52 نتیجه برای محمدی
محمود اصل محمدی زاده، صالح افراسیابی، زینب اصل محمدی،
دوره 20، شماره 2 - ( 11-1399 )
چکیده
مقدمه: اختلال متابولیکی ناشی التهاب در اثر چاقی و دیابت افزایش مییابد که از طریق ورزش و رژیم غذایی کنترل میشود. از اینرو هدف این پژوهش بررسی اثر 24 هفته مداخلهی تمرین تناوبی شدید و رژیمهای غذایی بر تغییرات شاخص اینترلوکین 6 در بیماران دیابتی نوع دو چاق است.
روشها: 70 مرد (بیمار دیابت نوع دو و چاق) بهصورت تصادفی به 7 گروه (4 گروه در رژیم غذایی متفاوت بهعلاوه مداخلهی HIIT و 3 گروه تنها در رژیم غذایی متفاوت) که در برنامهی غذایی 1200 تا 1900 کیلوکالری/روز برای هفته 24 شرکت کردند، در حالی که بیماران در برنامهی HIIT تحت نظارت (12 هفتهای) قرار گرفتند که با 4 هفته رژیمهای غذایی اولیه دنبال شد. شاخصهای آنتروپومتریکی، فیزیولوژیکی، ترکیب بدن و نمونهی خون ناشتای در هفتههای 0 ، 4، 8، 14، 20 و 24 جمعآوری شدند.
یافتهها: پس از اتمام 24 هفته مداخله، بیشترین درصد افزایش و کاهش IL-6 بهترتیب به رژیم غذایی پرچربی(80/19 ± 09/28) و رژیم غذایی کم کربوهیدرات+تمرین تناوبی (13/25 ± 89/28-) اختصاص داشت. پس از 12 هفته تمرین تناوبی به همراه رژیم غذایی بیشترین درصد افزایش IL-6 به گروه رژیم غذایی پرچربی(33/25 ± 74/26) مرتبط است، با این وجود بیشترین درصد کاهش IL-6 مختص به گروه کم چربی+تمرین تناوبی (17/29 ± 11/32-) بود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان دادند که رژیم کم کربوهیدرات و کم چربی با HIIT و وعدههای کم کربوهیدرات همراه با HIIE ممکن است برای بیماران دیابت نوع دو چاق مفید باشد.
افتخار محمدی، محمد فتحی، فرزانه چهل چراغی، افشین نظری،
دوره 22، شماره 1 - ( 2-1401 )
چکیده
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین استقامتی و مصرف امپاگلیفلوزین بر شاخصهای التهابی و ارتباط آنها با ساختار و عملکرد قلب در رتهای نر دیابتی است.
روشها: 40 سر موش نر نژاد ویستار بهصورت تصادفی به پنج گروه کنترل سالم، کنترل دیابتی، دیابتی+امپاگلیفلوزین، دیابتی+تمرین استقامتی و دیابتی+تمرین استقامتی+امپاگلیفلوزین تقسیم شدند. گروهها پس از انجام پروتکل تمرینی و دریافت دارو، بیهوش و عملکرد قلبی و شاخصهای TNF-α و TGF-β با آزمونهای آماری آنوای یکطرفه و همبستگی پیرسون بررسی شد.
نتایج: تفاوت معنیدار در ضخامت پایان سیستولی بطن چپ (011/0 P=)، حجم پایان سیستولی بطن چپ (008/0 P=)، TNF-α (014/0 P=) و TGF-β (001/0 P=) بین گروههای پژوهش مشاهده شد. ارتباط منفی معنیداری بین TGF-β با وزن بدن، درصد کوتاه شدن الیاف قلب و کسر تزریقی و ارتباط مثبت معنیدار با سطوح گلوکز، ضخامت پایان سیستولی بطن چپ و حجم پایان سیستولی بطن چپ نشان داد. بهعلاوه، ارتباط منفی معنیداری بین TGF-β با کسر تزریقی مشاهده شد (05/0P≤).
نتیجه گیری: بهنظر میرسد تمرین هوازی خارج از تأثیر مضاعف امپاگلیفلوزین موجب بهبود وضعیت التهابی، ساختار و عملکرد بافت قلب دیابتی میشود.
بهمن حسنوند، احمد محمدی مقدم، روح اله گراوند،
دوره 22، شماره 1 - ( 2-1401 )
چکیده
مقدمه: فرآیند سالمندی بهطور معمول با کاهش عملکرد سیستمهای بدن و ظرفیتهای فیزیولوژیکی و افزایش استعداد ابتلا به بیماریها بهویژه سندرم متابولیک همراه است. این مطالعه به بررسی تأثیر هشت هفته تمرینات مقاومتی بر سطوح آیریزین، اینترلوکین-15، CRP و کلسترول مردان سالمند دارای سندرم متابولیک پرداخته است.
روشها: جامعهی آماری را مردان سالمند شهرستان خرمآباد تشکیل دادند، که از بین آنها 18 نفر انتخاب و بهصورت تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل (2/2±2/65، 1/2±4/65) تقسیم شدند. برنامهی تمرین مقاومتی شامل پرس پا، پرس سینه، حرکت پارویی، خم کردن زانو، سرشانه، پشت بازو، باز کردن زانو و جلوبازو بود. برنامهی فوق با30 درصد یک تکرار بیشینه شروع و به 50 درصد یک تکرار بیشینه در پایان هفته هشتم رسید. نمونههای خونی 48 ساعت پیش و پس از جلسات تمرینی گرفته شد. جهت بررسی دادههای پژوهش از آزمون t همبسته وt مستقل استفاده شد. سطح معنیداری نیز(05/0P<) در نظر گرفته شد.
یافتهها: هشت هفته تمرین مقاومتی موجب افزایش معنیدار آیریزین (01/0P=) و اینترلوکین-15 (007/0P=)، همچنین موجب کاهش معنیدار سطوح CRP ( 007/0P=) و کلسترول تام (02/0P=) در مردان سالمند دارای سندرم متابولیک شد.
نتیجهگیری: یافتن راهکارهای غیردارویی جهت بهبود شاخصهای متابولیک از اهمیت زیادی برخوردار است. براساس نتایج این پژوهش، انجام تمرینات مقاومتی بهعنوان یک راهکار کم هزینه و غیردارویی برای درمان سندرم متابولیک در مردان سالمند توصیه میشود.
پوریا محمدیان، داود خورشیدی، فاطمه کیانی،
دوره 22، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده
مقدمه: ژن مرتبط با تودۀ چربی و چاقی (FTO) با خطر افزایش چاقی و دیابت نوع دو ارتباط مستقیم دارد. هدف این مطالعه بررسی تأثیر 12 هفته تمرین تناوبی شدید بر بیان ژن FTO در بافت چربی زیر پوستی موشهای صحرایی دیابتی نوع دو بود.
روشها: در این مطالعۀ تجربی 12 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با وزن 10±220 گرم با تزریق نیکوتین آمید-استرپتوزوتوسین به دیابت نوع دو مبتلا شدند و تصادفی در دو گروه تمرین (6n=) و کنترل (6n=) قرار گرفتند. گروه تمرین، برنامۀ تمرینات تناوبی شدید را بهمدت 12 هفته و 5 روز در هفته با دویدن روی تردمیل اجرا کردند. 48 ساعت پس از آخرین جلسۀ تمرینی، بیان ژن FTO در بافت چربی زیر پوستی، سطح گلوکز خون، انسولین و مقاومت انسولین در هر دو گروه اندازهگیری شدند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آزمون تی مستقل در سطح P<0.05 انجام شد.
یافتهها: پس از مداخلۀ ورزشی، سطح گلوکز خون، مقاومت انسولین و بیان ژن FTOبافت چربی در گروه تمرین نسبت به گروه کنترل به میزان معنیداری کاهش یافتند (05/0P<). سطح سرمی انسولین در گروه تمرین نسبت به گروه کنترل به میزان معنیداری افزایش یافت (05/0P<).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد تمرین تناوبی شدید میتواند سبب کاهش گلوکز خون، مقاومت انسولین و بیان FTO در بافت چربی رتهای دیابتی نوع دو شود. بهبود کنترل گلیسمیک در رتهای دیابتی ممکن است به کاهش بیان ژن FTO در پاسخ به تمرینات تناوبی شدید نسبت داده شود.
شهناز محمدی، آزاده نظری، مهناز محمدی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو بهعنوان شایعترین بیماری متابولیکی، یک اختلال مزمن و پیشرونده است که باعث ایجاد عوارض پایدار و افزایش بیماریهای قلبی عروقی، عروق مغز، عروق محیطی، نفروپاتی، رتینوپاتی، نوروپاتی، پای دیابتی، آمپوتاسیون و مرگومیر در افراد مبتلا میشود. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش پیشبینیکنندهی افکار تکرارشوندهی منفی، راهبردهای تنظیم هیجان و خودمراقبتی در پذیرش و تبعیت درمانی مبتلایان به دیابت نوع دو بود.
روشها: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و جامعهی آماری شامل تمامی افراد مبتلابه دیابت نوع دو انجمن دیابت استان چهارمحال و بختیاری بود که از این میان با استفاده از نمونهگیری در دسترس و براساس جدول مورگان، تعداد 300 نفر از مبتلایان به دیابت نوع دو انتخاب شدند. آزمودنیها بهوسیلهی پرسشنامهی افکار تکرارشوندهی منفی، پرسشنامهی نظمجویی هیجان، پرسشنامهی خودمراقبتی و پرسشنامهی تبعیت از درمان، مورد ارزیابی قرار گرفتند و برای تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS استفاده شد.
یافتهها: یافتههای پژوهش حاکی از آن بود که افکار تکرارشوندهی منفی، راهبردهای تنظیم هیجان و خودمراقبتی هر سه بهصورت معناداری پذیرش و تبعیت از درمان را در مبتلایان به دیابت نوع دو پیشبینی میکنند.
نتیجهگیری: با توجه به مشخص شدن نقش پیشبینی کنندهی معنادار افکار تکرارشوندهی منفی، راهبردهای تنظیم هیجان و خودمراقبتی در پذیرش و تبعیت از درمان مبتلایان به دیابت نوع دو، همچنین بهدلیل شیوع بالای این بیماری، بهنظر میرسد مداخلات روانشناختی با در نظر داشتن نقش متغیرهای مذکور جهت کاهش مشکلات روانشناختی و افزایش پیروی از درمان این بیماران مثمر ثمر واقع شود، همچنین توجه به نقش افکار منفی تکرارشونده، راهبردهای سازگارانه و ناسازگارانه تنظیم هیجان و پایبندی به مراقبت از خود میتواند به منزلهی پیشگیری از وخیم شدن دیابت نوع دو و کنترل بهتر آن باشد.
یگانه گل محمدی سامانی، پروانه نظرعلی، رستم علی زاده، نجمه رضایی نژاد،
دوره 24، شماره 4 - ( 8-1403 )
چکیده
مقدمه: افزایش سن و مصرف رژیم غذایی پُرچرب منجر به افزایش آسیب اکسیداتیو بافتهای مختلف میشود، استرس اکسیداتیو یک عامل بحرانی در روند پیری است که میتواند باعث آسیب مستقیم به ساختار سلولی شود هدف این پژوهش بررسی تأثیر هشت هفته تمرینهای تناوبی با شدت بالا بر بیان ژن Nrf2، پراکسیداسیون لیپیدی و مقاومت به انسولین در بافت پانکراس موشهای صحرایی مسن تغذیهشده با غذای پُرچرب است.
روشها: در این تحقیق تجربی، 20 موش صحرایی نر ویستار مسن (سن: 18ماه و میانگین وزن70±450 گرم) بهطور تصادفی در چهار گروه شامل کنترل غذای نرمال G1 (5n=)، غذای نرمال+تمرین G2 (5n=)، غذای پُرچرب G3 (5n=) و غذای پُرچرب+تمرین G4 (5n=)، قرار گرفتند. برنامۀ تمرین تناوبی با شدت بالا روی تردمیل سه روز در هفته و بهمدت هشت هفته انجام شد. بیان ژن فاکتور رونویسی Nrf2 با استفاده از Real-time PCR انجام شد و مالون دیآلدهید، گلوکز و انسولین با استفاده از کیت و به روش الایزا اندازهگیری شد. دادهها با آزمون آماری MANOVA در سطح معنیداری P< 0.05 تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: نتایج آزمون آماری MANOVA در خصوص اثر تعاملی تمرین و رژیم غذایی نشان داد که در شاخص مقاومت به انسولین (017/0 =P و 17/7 =F) تفاوت معنیدار وجود دارد. اما برای فاکتور انسولین (30/0 =P و 13/1 =F)، گلوکز (116/0 =P و 75/2 =F)، MDA (87/0 =P و 028/0 =F) و Nrf2 (816/0 =P و 056/0 =F) تأثیر معنیداری مشاهده نگردید.
نتیجهگیری: بهطورکلی میتوان بیان نمود که تمرین تناوبی با شدت بالا در این تحقیق با تأثیر بر بیان ژن فاکتور رونویسی Nrf2 میتواند باعث بهبود در مقاومت انسولینی از طریق کاهش فعالیت اکسیدانی در موشهای صحرایی سالمند باشد.
شهناز محمدی، شهلا آقایی بجستانی، مهناز محمدی،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه: بین دیابت و مشکلات روانشناختی رابطۀ دوسویه وجود دارد. هدف پژوهش جاری بررسی مقایسۀ باورهای کنترل سلامت، راهبردهای تنظیم هیجان، و تعارضات زناشویی در بین زنان دیابتی و غیردیابتی بود.
روشها: طرح پژوهش مطالعۀ حاضر، از نوع علی مقایسهای است. جامعۀ آماری پژوهش حاضر کلیۀ زنان مبتلا به دیابت و غیردیابتی در شهر تهران است که در نیمۀ اول سال 1401 به کلینیک تهران مراجعه کردند، از این میان نمونهای به تعداد 43 نفر زن دیابتی با غربالگری و روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند، گروه کنترل نیز به تعداد43 نفر زن غیردیابتی با همتاسازی در متغیرهای جمعیت شناختی انتخاب گردید، از پرسشنامههای، مقیاس چندوجهی منبع کنترل سلامت، پرسشنامه راهبردهای تنظیم هیجانی و مقیاس تعارضات زناشویی برای گردآوری دادهها استفاده شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی شامل تحلیل واریانس چندمتغیره مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج نشان داد که زنان دارای دیابت در مقایسه با زنان غیر دیابتی از میزان بیشتر تنظیم هیجان فرونشانی، منبع کنترل افراد مؤثر، منبع کنترل شانس و تعارض زناشویی برخوردار بودند همچنین از میزان کمتر تنظیم هیجان ارزیابی مجدد و منبع کنترل درونی برخوردار بودند که تمامی این تفاوتها معنادار بود.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش، تنظیم هیجان ناکارآمد، باورهای منبع کنترل معیوب و تعارض زناشویی در زنان دارای دیابت را نشان داد که لزوم توجه به عوامل فوق در قالب ارائه برنامههای درمانی و آموزشی به زنان دیابتی، خانوادهها و مراکز مرتبط با زنان دیابتی را آشکار میسازد.
سمانه فلاح کریمی، نسرین رضائی، لیلا محمدی فرد،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: با شیوع روز افزون دیابت کودکان و فشارهای روانی ناشی از آن توجه به این بیماران به یک اولویت بهداشتی در دنیا تبدیل شده است. پریشانی روانشناختی از مشکلات این بیماران است که ابعاد مختلف زندگی آنان را تحت تأثیر قرار میدهد. بهنظر میرسد تحمل پریشانی روانشناختی بتواند بر مشکلات روان شناختی این بیماران تأثیرگذار باشد. لذا مطالعۀ حاضر با هدف تعیین ارتباط پریشانی روانشناختی و تحمل پریشانی روان شناختی در کودکان مبتلا به دیابت انجام شد.
روشها: این یک مطالعۀ مقطعی است. نمونهها شامل200 کودک مبتلا به دیابت مراجعه کننده به کلینیک دیابت بیمارستان علی ابن ابیطالب (ع) شهر زاهدان و دارای معیارهای ورود بود. ابزار گرداوری دادهها شامل فرم اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامههای پریشانی روانشناختی کسلر و تحمل پریشانی Gaher بود که به روش مصاحبه با کودک تکمیل شد. دادهها با استفاده از نرمافزار آماریSPSS نسخۀ 27 و با استفاده از شاخصهای توصیفی (میانگین، انحراف معیار، درصد) و آمار استنباطی (ضرایب همبستگی خطی پیرسن) تحلیل شدند.
یافتهها: از کل افراد مورد مطالعه % 6/52 دختر و %4/47 پسر بودند. میانگین زمان ابتلا در افراد 6/22 ماه بود. بین پریشانی روانشناختی و تحمل پریشانی روانشناختی ارتباط معنادار و معکوس مشاهده شد (65/0 - =r، 001/0 >P).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد هرچه تحمل پریشانی روانشناختی بالاتر باشد کودک پریشانی کمتری را تجربه میکند. بنابراین بهنظر میرسد برای برخورداری از سلامت روان بالاتر در این کودکان باید به ارتقا تحمل پریشانی آنان توجه کرد.
شیوا ایرانی، فاطمه ابراهیمی بلیل، قاسم ابوطالبی دریاسری، معصومه آقامحمدی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: روند افزایشی آمار مبتلایان به بیماری دیابت، نیازمند انجام مداخلات سبک زندگی جهت بهبود توان خودمدیریتی این بیماران است و دستیابی به آن مستلزم بهکارگیری ابزارهای معتبر در این زمینه است. این مطالعه با هدف تعیین ویژگیهای روانسنجی مقیاس خودمدیریتی جامع دیابت (CDSMS) در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد.
روشها: مطالعۀحاضر یک پژوهش روششناختی بود که در سال 1402 انجام شد. در شروع کار، پرسشنامۀ CDSMS با استفاده از روش استاندارد ترجمه- باز ترجمه، به فارسی برگردانده شد. سپس روایی صوری، روایی محتوایی، روایی همگرا، همسانی درونی و ثبات ابزار تعیین گردید. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی، محاسبۀ آلفای کرونباخ، شاخص کاپا، ضریب همبستگی پیرسون و ضریب همبستگی درون خوشهای در نرمافزار SPSS نسخۀ ۲۴ انجام شد.
یافتهها: براساس نتایج، تمامی گویههای ابزار حفظ شدند. نمرۀ کل شاخص اعتبار محتوای نسخۀ فارسی این پرسشنامه، 987/0 بود. همچنین، شاخصهای کودر- ریچاردسون و کاپای فلایز بهترتیب، 704/0 و 730/0 بهدست آمد. میزان توافق در دو زمان اندازهگیری به فاصلۀ دو هفته در دامنۀ ۵۰۳/۰ تا ۹۹۰/۰ متغیر بود. شاخص همبستگی درون خوشهای نیز در دامنۀ ۶۲۵/۰ تا ۹۵۲/۰ و معنیدار مشاهده شد (۰۰۱/0 >P). ضریب آلفای کرونباخ ابزار نیز، 83/0 بهدست آمد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعۀ حاضر نشان داد که نسخۀ فارسی پرسشنامۀ CDSMS با 14 گویه از روایی و پایایی مناسبی برخوردار بوده و میتواند برای ارزیابی وضعیت خودمدیریتی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو ایران مورد استفاده قرار گیرد.
فرشته قلجائی، دکتر مجتبی لطفی، مهرناز نظری راد، مهناز قلجه، جلال نورمحمدی،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع یک شایعترین نوع دیابت است که کودکان و نوجوانان را تحت تأثیر قرار میدهد. مداخلات پرستاری برای کودکان مبتلا به دیابت نوع یک شامل شناخت مشکلات نوجوان و ارائۀ مراقبتهای فنی و حمایت عاطفی است. پرستاران نقش مهمی در کمک به نوجوانان و خانوادههایشان در مدیریت احساسات، تنظیم رژیمهای درمانی و ادغام روتینهای جدید در زندگی روزمره دارند. هدف از این مرور نظاممند، شناسایی و تحلیل مداخلات پرستاری مؤثر در مدیریت دیابت نوع یک در کودکان و حمایت از خانوادههای آنها است. این مطالعه با بررسی شواهد موجود تلاش میکند تا نقش پرستاران در بهبود پیامدهای بالینی، روانی و رفتاری کودکان و ارتقای آگاهی، مهارتهای خودمراقبتی و کیفیت زندگی خانوادهها را تبیین کند.
روشها: جستجوی نظاممند در پایگاههای علمی PubMed ، Scopus،Web of Science ، CINAHL، SIDو Magiranبین سالهای 2010 تا 2025 انجام شد. راهبرد جستجو با استفاده از کلیدواژههای PubMed (مداخلات پرستاری) [عنوان/چکیده]، (دیابت نوع یک)، (کودک) و (خانواده) ایجاد شد. جستجوی نظاممند با کلید واژههای انگلیسی: ((Nursing Interventions[title/abstract]) AND (Type 1 Diabetes [title/abstract])) AND (Child[title/abstract])) AND (Family[title/abstract]) از میان 500 مطالعه در رابطه با مداخلات پرستاری در دیابت نوع یک کودکان با بررسی جزئیتر، در مجموع 10 مطالعه معیارهای ورود را داشتند و در تجزیهوتحلیل نهایی وارد شدند.
یافتهها: یافتهها نشان داد که مداخلات پرستاری میتواند تأثیر قابلتوجهی بر مدیریت دیابت توسط کودک و خانوادهها داشته باشد که منجر به بهبود پیروی از رژیمهای درمانی، کنترل بهتر قند خون و افزایش کیفیت زندگی برای کودکان و خانواده میشود.
نتیجهگیری: مداخلات پرستاری نقش بهسزایی در بهبود کنترل قند خون، افزایش آگاهی و خودمراقبتی کودکان مبتلا به دیابت نوع یک و حمایت از خانوادههای آنان دارند. مداخلاتی همچون آموزش بیمار و خانواده، مشاورۀ روانی، پیگیری منظم، استفاده از فناوریهای آموزشی و مراقبتمحور و همکاری تیمی، توانستهاند نتایج مطلوبی در کاهش عوارض بیماری، بهبود کیفیت زندگی و افزایش تطابق روانی اجتماعی فراهم آورند. بر این اساس، توسعه و اجرای برنامههای مداخلهای مبتنی بر شواهد، با در نظر گرفتن ویژگیهای فردی، فرهنگی و اجتماعی خانوادهها، برای ارتقای مراقبت پرستاری در کودکان دیابتی توصیه میشود.
شهناز محمدی، علیرضا فلاح تفتی، مهناز محمدی،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: تأثیر عوامل روانشناختی بر بیماریهای جسمانی، لزوم شناخت این عوامل را در روند مداخلات پیشگیرانه و درمانی برجسته کرده است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر مقایسۀ ویژگیهای شخصیتی، تابآوری و راهبردهای مقابلهای در بیماران دیابتی و افراد سالم بود.
روشها: این پژوهش با روش علی- مقایسهای در نمونهای متشکل از 75 بیمار دیابتی و 75 فرد سالم، که با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند، اجرا شد. گردآوری دادهها بهوسیلۀ پرسشنامههای تابآوری، پنج عاملی شخصیت و راهبردهای مقابلهای، انجام شد. جهت بررسی فرضیهها، از آزمون t مستقل و تحلیل واریانس چند متغیره در نرمافزار SPSS نسخۀ 26 استفاده شد.
یافتهها: میانگن نمرات تابآوری و ویژگیهای شخصیتی برونگرایی و وظیفهشناسی در افراد سالم بالاتر و میانگین نمرۀ روانرنجورخویی در افراد دیابتی بالاتر بود. تفاوت معناداری در ویژگیهای شخصیتی خوشایندی و گشودگی بین این دو گروه مشاهده نشد. یافتهها نشان داد که میانگین نمرات افراد سالم در استفاده از راهبردهای مسئلهمدار و میانگین نمرات افراد دیابتی در استفاده از راهبردهای هیجانمدار نسبت به گروه دیگر بالاتر بود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که عوامل روانشناختی نقش مهمی در بروز و تشدید مشکلات بیماران دیابتی دارند. بنابراین، توجه به این عوامل و بهکارگیری راهبردهای روانشناختیِ مناسب میتواند در پیشگیری و درمان مؤثرتر این بیماری نقشآفرین باشد.
نسیم رضایی جوان، مهرنوش بهمنی، امیرمحمد تیمورزاده نجار، سودابه سلطان زاده، علیرضا فلک دین، محمود فیضی پور نامقی، مهنوش کامران وند، محمدحسین محمدی، مریم نوری ینگجه، الهه نجفعلی قندهاری، عطااله پورعباسی،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
مقدمه: تصمیمگیری یک فرآیند شناختی با سازِکارهای عصبی پیچیده است که شامل مناطق و شبکههای متعدد مغز میشود و زیربنای رفتار انسان از انتخابهای ساده تا تصمیمات پیچیده زندگی است. این مطالعۀ مروری مدلی جامع برای کارکرد تصمیمگیری براساس مفاهیم، مطالعات، و پژوهشهای موجود ارائه میدهد که نقش مناطق مغز، عملکردهای شناختی و عوامل عاطفی مانند میل، قصد، اراده و هیجان را یکپارچه میکند.
روشها: در این مطالعه، با استفاده از رویکردی کیفی، ابتدا به بررسی غیرساختاریافته ادبیات موجود در پایگاههای دادهای معتبر پرداخته شد. سپس عوامل عصبی- شناختی استخراجشده در چندین جلسه پانل خبرگان متشکل از ۸ متخصص مورد بحث و اعتبارسنجی قرار گرفت. در نهایت، یک مدل مفهومی طراحی و در طی فرآیندی چندمرحلهای با کسب اجماع خبرگان، اعتبار آن تأیید شد.
یافتهها: مدل مفهومی ارائه شده چارچوبی جامع برای درک سازِکارهای عصبی شناختی تصمیمگیری است. این مدل عوامل شناختی، عاطفی و انگیزشی مانند قصد، هیجان و ذخیرۀ شناختی را ادغام میکند؛ تا درک دقیقی از نحوۀ انتخاب و ارزیابی نتایج بهدست دهد. همچنین، نقش قشر پیشپیشانی و سیستم لیمبیک را برجسته مینماید. در نهایت سعی شد تأثیر محرکهای خارجی بر تصمیمگیری را نیز نشان دهد.
نتیجهگیری: مدل نهایی بهدست آمده، چارچوبی یکپارچه از نقش مناطق کلیدی مغز مانند قشر پیشپیشانی و سیستم لیمبیک را در تعامل با عوامل شناختی (مانند ذخیره شناختی) و هیجانی (مانند هیجان یکپارچه و تصادفی) در فرآیند تصمیمگیری تبیین میکند. این مدل که از اعتبار خبرگی برخوردار است، کاربردهای مهمی در حیطههای آموزشی، رواندرمانی و طراحی مداخلات برای تقویت تصمیمگیری دارد.