جستجو در مقالات منتشر شده


129 نتیجه برای نوع دو

بتول یمنی اردکانی، ملیحه مبارکیان، ولی بهره ور، مرادعلی زارعی پور، صادق کاظمی، مجتبی فتاحی اردکانی،
دوره 24، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده

مقدمه: علی‌رغم افزایش استفادۀ بیماران دیابتی از داروهای مکمل، تخمین روشنی از مصرف داروهای مکمل و گیاهی توسط این بیماران در ایران وجود ندارد. این مطالعه با هدف تعیین کننده‌های استفاده از گیاهان دارویی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو براساس تئوری رفتار برنامه‌ریزی شده انجام شد.
روش‌ها: یک مطالعۀ توصیفی تحلیلی بر روی 633 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه‌کننده به مرکز تحقیقات دیابت نوع دو شهر یزد انجام شد. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامۀ مبتنی بر نظریۀ رفتار برنامه‌ریزی‌شده استفاده شد. این ابزار علاوه بر اطلاعات دموگرافیک و مرتبط با بیماری، شامل سؤالاتی در مورد استفاده از داروهای گیاهی مورد استفاده بود. برای تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی، کای دو، آزمون دقیق فیشر، همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی استفاده شد.
یافته‌ها: رایج‌ترین گیاه مصرفی دارچین (7/34%) بود. اکثر بیماران از گیاهان به‌صورت روزانه (9/56%) استفاده می‌کردند. استفاده از داروهای گیاهی با نگرش (r= 0.48, p< 0.001)، هنجار ذهنی (r= 0.39, p< 0.001)، کنترل رفتار درک شده (r= 0.38, p< 0.001)، و قصد (r= 0.4, p< 0.001) ارتباط معنی‌داری نشان داد. سازه‌های تئوری رفتار برنامه‌ریزی شده 73 درصد تمایل به استفاده از داروهای گیاهی را پیش‌بینی کردند. و سازۀ هنجار انتزاعی بیشترین قدرت پیشگویی کنندهای قصد به مصرف گیاهان دارویی ( 0.49, p< 0.001=ß) را داشت.
نتیجه‌گیری: هنجار انتزاعی بیشترین پیشگویی کنندۀ تمایل به استفاده از گیاهان دارویی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو بود. لذا توجه به عقاید، رسوم و فرهنگ محیط اطراف جامعه در خودمدیریتی صحیح کنترل بیماری و مصرف داروهای تأثیرگذار در کنترل بسیار مهم است.
مهرداد یوسفی نژاد، مهناز امیدی، عبدالحسین طاهری کلانی،
دوره 24، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده

مقدمه: دیابت، یک بیماری همهگیر جهانی و شایع‌ترین اختلال متابولیک است که در اثر اختلال در ترشح انسولین و متابولیسم گلوکز ایجاد میشود. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر ۸ هفته تمرین هوازی بر سطوح سرمی آسپروزین و شاخص مقاومت به انسولین در رتهای دیابتی بود.
روش‌ها: جامعۀ آماری تحقیق حاضر شامل 40 سر موش 10 هفتهای با وزن اولیه 20±250 گرم بود که به روش تصادفی ساده به‌ چهار گروه (هر گروه 10 سر موش) شامل: گروه دیابتی-تمرین (DT)، گروه دیابتی-کنترل (DC)، گروه سالم-تمرین (HT) و گروه سالم-کنترل (HC) تقسیم شدند. برنامۀ تمرینهای هوازی به‌مدت 8 هفته (5 جلسه در هفته) به‌صورت دویدن بر روی نوارگردان اجرا شد. جهت مقایسه گروهها از آزمون t مستقل و تحلیل واریانس یک راهه (آنوا) با آزمون تعقیبی توکی استفاده شد. کلیۀ دادهها در سطح معنی‌داری 05/0 و با استفاده از نرم‌افزار SPSS-25 تجزیه‌و‌تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج مطالعۀ حاضر نشان داد که تزریق استرپتوزوتوسین موجب القای دیابت در موش‌ها شده است (001/0 =P). القاء دیابت باعث افزایش معنادار سطوح سرمی آسپروزین و ایجاد مقاومت به انسولین در موش‌ها شد (به‌ترتیب 048/0 =P و 012/0 =P). هشت هفته تمرین هوازی موجب کاهش سطوح سرمی آسپروزین و کاهش مقاومت به انسولین در موش‌های دیابتی شد (به‌ترتیب 001/0 =P و 036/0 =P).
نتیجه‌گیری: دیابت القائی موجب ایجاد مقاومت به انسولین و افزایش سطوح سرمی آسپروزین می‌شود که با انجام تمرینهای هوازی می‌توان این عوارض را بهبود بخشید.
آرش پارسایی راد، داود خورشیدی، فاطمه کیانی،
دوره 24، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده

مقدمه: TCF7L2 یکی از قوی‌ترین عوامل خطر ژنتیکی مرتبط با دیابت نوع دو است. هدف این مطالعه بررسی تأثیر 10 هفته تمرین تناوبی شدید بر بیان ژن TCF7L2 در سلول‌های کبدی موش‌های صحرایی دیابتی نوع دو بود.
روش‌ها: در این مطالعۀ تجربی 14 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با تزریق نیکوتین آمید-استرپتوزوتوسین به دیابت نوع دو مبتلا شدند و تصادفی در دو گروه تمرین (7 n=) و کنترل (7n= ) قرار گرفتند. گروه تمرین، برنامۀ تمرین‌های تناوبی شدید را به‌مدت10 هفته و 5 روز در هفته با دویدن روی تردمیل اجرا کردند. 48 ساعت پس از آخرین جلسۀ تمرینی، بیان ژن TCF7L2 در کبد، سطح گلوکز خون، انسولین، هموگلوبین گلیکوزیله و مقاومت انسولین در هر دو گروه اندازه گیری شدند. تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون تی مستقل در سطح 05/0 P< انجام شد.
یافته‌ها: پس از مداخلۀ ورزشی، بیان ژن TCF7L2 و سطح سرمی انسولین در گروه تمرین نسبت به گروه کنترل به میزان معنی‌داری بالاتر بودند (05/0 P<). سطح گلوکز خون، هموگلوبین گلیکوزیله و مقاومت انسولین در گروه تمرین به میزان معنی‌داری پایین‌تر از گروه کنترل بودند (05/0 P<).
نتیجه‌گیری: بر اساس این یافته‌ها، به‌نظر می‌رسد بهبود کنترل گلایسمیک در پاسخ به تمرین‌های تناوبی شدید تا اندازه‌ای به کاهش گلوکونئوژنز ناشی از افزایش بیان TCF7L2 کبدی وابسته است.
فرزانه شجاعی، زهره لطیفی، شیدا جبل عاملی، منصور سیاوش،
دوره 24، شماره 4 - ( 8-1403 )
چکیده

مقدمه: دیابت نوع دو بیماری شایعی است که با مشکلات روانشناختی همراه است. لذا هدف از این پژوهش بررسی تأثیر خودشفابخشی بر دشواری تنظیم هیجان و شاخص قند خون بیماران مبتلا به دیابت نوع دو است.
روش‌ها: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون -پس‌آزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری بود. جامعۀ آماری شامل افراد مبتلا به دیابت نوع دو بود که به درمانگاه صدیقه طاهره اصفهان در سال 1400 مراجعه می‌کردند. تعداد 40 نفر به‌صورت نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند و پس از انجام پیش‌آزمون، به‌طور تصادفی در دو گروه خودشفابخشی و کنترل قرار گرفتند. مداخلات خود شفابخشی لطیفی و مروی (1397) هفته‌ای یک جلسه 90 دقیقه‌ای به‌صورت آنلاین برگزار شد. پس از 12 جلسه از هردو گروه پس‌آزمون و سه ماه بعد آزمون پیگیری صورت گرفت. ابزار پژوهش پرسشنامۀ دشواری تنظیم هیجان گراتز و رومر (2004) و تجهیزات آزمایشگاهی برای اندازه‌گیری شاخص قند خون بود. برای تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر وآزمون تعقیبی بنفرونی با استفاده از نرم‌افزار SPSS-24 استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد خود شفابخشی باعث کاهش دشواری تنظیم هیجان و شاخص قند خون می‌شود (05/0 P<) و این نتایج در گذر زمان ادامه‌دار هستند (05/0 P<).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج می‌توان گفت از درمان خودشفابخشی می‌توان در مدیریت دیابت نوع دو استفاده کرد.

مهدی فراموشی، رامین امیرساسان، وحید ساری صراف،
دوره 24، شماره 5 - ( 10-1403 )
چکیده

مقدمه: دیابت نوع دو یک بیماری مزمن متابولیکی و اختلال پیچیده با چندین عارضۀ کوچک و بزرگ عروقی در قسمتهای مختلف بدن است که با فیبروز قلبی همراه است. از طرفی بهنظر میرسد تمرین استقامتی با کاهش میزان گلوکز ناشتا و افزایش شاخصهای آنتی‌اکسیدانی موجب پیشگیری از توسعۀ فیبروز قلبی در دیابت می‌شود.
روش‌ها: 24 سر موش نر نژاد ویستار پس از آشناسازی با محیط آزمایشگاه به‌طور تصادفی به سه گروه سالم کنترل (8 =NC. n) دیابت کنترل (8 =DC. n) و دیابت ورزش (8 =DT. n) تقسیم شدند. دیابت از طریق مصرف رژیم غذایی پُرچرب و تزریق استرپتوزوتوسین القا شد. گروه‌های تمرینی، 8 هفته تمرین تناوبی استقامتی را روی نوارگردان اجرا کردند. برای بررسی میزان فیبروز و به‌هم ریختگی سلولی از رنگ آمیزی هماتوکسیلین ائوزین و ماسون تری کروم استفاده شد. مالون دی‌آلدهیدسرم (MDA) توسط اسپکتروفتومتری تیوباربیتوریک اسید اندازه‌گیری شد. همچنین آنتـی‌اکـسیدان کل سـرم نیز به روش FRAP سنجیده شد.
یافته ها: موش‌ها در گروه تمرین در مقایسه با گروه کنترل دیابتی کاهش در میزان فیبروز، گلوکز ناشتا و همچنین کاهش در تری‌گلیسرید و کلسترول تام مشاهده شد (05/0 P<).
نتیجه‌گیری: تمرین استقامتی در بیماران دیابتی با کاهش قند خون ناشتا، پروفایل لیپیدی و افزایش

فاطمه صلح‌دوست، محمد شرافتی مقدم، بهاره زارع،
دوره 24، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده

مقدمه: استرس شبکه آندوپلاسیمیک منجر به پاسخ پروتئین بازنشده یا تانخورده می‌شود که پروتئین‌های ATF4 و CHOP نقش‌های بسیار مهمی در این مسیر سیگنالینگ دارند؛ بنابراین هدف از تحقیق حاضر، تأثیر تمرین مقاومتی بر محتوای پروتئین‌های ATF4 و CHOP در بطن چپ قلب موش‌های صحرایی دیابتی نوع دو است.
روش‌ها: در این مطالعۀ تجربی، 12 سر رت نر 2 ماهه از نژاد اسپراگ‌‌داولی انتخاب و وزن‌ آنها بعد از چهار هفته به میانگین 20±280 گرم رسید. دیابت نوع دو از طریق تزریق محلول‌های نیکوتین‌آمید (mg/kg 110) و استرپتوزوتوسین (mg/kg 60) القاء شد. رت‌ها به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین مقاومتی و کنترل دیابتی تقسیم شدند؛ تمرین مقاومتی شامل 8 هفته و هفته‌ای 3 جلسه بالارفتن از یک نردبان عمودی با شیب 85 درجه به طول یک متر با 26 پله و 2 سانتی‌متر فضای بین هر پله بود. برای تجزیه‌‌و‌تحلیل داده‌ها از آزمون‌ t-مستقل در نرم‌افزار‌های SPSS نسخۀ 29 و گراف‌پد پریسم نسخۀ 3/2/10 استفاده‏ شد. سطح معناداری 05/0P در نظر گرفته شده است.
یافته‌ها: محتوای پروتئین‌های ATF4 و CHOP به‌دنبال 8 هفته تمرین مقاومتی، تغییر معنی‌داری را نسبت به گروه کنترل در بطن چپ قلب نشان داد (001/0 P=).
نتیجه‌گیری: افزایش پروتئین‌های ATF4 و CHOP می‌تواند منجر به افزایش مرگ سلولی کاردمیوست‌ها در بطن چپ قلب آزمودنی‌های دیابتی نوع دو از طریق افزایش استرس شبکۀ آندوپلاسمی و شروع پاسخ پروتئین بازنشده یا تانخورده شود.
حامد علیزاده پهلوانی،
دوره 24، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده

مقدمه: دیابت نوع 2 با مقاومت به انسولین و قند خون مشخص می‌شود و می‌تواند منجر به بیماری قلبی شود. بنابراین، هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر MIIT بر مسیر S6K1 در میوکارد است که مربوط به کنترل رشد و تکثیر سلول است.
روش‌ها: در این مطالعه، 12 موش صحرایی نر دو ماهه با نژاد اسپراگوداولی و وزن متوسط ​​30 ± 280 گرم شرکت کردند. برای القاء دیابت، محلول‌های نیکوتین آمید و استرپتوزوتوسین به ترتیب با دوز 110 میلی گرم بر کیلوگرم و 60 میلی گرم بر کیلوگرم تزریق شدند. قند خون موش بین 126-260 میلی گرم در دسی لیتر به عنوان شاخص دیابت نوع 2 تعیین شد. پس از القای دیابت، موش‌ها به طور تصادفی به گروه تمرین دیابتی (6 سر) و گروه کنترل دیابتی (6 سر) تقسیم شدند. گروه تمرین دیابتی هر هفته به مدت 4 هفته و 4 جلسه تمرین کردند. 24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، بطن چپ قلب جدا شد و میزان پروتئین با روش وسترن بلات اندازه‌گیری شد. متغیرها از طریق آزمونهای T مستقل تحلیل شدند. سطح معنی‌داری مطالعه 05/0 در نظر گرفته شد.
یافته ها: بررسی داده‌ها نشان داد محتوای درون سلولی تام (62/0 P=)، فسفوریله (85/0 P=) و نسبت تام به فسفوریله (77/0 P=) پروتئین S6K1 پس از 4 هفته MIIT، تغییر معنی‌داری نشان نمی‌دهد.
نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد پس از 4 هفته MIIT، پروتئین S6K1 تغییر معنی‌داری نمی‌کند. از این‌رو باید مدت و شدت تمرین و شرایط تغذیه برای افزایش فسفوریلاسیون S6K1 در تحقیقات آینده مدنظر قرار گیرد.
شیدا داداش زاده، شهربانو دهرویه، فرهاد مشایخ بخشی،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده

مقدمه: هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش شفقت به خود بر تحمل پریشانی، حساسیت اضطرابی و خودکنترلی هیجانی در زنان مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روش‌ها: روش پژوهش، آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعۀ آماری پژوهش، شامل کلیۀ زنان مبتلا به دیابت نوع دو در سال ۱۴۰۲ بود که به مطب‌های پزشکان غدد در ساری مراجعه کرده بودند که با استفاده از روش هدفمند انتخاب شدند و سپس با استفاده از روش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامۀ تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005)، حساسیت اضطرابی ریس و همکاران (1986) و خود کنترلی هیجانی تانجی (2004) جمع آوری شدند. سپس، داده‌ها با استفاده از روش کواریانس چند متغیره و تک متغیره در نرم‌افزار SPSS-24 تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که که درمان متمرکز بر شفقت بر تحمل پریشانی، حساسیت اضطرابی و خودکنترلی هیجانی زنان مبتلا به دیابت نوع دو به میزان معنی‌داری اثربخش است (05/0 P<).
نتیجه‌گیری: به‌نظر میرسد درمان متمرکز بر شفقت موجب میگردد تا فرد از طریق ایجاد رابطۀ شفقت ورز، از سرزنش، محکوم کردن و خود انتقادی که همگی مصداق عدم خودکنترلی هیجانی هستند فاصله گرفته و در عوض خودکنترلی هیجانی وی در مرحلۀ نخست تثبیت و به تدریج تقویت گردد. آموزش متمرکز برشفقت می‌تواند یکی از گزینه‌های مؤثر در بهبود کیفیت زندگی و پریشانی روان‌شناختی در کنار سایر مداخلات دارویی باشد.
فاطمه صلح‌دوست، محمد شرافتی مقدم، میترا تجری،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده

مقدمه: دیابت می‌تواند در تعادل مرگ سلولی از طریق مسیرهای سلولی متفاوت اختلال ایجاد کند و تمرین‌های ورزشی یا مصرف مکمل‌ها می‌تواند در حفظ تعادل انواع مرگ سلولی مؤثر باشد؛ بنابراین هدف از انجام تحقیق حاضر، تأثیر مصرف مکمل منیزیم و تمرین ورزشی بر محتوای پروتئین‌های CREB2 و پروتئین همولوگ C/EBP (CHOP) در بطن چپ قلب موش‌های صحرایی دیابتی نوع دو است.
روش‌ها: در این مطالعۀ تجربی، 24 سر رت نر 2 ماهه از نژاد اسپراگ‌‌داولی با میانگین وزن 20±180 گرم انتخاب شدند. دیابت نوع دو از طریق تزریق محلول‌های نیکوتین‌آمید و استرپتوزوتوسین القاء شد. رت‌ها به روش تصادفی به 4 گروه، 1) گروه کنترل، 2) گروه مکمل، 3) گروه تمرین و 4) گروه تمرین+مکمل تقسیم شدند؛ تمرین مقاومتی شامل 8 هفته و هفته‌ای 3 جلسه بالارفتن از یک نردبان بود. مکمل منیزیم به‌صورت یک بار در روز به رت‌ها خورانده شد. برای تجزیه‌‌و‌تحلیل داده‌ها از آزمون‌های آنوای-یک‌طرفه و تعقیبی توکی در نرم‌افزار‌های SPSS نسخۀ 29 استفاده‏ شد.
یافته‌ها: هشت هفته مصرف مکمل منیزیم و انجام تمرین مقاومتی منجر به تغییر معنی‌داری در محتوای پروتئین‌های CREB2 و CHOP بین گروه‌ها در بطن چپ قلب شد (001/0 =P). کاهش معنی‌داری در گروه‌های تمرین مقاومتی+مکمل منیزیم و مکمل منیزیم نسبت به گروه کنترل مشاهده شد (05/0 P)؛ اما گروه تمرین مقاومتی نسبت به گروه کنترل افزایش یافته بود (05/0 P).
نتیجه‌گیری: افزایش و کاهش پروتئین‌های CREB2 و CHOP در بطن چپ قلب می‌تواند مانند یک سازِکار دو جانبه، منجر به بهبود و سازگاری فیزیولوژیکی شود.
محسن تیموری، خسرو جلالی دهکردی، مهدی کارگرفرد، فرزانه تقیان،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه: این مطالعه با هدف تعیین تأثیر درمان مغناطیس پالسی، تمرین چند جزئی و ترکیبی از هر دو روش بر نشانگرهای متابولیسم استخوان و غلظت اسکلروستین در بیماران دیابتی نوع دو مبتلا به پوکی استخوان انجام شد.
روش‌ها: در یک مطالعه کارآزمایی بالینی کنترل شده تصادفی، تعداد 56 نفر زن و مرد بیماران دیابت نوع دو مبتلا به پوکی ستخوان با میانگین و انحراف معیار سن: 67/3±18/68 سال؛ وزن: 65/7±13/78 کیلوگرم و نمایۀ تودۀ بدن: 76/1±40/28 کیلوگرم/مجذور قد به‌صورت تصادفی در یکی از سه گروه: تمرین چند جزئی+درمان میدان الکترومغناطیسی پالسی کل بدن (MCEx+PEMF، 18 نفر) تمرین چند جزئی+شبه درمان میدان الکترومغناطیسی پالسی کل بدن (MCEx+PPEMF، 17 نفر) و درمان میدان الکترومغناطیسی پالسی کل بدن به تنهایی (PEMF، 21 نفر) قرار گرفتند. پروتکل درمانی شامل درمان میدان الکترومغناطیسی پالسی برای کل بدن و تمرین چند جزئی (شامل تمرینات هوازی، مقاومتی، انعطاف‌پذیری، استفاده از وزن بدن تمرین و متعاقب آن تمرین ویبریشن کل بدن)؛ 3 جلسۀ 60 دقیقهای در هفته برای مدت 12 هفته انجام شد. متغیرهای ترکیب بدن، تراکم مواد معدنی استخوان و نشانگرهای متابولیسم استخوان (فسفر، کلسیم، اسکلروستین، اوستئوکلسین، BALP) قبل و بعد از دورۀ مطالعه اندازه‌گیری شد. داده‌ها با استفاده از آزمون t وابسته و تحلیل کوواریانس در سطح کمتر از 05/0 مورد تجزیه‌و‌تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: پس از 12 هفته مداخله، تفاوت معناداری در سطوح سرمی تراکم مواد معدنی استخوان و نشانگرهای متابولیسم استخوان (فسفر، کلسیم، اسکلروستین، آلکالین فسفاتاز ویژۀ استخوان) بین گروهها وجود داشت (05/0 P<). با این حال، آزمون تعقیبی بونفرونی افزایش معناداری در سطوح سرمی فسفر، آلکالین فسفاتاز ویژۀ استخوان، اسکلروستین و کاهش معناداری در سطوح سرمی کلسیم در گروه درمانی MCEx+PEMF در مقایسه با گروه PEMF به تنهایی پس از 12 هفته را نشان داد.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد، روش بازتوانی PEMF در ترکیب با پروتکل تمرین چند جزئی یک روش مؤثر و ایمن برای بهبود مواد معدنی استخوان و نشانگرهای متابولیسم استخوان در جمعیت دیابتی نوع دو مبتلا به پوکی استخوان است. بنابراین، باید کلینیک‌های فیزیوتراپی را تشویق کرد که از مدالیته‌های ورزشی در کنار درمان PEMF برای درمان بیماران دیابتی نوع دو مبتلا به پوکی استخوان استفاده کنند. مطالعات بیشتر با پیگیری طولانی مدت برای تأیید این یافته‌ها باید مورد توجه قرار گیرد.
 
عباس صارمی، امید ظفرمند،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه: آیریزین، مایوکاین جدیدی است که از پروتئین غشایی FNDC5 آزاد شده و تأثیرات مثبتی بر متابولیسم دارد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر تمرینات تناوبی شدید بر سطوح پلاسمایی آیریزین و شاخص‌های گلایسمی در افراد چاق و دیابتی نوع دو بود.
روش‌ها: جستجوی سیستماتیک مقالات انگلیسی و فارسی منتشر شده از پایگاه‌های اطلاعاتیPubMed ،Web of Science ، Scopus، SID و Magiran تا 30 آبان‌ماه 1403 (20 نوامبر2024) انجام شد. تفاوت میانگین و فاصله اطمینان 95 درصد (CI) با استفاده از مدل اثر تصادفی محاسبه شد. ناهمگونی با استفاده از آزمون (I2) و سوگیری انتشار با تحلیل بصری فونل پلات و آزمون Egger بررسی گردید.
یافته‌ها: در مجموع 11 مطالعه و 264 آزمودنی چاق و دیابتی نوع دو وارد فراتحلیل حاضر شدند. نتایج نشان داد تمرین تناوبی شدید موجب افزایش معنادار آیریزین ]001/0P= ، (616/0 الی280/2) ng/ml 448/1 WMD =‌‌[، کاهش معنادار گلوکز ]049/0P= ، (180/24- الی 074/0-) mg/dl 127/12- =[WMD و مقاومت به انسولین ]001/0P= ، (983/1- الی 567/0-) 275/1- =[WMD  نسبت به گروه شاهد در افراد چاق و دیابتی نوع دو شد. در حالی که انسولین ]894/0P= ، (901/3- الی 402/3)  Iu/ml249/0- = [WMD کاهش معناداری نداشت.
نتیجه‌گیری: روی هم‌رفته یافته‌های فراتحلیل حاضر نشان می‌دهد که تمرین تناوبی شدید نقش موثری در آیریزین، گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین به تمرینات تناوبی شدید ایفا می‌کند. تمرین تناوبی شدید، در افراد چاق و دیابتی موجب افزایش آیریزین، کاهش گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین می‌شود. اصلاح سبک زندگی و تمرین ورزشی، یک راهبرد درمانی ترجیحی در افراد چاق و دیابتی نوع دو است.
 
صالح افراسیابی،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه: امروزه چاقی با بیماری‌های سندرم متابولیک و به‌ویژه دیابت نوع دو ارتباط تنگاتنگی داردکه ترشح و رهاسازی آدیپوسایتوکاین‌ها را تغییر می‌دهد و برنامه‌های تمرینی متفاوت نتایج متفاوتی بر این شاخص‌ها داد. از این‌رو هدف پژوهش حاضر بررسی میزان ماندگاری تغییرات ناشی از برنامه‌های تمرینی بر شاخص‌های آدیپوسایتوکاینی بیماران دیابتی نوع دو چاق است.
روش‌ها: در این مطالعۀ نیمه‌تجربی، 45 مرد چاق مبتلا به دیابت نوع دو جهت شرکت در یک گروه کنترل (بدون تمرین) و 4 گروه تمرینی (هوازی، ترکیبی، مقاومتی و تناوبی با شدت بالا) به روش تصادفی تقسیم شدند. برنامۀ تمرین گروه‌ها براساس کالری مصرفی در هر جلسه در نظر گرفته شد. شرکت‌کنندگان 12 هفته برنامه‌های تمرینی را اجرا کردند و 12 هفته در وضعیت بی تمرینی قرار گرفتند. شاخص‌های فیزیولوژیکی، تن سنجی و شاخص‌های التهابی و پیش‌التهابی (IL-6، TNF-α، رزیستین و لپتین) و شاخص‌های ضدالتهابی (آدیپونکتین و SFRP5) در قبل از برنامه و هفته‌های 6، 12، 18 و 24 اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: پس از 12 هفته تمرین‌های ترکیبی، هوازی، تناوبی با شدت بالا و مقاومتی، شاخص‌های ضدالتهابی (آدیپونکتین و SFRP5) افزایش معناداری را نسبت به خط پایه (قبل از شروع برنامۀ تمرینی) نشان داد (05/0P< ). در خصوص شاخص‌های پیش‌التهابی و ضدالتهابی (IL-6، TNF-α، رزیستین و لیپتین) کاهش معنادار در تمامی گروه‌ها پس از 12 هفته برنامۀ تمرینی مشاهده گردید (05/0P< ). در این پژوهش بهبودی قابل توجهی در کاهش وزن و گلوکز خون پس از اجرای 12 هفته برنامۀ تمرینی در هر 4 گروه تمرینی مشاهده شد (05/0 P<). در بخش دوم یافته‌ها (بی تمرینی یا ماندگاری اثر تمرین) این تمرین مقاومتی بود که درصد کاهش کمتری (05/0 P<) در شاخص‌های ضدالتهابی و افزایش در شاخص‌های پیش‌التهابی و التهابی پس از 12 هفته بی تمرینی را نشان داد که ماندگاری بیشتر بهبودی را در بیماران دیابتی نوع دو چاق نمایش می‌دهد (05/0P<).
نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش نشان دادند که تمرین تناوبی با شدت بالا پس از 12 هفته می‌تواند سبب اثرگذاری بیشتری در شاخص‌های التهابی، پیش‌التهابی و ضدالتهابی در مقایسه با تمرین هوازی، ترکیبی و مقاومتی گردد. امّا این تمرین مقاومتی است که سبب ماندگاری بیشتر کاهش در شاخص‌های التهابی، پیش‌التهابی و افزایش در شاخص‌های ضدالتهابی در بیماران دیابتی نوع دو چاق شد. بنابراین اثرگذاری تمرین مقاومتی در شرایط بی تمرینی از سه شیوۀ تمرینی تناوبی با شدت بالا، هوازی و ترکیبی (هوازی + مقاومتی) اثرگذاری بیشتری بر التهاب درجه پایین دارد و بهبودی طولانی‌تری را در بیماران دیابتی نوع دو چاق به‌دنبال دارد.

 
دنیا چمنی، اسکندر رحیمی، مهرزاد مقدسی،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه: سندرم متابولیک از مجموعه‌ای از بیماری‌ها مانند چاقی شکمی، تری‌گلیسیرید بالا، فشار خون، قند خون بالا و همچنین با چربی مفید پایین مشخص می‌شود. هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر تمرین استقامتی بر محتوای پروتئین PGC1α، هموگلوبین گلیکوزیله‌ و شاخص‌های سندرم متابولیک در موش‌های صحرایی چاق مبتلا به دیابت نوع دو است.
روش‌ها: 18 سر موش صحرایی نژاد ویستار با میانگین وزنی 20±200 گرم انتخاب شدند و چهارهفته تحت غذای پُرچرب قرار گرفتند. سپس تعداد 12 سر به‌صورت تصادفی انتخاب و با تزریق محلول‌های نیکوتین‌آمید ( mg/kg110) و استرپتوزوتوسین ( mg/kg50) دیابت نوع دو القاء شدند. موش‌های دیابتی به‌طور تصادفی در دو گروه تمرین و کنترل بیمار تقسیم شدند. یک گروه کنترل سالم نیز در نظر گرفته شد. نمونه‌های گروه تمرین به‌مدت 8 هفته و هر هفته 5 جلسه با شدتی حدود 50 تا 70 درصد حداکثر سرعت تمرین استقامتی روی تردمیل انجام دادند. 48 ساعت پس از آخرین جلسۀ تمرین موش‌ها قربانی و متغیرها اندازه‌گیری شدند. جهت تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها از آزمون‌های آنوای یک‌طرفه و تعقیبی توکی در نرم‌افزار SPSS نسخۀ 29 صورت گرفت.
یافته‌ها: تمرین استقامتی منجر به کاهش معنی‌داری در سطوح قند خون ناشتا، هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) و سطوح تری‌گلیسیرید خون شد (0001/0 P=). از طرفی بر سطوح HDL تأثیری را نشان نداد (087/0 P=). در مقابل منجر به افزایش میزان درون‌سلولی PGC-1α شد (0001/0 P=).
نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهد تمرین استقامتی با تنظیم عوامل مرتبط با سندرم متابولیک می‌تواند به‌عنوان یک عامل کمک‌کنندۀ دارویی مد نظر قرار گیرد.
 
زلیخا رحیمی، سعید شاملو کاظمی، علی همتی عفیف،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده

مقدمه: ورزش هوازی متوسط و شدید تولید رادیکال‌های آزاد را افزایش می‌دهد، و در مقابل، استفاده از مکمل‌های آنتی‌اکسیدانی همچون عصارۀ هستۀ انگور (GSE) یکی از روش‌های مقابله با استرس اکسیداتیو پیشنهاد شده است. بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر تعیین اثرات همزمان مداخلات تمرین ترکیبی و عصارۀ هستۀ انگور بر برخی عوامل استرس اکسیداتیو و آنتی‌اکسیدانی زنان یائسه مبتلابه دیابت نوع دو بود.
روش‌ها: مطالعۀ حاضر به‌صورت کارآزمایی بالینی بر روی 80 نفر زن مبتلا به دیابت نوع دو اجرا گردید، که به‌صورت تصادفی به چهار گروه (20 نفری) تقسیم شدند: کنترل، تمرین، GSE، تمرین+GSE. پروتکل تمرین ترکیبی شامل تمرین هوازی (20 دقیقه دویدن بر روی نوار گردان با شدتی معادل 60 تا 70 درصد ضربان قلب ذخیره) و قدرتی (با شدتی معادل 70 درصد یک تکرار بیشینه) بود، که هشت هفته (پنج روز/هفته) اجرا شد. مکمل GSE در قالب کپسول‌های 200 میلی‌گرمی به‌صورت روزانه (صبح و ظهر) مصرف شد. نمونه‌گیری خونی (پنج سی‌سی) پیش و پس از هشت هفته مداخلات دریافت شد. به‌منظور تعیین پذیرش یا رد فرضیۀ صفر درون‌گروهی و بین‌گروهی از آزمون آنالیز واریانس دوراهه، و برای تعیین گروه‌های متفاوت از تست تعقیبی توکی، توسط نسخۀ 25 SPSS استفاده شد (05/0 P≤).
یافته‌ها: مقادیر ظرفیت آنتی‌اکسیدانی کل و گلوتاتیون احیای سرم در گروه‌های GSE و تمرین+GSE در مقایسه با گروه‌های کنترل و تمرین افزایش معناداری داشت (001/0P= ). سطوح مالون دی‌آلدئید سرم در گروه GSE در مقایسه با گروه‌های کنترل و تمرین، کاهش معناداری نشان داد (001/0P= ).
نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد که مداخلۀ عصارۀ هستۀ انگور نسبت به تمرین ترکیبی در کاهش استرس اکسیداتیو مؤثرتر است، و مصرف این عصاره به‌تنهایی و نیز همراه با اجرای تمرین ترکیبی بر افزایش مقادیر ظرفیت آنتی‌اکسیدانی تام و گلوتاتیون احیاء تأثیر معناداری دارد.
زهرا همتی فارسانی، عذرا محمدپناه اردکان، زهرا حیدری، زهرا رئیسی فیل آبادی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده

مقدمه: پروتئین‌های التهابی  کمپلمان C3 و اینترلوکین 1بتا (IL-1β  )  به ‌طور قابل‌توجهی در آسیب شناسی دیابت نوع دو (T2D) و بیماری آلزایمر دخیل هستند. از طرفی بررسی اهمیت زمان انجام تمرینات هوازی (روشنایی و تاریکی) به درک بهتر چگونگی تأثیر زمان‌بندی تمرینات بر شاخص‌های التهابی مرتبط با بیماری‌های عصبی در زنان مسن مبتلا به T2D کمک می‌کند لذا این پژوهش درصدد بررسی اثر زمان تمرین هوازی بر عوامل C3 و IL1β در زنان سالمند مبتلا به T2D بود.
روش‌ها: در این مطالعۀ نیمه‌تجربی، 45 زن مبتلا به T2D با میانگین سـنی 07/5 ± 60 سال در گروه‌های تمرین (مرحله روشنایی و تاریکی)، و کنترل (هر گروه 15 نفر) تقسیم شدند. تمرین هوازی به‌مدت 12 هفته، با شدت متوسط (60 تا 70 درصد ضربان قلب ذخیره) اجرا شد. سطوح پروتئین‌ها (C3 و IL1β) قبل و بعد از مداخله با روش الایزا اندازه‌گیری شد. اطلاعات با استفاده از نرم‌افزار SPSS27 و با روش ANOVA تک‌ خطی با سطح معنی‌داری 05/0 درصد ارزیابی شدند.
یافته‌ها: کمپلمان C3 در گروه تمرین هوازی در مرحله تاریکی نسبت به گروه کنترل کاهش داشت (0083/0 P=). همچنین نتایج نشان داد که تمرین هوازی در مرحله تاریکی منجر به کاهش معنی‌دار سطوح C3 (0028/0 P=) و IL-1β (0045/0 P=) نسبت به پیش‌آزمون شد.
نتیجه‌گیری: تمرین هوازی در مرحله تاریکی به‌طور مؤثر سطح پروتئین التهابی C3 وIL-1β  را در زنان مسن مبتلا به دیابت نوع 2 کاهش داد و احتمالاً می‌تواند به‌عنوان یک راهبرد مهم در مدیریت این بیماری در نظر گرفته شود.


 
زینب محبی، کیوان کاکابرایی، خدامراد مومنی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده

مقدمه: این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین استیگمای مرتبط با دیابت نوع دو و مقیاس‌های بهزیستی ذهنی (رضایت از زندگی و عاطفه مثبت/منفی) با میانجی‌گری تنیدگی هیجانی و ادراک بیماری در افراد مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد. 
روش‌ها: پژوهش حاضر توصیفی مبتنی بر مدل‌های همبستگی بود. جامعۀ آماری شامل بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه‌کننده به کلینیک دیابت بیمارستان آیت‌الله‌طالقانی شهر کرمانشاه بودند که 207 بزرگسال با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و اطلاعات با استفاده از پرسشنامه‌های استیگمای مرتبط با دیابت نوع دو Browne و همکاران (2016)، رضایت از زندگی Diener و همکاران (1985)، عاطفه مثبت/منفی Watson و همکاران (1988)، تنیدگی هیجانی مرتبط با دیابت Arzaghi و همکاران (2011)، ادراک بیماری Broadbent و همکاران (2006) جمع‌آوری و با نرم‌افزارهای اس‌پی‌اس‌اس و ایموس تجزیه‌و‌تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد بین استیگما با رضایت از زندگی و عاطفه مثبت/منفی رابطۀ معنادار وجود دارد (01/0 >P). همچنین استیگما توانسته است رضایت از زندگی را به‌صورت غیرمستقیم و منفی، از طریق تنیدگی هیجانی، و عاطفه منفی را به‌صورت غیرمستقیم و مثبت، از طریق تنیدگی هیجانی و ادراک بیماری، پیش‌بینی کند. 
نتیجه‌گیری: نتایج نشان‌دهندۀ نیاز به مداخلاتی جهت کاهش استیگمای مرتبط با دیابت نوع دو و ارتقای بهزیستی ذهنی افراد مبتلا به این نوع بیماری است.
 
امید ظفرمند، رحمان سوری،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده

مقدمه: تمرینات ورزشی به عنوان یک راهکار عملی، نقش مهمی در کاهش کمرین، واسپین و بهبود ترکیب بدنی و پیشگیری از عوارض اضافه وزن و چاقی دارند. لذا هدف مطالعه حاضر، بررسی اثر تمرینات ورزشی بر کمرین، واسپین و ترکیب بدنی در افراد دیابتی نوع دو بود.
روش‌ها: جستجوی نظام مند مقالات انگلیسی و فارسی منتشر شده از پایگاه‌های اطلاعاتی پاب‌مد ، وب اوساینس، اسکوپوس، گوگل اسکالر، ایرانداک، مگیران، نورمگز و سید تا 15 آذرماه 1403 (4 ژانویه 2025) انجام شد. تفاوت میانگین و فاصله اطمینان 95 درصد با استفاده از مدل اثر تصادفی محاسبه شد. ناهمگونی با استفاده از آزمون (I2) و سوگیری انتشار با تحلیل بصری فونل پلات و آزمون Egger بررسی شدند. 
یافته‌ها: در مجموع 15 مطالعه (با 19 مداخله تمرینی) و 440 آزمودنی دیابتی نوع دو فراتحلیل شدند. نتایج نشان داد که تمرینات ورزشی سبب تغییر غیرمعنادار کمرین [202/0‌ P= ،(453/2- الی 518/0)Ng/ml  967/0- =‌SMD‌]، نمایۀ تودۀ بدن (BMI ) [064/0 P= ،(470/0- الی 013/0) 228/0- =‌SMD‌]، نسبت دور کمر به دور لگن (WHR) [054/0 P= ،(773/0- الی 007/0) 038/0- =‌SMD‌] و درصد چربی بدن [795/0 P= ،(524/0- الی 685/0) 080/0 =‌SMD‌] ‌نسبت به گروه کنترل در افراد دیابتی نوع دو شد. اما تمرین ورزشی سبب کاهش معنادار واسپین [047/0 P= ،(789/1- الی 010/0-)Ng/ml  904/0- =‌SMD‌] شد.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که تمرینات ورزشی موجب کاهش معنادار سطح واسپین در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو می‌شود، در حالی که تأثیر معناداری بر کمرین، شاخص‌های ترکیب بدن و شاخص‌های ترکیب بدنی (شاخص توده بدنی، درصد چربی بدن و نسبت دور کمر به دور لگن) ندارد. به نظر می‌رسد تمرین بدنی از طریق تعدیل سطوح واسپین بتواند در بهبود وضعیت متابولیک بیماران دیابتی نوع دو نقش مؤثری ایفا کند.
 
مصطفی کاشانی، صدیقه برزه کار،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده

مقدمه: دیابت نوع دو یکی از تهدیدات جدی برای سلامت عمومی در قرن حاضر است و هزینه‌های اقتصادی و درمانی قابل‌توجهی را بر نظام‌های سلامت تحمیل می‌کند. پیش‌بینی دقیق روند ابتلا به دیابت می‌تواند نقش مؤثری در مدیریت منابع و طراحی برنامه‌های مداخله‌ای ایفا کند.
روش‌ها: در این مطالعه، یک مدل ترکیبی مبتنی بر اتوماتای سلولی یادگیر (CLA) و الگوریتم رتبه‌بندی برتری و فروتری (SIR) توسعه داده شده است تا با بهره‌گیری از داده‌های بیماران دیابتی واقعی در استان کرمان، روند گسترش بیماری در افق ۲۰ساله آتی پیش‌بینی شود. داده‌های مورداستفاده شامل ویژگی‌های دموگرافیک و آزمایشگاهی بیماران دیابتی طی سال‌های ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۱ بوده است. پس از پیش‌پردازش داده‌ها و حذف مقادیر گمشده، مدل پیشنهادی در نرم‌افزار MATLAB پیاده‌سازی شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که ترکیب مدل CLA و SIR توانسته است بادقت بالایی روند شیوع بیماری را مدل‌سازی کند. همچنین، فاکتورهایی نظیر فشارخون، کلسترول و شاخص توده بدنی به‌عنوان عوامل مؤثر کلیدی در روشن‌شدن سلول‌های مدل شناسایی شدند.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها بیانگر آن است که استفاده از رویکردهای هوشمند می‌تواند در تحلیل داده‌های سلامت و پیش‌بینی بیماری‌های مزمن مؤثر باشد.

 
محمد رضا آستانه، سوسن درودی، محمد ابراهیم آستانه، نرگس فریدونی،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده

مقدمه: دیابت نوع دو به‌سرعت در حال افزایش است، به‌ویژه در خاورمیانه که چاقی مرکزی عامل مهمی در بار بیماری است. شناسایی افراد با شانس بالای ابتلا نیازمند نمایه‌هایی است که چربی احشایی را بهتر از نمایۀ تودۀ بدنی (BMI) ارزیابی کنند. این مطالعه ۹ نمایۀ پیکرسنجی را در ارتباط با دیابت مقایسه و توان پیش‌بینی و مقادیر برش بهینه را تعیین کرد.
روش‌ها: 19 تحلیل مقطعی شامل 103/10بزرگسال 35-70 ساله از کوهورت فسا بود. دیابت براساس گلوکز ناشتا ≥۱۲۶ mg/dL یا مصرف داروی ضددیابت تعریف شد. اندازه‌گیری‌ها شامل BMI، دور کمر (WC)، دور باسن (HC)، نسبت دور کمر به باسن (WHR)، نسبت دور کمر به قد (WHtR)، نمایۀ گردی بدن (BRI)، نمایۀ چربی بدن (BAI)، نمایۀ شکل بدن (ABSI)، نمایۀ حجم شکمی (AVI) و نمایۀ دور کمر تعدیل‌شده بر وزن (WWI) بود. ارتباط‌ها با رگرسیون لجستیک (خام و تعدیل‌شده) بررسی شد. دقت با منحنی مشخصه عملکرد گیرنده (ROC)، سطح زیر منحنی (AUC) و نمایۀ یودن سنجیده شد.
یافته‌ها: افراد دیابتی مقادیر بالاتری از نمایه‌های پیکرسنجی داشتند (05/0p<). در مدل‌های تعدیل ‌شده، WC، WHR، WHtR، AVI و WWI پیش‌بینی‌کننده‌های معنادار بود WHR ((05/0p<)) بالاترین AUC را داشت ((001/0p<)، 651/0). مقادیر برش بهینه با حساسیت و ویژگی بالا شامل 91/0= WHR، 53/0 WHtR=و 1/4 BRI= بود.
نتیجه‌گیری: نمایه‌های چاقی مرکزی — به‌ویژه WHR، WHtR و BRI— توان تفکیک بالاتری برای دیابت نشان دادند و استفاده از نمایه‌های ساده مبتنی بر دور کمر را برای غربالگری زودهنگام تأیید می‌کند.
 
فرزانه اسبوچین، قدرت اله عباسی، عذرا اخی،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده

مقدمه: دیابت نوع دو یک بیماری مزمن و شایع است شایع متابولیک است که کنترل مؤثر آن نیازمند توجه به عوامل روان‌شناختی و بین‌فردی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین ادراک رفتار فداکارانه همسر و خودکارآمدی با مدیریت رفتار در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد.
روش‌ها: این پژوهش توصیفی– همبستگی است که به‌صورت مقطعی اجرا شد. جامعۀ آماری شامل بیماران متأهل مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه‌ کننده به مراکز غدد و متابولیسم و خانه‌های بهداشت شهر ساری بود. از میان آنها، ۹۷ نفر براساس معیارهای ورود و خروج و به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ادراک رفتار فداکارانه همسر (Harper & Figuerres, 2008)، خودکارآمدی بیماران دیابتی (Fappa et al 2016) و مدیریت رفتار (Toobert et al., 2000) بود. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS نسخۀ ۲۴ و با استفاده از آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه) تجزیه‌وتحلیل شدند.یافته‌ها: بین ادراک رفتار فداکارانه همسر و خودکارآمدی با مدیریت رفتار بیماران رابطۀ مثبت و معناداری مشاهده شد (P< 0.01). همچنین این دو متغیر در مجموع ۳۰ درصد از واریانس مدیریت رفتار را تبیین کردند که در این میان، ادراک رفتار فداکارانۀ همسر سهم بیشتری در پیش‌بینی مدیریت رفتار بیماران داشت.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد ادراک رفتار فداکارانه همسر و خودکارآمدی نقش مؤثری در ارتقای مدیریت رفتار بیماران مبتلا به دیابت نوع دو دارند. تقویت حمایت همسر و افزایش خودکارآمدی از طریق مداخلات آموزشی و روان‌شناختی می‌تواند به بهبود رفتارهای خودمراقبتی و کنترل بهتر بیماری منجر شود.
 

صفحه 6 از 7     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb