جستجو در مقالات منتشر شده


45 نتیجه برای سالمند

معظمه ملک پور، رسول رضایی، محسن ثالثی، فرهاد دریانوش، جواد نعمتی،
دوره 23، شماره 2 - ( 3-1402 )
چکیده

مقدمه: بیماری دیابت منجر به عوارض جانبی متعدد در سیستم قلبی-عروقی و نیز عملکرد نامناسب سیستم آنتیاکسیدانی بدن میشود. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر شش هفته تمرین تناوبی با شدت بالا همراه با مصرف مکمل کوآنزیم Q10 بر مقادیر Nrf2 وNQO1 عضلۀ قلب رتهای سالمند دیابتی است.
روش‌ها: در این مطالعۀ تجربی 12 سر رت نر سالمند (18ماهه) به‌طور تصادفی در چهار گروه تمرین هوازی شدید همراه با مصرف مکمل کوآنزیم Q10، گروه تمرین هوازی شدید، گروه مصرف مکمل کوآنزیم Q10 و گروه کنترل قرار گرفتند. القاء دیابت با تزریق تک‌ دوز استرپتوزوتوسین به مقدار60 میلی‌گرم برکیلوگرم به روش درون صفاقی انجام شد. برنامۀ تمرین هوازی به‌مدت شش هفته انجام شد. گروه مکمل کوآنزیم Q10 با دوز 200 mg/kg به‌صورت خوراکی دریافت کردند. برای اندازه‌گیری مقادیر Nrf2، NQO1 از روش وسترن بلات استفاده شد. داده‌ها به روش آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معنی‌داری 05/0 P< تجزیه‌و‌تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد مکمل کوآنزیم Q10 (014/0 P=)، تمرین تناوبی شدید (001/0 P=) و تمرین تناوبی شدید به همراه مصرف مکمل کوآنزیم Q10 (001/0 P=) به‌طور معنی‌داری باعث افزایش مقادیر Nrf2 در قلب رت‌های سالمند دیابتی می‌شود. همچنین مصرف مکمل کوآنزیم  Q10(0366/0 P=) ، تمرین تناوبی شدید (014/0 P=) و تمرین تناوبی شدید به همراه مصرف مکمل کوآنزیم Q10 (002/0 P=) به‌طور معنی‌داری باعث افزایش مقادیر NQO1 در قلب رت‌های سالمند دیابتی شد.
نتیجه‌گیری: تمرین تناوبی شدید به‌همراه مصرف مکمل، از طریق افزایش آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی درون‌زا موجب بهبود عملکرد قلب در بیماران سالمند دیابتی می‌شود.
سمیه امام رضایی، وحید ولی پور ده نو، علی یاور عزیزپور فرد،
دوره 23، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده

مقدمه: عامل مغذی عصبی مشتق از مغز (BDNF) در افراد دیابتی کاهش و آسپروسین و هموگلوبین A1c (HbA1c) افزایش مییابد و ورزش میتواند این اثرات را معکوس کند، اما اثر ورزش شدید بر آسپروسین و BDNF در افراد سالمند دیابتی مشخص نیست. بنابراین، هدف مطالعۀ حاضر بررسی اثر ورزش عملکردی با شدت بالا بر سطوح آسپروسین و BDNF و ارتباط آنها با گلوکز و HbA1c مردان و زنان سالمند دیابتی بود.
روش‌ها: در این مطالعۀ نیمه تجربی، 24 مرد و زن سالمند دیابتی (سن: 84/5 ± 25/67 سال، وزن: 01/13 ± 29/70 کیلوگرم، قد: 29/10 ± 92/160 سانتیمتر) شرکت کردند. در حالت ناشتا نمونۀ خون اولیه گرفته شد. 90 دقیقه بعد، آزمودنیها ورزش عملکردی با شدت بالا را بهمدت 50 دقیقه انجام دادند. نمونۀ خونی دوم 10 دقیقه بعد از ورزش انجام شد. سطوح آسپروسین، BDNF، HbA1c و گلوکز به روش الایزا اندازهگیری شد. برای تحلیل دادهها از آزمونهای t، کوواریانس و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.
یافته‌ها: آسپروسین و BDNF در هر دو گروه بهترتیب کاهش (0005/0 >P) و افزایش یافت (0005/0 >P). بین BDNF و آسپروسین مردان و زنان سالمند دیابتی در پیشآزمون و پسآزمون تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0 <P). همبستگی منفی معناداری بین BDNF با آسپروسین، HbA1c و گلوکز و همبستگی مثبت معناداری بین آسپروسین با HbA1c و گلوکز وجود داشت (05/0 >P).
نتیجه‌گیری: ورزش با شدت بالا آسپروسین و BDNF را در مردان و زنان سالمند دیابتی بهترتیب کاهش و افزایش میدهد. همچنین، با توجه به رابطۀ منفی معنادار بین BDNF با گلوکز و HbA1c و رابطۀ مثبت معنادار بین آسپروسین با گلوکز و HbA1c بهنظر میرسد ورزش با شدت بالا با معکوس کردن تغییرات آسپروسین و BDNF، موجب بهبود احتمالی سطوح گلوکز و HbA1c میشود.
فاطمه کااظمی نسب، نفیسه حسن پور،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

مقدمه: لپتین و آدیپونکتین، آدیپوکین‌هایی هستند که توسط سلول‌های چربی تولید می‌شوند و در بیماری چاقی نقش مهمی دارند. هدف مطالعۀ حاضر بررسی مقایسه اثر رژیم غذایی کم‌کالری (LCD) و تمرین ورزشی (Exe) بر لپتین و آدیپونکتین در میانسالان و سالمندان دارای اضافه وزن و چاق بود.
روش‌ها: جستجوی سیستماتیک در پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Web of Science، SID، Magiran و Google scholar برای مقالات انگلیسی و فارسی منتشر شده تا مرداد ماه سال 1402 انجام شد. اندازه اثر و فاصله اطمینان 95 درصد با استفاده از مدل اثر تصادفی محاسبه شد.
یافته‌ها: نتایج 25 مطالعه با 2063 میانسال و سالمند دارای اضافه وزن و چاق نشان داد که ترکیب تمرین ورزشی و رژیم غذایی نسبت به Exe سبب کاهش معنادار لپتین ]001/0P=  ،4/0- = [SMDو افزایش معنادار آدیپونکتین ]02/0P= ، 17/0 = [SMDدر میانسالان و سالمندان دارای اضافه‌وزن و چاق شد. در مقابل LCD نسبت به Exe سبب تغییر معنادار لپتین سرمی ]1/0P=  ،16/0- =[SMD و آدیپونکتین ]7/0P= ، 05/0 = [SMDدر میانسالان و سالمندان دارای اضافه‌وزن و چاق نشد. همچنین ترکیب تمرین ورزشی و رژیم غذایی نسبت به LCD سبب تغییر معنادار لپتین ]2/0P= ، 11/0- = [SMDو آدیپونکتین ]8/0P= ، 02/0 =[SMD در میانسالان و سالمندان دارای اضافه‌وزن و چاق نشد.
نتیجه‌گیری: پیشنهاد می‌شود میانسالان و سالمندان برای دستیابی هیپولپتینمی و هایپرآدیپونکتینمی، ترکیبی از مداخلات تمرین ورزشی و رژیم غذایی کمکالری را در سبک زندگی خود قرار دهند.
یگانه گل محمدی سامانی، پروانه نظرعلی، رستم علی زاده، نجمه رضایی نژاد،
دوره 24، شماره 4 - ( 8-1403 )
چکیده

مقدمه: افزایش سن و مصرف رژیم غذایی پُرچرب منجر به افزایش آسیب اکسیداتیو بافت‌های مختلف می‌شود، استرس اکسیداتیو یک عامل بحرانی در روند پیری است که می‌تواند باعث آسیب مستقیم به ساختار سلولی شود هدف این پژوهش بررسی تأثیر هشت هفته تمرینهای تناوبی با شدت بالا بر بیان ژن Nrf2، پراکسیداسیون لیپیدی و مقاومت به انسولین در بافت پانکراس موش‌های صحرایی مسن تغذیه‌شده با غذای پُرچرب است.
روش‌ها: در این تحقیق تجربی، 20 موش صحرایی نر ویستار مسن (سن: 18ماه و میانگین وزن70±450 گرم) به‌طور تصادفی در چهار گروه شامل کنترل غذای نرمال G1 (5n=)، غذای نرمال+تمرین G2 (5n=)، غذای پُرچرب G3 (5n=) و غذای پُرچرب+تمرین G4 (5n=)، قرار گرفتند. برنامۀ تمرین تناوبی با شدت بالا روی تردمیل سه روز در هفته و به‌مدت هشت هفته انجام شد. بیان ژن فاکتور رونویسی Nrf2 با استفاده از Real-time PCR انجام شد و مالون دی‌آلدهید، گلوکز و انسولین با استفاده از کیت و به روش الایزا اندازه‌گیری شد. داده‌ها با آزمون آماری MANOVA در سطح معنی‌داری P< 0.05 تجزیه‌و‌تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج آزمون آماری MANOVA در خصوص اثر تعاملی تمرین و رژیم غذایی نشان داد که در شاخص مقاومت به انسولین (017/0 =P و 17/7 =F) تفاوت معنی‌دار وجود دارد. اما برای فاکتور انسولین (30/0 =P و 13/1 =F)، گلوکز (116/0 =P و 75/2 =FMDA (87/0 =P و 028/0 =F) و Nrf2 (816/0 =P و 056/0 =F) تأثیر معنی‌داری مشاهده نگردید.
نتیجه‌گیری: به‌طورکلی می‌توان بیان نمود که تمرین تناوبی با شدت بالا در این تحقیق با تأثیر بر بیان ژن فاکتور رونویسی Nrf2 می‌تواند باعث بهبود در مقاومت انسولینی از طریق کاهش فعالیت اکسیدانی در موش‌های صحرایی سالمند باشد.

زهرا همتی فارسانی، عذرا محمدپناه اردکان، زهرا حیدری، زهرا رئیسی فیل آبادی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده

مقدمه: پروتئین‌های التهابی  کمپلمان C3 و اینترلوکین 1بتا (IL-1β  )  به ‌طور قابل‌توجهی در آسیب شناسی دیابت نوع دو (T2D) و بیماری آلزایمر دخیل هستند. از طرفی بررسی اهمیت زمان انجام تمرینات هوازی (روشنایی و تاریکی) به درک بهتر چگونگی تأثیر زمان‌بندی تمرینات بر شاخص‌های التهابی مرتبط با بیماری‌های عصبی در زنان مسن مبتلا به T2D کمک می‌کند لذا این پژوهش درصدد بررسی اثر زمان تمرین هوازی بر عوامل C3 و IL1β در زنان سالمند مبتلا به T2D بود.
روش‌ها: در این مطالعۀ نیمه‌تجربی، 45 زن مبتلا به T2D با میانگین سـنی 07/5 ± 60 سال در گروه‌های تمرین (مرحله روشنایی و تاریکی)، و کنترل (هر گروه 15 نفر) تقسیم شدند. تمرین هوازی به‌مدت 12 هفته، با شدت متوسط (60 تا 70 درصد ضربان قلب ذخیره) اجرا شد. سطوح پروتئین‌ها (C3 و IL1β) قبل و بعد از مداخله با روش الایزا اندازه‌گیری شد. اطلاعات با استفاده از نرم‌افزار SPSS27 و با روش ANOVA تک‌ خطی با سطح معنی‌داری 05/0 درصد ارزیابی شدند.
یافته‌ها: کمپلمان C3 در گروه تمرین هوازی در مرحله تاریکی نسبت به گروه کنترل کاهش داشت (0083/0 P=). همچنین نتایج نشان داد که تمرین هوازی در مرحله تاریکی منجر به کاهش معنی‌دار سطوح C3 (0028/0 P=) و IL-1β (0045/0 P=) نسبت به پیش‌آزمون شد.
نتیجه‌گیری: تمرین هوازی در مرحله تاریکی به‌طور مؤثر سطح پروتئین التهابی C3 وIL-1β  را در زنان مسن مبتلا به دیابت نوع 2 کاهش داد و احتمالاً می‌تواند به‌عنوان یک راهبرد مهم در مدیریت این بیماری در نظر گرفته شود.


 

صفحه 3 از 3    
3
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb