جستجو در مقالات منتشر شده


129 نتیجه برای نوع دو

صالح افراسیابی،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه: امروزه چاقی با بیماری‌های سندرم متابولیک و به‌ویژه دیابت نوع دو ارتباط تنگاتنگی داردکه ترشح و رهاسازی آدیپوسایتوکاین‌ها را تغییر می‌دهد و برنامه‌های تمرینی متفاوت نتایج متفاوتی بر این شاخص‌ها داد. از این‌رو هدف پژوهش حاضر بررسی میزان ماندگاری تغییرات ناشی از برنامه‌های تمرینی بر شاخص‌های آدیپوسایتوکاینی بیماران دیابتی نوع دو چاق است.
روش‌ها: در این مطالعۀ نیمه‌تجربی، 45 مرد چاق مبتلا به دیابت نوع دو جهت شرکت در یک گروه کنترل (بدون تمرین) و 4 گروه تمرینی (هوازی، ترکیبی، مقاومتی و تناوبی با شدت بالا) به روش تصادفی تقسیم شدند. برنامۀ تمرین گروه‌ها براساس کالری مصرفی در هر جلسه در نظر گرفته شد. شرکت‌کنندگان 12 هفته برنامه‌های تمرینی را اجرا کردند و 12 هفته در وضعیت بی تمرینی قرار گرفتند. شاخص‌های فیزیولوژیکی، تن سنجی و شاخص‌های التهابی و پیش‌التهابی (IL-6، TNF-α، رزیستین و لپتین) و شاخص‌های ضدالتهابی (آدیپونکتین و SFRP5) در قبل از برنامه و هفته‌های 6، 12، 18 و 24 اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: پس از 12 هفته تمرین‌های ترکیبی، هوازی، تناوبی با شدت بالا و مقاومتی، شاخص‌های ضدالتهابی (آدیپونکتین و SFRP5) افزایش معناداری را نسبت به خط پایه (قبل از شروع برنامۀ تمرینی) نشان داد (05/0P< ). در خصوص شاخص‌های پیش‌التهابی و ضدالتهابی (IL-6، TNF-α، رزیستین و لیپتین) کاهش معنادار در تمامی گروه‌ها پس از 12 هفته برنامۀ تمرینی مشاهده گردید (05/0P< ). در این پژوهش بهبودی قابل توجهی در کاهش وزن و گلوکز خون پس از اجرای 12 هفته برنامۀ تمرینی در هر 4 گروه تمرینی مشاهده شد (05/0 P<). در بخش دوم یافته‌ها (بی تمرینی یا ماندگاری اثر تمرین) این تمرین مقاومتی بود که درصد کاهش کمتری (05/0 P<) در شاخص‌های ضدالتهابی و افزایش در شاخص‌های پیش‌التهابی و التهابی پس از 12 هفته بی تمرینی را نشان داد که ماندگاری بیشتر بهبودی را در بیماران دیابتی نوع دو چاق نمایش می‌دهد (05/0P<).
نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش نشان دادند که تمرین تناوبی با شدت بالا پس از 12 هفته می‌تواند سبب اثرگذاری بیشتری در شاخص‌های التهابی، پیش‌التهابی و ضدالتهابی در مقایسه با تمرین هوازی، ترکیبی و مقاومتی گردد. امّا این تمرین مقاومتی است که سبب ماندگاری بیشتر کاهش در شاخص‌های التهابی، پیش‌التهابی و افزایش در شاخص‌های ضدالتهابی در بیماران دیابتی نوع دو چاق شد. بنابراین اثرگذاری تمرین مقاومتی در شرایط بی تمرینی از سه شیوۀ تمرینی تناوبی با شدت بالا، هوازی و ترکیبی (هوازی + مقاومتی) اثرگذاری بیشتری بر التهاب درجه پایین دارد و بهبودی طولانی‌تری را در بیماران دیابتی نوع دو چاق به‌دنبال دارد.

 
دنیا چمنی، اسکندر رحیمی، مهرزاد مقدسی،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه: سندرم متابولیک از مجموعه‌ای از بیماری‌ها مانند چاقی شکمی، تری‌گلیسیرید بالا، فشار خون، قند خون بالا و همچنین با چربی مفید پایین مشخص می‌شود. هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر تمرین استقامتی بر محتوای پروتئین PGC1α، هموگلوبین گلیکوزیله‌ و شاخص‌های سندرم متابولیک در موش‌های صحرایی چاق مبتلا به دیابت نوع دو است.
روش‌ها: 18 سر موش صحرایی نژاد ویستار با میانگین وزنی 20±200 گرم انتخاب شدند و چهارهفته تحت غذای پُرچرب قرار گرفتند. سپس تعداد 12 سر به‌صورت تصادفی انتخاب و با تزریق محلول‌های نیکوتین‌آمید ( mg/kg110) و استرپتوزوتوسین ( mg/kg50) دیابت نوع دو القاء شدند. موش‌های دیابتی به‌طور تصادفی در دو گروه تمرین و کنترل بیمار تقسیم شدند. یک گروه کنترل سالم نیز در نظر گرفته شد. نمونه‌های گروه تمرین به‌مدت 8 هفته و هر هفته 5 جلسه با شدتی حدود 50 تا 70 درصد حداکثر سرعت تمرین استقامتی روی تردمیل انجام دادند. 48 ساعت پس از آخرین جلسۀ تمرین موش‌ها قربانی و متغیرها اندازه‌گیری شدند. جهت تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها از آزمون‌های آنوای یک‌طرفه و تعقیبی توکی در نرم‌افزار SPSS نسخۀ 29 صورت گرفت.
یافته‌ها: تمرین استقامتی منجر به کاهش معنی‌داری در سطوح قند خون ناشتا، هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) و سطوح تری‌گلیسیرید خون شد (0001/0 P=). از طرفی بر سطوح HDL تأثیری را نشان نداد (087/0 P=). در مقابل منجر به افزایش میزان درون‌سلولی PGC-1α شد (0001/0 P=).
نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهد تمرین استقامتی با تنظیم عوامل مرتبط با سندرم متابولیک می‌تواند به‌عنوان یک عامل کمک‌کنندۀ دارویی مد نظر قرار گیرد.
 
زلیخا رحیمی، سعید شاملو کاظمی، علی همتی عفیف،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده

مقدمه: ورزش هوازی متوسط و شدید تولید رادیکال‌های آزاد را افزایش می‌دهد، و در مقابل، استفاده از مکمل‌های آنتی‌اکسیدانی همچون عصارۀ هستۀ انگور (GSE) یکی از روش‌های مقابله با استرس اکسیداتیو پیشنهاد شده است. بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر تعیین اثرات همزمان مداخلات تمرین ترکیبی و عصارۀ هستۀ انگور بر برخی عوامل استرس اکسیداتیو و آنتی‌اکسیدانی زنان یائسه مبتلابه دیابت نوع دو بود.
روش‌ها: مطالعۀ حاضر به‌صورت کارآزمایی بالینی بر روی 80 نفر زن مبتلا به دیابت نوع دو اجرا گردید، که به‌صورت تصادفی به چهار گروه (20 نفری) تقسیم شدند: کنترل، تمرین، GSE، تمرین+GSE. پروتکل تمرین ترکیبی شامل تمرین هوازی (20 دقیقه دویدن بر روی نوار گردان با شدتی معادل 60 تا 70 درصد ضربان قلب ذخیره) و قدرتی (با شدتی معادل 70 درصد یک تکرار بیشینه) بود، که هشت هفته (پنج روز/هفته) اجرا شد. مکمل GSE در قالب کپسول‌های 200 میلی‌گرمی به‌صورت روزانه (صبح و ظهر) مصرف شد. نمونه‌گیری خونی (پنج سی‌سی) پیش و پس از هشت هفته مداخلات دریافت شد. به‌منظور تعیین پذیرش یا رد فرضیۀ صفر درون‌گروهی و بین‌گروهی از آزمون آنالیز واریانس دوراهه، و برای تعیین گروه‌های متفاوت از تست تعقیبی توکی، توسط نسخۀ 25 SPSS استفاده شد (05/0 P≤).
یافته‌ها: مقادیر ظرفیت آنتی‌اکسیدانی کل و گلوتاتیون احیای سرم در گروه‌های GSE و تمرین+GSE در مقایسه با گروه‌های کنترل و تمرین افزایش معناداری داشت (001/0P= ). سطوح مالون دی‌آلدئید سرم در گروه GSE در مقایسه با گروه‌های کنترل و تمرین، کاهش معناداری نشان داد (001/0P= ).
نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد که مداخلۀ عصارۀ هستۀ انگور نسبت به تمرین ترکیبی در کاهش استرس اکسیداتیو مؤثرتر است، و مصرف این عصاره به‌تنهایی و نیز همراه با اجرای تمرین ترکیبی بر افزایش مقادیر ظرفیت آنتی‌اکسیدانی تام و گلوتاتیون احیاء تأثیر معناداری دارد.
زهرا همتی فارسانی، عذرا محمدپناه اردکان، زهرا حیدری، زهرا رئیسی فیل آبادی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده

مقدمه: پروتئین‌های التهابی  کمپلمان C3 و اینترلوکین 1بتا (IL-1β  )  به ‌طور قابل‌توجهی در آسیب شناسی دیابت نوع دو (T2D) و بیماری آلزایمر دخیل هستند. از طرفی بررسی اهمیت زمان انجام تمرینات هوازی (روشنایی و تاریکی) به درک بهتر چگونگی تأثیر زمان‌بندی تمرینات بر شاخص‌های التهابی مرتبط با بیماری‌های عصبی در زنان مسن مبتلا به T2D کمک می‌کند لذا این پژوهش درصدد بررسی اثر زمان تمرین هوازی بر عوامل C3 و IL1β در زنان سالمند مبتلا به T2D بود.
روش‌ها: در این مطالعۀ نیمه‌تجربی، 45 زن مبتلا به T2D با میانگین سـنی 07/5 ± 60 سال در گروه‌های تمرین (مرحله روشنایی و تاریکی)، و کنترل (هر گروه 15 نفر) تقسیم شدند. تمرین هوازی به‌مدت 12 هفته، با شدت متوسط (60 تا 70 درصد ضربان قلب ذخیره) اجرا شد. سطوح پروتئین‌ها (C3 و IL1β) قبل و بعد از مداخله با روش الایزا اندازه‌گیری شد. اطلاعات با استفاده از نرم‌افزار SPSS27 و با روش ANOVA تک‌ خطی با سطح معنی‌داری 05/0 درصد ارزیابی شدند.
یافته‌ها: کمپلمان C3 در گروه تمرین هوازی در مرحله تاریکی نسبت به گروه کنترل کاهش داشت (0083/0 P=). همچنین نتایج نشان داد که تمرین هوازی در مرحله تاریکی منجر به کاهش معنی‌دار سطوح C3 (0028/0 P=) و IL-1β (0045/0 P=) نسبت به پیش‌آزمون شد.
نتیجه‌گیری: تمرین هوازی در مرحله تاریکی به‌طور مؤثر سطح پروتئین التهابی C3 وIL-1β  را در زنان مسن مبتلا به دیابت نوع 2 کاهش داد و احتمالاً می‌تواند به‌عنوان یک راهبرد مهم در مدیریت این بیماری در نظر گرفته شود.


 
زینب محبی، کیوان کاکابرایی، خدامراد مومنی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده

مقدمه: این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین استیگمای مرتبط با دیابت نوع دو و مقیاس‌های بهزیستی ذهنی (رضایت از زندگی و عاطفه مثبت/منفی) با میانجی‌گری تنیدگی هیجانی و ادراک بیماری در افراد مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد. 
روش‌ها: پژوهش حاضر توصیفی مبتنی بر مدل‌های همبستگی بود. جامعۀ آماری شامل بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه‌کننده به کلینیک دیابت بیمارستان آیت‌الله‌طالقانی شهر کرمانشاه بودند که 207 بزرگسال با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و اطلاعات با استفاده از پرسشنامه‌های استیگمای مرتبط با دیابت نوع دو Browne و همکاران (2016)، رضایت از زندگی Diener و همکاران (1985)، عاطفه مثبت/منفی Watson و همکاران (1988)، تنیدگی هیجانی مرتبط با دیابت Arzaghi و همکاران (2011)، ادراک بیماری Broadbent و همکاران (2006) جمع‌آوری و با نرم‌افزارهای اس‌پی‌اس‌اس و ایموس تجزیه‌و‌تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد بین استیگما با رضایت از زندگی و عاطفه مثبت/منفی رابطۀ معنادار وجود دارد (01/0 >P). همچنین استیگما توانسته است رضایت از زندگی را به‌صورت غیرمستقیم و منفی، از طریق تنیدگی هیجانی، و عاطفه منفی را به‌صورت غیرمستقیم و مثبت، از طریق تنیدگی هیجانی و ادراک بیماری، پیش‌بینی کند. 
نتیجه‌گیری: نتایج نشان‌دهندۀ نیاز به مداخلاتی جهت کاهش استیگمای مرتبط با دیابت نوع دو و ارتقای بهزیستی ذهنی افراد مبتلا به این نوع بیماری است.
 
امید ظفرمند، رحمان سوری،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده

مقدمه: تمرینات ورزشی به عنوان یک راهکار عملی، نقش مهمی در کاهش کمرین، واسپین و بهبود ترکیب بدنی و پیشگیری از عوارض اضافه وزن و چاقی دارند. لذا هدف مطالعه حاضر، بررسی اثر تمرینات ورزشی بر کمرین، واسپین و ترکیب بدنی در افراد دیابتی نوع دو بود.
روش‌ها: جستجوی نظام مند مقالات انگلیسی و فارسی منتشر شده از پایگاه‌های اطلاعاتی پاب‌مد ، وب اوساینس، اسکوپوس، گوگل اسکالر، ایرانداک، مگیران، نورمگز و سید تا 15 آذرماه 1403 (4 ژانویه 2025) انجام شد. تفاوت میانگین و فاصله اطمینان 95 درصد با استفاده از مدل اثر تصادفی محاسبه شد. ناهمگونی با استفاده از آزمون (I2) و سوگیری انتشار با تحلیل بصری فونل پلات و آزمون Egger بررسی شدند. 
یافته‌ها: در مجموع 15 مطالعه (با 19 مداخله تمرینی) و 440 آزمودنی دیابتی نوع دو فراتحلیل شدند. نتایج نشان داد که تمرینات ورزشی سبب تغییر غیرمعنادار کمرین [202/0‌ P= ،(453/2- الی 518/0)Ng/ml  967/0- =‌SMD‌]، نمایۀ تودۀ بدن (BMI ) [064/0 P= ،(470/0- الی 013/0) 228/0- =‌SMD‌]، نسبت دور کمر به دور لگن (WHR) [054/0 P= ،(773/0- الی 007/0) 038/0- =‌SMD‌] و درصد چربی بدن [795/0 P= ،(524/0- الی 685/0) 080/0 =‌SMD‌] ‌نسبت به گروه کنترل در افراد دیابتی نوع دو شد. اما تمرین ورزشی سبب کاهش معنادار واسپین [047/0 P= ،(789/1- الی 010/0-)Ng/ml  904/0- =‌SMD‌] شد.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که تمرینات ورزشی موجب کاهش معنادار سطح واسپین در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو می‌شود، در حالی که تأثیر معناداری بر کمرین، شاخص‌های ترکیب بدن و شاخص‌های ترکیب بدنی (شاخص توده بدنی، درصد چربی بدن و نسبت دور کمر به دور لگن) ندارد. به نظر می‌رسد تمرین بدنی از طریق تعدیل سطوح واسپین بتواند در بهبود وضعیت متابولیک بیماران دیابتی نوع دو نقش مؤثری ایفا کند.
 
مصطفی کاشانی، صدیقه برزه کار،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده

مقدمه: دیابت نوع دو یکی از تهدیدات جدی برای سلامت عمومی در قرن حاضر است و هزینه‌های اقتصادی و درمانی قابل‌توجهی را بر نظام‌های سلامت تحمیل می‌کند. پیش‌بینی دقیق روند ابتلا به دیابت می‌تواند نقش مؤثری در مدیریت منابع و طراحی برنامه‌های مداخله‌ای ایفا کند.
روش‌ها: در این مطالعه، یک مدل ترکیبی مبتنی بر اتوماتای سلولی یادگیر (CLA) و الگوریتم رتبه‌بندی برتری و فروتری (SIR) توسعه داده شده است تا با بهره‌گیری از داده‌های بیماران دیابتی واقعی در استان کرمان، روند گسترش بیماری در افق ۲۰ساله آتی پیش‌بینی شود. داده‌های مورداستفاده شامل ویژگی‌های دموگرافیک و آزمایشگاهی بیماران دیابتی طی سال‌های ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۱ بوده است. پس از پیش‌پردازش داده‌ها و حذف مقادیر گمشده، مدل پیشنهادی در نرم‌افزار MATLAB پیاده‌سازی شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که ترکیب مدل CLA و SIR توانسته است بادقت بالایی روند شیوع بیماری را مدل‌سازی کند. همچنین، فاکتورهایی نظیر فشارخون، کلسترول و شاخص توده بدنی به‌عنوان عوامل مؤثر کلیدی در روشن‌شدن سلول‌های مدل شناسایی شدند.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها بیانگر آن است که استفاده از رویکردهای هوشمند می‌تواند در تحلیل داده‌های سلامت و پیش‌بینی بیماری‌های مزمن مؤثر باشد.

 
محمد رضا آستانه، سوسن درودی، محمد ابراهیم آستانه، نرگس فریدونی،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده

مقدمه: دیابت نوع دو به‌سرعت در حال افزایش است، به‌ویژه در خاورمیانه که چاقی مرکزی عامل مهمی در بار بیماری است. شناسایی افراد با شانس بالای ابتلا نیازمند نمایه‌هایی است که چربی احشایی را بهتر از نمایۀ تودۀ بدنی (BMI) ارزیابی کنند. این مطالعه ۹ نمایۀ پیکرسنجی را در ارتباط با دیابت مقایسه و توان پیش‌بینی و مقادیر برش بهینه را تعیین کرد.
روش‌ها: 19 تحلیل مقطعی شامل 103/10بزرگسال 35-70 ساله از کوهورت فسا بود. دیابت براساس گلوکز ناشتا ≥۱۲۶ mg/dL یا مصرف داروی ضددیابت تعریف شد. اندازه‌گیری‌ها شامل BMI، دور کمر (WC)، دور باسن (HC)، نسبت دور کمر به باسن (WHR)، نسبت دور کمر به قد (WHtR)، نمایۀ گردی بدن (BRI)، نمایۀ چربی بدن (BAI)، نمایۀ شکل بدن (ABSI)، نمایۀ حجم شکمی (AVI) و نمایۀ دور کمر تعدیل‌شده بر وزن (WWI) بود. ارتباط‌ها با رگرسیون لجستیک (خام و تعدیل‌شده) بررسی شد. دقت با منحنی مشخصه عملکرد گیرنده (ROC)، سطح زیر منحنی (AUC) و نمایۀ یودن سنجیده شد.
یافته‌ها: افراد دیابتی مقادیر بالاتری از نمایه‌های پیکرسنجی داشتند (05/0p<). در مدل‌های تعدیل ‌شده، WC، WHR، WHtR، AVI و WWI پیش‌بینی‌کننده‌های معنادار بود WHR ((05/0p<)) بالاترین AUC را داشت ((001/0p<)، 651/0). مقادیر برش بهینه با حساسیت و ویژگی بالا شامل 91/0= WHR، 53/0 WHtR=و 1/4 BRI= بود.
نتیجه‌گیری: نمایه‌های چاقی مرکزی — به‌ویژه WHR، WHtR و BRI— توان تفکیک بالاتری برای دیابت نشان دادند و استفاده از نمایه‌های ساده مبتنی بر دور کمر را برای غربالگری زودهنگام تأیید می‌کند.
 
فرزانه اسبوچین، قدرت اله عباسی، عذرا اخی،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده

مقدمه: دیابت نوع دو یک بیماری مزمن و شایع است شایع متابولیک است که کنترل مؤثر آن نیازمند توجه به عوامل روان‌شناختی و بین‌فردی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین ادراک رفتار فداکارانه همسر و خودکارآمدی با مدیریت رفتار در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد.
روش‌ها: این پژوهش توصیفی– همبستگی است که به‌صورت مقطعی اجرا شد. جامعۀ آماری شامل بیماران متأهل مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه‌ کننده به مراکز غدد و متابولیسم و خانه‌های بهداشت شهر ساری بود. از میان آنها، ۹۷ نفر براساس معیارهای ورود و خروج و به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ادراک رفتار فداکارانه همسر (Harper & Figuerres, 2008)، خودکارآمدی بیماران دیابتی (Fappa et al 2016) و مدیریت رفتار (Toobert et al., 2000) بود. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS نسخۀ ۲۴ و با استفاده از آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه) تجزیه‌وتحلیل شدند.یافته‌ها: بین ادراک رفتار فداکارانه همسر و خودکارآمدی با مدیریت رفتار بیماران رابطۀ مثبت و معناداری مشاهده شد (P< 0.01). همچنین این دو متغیر در مجموع ۳۰ درصد از واریانس مدیریت رفتار را تبیین کردند که در این میان، ادراک رفتار فداکارانۀ همسر سهم بیشتری در پیش‌بینی مدیریت رفتار بیماران داشت.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد ادراک رفتار فداکارانه همسر و خودکارآمدی نقش مؤثری در ارتقای مدیریت رفتار بیماران مبتلا به دیابت نوع دو دارند. تقویت حمایت همسر و افزایش خودکارآمدی از طریق مداخلات آموزشی و روان‌شناختی می‌تواند به بهبود رفتارهای خودمراقبتی و کنترل بهتر بیماری منجر شود.
 

صفحه 7 از 7    
7
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb