جستجو در مقالات منتشر شده


78 نتیجه برای Ir

سپیده انصاری، فرشاد شریفی، یاسر تجلی‌زاده خوب، فرهاد کامرانی، حسین فخرزاده ،
دوره 13، شماره 6 - ( 6-1393 )
چکیده

مقدمه: دمانس یک مسئله شایع سلامت در جامعه سالمندی است. مطالعات نشان داده‌اند که میزان سختی شریانی می‌تواند اختلالات شناختی را پیش‌بینی نماید. هدف این مطالعه، بررسی ارتباط میان سختی شریانی و وضعیت شناختی در سالمندان بود. روش‌ها: در این مطالعه مقطعی 60 نفر شامل 31 زن و 29 مرد ≥ 60 سال مراجعه کننده به بیمارستان خاتم الانبیاء شهر تهران که واجد شرایط ورود به مطالعه بودند، به روش تصادفی انتخاب شدند. اطلاعات با اخذ مشخصات دموگرافیک، اجرای مقیاس تباهی همه جانبه و مقیاس افسردگی سالمندان 15 سوالی به روش مصاحبه چهره به چهره جمع‌آوری گردید. سختی شریانی با دستگاه اسفیگوموکور و با سنجش سرعت موج نبض کاروتید - فمورال محاسبه شد. در تجزیه و تحلیل داده‌ها از مدل رگرسیون لجستیک تک متغیره و چند متغیره استفاده گردید. یافته‌ها: میانگین سنی شرکت کنندگان (62/7) 62/72 بود. میانگین سن در گروه با اختلال شناختی، بالاتر از گروه با وضعیت شناختی طبیعی بود [به‌ترتیب (36/7)40/73 در مقابل (00/8)27/70، 05/0 = P]. میانگین سنوات تحصیلی شرکت-کنندگان در گروه با وضعیت شناختی طبیعی بالاتر از دیگر گروه‌ها بود (01/0 P <). میانگین سرعت موج نبض در شرکت-کنندگان (11/4)81/11 متر بر ثانیه بود. سرعت موج نبض با تشدید اختلال شناختی، افزایش یافت (m/s 24 /7 در گروه با وضعیت شناختی طبیعی و m/s 52/15 در گروه با اختلال شناختی شدید) (01/0 > P). نتیجه‌گیری: سرعت موج نبض با وضعیت شناختی رابطه عکس دارد. به‌نظر می‌رسد سختی شریانی مستقل از سایر عوامل خطر قلبی-عروقی با کاهش وضعیت شناختی مرتبط باشد.
سعادت کریمی حسن آباد، مریم رف رف، محمد اصغری جعفرآبادی،
دوره 14، شماره 1 - ( 10-1393 )
چکیده

مقدمه: کمبود ویتامین D یک اپیدمی گسترده بهداشتی و ناشناخته در سراسر دنیاست. هدف مطالعه حاضر بررسی شیوع کمبود ویتامینD و ارتباط آن با شاخص‌های چاقی کل و چاقی مرکزی در دختران نوجوان بود. روش‌ها: مطالعه مقطعی و توصیفی- تحلیلی حاضر بر روی 216 نفر از دختران نوجوان سنین 17-14 سال انجام گرفت که با روش نمونه‌گیری تصادفی چند مرحله‌ای از دبیرستان‌های شهرستان بوکان انتخاب شدند. پرسشنامه‌های اطلاعات عمومی، دریافت غذایی و فعالیت فیزیکی برای تمام افراد تکمیل گردید. اندازه‌گیری‌های تن‌سنجی بهعمل آمد. نمونه‌های خون ناشتا جهت سنجش(OH)D ۲۵ سرم جمع‌آوری شد. داده‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS و با استفاده از شاخص‌های آمار توصیفی و آزمون همبستگی Partial مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها: میانگین سطح سرمی ویتامین D 81/2 ± 26/7 نانوگرم در میلی‌لیتر بود. 100 درصد افراد عدم کفایت ویتامین D داشتند. 5/18، 4/1 و 4/26 درصد افراد مورد مطالعه بهترتیب دچار اضافه وزن، چاقی و چاقی شـکمی بودند. بین سطح(OH)D ۲۵ سرم با دور کمر همبستگی منفی معنی‌دار (112/0-, r=047/0 P=) وجود داشت. نتیجه‌گیری: مطالعه‌ حاضر نشان داد کمبود ویتامین D یک مشکل مهم بهداشتی در نوجوانان مورد مطالعه می‌باشد. با توجه به ارتباط معکوس بین وضعیت ویتامین D با چاقی مرکزی، رویکردهای مداخله‌ای جهت بهبود وضعیت ویتامین D و کاهش چاقی در بین نوجوانان بهمنظور پیشگیری از شیوع بیماری‌های مزمن در طی سال‌های آتی زندگی آنان ضروری به‌نظر می‌رسد.
مریم جم نژاد، کوروش جعفریان، مصطفی قربانی، عسل عطایی جعفری، سعید حسینی،
دوره 14، شماره 1 - ( 10-1393 )
چکیده

مقدمه: ارتباط میان متابولیسم‏‏، عملکرد هورمون‌های تیروئیدی و چاقی موضوعی است که در دهه‌های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه با هدف اعتبار سنجی پرسشنامه «تیروئید و متابولیسم» و ارتباط آن با وضعیت متابولیسم و سطح سرمی هورمون‌های تیروئیدی انجام شد. روش‌ها: این مطالعه به روش مقطعی- توصیفی و با استفاده از داده‌های 164 نفر از افراد20 تا 64 ساله از میان مراجعهکنندگان به کلینیک تغذیه و پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. برای هر کدام از شرکتکنندگان فرم پرسشنامه تیروئید و متابولیسم شامل 25 سوال تکمیل گردید. سطح سرمی هورمون‌های تیروئیدی شامل T3, T4, TSH اندازه‌گیری شد. میزان متابولیسم استراحت بدن (REE) با استفاده از دستگاه کالری متری غیرمستقیم اندازه‌گیری شد. یافته‌ها: میزان REE حاصل از دستگاه کالری متری غیرمستقیم و محاسبه شده توسط فرمول هریس بندیکت، در مردان به ترتیب 34/475± 7/1826 و 54/454±6/2277 و در زنان 50/205± 8/1410و 10/136± 73/ 1670 کیلوکالری بود. نمره نهایی پرسشنامه ارتباط معنی‌داری با REE اندازه‌گیری شده نداشت. متابولیسم استراحت بدن ارتباط مستقیمی با سطح سرمی T3 و T4 و T3/T4 و ارتباط معکوس با TSH داشت. به جز سطح سرمی T3، در سایر موارد ارتباط آماری معنی‌دار وجود نداشت. وضعیت متابولیسم افراد با استفاده از محاسبه درصد تفاضل و اندازه‌گیری شده با دستگاه، و محاسبه شده با فرمول هریس-بندیکت و متابولیسم پیش‌بینی شده با پرسشنامه «تیروئید و متابولیسم» هم‌خوانی نداشت. اما از میان 25 سوال پرسشنامه سوالات 1 ،4 ،16 ،23 ارتباط معنی‌داری با متابولیسم استراحت بدن (اندازه‌گیری شده با دستگاه) داشت. نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که پرسشنامه تیروئید و متابولیسم تهیه شده، از ثبات درونی برخوردار، لیکن از روایی (validity) برخوردار نمی‌باشد.
فرزانه آهنجیده، عباسعلی کشتکار، مولود پیاب، مصطفی قربانی، ندا شایگان، طیب رمیم، شیرین حسنی رنجبر،
دوره 14، شماره 3 - ( 12-1393 )
چکیده

مقدمه: شواهدی مبنی بر اثر نمایه توده بدنی و چاقی شکمی و تاثیر این دو عامل بر تراکم استخوانی وجود دارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین نمایه توده بدنی، چاقی شکمی و فراوانی شکستگی با تراکم استخوان در جمعیت ایرانی انجام گردیده است. روش‌ها: مطالعه پیش رو بهصورت مقطعی و گذشته نگر در افراد بالای 18 سال شرکت کننده در بخش سوم طرح جامع پیشگیری، تشخیص و درمان استئوپروز در سطح کشور انجام شد. چاقی شکمی بر اساس اندازه دور شکم به دور باسن محاسبه گردید. در مردان مقدار &le95/0 طبیعی و >95/0 غیر طبیعی و همچنین در زنان مقدار &le85/0 طبیعی و >85/0 غیرطبیعی در نظر گرفته شد. رابطه نمایه توده بدنی و چاقی شکمی با دانسیتومتری استخوانی با آزمون رگرسیون خطی بررسی گردید. یافته‌ها: از بین 2019 نفر شرکت کننده در این مطالعه 717 نفر (5/35%) مرد و 1302 نفر (5/64%) زن با میانگین سنی95/13±85/41 سال بودند. افزایش نسبت دور شکم به دور باسن نسبت معکوسی با دانسیتومتری استخوانی داشت. در افرادی که سابقه شکستگی در ناحیه مچ دست داشتند دانسیته استخوانی در ناحیه هیپ و ستون فقرات از افرادی که سابقه شکستگی نداشتند، کمتر بود نتیجه‌گیری: چاقی شکمی بر اساس نسبت دور شکم به دور باسن بر خلاف چاقی کل بدن، ارتباط معکوسی با تراکم استخوانی داشت. بدین معنی که افزایش چاقی شکمی با کاهش تراکم استخوانی بدون ایجاد پوشش محافظتی بافت چربی در مناطق آسیب‌پذیر، خطر ایجاد شکستگی را افزایش می‌دهد.


مریم السادات دانشپور، بهاره صداقتی خیاط، مهدی هدایتی، فریدون عزیزی،
دوره 14، شماره 4 - ( 2-1394 )
چکیده

مقدمه: شیوع بیماری‌های غیرواگیر مانند سندرم متابولیک در کشورهای در حال توسعه به‌شدت رو به افزایش می‌باشد. همزمانی بروز سه شرط بالینی از میان چاقی شکمی، افزایش فشار خون، افزایش قند ناشتا، افزایش تری گلیسرید و کاهش کلسترول با دانسیته بالا شرط تشخیص این سندرم می‌باشد. در مطالعه مروری حاضر به‌بررسی تغییرات ژنتیکی مرتبط با این سندرم در دنیا و در مطالعه قند و لیپید تهران پرداخته است. روش‌ها: به‌منظور یافتن ژن‌ها و تغییرات ژنتیکی مرتبط با سندرم متابولیک، بانک داده ژنوتیپ و فنوتیپ (dbGaP) و جستجوگر ژنتیک اپیدمیولوژی انسانی (HuGE navigator) بررسی گردیدند. همچنین، جهت بررسی مطالعات انجام شده در این زمینه در ایران و مطالعه قند و لیپید تهران از بانک اینترنتی PubMed نیز استفاده گردید. یافته‌ها: 30 فنوتیپ مرتبط با این سندرم انتخاب شد که 21 فنوتیپ آن شاخص‌تر بودند. از بین پُلی مورفیسم‌های مرتبط با سندرم متابولیک و یا فاکتورهای خطر آن 173 پُلی مورفیسم بعد از حذف نتایج مشابه باقی ماند. در انتها شش ناحیه ژنی که در ارتباط بیشتری با بروز این سندرم بودند باقی ماندند. نتیجه‌گیری: شناسایی ژن‌های مسئول سندرم متابولیک به‌عنوان یک بیماری چند ژنی می‌تواند به ارتقای سطح درمان و پیشگیری کمک نماید. به‌طور کلی طی این مسیر نیازمند انجام مطالعات تکمیلی ژنتیکی از ده‌ها هزار نفر از افراد مبتلا به سندرم متابولیک در سطح کشور است، شناسایی و اولویت بندی بررسی این تغییرات ژنتیکی می‌تواند گامی به سمت جلو باشد.


حبیبه تقوی کجیدی، فرشاد فرزادفر، نیلوفر پیکری، باقر لاریجانی، شادی رحیم زاده، احسان رضایی درزی، سحر سعیدی مقدم،
دوره 15، شماره 2 - ( 10-1394 )
چکیده

مقدمه: سرطان تیروئید شایع‌ترین بدخیمی اندوکرین است. میزان بروز سرطان تیروئید سریع‌تر از هر بدخیمی دیگری در سال‌های اخیر افزایش داشته است که در هر دو جنس و در تمام نژادها و سایزها دیده شده است. افزایش حساسیت روش‌های تشخیصی و سرویلانس مدیکال نمی‌توانند به‌طور کامل توجیه کننده این افزایش بروز باشند.

مطالعات صورت گرفته در ایران در خصوص بررسی شیوع سرطان تیروئید محدود و پراکنده است. مطالعه حاضر جهت بررسی روند تغییرات شیوع این بیماری در جامعه ملی ایرانی به تفکیک استان‌ها در بازه زمانی سال‌های 1990 تا 2010 انجام شد.

روش‌ها: داده‌های سرطان تیروئید از اطلاعات ثبت شده در انستیتو ثبت سرطان گرفته شد و داده‌ها را بر حسب استان، جنسیت، سال و گروه‌بندی سنی با در نظر گرفتن تابع شیوع سرطان تیروئید بر روی یکدیگر ریخته در مرحله بعد مدل لگاریتم– خطی رگرسیون را بر روی متغیر نرخ رخداد سرطان تیروئید اجرا کردیم و با استفاده از روش رگرسیون لجستیک، شیوع سرطان تیروئید را در تمامی سال‌ها و استان‌های کشور برآورد کردیم.

یافته‌ها: میانگین شیوع سرطان تیروئید به تفکیک سال نشان می‌دهد که شیوع سرطان تیروئید سیر افزایش یابنده به‌ویژه از سال 2002 دارد و شیوع سرطان تیروئید در سال 1990 ، 25/0-0/0، و در سال 2010 ، 7/13-2/4 می‌باشد.  شیوع در هر دو جنس افزایش یافته و در زنان 5/2 برابر مردان است. بالاترین میزان شیوع سرطان تیروئید به‌ترتیب در استان‌های اصفهان با میانگین شیوع 3/4 درصد هزار، یزد با میانگین شیوع 1/4 درصد هزار، تهران با میانگین شیوع 4 درصد هزار و قزوین با میانگین شیوع 1/3 درصد هزار می‌باشد.

نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان می‌دهد که با افزایش سال‌ها شیوع سرطان تیروئید در تمامی استان‌ها به‌خصوص در نواحی مرکزی و تهران و قزوین افزایش پیدا کرده است و نیاز به بررسی علل تفاوت در شیوع سرطان تیروئید در سطح مناطق و استان‌های مختلف کشور و تعیین راهکارهای پیشگیری و کنترل می‌باشد.


مهدی شیرالی، یعقوب مدملی، جمال روح افزا، حمید کریمی، آرمان بابلی بهمئی، شریف ارتباطی،
دوره 15، شماره 3 - ( 12-1394 )
چکیده

مقدمه: امروزه درصد بالایی از مردم در معرض خطر ابتلا به بیماری دیابت هستند. این بیماری یکی از خطرناکترین بیماری‌های عصر حاضر است و تشخیص به موقع این بیماری نقش به‌سزایی در درمان آن دارد.

روش‌ها: در این مقاله با استفاده از سیستم استنتاج فازی سوگنو و الگوریتم هوشمند کرم شب تاب، روشی نوین برای تشخیص دیابت ارائه شده است. روش ارائه شده قادر است با استفاده از تعداد کمی قوانین ساده فازی با دقت مطلوبی بیماری دیابت را تشخیص دهد.

یافته‌ها: کارآیی ترکیب سیستم استنتاج فازی سوگنو و الگوریتم کرم شب تاب 24/87 درصد به‌دست آمد.

نتیجه‌گیری: نتایج تجربی نشان می­دهند که این روش روی مجموعه داده استاندارد PID دقت بیشتری نسبتی به الگوریتم­های موجود در این زمینه دارد.


زینب علیزاده، لیلا آزادبخت،
دوره 15، شماره 3 - ( 12-1394 )
چکیده

مقدمه: بروز هم‌زمان عوامل خطر بیماری قلبی عروقی به‌عنوان سندرم متابولیک شناخته شده است که خطر بروز دیابت و بیماری قلبی را افزایش می‌دهد. ابتلا به این بیماری همچنین خطر مرگ زودرس از بیماری قلبی و میرایی از همه علل را افزایش می‌دهد. هر چند این بیماری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است ولی اپیدمیولوژی آن به‌طور منظم در ایران بررسی نشده است. هدف مطالعه حاضر بررسی اپیدمیولوژی سندرم متابولیک در ایران است.

روش‌ها: سایت‌های مدلاین،www.sid.ir،www.magiran.com،www.iranmedex.com، www.irandoc.ac.ir  تا سال 1394 جستجو و فهرست مراجع مقالات مربوط بررسی شد. واژه‌های کلیدی مورد استفاده عبارت است از سندرم متابولیک، سندرم مقاومت به انسولین، شیوع، اپیدمیولوژی، resistance, epidemiology, metabolic syndrome insulin که در قسمت چکیده مقالات جستجو شد.

یافته‌ها: تعداد 45 مطالعه، واجد شرایط برای این مرور شناخته شد.20 مقاله به زبان فارسی و25 مقاله به زبان انگلیسی به چاپ رسیده بود. یافته‌ها بر شیوع بالای سندرم متابولیک و مؤلفه‌های آن را براساس هر سه معیار در هر دو جنس دلالت دارد. شیوع در زنان بالاتر از مردان بود. شیوع در گروه‌ها و نواحی مختلف متغیر بود، علت این تفاوت‌ها می‌تواند تفاوت روش‌های غربال‌گری و معیارهای تشخیصی بوده یا ناشی از وجود اقوام مختلف ایران باشد که مقایسه شیوع سندرم متابولیک را در نقاط مختلف کشور دشوار می‌سازد، با وجود این در اکثر مطالعات این سندرم با سن، جنس، نمایه توده بدنی، HDL پایین و تری‌گلیسیرید بالا رابطه داشت. بیشترین میزان شیوع در بیماران دیابت نوع دو( 5/73 درصد) و کمترین میزان شیوع در کودکان 9-3 ساله (9/0) گزارش گردید.

نتیجه‌گیری: شیوع بالای این بیماری و فاکتورهای مرتبط با آن در جمعیت ایرانی ایجاد برنامه‌های ملی پیشگیری برای مبارزه با این بیماری را طلب می‌کند لذا ایجاد برنامه‌های غربال‌گری در نظام سلامت پیشنهاد می‌شود.


کوروش سایه میری، عباس شیخی، فرقان ربیعی فخر، علیرضا یادگارآزادی، میلاد اعظمی،
دوره 15، شماره 4 - ( 2-1395 )
چکیده

مقدمه: بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی هستد. شیوع افسردگی در نتایج مطالعات ایرانی، متفاوت می باشد لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع افسردگی در بیماران دیابت نوع دو ایران به روش متاآنالیز انجام شده است.

روش‌ها: مطالعه حاضر براساس بیانیه ی PRISMA برای مطالعات مرور سیستماتیک و متاآنالیز انجام شد. دو نفر از پژوهشگران به صورت مستقل از هم با استفاده از کلید واژه‌های استاندارد فارسی و انگلیسی بانک‌های اطلاعاتی داخلی و بین المللی Scopus، PubMed، Sciencedirect، Cochrane، Embase، Web of Science، Springer، Online Library Wiley و همچنین موتورجستجوی Google Scholar را بدون محدویت زمانی تا آذر ماه سال 1394 جستجو کردند. داده‌های با استفاده از مدل اثرات تصادفی و نرم افزار Stata Ver.11.1 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.

یافته‌ها: در 16 مطالعه واجد شرایط با حجم نمونه 3284 نفر و میانگین سنی 6/48 سال بررسی قرار گرفت. شیوع افسردگی در بیماران دیابتی نوع دو ایران 8/54% ) فاصله اطمینان 95%: 1/66-5/43 ( برآورد گردید. این میزان در جنس مرد و زن به ترتیب 2/32%)  فاصله اطمینان 95%: 1/48-3/16 ( و 60% ) فاصله اطمینان 95%: 7/73-4/46 ( محاسبه شد. بیشترین شیوع افسردگی مربوط به مرکز کشور (60%) و کمترین این میزان در غرب کشور (38%) بود.

نتیجه‌گیری: با توجه به شیوع بالای افسردگی در بیماران دیابتی نوع دو ایران، اجرای برنامه غربال‌گری از نظر اختلالات روانی به‌ویژه افسردگی و هم‌چنین انجام مشاوره روانپزشکی به‌صورت روتین جهت تشخیص و درمان افسردگی در این بیماران ضروری به‌نظر می‌رسد.


موسی خلفی، علی اصغر رواسی، فاطمه شب خیز، محمد مرادی، یاشار زارعی،
دوره 15، شماره 4 - ( 2-1395 )
چکیده

مقدمه: ایرزین به‌عنوان مایوکاینی ترشح ‌شده با فعالیت ورزشی شناخته شده است که نقش مهمی در متابولیسم انرژی و تنظیم بیماری‌های متابولیک مانند دیابت ایفا می‌کند. هدف از پژوهش حاضر مقایسه تأثیر دو نوع فعالیت ورزشی تناوبی با شدت بالا و تداومی با شدت متوسط بر سطوح ایرزین سرم و پروتئین جداکننده -1 (UCP-1) چربی زیرپوستی در رت­های نر دیابتی است.

روش‌ها: پژوهش حاضر، تجربی با طرح پس‌آزمون با گروه کنترل بود. در این مطالعه 29 سر رت نر دیابتی (12 هفته سن و با وزن 220-240 گرم) به 5 گروه: بلافاصله و 2 ساعت پس از فعالیت ورزشی تناوبی با شدت بالا (HIIE0, HIIE2)، بلافاصله و 2 ساعت پس از فعالیت ورزشی تداومی با شدت متوسط(MICE0, MICE2)  و کنترل (C) تقسیم شدند. هر دو گروه MICE با شدت 65-60% حداکثر اکسیژن مصرفی به‌مدت 40 دقیقه و هر دو گروه HIIE با شدت 90-95% حداکثر اکسیژن مصرفی در12 تناوب 1 دقیقه‌ای با فواصل استراحتی 1 دقیقه‌ای به فعالیت روی نوار گردان پرداختند. از روش ELISA برای اندازه‌گیری ایرزین سرم و UCP-1 چربی زیرپوستی استفاده گردید. از آزمون ANOVA و تست تعقیبی توکی برای تحلیل داده‌ها استفاده و سطح معنی‌داری 05/0 در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: تحلیل داده‌ها نشان داد، سطوح ایرزین سرم در گروه HIIE0 و UCP-1 چربی زیرپوستی در گروه HIIE2 نسبت به گروه کنترل افزایش معنی‌داری داشتند (05/0P). با این‌حال، بین دیگر گروه‌های تحقیق تفاوت معنی‌داری وجود نداشت (05/0P>).

نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد، فعالیت ورزشی تناوبی با شدت بالا نسبت به فعالیت ورزشی تداومی با شدت متوسط نقش بارزتری در تغییرات معنی‌دار سطوح سرمی ایرزین و UCP-1چربی زیرپوستی در رت­های دیابتی داشته باشد.


میرحجت موسوی نژاد، حسن متین همایی، محمدعلی آذربایجانی، مقصود پیری،
دوره 15، شماره 6 - ( 4-1395 )
چکیده

مقدمه: تمرین‌های ورزشی به‌عنوان جزء سودمند برنامه‌ی درمانی مبتلایان به دیابت معرفی شده است. فرآیند آنژیوژنز در افراد دیابتی، می‌تواند با فعالیت‌های ورزشی تحت تأثیر قرار بگیرد. هدف ما در این پژوهش، تعیین تأثیر تمرین هوازی بر بیان mir-126 و تراکم مویرگی بافت قلبی در رت‌های نر دیابتی بود.

روش‌ها: تعداد 20 سر رت نژاد ویستار با میانگین وزنی 85/10± 9/191 گرم، تصادفی به دو گروه کنترل دیابتی (10n=)، و تمرینی دیابتی (10n=) تقسیم و گروه‌ها براساس وزن همسان‌سازی شدند. دیابت از طریق ترکیب مصرف غذای پُرچرب و تزریق استرپتوزوتوسین ایجاد شد. برنامه‌ی تمرینی شامل 8 هفته تمرین هوازی با شدت متوسط بر روی نوارگردان بود. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، و پس از ناشتایی شبانه نمونه‌گیری بافت قلبی به‌عمل آمد. بیان ژن mir-126 با استفاده از روش Real Time PCR انجام شد. جهت اندازه‌گیری دانسیته مویرگی عضله‌ی قلبی از روش ایمونوهیستوشیمی (فعالیت آلکالین فسفاتاز) استفاده شد. برای مقایسه‌ی اختلاف میانگین‌ها از آزمون تی مستقل استفاده گردید و سطح معنی داری آزمون ها 05/0 P < در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: نتایج آزمون تی مستقل نشان داد، اجرای 8 هفته تمرین هوازی موجب افزایش معنی‌دار بیان mir-126 (001/0 =P) و تراکم مویرگی (018/0 =P) بافت قلبی در گروه تمرین نسبت به گروه کنترل شد.

نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج مطالعه‌ی حاضر که نشان دهنده‌ی توسعه‌ی آنژیوژنز توسط تمرین هوازی در شرایط دیابتی می‌باشد، می‌توان بیان کرد تمرین هوازی به‌عنوان یک درمان غیردارویی برای بهبود خون رسانی قلب می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.


ملیکا بیهقی، حمیده قدرتی آزادی، ژیلا طاهر زاده، حمیدرضا بهرامی،
دوره 16، شماره 3 - ( 12-1395 )
چکیده

مقدمه: در سال‌های اخیر، مکمل‌های غذایی نقش مهمی در حفظ رژیم غذایی مناسب در اغلب بیماری های مزمن از جمله دیابت پیدا کرده‌اند. اسپیرولینا پلتنسیس به‌عنوان یک مکمل غذایی مناسب مطرح گردیده است و حاوی ویتامین‌های گروه B، بتا کاروتن، ویتامین E، پروتیئن‌های با ارزش بالا، مواد معدنی، اسید گاما لینولئیک و آنتی اکسیدان‌های قوی است.
روش ها: 50 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو در محدوده سنی 30 الی 60 سال که 10-5 سال تحت درمان استاندارد یکسانی (از لحاظ مصرف دارو) برای دیابت قرار داشتند به‌صورت تصادفی به دو گروه مساوی شامل شاهد و بیمار تقسیم شدند. به گروه بیمار روزانه 8 گرم اسپیرولینا پلتنسیس به شکل قرص‌های یک گرمی به‌مدت سه ماه تجویز گردید. گلوکز خون ناشتا بیماران هر دو گروه ماهانه و هموگلوبین A1C در ابتدا و انتهای طرح اندازه‌گیری شد و نتایج آن‌ها با یکدیگر مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: گلوکز خون ناشتا در گروه بیماران پس از 3 ماه تجویز پودر اسپیرولینا کاهش معنی‌داری را نشان داد و از mg/dl 158/1±44/2 در روز نخست به mg/dl 127/8±36/7 در روز پایانی تغییر یافت. ولی در گروه شاهد تغییر معنی‌دار نبود. هموگلوبین گلیکوزیله نیز در هر دو گروه کاهش یافت (05/0>P).
نتیجه‌گیری: اسپیرولینا پلتنسیس به‌عنوان یک مکمل می‌تواند در بیماران دیابت نوع دو همراه با داروهای خوراکی ضد دیابت استفاده گردد و در کاهش گلوکز خون بیماران در کوتاه مدت مؤثر است ولی اثر آن بر هموگلوبین  A1C نیاز به تجویز طولانی‌تر دارد.
بهارک نجفی، پریسا طاهری تنجانی، فرشاد شریفی، حسین فخرزاده، مهتاب علیزاده خویی، سید مسعود ارزاقی، مهدی ورمقانی، مهدی ابراهیمی،
دوره 16، شماره 5 - ( 7-1396 )
چکیده

مقدمه: سالمند شدن جامعه، از چالش‌های سلامت عمومی در قرن حاضر است. تأمین سلامت و شناسایی نیازهای سالمندان، نیازمند شناخت جامع و دقیق از وضعیت سلامت ایشان است.
روش‌ها: در یک مطالعه‌ی مقطعی، وضعیت سلامت 191 نفر از سالمندان 60 سال و بالاتر استان سیستان و بلوچستان بررسی شد. سلامت عمومی با پرسشنامه‌ی فارسی کوتاه وضعیت سلامت (SF-36)، وضعیت تغذیه با پرسشنامه‌ی ارزیابی مختصر تغذیه (MNA)، وضعیت فعالیت فیزیکی با دو پرسش از پرسشنامه‌ی کوتاه فارسی فعالیت فیزیکی، افسردگی با پرسشنامه‌ی فارسی کوتاه افسردگی سالمندان، وضعیت عملکردی با پرسشنامه‌ی عملکرد پایه و متوسط روزمره‌ی زندگی، همچنین اطلاعات دموگرافیک، سابقه‌ی بیماری‌ها و واکسیناسیون، شرکت در فعالیت‌های اجتماعی، استفاده از خدمات و مراقبت‌های سالمندی با پرسشنامه‌ی تأیید شدهای مورد بررسی قرار گرفتند. وضعیت فشارخون علاوه بر پرسش از خود سالمندان، با دو نوبت سنجش فشار خون بیماران اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: میانگین سن شرکت کنندگان 81/69 (با انحراف معیار 32/8) سال بود. 2/4% از سالمندان وضعیت سلامت خود را عالی و 4/9% بد گزارش کردند. 3/35% سابقه‌ی زمین خوردن در یک سال اخیر را داشتند. 6/15% در تست 3 کلمه دچار اختلال حافظه بودند. مشکل شنوایی و بینایی به‌ترتیب 3/30% و6/56% گزارش شد. 9/8% دچار سوء تغذیه و 8/25% دچار اختلال در عملکرد پایه‌ی روزمره‌ی زندگی و 2/58% دچار اختلال در عملکرد متوسط روزانه بودند.
نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد که شیوع سوء تغذیه، اختلال در عملکرد پایه و متوسط روزمره‌ی زندگی و اختلال حافظه در سالمندان استان سیستان و بلوچستان بالاتر از میانگین کشوری و جهانی باشد.
 
الهام ابراهیمی، بهمن صادقی سده، محمد رضا رضوانفر،
دوره 17، شماره 3 - ( 12-1396 )
چکیده

مقدمه: نیاز به تزریق مکرر انسولین که درمان تأیید شده‌ی دیابت بارداری در نظر گرفته می‌شود، پذیرش آن را در زنان باردار مشکل، و تمایل به استفاده از داروی خوراکی متفورمین را بیشتر کرده است. اثرات احتمالی متفورمین بر تکامل مغزی جنین از دغدغه‌های مصرف این دارو در طی بارداری میب‌اشد که نیاز به بررسی دارد. هدف از مطالعه پیش رو، مقایسه شاخص‌های تکاملی شش ماهگی شیرخواران مادران دیابتی تحت درمان انسولین یا متفورمین می‌باشد.
روش‌ها: در این مطالعه‌ی مقطعی، زنان مبتلا به دیابت بارداری به‌طور تصادفی در دو گروه انسولین (64 نفر) و متفورمین (64 نفر) قرار گرفته و از نظر پیامدهای بارداری و نوزادی و همچنین از نظر شاخص‌های تکاملی شیرخوارگی در شش ماهگی مورد پیگیری و مقایسه قرار گرفتند. درصورت 05/0P، نتایج معنی‌دار در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: نمایه‌ی توده‌ی بدنی مادر، شش ماه بعد از زایمان در گروه انسولین بالاتر بود (05/0 = P)، ولی تفاوتی از نظرمیزان نیاز به سزارین ، زایمان زودرس، زایمان سخت، پره اکلامپسی، مرده زایی بین دو گروه مشاهده نشد. نیاز به بستری نوزاد، ویژگی‌های موقع تولد، و شش ماه بعد نوزاد و همچنین نتایج آزمون  ASQ نیز تفاوت معنی‌داری بین دو گروه نشان نداد.
نتیجه‌گیری: مصرف متفورمین در مقایسه با انسولین با عوارض مادری و جنینی همراه نبود و بر شاخص‌های تکاملی شیرخوارگی در شش ماهگی نیز تأثیر سوئی نشان نداد.
افشین موسوی چلک، عارف ریاحی،
دوره 17، شماره 5 - ( 4-1397 )
چکیده

مقدمه: تعیین جایگاه و نقش هر کشور در تولیدات علمی در حوزه‏های مختلف موضوعی، نشان دهنده‌ی میزان توانمندی و عملکرد آن کشور در جهت ارتقا و کمک به بهبود آن موضوع می‏باشد. هدف از مطالعه‌ی حاضر، بررسی کمی و کیفی تولیدات علمی حوزه‌ی دیابت جمهوری اسلامی ایران و تعیین جایگاه آن در منطقه و جهان می‏باشد.
روش‌ها‌: مطالعه‌ی حاضر به روش پیمایشی توصیفی (مقطعی) و با رویکرد علم‏سنجی صورت گرفته است. جامعه‌ی مطالعه‌ی حاضر را 2291 مقاله و مدرک علمی جمهوری اسلامی ایران در حوزه‌ی دیابت تشکیل می‏دهند که طی دو دهه‌ی اخیر و در پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس نمایه شده‏اند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات و ترسیم گراف‏ها، از نرم افزارهای SPSS، NodeXL و VOSviewer استفاده شده است.
یافته‌ها: روند تولیدات علمی ایران در حوزه‌ی دیابت در طی سال‏های مورد بررسی رشد داشته و از 5 مورد در سال 1996 به 299 مورد در سال 2015 رسیده است. یافته‏ها نشان داد که دانشگاه علوم پزشکی تهران، ایالات متحده آمریکا و دکتر فریدون عزیزی به‌ترتیب به‌عنوان مهم‏ترین مرکز تولید کننده، کشور همکار و نویسنده‌ی پرتولید شناسایی شده‏اند. همچنین جایگاه جمهوری اسلامی ایران طی‏ سال‏های مورد بررسی رشد مطلوبی داشته و ایران به‌ترتیب درسطح منطقه‏ای و سطح بین‏المللی به رتبه‌ی دوم و بیست و یکم ارتقاء یافته است.
نتیجه‌گیری: هرچند به لحاظ کمی تولیدات علمی کشورمان در حوزه‌ی دیابت طی سال‏های مورد بررسی رشد مثبتی داشته است، ولی سهم جمهوری اسلامی ایران از کل تولیدات علمی حوزه‌ی دیابت بسیار ناچیز بوده است. همچنین بخش قابل توجهی از مدارک علمی منتشر شده در مجلات نه چندان معتبر و باکیفیت داخلی منتشر شده‏اند. سیاست‏گذاری و برنامه‏ریزی دانشگاه‏های علوم پزشکی و در راس آن وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی برای افزایش مطالعات و پژوهش‏های مرتبط با حوزه دیابت و ارتقای سطح کمی و کیفی تولیدات علمی لازم و ضروری به‌نظر می‏رسد.
بهاره حیدری شریف آبادی، فرزانه تقیان،
دوره 17، شماره 6 - ( 7-1397 )
چکیده

مقدمه: هدف از این مطالعه بررسی تأثیر10هفته تمرین تناوبی شدید و مصرف چای سبز بر سطح سرمی آیریزین و مقاومت به انسولین در زنان مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روش‌ها: در این مطالعه‌ی نیمه تجربی 48 زن مبتلا به دیابت نوع دو (با میانگین سن:04/3± 55/49 سال ، وزن: 78/5±72/76 کیلوگرم، قد: 06/5±33/153 سانتی‌متر و  BMI: 41/57±1/31) به‌صورت تصادفی در چهار گروه 12نفری، تمرین تناوبی، تمرین تناوبی به همراه مصرف مکمل چای سبز، مکمل چای سبز و کنترل تقسیم شدند. گروه‌های تمرین تناوبی، برنامه‌ی تمرینی را به‌مدت 10 هفته، 3 جلسه در هفته با شدت (85 -75 )% حداکثر ضربان قلب بیشینه پرداختند. گروه مکمل به‌مدت 10 هفته روزانه 3 کپسول 500 میلی‌گرمی عصاره‌ی چای سبز را دریافت نمودند. خون‌گیری قبل و بعد از مداخله برای اندازه‌گیری سطوح آیریزین، گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین انجام شد. به‌منظور تحلیل داده‌ها از آزمون تی همبسته، واریانس یک‌طرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معناداری 05/0 استفاده شد.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد پس از 10 هفته، سطوح آیریزین و حداکثر اکسیژن مصرفی در هر سه گروه نسبت به گروه کنترل به‌طور معناداری افزایش یافت (05/0P). ). همچنین نتایج بیانگر افزایش معنادار آیریزین در گروه ترکیبی نسبت به گروه چای سبز می‌باشد. سطح سرمی انسولین، گلوکز، مقاومت به انسولین و وزن، نمایه‌ی توده‌ی بدنی در هر سه گروه نسبت به گروه کنترل و گروه چای سبز و گروه ترکیبی به‌طور معناداری کاهش یافت (05/0P). و تفاوت معناداری در سطوح آیریزین، در بین گروه‌ها مشاهده نشد. (05/0P).
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج پژوهش به‌نظر می‌رسد انجام تمرین تناوبی به همراه مکمل چای سبز به‌واسطه افزایش آیریزین و کاهش گلوکز می‌تواند در بهبود مقاومت به انسولین بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مفید باشد. شاید بتوان با افزایش مدت تمرین و مصرف مکمل در مورد آیریزین و حداکثر اکسیژن مصرفی نیز به یافته‌های مطلوب دست یافت.
 
زهرا نورالهی، وحید ولی پور ده نو، رسول اسلامی،
دوره 18، شماره 4 - ( 2-1398 )
چکیده

مقدمه: فعالیت جسمانی از طریق افزایش مصرف انرژی و در نتیجه کاهش چربی‌های بدن محرکی مؤثر برای بهبود تندرستی سالمندان دارای سندرم متابولیک است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر 8 هفته تمرینات دایره‌ای شدید بر سطوح سرمی BDNF و آیریزین و وزن بدن در زنان سالمند دارای سندرم متابولیک در خرم‌آباد بود.
روش‌ها: در این مطالعه‌ی نیمه تجربی، تعداد 18 زن سالمند (سن: 17/6±00/71 سال، وزن: 18/9±22/62 کیلوگرم، قد: 27/3±67/153 سانتی‌متر) دارای سندرم متابولیک به‌طور داوطلبانه شرکت کردند. آزمودنی‌ها ضمن انجام امور روزمره‌ی خود در یک پروتکل 8 هفته‌ای تمرین دایره‌ای با شدت بالا شرکت کردند که 3 جلسه در هفته اجراء می‌شد. 24 ساعت قبل از اجرای پروتکل تمرینی و 48 ساعت پس از اتمام پروتکل تمرینی نمونه‌ی خونی توسط کارشناس آزمایشگاه از آزمودنی‌ها در حالت ناشتا بین ساعت 7 و 30 دقیقه تا 8 گرفته شد. برای اندازه‌گیری سطوح سرمی BDNF و آیریزین از کیت‌های الایزا استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون t همبسته استفاده شد و سطح معنی‌داری 05/0>P در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: نتایج افزایش معنی‌دار سطوح استراحتی سرمی BDNF (001/0=P) و آیریزین (033/0=P) و کاهش معنادار وزن بدن (001/0=P) در مقایسه با مقادیر پیش آزمون در زنان سالمند دارای سندرم متابولیک را نشان داد.

نتیجه‌گیری: تمرینات دایره‌ای شدید در زنان سالمند دارای سندرم متابولیک غلظت‌های سرمی BDNF و آیریزین را افزایش می‌دهد و احتمالاً افزایش این دو عامل می‌تواند اثرات مفیدی بر نیمرخ لیپیدی و در نهایت وزن بدن این افراد داشته باشد.


محمد باقدم، خالید محمدزاده سلامت، کمال عزیزبیگی، کاظم باعثی،
دوره 18، شماره 5 - ( 4-1398 )
چکیده

هدف: کاردیومایوپاتی یکی از عوارض دیابت است که با اختلال در عملکرد و متابولیسم قلب همراه است. تمرینات ورزشی با تغییر در بیان ژن‌های درگیر در متابولیسم قلبی و افزایش ترشح مایوکین‌ها نقش مهمی در کاهش عوارض ناشی از دیابت بر روی عضله‌ی قلب دارند. هدف از مطالعه‌ی حاضر تأثیر 8 هفته تمرین هوازی بر بیان ژن PGC-1α بافت قلب و سطح پلاسمایی آیریزین در رت‌های دیابتی شده با STZ بود.
روش‌ها: 16 سر رت 10 هفته‌ای دیابتی شده با STZ به دو گروه تمرین هوازی و گروه کنترل تقسیم شد. مدت و شدت فعالیت از 15 دقیقه با سرعت 10 متر در دقیقه شروع و به‌صورت تدریجی به 40 دقیقه با سرعت 25 متر در دقیقه در هفته هفتم رسید و تا پایان هفته هشتم این شدت حفظ شد (8 هفته). بیان ژن PGC-1α قلب به روش PCR و سطح پلاسمایی آیریزین، انسولین و گلوکز با استفاده از کیت الایزا 48 ساعت بعد از آخرین جلسه‌ی تمرینی اندازه‌گیری شد. داده‌ها با استفاده از آزمون تی زوجی و در سطح معنی‌داری 05/0 مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که تمرین هوازی موجب افزایش معنی‌دار غلظت PGC-1α بافت قلب (001/0>P) و غلظت آیریزین پلاسما (001/0>P) شد. نتایج همچنین نشان داد که تمرین هوازی با کاهش معنی‌دار گلوکز (001/0>P) و افزایش انسولین (001/0>P) پلاسما همراه است. اما تأثیری بر شاخص مقاومت انسولینی ندارد 79/0=P). علاوه بر این مشخص شد که غلظت PGC-1α بافت قلب با غلظت آیریزین (001/0>P) و انسولین پلاسما (019/0=P) ارتباط مثبت معنی‌داری دارد اما با غلظت گلوکز این ارتباط معکوس است (001/0=P). آیریزین نیز با غلظت انسولین ارتباط مثبت (001/0=P) و با غلظت گلوکز ارتباط معکوس (002/0=P) معنی‌داری داشت.
نتیجه‌گیری: نتایج تحقیق حاضر پیشنهاد می‌کند که تمرین هوازی موجب افزایش بیان ژن PGC-1α در بافت قلب و آیریزین پلاسما می‌شود. این تغییرات ارتباط معنی‌داری با کاهش گلوکز و افزایش انسولین پلاسما در رت‌های دیابتی شده با STZ دارد.
امیر اکبری، حمید محبی، الما تبری،
دوره 19، شماره 2 - ( 11-1398 )
چکیده

مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر چاقی ناشی از رژیم غذایی پرچرب و تمرینات ورزشی تناوبی و تداومی بر SIRT1 بافت چربی احشایی و مقاومت به انسولین در رت‌های نر است.
روش‌ها: 40 سر رت نر نژاد ویستار در دو گروه به‌مدت 10 هفته تحت رژیم غذایی پرچرب (HFD، 32 سر) و رژیم غذایی استاندارد (C، 8 سر) قرار گرفتند. پس از القاء چاقی، 8 سر رت از گروه HFD و 8 سر رت گروه C قربانی شدند و سایر رت‌های چاق به‌طور تصادفی به 3 گروه کنترل چاق (OC)، تمرین تداومی با شدت متوسط (MICT) و تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) تقسیم شدند. پروتکل‌هایHIIT و MICT به‌مدت 12 هفته و 5 جلسه در هر هفته اجرا شدند. نمونه‌های چربی احشایی برای اندازه‌گیری مقادیر پروتئینی SIRT1 به روش وسترن بلات جمع‌آوری شدند.
یافته‌ها: القاء چاقی با کاهش معنی‌دار SIRT1 چربی احشایی و افزایش مقاومت به انسولین همراه بود (05/0). در مقابل، هر دو پروتکل HIIT و MICT مقادیر پروتئینی SIRT1 چربی احشایی را به‌طور معنی‌دار افزایش دادند (05/0)، در حالی که اثرات HIIT به‌طور معنی‌دار بیشتر بود (05/0). همچنین، هر دو پروتکل HIIT و MICT منجر به بهبود مقاومت به انسولین شدند (05/0).
نتیجه‌گیری: تمرین ورزشی احتمالاً می‌تواند نقش مهمی در تنظیم SIRT1 چربی احشایی داشته باشد و به‌واسطه‌ی آن می‌تواند در بهبود مقاومت به انسولین موثر باشد. همچنین به‌نظر می‌رسد افزایش در SIRT1 وابسته به شدت تمرین ورزشی باشد.
سعید اصلانی، شایان مصطفایی، سمانه سلطانی، الهام فرهادی، مهدی محمودی،
دوره 19، شماره 4 - ( 2-1399 )
چکیده

مقدمه: نقش پلی‌مورفیسم‌ ژن‌های گیرنده‌ی ‌شبه ایمونوگلوبولینی (KIR) در بروز دیابت نوع یک (T1D) در بسیاری از مطالعات بررسی شده و نتایج متفاوتی مشاهده شده است. هدف از انجام این متاآنالیز بررسی نتایج مطالعات قبلی و ارزیابی ارتباط بین پلی‌مورفیسم‌های ژن‌های KIR و خطر ابتلا به T1D است.
روش‌ها: پایگاه‌های اطلاعاتی پابمد/مدلاین و اسکوپوس برای انتخاب مطالعات مبتنی بر تأثیر پلی‌مورفیسم ژن های KIR بر استعداد ابتلا به T1D تا نوامبر سال ۲۰۱۹ به‌طور سیستماتیک مورد بررسی قرار گرفتند. پس از مرور نظامند سیزده مقاله منتشر شده مورد-شاهدی شامل ۲۲۸۵ بیمار و ۲۱۱۸ کنترل وارد متاآنالیز شدند. اندازه‌ی اثر ارتباط، نسبت شانس (OR) با فاصله‌ی اطمینان 95 درصد (CI) در نظر گرفته شد. ناهمگونی نسبت شانس در بین مطالعات پیشین با استفاده از آزمون Q کوکران و شاخص مجذور I و ارزیابی سوگیری مطالعه از طریق آزمون‌های ایگر و بگ انجام گرفت.
یافته‌ها: نتایج این متاآنالیز ارتباط آماری معناداری را بین پلی‌مورفیسم‌های (OR = 0.42, 95%CI = 0.23–0.77; P = 0.005) KIR2DL1، KIR2DL2 (OR = 1.15, 95% CI = 1.00-1.32; P = 0.048) و KIR2DL5 (OR = 0.86, 95% CI = 0.75–0.98; P = 0.03) با استعداد ابتلا به T1D نشان داد.
نتیجه‌گیری: براساس نتایج این مطالعه ژن‌های KIR2DL1 و KIR2DL5 ممکن است به‌عنوان ژن‌های محافظتی در برابر T1D در نظر گرفته شوند، در حالی که به‌نظر می‌رسد KIR2DL2 یک عامل مستعدکننده برای این بیماری است.

صفحه 3 از 4     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb