27 نتیجه برای مرتضی
ناهید خلیلی، سید سجاد محسنی صالحی منفرد، حامد وحیدی، عطیه طالب پور، مرتضی رفیعی تهرانی، فرید عابدین درکوش، باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 4 - ( 6-1389 )
چکیده
در بیماری دیابت، کنترل قند خون در محدوده نرمال به منظور جلوگیری از ایجاد هرگونه عارضهای بسیار اهمیت دارد. در حال حاضر این کار به وسیله درمان پیچیدهای شامل تزریقهای متعدد روزانه انسولین و یا تزریق مداوم انسولین بهوسیله پمپ و پایش دقیق میزان قند خون انجام میگیرد. روشی که بتواند از تزریقهای متعدد انسولین جلوگیری کرده و فارماکوکینتیک انواع انسولین را بهبود بخشد، همیشه در کانون توجهات در تحقیقات مربوط به دیابت بوده است. در صورتی که این شیوهها توسعه یابند، بطور کلی غیر تهاجمی بوده و مطلوب بیماران هستند و کمک میکنند تا بیماران به کنترل بهتری از قند خون برسند. تاکنون امید بخشترین روش جایگزین، روش استنشاقی بوده است که از میان آنها Exubera® از طرف EMEA و FDA برای استفاده بیماران دیابتی 1 و 2 مورد تأیید قرار گرفت اما آن هم بدلیل هزینههای بسیار زیاد و عوارض تنفسی، مورد استقبال واقع نشد و توسط شرکت سازنده از بازار جمعآوری گردید. دیگر روشها نیز در حال پیشرفت هستند. اخیراً در دو روش Intestinal (HIM2) و Buccal (oral-lyn) پیشرفتهای جالبی بدست آمده است. در مقاله مروری پیش رو، روشهای مختلف از جمله نازال، بوکال، چشمی، خوراکی، ترنس درمال، ریوی، رکتال و حتی واژینال و رحمیِ تجویز انسولین که در تحقیقات مورد بررسی قرار گرفتهاند بیان شده و نقاط قوت و ضعف و همچنین آینده آنها مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
ناهید خلیلی، فرید عابدین درکوش، باقر لاریجانی، مرتضی رفیعی تهرانی، سید سجاد صالحی منفر، الهه مرتضویان، کبری امیدفر،
دوره 10، شماره 1 - ( 10-1389 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
MicrosoftInternetExplorer4
مقدمه: دیابت شیرین به عنوان شایعترین
بیماری متابولیک، یکی از پر هزینهترین بیماریهاست. سیستمهای خوراکی پپتیدها و
پروتئینها، درد و ناراحتی تزریقات مکرر را به همراه ندارند و ترکیبات سیستمهای
خوراکی بسیار ارزانتر از اشکال تزریقی است. در این مطالعه اثر درمانی انسولین خوراکی
با این سیستم حامل جدید در بیماران دیابتی وابسته به انسولین مورد ارزیابی قرار
گرفت.
روشها: در یک
کارآزمایی بالینی، 14 بیمار دیابتی وابسته به انسولین 45-17 ساله براساس کرایتریای
مطالعه انتخاب و در 5 هفته متوالی هر هفته یک روز تحت درمان با انسولین خوراکی (inside IU800، یا IU outside 1600، یاoutside IU800) یا دارونما یا انسولین تزریقی IU/kg 1/0 قرار گرفته و در
حین مطالعه به فواصل منظم نمونه خون جهت گلوکز، انسولین و
c-peptide گرفته شد.
نتایج: 12 بیمار تا
پایان مطالعه همکاری کردند. انسولین خوراکی با دوز 1600 واحد در کاهش قند خون
مؤثرتر از انسولین تزریقی بود ولی اختلاف معنیداری نداشت. انسولین تزریقی با
اختلاف قابل توجهی بالاترین AUC انسولین را داشت (004/0= P). انسولین خوراکی 800 واحد outside بیشترین فراهم
زیستی ( 12/0%) را داشت.
بحث: داروی
انسولین خوراکی به روش پلیمر SPHC و SPH با وجود اینکه توانسته قند خون را بطور مناسبی
در مقایسه با انسولین تزریقی پایین بیاورد، اما بعلت فراهمزیستی پایین و تنوع
نتیجه در هر بیمار، نمیتواند آرزوی بیماران و محققان در ارائه راه آسانتر
استفاده از انسولین برطرف کند و هنوز راه طولانی بر سر راه این هدف وجود دارد.
ساره رستمی، مرتضی بهنام رسولی، علی مقیمی، مسعود فریدونی، زینب مؤمنی،
دوره 10، شماره 2 - ( 10-1389 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
مقدمه: نوروپاتی مرکزی یکی از رایجترین عوارض دیابت است که منجر
به اختلال در عملکردهای شناختی از قبیل یادگیری و حافظه میشود. هدف از مطالعه
حاضر، بررسی همزمان و مقایسهای اثرات دیابت نوع1 و نوع2 بر یادگیری، حافظه فضایی
و حافظه احترازی در رت است.
روشها: 21 رت نر نژاد ویستار به سه گروه کنترل، دیابتی نوع 1 و دیابتی
نوع 2 تقسیم شدند. القای دیابت نوع 1 با تزریق داخل صفاقی استرپتوزتوسین با دوز mg/kg60 وزن بدن و القای دیابت نوع 2 با
تجویز خوراکی فروکتوز 10% در آب آشامیدنی به مدت 8 هفته انجام شد. 6 هفته پس از تأیید
دیابت یادگیری و حافظه فضایی رتها به وسیله آزمون ماز آبی موریس و حافظه احترازی با
آزمون شاتل باکس بررسی شد.
یافتهها: در آزمون ماز آبی در مقایسه با گروه کنترل گروه دیابتی نوع
1 افزایش معنیدار (01/0P<) در مسافت طی
شده و زمان رسیدن به سکو نشان داد در حالی که این افزایش در گروه دیابتی نوع 2 معنیدار
نبود. در آزمون شاتل باکس نیز در رتهای دیابتی در مقایسه با گروه کنترل تأخیر در
زمان ورود به محفظه تاریک بطور معنیداری (01/0P<) کاهش یافت.
نتیجهگیری: در هر دو نوع دیابت حافظه احترازی آسیب میبیند در حالی که
در رابطه با حافظه فضایی این آسیب در دیابت نوع 1 بارزتر است. در عین حال ممکن است
آسیب حافظه فضایی در دیابت نوع 2 وابسته به دوره ابتلای به بیماری و سن باشد.
زینب مؤمنی، مرتضی بهنام رسولی، مسعود فریدونی، ساره رستمی،
دوره 10، شماره 4 - ( 7-1390 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوعی اختلال متابولیک است که با هیپرگلیسمی ناشی از نقص در عملکرد انسولین، ترشح آن و یا هر دو همراه است. دیابت موجب القای مرگ نورونی در مناطق مختلف مغز به ویژه هیپوکامپ میشود. هدف از مطالعه حاضر، بررسی مقایسهای و همزمان اثرات دیابت نوع 1 و 2 بر تراکم نورونی در هیپوکامپ رت میباشد.
روشها: رتهای نر ویستار به سه گروه 6 تایی شامل کنترل، دیابت نوع 1 و دیابت نوع 2 تقسیم شدند. القای دیابت نوع 1 با تزریق زیر پوستی آلوکسان با دوز mg/kg135 وزن بدن و القای دیابت نوع 2 با تجویز خوراکی فروکتوز 10% در آب آشامیدنی به مدت هشت هفته انجام شد. دو ماه پس از تأیید القای هر دو نوع دیابت، وضعیت تراکم نورونی هیپوکامپ به وسیله تکنیک دایسکتور مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: تراکم نورونی در ناحیه CA1 در هر دو گروه تجربی کاهش معنیداری با گروه کنترل نشان داد در حالی که تراکم نورونی ناحیه CA3 تنها در گروه دیابت نوع 1 کاهش معنیداری با گروه کنترل داشت (05/0P<). در کل ناحیه هیپوکامپ نیز تراکم نورونی گروه دیابتی نوع 1 کاهش معنیداری با گروه کنترل نشان داد (05/0P<).
نتیجهگیری: کاهش بارز تراکم نورونی در ناحیه CA1 احتمالاً بدلیل آسیب پذیرتر بودن این ناحیه به شرایط پاتولوژیک است. در کل هیپوکامپ نیز کاهش تراکم نورونی در گروه دیابتی نوع 1 بارزتر است در حالی که ممکن است در دیابت نوع 2 وابسته به دوره ابتلا به بیماری و سن باشد.
محمود یوسفیفرد، هادی بهاریفر، سیدمصطفی حسینی، رضا چمن، شروین تسلیمی، سیداحمد سیدعلی نقی، سیدمرتضی کریمیان،
دوره 11، شماره 1 - ( 10-1390 )
چکیده
AHR (aryl hydrocarbon receptor) یک فاکتور رونویسی وابسته به لیگاند است که حجم زیادی از ژنها را در گونههای مختلف کنترل میکند. این گیرنده به مجموعهای از ترکیبات شیمیایی که از لحاظ ساختاری متفاوت میباشند متصل و فعال شده و
نقش مهمی را در سازوکارهای مختلف بازی میکند. AHR بیشتر به عنوان گیرندهای که در اثرات سمی زنوبیوتیکها نقش دارد شناخته میشود اما شواهد زیادی در دست میباشد که نشان میدهد این فاکتور رونویسی اثرات مهمی نیز در فرآیندهای بیولوژیک دارد. مسیر سیگنالینگ AHR برای تنظیم عملکرد سیستم ایمنی، رشد و تنظیم چرخه سلول، تنظیم سیستم تولید مثل و تنظیم سیستم حیاتی میباشد. علاوه بر این، نقش مهمی نیز در بروز انواع مختلف سرطان از جمله سرطانهای دستگاه گوارش و ریه ایفا مینماید. نقش AHR در ایجاد سرطان یک نقش دوگانه میباشد. هنگامی که این گیرنده توسط لیگاند خارجی فعال میشود، القاء کننده سرطان بوده در حالی که در صورت فعال شدن با لیگاند داخلی، رشد تومور را مهار مینماید. هدف از این مطالعه بیان ویژگیهای ساختاری، مسیر سیگنالینگ، معرفی لیگاندهای داخلی و خارجی این گیرنده بوده و در نهایت نیز به نقشهای این گیرنده، خواهد پرداخت.
الهه خواجوئی، زهره الهی مقدم، مرتضی بهنام رسولی، ناصر مهدوی شهری،
دوره 13، شماره 5 - ( 4-1393 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوعی بیماری درونریز متابولیک است که اختلالات متابولیکی ناشی از آن ممکن است عمل سایر غدد درونریز درگیر در متابولیسم از جمله غده تیروئید را نیز تحت تاثیر قرار دهد. در مطالعه حاضر اثرات دیابت القایی نوع یک و نوع دو بر ساختار غده تیروئید و سطوح فاکتورهای بیوشیمیایی خون در موش صحرایی نر نژاد ویستار مورد بررسی قرار گرفته است.
روشها: سی رت نر بالغ به سه گروه کنترل، دیابت القایی نوع یک (mg/kg130) آلوکسان و دیابت القایی نوع دو (تیمار با آب آشامیدنی حاوی فروکتوز 10% بهمدت 8 هفته) تقسیم شدند. پس از القای دیابت، رتها بهمدت دو ماه نگهداری شدند و در طی این مدت سطوح سرمی فاکتورهای بیوشیمیایی و انسولین کلیه موشها در سه مقطع زمانی قبل، وسط و پایان دوره آزمایشاندازهگیری شد. پس از فیکس، غده تیروئید موشها به روش پرفیوژن و طی مسیر آمادهسازی بافتی، تهیه مقاطع میکروسکوپی سریال و رنگ آمیزی، وضعیت ساختاری غده تیروئید بهوسیله تکنیکهای استریولوژیکی کاوالیه و دایسکتور مورد بررسی کمی قرار گرفت.
یافتهها: دو ماه پس از القای دیابت، در دیابت نوع یک افزایش سطحتری گلیسرید و کلسترول و کاهش سطح LDL در حالی که در دیابت نوع دو، در سطوح LDL وHDL اندکی کاهش مشاهده شد. نتایج حاصل از بررسی ساختاری غده تیروئید بیانگر کاهش چشمگیر (05/0P<) حجم غده تیروئید و افزایش معنیدار (01/0P<) دانسیته سطحی فولیکولها و به عبارت دیگر کاهش حجم فولیکولها در هر دو گروه دیابتی بود.
نتیجهگیری: این نتایج رابطه نزدیک بین اختلالات تیروئیدی با دیابت را مورد تائید قرار میدهند.
حبیبه متین، بابک رستگاری مهر، محمد اسحاق افکاری، مهناز صلحی، محمدحسین تقدیسی، مرتضی منصوریان، زهرا شفیعیان ، مصطفی قربانی ، حمید آسایش، حمید جعفر علیلو،
دوره 13، شماره 6 - ( 6-1393 )
چکیده
مقدمه: افزایش جمعیت سالمندی و به تبع آن افزایش میزان بیماریهای مزمن و کاهش سطح کیفیت زندگی سالمندان مشکلات زیادی را برای جوامع مختلف در پی داشته است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر مداخله آموزشی با استفاده از سازههای آموزشی الگوی پرسید در ارتقاء کیفیت زندگی سالمندان انجام شده است.
روشها: در این پژوهش نیمه تجربی 54 نفر از سالمندان تحت پوشش فرهنگسرای سالمندان تهران در قالب دو گروه آزمون و کنترل در سال 1388 شرکت داشتند. برای جمعآوری دادهها پرسشنامه محقق ساختهای بر اساس مدل پرسید و همچنین پرسشنامه استاندارد کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت استفاده شد و کیفیت زندگی سالمندان قبل و 1 ماه بعد از مداخله آموزشی بررسی شد. برای آنالیز دادههای حاصل از این بررسی نیز از آزمونهای آماری آنالیز واریانس یکطرفه، تی مستقل و تی زوجی استفاده شد.
یافتهها: میانگین نمره کل کیفیت زندگی سالمندان گروه آزمون، قبل و بعد از مداخله آموزشی با مقدار 05/0< P اختلاف معنیداری نشان داد ولی بین نمره کل دو گروه تفاوت معنیدار آماری مشاهده نشد. همچنین ارتباط عامل مستعد کننده (نگرش)، بعضی از عوامل قادر کننده و عوامل رفتاری با کیفیت زندگی با مقدار 05/0< P معنیدار بود. بررسی ارتباط سازه مستعد کننده (آگاهی) و عوامل تقویت کننده با کیفیت زندگی نتیجه آماری معنیداری نشان نداد.
نتیجهگیری: به نظر میرسد که برنامههای آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت در ارتقاء کیفیت زندگی سالمندان مؤثر است.
حمید آسایش، مصطفی قربانی، محمد پرورش مسعود، حسین رحمانی انارکی، حسین انصاری، مرتضی منصوریان، عزیز رضاپور، فرشاد شریفی، رسول محمدی،
دوره 13، شماره 6 - ( 6-1393 )
چکیده
مقدمه: کارکنان بهداشتی نگرشها و باورهای متفاوتی نسبت به سالمندان دارند که بر رفتار آنها در ارائه خدمات سلامت به این افراد موثر است. این مطالعه با هدف تعیین نگرش پزشکان عمومی شاغل در مرکز بهداشتی درمانی استان گلستان نسبت به سالمندان انجام شده است.
روشها: در این مطالعه مقطعی، 152 نفر از پزشکان شاغل در مراکز بهداشتی استان گلستان بهطور تصادفی انتخاب شدند. پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و مقیاس نگرش نسبت به سالمندان کوگان برای گردآوری دادهها استفاده شد. آنالیز دادهها در محیط نرم افزار آماری SPSS 16 با آزمونهای آماری تی مستقل، تی زوجی، ضریب همبستگی پیرسون و آنالیز واریانس یکطرفه انجام شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار سن پزشکان شرکت کننده در این مطالعه 82/5± 73/32 بود. میانگین نمره کل نگرش نسبت به سالمندان 22/10 ± 48/115 بود (دامنه نمرات در مقیاس 204-34). 2/54 درصد از پزشکان عمومی نمره کمتر از میانگین را در مقیاس نگرش به سالمندان کسب کرده بودند. میانگین نمرات نگرش منفی نسبت به سالمندان بالاتر از میانگین نمرات نگرش مثبت بود که از لحاظ آماری معنیدار بود (001/0 > P).
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این مطالعه، فقط نیمی از پزشکان عمومی، نگرش نسبتاً مطلوبی نسبت به سالمندان داشتند. از آنجایی نگرشهای منفی با تاثیر بر رفتارهای افراد میتواند سبب اختلال در ارائه خدمات سلامت گردد بنابراین طراحی برنامههایی برای بهبود نگرش پزشکان نسبت به سالمندان ضروری بهنظر میرسد.
علی دل پیشه، مرتضی منصوریان، بابک رستگاری مهر، شبنم شکوهی اردبیلی، مهران بابانژاد، مصطفی قربانی، زهرا شفیعیان، عزیز رضاپور،
دوره 13، شماره 6 - ( 6-1393 )
چکیده
مقدمه: جمعیت جهان رو به پیر شدن است و انتظار میرود که در سال ۲۰۲۰ بیش از یک میلیارد نفر از جمعیت جهان را سالمندان تشکیل دهند. پژوهش حاضر با هدف تعیین وضعیت اقتصادی-اجتماعی و سلامت جسمی سالمندان ساکن در استان ایلام در سال ١۳۹۰صورت گرفته است.
روشها: این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی بوده که در آن 1012 سالمند ساکن در شهرستانهای استان ایلام به روش تخصیص متناسب در مطالعه شرکت داده شدند. گردآوری دادهها با استفاده از یک پرسشنامه استاندارد صورت گرفت. دادههای گردآوری شده با استفاده از نرمافزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میانگین سنی افراد مورد مطالعه برابر 02/8 ±1/70 سال بود. اختلاف معنیداری بین وضعیت اشتغال و نوع شغل سالمندان مورد مطالعه به تفکیک شهرستان محل سکونت وجود داشت (001/0 >P). میانگین فشارخون سیستولیک و دیاستولیک افراد مورد مطالعه بهترتیب 38/28±03/133 و 02/8±76/11 و میانگین توده بدنی آنها 48/4±72/25 بود. 1/36% از سالمندان مورد مطالعه سابقه ابتلا به بیماریهای قلبی داشته، 15% مبتلا به دیابت و 5/22% دچار مشکل تنفسی بودند. 3/45% سابقه جراحی، 8/72% سابقه درد مفاصل، 6/64% سابقه درد اسکلتی و 6/12% سابقه سکته مغزی داشتند. 8/23% دچار مشکل شناخت زمان، 8/22% شناخت مکان، 2/22% شناخت اشخاص، 9/25% دچار لرزش در دست و سر بودند.
نتیجهگیری: مشکلات شایع جسمی سالمندان استان ایلام تا حدود زیادی به مشکلات جسمی گزارش شده سالمندان از سایر نقاط کشور شباهت دارد و عمدهترین تفاوتها به وضعیت اقتصادی- اجتماعی برمیگردد که با توجه به پایینتر بودن درآمد سرانه استان ایلام در مقایسه با سایر استانها، این امر بر وضعیت سلامت سالمندان مؤثر بوده است.
محمد حسین حاجی ابراهیمی، عبدالرحمان چرکزی، بابک رستگاری مهر، آناهیتا همایون پور، زهرا حاجی ابراهیمی، مرتضی منصوریان، مصطفی قربانی، زهرا شفیعیان، عزیز رضاپور،
دوره 13، شماره 6 - ( 6-1393 )
چکیده
مقدمه: سلامت دهان و دندان سالمندان هم از نظر تغدیهای، نوع غذای مورد استفاده و سلامت جسمی و هم از نظر اعتماد بهنفس و ظاهر سالمند دارای اهمیت است. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت سلامت دهان و دندان سالمندان شهر گرگان انجام گرفت.
روشها: در یک پژوهش توصیفی- تحلیلی تعداد 869 نفر سالمند به روش نمونهگیری تصادفی منظم وارد مطالعه شدند. دادهها از طریق پرسشنامه پیشنهادی سازمان ﺑﻬداشت جهانی برای ارزیابی وضعیت سالمندان تهیه و به روش مصاحبه تکمیل گردید. دادهها از طریق آمار توصیفی و آزمون کای اسکوئر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. سطح معنیداری 05/0 P < در نظر گرفته شد.
یافتهها: 3/54 درصد مردان و 6/62 درصد زنان تمامی دندانهای خود را از دست داده بودند. حفظ تمامی دندانها در دهان در مردان 4/6 درصد و در زنان 5/1 درصد بود. متوسط دندانهای از دست رفته در مردان 4/12±5/22 دندان و در زنان 2/11±4/24 بود. از دست دادن کامل دندانها در افراد مجرد بهطور معنیداری بیشتر از افراد متأهل بود. بین بیدندانی کامل و متغیر تعداد فرزندان ارتباط معناداری مشاهده شد بهطوری که این مقدار در سالمندان با تعداد فرزندان کمتر، کمتر از سالمندان با تعداد بیش از 4 فرزند بود. میزان دندانهای از دست رفته کامل در بین سالمندان با وضعیت اقتصادی بد، بیشتر از سالمندان با وضعیت اقتصادی خوب بود.
نتیجهگیری: سلامت دهان و دندان سالمندان مورد بررسی نامناسب است. برنامهریزی و مداخلات مناسب برای حفظ دندانها تا سنین سالمندی از سنین پایینتر محسوس است.
سولماز سلیمانی، سهیلا معین، مرتضی یوسف زادی، نرگس امراللهی بیوکی،
دوره 15، شماره 2 - ( 10-1394 )
چکیده
چکیده
مقدمه: توتیاهای دریایی به شاخه خارپوستان (Echinodermata) از بیمهرگان دریایی تعلق دارند که دارای خواص زیستی متعددی میباشد. دیابت شیرین، شایعترین بیماری متابولیک در جهان است که شامل گروهی از اختلالات متابولیسمی با درجات متفاوت میباشد و اولین مشخصه آن افزایش سطح گلوکز در خون است. هدف از مطالعه پیشرو، بررسی خاصیت ضددیابتی به روش ارزیابی مهار فعالیت آنزیم آلفاآمیلاز توسط ارگانهای مختلف، مایع سلومیک (CF و CL) و رنگدانه پوسته و خار توتیای دریایی E. mathaei میباشد.
روشها: در مطالعه آزمایشگاهی، عصارههای بافتهای مختلف (خار، پوسته، گناد و فانوس ارسطو) توتیای دریایی با استفاده از سه حلال ان- هگزان، اتیلاستات و متانول، براساس افزایش قطبیت جدا گردیدند. مایع سلومیک با روش بافره و رنگدانه پوسته و خار به کمک HCl از توتیای دریایی استخراج شد. سپس فعالیت ضددیابتی با آزمون مهارکنندگی آنزیم آلفاآمیلاز انجام شد.
یافتهها: طبق نتایج بهدست آمده، سلولهای آزاد مایع سلومیک، سلوموسیت لیزات و رنگدانه پوسته توتیای دریایی دارای میزان بالایی از مهار آنزیم آلفاآمیلاز میباشند. نتایج اختلاف معنیداری در سطح احتمال 05/0P< را نشان میدهد.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه نیز نشان داد که توتیای دریایی E. mathaei بهعلت دارا بودن فعالیت بالای آنتیاکسیدانی و همچنین ترکیبات فلاونوئیدی، دارای اثر مهاری روی آنزیم آلفاآمیلاز میباشد.
مهناز سیدالشهدایی، مرتضی خاقانی زاده، محسن نظامی قلعه نوئی، بهزاد همدانی، سلمان برسته،
دوره 15، شماره 5 - ( 4-1395 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو یک معضل مهم برای سلامت عمومی است که باعث اثرات گستردهای بر عملکردهای فردی و اجتماعی افراد میشود. مطالعه پیشرو با هدف تعیین ارتباط سواد سلامت با سلامت عمومی در بیماران دیابت نوع دو انجام شد.
روشها: این مطالعه توصیفی تحلیلی و مقطعی بر روی 200 بیمار مراجعه کننده به مرکز تحقیقات دیابت دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1393 انجام گردید. روش انتخاب نمونهها بهصورت آسان بود. ابزار جمعآوری اطلاعات سه پرسشنامه مشخصات فردی، سواد سلامت (TOFHLA)، پرسشنامه استاندارد سلامت عمومی GHQ28 بود. دادهها بهوسیله نرمافزار SPSS نسخه 16 و با کمک آزمونهایی آمار توصیفی، جدول توزیع فراوانی و آزمونهای آماری (آزمون t،ANOVA و ضریب همبستگی پیرسون) تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: بیش از نیمی از شرکتکنندگان (58 درصد) از سواد سلامت کافی برخوردار نبودند و سلامت عمومی آنان متوسط گزارش شد (میانگین نمره 53/7±58/48). ارتباط معنیداری بین سواد سلامت و سلامت عمومی مشاهده شد (191/0-r= و007/0P=). سواد سلامت با سه بعد سلامت عمومی، اضطراب و اختلال خواب (154/0- r= و0029/.P=)، کارکرد اجتماعی (176/0- r= و013/0P=) و افسردگی (218/0-r=و002/0P=) ارتباط آماری معنیداری داشت.
نتیجهگیری: بهطور کلی بیماریهای مزمن، از جمله دیابت، مشکلات بالینی، اجتماعی و روانی زیادی بهدنبال دارند که این مشکلات به نوبه خود سبب محدودیت فعالیتهای جسمانی و روانی افراد میشود. این مطالعه نشان داد که سواد سلامت و سلامت عمومی ناکافی مشکل شایعی است و بیماران دیابتی نیاز به آموزشهای بیشتری جهت بهبود سطح سواد سلامت و سلامت عمومی دارند.
مرضیه جهاندار، مرتضی بادله، محمد تقی بادله، شهرام محمد خانی،
دوره 15، شماره 6 - ( 4-1395 )
چکیده
مقدمه: هدف پژوهش حاضر تعیین اثر بخشی مداخلهی شناختی-رفتاری گروهی کوتاه مدت (CBGI-CHD) بر کیفیت زندگی و ادراک از بیماری، بیماران دیابتی نوع دو بود.
روشها: 28 بیمار دیابتی نوع دو که عضو انجمن دیابت ایران هستند، بهصورت نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و بهطور جایگزینی تصادفی در گروه آزمایش (14= n) (با یک برنامهی مداخلهی 12 هفتهای شناختی رفتاری گروهی) و کنترل (14= n) (تنها مراقبت معمول را دریافت کردند)، گمارده شدند. کیفیت زندگی و ادراک بیماری توسط مقیاس کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت و پرسشنامهی ادارک بیماری، قبل از مداخله و بلافاصله بعد از مداخله مورد اندازهگیری قرار گرفت. دادهها با کمک نرمافزار SPSS نسخهی 19، آمار توصیفی، تحلیل کواریانس تحلیل گردیدند.
یافتهها: گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنیداری در کیفیت زندگی و ادراک بیماری در پس آزمون نشان داد (5% P<). علاوه براین، مداخله در خرده مقیاسهای کیفیت زندگی به غیر از بعد محیط معنیدار بود (5% P<).
نتیجهگیری: تحلیل کواریانس نشان میدهد که CHD– CBGI میتواند منجر به افزایش کیفیت زندگی و ادراک بیماری بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شود. تحقیقات بعدی با دورههای طولانی مدت پیگیری بهمنظور حصول اطمینان از تداوم اثربخشی پیشنهاد میگردد.
زهرا مرادی، مهرناز السادات راوری، عفت فرخی، مرتضی هاشم زاده چالشتری،
دوره 19، شماره 1 - ( 11-1398 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو شرایط التهابی مزمنی است که آمیزهای از عوامل ژنتیکی و محیطی در آن نقش دارد. فاکتور نکروز توموری آلفا یا TNF- α بهعنوان یک سایتوکاین پیش التهابی مترشحه از بافت چربی با تأثیر بر مسیر سیگنالینگ انسولین میتواند در ایجاد مقاومت به انسولین در بیماران دیابت نوع دو نقش داشته باشد. با توجه اهمیت تغییرات اپی ژنتیک در ایجاد بیماریهای چند عاملی، این مطالعه با هدف بررسی متیلاسیون پروموتر ژن TNF-α در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو و مقایسهی آن با افراد غیر دیابتی انجام گردید.
روشها: این مطالعه بر روی 61 بیمار دیابت نوع دو و 31 فرد غیر دیابتی انجام شد. بیماران شامل دو گروه مبتلایان کمتر از 5 سال و مبتلایان بیشتر از 5 سال بودند. گروهها از نظر ویژگیهای دموگرافیک همسان بودند. پروفایل لیپیدی با کیتهای استاندارد اندازهگیری شد. سپس ناحیهی پروموتر ژن TNF-ɑ به روش تیمار با بیسولفیت، انجام Nested PCR و نهایتاً تعین توالی بررسی گردید.
یافتهها: در مطالعهی ما ارتباطی بین متیلاسون مناطق CpG پروموتر ژن TNF-ɑ در گروههای مورد مطالعه مشاهده نشد. همچنین بین زنان و مردان در ارتباط با متیلاسیون پروموتر ژن TNF-ɑ درگروههای دیابتی و غیر دیابتی تغییری مشاهده نگردید.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد تغییرات اپی ژنتیکی سایتوکاینهایی که در ایجاد مقاومت به انسولین در بیماران دیابتی نوع دو نقش دارند در نمونهی خون محیطی محسوس نیست و در این رابطه احتمالاً بافتهای دیگر باید مورد بررسی قرار گیرند.
مرتضی خلیلی، عباس صادقی، محمد جواد ملکی،
دوره 19، شماره 5 - ( 4-1399 )
چکیده
مقدمه: رابطهی بین بیان پایین PGC-1α و چندین بیماری متابولیکی نظیر دیابت و چاقی مشخص شده است. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر هشت هفته تمرین تناوبی شدید (HIIT) و مصرف کافئین بر بایوژنز میتوکندری در عضلهی نعلی موشهای صحرایی دیابتی شده با استرپتوزوتوسین میپردازد.
روشها: در یک مطالعهی حیوانی بالینی-مداخلهای 50 سر موش صحرایی نر ویستار به 5 گروه مساوی کنترل (C)، دیابتی (D)، دیابتی با مکمل (D+CAF)، دیابتی با تمرین (D+T)، دیابتی با مکمل و تمرین (D+CAF+T) تقسیم شدند. برنامهی تمرین شامل هشت هفته، هفتهای 5 جلسه (6 تا 12 وهله 2 دقیقهای با شدت 90 -85 درصد سرعت ماگزیمم) بود و هفتهای پنج روز mg/kg70 کافئین بهصورت هیدراته تزریق شد. برای سنجش میزان گلوگز خون مستقیماً از بطن چپ قلب جمعآوری شد؛ و عضلهی نعلی پای چپ استخراج و به روش وسترن بلات میزان PGC-1α آن مورد سنجش قرار گرفت. برای تحلیل دادهها از آزمونهای t مستقل، تحلیل واریانس دو راهه و مجذور اتا در سطح معناداری (P<0.05.) استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که القای دیابت باعث افزایش معنیدار گلوگز خون (۰۱/۰>P) و کاهش معنیدار میزان mRNAPGC-1α (۰۰۲/۰=P) گردید. همچنین، هم تمرین تناوبی با شدت بالا (001/0p=) و هم مصرف مکمل کافئین (03/0p =) موجب افزایش معنیدار mRNAPGC-1α شدند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج ابن تحقیق، احتمالاً بتوان اجرای تمرینات HIIT و مصرف کافئین را بهعنوان یک مداخلهی مؤثر در افزایش بایوژنز میتوکندری در افراد دیابتی پیشنهاد داد. هر چند اظهار نظر صریح در این مورد مستلزم انجام تحقیقات بیشتر در این زمینه است.
مرتضی نقی پور، محمدعلی بشارت،
دوره 20، شماره 2 - ( 11-1399 )
چکیده
مقدمه: دیابت بیماری شایع، مزمن و ناتوانکنندهای است و باعث ایجاد مشکلات روانی، اجتماعی و جسمانی متعددی میشود. تشخیص دیابت، سبک زندگی جدید و رژیم محدودکننده میتواند باعث مشکلات روانشناختی بسیاری از جمله افسردگی برای بیماران دیابتی شود. وجود نشانههای افسردگی بهعوامل متعددی نسبت داده شده است. هدف این پژوهش بررسی نقش ناگویی هیجانی، خشم و نشخوار خشم در پیشبینی نشانههای افسردگی بیماران دیابتی نوع یک و دو بود.
روش: تعداد 218 نفر(94 مرد و 124 زن) از بیماران دیابتی نوع یک و دو در پژوهش شرکت کردند و به مقیاس خشم چندبعدی (MAI)، مقیاس نشخوار خشم (ARS)، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (TAS-20) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS) پاسخ دادند.
یافتهها: بین تمامی مؤلفههای خشم، نشخوار خشم و ناگویی هیجانی با نشانههای افسردگی همبستگی مثبت و معنادار وجود داشت، هرچند شدت این همبستگی در خشم بیرونی (**14/0r=) و تفکر عینی (**17/0r=) کمتر از مؤلفههای دیگر بود. همچنین، از بین ابعاد خشم، نشخوار خشم و ناگویی هیجانی، مؤلفهی خشم انگیختگی (20/0B=،05/0P<)، پسفکرهای خشم (32/0B=،05/0P<)، افکار انتقام (25/0B=،05/0P<)، دشواری در شناسایی احساسات (32/0B=،05/0P<) توانستند نشانههای افسردگی را در بیماران دیابتی پیشبینی کنند.
نتیجهگیری: خشم، نشخوار خشم و ناگویی هیجانی در ایجاد نشانههای افسردگی نقشی اساسی ایفا میکنند. وجود نشانههای افسردگی بار بیماری را در بیماران دیابتی افزایش میدهد. در نتیجه، گنجاندن این متغیرها در پروتکلهای درمانی و توجه اساسی به شیوهی شناسایی، توصیف و ابراز احساسات منفی و مثبت در این بیماران حائز اهمیت است.
مرتضی صادقی، مهران میراولیایی،
دوره 20، شماره 3 - ( 12-1399 )
چکیده
مقدمه: دیابت یک سندرم متابولیکی است که با افزایش قند خون مشخص میشود. آنزیمهای آلفاگلوگوزیداز که در میان پرزهای روده کوچک قرار دارند مسؤول هیدرولیز کربوهیدراتها هستند. هدف این تحقیق ارزیابی بیوانفورماتیک ترکیبات فعال گیاه شنبلیله در سرکوب آنزیم آلفاگلوکوزیداز است.
روشها: این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی صورت گرفت. بدین منظور، ابتدا مهمترین ترکیبات جداشدهی شنبلیله از پایگاه دادهای PubChem دانلود شدند و سپس فایل مربوط به آنزیم آلفاگلوکوزیداز از پایگاه PDB دریافت شد. کلاس سمیت ترکیبات و قوانین لیپینسکی ترتیب توسط Toxtree & Protox II و سرور Swiss ADME پیشبینی شدند. در پایان، داکینگ مولکولی و برهمکنش آنزیم با ترکیبات موجود در شنبلیله توسط AutoDock Tools 1.5.6 و Molegro Virtual Docker 6.0 صورت گرفت. همچنین آنالیز نتایج مربوط به اینتراکشنها با دو نرمافزار Discovery Studio 3.5 و Ligplot 2.1 صورت گرفت.
یافتهها: نتایج مشخص کرد که همه ترکیبات انتخاب شده در شنبلیله با پیروی از قانون لیپینسکی، انرژی اتصال مناسب و نداشتن سمیت گزینههای مناسبی در مهار آنزیم آلفاگلوکوزیداز هستند. اما از میان این ترکیبات، ترکیب Vitexin با 8/4- کیلوکالری بر مول کمترین انرژی اتصال و بیشترین اثر مهاری را بر آنزیم آلفاگلوکوزیداز داشت. این ترکیب همچنین انرژی اتصال منفیتری نسبت به مهارکننده استاندارد (ووگلیبوز) داشتند.
نتیجهگیری: از نتایج این پژوهش میتوان نتیجه گرفت که از میان مهمترین ترکیبات موجود در شنبلیله، ترکیب Vitexin بهدلیل ایجاد برهمکنش هیدروژنی و هیدروفوبی بیشتر با آمینواسیدهای جایگاه فعال آنزیم آلفاگلوکوزیداز، مهارکننده قویتری محسوب میشود.
مرتضی چناری، علیرضا رحیمی، امیر سرشین، فواد فیض الهی،
دوره 22، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده
مقدمه: آسیب بافت قلب در دیابتیها باعث التهاب و تخریب سلولهای قلب میشود که در نتیجه منجر به آپوپتوز یا مرگ سلول میشود. هدف مطالعهی حاضر مقایسهی تأثیر شش هفته تمرین هوازی و مقاومتی بر شاخص آپوپتوزی کاسپاز 8 و کاتالاز در بافت قلب رتهای نر دیابتی بود.
روشها: در این مطالعه تجربی، 24 سر رت نر نژاد ویستار (میانگین وزن 200 -250 گرم) 10 تا 12 هفتهای به شش گروه، تمرین هوازی، تمرین مقاومتی، شم هوازی، شم مقاومتی، کنترل و سالم تقسیم شدند. القای دیابت با تزریق تک دوز استرپتوزوتوسین به مقدار 30 میلیگرم بر کیلوگرم به روش درون صفاقی انجام شد. برنامهی تمرین هوازی و مقاومتی بهمدت شش هفته انجام شد. برای اندازهگیری کاسپاز 8 و کاتالاز از روش وسترن بلات استفاده شد. دادهها به روش آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معنیداری P<0.05 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد اختلاف میانگین کاسپاز 8 بین گروه تمرین هوازی با گروه سالم (752/0=P)، گروه تمرین مقاومتی با گروه سالم (723/0=P) و تمرین مقاومتی با گروه تمرین هوازی (00/1=P) معنیدار نبود اما میزان کاسپاز 8 در گروه تمرین هوازی نسبت به تمرین مقاومتی کمتر بود. اختلاف میانگین کاتالاز بین گروه تمرین هوازی با گروه سالم (024/0=P) و گروه تمرین هوازی با گروه تمرین مقاومتی (023/0=P) معنادار بود و میزان کاتالاز در گروه تمرین مقاومتی نسبت به تمرین هوازی بیشتر بود.
نتیجهگیری: تمرینات هوازی و مقاومتی میتواند موجب کاهش میزان شاخص آپوپتوزی کاسپاز8 و افزایش کاتالاز در بافت قلب رتهای دیابتی گردد.
فاطمه نهتانی، مرتضی بهنام رسولی، سجاد سحاب نگاه، معصومه خیرآبادی،
دوره 24، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده
مقدمه: تحت شرایط هیپرگلیسمی، فرآیندهای التهابی با آسیب به اعصاب محیطی در بروز نوروپاتی دخیل هستند. این مطالعه با هدف بررسی مقایسهای اثرات ضد التهابی متفورمین (داروی سنتزی) با گالیک اسید (ترکیب طبیعی) در شرایط هیپرگلیسمی صورت گرفت.
روشها: برای القای هیپرگلیسمی به موشهای صحرایی، استرپتوزوتوسین (STZ) با دوز mg/kg 60 بهصورت داخل صفاقی تزریق شد. برای این تحقیق موشها در چهار گروه قرار گرفتند. دو گروه موشهای کنترل سالم و هیپرگلیسمی بودند که دارویی دریافت نکردند. دو گروه دیگر، موشهای هیپرگلیسمی بودند که بهترتیب، متفورمین با دوز mg/kg/day 300 و گالیک اسید با دوز mg/kg/day 40 دریافت نمودند. در پایان دورۀ 8 هفتهای، موشها را در تمام گروهها بیهوش کرده و نمونهای از عصب سیاتیک برای سنجش میزان بیان ژنهای مربوط به سیتوکینهای پیش التهابی IL-6، IL-1β و TNF-α، گرفته شد. آنالیز دادهها توسط نرمافزار SPSS و مقایسۀ بین میانگین دادهها توسط آنالیز واریانس یکطرفه (one-way ANOVA) و آزمون تعقیبی Tukey صورت گرفت.
یافتهها: القای شرایط هیپرگلیسمی به موشهای صحرایی باعث افزایش بیان ژنهای مربوط به سیتوکینهای پیش التهابی IL-6 (000/0 =P)، IL-1β (008/0 =P) و TNF-α (005/0 =P) شد، اما تجویز متفورمین و گالیک اسید به موشهای صحرایی هیپرگلیسمی بهمدت 8، میزان بیان ژنهای IL-6، IL-1β و TNF-α را کاهش داد (05/0 P˂ ).
نتیجهگیری: گالیک اسید همانند متفورمین، با ویژگی ضد التهابی خود، میتواند برای بهبود عوارض ناشی از شرایط هیپرگلیسمی بهویژه التهاب عصبی مؤثر واقع شود و امید است در آینده برای بیماران دیابتی کاربرد بالینی داشته باشد.
مرتضی طیبی، الهام حاجی زاده، رسول اسلامی، معراج میرزائی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو یکی از شایعترین بیماریهای متابولیکی است که با مقاومت به انسولین و اختلال در جذب گلوکز همراه است. همهگیری کووید-۱۹ و قرنطینههای مرتبط با آن باعث تغییرات عمدهای در سبک زندگی افراد، از جمله کاهش فعالیت بدنی در بیماران دیابتی شد. این مطالعه به بررسی الگوهای فعالیت بدنی و ادراکات بیماران دیابتی در ایران پس از دوران کووید-۱۹ پرداخته است.
روشها: پرسشنامهای آنلاین طراحی شد و لینک آن از طریق شبکههای مجازی منتشر گردید. از 435 پاسخدهنده از 35 شهر، 400 نفر دادههای کامل ارائه کردند (200 نفر دیابتی و 200 نفر غیر دیابتی سالم). اطلاعات جمعآوریشده برای تحلیل مورد استفاده قرار گرفت. دادهها با استفاده از آزمون t مستقل آنالیز و سطح معناداری (05/0P< ) در نظر گرفته شد.
یافتهها: نتایج نشان داد سطح فعالیت بدنی افراد دیابتی بهطور معناداری کمتر از افراد غیردیابتی بود (05/0P< ). همچنین نوع فعالیتهای ورزشی مورد علاقه آنها متفاوت بود؛ هر دو گروه بیشترین علاقه را به پیادهروی و کمترین علاقه را به بازیهای سنتی نشان دادند. مهمترین انگیزه افراد دیابتی برای ورزش، پیشگیری از بیماریها بود، اما موانع مالی بیشترین تأثیر را بر کاهش فعالیت بدنی دیابتیها داشت (05/0P< ). منابع اطلاعاتی اصلی این افراد درباره ورزش، مجلات و کتب بودند.
نتیجهگیری: برای افزایش مشارکت بیماران دیابتی در فعالیتهای ورزشی، پیشنهاد میشود تسهیلات ورزشی مناسب فراهم و آموزشهای لازم درباره فواید ورزش ارائه شود. طراحی برنامههای ورزشی ویژه، متناسب با شرایط جسمانی بیماران دیابتی، میتواند تأثیر مثبتی بر سلامت این گروه داشته باشد.