25 نتیجه برای زنان
فهیمه کلهر، سجاد ارشدی، اردشیر ظفری، عبدالعلی بنائیفر،
دوره 22، شماره 1 - ( 2-1401 )
چکیده
مقدمه: چاقی یکی از 10 مشکل نخست در حوزهی سلامت و بهداشت است. هدف از انجام تحقیق پیشرو، تعیین تأثیر 8 هفته تمرین هوازی بر شاخصهای آتروژین، ائوتاکسین و IL-10 در زنان چاق بود.
روشها: تحقیق کاربردی حاضر از نوع نیمه آزمایشی بود که برای انجام آن از بین زنان چاق 30-45 سالهی دانشگاه آزاد تهران جنوب (1398-1399) 30 نفر بهصورت در دسترس انتخاب و بهطور تصادفی به دو گروه تمرین هوازی و کنترل تقسیم شدند. 24 ساعت قبل از شروع تمرینها، ویژگیهای فردی آزمودنیها و متغیرهای تحقیق (آتروژین، ائوتاکسین و IL-10) در بافت خون اندازهگیری شد، سپس آزمودنیهای گروه تجربی برنامهی تمرین خود را بهمدت 8 هفته، 3 جلسه در هفته و هر جلسه 45-30 دقیقه زیر نظر محقق انجام دادند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون تی وابسته و مستقل استفاده شد.
یافتهها: با توجه به عدم تفاوت در نمرات پیش آزمون مشخص شد گروهها همسان بودند. همچنین مشخص شد 8 هفته تمرین هوازی بر میزان ائوتاکسین، آتروژین و اینترلوکین-10 در زنان چاق تأثیر معنیداری وجود دارد (P=0/001)
نتیجهگیری: با توجه به نتایج تحقیق پیشنهاد میشود زنان چاق از تمرینات هوازی جهت کاهش آثار منفی چاقی استفاده کنند.
سعید شاملو کاظمی، علی حیدریان پور،
دوره 23، شماره 3 - ( 6-1402 )
چکیده
مقدمه: زنان در طی دوران یائسگی، بیش از پیش در معرض عوامل خطر بسیاری از بیماریها از جمله سندرم متابولیک قرار دارند و سیرتوئین 1 ممکن است در این اختلال درگیر باشد. هدف این مطالعه بررسی تأثیر تمرینهای مقاومتی دایرهای و تمرینهای تداومی با شدت متوسط بر شاخصهای متابولیکی و سطح سرمی سیرتوئین 1 در زنان مبتلابه سندرم متابولیک بود.
روشها: این مطالعه بهصورت کارآزمایی بالینی در زنان مبتلابه سندرم متابولیک در دو گروه مداخله (15 نفر گروه تمرینهای مقاومتی و 15 نفر گروه تمرینهای تداومی) و یک گروه کنترل (15 نفر) انجام گردید. گروه مداخله تحت برنامۀ تمرینی به مدت هشت هفته و سه جلسه در هفته، قرار گرفتند و گروه کنترل برنامۀ معمول روزانه خود را داشتند. پس از آخرین جلسۀ تمرین میزان سطوح سرمی سیرتوئین1 و فاکتورهای لپیدی اندازهگیری شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از آزمون تی زوجی و از کوواریانس در سطح معنیداری (05/0≥P) استفاده شد.
یافتهها: نتایج آزمون تی نشان داد که تفاوت معنیداری در تغییرات درونگروهی متغیرهای مورد بررسی (سیرتوئین1 (SIRT1)، لیپوپروتئین با چگالی بالا (HDL)، لیپوپروتئین با چگالی پایین (LDL)، تریگلیسرید (TG)، قند خون ناشتا (FBS)، کلسترول تام (Total Cholesterol) در هر دو گروه تمرینی وجود داشت (05/0≥P)، اما در گروه کنترل تفاوت معنیداری مشاهده نشد (05/0<P). نتایج آزمون کوواریانس نشان داد در پسآزمون بین سه گروه در شاخصهای (SIRT1 ،HDL، LDL ،TG ،FBS ،Total Cholesterol) تفاوت معنیداری وجود دارد (05/0>P).
نتیجهگیری: هشت هفته برنامۀ تمرینهای مقاومتی دایرهای و تمرینهای تداومی با شدت متوسط، تأثیر مثبتی بر شاخصهای متابولیکی و سطح سرمی سیرتوئین 1 افراد مبتلابه سندرم متابولیک دارد.
فاطمه مشیری نیا، مرادعلی زارعی پور، مهدیه جوکار، فائزه افخمی عقدا،
دوره 24، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
مقدمه: دیابت بارداری از شایعترین بیماریهای دوران بارداری است و سواد سلامت مادران در پیشگیری و مدیریت آن نقش مهمی دارد. این مطالعه به بررسی و مقایسۀ سواد سلامت زنان باردار دیابتی و غیر دیابتی مراجعهکننده به مراکز بهداشتی یزد در سال 1402 پرداخته است.
روشها: این مطالعۀ توصیفی تحلیلی بر روی 206 زن باردار دیابتی و غیردیابتی انجام شد. نمونهگیری به روش خوشهای از مراکز بهداشتی و بهصورت تصادفی نمونهها انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامۀ سواد سلامت جمعآوری و با استفاده از آزمونهای کای اسکور، t مستقل و آنالیز واریانس تجزیهوتحلیل شدند.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد میانگین نمرۀ سواد سلامت مادران باردار غیردیابتی (75/13 ± 26/74) بهطور معناداری بالاتر از میانگین نمرۀ سواد سلامت مادران دیابتی (06/21 ± 527/47) بود (001/0 P<). و درصد زنان دیابتی با سواد سلامت ناکافی 69% و زنان غیردیابتی 9/3% گزارش شدکه نشانگرتفاوت قابل توجهی در سطح سواد سلامت بین مادران باردار دیابتی و غیردیابتی است (001/0 P<). بهعلاوه، مادران دیابتی رابطۀ معکوسی بین سواد سلامت و تعداد بارداری و فرزندان خود نشان دادند، درحالیکه این روند در مادران غیر دیابتی مشاهده نشد (001/0 P<).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که زنان باردار غیر دیابتی دارای سواد سلامت بالاتری نسبت به زنان باردار مبتلا به دیابت بارداری هستند، که به اهمیت افزایش سواد سلامت در این گروه از مادران تأکید میکند. همچنین، وجود ارتباط قوی بین سواد سلامت و وضعیت دیابت مادر، نیاز به برنامهها و آموزشهای هدفمند برای بهبود سواد سلامت زنان باردار دیابتی را آشکار میسازد. بنابراین، ارتقاء سواد سلامت میتواند در مدیریت بهتر دیابت بارداری و بهبود وضعیت سلامت مادران مؤثر باشد.
شیدا داداش زاده، شهربانو دهرویه، فرهاد مشایخ بخشی،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه: هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش شفقت به خود بر تحمل پریشانی، حساسیت اضطرابی و خودکنترلی هیجانی در زنان مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روشها: روش پژوهش، آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعۀ آماری پژوهش، شامل کلیۀ زنان مبتلا به دیابت نوع دو در سال ۱۴۰۲ بود که به مطبهای پزشکان غدد در ساری مراجعه کرده بودند که با استفاده از روش هدفمند انتخاب شدند و سپس با استفاده از روش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. دادهها با استفاده از پرسشنامۀ تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005)، حساسیت اضطرابی ریس و همکاران (1986) و خود کنترلی هیجانی تانجی (2004) جمع آوری شدند. سپس، دادهها با استفاده از روش کواریانس چند متغیره و تک متغیره در نرمافزار SPSS-24 تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که که درمان متمرکز بر شفقت بر تحمل پریشانی، حساسیت اضطرابی و خودکنترلی هیجانی زنان مبتلا به دیابت نوع دو به میزان معنیداری اثربخش است (05/0 P<).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد درمان متمرکز بر شفقت موجب میگردد تا فرد از طریق ایجاد رابطۀ شفقت ورز، از سرزنش، محکوم کردن و خود انتقادی که همگی مصداق عدم خودکنترلی هیجانی هستند فاصله گرفته و در عوض خودکنترلی هیجانی وی در مرحلۀ نخست تثبیت و به تدریج تقویت گردد. آموزش متمرکز برشفقت میتواند یکی از گزینههای مؤثر در بهبود کیفیت زندگی و پریشانی روانشناختی در کنار سایر مداخلات دارویی باشد.
زهرا همتی فارسانی، عذرا محمدپناه اردکان، زهرا حیدری، زهرا رئیسی فیل آبادی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: پروتئینهای التهابی کمپلمان C3 و اینترلوکین 1بتا (IL-1β ) به طور قابلتوجهی در آسیب شناسی دیابت نوع دو (T2D) و بیماری آلزایمر دخیل هستند. از طرفی بررسی اهمیت زمان انجام تمرینات هوازی (روشنایی و تاریکی) به درک بهتر چگونگی تأثیر زمانبندی تمرینات بر شاخصهای التهابی مرتبط با بیماریهای عصبی در زنان مسن مبتلا به T2D کمک میکند لذا این پژوهش درصدد بررسی اثر زمان تمرین هوازی بر عوامل C3 و IL1β در زنان سالمند مبتلا به T2D بود.
روشها: در این مطالعۀ نیمهتجربی، 45 زن مبتلا به T2D با میانگین سـنی 07/5 ± 60 سال در گروههای تمرین (مرحله روشنایی و تاریکی)، و کنترل (هر گروه 15 نفر) تقسیم شدند. تمرین هوازی بهمدت 12 هفته، با شدت متوسط (60 تا 70 درصد ضربان قلب ذخیره) اجرا شد. سطوح پروتئینها (C3 و IL1β) قبل و بعد از مداخله با روش الایزا اندازهگیری شد. اطلاعات با استفاده از نرمافزار SPSS27 و با روش ANOVA تک خطی با سطح معنیداری 05/0 درصد ارزیابی شدند.
یافتهها: کمپلمان C3 در گروه تمرین هوازی در مرحله تاریکی نسبت به گروه کنترل کاهش داشت (0083/0 P=). همچنین نتایج نشان داد که تمرین هوازی در مرحله تاریکی منجر به کاهش معنیدار سطوح C3 (0028/0 P=) و IL-1β (0045/0 P=) نسبت به پیشآزمون شد.
نتیجهگیری: تمرین هوازی در مرحله تاریکی بهطور مؤثر سطح پروتئین التهابی C3 وIL-1β را در زنان مسن مبتلا به دیابت نوع 2 کاهش داد و احتمالاً میتواند بهعنوان یک راهبرد مهم در مدیریت این بیماری در نظر گرفته شود.