب رتهای دیابتی مبتلا به دیابت نوع یک است.
روشها: در این مطالعۀ تجربی، 12 سر رت نر دو ماهه از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزن 20±300 گرم انتخاب شدند. دیابت نوع یک (قند خون بالای 300) از طریق تزریق درونصفاقی محلول استرپتوزوتوسین (با دوز 50 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن) به رتها القاء شد. این رتها به روش تصادفی به دو گروه، تمرین دیابتی و کنترل دیابتی تقسیم شدند؛ گروه تمرینی، MIIT را بهمدت چهار هفته با شدتی معادل 55 تا 75 درصد حداکثر سرعت انجام دادند. تجزیهوتحلیل دادهها از طریق آزمون t- مستقل در نرمافزار گرافپد پریسم نسخۀ 5/9 انجام شد. سطح معناداری پژوهش حاضر، 05/0P≤ در نظر گرفته شده است.
یافتهها: محتوای درونسلولی پروتئین JNK پس از چهار هفته MIIT کاهش معنیداری را دو فرم تام (01/0P=) و فسفریله (0001/0P= ) نشان داد. در مقابل نسبت تام به فسفریلۀ محتوای درون سلولی پروتئین JNK بهدنبال چهار هفته MIIT تغییر معنیداری را نشان نداد (23/0P= ).
نتیجهگیری: MIIT منجر به کاهش محتوای فرمهای تام و فسفریله پروتئین JNK شد که این احتمالاً میتواند منجر به مرگ سلولی کمتر در سلولهای قلبی آزمودنیهای دیابتی شود.
سجاد رمضانی، معرفت سیاه کوهیان،
دوره 24، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده
مقدمه: هدف مطالعۀ مروری حاضر بررسی و تحلیل مطالعات اخیر در ارتباط با اثر تمرینهای ورزشی مختلف بر آدیپوکاینهای مترشحه از بافت چربی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو است.
روشها: جستجو در بانکهای اطلاعاتی فارسی و لاتین PubMed، ScienceDirect،Google scholar، Magiran و SID با کلیدواژههای Aerobic Training، Resistance Training، High- Intensity Interval Training،Diabetes ، Adipokine، Leptin، Adiponectin و Resistin، تمرین مقاومتی، تمرین تناوبی شدید، تمرین استقامتی، تمرین ترکیبی، آدیپوکاین، لپتین، آدیپونکتین و رزیستین برای بازیابی مقالات منتشر شده در بازۀ زمانی 2010 تا 2023 انجام شد.
یافتهها: نتایج بهدست آمده از بررسی مطالعات نشان داد، تمرین هوازی با شدتهای (50 تا 80 درصد) باعث کاهش سطوح لپتین بیماران دیابتی میشود، با این حال اثر تمرینهای ترکیبی (هوازی و مقاومتی) نسبت به سایر انواع تمرینها به مراتب بیشتر است. علاوه بر این تمرینهای هوازی با شدتهای (50 تا 70 درصد) منجر به افزایش سطوح آدیپونکتین در بیماران دیابتی میشود، با این حال تمرینهای تناوبی شدید (HIIT) نسبت به سایر تمرینها اثر بیشتری در آفزایش سطوح آدیپونکتین داشت. همچنین مطالعات نشان داد که هر سه نوع تمرین هوازی (با شدت 50 تا 70 درصد)، تناوبی شدید و تمرین مقاومتی (30 تا 70 درصد 1RM) اثرات یکسانی در کاهش سطوح رزستین بیماران دیابتی دارد.
نتیجهگیری: تمرینهای هوازی با شدت متوسط و بالا و بهخصوص تمرینهای ترکیبی (هوازی و مقاومتی) ضمن بهبود آدیپوکاینها، باعث کاهش سطوح لپتین و رزیستین، و همچنین افزایش آدیپونکتین در بیماران دیابتی میشود.
پریا معقولی، رقیه افرونده، محمد ابراهیم بهرام، آمنه پوررحیم قورقچی،
دوره 24، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده
مقدمه: هدف از این مطالعه بررسی اثر هشت هفته تمرین مقاومتی دایرهای و مکمل یاری زعفران بر سطوح سرمی ویسفاتین و مقاومت به انسولین در مردان دارای اضافه وزن بود.
روشها: در این پژوهش نیمهتجربی، 40 نفر از دانشجویان چاق و دارای اضافهوزن، بهطور تصادفی به جهار گروه تمرین، تمرین+مکمل، مکمل و کنترل (هر گروه 10 نفر) تقسیم شدند. گروههای تمرین بهمدت هشت هفته و هر هفته سه جلسه بهمدت 90 دقیقه در نوبت عصر تمرینهای مقاومتی دایرهای انجام دادند. گروه مکمل و تمرین+مکمل، از قرص زعفران با دوز30 میلیگرم در روز بهعنوان مکمل استفاده کردند. نمونههای خونی در دو مرحلۀ پیشآزمون و 48 ساعت پس از آخرین جلسۀ تمرین جمعآوری شد. دادهها با استفاده از آزمون آماری کوواریانس و t زوجی در سطح معنیدار 05/0 P≤ تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج t همبسته کاهش معناداری در میزان ویسفاتین و مقاومت به انسولین در پس آزمون گروه تمرین، تمرین+مکمل و مکمل نسبت به پیشآزمون نشان داد (05/0 P≤). نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد، میزان ویسفاتین افزایش و شاخص مقاومت به انسولین در گروه تمرین، تمرین+مکمل و مکمل نسبت به گروه کنترل کاهش معنادار داشت (05/0 P≤).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد هشت هفته تمرین مقاومتی دایرهای و مکمل یاری زعفران بر سطوح سرمی ویسفاتین و مقاومت به انسولین میتواند منجر به کاهش این دو متغیر در مردان دارای اضافه وزن شود. گیاه زعفران میتواند بهدلیل دارا بودن فلائونوئیدها و به واسطۀ تحریک ترشح ویسفاتین، نقش محافظتی را ایفا کند.
ملاحت کشفی مقدم، فرناز سیفی اسگ شهر، لطفعلی بلبلی،
دوره 24، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی تغییرات سطح TRx-sh/ TRx-s2 و مقادیر GSH و ظرفیت آنتی اکسیدانی کل متعاقب 8 هفته تمرین تناوبی شدید با و بدون مصرف مکمل سیترات در رتهای دیابتی بود.
روشها: دراین مطالعۀ نیمهتجربی 50 سر موش نر نژاد ویستار بهطور تصادفی به 5گروه: کنترل سالم، کنترل دیابتی، دیابتی - تمرین، دیابتی- مکمل دهی سیترات سدیم و دیابتی-مکمل دهی سیترات سدیم -تمرین تقسیم شدند. پروتکل تمرین شامل 8 هفته تمرین HIIT با شدت ۹۰ درصد سرعت بیشینه بود. گروه های مکمل و تمرین – مکمل، سه ساعت پیش از تمرین، روزانه (mg/kg 764) مکمل سیترات سدیم را به شکل محلول در آب دریافت کردند. ۷۲ ساعت پس از آخرین جلسۀ تمرین خون گیری انجام و متغیرهای تحقیق به روش الایزا بررسی شدند. برای مقایسه گروههای مطالعه از تحلیل واریانس یک راهه و از آزمون تعقیبی LSD در نرمافزار SPSS استفاده شد (05/0 ≥P).
یافتهها: سطوح TRx-sh/ TRx-s2، GSH و TAC در بین گروههای پنجگانه تحقیق با توجه به سطح معنی داری (001/0 =P) اختلاف معنیداری داشت (001/0 =P). همچنین نتایج نشان داده سطوح TRx-sh/ TRx-s2, TAC, GSH در گروه کنترل-دیابتی (001/0 =P)، دیابتی-تمرین (001/0 =P)، دیابتی-مکمل (001/0 =P) و دیابتی-مکمل-تمرین (001/0 =P) در مقایسه با گروه کنترل سالم کاهش معنیداری داشتند. سطح TRx-sh/ TRx-s2، GSH و TAC در گروه دیابتی-مکمل و دیابتی-مکمل-تمرین در مقایسه با گروه کنترل-دیابتی افزایش معنیداری داشت (001/0 =P).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج تحقیق میتوان احتمال داد تمرینهای HIIT همزمان با مکمل یاری سیترات سدیم بر بهبود دیابت مؤثر باشد و احتمالاً این تأثیر بهواسطۀ افزایش TRx-sh/ TRx-s2, TAC, GSH اعمال میشود.
آرش پارسایی راد، داود خورشیدی، فاطمه کیانی،
دوره 24، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده
مقدمه: TCF7L2 یکی از قویترین عوامل خطر ژنتیکی مرتبط با دیابت نوع دو است. هدف این مطالعه بررسی تأثیر 10 هفته تمرین تناوبی شدید بر بیان ژن TCF7L2 در سلولهای کبدی موشهای صحرایی دیابتی نوع دو بود.
روشها: در این مطالعۀ تجربی 14 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با تزریق نیکوتین آمید-استرپتوزوتوسین به دیابت نوع دو مبتلا شدند و تصادفی در دو گروه تمرین (7 n=) و کنترل (7n= ) قرار گرفتند. گروه تمرین، برنامۀ تمرینهای تناوبی شدید را بهمدت10 هفته و 5 روز در هفته با دویدن روی تردمیل اجرا کردند. 48 ساعت پس از آخرین جلسۀ تمرینی، بیان ژن TCF7L2 در کبد، سطح گلوکز خون، انسولین، هموگلوبین گلیکوزیله و مقاومت انسولین در هر دو گروه اندازه گیری شدند. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از آزمون تی مستقل در سطح 05/0 P< انجام شد.
یافتهها: پس از مداخلۀ ورزشی، بیان ژن TCF7L2 و سطح سرمی انسولین در گروه تمرین نسبت به گروه کنترل به میزان معنیداری بالاتر بودند (05/0 P<). سطح گلوکز خون، هموگلوبین گلیکوزیله و مقاومت انسولین در گروه تمرین به میزان معنیداری پایینتر از گروه کنترل بودند (05/0 P<).
نتیجهگیری: بر اساس این یافتهها، بهنظر میرسد بهبود کنترل گلایسمیک در پاسخ به تمرینهای تناوبی شدید تا اندازهای به کاهش گلوکونئوژنز ناشی از افزایش بیان TCF7L2 کبدی وابسته است.
حمیدرضا زلفی، امیر شکیب، مهدی زارعی، نگیسا فرهنگی،
دوره 24، شماره 4 - ( 8-1403 )
چکیده
مقدمه: اثرات ورزش منظم بر پروفایل miRNA و شاخصهای استرس اکسیداتیو کمتر شناخته شده است. هدف از مطالعۀ حاضر بررسی تغییرات بیان ژن mRNA17 و شاخصهای استرس اکسیداتیو در زنان دارای اضافه وزن و چاق بهدنبال تمرینهای عملکردی با شدت بالا بود.
روشها: در این مطالعۀ نیمهتجربی،22 زن دارای اضافه وزن و چاق بهصورت تصادفی در دو گروه تمرین عملکردی با شدت بالا (10 نفر) و کنترل (12 نفر) تقسیم شدند. آزمودنیهای گروه تمرینی 3 جلسه در هفته بهمدت 8 هفته به اجرای تمرینهای عملکردی با شدت بالا (مقیاس درک فشار بالاتر و مساوی 7) پرداختند. قبل و پس از 8 هفته، نمونههای خونی جهت اندازهگیری بیان miR-17، مالون دی آلدئید (MDA)، سوپراکسیددیسموتاز، گلوتاتیون پراکسیداز (GPx) و ظرفیت آنتیاکسیدانی تام (TAC) به عمل آمد. از آزمون تحلیل کواریانس جهت تجزیهوتحلیل دادهها استفاده شد.
یافتهها: بعد از هشت هفته تمرینهای عملکردی با شدت بالا، بیان miR-17 در گروه تجربی نسبت به گروه کنترل بهطور معنیداری کاهش یافت(001/0 =P). بعد از هشت هفته تمرینهای عملکردی با شدت بالا TAC (0001/0 =P)، GPX (007/0 =P) و SOD (001/0 =P) در گروه تجربی نسبت به گروه کنترل بهطور معنیداری افزایش یافت. تغییر معناداری در MDA مشاهده نشد (778/0 =P).
نتیجهگیری: نتایج مطالعۀ حاضر نشان داد هشت هفته تمرین عملکردی با شدت بالا ممکن است منجر به کاهش بیان miR-17 و بهبود شاخصهای استرس اکسیداتیو و آنزیمهای آنتیاکسیدانی گردد که احتمال دارد در بهبود شاخصهای متابولیک و عوارض چاقی مؤثر باشد.
وحید ولی پور ده نو،
دوره 24، شماره 5 - ( 10-1403 )
چکیده
مقدمه: اثرات سودمند عصارۀ زعفران و تمرین مقاومتی بر بهبود برخی از شاخصهای دیابت مشخص شده است، اما اثر ترکیبی آنها بر سطوح پروتئین BDNF در موشهای دارای دیابت نوع دو بررسی نشده است. بنابراین، هدف مطالعۀ حاضر بررسی اثر مصرف عصارۀ زعفران در خلال تمرین مقاومتی بر بیان پروتئین BDNF هایپوکمپ موشهای دارای دیابت نوع دو بود.
روشها: در این مطالعۀ تجربی 30 سر موش صحرایی نر بالغ بهطور تصادفی به پنج گروه کنترل (C)، دیابت (D)، دیابت-تمرین مقاومتی (DT)، دیابت-عصارۀ زعفران (DS) و دیابت-عصارۀ زعفران-تمرین مقاومتی (DTS) تقسیم شدند. تمرین مقاومتی بهمدت شش هفته و پنج جلسه در هفته انجام شد. سطوح گلوکز خون و سطوح پروتئین BDNF هایپوکمپ اندازهگیری شد. برای تحلیل دادهها از آنالیز واریانس یکطرفه در سطح معناداری 05/0 >P استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد القای دیابت با STZ همراه با رژیم غذایی پُرچرب باعث تفاوت معنادار در میزان بیان ژن آتروژین-1 بین دو گروه DM با گروه ARDM شد (02/0 =P)، درحالیکه سطح تغییرات بیان ژنی Foxo1 بین گروه ARDM با دیگر گروهها معنادار بود (001/0=P).
نتیجهگیری: انجام تمرین مقاومتی همچنین مصرف عصارۀ زعفران بهتنهایی و همراه با تمرین مقاومتی سطوح گلوکز خون را در موشهای دیابتی کاهش میدهد. امّا، مصرف عصارۀ زعفران تنها در خلال تمرین مقاومتی توانست سطوح پروتئین BDNF را افزایش دهد. بنابراین، برای بهرهوری بیشتر پیشنهاد میشود عصارۀ زعفران در خلال تمرین مقاومتی مصرف شود.
مریم نظری، وازگن میناسیان،
دوره 24، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
مقدمه: بررسیهای بالینی نشان میدهد که دیابت بهعنوان یک اختلال متابولیکی میتواند کیفیت زندگی افراد مبتلا را تحت تأثیر قرار دهد و فعالیت بدنی ممکن است یک ابزار درمانی مؤثر در این افراد باشد. در این پژوهش ارتباط سطوح سرمی GLP-1 با هورمونهای تیروکسین، TSH، انسولین، گلوکز، HbA1c، VO2max و برخی از شاخصهای آنتروپومتریک بهدنبال هشت هفته تمرینهای کلیستنیکس بررسی شد.
روشها: در این پژوهش نیمه تجربی 14 کودک غیرفعال مبتلابه دیابت نوع یک با میانگین سنی28/1±42/12 سال بهطور غیر تصادفی انتخاب شدند و بهمدت هشت هفته (سه جلسه در هفته) تمرینهای کلیستنیکس را انجام دادند. اندازهگیریهای فیزیولوژیکی و نمونهگیری خون 48 ساعت قبل و پس از دورۀ تمرینی انجام شد. برای بررسی ارتباط از آزمون همبستگی پیرسن و برای اندازهگیری تغییرات درونگروهی از آزمون تی زوجی استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان دهندۀ وجود ارتباط مثبت و معنادار میان GLP-1 و انسولین قبل (703/0 r=، 005/0 P=) و پس از مداخلۀ تمرینی (668/0 r=، 009/0 P=) بود. همچنین ارتباط معکوس و معنادار میان سطوح GLP-1 و WC قبل (633/0 r=، 019/0 P=) و پس از تمرین (575/0 r=، 043/0 P=) و میان GLP-1 و درصد چربی بدن پس از تمرین (676/0 r=، 007/0 P=) دیده شد. در نتایج مربوط به تغییرات درونگروهی نیز افزایش معنادار GLP-1، انسولین، VO2max و کاهش معنادار WC به دست آمد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که تمرینهای کلیستنیکس میتواند در کاهش آثار منفی ناشی از بیماری دیابت نوع یک و افزایش سلامتی کودکان دیابتی مؤثر باشد.
دوره 25، شماره 0 - ( 8-1404 )
چکیده
دیابت، بهعنوان شایعترین بیماری متابولیک غیرواگیر، یکی از چالشهای بزرگ سلامت عمومی در جهان امروز است. این بیماری، که از آن به عنوان یکی از بزرگترین اپیدمیهای تاریخ بشر یاد میشود، بار اقتصادی و اجتماعی سنگینی را بر نظامهای سلامت تحمیل کرده و نیازمند توجه و اقدام جدی در سطح ملی و بینالمللی است. فدراسیون بینالمللی دیابت، دیابت را یکی از فوریتهای سلامت جهانی در قرن بیست و یکم معرفی کرده است.
آمار مبتلایان به دیابت در سال 2024، بیش از 589 میلیون بزرگسال بوده و پیشبینی میشود این رقم تا سال ۲۰۵۰ به ۸۵۳ میلیون نفر برسد. همچنین، بیش از ۹.۵ میلیون نفر مبتلا به دیابت نوع یک بودهاند که ۱.۹ میلیون نفر از آنان را کودکان و نوجوانان زیر ۲۰ سال تشکیل میدهند. در همین سال، بیش از ۳.۴ میلیون نفر در اثر علل مرتبط با دیابت جان خود را از دست دادهاند.
با توجه به افزایش افراد در معرض خطر ابتلا به دیابت، 635 میلیون نفر با اختلال تحمل گلوکز، ۴۸۸ میلیون نفر با اختلال قند خون ناشتا، و افزایش قند خون در دوران بارداری که شامل تقریباً یکپنجم بارداریها میباشند؛ تحت تأثیر این بیماری قرار دارند. همچنین۴۳ درصد از بیماران دیابتی ( که عمدتاً مبتلایان نوع دو میباشند)، هنوز تشخیص داده نشدهاند که این امر ضرورت ارتقاء ظرفیتهای تشخیص زودهنگام و ارائه مراقبتهای مناسب را برجسته میسازد.
از منظر اقتصادی، دیابت بار سنگینی بر دوش نظامهای سلامت جهانی گذاشته است. در سال ۲۰۲۴، هزینههای مستقیم سلامت ناشی از دیابت برای نخستین بار از مرز یک تریلیون دلار آمریکا عبور کرد. در ایران نیز، هزینه تخمینی سالانه دیابت در سال ۲۰۰۹ حدود ۳.۶۴ میلیارد دلار بوده و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰ به ۹ میلیارد دلار افزایش یابد.
در راستای برنامه اقدام جهانی سازمان جهانی بهداشت برای پیشگیری و کنترل بیماریهای غیرواگیر، کشورها متعهد به توقف روند افزایش شیوع دیابت شدند. با این حال، تاکنون هیچ کشوری موفق به تحقق کامل این هدف نشده است. از مهمترین دلایل این ناکامی میتوان به پایین بودن سطح آگاهی عمومی نسبت به دیابت و عوامل خطر آن و سرمایهگذاری ناکافی در اجرای برنامههای پیشگیری و کنترل اشاره کرد.
کمپین روز جهانی دیابت امسال با شعار «با دیابت خوب زندگی کنیم» و با تمرکز بر دیابت و محیط کار برگزار میشود. این کمپین بر فراهمسازی دسترسی مناسب به مراقبتها و حمایتهای لازم برای افراد مبتلا به دیابت در محیطهای کاری، ارتقاء آگاهی عمومی و افزایش حساسیت نسبت به سلامت جسمانی، اجتماعی و روانی تأکید دارد. محورهای اصلی کمپین امسال عبارتند از:
- فراهمسازی مراقبتهای لازم برای کارکنان مبتلا به دیابت
- ایجاد محیطهای کاری فراگیر، آگاهانه و حمایتگر
- ارتقاء آگاهی کارفرمایان و همکاران برای کاهش برچسبزنی اجتماعی
- تشویق به سبک زندگی سالم در محیط کار برای پیشگیری از دیابت نوع دو
میلیونها نفر از مبتلایان به دیابت روزانه در محیطهای کاری با چالشهایی نظیر تبعیض، طرد و برچسبزنی اجتماعی مواجهاند که این مسائل تأثیرات منفی بر سلامت روان و جسم آنان دارد.
در این سمینار، با بهرهگیری از توان علمی اساتید و پژوهشگران برجسته، ضمن تبادل آخرین اطلاعات و بروز رسانی دانش فعالان حوزه دیابت، به ترسیم چشمانداز آینده در مدیریت و درمان این بیماری خواهیم پرداخت. امید است این تلاشها گامی مؤثر در ارتقاء سلامت جامعه باشد.
علیرضا باقری، مهدی مرادی، محمد ملکی پویا، بهرام عابدی،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: چاقی یک بیماری چند عاملی است که بروز و بار آن بر جوامع در سراسر جهان رو به افزایش است. عملکرد جنسی در این بیماران از ابعاد مهمی است که اغلب نادیده گرفته میشود. لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر یک دوره تمرین استقامتی به همراه تحریک الکتریکی بر بیان ژن برخی از نشانگرهای جنسی بافت بیضه موشهای صحرایی چاق روزهدار بود.
روشها: در این مطالعۀ تجربی کنترل شده با گروه شاهد 40 سر موش صحرایی نر ویستار (8 هفتهای با وزن 19±200 گرم) پس القاء چاقی و افزایش وزن بهطور تصادفی به 5 گروه 8 تایی کنترل، چاق روزهدار، روزهدار-تمرین استقامتی، روزهدار-تحریک الکتریکی و روزهدار-تمرین استقامتی-تحریک الکتریکی تقسیم شدند. گروههای مداخله برای یک دورۀ 4 هفتهای تحت فعالیت ورزشی استقامتی (با سرعت 10 تا 20 متر/دقیقه و مدت 20 تا 40 دقیقه)، تحریک الکتریکی (دستگاه فوت شوک برای 5/0 میلیآمپر و 20دقیقه) و روزهداری (8 به 16 ساعت) قرار گرفتند. پس از تمرین و بیهوشی، نمونهبردای بافتی صورت گرفت و پس از انجام فرایندهای ملکولی بیان ژنها با استفاده از دستگاه Real time-PCR اندازهگیری شد. برای آنالیز دادهها از آزمون تحلیل واریانس دوطرفه در سطح معنیداری 05/0 >P و نرمافزار گرافپد استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد تمرین استقامتی منجر به افزایش معنیدار بیان ژنهای 5αR و آروماتاز در موشهای صحرایی چاق روزهدار نسبت به گروه چاق شد (0001/0 =P). همچنین تحریک الکتریکی و تلفیق آن با تمرین استقامتی منجر به افزایش معنیداری بیان ژن 5αR شد (0001/0 =P) اما در ژن آرماتاز این افزایش معنیداری نبود (377/0 =P).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد تمرین استقامتی و تحریک الکتریکی در حین روزهداری با افزایش بیان ژنهای 5-آلفا ردوکتاز و آروماتاز در نمونههای چاق در سلامت جنسی آنها مؤثر بوده و منجر به بهبود آن میشود. همچنین تلفیقی از تحریک الکتریکی و تمرین ورزشی نیز میتواند اثرات مثبتی بر این روند داشته باشد اما نیازمند مطالعات بیشتری است.
دنیا چمنی، اسکندر رحیمی، مهرزاد مقدسی،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: سندرم متابولیک از مجموعهای از بیماریها مانند چاقی شکمی، تریگلیسیرید بالا، فشار خون، قند خون بالا و همچنین با چربی مفید پایین مشخص میشود. هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر تمرین استقامتی بر محتوای پروتئین PGC1α، هموگلوبین گلیکوزیله و شاخصهای سندرم متابولیک در موشهای صحرایی چاق مبتلا به دیابت نوع دو است.
روشها: 18 سر موش صحرایی نژاد ویستار با میانگین وزنی 20±200 گرم انتخاب شدند و چهارهفته تحت غذای پُرچرب قرار گرفتند. سپس تعداد 12 سر بهصورت تصادفی انتخاب و با تزریق محلولهای نیکوتینآمید ( mg/kg110) و استرپتوزوتوسین ( mg/kg50) دیابت نوع دو القاء شدند. موشهای دیابتی بهطور تصادفی در دو گروه تمرین و کنترل بیمار تقسیم شدند. یک گروه کنترل سالم نیز در نظر گرفته شد. نمونههای گروه تمرین بهمدت 8 هفته و هر هفته 5 جلسه با شدتی حدود 50 تا 70 درصد حداکثر سرعت تمرین استقامتی روی تردمیل انجام دادند. 48 ساعت پس از آخرین جلسۀ تمرین موشها قربانی و متغیرها اندازهگیری شدند. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از آزمونهای آنوای یکطرفه و تعقیبی توکی در نرمافزار SPSS نسخۀ 29 صورت گرفت.
یافتهها: تمرین استقامتی منجر به کاهش معنیداری در سطوح قند خون ناشتا، هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) و سطوح تریگلیسیرید خون شد (0001/0 P=). از طرفی بر سطوح HDL تأثیری را نشان نداد (087/0 P=). در مقابل منجر به افزایش میزان درونسلولی PGC-1α شد (0001/0 P=).
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد تمرین استقامتی با تنظیم عوامل مرتبط با سندرم متابولیک میتواند بهعنوان یک عامل کمککنندۀ دارویی مد نظر قرار گیرد.
آذین سعیدزاده، رویا نعیمی، شهرزاد محسنی، مهناز پژمان ثانی، مسعود امن زاده،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع یک یا دیابت کودکان و نوجوانان تأثیر قابل توجهی بر زندگی کودکان و والدین دارد. بهطوری که ایجاد درک عمیق در خصوص بیماری دیابت کودکان و راههای پیشگیری و مراقبت از مبتلایان، ارائه دهندگان مراقبتی را قادر میسازد تا نیازهای خاص آنان را برآورده سازند. یکی از راهکارهای ارتقاء دانش مبتلایان به بیماری آموزشهای مبتنی بر وب است. لذا در این مطالعه به طراحی و ارزیابی وبسایت آموزشی دیابت در کودکان با هدف ارتقاء کیفیت مراقبت از کودکان و کاهش مرگومیر پرداخته شد.
روشها: این مطالعه شامل سه مرحلۀ گردآوری محتوا، طراحی وبسایت و ارزیابی بود. اطلاعات محتوای وبسایت از منابع کتابخانهای معتبر جمعآوری و با استفاده از ابزار طراحی وبسایت وردپرس طراحی گردید. سپس ارزیابی محتوا، عملکرد، قابلیتهای صفحۀ نمایش، مجموعه اصطلاحات و قابلیت یادگیری وبسایت توسط پزشکان و پرستاران انجام شد.
یافتهها: اطلاعات بالینی قابل فهم و رسا در مورد بیماری دیابت کودکان، در وبسایت آورده شد. در ارزیابی محتوای وبسایت بالاترین میانگین مربوط به بخش دیابت نوع یک در یک نگاه و کمترین میانگین مربوط به بخش آسیب شناسی بیماری بود. در ارزیابی عملکرد وبسایت بالاترین میانگین مربوط به طراحی کلی وبسایت و کمترین میانگین مربوط به راحتی کار با وبسایت بود. بهطور کلی عملکرد وبسایت از کیفیت خوبی برخوردار بود.
نتیجهگیری: برای افزایش اثربخشی خدمات مراقبتی و کاهش عوارض بیماریها ارائه اطلاعات صحیح و معتبر در قالب وب سایتهای آموزشی باید مورد توجه باشد.
زلیخا رحیمی، سعید شاملو کاظمی، علی همتی عفیف،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: ورزش هوازی متوسط و شدید تولید رادیکالهای آزاد را افزایش میدهد، و در مقابل، استفاده از مکملهای آنتیاکسیدانی همچون عصارۀ هستۀ انگور (GSE) یکی از روشهای مقابله با استرس اکسیداتیو پیشنهاد شده است. بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر تعیین اثرات همزمان مداخلات تمرین ترکیبی و عصارۀ هستۀ انگور بر برخی عوامل استرس اکسیداتیو و آنتیاکسیدانی زنان یائسه مبتلابه دیابت نوع دو بود.
روشها: مطالعۀ حاضر بهصورت کارآزمایی بالینی بر روی 80 نفر زن مبتلا به دیابت نوع دو اجرا گردید، که بهصورت تصادفی به چهار گروه (20 نفری) تقسیم شدند: کنترل، تمرین، GSE، تمرین+GSE. پروتکل تمرین ترکیبی شامل تمرین هوازی (20 دقیقه دویدن بر روی نوار گردان با شدتی معادل 60 تا 70 درصد ضربان قلب ذخیره) و قدرتی (با شدتی معادل 70 درصد یک تکرار بیشینه) بود، که هشت هفته (پنج روز/هفته) اجرا شد. مکمل GSE در قالب کپسولهای 200 میلیگرمی بهصورت روزانه (صبح و ظهر) مصرف شد. نمونهگیری خونی (پنج سیسی) پیش و پس از هشت هفته مداخلات دریافت شد. بهمنظور تعیین پذیرش یا رد فرضیۀ صفر درونگروهی و بینگروهی از آزمون آنالیز واریانس دوراهه، و برای تعیین گروههای متفاوت از تست تعقیبی توکی، توسط نسخۀ 25 SPSS استفاده شد (05/0 P≤).
یافتهها: مقادیر ظرفیت آنتیاکسیدانی کل و گلوتاتیون احیای سرم در گروههای GSE و تمرین+GSE در مقایسه با گروههای کنترل و تمرین افزایش معناداری داشت (001/0P= ). سطوح مالون دیآلدئید سرم در گروه GSE در مقایسه با گروههای کنترل و تمرین، کاهش معناداری نشان داد (001/0P= ).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد که مداخلۀ عصارۀ هستۀ انگور نسبت به تمرین ترکیبی در کاهش استرس اکسیداتیو مؤثرتر است، و مصرف این عصاره بهتنهایی و نیز همراه با اجرای تمرین ترکیبی بر افزایش مقادیر ظرفیت آنتیاکسیدانی تام و گلوتاتیون احیاء تأثیر معناداری دارد.
مصطفی کاشانی، صدیقه برزه کار،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو یکی از تهدیدات جدی برای سلامت عمومی در قرن حاضر است و هزینههای اقتصادی و درمانی قابلتوجهی را بر نظامهای سلامت تحمیل میکند. پیشبینی دقیق روند ابتلا به دیابت میتواند نقش مؤثری در مدیریت منابع و طراحی برنامههای مداخلهای ایفا کند.
روشها: در این مطالعه، یک مدل ترکیبی مبتنی بر اتوماتای سلولی یادگیر (CLA) و الگوریتم رتبهبندی برتری و فروتری (SIR) توسعه داده شده است تا با بهرهگیری از دادههای بیماران دیابتی واقعی در استان کرمان، روند گسترش بیماری در افق ۲۰ساله آتی پیشبینی شود. دادههای مورداستفاده شامل ویژگیهای دموگرافیک و آزمایشگاهی بیماران دیابتی طی سالهای ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۱ بوده است. پس از پیشپردازش دادهها و حذف مقادیر گمشده، مدل پیشنهادی در نرمافزار MATLAB پیادهسازی شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که ترکیب مدل CLA و SIR توانسته است بادقت بالایی روند شیوع بیماری را مدلسازی کند. همچنین، فاکتورهایی نظیر فشارخون، کلسترول و شاخص توده بدنی بهعنوان عوامل مؤثر کلیدی در روشنشدن سلولهای مدل شناسایی شدند.
نتیجهگیری: یافتهها بیانگر آن است که استفاده از رویکردهای هوشمند میتواند در تحلیل دادههای سلامت و پیشبینی بیماریهای مزمن مؤثر باشد.
مهتاب ربیعی، محمد علی مظاهری،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: در سالهای اخیر شیوع دیابت افزایش چشمگیری داشته است. والدین کودکان مبتلا به دیابت از مشکلات جسمانی و روانشناختی متعددی رنج میبرند؛ بنابراین مداخلات مختلفی برای بهبود کیفیت زندگی و بهزیستی آنها طراحی شده است. این مداخلات از طیف وسیعی از رویکردها و روش شناختیها بهره بردهاند. مطالعۀ حاضر با هدف شناسایی و مرور مداخلات روانشناختی مختلف برای والدین کودکان کمتر از 6 سال مبتلا به دیابت و بررسی نقاط ضعف و قوت آنها انجام شده است.
روشها: جستجوی رویکردهای مداخلاتی از طریق پایگاههای اطلاعاتی مختلفی از جمله گوگل اسکولار، پابمد، ساینس دایرکت و اسکوپوس انجام شد. پس از بررسی ملاکهای ورود دادهها، 11 مقاله انتخاب و مطالعه شد.
یافتهها: مداخلات از رویکردهای مختلفی از جمله شناختی- رفتاری، یادگیری اجتماعی، خانوادۀ درمانی، فرزندپروری مثبت استفاده کرده بودند. روشهای مداخله عمدتاً از راه دور بود و پیامدهای مختلفی را برای والد و کودک در پی داشت که به تفضیل ذکر شده است. همچنین حجم نمونه در این مطالعات بین 30 تا 200 والد بود و میزان رضایت عمدۀ مداخلات بالا گزارش شد.
نتیجهگیری: بهطور کلی مداخلات محدودی انجام گرفته است. با توجه به اینکه مداخلات با تمرکز بر وضعیت روانشناختی والدین میتواند منجر به افزایش حمایت اجتماعی و بهبود سلامت روان در والدین و کودکان مبتلا به دیابت شود؛ امید است این مقاله زمینه را برای بررسی رویکردهای مختلف فراهم سازد.
زهرا حسینی توسل، منا تمدن، دکتر هانیه السادات اجتهد، باقر لاریجانی،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
Desmond و همکاران (2025) اخیراً نشان دادهاند که تزریق زیر جلدی هفتگی Mycobacterium vaccae ATCC 15483 (M. vaccae) در موشهای نر نوجوان به طور قابل توجهی از افزایش وزن بیش از حد و چاقی احشایی ناشی از رژیم غذایی به سبک غربی جلوگیری میکند. این مداخله علیرغم عدم تغییر در تنوع میکروبیوتای روده، نشانگرهای التهاب عصبی هیپوکامپ (Nfkbia، Nlrp3) و رفتارهای اضطراب مانند را کاهش داده است. از آنجا که بیش از یک میلیارد نفر در جهان و حدود 30% جمعیت ایران تحت تأثیر چاقی قرار دارند و این بیماری در سال 2024 علت یکی از هر هشت مورد مرگومیر ناشی از بیماریهای غیرواگیر بوده است، این راهبردهای مبتنی بر میکروبیوم میتوانند ارزش بالینی داشته باشند. چنین رویکردهایی که مسیرهای ایمونومتابولیک را هدف قرار میدهند، نشاندهندۀ رویکردی بینرشتهای و امیدوار کننده است که علوم غدد درونریز، میکروبیولوژی و جنبههای روانتنی اختلالات متابولیک را به هم پیوند میدهد. با این وجود، تصویر رسانهای M. vaccae بهعنوان یک واکسن چاقی باعث سوء تفاهم میشود. این درمان افزایش وزن مرتبط با رژیم را کاهش میدهد، امّا بهطور کامل مانع از آن نیست و نمیتواند با عادات غذایی سالم جایگزین شود. با این حال، این روش میتواند بهعنوان رویکردی مکمل برای کاهش اثرات منفی مصرف غذاهای فوقفرآوریشده بهکار گرفته شود و درمانهای موجود چاقی، مانند مداخلات مبتنی بر میکروبیوم، درمانهای دارویی و جراحی چاقی را تقویت کند. آزمایشهای بالینی گستردهتری برای تعیین اثربخشی، دوز مطلوب، ایمنی و ادغام با درمانهای فعلی چاقی مورد نیاز است.