27 نتیجه برای علیزاده
مهتاب علیزاده ، حسین فخرزاه ، فرشاد شریفی، مریم محمدی آذر، ندا نظری،
دوره 13، شماره 1 - ( 10-1392 )
چکیده
افزایش جمعیت سالمندان در بسیاری از کشورهای توسعه یافته موجب معطوف شدن توجه به سلامت این گروه سنی شده است. در ایران از مدتها قبل مقدمات برنامه سالمندان ایجاد شده است و بر این اساس نهادهای مختلفی وظیفه برنامهریزی برای این گروه را متعهد شدهاند. هماهنگی سیاستها و فعالیتهای مراقبتهای سالمندی و شبکههای ملی سالمندی میتوانند در جهت ایجاد شرایط مناسب برای بهبود شرایط زندگی سالم به سالمندان کمک نمایند. در این مقاله سعی شده است که به بررسی عملکردهای سازمانهای متولی برنامه سالمندان در کشور و مقایسه اهم برنامه های سالمندی در کشورهای توسعه یافته بپردازد.
رضا صفدری، مهتاب علیزاده، مریم محمدی آذر، فرشاد شریفی، حسین فخرزاده،
دوره 13، شماره 6 - ( 6-1393 )
چکیده
مقدمه: افزایش پیش رونده جمعیت سالمندان در بسیاری از کشورهای توسعه یافته موجب معطوف شدن توجه به سلامت این گروه سنی شده است. خدمات مراقبت در منزل نقش اساسی در حمایت از اعضا خانواده فرد سالمند به عنوان مراقب و نیز مراقبین شاغل جهت کمک به ادامه زندگی مستقل سالمند در جامعه دارند. از آنجایی که در کشور نیاز به ایجاد و گسترش خدمات مراقبت در منزل برای سالمندان هر روز بیشتر احساس میشود، لذا این پژوهش با هدف مقایسه ساختار نظام مراقبت در منزل سالمندان در کشورهای توسعه یافته جهت ارائه راهکارهای کاربردی مناسب برای کشور ایران انجام گرفته است.
روشها: برای انجام این پژوهش، ابتدا به جستجوی پایگاههای اطلاعاتی مناسب در این زمینه پرداخته و سپس با در نظر گرفتن اهداف مطالعه، کلید واژههای مناسب انتخاب شدند. در ادامه با استفاده از این کلید واژهها، مقالات مرتبط از مجلات معتبر، به زبان فارسی و لاتین مورد استفاده قرار گرفتند.
یافتهها: یافتههای پژوهش در ارتباط با ساختار برنامه مراقبت در منزل سالمندان نشان میدهد که کشورهای توسعه یافته به تعیین اهداف، نیازها، اولویتها و تهیه برنامهای مدون در ارتباط با نیازهای سالمندان ساکن منازل پرداختهاند. این کشورها برای حفظ استقلال و توانایی سالمندان و تأمین مراقبت و خدمات درمانی برای سالمندانی که به نوعی توانایی خود را برای مراقبت فردی از دست دادهاند، خدماتی را در قالب برنامه مراقبت در منزل در نظر گرفتهاند.
نتیجهگیری: بررسیها نشان داده است که خدمات مبتنی بر جامعه و خدمات مراقبت در منزل که جزء خدمات پزشکی محسوب نمیشوند، میتوانند به عنوان برنامه پشتیبان جهت ادامه زندگی مستقل سالمندان در منازل خود و حفظ کیفیت زندگی آنان در دراز مدت عمل نمایند. با توجه به اینکه خدمات مراقبت در منزل نقش قابل توجهی در پیشگیری از موارد بستری مجدد سالمند در بیمارستان داشته و به حفظ استقلال و افزایش کیفیت زندگی سالمندان کمک مینماید، بنابراین به نظر میرسد که در ایران نیز باید این خدمات برای بهبود کیفیت زندگی سالمندان ارائه گردد.
سیما قاسمی، بهارک نجفی، علیرضا معماری، ندا نظری، فریبرز بختیاری، مهتاب علیزاده خویی، سيد مسعود ارزاقی، شروان شعاعی، ندا مهرداد، فرشاد شریفی،
دوره 13، شماره 6 - ( 6-1393 )
چکیده
مقدمه: زمین خوردن یکی از معضلات دوران سالمندی است. سالمندان ساکن موسسات نگهداری به سبب وضعیت سلامت خود و شرایط محیطی بیشتر در معرض زمین خوردن هستند. این مطالعه بهمنظور رصد عوامل مؤثر بر زمین خوردن سالمندان در آسایشگاه خیریه کهریزک طراحی و اجرا شده است.
روشها: این مطالعه یک پژوهش طولی آیندهنگر بود. 194 نفر از ساکنان آسایشگاه خیریه کهریزک دارای معیارهای ورود به مطالعه بهصورت خوشهای تصادفی انتخاب شدند. در ابتدای مطالعه اطلاعات دموگرافیک، شیوهزندگی، سابقه بیماریها و دارویی، توانایی بینایی با روش پرسشگری و اندازه گیریهای آنتروپومتریک، همچنین اطلاعات مربوط به وضعیت شناختی با استفاده از پرسشنامههای آزمون خلاصه شده ذهنی، سنجش وضعیت ذهنی مختصر و وضعیت تعادل با استفاده از آزمون حرکت Tinetti و خرده امتیاز تعادل و راه رفتن آن، وضعیت افسردگی با استفاده از امتیاز افسردگی سالمندان-15، جمعآوری شد. پیگیری شرکتکنندگان شامل بروز زمین خوردن و عوارض آن، بهصورت روزانه با تلفن و همچنین پُر کردن فرم حوادث و سوانح توسط مسئول بخش انجام گرفت. دادهها با استفاده از مدل رگرسیون تک متغیره و چند متغیره آنالیز شدند.
یافتهها: میانگین سن شرکت کنندگان 82/8 ±02/76 سال و میانگین روزهای پیگیری 26/189±40/754 روز بود. 44 مورد زمین خوردن در مدت پیگیری (بیش از دو سال) ثبت شد و میزان زمین خوردن در سال 7/22 به ازای هر صد نفر شرکت کننده بود. سابقه سکته مغزی، پارکینسون، کاهش بینایی، مصرف داروهای ضد افسردگی، امتیاز Tinetti و خرده امتیاز تعادل Tinetti در مدل چند متغیره رگرسیون کاکس بعد از تعدیل (برای سن، جنس، مدت بقاء و نمایه توده بدنی)، با زمین خوردن ارتباط داشت.
نتیجهگیری: زمین خوردن در سالمندان با سابقه بیماریهای مزمن مانند سکته مغزی و پارکینسون، وضعیت بینایی، مصرف داروهای ضد افسردگی در ارتباط است و ابزار Tinetti قابلیت پیشگویی بروز زمین خوردن را در سالمندان دارد.
بهارک نجفی، فریبرز بختیاری، آذر معنوی، محمد رضا صوفی نژاد، حسین فخر زاده ، سيد مسعود ارزاقی ، مهتاب علیزاده، ندا نظری، شروان شعاعی، فرشاد شریفی،
دوره 13، شماره 6 - ( 6-1393 )
چکیده
مقدمه: احتمال مرگ و میر در سالمندان بهدلایل مختلف بیشتر است. هدف این مطالعه بررسی علل مرگ سالمندان و میزان دقت علل مرگ ثبت شده در گواهی مرگ با استفاده از بررسی مجدد پرونده پزشکی میباشد.
روشها: این پژوهش بر پایه دادههای گواهی فوت و بررسی مجدد پروندههای تمام افراد فوت شده توسط پزشک متبحر دیگر از فروردین 91 تا پایان آبان ماه 91 در آسایشگاه خیریه کهریزک انجام شده است. در مجموع پرونده 156 نفر از سالمندان 65 سال و بالاتر که در این مدت فوت شده بودند، بررسی شد. متغیرهای استخراج شده شامل ویژگیهای دموگرافیک (سن و جنس)، تاریخ و ساعت تشخیص مرگ و علل مرگ بود.
یافتهها: میانگین سن فوت شدگان (05/8) 8/83 سال، میانگین سن در زنان 2/84 و در مردان 5/81 سال بود (01/0>P). بیشترین علت مرگ سالمندان در گواهی فوت و بررسی مجدد پرونده پزشکی، مرگ ناگهانی قلبی به ترتیب با 5/42% و 9/25% بود. بالاترین میزان همخوانی بین علل مرگ گواهی فوت و بررسی مجدد پرونده پزشکی، با استفاده از ضریب کاپا در مورد خونریزی گوارشی (75/0=K) و پس از آن در سرطانها (71/0=K) و عفونتهای تنفسی (67/0=K) دیده شد (01/0>Ps). کاپای میزان کلی بین دو روش ثبت علت مرگ 50/0 محاسبه شد. بیشترین تعداد مرگ در فاصله ساعات 13:59 – 12:00 و بعد از آن در فاصله ساعات 9:59 - 8:00 بهترتیب 2/16% و 1/14% اتفاق افتاد.
نتیجهگیری: علل مرگ ثبت شده در گواهیهای فوت در آسایشگاههای سالمندان از دقت چندانی برخوردار نیست. با توجه به شیوع بالای مرگ ناگهانی قلبی در مراکز نگهداری سالمندان، فراهم کردن امکانات و تیم احیاء قلبی-ریوی میتواند در کاهش این نوع مرگ ها مؤثر باشد.
فریبرز بختیاری، مهشید فروغان، حسین فخرزاده، ندا نظری، بهارک نجفی، مهتاب علیزاده، سيد مسعود ارزاقی، فرشاد شریفی، شروان شعاعی، مصطفی قربانی،
دوره 13، شماره 6 - ( 6-1393 )
چکیده
مقدمه: یکی از مشکلات شایع دوران سالمندی که شیوع آن با افزایش سن افزایش مییابد، زوال عقل است. با تشخیص زود هنگام افراد مبتلا به این مشکل میتوان به بهیود کیفیت زندگی این افراد کمک کرد. هدف از این مطالعه سنجش روایی و پایایی آزمون کوتاه شده شناختی فارسی در سالمندان ساکن در خانههای سالمندان است.
روشها: 176 نفر سالمند با سن 60 سال و بالاتر ساکن آسایشگاه خیریه کهریزک دارای شرایط ورود به مطالعه، بهصورت تصادفی ساده براساس کد پرونده پزشکی انتخاب شدند. اطلاعات دموگرافیک، سابقه قبلی پزشکی جمعآوری شد. پرسشنامه مقیاس افسردگی سالمندان (Geriatric Depression Scale)، مقیاس تباهی همه جانبه (Global Deterioration Scale) و همچنین پرسشنامه آزمون کوتاه شده شناختی هنجار شده فارسی برای شرکت کنندگان تکمیل گردید. بر اساس معیارهای تشخیصی دمانسDSM-IV، افراد به دو گروه با وضعیت شناختی طبیعی و دچار اختلال شناخت تقسیم شدند. از نقاط برش مقیاس تباهی همه جانبه برای سنجش میزان روایی، حساسیت و ویژگی آزمون کوتاه شده شناختی فارسی، استفاده شد.
یافتهها: میانگین سن شرکت کننده (94/7)30/77 بود. روایی افتراقی آزمون کوتاه شده شناختی برای تشخیص افراد بدون اختلال شناختی و با اختلال شناختی مناسب بود [بهترتیـب (33/2) 35/7 و (29/2) 96/5 و 01/0 >P] بود و در نقطـه برش 8 >AMT ، حساسیت 15/92% و ویژگی 5/81% بر اساس مقیاس تباهی همه جانبه، داشت. همچنین میزان حساسیت و ویژگی براساس معیارهای DSM IV بهترتیب برابر با 9/64 و 64% با نقطه برش 7 بود. پایایی درونی AMT فارسی شده قابل قبول بود (ضریب کرومباخ آلفا = 76/0). همچنین پایایی برونی آن برای یک آزمونگر خوب بود (ضریب همبستگی بین گروهی =89/0).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد که آزمون کوتاه شده شناختی فارسی از روایی و پایایی خوبی در سالمندان ایرانی برخوردار است
جعفرصادق تبریزی، یگانه پرتوی، سعیده علیدوست، ام لیلان علیزاده، فاطمه زریئی گاوگانی، محمد اصغری جعفرآبادی،
دوره 14، شماره 6 - ( 6-1394 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو یکی از بیماریهای مزمن بوده و کیفیت مراقبتهای ارائه شده به بیماران مبتلا به آن از اهمیت زیادی برخوردار است. از اینرو، اندازه گیری کیفیت خدمات ارائه شده به بیماران منجر به شناسایی نقاط ضعف مراقبتها شده و زمینه را برای تامین نیازهای بیماران و بهبود کیفیت خدمات فراهم میکند. لذا هدف از مطالعه حاضر ارزیابی کیفیت مراقبتهای ارائه شده به بیماران مبتلا به دیابت نوع دوم براساس مدل جامع اندازگیری کیفیت مراقبتهای سلامت (CQMH) می باشد.
روشها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی مقطعی بوده و جامعه مورد بررسی بیماران مبتلا به دیابت نوع دوم مراجعه کننده به کلینیک دیابت بیمارستان سینا در شهر تبریز در سال 1391 میباشد. شرکت کنندگان در مطالعه 180 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو بوده و روش نمونهگیری از نوع در دسترس میباشد. ابزار جمع آوری دادهها پرسشنامه CQMH است و شامل سه قسمت کیفیت فنی، کیفیت خدمت و کیفیت مشتری میباشد که روایی و پایایی هر سه قسمت مورد تایید قرار گرفته است. برای محاسبه شاخص کیفیت (براساس امتیاز کیفیت فنی، کیفیت خدمت و کیفیت مشتری) از روش آماری تحلیل مولفههای اصلی (PCA) Principal Component Analysis استفاده گردید و فرمول این شاخص براساس ضرایب حاصل از این تحلیل بهدست آمد. با استفاده از آزمونهای آماری T مستقل، کای دو و تحلیل واریانس همبستگی بین متغیرها تعیین شد. تحلیل آماری دادهها با نرم افزار SPSS 17 انجام و سطح معنیداری 05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها: بین استانداردها و مراقبتهای ارائه شده به بیماران مبتلا به دیابت بهویژه در مراقبتهای مربوط به سبک زندگی و خودمدیریتی بیماری، شکاف وسیعی وجود دارد. در بعد کیفیت خدمت، جنبههای استمرار خدمات و ایمنی بهترتیب بالاترین و پایینترین امتیاز کیفیت خدمت را به خود اختصاص دادند. امتیاز کیفیت مشتری نیز، 62/72 (از 100) بوده و تنها 4/9 درصد مشارکت کنندگان به مرحله 4 خودمدیریتی رسیدهاند که حاکی از ضعف این بعد از کیفیت میباشد. همچنین بین سطح تحصیلات و وضعیت کنترل بیماری با نمره کیفیت مشتری ارتباط معنیداری وجود دارد (Pvalue =0.001).
نتیجهگیری: یافتههای مطالعه حاکی از وجود شکاف وسیع بین استانداردها و مراقبتهای ارائه شده و همچنین بین انتظارات مشتریان و عملکرد واقعی سیستم است. از طرف دیگر، خود بیماران مبتلا به دیابت نیز در خودمدیریتی بیماری موفق عمل نکرده و اغلب آنها قادر به استمرار مراقبت در شرایط سخت جسمی و روانی نبودند. مجموعه این موارد، در امتیاز پایین شاخص کیفیت نمایان است و نشان دهنده ضرورت بهبود کیفیت میباشد.
زینب علیزاده، لیلا آزادبخت،
دوره 15، شماره 3 - ( 12-1394 )
چکیده
مقدمه: بروز همزمان عوامل خطر بیماری قلبی عروقی بهعنوان سندرم متابولیک شناخته شده است که خطر بروز دیابت و بیماری قلبی را افزایش میدهد. ابتلا به این بیماری همچنین خطر مرگ زودرس از بیماری قلبی و میرایی از همه علل را افزایش میدهد. هر چند این بیماری از اهمیت ویژهای برخوردار است ولی اپیدمیولوژی آن بهطور منظم در ایران بررسی نشده است. هدف مطالعه حاضر بررسی اپیدمیولوژی سندرم متابولیک در ایران است.
روشها: سایتهای مدلاین،www.sid.ir،www.magiran.com،www.iranmedex.com، www.irandoc.ac.ir تا سال 1394 جستجو و فهرست مراجع مقالات مربوط بررسی شد. واژههای کلیدی مورد استفاده عبارت است از سندرم متابولیک، سندرم مقاومت به انسولین، شیوع، اپیدمیولوژی، resistance, epidemiology, metabolic syndrome insulin که در قسمت چکیده مقالات جستجو شد.
یافتهها: تعداد 45 مطالعه، واجد شرایط برای این مرور شناخته شد.20 مقاله به زبان فارسی و25 مقاله به زبان انگلیسی به چاپ رسیده بود. یافتهها بر شیوع بالای سندرم متابولیک و مؤلفههای آن را براساس هر سه معیار در هر دو جنس دلالت دارد. شیوع در زنان بالاتر از مردان بود. شیوع در گروهها و نواحی مختلف متغیر بود، علت این تفاوتها میتواند تفاوت روشهای غربالگری و معیارهای تشخیصی بوده یا ناشی از وجود اقوام مختلف ایران باشد که مقایسه شیوع سندرم متابولیک را در نقاط مختلف کشور دشوار میسازد، با وجود این در اکثر مطالعات این سندرم با سن، جنس، نمایه توده بدنی، HDL پایین و تریگلیسیرید بالا رابطه داشت. بیشترین میزان شیوع در بیماران دیابت نوع دو( 5/73 درصد) و کمترین میزان شیوع در کودکان 9-3 ساله (9/0) گزارش گردید.
نتیجهگیری: شیوع بالای این بیماری و فاکتورهای مرتبط با آن در جمعیت ایرانی ایجاد برنامههای ملی پیشگیری برای مبارزه با این بیماری را طلب میکند لذا ایجاد برنامههای غربالگری در نظام سلامت پیشنهاد میشود.
فرشاد شریفی، ندا نظری، شروان شعاعی، حسن احمدی، مرجان اسداللهی، سید مسعود ارزاقی، مهتاب علیزاده خوئی، حسین فخرزاده،
دوره 16، شماره 4 - ( 6-1396 )
چکیده
مقدمه: گرچه ابزارهای متعددی برای سنجش وضعیت شناختی و غربالگری دمانس معرفی شدهاند، ولی در جمعیت سالمندان ایرانی اکثر ابزارها به سبب اختلافات فرهنگی و شیوع بالای بیسوادی، کارایی لازم را ندارند. در این مطالعه یک آزمون با عنوان «ابزار ارزیابی مختصر شناختی» [Brief Cognitive Assessment Tool (BCAT)] معرفی شده و خصوصیات روانسنجی آن مورد ارزیابی قرار گرفته است.
روشها: ابزار BCAT شامل ارزیابی حافظه با استفاده از آزمون سه کلمه و امتیازدهی مشابه Mini-Cog و ارزیابی وضعیت عملکردی در حیطههای «توانایی لباس پوشیدن»، «توانایی استفاده از تلفن»، «توانایی مدیریت داروهای خود»، در هر دو جنس و توانایی مدیریت مالی در مردان و توانایی تهیه غذا در خانمها، میباشد. نحوهی امتیازدهی در افراد با سواد و بیسواد متفاوت است. تشخیص دمانس با وجود اختلال حافظه به همراه اختلال در عملکرد گذاشته میشود 86 نفر از سالمندان ساکن آسایشگاه خیریه کهریزک، (41 نفر زن و 45 نفر زن) بهصورت تصادفی از افراد دارای معیارهای ورود، بدون معیارهای خروج و داوطلب، انتخاب شدند. روایی همزمان با همبستگی نتایج BCAT با امتیاز آزمون مختصر شناختی (MMSE) و روایی ملاک، حساسیت و ویژگی BCAT بر مبنای مقیاس تباهی همه جانبه (GDS) سنجیده شد. پایایی نتایج دو آزمونگر در طی دو هفته با ضریب کاپا ارزیابی گردید.
یافتهها: میزان حساسیت BCAT در تشخیص دمانس براساس GDS، 88/6% و ویژگی آن 6/82% و میزان دقتی برابر با 9/84% داشت. همبستگی بین امتیاز MMSE و دستهبندی با استفاده از BCAT معنادار بود. ضریب کاپا بین نتایج BCAT توسط دو آزمونگر برابر 1/81% بود.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد که BCAT در سالمندان ایرانی از خصوصیات روانسنجی خوبی برای تشخیص اختلال شناختی و دمانس برخوردار باشد.
بهارک نجفی، پریسا طاهری تنجانی، فرشاد شریفی، حسین فخرزاده، مهتاب علیزاده خویی، سید مسعود ارزاقی، مهدی ورمقانی، مهدی ابراهیمی،
دوره 16، شماره 5 - ( 7-1396 )
چکیده
مقدمه: سالمند شدن جامعه، از چالشهای سلامت عمومی در قرن حاضر است. تأمین سلامت و شناسایی نیازهای سالمندان، نیازمند شناخت جامع و دقیق از وضعیت سلامت ایشان است.
روشها: در یک مطالعهی مقطعی، وضعیت سلامت 191 نفر از سالمندان 60 سال و بالاتر استان سیستان و بلوچستان بررسی شد. سلامت عمومی با پرسشنامهی فارسی کوتاه وضعیت سلامت (SF-36)، وضعیت تغذیه با پرسشنامهی ارزیابی مختصر تغذیه (MNA)، وضعیت فعالیت فیزیکی با دو پرسش از پرسشنامهی کوتاه فارسی فعالیت فیزیکی، افسردگی با پرسشنامهی فارسی کوتاه افسردگی سالمندان، وضعیت عملکردی با پرسشنامهی عملکرد پایه و متوسط روزمرهی زندگی، همچنین اطلاعات دموگرافیک، سابقهی بیماریها و واکسیناسیون، شرکت در فعالیتهای اجتماعی، استفاده از خدمات و مراقبتهای سالمندی با پرسشنامهی تأیید شدهای مورد بررسی قرار گرفتند. وضعیت فشارخون علاوه بر پرسش از خود سالمندان، با دو نوبت سنجش فشار خون بیماران اندازهگیری شد.
یافتهها: میانگین سن شرکت کنندگان 81/69 (با انحراف معیار 32/8) سال بود. 2/4% از سالمندان وضعیت سلامت خود را عالی و 4/9% بد گزارش کردند. 3/35% سابقهی زمین خوردن در یک سال اخیر را داشتند. 6/15% در تست 3 کلمه دچار اختلال حافظه بودند. مشکل شنوایی و بینایی بهترتیب 3/30% و6/56% گزارش شد. 9/8% دچار سوء تغذیه و 8/25% دچار اختلال در عملکرد پایهی روزمرهی زندگی و 2/58% دچار اختلال در عملکرد متوسط روزانه بودند.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد که شیوع سوء تغذیه، اختلال در عملکرد پایه و متوسط روزمرهی زندگی و اختلال حافظه در سالمندان استان سیستان و بلوچستان بالاتر از میانگین کشوری و جهانی باشد.
پریسا طاهری تنجانی، مهدی ورمقانی، ندا نظری، فرشاد شریفی، حسین فخرزاده، سید مسعود ارزاقی، مهتاب علیزاده خوئی، محمداسماعیل مطلق، مهدی ابراهیمی،
دوره 16، شماره 5 - ( 7-1396 )
چکیده
مقدمه: سالمندان از گروههای سنی هستند که بیشترین نیاز را به دریافت خدمات سلامت دارند. برنامهریزی برای ارائهی خدمات در سطح کشوری و منطقهای نیازمند اطلاعات در خصوص وضعیت سلامت سالمندان است. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت سلامت سالمندان استان آذربایجان شرقی انجام شده است.
روشها: در این مطالعهی مقطعی، از 19 شهرستان این استان به روش خوشهای چند مرحلهای تصادفی متناسب، تعداد 436 نفر (180 نفر مرد و 258 نفر زن) سالمند 60 سال و بالاتر انتخاب شدند. اطلاعات بهوسیله یک پرسشنامهی دموگرافیک، اندازهگیرهای آنتروپومتریک، اندازهگیری فشار خون و تکمیل پرسشنامههای "بررسی مختصر وضعیت تغذیه"، "مقیاس افسردگی سالمندان 15 سؤالی"، وضعیت عملکرد روزمره زندگی" و "عملکرد روزانهی مرتبط با وسایل" جمعآوری گردید.
یافتهها: میانگین سنی افراد شرکت کننده 31/69 سال بود. شیوع خود-اظهاری دیابت 2/34 % بود. شیوع پُرفشاری خون در سالمندان 5/52 درصد یافت شد. درد شایعترین شکایت شرکت کنندگان بود (9/60 %). 9/46% در راه رفتن مشکل داشتند.3/44% مشکل بینایی و 4/26% از مشکل شنوایی رنج میبردند و در 8/44% اختلال خواب یافت شد. همچنین 26% از شرکت کنندگان دارای خلق افسرده بودند.
نتیجهگیری: سالمندان استان آذربایجان شرقی، احتمالاً وضعیت سلامت بهتری نسبت به میانگین سالمندان ایرانی دارند اما پُرفشاری خون و دیابت، در بین سالمندان این استان شیوع بالایی دارد که نیازمند توجه بیشتری است.
پریسا طاهری تنجانی، فرشاد شریفی، ندا نظری، حسین فخرزاده، مهتاب علیزاده خویی، محمداسماعیل مطلق، حسنا عطایی، سیدمسعود ارزاقی، مهدی ابراهیمی،
دوره 16، شماره 5 - ( 7-1396 )
چکیده
مقدمه: از آنجا که پدیدهی سالمند شدن جامعه بر تمام جنبههای زندگی جوامع بشری از جمله ساختارهای سنی، ارزشها و معیاره، نیازهای سلامت و سازمانهای اجتماعی، اثرات قابل ملاحظهای دارد، مقابله با چالشهای فرارو با اتخاذ سیاستهای مناسب برای ارتقای وضعیت جسمی، روانی و اجتماعی سالمندان از اهمیت بالایی برخوردار است. استان البرز یکی از استانهای مهاجرتپذیر بوده و پدیدهی مهاجرت تأثیر شگرفی در سلامت روحی و جسمی سالمندان دارد. هدف از انجام این مطالعه بررسی وضعیت سلامت سالمندان استان البرز بوده است.
روشها: در این مطالعهی مقطعی، از سه شهرستان استان البرز به روش خوشهای چند مرحلهای تصادفی متناسب، ۲۳۵ نفر (۱۱۳ نفر مرد و ۱۲۲ نفر زن) سالمند ۶۰ ساله و بالاتر انتخاب شدند. اطلاعات توسط یک پرسشنامهی دموگرافیک، اندازهگیریهای آنتروپومتریک، اندازهگیری فشارخون و تکمیل پرسشنامههای "بررسی مختصر وضعیت تغذیه"، "مقیاس افسردگی سالمندان ۱۵ سؤالی"، وضعیت عملکرد روزمرهی زندگی، عملکرد روزانهی مرتبط با وسایل جمعآوری گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS 21 انجام شد. تمام آزمونها دو سویه بوده و در سطح 05/0 >α معنادار در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین سنی افراد شرکت کننده ۶۸ سال بود. شیوع اضطراب و افسردگی در میان شرکت کنندگان بهترتیب 5/51 و ۳۴ درصد بود. ۲۷ درصد درمعرض یا دچار سوء تغذیه بودند. 5/54 درصد از مشکلات دهان و دندان رنج میبردند و 8/49 درصد نیز در راه رفتن مشکل داشتند.
نتیجهگیری: در زمینهی وضعیت سلامت سالمندان ساکن استان البرز میتوان گفت که بیماریهای متابولیک در این استان شیوع بالایی دارد و پوشش کم واکسیناسیون آنفلوانزا، شیوع بالای افسردگی و اضطراب و سوء تغذیه نیازمند مداخلات جدی توسط سیاستگذاران در جهت ارتقاء سلامت این سالمندان است.
شهاب علیزاده، خدیجه میرزایی، سید علی کشاورز،
دوره 16، شماره 6 - ( 7-1396 )
چکیده
مقدمه: ادیپوکاینهای امنتین-1، وسپین و پروتئین باند شونده به رتینول- 4 (4RBP-) میانجیهای ترکیب بدن و بافت چربی هستند که در تغییرات متابولیکی ناشی از چاقی نقش دارند. این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین سطوح سرمی این ادیپوکاینها با اجزای ترکیب بدن و وضعیت متابولیکی در فنوتیپهای مختلف اندازهی بدن صورت گرفت.
روشها: در مطالعهی مقطعی حاضر 350 زن شامل 127 نمونه با وضعیت متابولیکی سالم و 223 نمونه با وضعیت متابولیکی ناسالم شرکت کردند. در صورت وجود حداقل 4 مورد از پنج شاخص متابولیکی mmol/L70/1TG≤، mmol/L 60/2 LDL-C≤، mmol/L 20/5TC≤، HDL-C≥1/30 و 95/1HOMA-IR≤، نمونهها دارای وضعیت متابولیکی سالم و در غیر این صورت دارای وضعیت متابولیکی ناسالم در نظر گرفته شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که سطوح سرمی امنتین-1 با وضعیت متابولیکی سالم رابطهی مثبت معنیداری دارد (0001/0p< ،04/1 OR=). حتی پس از کنترل عوامل مخدوشگر سن، جنس و وزن این ارتباط همچنان معنیدار بود. سطوح وسپین و RBP-4 با وضعیت متابولیکی سالم همبستگی معنیداری نداشت. همچنین، رابطهی معنیداری بین امنتین و نمایهی تودهی بدنی (02/0p=،31/0r=) و درصد چربی بدن (02/0p=،32/0r=) در گروه با وضعیت متابولیکی سالم مشاهده شد. در گروه سالم، سطوح سرمی RBP-4 با درصد چربی (0001/0p<،68/0r=) و تودهی چربی بدن (0001/0p<،74/0r=) همبستگی مثبت و با تودهی بدون چربی (0001/0p<،74/0- r=) و محتوای تام آب بدن (0001/0p<،74/0- r=) همبستگی منفی داشت. رابطهی آماری معنیداری بین سطوح سرمی وسپین و شاخصهای ترکیب بدن در هر دو گروه دیده نشد.
نتیجهگیری: سطوح سرمی امنتین-1 میتواند پیشبینی کنندهی مناسبی برای وضعیت متابولیکی سالم باشد.
کبری حاجی علیزاده، بنفشه نوری زاده،
دوره 17، شماره 3 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه: با توجه به شیوع بالای بیماری دیابت در جمعیت عمومی و همراهی بالای آن با اختلالات روانی، مطالعهی حاضر با هدف بررسی اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیک بر کاهش اضطراب و عملکرد اجتماعی بیماران مبتلا به دیابت صورت گرفت.
روش ها: پژوهش حاضر یک طرح نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه است. جامعهی پژوهش شامل کلیهی بیماران دیابتی بود که در نیمه اول سال 1395 به بیمارستان شهید محمدی بندرعباس مراجعه داشتهاند. جهت انتخاب نمونه، از میان این مراجعه کنندگان 24 نفر براساس نمونهگیری در دسترس انتخاب و به تصادف در دو گروه 12 نفره قرار گرفتند. اعضای گروه آزمایش تحت درمان رفتاری دیالکتیکی بهمدت 8 جلسه قرار گرفتند اما گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. پرسشنامههای اضطراب بک و سازگاری اجتماعی کالیفرنیا بهعنوان پیش آزمون و پس آزمون بهکار رفتند. دادههای گردآوری شده به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره (مانکووا) در نرمافزار SPSS 21 تحلیل گردید.
یافتهها: نتایج حاصل از مانکووا نشان داد که رفتاردرمانی دیالکتیکی در کاهش اضطراب و بهبود سازگاری اجتماعی بیماران دیابتی بهطور معنیداری مؤثر بوده است.
نتیجهگیری: براساس نتایج بهدست آمده لازم است در مداخلات توانبخشی بیماران دیابتی به بهبود وضعیت روانشناختی آنان با استفاده از روشهای درمانی اثربخش توجه بیشتری مبذول شود.
سمیه رامش، اکرم علیزاده مقدم، علیرضا صفری، مرضیه فیضی،
دوره 18، شماره 2 - ( 11-1397 )
چکیده
مقدمه: دیابت یکی از شایعترین بیماریهای مزمن بوده و کیفیت زندگی بیمار نقش مهمی در کنترل بیماری دارد. هدف از مطالعهی حاضر، بررسی نقش واسطهای کیفیت زندگی در رابطهی بین افسردگی، استرس و اضطراب با شدت بیماری دیابت بود.
روشها: تعداد 108 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو (57 زن، 51 مرد) در این پژوهش شرکت کردند. شرکت کنندگان در پژوهش، پرسشنامهی مشخصات فردی و پرسشنامهی استاندارد 21-DASS و پرسشنامهی کیفیت زندگی (SF-36) را تکمیل کردند.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که میزان شدت بیماری با کیفیت زندگی رابطهی منفی و با اضطراب، افسردگی و استرس رابطهی مثبت معنادار دارد (01/0P<). نتایج تحلیل مسیر نیز حاکی از نقش واسطهای کیفیت زندگی در رابطهی بین افسردگی و اضطراب و میزان شدت بیماری دیابت نوع دو بود.
نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل، لازم است در زمینهی کنترل بیماری دیابت، مداخلات روانشناختی را بهمنظور کاهش افسردگی و اضطراب و بهبود کیفیت زندگی این بیماران مورد توجه قرار داد.
بهروز علیزاده قلعه زوارق، فرزاد زهساز، کریم ازالی علمداری، اکبر معین،
دوره 23، شماره 3 - ( 6-1402 )
چکیده
مقدمه: نقش سیستم ایمنی بدن و التهاب در کنترل بیماریهای متابولیکی مانند مقاومت به انسولین، دیابت نوع دو، چاقی و اضافه وزن ثابت شده است، همچنین فعالیت ورزشی سبب کنترل و پیشگیری از بروز بیماریهای سوختوسازی و متابولیک میشود که اثرات ضدالتهابی و ضداکسایشی دارد. هدف پژوهش حاضر مطالعۀ تأثیر هشت هفته تمرین ورزشی 30 ،20 ،10 ثانیهای بر سطوح فاکتورهای ضدمیکروبی در بزاق پسران نوجوان چاق بود.
روشها: تعداد 32 دانشآموز پسر داوطلبانه در پژوهش حاضر شرکت کرده و در چهار گروه 1) تمرین هوازی چاق، 2) تمرین هوازی وزن طبیعی، 3) کنترل بدون تمرین چاق و 4) کنترل بدون تمرین وزن طبیعی بهطور تصادفی قرار گرفتند. معیار گروه چاق نمایۀ تودۀ بدن بالای 25 بود. شاخصهای تن سنجی قد، وزن و نمایۀ تودۀ بدنی اندازهگیری شد. قبل و بعداز هشت هفته تمرین آزمون استاندارد شاتل ران اجرا شد. نمونه بزاقی غلظتهای لیزوزیم، لاکتوفرین، لاکتات و پروتئین واکنشگرسی بعداز هشت هفته تمرین با تواتر سه جلسه در هفته با شدت 30 تا 90 درصد حداکثر توان هوازی انجام شد. با استفاده از آزمون آنالیز کوواریانس تجزیهوتحلیل متغیرها در سطح معناداری (05/0 P≤) لحاظ گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد سطوح بزاقی لاکتوفرین (001/0 =P)، لیزوزیم (003/0 =P)، لاکتات (001/0 =P)، پروتئین واکنشگرسی (006/0 =P) افزایش معناداری نسبت به گروه کنترل دارد و مقدار افزایش در دانش آموزان چاق نسبت به افراد با وزن طبیعی (معیار نمایۀ تودۀ بدنی گروه جوانان) بیشتر است.
نتیجهگیری: پاسخ افزایش برخی از پروتئینهای ضد باکتری و التهابی بزاقی بهدنبال هشت هفته تمرین ورزشی 10-20-30 متعاقب فعالیت فزاینده، ممکن است بهدلیل پاسخ حاد سیستم تنفسی باشد.
حامد علیزاده پهلوانی، مهدی یغمائی، صنم میرزایی مغامیر، رضا صلبوخی،
دوره 23، شماره 4 - ( 8-1402 )
چکیده
مقدمه: چندین پروتئین مسیر اتوفاژی را تنظیم میکنند و یکی از مهمترین تنظیمکنندهها پروتئینهای خانوادۀ BECLIN است. بنابراین، این تحقیق با هدف بررسی تأثیر تمرین تناوبی پرشدت (HIIT) بر میزان پروتئینهای اتوفاژی خانوادۀ BECLIN۱/۲ در بطن چپ قلب موشهای صحرایی مبتلا به دیابت نوع یک انجام شد.
روشها: در این مطالعۀ تجربی، ۱۸ سر رت نر سه ماهه از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزن ۲۰±۳۰۰ گرم انتخاب شدند. ۱۲ سر از رت از طریق تزریق درونصفاقی محلول استرپتوزوتوسین مبتلا به دیابت نوع یک شدند. این رتها به روش تصادفی به دو گروه، تمرین دیابتی و کنترل دیابتی تقسیم شدند؛ یک گروه کنترل سالم نیز درنظر گرفته شد؛ HIIT بهمدت ۶ هفته و هر هفته ۴ جلسه شامل ۵ وهله ۴ دقیقهای با شدت معادل ۸۵ تا ۹۵ درصد حداکثر سرعت و دورههای استراحت فعال ۳ دقیقهای با شدت معادل ۵۰ تا ۶۰ درصد حداکثر سرعت انجام شد. تجزیهوتحلیل دادهها از طریق آزمونهای آنوای-یکطرفه و تعقیبی توکی در نرمافزار SPSS نسخۀ ۲۶ انجام شد. سطح معناداری ۰۵/۰ در نظر گرفته شد.
یافتهها: محتوای درون سلولی پروتئین BECLIN۱ و BECLIN۲ پس از شش هفته HIIT، بین گروههای پژوهش در بطن چپ قلب کاهش معناداری را نشان داد (۰۰۰۱/۰ =P).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد پروتئینهای خانوادۀ BECLIN از طریق HIIT کاهش مییابند و این میتواند سازِکار اتوفاژی را در سلولهای قلبی کاهش دهد.
حامد علیزاده پهلوانی، محیا شریفیراینی، آرمان رستگاری، رضا مؤیدی،
دوره 23، شماره 5 - ( 10-1402 )
چکیده
مقدمه: آتروفی عضلانی یکی از عوارض جدی در دیابت نوع 1 میباشد. مکانیسمهای سلولی مهمی از جمله مسیرهای مرتبط با پروتئین mTOR در تنظیم حجم عضلانی بسیار مهم هستند؛ بنابراین، این تحقیق با هدف بررسی تاثیر تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) بر محتوای درون سلولی پروتئین مرکزی کمپلکسهای هدف مکانیکی راپامایسین 1/2 در عضله اسکلتی EDL رتهای مبتلا به دیابت نوع 1 انجام شد.
روشها: در این مطالعه تجربی، 12 سر رت نر سه ماهه از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزن 20±300 گرم انتخاب شدند. رتها از طریق تزریق درونصفاقی محلول استرپتوزوتوسین (50 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن) مبتلا به دیابت نوع 1 شدند. این رتها به روش تصادفی به دو گروه، تمرین دیابتی و کنترل دیابتی تقسیم شدند؛ گروه تمرینی، HIIT را به مدت شش هفته با شدتی معادل 85 تا 95 درصد حداکثر سرعت انجام دادند. تجزیه و تحلیل دادهها از طریق آزمون t-مستقل در نرمافزار SPSS نسخه 28 انجام شد. سطح معناداری 05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها: محتوای درون سلولی فرمهای تام و فسفریله پروتئین mTOR پس از شش هفته HIIT افزایش معنیداری را نشان داد (0001/0P=). همچنین نسبت تام به فسفریله محتوای درون سلولی پروتئین mTOR در گروه تمرین نسبت به گروه کنترل افزایش معنیداری را نشان داد (0001/0P=).
نتیجهگیری: انجام HIIT منجر به افزایش محتوای درون سلولی فرمهای تام و فسفریله پروتئین mTOR شد که این احتمالاً میتواند منجر به سنتز پروتئین و افزایش هایپرتروفی عضلانی شود.
سجاد میرزایی، حامد علیزاده پهلوانی، اکبر قدرت نما، رضا مؤیدی،
دوره 24، شماره 5 - ( 10-1403 )
چکیده
مقدمه: پروتئین کیناز فعال شده با آدنوزین مونوفسفات (AMPK) یک تنظیمکنندۀ کلیدی متابولیسم سلولی است و اختلال در تنظیم آن با بیماریهای متابولیک مانند چاقی، التهاب، دیابت و سرطان مرتبط است. هدف از انجام تحقیق حاضر، تأثیر تمرین تناوبی با شدت متوسط (MIIT) بر محتوای تام و فسفریله پروتئین AMPKα1/2 در عضلۀ اسکلتی موشهای صحرایی دیابتی است.
روشها: در این مطالعۀ تجربی، 12 سر رت نر دو ماهه از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزن 30±280 گرم انتخاب شدند. دیابت از طریق تزریق درونصفاقی با محلول استرپتوزوتوسین (با دوز 65 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن) به رتها القاء شد. این رتها به روش تصادفی به گروه تمرین دیابتی و کنترل دیابتی تقسیم شدند؛ گروه تمرین، MIIT را به مدت 6 هفته با شدتی معادل 55 تا 75 درصد حداکثر سرعت انجام دادند. تجزیهوتحلیل دادهها از طریق آزمون t-مستقل در نرمافزار گرافپد پریسم نسخۀ 10 انجام شد. سطح معناداری پژوهش 05/0P≤ در نظر گرفته شد.
یافتهها: محتوای درون سلولی تام پروتئینAMPKα1/2 تغییر معنیداری را در گروه تمرین نسبت به گروه کنترل در عضلۀ اسکلتی نعلی نشان نداد (96/0P= ). در مقابل محتوای درون سلولی فسفریله (0001/0P= ) و نسبت فسفریله به تام (002/0P= ) پروتئینAMPKα1/2 افزایش معنیداری را نشان داد.
نتیجهگیری: MIIT محتوای پروتئین AMPKα1/2 را در بافت عضلانی نعلی موشهای دیابتی افزایش داد و این میتواند منجر به افزایش تولید و مصرف انرژی و بهبود سطوح گلوکز در آزمودنیهای دیابتی شود.
حامد علیزاده پهلوانی،
دوره 24، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع 2 با مقاومت به انسولین و قند خون مشخص میشود و میتواند منجر به بیماری قلبی شود. بنابراین، هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر MIIT بر مسیر S6K1 در میوکارد است که مربوط به کنترل رشد و تکثیر سلول است.
روشها: در این مطالعه، 12 موش صحرایی نر دو ماهه با نژاد اسپراگوداولی و وزن متوسط 30 ± 280 گرم شرکت کردند. برای القاء دیابت، محلولهای نیکوتین آمید و استرپتوزوتوسین به ترتیب با دوز 110 میلی گرم بر کیلوگرم و 60 میلی گرم بر کیلوگرم تزریق شدند. قند خون موش بین 126-260 میلی گرم در دسی لیتر به عنوان شاخص دیابت نوع 2 تعیین شد. پس از القای دیابت، موشها به طور تصادفی به گروه تمرین دیابتی (6 سر) و گروه کنترل دیابتی (6 سر) تقسیم شدند. گروه تمرین دیابتی هر هفته به مدت 4 هفته و 4 جلسه تمرین کردند. 24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، بطن چپ قلب جدا شد و میزان پروتئین با روش وسترن بلات اندازهگیری شد. متغیرها از طریق آزمونهای T مستقل تحلیل شدند. سطح معنیداری مطالعه 05/0 در نظر گرفته شد.
یافته ها: بررسی دادهها نشان داد محتوای درون سلولی تام (62/0 P=)، فسفوریله (85/0 P=) و نسبت تام به فسفوریله (77/0 P=) پروتئین S6K1 پس از 4 هفته MIIT، تغییر معنیداری نشان نمیدهد.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد پس از 4 هفته MIIT، پروتئین S6K1 تغییر معنیداری نمیکند. از اینرو باید مدت و شدت تمرین و شرایط تغذیه برای افزایش فسفوریلاسیون S6K1 در تحقیقات آینده مدنظر قرار گیرد.
مریم السادات میری، حامد علیزاده پهلوانی، محدثه حضوری،
دوره 24، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع یک با هیپرگلیسمی پایدار مشخص میشود و منجر به اختلال سنتز پروتئین عضلانی و در نهایت تحلیل و کاهش عملکرد عضلانی میشود. بنابراین، این تحقیق با هدف بررسی تأثیر تمرین تداومی با شدت متوسط (MICT) بر میزان 4EBP1 در عضلۀ دوقلو رتهای دیابتی نوع یک انجام شد.
روشها: پژوهش حاضر از نوع تجربی- بنیادی است که در آن 12 رت نر 2 ماهه از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزن 30±280 گرم شرکت داشتند. برای ایجاد دیابت نوع یک، محلول استرپتوزوتوسین (STZ) بهصورت داخل صفاقی با دوز mg/kg 65 تزریق شد. سه روز پس از تزریق، قند خون بالای mg/dl 300 بهعنوان شاخص دیابتی شدن نوع یک در نظر گرفته شد. پس از القای دیابت، رتها به روش تصادفی به دو گروه تمرین دیابتی (6 سر) و کنترل دیابتی (6 سر) تقسیم شدند. برنامۀ تمرین تداومی (32 دقیقه با شدت 50-70 درصد حداکثر سرعت) 8 هفته و هر هفته 3 جلسه بود. تحلیل دادهها از طریق آزمونهای آماری t-مستقل انجام شد. بررسی دادهها، با استفاده از نرمافزار گرافپد پریسم نسخۀ 2/2/10 انجام گرفت. سطح معناداری پژوهش حاضر، 05/0 P≤ در نظر گرفته شد.
یافتهها: در گروه تمرین پس از 8 هفته MICT، محتوای درون سلولی فسفوریله (0001/0 P=)، تام (0001/0 P=) و نسبت فسفوریله به تام (002/0 P=) پروتئین 4EBP1، تغییر معنیداری را نسبت به گروه کنترل در بافت عضلۀ دوقلو نشان داد.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد پروتئین 4EBP1 از طریق 8 هفته MICT افزایش مییابند و این سازِکار میتواند سنتز عضله را در بافت دوقلو افزایش دهد.