32 نتیجه برای سلامت
سمیه کریمی مقدم، الهه لعل منفرد، روح اله برقبانی، محمدرضا قزلقارشی، رضوان رجب زاده، داود رباط سرپوشی،
دوره 16، شماره 6 - ( 7-1396 )
چکیده
مقدمه: با عنایت به ماهیت مزمن بیماری دیابت و تأثیر قابل ملاحظهی آن بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا، مطالعهای با هدف بررسی کیفیت زندگی مرتبط با سلامت بیماران دیابتی نوع دوم مراجعه کننده به کلینیک دیابت سبزوار و عوامل مرتبط با آن بهمنظور برنامهریزی مداخلات در حوزهی ارتقای سلامت طراحی و مورد بررسی قرار گرفت.
روشها: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، 197 نفر از بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به کلینیک دیابت به روش نمونهگیری در دسترس شرکت نمودند. دادهها از طریق پرسشنامهی دو قسمتی شامل مشخصات فردی و پرسشنامهی کیفیت زندگی SF36 با 8 مقیاس عملکرد جسمی، محدودیت جسمی، درد جسمی، سلامت عمومی، نشاط، عملکرد اجتماعی، مشکلات روحی، سلامت روان جمعآوری شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS16 و آمارههای توصیفی(فراوانی و درصد، میانگین و انحراف معیار) و آزمونهای کای دو، آنالیز واریانس یک طرفه، تی تست و همبستگی در سطح معناداری 05/0 انجام شد.
یافتهها: نتایج بیانگر آن است بالاترین نمره مربوط به عملکرد جسمی 38/22±61/74 و کمترین میانگین نمره را مقیاس محدودیتهای ایفای نقش بهعلت مشکلات جسمانی 41/30±89/42 به خود اختصاص داده بود اما در کل، نمرهی میانگین سایر مقیاسها در وضعیت "تا حدودی مطلوب" قرار داشتند. بین نمرهی عملکرد فیزیکی، احساس خوب بودن و درد برحسب تحصیلات افراد تفاوت آماری معنیدار وجود داشت (005/0 P ).
نتیجهگیری: یافتههای این بررسی مارا در زمینهی تأثیر بیماری دیابت بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به این بیماری آگاه ساخته که میتوان از این اطلاعات در راستای برنامهریزی درمانی مراقبتی بیماران مزمن و اصلاح کیفیت زندگی آنان بهره جست.
مریم حر، غلامرضا منشئی،
دوره 16، شماره 6 - ( 7-1396 )
چکیده
مقدمه: بیماری دیابت علاوه بر مشکلات فیزیولوژیک، مشکلات روانشناختی نیز برای افراد بهوجود میآورد. بنابراین هدف پژوهش تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر سلامت روان بیماران مبتلا به دیابت نوع دو در شهر اصفهان بود.
روشها: روش پژوهش نیمه آزمایشی و طرح آن بهصورت پیش آزمون -پس آزمون با گروه گواه و مرحلهی پیگیری بود. جامعهی آماری شامل بیماران دیابتی مرکز خیریهی دیابت اصفهان در سال 1394 بود. جهت انجام پژوهش حاضر، از بین جامعهی آماری تعداد 30 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو، با استفاده از روش نمونهگیری غیر احتمالی در دسترس و هدفمند انتخاب و بهصورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند (15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه گواه). ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامهی سلامت عمومی (GHQ) و پرسشنامهی جمعیت شناسی بود. پس از اجرای پیش آزمون، گروه آزمایش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را طی 8 جلسه 90 دقیقهای در طی 8 هفته دریافت کردد، در حالی که گروه گواه در طی فرآیند انجام پژوهش، از دریافت این مداخله بیبهره بود. پس از تمام جلسات درمانی، افراد هر دو گروه تحت انجام پس آزمون قرار گرفتند. پس از دو ماه آزمون پیگیری نیز صورت پذیرفت. پس از جمع آوری دادهها، عمل تحلیل دادهها، بهوسیله روش تحلیل آماری کواریانس با استفاده از بسته نرم افزاری SPSS21 صورت پذیرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که بین نمرات پسآزمون و پیشآزمون گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، تفاوت معناداری وجود دارد(001/0P<). نتایج همچنین نشان داد اثر درمان در زمان پیگیری ماندگار بود (001/0P<).
نتیجهگیری: با توجه به تأثیر معنادار درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر سلامت روان بیماران مبتلا به دیابت نوع دو، پیشنهاد میشود از این روش در جهت افزایش سلامت روان این بیماران بهره برده شود.
سپیده رحیمی مشکله، ابراهیم مسعودنیا، وحید نیک سرشت،
دوره 17، شماره 2 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه: یکی از عوامل خطری که در سببشناسی بروز دیابت نوع دو توجه اندکی به آن شده است، سبک زندگی است. پژوهش حاضر با هدف تبیین رابطهی بین مؤلفههای سبک زندگی و بروز دیابت نوع دو در بین شهروندان شهر رشت انجام شد.
روشها: این مطالعه در قالب یک طرح مورد- شاهدی انجام شد. دادهها از 150 نفر با علائم دیابت نوع دو که به بیمارستانهای حشمت و گلسار و انجمن دیابت رشت مراجعه کرده بودند و 150 نفر از افراد فاقد علائم دیابت نوع دو، با سنین 30 الی 60 سال شهر رشت جمعآوری شد. ابزار اندازهگیری عبارت بودند از چک لیست ویژگیهای اجتماعی- جمعیتشناختی و بالینی، و فرم کوتاه پروفایل سبک زندگی ارتقاء دهندهی سلامت. دادهها با استفاده از آمارهی t و c2 و در نرم افزار SPSS نسخهی 22 تحلیل شدند.
یافتهها: تفاوت معناداری بین افراد با علائم دیابت نوع دو و افراد سالم از لحاظ سن، نمایهی تودهی بدن (BMI)، میزان تحصیلات (01/0 > P)، وضعیت تأهل (05/0 >P)، سابقهی دیابت در خانواده، سابقهی مصرف سیگار، سابقهی فشار خون بالا، سابقهی بیماری قلبی و وضعیت شغلی (01/0 >P) وجود داشت. همچنین تفاوت معناداری بین دو گروه از نظر مؤلفههای رشد معنوی و خودشکوفایی، مدیریت استرس، فعالیت بدنی (01/0 >P)، و مسؤولیتپذیری دربارهی سلامت (05/0 >P) وجود داشت.
نتیجهگیری: مؤلفههای سبک زندگی از عوامل مؤثر در بروز دیابت نوع دو میباشند. بنابراین، مداخلههای شناختی و رفتاری با هدف تعدیل و ارتقای سبک زندگی مرتبط با سلامت ضروری بهنظر میرسد.
رسول سلیمانی مقدم، شبنم محمدی، نیره کارگر کاخکی، مریم محمدی، ابوالفضل قدیمی فر، ابوالفضل احمدنژاد، عاطفه طلایی بجستانی، محمودرضا نعمت الهی، علیرضا محمدزاده، مجید غیور مبرهن، فاطمه محمدزاده،
دوره 17، شماره 3 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه: براساس آمارهای سازمان جهانی بهداشت، بیماریهای قلبی عروقی رتبهی اول علل مرگ و میر را به خود اختصاص داده است. مطالعات نشان میدهند که با اصلاح رفتار و شیوههای زندگی میتوان از شیوع بیماری قلب عروقی کاست. لذا هدف از مطالعهی حاضر بررسی سبک زندگی ارتقاء دهندهی سلامت در بیماران قلبی عروقی شهرستان گناباد در سال 1393 بوده است.
روشها: پس از تصویب طرح، 352 بیمار قلبی عروقی در شهرستان گناباد در سال 1393 وارد مطالعه شدند. دادهها توسط پرسشنامهی سبک زندگی ارتقاء دهندهی سلامت زندگی (HPLP2) جمعآوری شد. سپس توسط نرمافزار SPSS و آزمون من ویتنی و کراسکال والیس آنالیز شد. سطح معنیداری P value کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها: در مجموع 352 بیمار (232 زن و 120 مرد) با میانگین سنی 34/1±89/61 وارد مطالعه شدند. بیشترین امتیاز مربوط به روابط فردی 05/8±45/24 و کمترین آن در حیطهی مدیریت استرس 60/5±65/12 بود. تمام سازهها بر سبک زندگی تأثیر مستقیم داشتند که بیشترین تأثیر مستقیم مربوط به روابط اجتماعی (329/0) و کمترین تأثیر مستقیم مربوط به مدیریت استرس (164/0) میباشد و قویترین پیشگویی کننده سبک زندگی در بین سازهها مربوط به فعالیت فیزیکی با اثر کلی 38/14 براساس سازههای الگوی واکر بود.
نتیجهگیری: نظر به اینکه سبک زندگی تأثیر بهسزایی در بیماری قلبی عروقی دارد. ممکن است بتوان با اصلاح سبک زندگی بیماران گام مؤثری جهت پیشگیری و کنترل این بیماری فراهم آید.
سیما زاهدی، علی درویش پور کاخکی، میمنت حسینی، زهرا رزاقی،
دوره 17، شماره 4 - ( 2-1397 )
چکیده
مقدمه: همودیالیز شایعترین روش درمان در بیماران مبتلا به مرحلهی انتهایی نارسایی مزمن کلیه میباشد. بیماران تحت درمان با همودیالیز بهدلیل داشتن درمانهای خاص نیازمند انجام فعالیتهای خودمراقبتی میباشند. با توجه به کمبود اطلاعات در مورد نقش سواد سلامت در خودمراقبتی مؤثر و کارآمد این بیماران، پژوهش حاضر با هدف تعیین همبستگی خودمراقبتی با سواد سلامت در بیماران تحت درمان با همودیالیز انجام شد.
روشها: پژوهش حاضر یک مطالعهی توصیفی- همبستگی است که بر روی 93 بیمار تحت درمان با همودیالیز مراجعه کننده به بیمارستان ولیعصر (عج) اراک به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف انجام شده است. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامههای اطلاعات جمعیت شناختی، خودمراقبتی و تعدیل شده سواد سلامت بزرگسالان ایرانی بود. تجزیه و تحلیل اطلاعات با کمک آزمونهای آماری توصیفی و استنباطی (همبستگی پیرسون) انجام شد. سطح معناداری 05/0P< در نظر گرفته شد.
یافتهها: از 93 بیمار مورد پژوهش 6/79 درصد مرد و 4/20 درصد زن بودند. میانگین نمرهی خودمراقبتی (46/45±) 90/146 و سواد سلامت (42/36±) 14/88 و در حد متوسط برآورد شدند. بهترتیب کمترین نمره خودمراقبتی و سواد سلامت مربوط به حیطهی مصرف مایعات و تصمیمگیری و رفتار بود. همچنین خودمراقبتی با سواد سلامت همبستگی مثبت و معناداری داشت (6/0= r، 0001/0> P)
نتیجهگیری: با توجه به همبستگی مثبت و معنادار خودمراقبتی با سواد سلامت لزوم توجه مسؤولین و سیاستگذاران پرستاری جهت ارائهی برنامههای آموزشی متناسب با سطح سواد سلامت ضروری بهنظر میرسد.
مریم حر، اصغر آقایی، احمد عابدی، محسن گل پرور،
دوره 17، شماره 5 - ( 4-1397 )
چکیده
مقدمه: دیابت بیماری مزمنی است که بر بسیاری از ابعاد و جنبههای زندگی تأثیر میگذارد. تجربهی بیماران جنبههای مختلف زندگی او را در بر میگیرد زیرا بیمار بهواسطهی بیکاریاش زندگی میکند. هدف این مطالعه توضیح نقش سبک زندگی در زندگی بیمار است. بررسی تجربهی زیستهی بیماران در این مورد میتواند راهکار اساسی در اصلاح سبک زندگی بیماران دیابتیک باشد.
روشها: این مطالعه یک بررسی کیفی از نوع پدیدارشناسی است که در آن نمونهگیری از میان مراجعین به مرکز خیریهی دیابت اصفهان بهطور هدفمند، با حداکثر تنوع انتخاب شد. 33 بیمار زن مبتلا به دیابت در سنین بین 35 تا 69 سال با سابقهی حداقل یک سال ابتلا به دیابت و نداشتن بیماری روانی حاد، انتخاب شدند. نمونهگیری بهصورت تدریجی از بهمن 95 تا بهار 96 انجام گرفت. بیماران در این مطالعه با انجام مصاحبههای نیمه ساختاریافته طی 45 تا 50 دقیقه مورد بررسی قرار گرفتند. متن مصاحبههای ضبط شده، پس از پیادهسازی به روش تحلیل کلایزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: طی فرآیند تجزیه و تحلیل دادههای حاصل از تجربهی زیستهی بیماران مبتلا به دیابت، چهار درونمایه شامل بعد سلامت جسمانی، بعد سلامت روان شناختی، بعد سلامت معنوی و سلامت اجتماعی استخراج گردید.
نتیجهگیری: برای اصلاح سبک زندگی بیماران نیازبه نگرشی همه جانبه نسبت به موضوع سبک زندگی است. درک تجربهی زیستهی و نتایج حاصل از تجارب مربوط به سبک زندگی ﺳﻼﻣﺖ در ﺑﯿﻤـﺎران مبتلا به دیابت میتواند اعضای تیم درمانی و مراقبتی را در ارائهی خدمت مطلوبتر کمک نماید و از بازگشتهای مکرر به سبک زندگی نادرست جلوگیری بهعمل آید.
رضا مسعودی، سلیمان خیری، فاطمه علی اکبری، احمد علی اسلامی، لیلی ربیعی،
دوره 19، شماره 6 - ( 6-1399 )
چکیده
مقدمه: ارزیابی سواد سلامت بیماران دیابتی نیازمند وجود ابزاری مختص این گروه است. پرسشنامهی سنجش سواد سلامت بیماران دیابتی (LAD) از ابزارهای مورد استفاده برای سنجش سواد سلامت بیماران دیابتی است. پژوهش حاضر با هدف ترجمه و اعتباریابی نسخهی فارسی پرسشنامهی (LAD) Diabetes Health Literacy Assessment Questionnaire انجام گرفته است.
روشها: پژوهش حاضر با هدف تعیین روایی و پایایی نسخهی فارسی پرسشنامه سنجش سواد سلامت بیماران دیابتی، روی 300 بیمار مبتلا به دیابت در سال 1398، به روش نمونهگیری انجام شد. مراحل اجرای مطالعه شامل: اول، ترجمه و تهیهی نسخهی فارسی پرسشنامهی سواد سلامت بهمنظور طراحی و انتخاب گویهها و ارزیابی کیفی آنها توسط گروه متخصصین؛ دوم، ارزیابی کمّی ویژگیهای روایی با استفاده از نظرات گروه متخصصین؛ سوم، ارزیابی روایی صوری (قابلیت درک) و پایایی پرسشنامه توسط گروه کوچکی از جامعهی هدف در یک مطالعه آزمایشی؛ چهارم، تحلیل گویهها، ارزیابی روایی و پایایی پرسشنامهی نهایی بود.
یافتهها: در تحلیل گویههای سازهی سازماندهی، اثرات سقف و کف مشاهده نشد. بیشترین میانگین مربوط به گویهی 8 و12 و کمترین میانگین مربوط به گویهی 6 بود. با توجه به شاخص Skewness، کجی در گویهها مشاهده نشد. براساس نتایج بهدستآمده، ابزار از ثبات درونی قابل قبولی برخوردار بود. تحلیل عامل اکتشافی 2 عامل را برای پرسشنامهی سواد سلامت بیماران دیابتی شناسایی کرد یک عامل درک فردی و عامل دوم حمایت اجتماعی بود.
نتیجهگیری: نتایج بهدست آمده از تحلیل عامل اکتشافی، پرسشنامهی سواد سلامت بیماران دیابتی (LAD)از روایی و پایایی مناسبی برخوردار است و میتوان جهت سنجش سواد سلامت بیماران دیابتی از آن استفاده کرد.
ژاله شادمان، فرشاد شریفی، محبوبه ابراهیم پور، مولود پیاب، سید مسعود ارزاقی، حسین فخرزاده،
دوره 20، شماره 1 - ( 11-1399 )
چکیده
مقدمه: شناسایی عوامل خطر سلامت سالمندان و نیز طراحی مداخلاتی در جهت ارتقاء سلامت سالمندان از اولویتهای سیستم خدمات بهداشتی- درمانی در دنیای کنونی است که در قدم اول نیازمند ارتقاء دانش علمی در زمینهی مشکلات سلامتی سالمندان است.
روشها: در این مطالعهی مروری که در سال 1399 انجام شده است، تمام مطالعاتی که با کلید واژهی سالمندی یا بیمارهای مرتبط با سالمندی نظیر آترواسکلروز، پوکی استخوان، دیابت، دمانس، فریلتی، اختلالات شناختی، عملکرد روزمره زندگی، وضعیت تغذیهای با وابستگی سازمانی مرکز تحقیقات علوم غدد و متابولیسم و یا مرکز تحقیقات سلامت سالمندان دانشگاه علوم پزشکی تهران بدون محدودیت زمانی در بانک های اطلاعاتی PubMed Web of Science, Scopus, و موتور جستجوی گوگل اسکالر مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: در مجموع 115 مقاله با این کلمات کلیدی یافت شد که با بررسی نحوهی نمونهگیری، روش کار، آنالیز دادهها و نیز حذف دادههای مشابه در نهایت 63 مقاله مورد استفاده قرار گرفت.
نتیجهگیری: در این راستا، مرکز تحقیقات سلامت سالمندان مطالعات متعددی در جهت بومیسازی ابزارهای ارزیابی سلامت سالمندان، شناسایی بیمارهای شایع سالمندی، شیوع و بار بیماریها و سندرمهای سالمندی و طراحی چندین مطالعهی مداخلهای در قالب سه مطالعهی بزرگ شامل مطالعهی سالمندان کهریزک، مطالعهی سلامت سالمندان بوشهر و مطالعهی طولی سالمندی بیرجند انجام داده است که در این مطالعهی مروری مورد بحث قرار گرفته است.
مرضیه زمانی، وحید رحمانیان، اعظم نامدار، آمنه مرزبان،
دوره 21، شماره 5 - ( 11-1400 )
چکیده
مقدمه: جست و جوی اطلاعات سلامت و کسب دانش نقش مهمی در مدیریت بیماری مزمنی چون دیابت ایفا میکند. پژوهش حاضر با هدف بررسی فروانی منابع اطلاعاتی خودمدیریتی در بیماران دیابتی شهرستان جهرم در سال 1398 انجام شد.
روشها: این مطالعه یک مطالعهی توصیفی – تحلیلی است که بر روی 393 بیمار مبتلا به دیابت شهرستان جهرم و روستاهای تحت پوشش در سال 1398 انجام گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات شامل فرم اطلاعات فردی، پرسشنامهی مبنی بر نقش منابع اطلاعاتی در بهبود بیماری بیماران مبتلا به دیابت بود. نتایج توسط نرمافزار SPSS 24 مورد تحلیل آماری قرار گرفت.
یافتهها: بیشترین محدودهی سنی افرادی که در این مطالعه شرکت کردند افراد 45 تا 60 سال (7/40 درصد) بوده است که 9/67 درصد جمعیت بیماران را زنان تشکیل میدادند. 1/68 درصد بیماران مبتلا به دیابت پس از ابتلا، در رابطه با بیماری خود اطلاعات کسب کرده بودند. بیشترین منابع اطلاعاتی آنان بهترتیب شامل پزشک، خانواده و دوستان و سایر بیماران و رسانههای جمعی بود. مهمترین دلایل عدم کسب اطلاعات در 9/31 درصد دیگر از بیماران سخت بودن و عدم دسترسی به منابع اطلاعاتی بود.
نتیجهگیری: نتیجهی کلی این مطالعه حاکی از سواد سلامت نسبتاً بالا و خوب افراد تحت مطالعه بود. همچنین جمعیتی که دانشی در مورد بیماری خود نداشتند، اشتیاق زیادی به یادگیری داشتند که این معضل با توزیع و ارائهی صحیح و به قاعدهی منابع آموزشی و برابرسازی فرصتهای آموزشی و یکسانسازی در مناطق مرفه و محروم تا حد امکان قابل حل است. از نتایج این پژوهش میتوان جهت ارتقاء سیستم بهداشتی و آموزشی کشور و کمک به بهبود و ارتقای توزیع منابع آموزشی از طریق آموزش صحیح پرسنل بهداشتی و همکاری بیش از پیش سازمانهای ذیربط، استفاده نمود.
فاطمه مشیری نیا، مرادعلی زارعی پور، مهدیه جوکار، فائزه افخمی عقدا،
دوره 24، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
مقدمه: دیابت بارداری از شایعترین بیماریهای دوران بارداری است و سواد سلامت مادران در پیشگیری و مدیریت آن نقش مهمی دارد. این مطالعه به بررسی و مقایسۀ سواد سلامت زنان باردار دیابتی و غیر دیابتی مراجعهکننده به مراکز بهداشتی یزد در سال 1402 پرداخته است.
روشها: این مطالعۀ توصیفی تحلیلی بر روی 206 زن باردار دیابتی و غیردیابتی انجام شد. نمونهگیری به روش خوشهای از مراکز بهداشتی و بهصورت تصادفی نمونهها انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامۀ سواد سلامت جمعآوری و با استفاده از آزمونهای کای اسکور، t مستقل و آنالیز واریانس تجزیهوتحلیل شدند.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد میانگین نمرۀ سواد سلامت مادران باردار غیردیابتی (75/13 ± 26/74) بهطور معناداری بالاتر از میانگین نمرۀ سواد سلامت مادران دیابتی (06/21 ± 527/47) بود (001/0 P<). و درصد زنان دیابتی با سواد سلامت ناکافی 69% و زنان غیردیابتی 9/3% گزارش شدکه نشانگرتفاوت قابل توجهی در سطح سواد سلامت بین مادران باردار دیابتی و غیردیابتی است (001/0 P<). بهعلاوه، مادران دیابتی رابطۀ معکوسی بین سواد سلامت و تعداد بارداری و فرزندان خود نشان دادند، درحالیکه این روند در مادران غیر دیابتی مشاهده نشد (001/0 P<).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که زنان باردار غیر دیابتی دارای سواد سلامت بالاتری نسبت به زنان باردار مبتلا به دیابت بارداری هستند، که به اهمیت افزایش سواد سلامت در این گروه از مادران تأکید میکند. همچنین، وجود ارتباط قوی بین سواد سلامت و وضعیت دیابت مادر، نیاز به برنامهها و آموزشهای هدفمند برای بهبود سواد سلامت زنان باردار دیابتی را آشکار میسازد. بنابراین، ارتقاء سواد سلامت میتواند در مدیریت بهتر دیابت بارداری و بهبود وضعیت سلامت مادران مؤثر باشد.
شهناز محمدی، شهلا آقایی بجستانی، مهناز محمدی،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه: بین دیابت و مشکلات روانشناختی رابطۀ دوسویه وجود دارد. هدف پژوهش جاری بررسی مقایسۀ باورهای کنترل سلامت، راهبردهای تنظیم هیجان، و تعارضات زناشویی در بین زنان دیابتی و غیردیابتی بود.
روشها: طرح پژوهش مطالعۀ حاضر، از نوع علی مقایسهای است. جامعۀ آماری پژوهش حاضر کلیۀ زنان مبتلا به دیابت و غیردیابتی در شهر تهران است که در نیمۀ اول سال 1401 به کلینیک تهران مراجعه کردند، از این میان نمونهای به تعداد 43 نفر زن دیابتی با غربالگری و روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند، گروه کنترل نیز به تعداد43 نفر زن غیردیابتی با همتاسازی در متغیرهای جمعیت شناختی انتخاب گردید، از پرسشنامههای، مقیاس چندوجهی منبع کنترل سلامت، پرسشنامه راهبردهای تنظیم هیجانی و مقیاس تعارضات زناشویی برای گردآوری دادهها استفاده شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی شامل تحلیل واریانس چندمتغیره مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج نشان داد که زنان دارای دیابت در مقایسه با زنان غیر دیابتی از میزان بیشتر تنظیم هیجان فرونشانی، منبع کنترل افراد مؤثر، منبع کنترل شانس و تعارض زناشویی برخوردار بودند همچنین از میزان کمتر تنظیم هیجان ارزیابی مجدد و منبع کنترل درونی برخوردار بودند که تمامی این تفاوتها معنادار بود.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش، تنظیم هیجان ناکارآمد، باورهای منبع کنترل معیوب و تعارض زناشویی در زنان دارای دیابت را نشان داد که لزوم توجه به عوامل فوق در قالب ارائه برنامههای درمانی و آموزشی به زنان دیابتی، خانوادهها و مراکز مرتبط با زنان دیابتی را آشکار میسازد.
مصطفی کاشانی، صدیقه برزه کار،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو یکی از تهدیدات جدی برای سلامت عمومی در قرن حاضر است و هزینههای اقتصادی و درمانی قابلتوجهی را بر نظامهای سلامت تحمیل میکند. پیشبینی دقیق روند ابتلا به دیابت میتواند نقش مؤثری در مدیریت منابع و طراحی برنامههای مداخلهای ایفا کند.
روشها: در این مطالعه، یک مدل ترکیبی مبتنی بر اتوماتای سلولی یادگیر (CLA) و الگوریتم رتبهبندی برتری و فروتری (SIR) توسعه داده شده است تا با بهرهگیری از دادههای بیماران دیابتی واقعی در استان کرمان، روند گسترش بیماری در افق ۲۰ساله آتی پیشبینی شود. دادههای مورداستفاده شامل ویژگیهای دموگرافیک و آزمایشگاهی بیماران دیابتی طی سالهای ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۱ بوده است. پس از پیشپردازش دادهها و حذف مقادیر گمشده، مدل پیشنهادی در نرمافزار MATLAB پیادهسازی شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که ترکیب مدل CLA و SIR توانسته است بادقت بالایی روند شیوع بیماری را مدلسازی کند. همچنین، فاکتورهایی نظیر فشارخون، کلسترول و شاخص توده بدنی بهعنوان عوامل مؤثر کلیدی در روشنشدن سلولهای مدل شناسایی شدند.
نتیجهگیری: یافتهها بیانگر آن است که استفاده از رویکردهای هوشمند میتواند در تحلیل دادههای سلامت و پیشبینی بیماریهای مزمن مؤثر باشد.