78 نتیجه برای Ir
رضا مسعودی، سلیمان خیری، فاطمه علی اکبری، احمد علی اسلامی، لیلی ربیعی،
دوره 19، شماره 6 - ( 6-1399 )
چکیده
مقدمه: ارزیابی سواد سلامت بیماران دیابتی نیازمند وجود ابزاری مختص این گروه است. پرسشنامهی سنجش سواد سلامت بیماران دیابتی (LAD) از ابزارهای مورد استفاده برای سنجش سواد سلامت بیماران دیابتی است. پژوهش حاضر با هدف ترجمه و اعتباریابی نسخهی فارسی پرسشنامهی (LAD) Diabetes Health Literacy Assessment Questionnaire انجام گرفته است.
روشها: پژوهش حاضر با هدف تعیین روایی و پایایی نسخهی فارسی پرسشنامه سنجش سواد سلامت بیماران دیابتی، روی 300 بیمار مبتلا به دیابت در سال 1398، به روش نمونهگیری انجام شد. مراحل اجرای مطالعه شامل: اول، ترجمه و تهیهی نسخهی فارسی پرسشنامهی سواد سلامت بهمنظور طراحی و انتخاب گویهها و ارزیابی کیفی آنها توسط گروه متخصصین؛ دوم، ارزیابی کمّی ویژگیهای روایی با استفاده از نظرات گروه متخصصین؛ سوم، ارزیابی روایی صوری (قابلیت درک) و پایایی پرسشنامه توسط گروه کوچکی از جامعهی هدف در یک مطالعه آزمایشی؛ چهارم، تحلیل گویهها، ارزیابی روایی و پایایی پرسشنامهی نهایی بود.
یافتهها: در تحلیل گویههای سازهی سازماندهی، اثرات سقف و کف مشاهده نشد. بیشترین میانگین مربوط به گویهی 8 و12 و کمترین میانگین مربوط به گویهی 6 بود. با توجه به شاخص Skewness، کجی در گویهها مشاهده نشد. براساس نتایج بهدستآمده، ابزار از ثبات درونی قابل قبولی برخوردار بود. تحلیل عامل اکتشافی 2 عامل را برای پرسشنامهی سواد سلامت بیماران دیابتی شناسایی کرد یک عامل درک فردی و عامل دوم حمایت اجتماعی بود.
نتیجهگیری: نتایج بهدست آمده از تحلیل عامل اکتشافی، پرسشنامهی سواد سلامت بیماران دیابتی (LAD)از روایی و پایایی مناسبی برخوردار است و میتوان جهت سنجش سواد سلامت بیماران دیابتی از آن استفاده کرد.
سینا آزادنجف آباد، سحر سعیدی مقدم، اسماعیل محمدی، نگار رضایی، نازیلا رضایی، شهره نادری مقام، رزا حق شناس، عرفان قاسمی، یوسف فرضی، الهام عبدالحمیدی، سحر محمدی فاتح، حسین زکایی، آمنه کاظمی، عذرا طباطبایی ملاذی، فرشاد فرزادفر، باقر لاریجانی،
دوره 20، شماره 1 - ( 11-1399 )
چکیده
بیماریهای غیرواگیر شایعترین علت مرگ و میر زودرس و ناتوانی در اثر بیماریها در سطح جهان هستند که بار سنگینی را بر سیستمهای سلامت وارد میکنند. چهار دستهی اصلی بیماریهای غیرواگیر شامل بیماریهای قلبیعروقی، بدخیمیها، دیابت و بیماریهای مزمن تنفسی است. ایران دومین کشور بزرگ در منطقهی خاورمیانه، در دهههای گذشته در حال طی یک دورهی گذار بسیار مهم از اپیدمی بیماریهای واگیر به سمت اپیدمی بیماریهای غیرواگیر بوده است. یکی از روشهای موثر کنترل بیماریهای غیرواگیر، پیادهسازی مطالعات و مداخلات جمعیتی است که سعی میکند با انجام مطالعات و ارائهی خدمات در سطح وسیعی از جمعیت، عوامل خطر مختلف این دسته از بیماریها را کاهش داده و مانع بروز هر چه بیشتر این بیماریها شود. پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران قطب علمی پژوهشی غدد درونریز و متابولیسم و مرکز تحقیقات بیماریهای غیرواگیر پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم تلاشهای ارزندهای در زمینهی پیادهسازی مطالعات جمعیتی پایش و بررسی بیماریهای غیرواگیر داشتهاند. در این مطالعه سعی شده است با مروری بر این مطالعات و طرحهای اجرا شده و در حال اجرا، نمونهای برای پیادهسازی سیاستهای پیشگیری و کنترل بیماریهای غیرواگیر معرفی شود.
زهرا یعقوبی، بهرام عابدی،
دوره 21، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو، نوعی اختلال متابولیکی است که بهدلیل مقاومت به انسولین بهوجود میآید. هدف از این تحقیق، مطالعهی اثر 8 هفته تمرین هوازی بههمراه مصرف مکمل زنجبیل بر FGF21، آیریزین و مقاومت به انسولین در زنان دیابتی نوع دو بود.
روشها: در یک مطالعهی نیمه تجربی با طرح پیشآزمون پسآزمون، 24 زن مبتلا به دیابت نوع دو بهصورت هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. آزمودنیها بهطور تصادفی به دو گروه کنترل (دارونما و تمرین) و تجربی (مکمل و تمرین) تقسیم شدند. گروه تجربی در تمرینات با شدت 65 تا 70 درصد ضربان قلب هدف و سه جلسه در هفته شرکت کردند. مکمل دهی زنجبیل نیز همزمان با تمرین بهصورت عصارهی خشک 1 گرم زنجبیل (کپسولهای 250 گرمی) و چهار وعده در روز انجام شد. گروه کنترل (دارونما) نیز از کپسولهای مشابه حاوی آرد بو داده استفاده کردند. بهمنظور ارزیابی سطوح سرمی متغیرها، 24 ساعت قبل و پس از مداخله تمرین و مکمل و در شرایط حداقل 10 ساعت ناشتایی از کلیهی آزمودنیها خونگیری بهعمل آمد. دادهها با استفاده از آزمون کوواریانس تجزیه وتحلیل شد (05/0>P).
یافتهها: نتایج نشان داد هشت هفته مداخلهی تمرین هوازی و مکملگیری زنجبیل منجر به افزایش معنادار در سطوح آیریزین (0001/0=P) و FGF21 (0001/0=P) و نیز کاهش معنادار در شاخص مقاومت به انسولین (0001/0=P) گردید.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد استفاده از مداخلهی تمرین و مصرف مکمل زنجبیل در برابر تمرین میتواند اثرات مثبتی بر عوامل تنظیمکننده انرژی در افراد دیابتی نوع دو داشته باشد.
زهرا حاج هاشمی، الهام مسلمی، پروانه صانعی،
دوره 21، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده
مقدمه: اگرچه بسیاری از مطالعات مشاهدهای ارتباط میان سطوح سرمی ویتامین D و چاقی شکمی را بررسی کردهاند، یافتهها متناقض است. این مرورسیستماتیک و متاآنالیز دوز-پاسخ بهمنظور جمعبندی این ارتباط در بزرگسالان در مطالعات مشاهدهای انجام شد. روشها: تمامی مطالعات چاپ شده تا مِی2020میلادی در 5 پایگاه اطلاعاتی مورد جستوجو قرارگرفتند. 41 مطالعهی مشاهدهای که ارتباط بین سطوح سرمی ویتامین D و چاقی شکمی را بهصورت نسبت شانس (OR)، نسبت خطر(RR) یا خطر نسبی (HR) بههمراه فاصلهی اطمینان 95% (CI) گزارش کرده بودند، در این مطالعه گنجانده شدند. یافتهها: بهطور کلی44 اندازهی اثر، از 36 مطالعهی مقطعی که بر روی 257699 فرد انجام شده، نشان داد که سطوح سرمی بالای ویتامین D در مقایسه با سطوح پایینی، با 23% کاهش شانس چاقی شکمی مرتبط است (83/0-71/0:CI%95;77/0:OR). پس از انجام آنالیز زیرگروهی، تقریباً درهمهی زیرگروهها ارتباط معناداری مشاهده شد. براساس آنالیز دوز-پاسخ خطی، هر nmol/l 25 افزایش در سطوح سرمی ویتامین D با8% کاهش خطر چاقی شکمی همراه بود (99/0-85/0:CI%95;92/0:OR). بعد از محدود کردن آنالیز به مطالعات با نمونهگیری تصادفی (17 مطالعه با 242135 نفر)، همان ارتباط معنادار و معکوس حاصل شد (87/0-71/0:CI%95;79/0:OR). همچنین در مطالعات با نمونهگیری تصادفی، هرnmol/l 25 افزایش در سطوح سرمی ویتامین D با10% کاهش خطر چاقی شکمی همراه بود (99/0-82/0:CI%95;90/0:OR). نتیجهگیری: در این مطالعهی متاآنالیز که بر روی مطالعات اپیدمیولوژیک انجام شد، ارتباط معنادار و معکوس و خطی بین سطوح سرمی ویتامین D و چاقی شکمی مشاهده گردید. این ارتباط در مطالعات با نمونهگیری تصادفی نیز مشاهده شد. در پایان، برای تعیین ارتباط علت و معلولی نیاز به مطالعات آیندهنگر است.
سهیلا مردانی، سید عباس بی نیاز، سجاد رمضانی،
دوره 22، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده
مقدمه: آیریزین مایوکاینی است که از پروتئین غشایی FNDC5 آزاد میشود و تأثیرات مثبتی بر متابولیسم کربوهیدراتها دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر 8 هفته تمرین هوازی بر میزان آیریزین و مقاومت به انسولین زنان میانسال مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روشها: در این مطالعۀ نیمه تجربی 24 زن مبتلا به دیابت نوع دو بهصورت هدفمند انتخاب و بهطور تصادفی به دو گروه تمرین هوازی (12 نفر) و کنترل (12نفر) تقسیم شدند. گروه تمرین بهمدت 8 هفته (3جلسه در هفته) بهمدت 50 دقیقه به اجرای تمرین تمرینهای هوازی با شدت 45-85 درصد ضربان قلب بیشینه بر روی تردمیل پرداختند. گروه کنترل در مدت تمرین هیچگونه فعالیت بدنی نداشتند. نمونههای خونی 24 ساعت قبل و 48 ساعت بعد از آخرین جلسۀ تمرینی جمعآوری شد و سرم حاصل جهت اندازهگیری سطوح آیرزین، شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR)، گلوکز ناشتا و انسولین استفاده گردید. جهت بررسی تغییرات درونگروهی از آزمونt همبسته و تفاوت بین گروهی از آزمون t مستقل استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS (نسخۀ 22) در سطح معناداری (05/0≥P) استفاده شد.
یافتهها: تغییرات درون گروهی نشان داد، 8 هفته تمرین هوازی موجب افزایش سطح سرمی آیریزین (000/0P=)، کاهش معنادار شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR) (000/0P=)، گلوکز ناشتاو انسولین (001/0P=) نسبت به گروه کنترل دیابتی شد. همچنین در مقایسه بین گروهی تمرینهای هوازی موجب افزایش معنادار سطوح آیریزین (001/0P=) و کاهش شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR)، گلوکز ناشتا (001/0P=) و انسولین (001/0P=) نسبت به گروه کنترل دیابتی شد.
نتیجهگیری: تمرین هوازی از طریق تأثیر مطلوب بر افزایش سطوح آیریزین و کاهش شاخص مقاومت به انسولین، عامل کارآمدی جهت بهبود وضعیت متابولیسم گلوکز در بیماران دیابتی نوع دو است.
سیده ندا موسوی، سارا قراچه، میرسعید سیددراجی، الهام حسینی، فریبا کوهدانی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
مقدمه: مطالعات حیوانی نشان دادهاند که رژیم غذایی کم/پُرکالری مادر در دوران بارداری میتواند با تغییر در بیان ژن سیرتوئین-1، بهعنوان یک سنسور متابولیک، بر متابولیسم فرزندان اثر بگذارد. اما تاکنون مطالعهای به بررسی اثر رژیم غذایی ایزوکالریک در این زمینه نپرداخته است. در این مطالعه اثر دو نوع رژیم غذایی ایزوکالریک با مقادیر متفاوت چربی بر بیان ژن و پروتئین سیروتوئین-1 در بافت کبد تولههای نر و ماده بررسی شده است.
روشها: گروه کنترل رژیم غذایی AIN93G دریافت نمودند. در این رژیم غذایی 16% و 64% از کل کالری بهترتیب از چربی و کربوهیدرات تأمین شد. گروه مداخله رژیم غذایی پُرچرب AIN93G دریافت نمودند که بهترتیب 48% و 32% از کل کالری روزانه از چربی و کربوهیدرات تأمین شد. چربی رژیم غذایی از روغن سویا در هر دوگروه تأمین شد. رژیمهای غذایی ایزوکالریک بوده و 20% از کل کالری روزانه از پروتئین فراهم شد. مادران در کل دوران بارداری و شیردهی یکی از این دونوع رژیم غذایی را دریافت کرده و همهی تولهها پس از دورهی از شیرگیری (3 هفته پس از تولد)، رژیم غذایی کنترل را دریافت نمودند.
یافتهها: میزان بیان ژن و پروتئین سیرتوئین-1 در تولههای نر و ماده متولد شده از موشهای مادری که رژیم غذایی پُرچرب دریافت کرده بودند کمتر از تولههای گروه کنترل بود (001/0>P).
نتیجهگیری: تغییر در میزان چربی دریافتی در رژیم غذایی مادر، بدون افزایش میزان انرژی دریافتی، بر بیان ژن و پروتئین سیرتوئین-1در کبد نسل بعد مؤثر است.
خان مریم طاهری، مهرزاد عبادی قهرمانی، فرح نامنی،
دوره 23، شماره 5 - ( 10-1402 )
چکیده
مقدمه: سیر توئین-1 بهعنوان سنسور متابولیک کلیدی در بافتهای مختلف از جمله عضلۀ اسکلتی و بافت شناخته شده است که میتواند نقش محوری در تنظیم متابولیسم گلوکز و لیپیدها از طریق فعالیت دی استیلاز ایفا کند. هدف از تحقیق حاضر بررسی نقش عصارۀ لیکورایز و تمرین منتخب شنا بر مسیرهای سیگنالینگ SIRT1 در عضلۀ نعلی موشهای صحرایی نر دیابتی بود.
روشها: پژوهش از نوع تجربی و بنیادی و روش کار یک کارآزمایی تجربی با ماهیت توصیفی_ تحلیلی است. 50 سر موش خریداری شد و در 5 گروه 10 تایی تقسیم شدند. برنامۀ تمرینی اصلی شامل شنا کردن در تانکر ویژه جوندگان مخزن آب ویژه شنا بهمدت 6 هفته و ۵ جلسه در هفته بود. بهمنظور دیایتی کردن موشها استرپتوزوتوسین تزریق شد. ۷ روز پس از تزریق قند خون موشها اندازهگیری شد و موشهایی که قند خونشان بالاتر از ۲۵۰ میلیگرم بر دسیلیتر بود بهعنوان نمونۀ دیابتی انتخاب میشوند. به دو گروه از موشهای دیابتی عصارۀ ریشۀ لیکورایز خورانده شد. جهت تجزیهوتحلیل یافتههای تحقیق از آزمون آنالیز واریانس دو راهه و با استفاده از نرمافزار SPSS26 استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد اثر متقابل تمرین شنا و مصرف عصارۀ لیکورایز بر مسیر سیگنالینگ SIRT1 از نظر آماری معنیدار است (002/0 =P).
نتیجهگیری: SIRT1 نقش مهمی در کنترل هموستاز گلوکز بازی میکند. در واقع، تحت شرایط دیابتی فعالیت و میزان بیان ژن SIRT1 در بافتهای مختلف علیرغم نقش متابولیکی و مهم، کاهش مییابد. تمرین شنا به همراه مصرف مکمل لیکورایز با تنظیم مثبت بیان ژن SIRT1 میتواند در پیشگیری و درمان بیماری دیابت مؤثر باشد.
هادی گلپسندی، محمدرحمان رحیمی، صلاح الدین احمدی،
دوره 23، شماره 5 - ( 10-1402 )
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر هشت هفته تمرین هوازی و مکملیاری ویتامین D3 بر سطح پروتئین آیریزین قلبی، مقاومت به انسولین و پروفایل لیپیدی در رتهای القاء شده به دیابت نوع دو انجام شد.
روشها: چهل سر رت نر نژاد ویستار پس از القاء دیابت نوع دو از طریق ترکیب رژیم غذایی پُرچرب+ استرپتوزوتوسین، بهطور تصادفی به پنج گروه: 1) کنترل سالم (NC)، 2) کنترل دیابتی (DC)، 3) دیابت+تمرین هوازی (DAT)، 4) دیابت+ویتامین D3 (DVD) و 5)دیابت+ تمرین هوازی+ ویتامین D3 (DVDAT) تقسیم شدند. برنامۀ تمرین هوازی (پنجبار در هفته با شدت 60% حداکثر سرعت دویدن، بهمدت یک ساعت) و مکمل یاری ویتامین D3 (هر هفته 10000IU/ کیلوگرم) انجام شد. پس از بیهوش نمودن رتها، نمونۀ خونی جهت ارزیابی سطوح سرمی گلوکز، انسولین، تریگلیسیرید، کلسترول، LDL و HDL گرفته شد. بافت قلب جهت ارزیابی مقدار محتوای پروتئینی آیریزین جداسازی گردید.
یافتهها: نتایج تحلیل واریانس یکطرفه نشان داد که سطح پروتئین آیریزین بافت قلب در گروههای DAT، DVD و DVDAT افزایش معنادار 04/14، 28/12 و 56/24 درصدی بهترتیب نسبت به DC داشت (001/0>P)، مقاومت به انسولین نیز در تمامی گروههای مداخله نسبت به گروه DC کاهش معناداری نشان داد (001/0>P)، اما سطوح HDL، تریگلیسیرید و کلسترول فقط در گروههای DAT و DVDAT نسبت به گروه DC کاهش معناداری داشت.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج، بهنظر میرسد که هشت هفته تمرین هوازی و مکمل ویتامین D3احتمالاً از طریق افزایش محتوای پروتئین آیریزین قلبی، باعت بهبود شاخص مقاومت به انسولین و پروفایل لیپیدی در رتهای القاء شده به دیابت نوع دو میگردد.
سحر ریاستی، حسین عابدنطنزی، ماندانا غلامی،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
مقدمه: هدف پژوهش حاضر مطالعۀ تأثیر تمرین تناوبی شدید و ژل رویال بر بیان ژنهای مسیر miR-423-5P- FAM3A-AKt2 کبد موشهای صحرایی دیابتی نوع دو بود.
روشها: در این پژوهش 36 سرموش نر ویستار بهعنوان نمونۀ آماری انتخاب و پس از دو هفته سازگاری و رسیدن به وزن 20±193 گرم برای مدت 5 ماه با رژیم پُرچرب تغذیه شدند و پس از رسیدن به میانگین وزنی حدود 50±409 گرم با تزریق درون صفاقی 25 mg/kg استرپتوزوتوسین (STZ) دیابتی شدند. یک هفته پس از القای دیابت، گلوکز خون ناشتا اندازهگیری و قند خون بالای 150 تا 400 mg/dl بهعنوان معیاری برای دیابت نوع دو در نظر گرفته شد. موشهای دیابتی نوع دو در 4 گروه (کنترل، تمرین تناوبی، ژل رویال و گروه تمرین-ژل) قرار گرفتند.گروه تجربی که تمرین داشتند تمرین تناوبی شدید را با شدت 20 تا 36 متر در دقیقه برای 16 تا 45 دقیقه در هر جلسه و 5 جلسه در هفته برای 8 هفته انجام دادند. وگروههای تجربی مصرف ژل رویال مقدار 100 mg/kg وزن موشها ژل رویال بهصورت گاواژ مصرف کردند. 48 ساعت از آخرین جلسه تمرین و 12 ساعت ناشتایی موشها با اتر بیهوش و خونگیری از قلب و بافت برداری از کبد برای مطالعات بعدی انجام شد. نمونۀ بافتی نیز بلافاصله پس از جداسازی در نیتروژن مایع به دمای 80- فریزر انتقال یافت. اندازهگیریهای سرمی گلوکز توسط دستگاه اتوآنالیزر انجام شد. انسولین توسط کیت الایزا اندازهگیری شد و شاخص مقاومت به انسولین با فرمول اندازهگیری شد. میزان بیان ژنهای miR-423-5P، mRNA FAM3A و mRNA AKt2 کبد با استفاده از روش RT-PCR و بهکارگیری کیتهای مخصوص اندازهگیری و یافتهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس دو عاملی و آزمون تعقیبی بونفرونی مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در گروههای تجربی نسبت به گروه کنترل بیان ژن miR-423-5P کاهش معنیدار و بیان mRNA FAM3A افزایش داشت اما معنیدار نبود و بیان mRNA AKt2 در گروههای تمرین و تمرین همراه با ژل رویال نسبت به گروه کنترل افزایش معنیدار و در گروه ژل رویال نیز افزایش داشت که از نظر آماری معنیدار نبود (سطح معناداری 05/0>P).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد تمرین تناوبی و مصرف ژل رویال هر دو به تنهایی و بهصورت تعاملی با تاثیر بیشتر، بتوانند به ایجاد تغییرات مطلوب در بیان ژنهای مذکور کبد موشهای صحرایی دیابتی نوع دو کمک کنند.
پریا معقولی، رقیه افرونده، محمد ابراهیم بهرام، آمنه پوررحیم قورقچی،
دوره 24، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده
مقدمه: هدف از این مطالعه بررسی اثر هشت هفته تمرین مقاومتی دایرهای و مکمل یاری زعفران بر سطوح سرمی ویسفاتین و مقاومت به انسولین در مردان دارای اضافه وزن بود.
روشها: در این پژوهش نیمهتجربی، 40 نفر از دانشجویان چاق و دارای اضافهوزن، بهطور تصادفی به جهار گروه تمرین، تمرین+مکمل، مکمل و کنترل (هر گروه 10 نفر) تقسیم شدند. گروههای تمرین بهمدت هشت هفته و هر هفته سه جلسه بهمدت 90 دقیقه در نوبت عصر تمرینهای مقاومتی دایرهای انجام دادند. گروه مکمل و تمرین+مکمل، از قرص زعفران با دوز30 میلیگرم در روز بهعنوان مکمل استفاده کردند. نمونههای خونی در دو مرحلۀ پیشآزمون و 48 ساعت پس از آخرین جلسۀ تمرین جمعآوری شد. دادهها با استفاده از آزمون آماری کوواریانس و t زوجی در سطح معنیدار 05/0 P≤ تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج t همبسته کاهش معناداری در میزان ویسفاتین و مقاومت به انسولین در پس آزمون گروه تمرین، تمرین+مکمل و مکمل نسبت به پیشآزمون نشان داد (05/0 P≤). نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد، میزان ویسفاتین افزایش و شاخص مقاومت به انسولین در گروه تمرین، تمرین+مکمل و مکمل نسبت به گروه کنترل کاهش معنادار داشت (05/0 P≤).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد هشت هفته تمرین مقاومتی دایرهای و مکمل یاری زعفران بر سطوح سرمی ویسفاتین و مقاومت به انسولین میتواند منجر به کاهش این دو متغیر در مردان دارای اضافه وزن شود. گیاه زعفران میتواند بهدلیل دارا بودن فلائونوئیدها و به واسطۀ تحریک ترشح ویسفاتین، نقش محافظتی را ایفا کند.
حمیدرضا زلفی، امیر شکیب، مهدی زارعی، نگیسا فرهنگی،
دوره 24، شماره 4 - ( 8-1403 )
چکیده
مقدمه: اثرات ورزش منظم بر پروفایل miRNA و شاخصهای استرس اکسیداتیو کمتر شناخته شده است. هدف از مطالعۀ حاضر بررسی تغییرات بیان ژن mRNA17 و شاخصهای استرس اکسیداتیو در زنان دارای اضافه وزن و چاق بهدنبال تمرینهای عملکردی با شدت بالا بود.
روشها: در این مطالعۀ نیمهتجربی،22 زن دارای اضافه وزن و چاق بهصورت تصادفی در دو گروه تمرین عملکردی با شدت بالا (10 نفر) و کنترل (12 نفر) تقسیم شدند. آزمودنیهای گروه تمرینی 3 جلسه در هفته بهمدت 8 هفته به اجرای تمرینهای عملکردی با شدت بالا (مقیاس درک فشار بالاتر و مساوی 7) پرداختند. قبل و پس از 8 هفته، نمونههای خونی جهت اندازهگیری بیان miR-17، مالون دی آلدئید (MDA)، سوپراکسیددیسموتاز، گلوتاتیون پراکسیداز (GPx) و ظرفیت آنتیاکسیدانی تام (TAC) به عمل آمد. از آزمون تحلیل کواریانس جهت تجزیهوتحلیل دادهها استفاده شد.
یافتهها: بعد از هشت هفته تمرینهای عملکردی با شدت بالا، بیان miR-17 در گروه تجربی نسبت به گروه کنترل بهطور معنیداری کاهش یافت(001/0 =P). بعد از هشت هفته تمرینهای عملکردی با شدت بالا TAC (0001/0 =P)، GPX (007/0 =P) و SOD (001/0 =P) در گروه تجربی نسبت به گروه کنترل بهطور معنیداری افزایش یافت. تغییر معناداری در MDA مشاهده نشد (778/0 =P).
نتیجهگیری: نتایج مطالعۀ حاضر نشان داد هشت هفته تمرین عملکردی با شدت بالا ممکن است منجر به کاهش بیان miR-17 و بهبود شاخصهای استرس اکسیداتیو و آنزیمهای آنتیاکسیدانی گردد که احتمال دارد در بهبود شاخصهای متابولیک و عوارض چاقی مؤثر باشد.
غزاله یاوری، سحر ملزمی، ویدا حجتی، زهرا کردی،
دوره 24، شماره 5 - ( 10-1403 )
چکیده
مقدمه: اختلال در عملکرد سلولهای بتای پانکراس سبب کاهش انسولین و افزایش گلوکز سرم میشود و بهدنبال آن سبب ایجاد بیماری دیابت میشود. دیابت با آسیب به ارگانهای مختلف سبب اختلال در عملکرد آنها شده که از جمله بافتهایی که در معرض آسیب دیابت قرار میگیرد پوست است. از اینرو با هدف بررسی اثر عصارۀ هیدروالکلی ماشک (Vicia sativa) بر زخمهای پوستی ناشی از قند خون بالا پرداختیم.
روشها: در این مطالعه 48 سر موش نر نژاد ویستار با محدودۀ وزنی 220 تا 250 گرم به 4 گروه کنترل، شم، تجربی یک (گروه دیابتی+ اوسرین)، تجربی دو (دیابتی+ ماشک) تقسیم گردیدند. همزمان با دیابتی شدن موشها با دوزmg/kg 50 استرپتوزوتوسین، مابقی گروهها بافر سیترات را بهصورت درون صفاقی دریافت کردند. بعد از بیهوش شدن موشها با ماده بیهوشی و تراشیدن موهای پشت آنها در گروههای مورد آزمایش زخمی به طول 3 سانتیمتر در سمت چپ ستون فقرات ایجاد شد و گروههای تحت درمان با بهمدت 14 روز عصارۀ ماشک با دوز mg/kg 200 بر زخمها زماد گردید. روند ترمیم زخم بهصورت ماکروسکوپی و میکروسکوپی در روزهای 7 و 14 مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: زخم گروههای دیابتی شده با استرپتوزوسین در مقایسه با گروه کنترل ترمیم دیرتری نشان داد و التیام زخم در گروههای تجربی تیمار شده با عصارۀ الکلی ماشک نسبت به گروه کنترل از سرعت بیشتری برخوردار بود.
نتیجهگیری: نتایج حاکی از آن بود که عصارۀ الکلی ماشک موجب تسریع ترمیم زخمهای پوستی نمونههای سالم و دیابتی میشود.
رضا امینی، عباس صارمی، محمدرضا آفرینش،
دوره 24، شماره 5 - ( 10-1403 )
چکیده
مقدمه: بیماری آلزایمر شایعترین نوع زوال عقل است که بهصورت پیشرونده با ازدستدادن حافظه و واکنش به محیط همراه است. هدف این مطالعه بررسی تأثیر ۱۲ هفته تمرین مقاومتی همراه با دریافت سماق بر سطح سرمی SIR3، SIR4 و AMPK در موشهای نر آلزایمری بود.
روشها: در این مطالعۀ تجربی، موشهای صحرایی بـا سـن ۱۰-۸ هفته و میـانگین وزنـی ۳۰±۲۳۰ گرم بهصورت تصادفی به پنج گروه کنترل، آلزایمری، آلزایمری همراه با دریافت مکمل سماق، آلزایمری همراه با تمرین مقاومتی و آلزایمری همراه با تمرین مقاومتی و دریافت مکمل سماق تقسیم شدند. برای القای آلزایمر، ۸ میلیگرم/کیلوگرم تری متیل تین کلراید به همراه ۲۰۰ میکرولیتر نرمال سالین بهصورت درون صفاقی به موشها تزریق شد. تمرین مقاومتی بهمدت ۱۲ هفته و ۵ روز در هفته روی نردبان ویژۀ موش انجام گرفت. ۴۸ ساعت بعد از آخرین جلسۀ تمرین، نمونۀ خونی گرفته شد. سطح سرمی SIR3، SIR4 و AMPK به روش الایزا مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای بررسی تغییرات بین گروه کنترل با سایر گروهها از آزمون T مستقل و برای بررسی تفاوت سایر گروهها از آزمون آنالیز واریانس یکسویه و در صورت معنیداری از آزمون تعقیبی توکی، توسط نرمافزار SPSS نسخۀ ۲۹ در سطح معنیداری ۰۵/۰P< استفاده شد.
یافتهها: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که ۱۲ هفته تمرین مقاومتی موجب افزایش میزان SIR3(036/0 P<)، SIR4 (029/0 P<) و AMPK (447/0 P<) نسبت به گروه آلزایمری شده شد. بهعلاوه، اضافهکردن سماق به برنامۀ تمرین مقاومتی باعث تغییرات در میزان SIR3 (048/0 P<)، SIR4 (024/0 P<) و AMPK (002/0 P<) شد.
نتیجهگیری: نتایج ما پیشنهاد میکند که تمرین مقاومتی با بهبود سطح سیرتوئین ۳، سیرتوئین ۴ و آدنوزین مونوفسفات کیناز در موشهای آلزایمری همراه است و دریافت ترکیب آنتیاکسیدانی سماق منجر به مضاعف شدن این پاسخها میشود.
زهرا گلی، فرزانه تقیان، خسرو جلالی،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: هدف از پژوهش ، مقایسۀ تأثیر دونوع تمرین هوازی با و بدون شیب ، بر تعدیل فشار اکسایشی و عملکرد کلیۀ موش مبتلا به بیماری CKD بوده است.
روشها: تعداد ۲۴ سر موش مادۀ نژاد C57bl6 دو ماهه با وزن۲۶/۱±۲۵ گرم تصادفی به چهارگروه: کنترل سالم، موشهای مبتلا به CKD، CKD و تمرین هوازی بدون شیب و CKD و تمرین هوازی با شیب تقسیم شدند. بهمنظور القای CKD پودرآدنین ۲/۰ درصد میلیگرم بر کیلوگرم بهمدت ۴ هفته دریافت کردند. گروه تمرین هشت هفته تمرین تردمیل(۵ جلسه درهفته) یک گروه با شیب ۲۰ درجه و گروه دیگر با شیب صفردرجه اجرا کردند. پس از آخرین جلسۀ تمرین، خونگیری بهمنظور اندازهگیری نیتروژن اورۀ خون، اوره و غلظت گلوتاتیون به روش الایزا انجام شد. بیان ژنهای SIRT1, NRF1, TNF-α با تکنیک qPCR-Real Time اندازهگیری شد. برای تجزیهوتحلیل آمار از آزمون آنوا یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی و سطح معنیداری ۰۵/0 ≥P استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد القای CKD موجب افزایش معنیدار در مقادیر نیتروژن اورۀ خون و اوره و کاهش معنیدار غلظت گلوتاتیون نسبت به گروه کنترل سالم شد (۰۵/0 >P). از سویی در گروه تمرین با شیب غلظت گلوتاتیون افزایش معنیدار و مقادیر نیتروژن اورۀ خون و اوره کاهش معنیدار وجود دارد (۰۵/0 >P). میزان بیان SIRT1 وNRF1 در گروه تمرین باشیب افزایش معنیدار و میزان بیانTNF-α کاهش معنیدار داشت ( ۰۵/0 >P)
نتیجهگیری: تمرینات با شیب سبب تعدیل فشار اکسایشی از طریق مسیرانتقال پیام TNFα/SIRT1/NRF1 و بهبود دهندۀ غلظت گلوتاتیون و مقادیر نیتروژن اورۀ خون و اوره در موش مبتلا به بیماری مزمن کلیوی میشود و اثر تمرین با شیب نسبت به بدون شیب بهتر است.
نگار سرهنگی، ماندانا حسن زاد، فاطمه روح اله، شکوفه نیک فر، فرشاد شریفی، نگار نیکنام،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: فارماکوژنومیکس (PGx) به مطالعۀ ارتباط بین تغییرات ژنتیکی و پاسخهای دارویی میپردازد. مطالعۀ مقطعی حاضر با هدف بررسی فراوانی آللی واریانت ژنتیکی شایع در ژن NUDT15 در جامعۀ ایرانی انجام شد.
روشها: در مجموع 1142 نمونۀ فرد سالم ایرانی با استفاده از روش میکرواری تعیین ژنوتیپ شدند.
یافتهها: 19 نفر: واریانت مورد مطالعه با فراوانی آلل جزئی بالاتر از 1 درصد در میان جمعیت مورد مطالعه حاضر شناسایی شد که ممکن است تنوع قابلتوجه در فنوتیپهای پاسخ دارویی در میان جمعیتهای مختلف را توضیح دهد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد که تنوع ژنتیکی قابل توجهی در ژن NUDT15 در بین جمعیتهای ایرانی وجود دارد که میتواند بهطور قابل توجهی بر تصمیمگیریهای بالینی تأثیر بگذارد. این مطالعه الگوی فراوانی واریانت مؤثر در تعیین فنوتیپ ژن NUDT15 در جمعیت ایران را نشان داد.
مرتضی طیبی، الهام حاجی زاده، رسول اسلامی، معراج میرزائی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو یکی از شایعترین بیماریهای متابولیکی است که با مقاومت به انسولین و اختلال در جذب گلوکز همراه است. همهگیری کووید-۱۹ و قرنطینههای مرتبط با آن باعث تغییرات عمدهای در سبک زندگی افراد، از جمله کاهش فعالیت بدنی در بیماران دیابتی شد. این مطالعه به بررسی الگوهای فعالیت بدنی و ادراکات بیماران دیابتی در ایران پس از دوران کووید-۱۹ پرداخته است.
روشها: پرسشنامهای آنلاین طراحی شد و لینک آن از طریق شبکههای مجازی منتشر گردید. از 435 پاسخدهنده از 35 شهر، 400 نفر دادههای کامل ارائه کردند (200 نفر دیابتی و 200 نفر غیر دیابتی سالم). اطلاعات جمعآوریشده برای تحلیل مورد استفاده قرار گرفت. دادهها با استفاده از آزمون t مستقل آنالیز و سطح معناداری (05/0P< ) در نظر گرفته شد.
یافتهها: نتایج نشان داد سطح فعالیت بدنی افراد دیابتی بهطور معناداری کمتر از افراد غیردیابتی بود (05/0P< ). همچنین نوع فعالیتهای ورزشی مورد علاقه آنها متفاوت بود؛ هر دو گروه بیشترین علاقه را به پیادهروی و کمترین علاقه را به بازیهای سنتی نشان دادند. مهمترین انگیزه افراد دیابتی برای ورزش، پیشگیری از بیماریها بود، اما موانع مالی بیشترین تأثیر را بر کاهش فعالیت بدنی دیابتیها داشت (05/0P< ). منابع اطلاعاتی اصلی این افراد درباره ورزش، مجلات و کتب بودند.
نتیجهگیری: برای افزایش مشارکت بیماران دیابتی در فعالیتهای ورزشی، پیشنهاد میشود تسهیلات ورزشی مناسب فراهم و آموزشهای لازم درباره فواید ورزش ارائه شود. طراحی برنامههای ورزشی ویژه، متناسب با شرایط جسمانی بیماران دیابتی، میتواند تأثیر مثبتی بر سلامت این گروه داشته باشد.
مصطفی کاشانی، صدیقه برزه کار،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو یکی از تهدیدات جدی برای سلامت عمومی در قرن حاضر است و هزینههای اقتصادی و درمانی قابلتوجهی را بر نظامهای سلامت تحمیل میکند. پیشبینی دقیق روند ابتلا به دیابت میتواند نقش مؤثری در مدیریت منابع و طراحی برنامههای مداخلهای ایفا کند.
روشها: در این مطالعه، یک مدل ترکیبی مبتنی بر اتوماتای سلولی یادگیر (CLA) و الگوریتم رتبهبندی برتری و فروتری (SIR) توسعه داده شده است تا با بهرهگیری از دادههای بیماران دیابتی واقعی در استان کرمان، روند گسترش بیماری در افق ۲۰ساله آتی پیشبینی شود. دادههای مورداستفاده شامل ویژگیهای دموگرافیک و آزمایشگاهی بیماران دیابتی طی سالهای ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۱ بوده است. پس از پیشپردازش دادهها و حذف مقادیر گمشده، مدل پیشنهادی در نرمافزار MATLAB پیادهسازی شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که ترکیب مدل CLA و SIR توانسته است بادقت بالایی روند شیوع بیماری را مدلسازی کند. همچنین، فاکتورهایی نظیر فشارخون، کلسترول و شاخص توده بدنی بهعنوان عوامل مؤثر کلیدی در روشنشدن سلولهای مدل شناسایی شدند.
نتیجهگیری: یافتهها بیانگر آن است که استفاده از رویکردهای هوشمند میتواند در تحلیل دادههای سلامت و پیشبینی بیماریهای مزمن مؤثر باشد.
سیده زهرا موسوی زواردهی، شهربانو دهرویه، فرهاد مشایخ بخشی،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی آموزش ذهن آگاهی شفقت محور بر انزوای اجتماعی، حس انسجام و ارزشمندی بدن در دختران دارای اضافه وزن انجام شد.
روشها: این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه گواه اجرا گردید. جامعۀ آماری این تحقیق شامل دختران ۱۴ تا ۱۸ ساله دارای اضافهوزن در شهر ساری در سال ۱۴۰4-۱۴۰3 بود که تعداد 32 نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش تحت آموزش ذهن آگاهی شفقت محور قرار گرفت که در قالب ۸ جلسه آموزشی ارائه شد، درحالیکه گروه کنترل تحت هیچگونه آموزشی قرار نگرفت. پروتکل رویکرد ذهن آگاهی شفقت محور براساس طرح درمانی Sadeghi و همکاران (1400) برنامهریزی و اجرا شد. ابزارهای بهکار رفته در این پژوهش شامل، پرسشنامه ارزشمندی بدن Mendelson (2001)، پرسشنامۀ حس انسجام Antonovsky (1987) و پرسشنامۀ انزوای اجتماعی Modarresi Yazdi و همکاران (1396) بود. نتایج حاصل از پژوهش در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی و آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره با استفاده از نرمافزار SPSS نسخۀ ۲۶ تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که آموزش ذهن آگاهی شفقت محور بر خودارزشی، حس انسجام و انزوای اجتماعی دختران دارای اضافه وزن تأثیر دارد، بدین معنی که آموزش ذهن آگاهی شفقت محور سبب کاهش انزوای اجتماعی و بهبود خودارزشی و حس انسجام دختران دارای اضافه وزن شده است (001/0P< ، 787/11 =F، لامبدای ویلکز = 151/0).
نتیجهگیری: آموزش ذهنآگاهی شفقتمحور، با تأکید بر پذیرش تجربیات بدون قضاوت و ایجاد رویکردی معنامدار، میتواند نقش حیاتی در ارتقای سلامت روان، تنظیم هیجانات و بهبود تعاملات اجتماعی ایفا کند. بنابراین، توجه به این مداخله مؤثر در گروههای آسیبپذیر، بهویژه دختران دارای اضافهوزن، میتواند در طراحی راهبردهای حمایتی و درمانی نقش بهسزایی داشته باشد و به بهبود کیفیت زندگی آنها کمک کند.