جستجو در مقالات منتشر شده


238 نتیجه برای حسین

مهکامه عبدالهی، معصومه حسینی، شاهین ریاحی ملایری،
دوره 22، شماره 6 - ( 12-1401 )
چکیده

مقدمه: NRF1 و TFAM از پروتئین‌های مؤثر بر بایوژنز میتوکندریایی هستند که نقش مهمی در دیابت ایفا می‌کنند. هدف از مطالعه حاضر تبیین تأثیر تمرین با شدت بالا (HIT) و مصرف بیتروت بر NRF1 و TFAM موش‌های نر سالمند دیابتی نوع دو بود.
روش‌ها: در این مطالعه‌ی تجربی، ۴۰ سر موش صحرایی نر (دامنه‌ی وزن ۲۷۰-۳۰۰ گرم و سن ۱۲ تا ۱۴ هفته) دیابتی شده با استرپتوزوتوسین به‌طور تصادفی به 5 گروه (کنترل سالم، کنترل دیابتی، مکمل، تمرین، تمرین‌+‌مکمل) تقسیم شدند. گروه‌های تمرین به‌مدت ۴ هفته و هر هفته ۴ جلسه و هر جلسه ۴۴ دقیقه تحت تأثیر تمرین تناوبی شدید با شدت ۵۰ تا ۹۰ درصد حداکثر سرعت قرار گرفتند. گروه‌های دریافت کننده‌ی مکمل روزانه ۱۰ میلی‌گرم بیتروت به ازای هر کیلوگرم وزن بدن به‌مدت ۴ هفته و ۴ بار در هفته به‌صورت خوراکی دریافت کردند. داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس دو طرفه در سطح معنی‌داری (۰۵/۰P) ارزیابی شد.
یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که القاء دیابت منجر به کاهش قابل توجه سطوح پروتئینی NRF1 و TFAM شد به‌طوری که در گروه تمرین و بیتروت اثر معنی‌داری بر تغییرات NRF1 در بافت چربی احشایی موش‌های صحرایی سالمند مبتلا به دیابت دارند (۰۰۱/۰=P). اما تعامل تمرین HIT و مکمل بیتروت در تغییرات NRF1 معنی‌دار نیست (۵۶/۰=P) و نیز عامل تمرین و مکمل بیتروت همچنین تعامل تمرین HIT و بیتروت نیز اثر معنی‌داری بر تغییرات TFAM در بافت چربی احشایی موش‌های صحرایی سالمند مبتلا به دیابت دارند (۰۰۱/۰=P).
نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های تحقیق حاضر به‌نظر می‌رسد تمرین ورزشی تناوبی همراه با مصرف بیتروت می‌تواند به افزایش بیان ژن NRF1 و TFAM منجر شود و در نتیجه به بهبود و کنترل دیابت در سالمندان کمک کند.

مائده امام جمعه، مجید حسن پورعزتی، عاطفه حسینعلی،
دوره 22، شماره 6 - ( 12-1401 )
چکیده

مقدمه: در این مطالعه، اثر تجویز خوراکی اینترلوکین-2 نوترکیب انسانی (rhIL-2) بر سطح NO و فعالیت AChE مغزی در شرایط هیپرگلایسمی القا شده توسط رژیم غذایی با ساکارز بالا (HSD)، بعنوان مدل دیابت نوع دو، در مگس سرکه بررسی شد.
روش‌ها: در این تحقیق تجربی، مگس‌های سرکه بالغ از هر دو جنس (30 عدد در هر گروه) به شش گروه دریافت کننده‌ی غذای استاندارد (ND)، غذایی با ساکارز بالا (HSD)، دریافت کننده‌ی rhIL-2 در غلظت‌های 01/0 و 1/0 نانوگرم در میلی‌لیتر به‌علاوه ND و دریافت کننده‌ی rhIL-2 در غلظت‌های 01/0 و 1/0 نانوگرم در میلی‌لیتر به‌علاوه HSD تقسیم‌بندی شدند. مگس‌ها به‌مدت سه هفته روی این محیط‌های کشت پرورش داده شدند. مغز مگس‌های سرکه استخراج، هموژن و سطح گلوکز، NO و فعالیت AChE در انتهای آزمایشها سنجیده شد.
یافته‌ها: سطح گلوکز، فعالیت کولین استراز و سطح نیتریک اکساید در هموژنای مغز مگس‌های سرکه HFD در مقایسه با گروه ND افزایش یافت. وزن بدن مگس‌های HSD در مقایسه با ND کاهش یافت. تجویز rhIL-2 در هر دو دوز همراه با HSD به‌طور قابل توجهی از بروز این تغییرات پیشگیری کرد.
نتیجه‌گیری: این یافته‌ها نشان می‌دهد که rhIL-2 تا حدی از نوروپاتی دیابتی در مگس‌های سرکه جلوگیری می‌کند. به‌نظر می‌رسد که اثرات پیشگیرانه این ترکیب از طریق سازِکارهای وابسته به نیتریک اکساید و استیل کولین استراز در مغز واسطه‌گری می‌شود.

مسعود جهانتاش، حسین عابدنطنزی، ماندانا غلامی، فرشاد غزالیان،
دوره 22، شماره 6 - ( 12-1401 )
چکیده

مقدمه: دیابت نوع دو شایعترین بیماری درونریز است که میتواند باعث صـدمه بـافتی و آپوپتوز شود. هدف پژوهش حاضر مطالعه‌ی بیان ژن مرتبط با آپوپتوز بافت کبد پس از تمرین تناوبی و ژل رویال در رتهای دیابتی نوع دو بود.
روش‌ها: نمونه‌ی آماری پژوهش 36 سر موش صحرایی نر بودند که پس از20 هفته رژیم پُرچرب و تزریق ml/kg 25 STZ دیابتی شدند. گلوکز ناشتای بین150 تا400 mg/dl ملاک دیابتی نوع دوم در نظر گرفته شد. موشهای دیابتی در4 گروه کنترل، تمرین، ژل و تمرین- ژل قرار گرفتند. پروتکل تمرینی به‌صورت هشت هفته تمرین تناوبی، پنج جلسه در هفته با تناوب شدید 2 دقیقهای با 80 تا 90 درصد vo2max و تناوب استراحت یک دقیقهای با 50 تا 56 درصد vo2max و گاواژ ژل به میزان 100 mg/kg برای 5 روز در هفته قبل تمرین داده شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و دوعاملی و آزمون تعقیبی انجام شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد در مقایسه با گروه کنترل، تمرین تناوبی شدید به کاهش معنیدار گلوکز و شاخص مقاومت به انسولین منجر شد. همچنین تمرین تناوبی و مصرف ژل رویال به کاهش بیان ژن Bax و افزایش بیان Bcl2 و کاهش نسبت Bax/Bcl2 در سلول‌های کبدی در مقایسه با گروه کنترل منجر شد (P<0.05).
نتیجه‌گیری: تمرینهای تناوبی همراه با ژل رویال در رتهای دیابتی منجر به کاهش و بهبود شاخص قندی و مقاومت به انسولین و تغییرات مناسب در بیان ژنهای آپوپتوزی کبدی شد.
مهدی میرزایی علویجه، سیدنصراله حسینی، مرضیه نیک سیرت، امیرحسین هاشمیان، فرزاد جلیلیان،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

مقدمه: کنترل دیابت نوع دو تحت تأثیر سبک ‌زندگی است. هدف این پژوهش تعیین پیش‌بینی کننده‌های پایبندی به درمان در بیماران مبتلا به دیابت نوع‌ دو با بهره‌گیری از ساختارهای نظریهی شناختی‌جامعه‌ای بود.
روش‌ها: این پژوهش توصیفی تحلیلی در میان 500 نفر از بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شهر تهران در سال 1400 انجام شد. نمونه‌گیری به‌صورت تصادفی ساده از بیماران دارای پرونده‌ی درمانی در درمانگاه کنترل دیابت منطقه‌ی پنج تهران انجام شد. ابزار سنجش، پرسشنامه‌ی کتبی مبتنی بر ساختارهای نظریهی شناختی‌جامعه‌ای بود. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار) و آمار تحلیلی (همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی) در نرم‌افزار SPSS ویرایش 16 تجزیه‌و‌تحلیل گردید.
یافته‌ها: میانگین نمره‌ی انجام رفتارهای پایبندی به درمان 41/10±34/56 در دامنه‌ی نمره‌ی 16 تا 80 بود. انتظارات پیامد، خودکارآمدی درک شده و پشتیبانی جامعه‌ای در مجموع 43 درصد از واریانس انجام رفتارهای پایبندی به درمان را برآورد کردند. خودکارآمدی درک شده، قوی‌ترین ساختار پیش‌بینی کننده بود (430/0=ß و 001/0 > P). افزایش سن (126/0-=ß و 004/0 = P)، درمان با انسولین (250/0-=ß و 001/0 > P) و مصرف سیگار (146/0-=ß و 001/0 = P) به‌طور معکوس و داشتن بیمه درمانی (181/0=ß و 001/0 > P) به‌طور مثبت پیش‌بینی کننده‌ی انجام رفتارهای پایبندی به درمان بودند.
نتیجه‌گیری: توسعه، پیاده‌سازی و ارزشیابی مداخله‌های آموزشی مبتنی بر نظریهی شناختی‌جامعه‌ای با تأکید بر ارتقاء خودکارآمدی درک شده می‌تواند یافته‌های سودمندی در ارتقاء رفتارهای پایبندی به درمان در میان بیماران مبتلا به دیابت نوع دو داشته باشد.
سیده ندا موسوی، سارا قراچه، میرسعید سیددراجی، الهام حسینی، فریبا کوهدانی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

مقدمه: مطالعات حیوانی نشان داده‌اند که رژیم غذایی کم/پُرکالری مادر در دوران بارداری می‌تواند با تغییر در بیان ژن سیرتوئین-1، به‌عنوان یک سنسور متابولیک، بر متابولیسم فرزندان اثر بگذارد. اما تاکنون مطالعه‌ای به بررسی اثر رژیم غذایی ایزوکالریک در این زمینه نپرداخته است. در این مطالعه اثر دو نوع رژیم غذایی ایزوکالریک با مقادیر متفاوت چربی بر بیان ژن و پروتئین سیروتوئین-1 در بافت کبد توله‌های نر و ماده بررسی شده است.
روش‌ها: گروه کنترل رژیم غذایی AIN93G دریافت نمودند. در این رژیم غذایی 16% و 64% از کل کالری به‌ترتیب از چربی و کربوهیدرات تأمین شد. گروه مداخله رژیم غذایی پُرچرب AIN93G دریافت نمودند که به‌ترتیب 48% و 32% از کل کالری روزانه از چربی و کربوهیدرات تأمین شد. چربی رژیم غذایی از روغن سویا در هر دوگروه تأمین شد. رژیم‌های غذایی ایزوکالریک بوده و 20% از کل کالری روزانه از پروتئین فراهم شد. مادران در کل دوران بارداری و شیردهی یکی از این دونوع رژیم غذایی را دریافت کرده و همه‌ی توله‌ها پس از دوره‌ی از شیرگیری (3 هفته پس از تولد)، رژیم غذایی کنترل را دریافت نمودند.
یافته‌ها: میزان بیان ژن و پروتئین سیرتوئین-1 در توله‌های نر و ماده متولد شده از موش‌های مادری که رژیم غذایی پُرچرب دریافت کرده بودند کمتر از توله‌های گروه کنترل بود (001/0>P).
نتیجه‌گیری: تغییر در میزان چربی دریافتی در رژیم غذایی مادر، بدون افزایش میزان انرژی دریافتی، بر بیان ژن و پروتئین سیرتوئین-1در کبد نسل بعد مؤثر است.
رومینا پیمانی، حسین زائری، سراج الدین عارف نیا،
دوره 23، شماره 3 - ( 6-1402 )
چکیده

مقدمه: کم‌کاری مادرزادی تیروئید یکی از علل مهم قابل پیشگیری عقب افتادگی ذهنی در کودکان است. با توجه به اهمیت اتیولوژی بیماری در مدیریت بهتر بیماران در سال‌های بعدی زندگی و بزرگسالی این مطالعه با هدف بررسی اتیولوژیک کم‌کاری تیروئید مادرزادی دائمی در بیماران مراجعه کننده به درمانگاه بیمارستان طالقانی گرگان انجام شد.
روش‌ها: این مطالعه مقطعی بر روی 75 پرونده کودک مبتلا به کم‌کاری تیروئید مادرزادی دائمی به‌صورت سرشماری انجام شد. تشخیص بیماری براساس یافته‌های اسکن تکنتیوم 99 تیروئید پس از اتمام دوره سه ساله درمان صورت پذیرفت. نتایج آزمایشگاهی، اسکن تیروئید و اطلاعات مربوط به ریسک فاکتورها از پرونده بیماران استخراج شد. اطلاعات جمع‌آوری شده در نرم‌افزار SPSS نسخۀ 18 با استفاده از آزمون یو من ویتنی، کروسکال والیس در سطح 05/0 تحلیل شد.
یافتهها: 56% از نوزادان پسر و 32% متولد زمستان بودند. بیشترین تشخیص کم‌کاری تیروئید دائمی از نوع اکتوپیک بود. 33/37% نوزادان با کم‌کاری تیروئید دائمی، پره ترم متولد شده بودند. 67/6 درصد نوزادان متولد شده با کم‌کاری تیروئید مادرزادی دائمی دارای وزن کمتر از 2500 گرم بود و 3/41 درصد مادران سابقه‌ای از کم‌کاری تیروئید داشتند و در 7/42 درصد نوزادان دچار کم‌کاری تیروئید دائمی، والدین نسبت فامیلی داشتند.
نتیجهگیری: در مطالعه حاضر، نارس بودن نوزادان، کم کاری تیروئید مادر و ازدواج فامیلی والدین در نوزادان مبتلا به کم‌کاری تیروئید مادرزادی دائمی شیوع نسبتاً زیادی دارد.
علیرضا زندی نژاد، حسین عابدنطنزی، فرشاد غزالیان، علیرضا براری،
دوره 23، شماره 3 - ( 6-1402 )
چکیده

مقدمه: هدف پژوهش حاضر مطالعۀ تغییرات بیان ژنCox-1 و Cox-2 بافت کبد و حجم تومور پس از انجام تمرین هوازی و مصرف عصارۀ آناناس در موش‌های مبتلا به سرطان پوست بود.
روش‌ها: این مطالعۀ بنیادی- آزمایشگاهی بر روی 32 سر موش‌های نر نژاد C57BL/6 در چهار گروه شامل کنترل، تمرین هوازی، عصارۀ آناناس و تمرین هوازی- آناناس انجام شد. حیوانات پس از القای تومور، برنامۀ تمرین هوازی به‌مدت شش هفته انجام شد و عصارۀ آناناس به میزان mg/kg 300 گاواژ شد. وزن و حجم تومور موش‌ها اندازه‌گیری شد. پس از تهیۀ خون و نمونه‌های بافتی، بیان ژن Cox-1 و Cox-2 بافت کبد به روش RT-PCR انجام گرفت. سپس داده‌ها با استفاده آنالیز واریانس یک‌طرفه، آزمون تحلیل واریانس دو عاملی و تعقیبی مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند و سطح معنی‌داری 05/0 P≤ در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: براساس نتایج مطالعه در گروه تمرین هوازی و تمرین- آناناس کاهش معنی‌دار حجم تومور و کاهش بیان ژن Cox-1 (97/0±59/0) و Cox-2 (4/0±5/0) بافت کبدی و در گروه تجربی تعاملی تمرین آناناس نسبت به کنترل (0±1) مشاهده شد (05/0 P≤). بیان ژن Cox 1 در گروه تمرین هوازی افزایش معنی‌دار داشت ولی در گروه تمرین- آناناس کاهش معنی‌دار مشاهده شد. همچنین بیان ژن Cox 2 بافت کبد در گروه تمرین هوازی و گروه تجربی تعاملی تمرین- آناناس نسبت به کنترل کاهش معنی‌داری داشت ولی در گروه آناناس نسبت به کنترل تفاوت بیان این ژن معنی‌دار نبود.
نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد بیان ژن Cox 1 در گروه تمرین هوازی افزایش معنی‌دار و در گروه تمرین- آناناس کاهش معنی‌دار مشاهده شد. بیان ژن Cox 2 بافت کبد در گروه تمرین هوازی و گروه تعاملی تمرین- آناناس نسبت به کنترل کاهش معنی‌داری داشت از آنجا که آنزیم Cox-2 با التهاب و درد، رگ‌زایی، سرطان و بیماری آلزایمر ارتباط دارد کند. بنابراین می توان نتیجه گرفت مهار و یا کاهش آن به‌عنوان یک راهبرد امیدبخش و مؤثر برای درمان و جلوگیری از سرطان می‌تواند مورد توجه قرار گیرد.
شادی جلالیان، حسین عابد نطنزی، ماندانا غلامی، فرشاد غزالیان،
دوره 23، شماره 4 - ( 8-1402 )
چکیده

مقدمه: استرس اکسیداتیو و مقاومت به انسولین در دیابت نوع دو یکی از عوامل پیشرفت و تسریع اختلالات شناختی و آلزایمر بوده و سنجش تغییرات بیان ژن بتا آمیلوئید و مقاومت به انسولین به عنوان یکی از اختلالات بارز در دیابت نوع دو، متعاقب تمرین تناوبی شدید و مصرف همزمان عسلِ آویشن هدف پژوهش می‌باشد.
روش‌ها: مطالعه‌ی حاضر با 36 سَر موشِ نرِ جوان از نژاد ویستار که در 4 گروه کنترل (C)، تمرین تناوبی (T)، عسلِ آویشن (H) و تمرین تناوبی-عسلِ آویشن(TH) تقسیم شدند، انجام گرفت. موش‌ها در گروه T و TH با افزایش تدریجی تعداد تناوب و شدت، دو ماه تحت تمرین قرار گرفته و در گروه H و TH، g/kg 3 عسلِ آویشن دریافت کردند. سنجش وزن، گلوکز ناشتا و انسولین ناشتا از طریق کیت و شاخص مقاومت به انسولین از طریق فرمول انجام و تغییرات بیان ژن توسط RT-PCR ارزیابی گردید. یافته‌ها تحت آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و دو عاملی و آزمون تعقیبی بونفرونی قرار گرفتند.
یافته‌ها: افزایش غیرمعنادار وزن، افزایش معنادار انسولین و کاهش معنادار بیان ژن در تمامی گروه‌های مداخله نسبت به C، کاهش معنادار گلوکز ناشتا در گروه T و TH نسبت به C، کاهش معنادار مقاومت به انسولین در گروه T نسبت به سایر گروه‌ها، افزایش غیرمعنادار در گروه H و TH نسبت به C مشاهده گردید.
نتیجه‌گیری: تمرینهای HIIT و عسلِ آویشن اثر فزاینده‌ای جهت کاهش گلوکز و بیان ژن بتا آمیلوئید به‌عنوان یک راهکار پیشگیری کننده از بروز ویژگی‌های پاتولوژیک مرتبط با آلزایمر و اختلال حافظه در افراد دیابتی دارد.

عاطفه کتابدار، سیدرضا عطارزاده حسینی، مهرداد فتحی، محمد مسافری،
دوره 23، شماره 5 - ( 10-1402 )
چکیده

مقدمه: بیماری کبد چرب و ارتباط آن با بیماریهای قلبی عروقی یکی از دغدغههای جامعه امروزی است، لذا هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین استقامتی و تزریق هورمون رشد بر محتوی PGC1α میتوکندریایی قلبی و برخی شاخصهای استرس اکسیداتیو موشهای سوری مبتلا به آسیب کبدی است.
روش‌ها: در این پژوهش تجربی 21 سر موش به‌صورت تصادفی به سه گروه هفت تایی، کنترل (C)، تمرین (E)، تمرین+هورمون رشد (EGH) تقسیم شدند. برنامۀ تمرین استقامتی به‌مدت هشت هفته و پنج جلسه با شدت 50 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی در هفته اجرا شد. پروتکل تزریق GH روزانه یک میلیگرم/کیلوگرم/وزن بدن بود. سنجش داده‌ها توسط SPSS و با آزمون آماری تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی توکی محاسبه شد.
یافتهها: مقادیر PGC1a در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنیداری داشت. همچنین مقادیر SOD و MDA در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل به‌ترتیب افزایش و کاهش معنیداری داشت. کاهش مقادیر HOMA تنها در گروه E نسبت به گروه کنترل معنیدار بود. همچنین تفاوت بین گروه E و E-GH نیز در سطح معنیداری بود. نسبت ALT/AST در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنیداری به همراه داشت. کاهش نسبت LDL/HDL تنها در گروه E نسبت به گروه کنترل معنیدار بود.
نتیجهگیری: تمرین استقامتی پاسخ مؤثرتری در بهبود نشانگرهای NAFLD به نسبت پپتید GH ایجاد کرده و تزریق این هورمون به تنهایی میتواند تبعات منفی بر برخی شاخصهای این ناهنجاری به همراه داشته باشد.
محمد زحمتکش، حسینعلی ساسان، فاطمه سفید، محمد یحیی وحیدی مهرجردی،
دوره 23، شماره 5 - ( 10-1402 )
چکیده

مقدمه: دیابت نوع دو یک بیماری شایع چند فاکتوری است که در قرن حاضر مورد کاوش متخصصان و پژوهشگران بسیاری قرار گرفته است. مطالعات انجام شده، اهمیت و جایگاه ژنتیک در ارتباط با دیابت را به خوبی نشان میدهند. هدف از پژوهش حاضر بررسی شیوع پلیمورفیسم‌های rs5219 و rs5215 در جمعیت دیابتی نوع دو فامیلی استان یزد است.
روش‌ها: این مطالعه، یک مطالعۀ مورد-شاهدی است که بر روی 200 نفر (100 نفر بیمار مبتلا به دیابت نوع دو با سابقۀ مثبت خانوادگی ابتلا به دیابت نوع دو و 100 نفر سالم بدون سابقۀ ابتلا به دیابت در خانواده) صورت گرفت. در این مطالعه با استفاده از تکنیک ARMS-PCR به بررسی ژنوتیپ گروه بیمار و گروه شاهد پرداخته شده است و برای بیان نتایج از شاخص‌های پراکندگی و تست‌های آماری پارامتری همچون P-value و Chi-square استفاده شد.
یافته‌ها: آنالیز آماری نشان داد که اختلاف معناداری بین فراوانی آللی و ژنوتیپی در دو گروه بیمار و کنترل در پلی‌مورفیسم rs5215 با میزان P=0.0015 و در پلی‌مورفیسم rs5219 با میزان P=0.0342 وجود دارد.
نتیجه‌گیری: نتایج حاضر نشان داد که پلیمورفیسم rs5215 وrs5219 ژنKCNJ11  می‌تواند با بیماری دیابت نوع دو در جمعیت استان یزد در ارتباط باشد اگرچه برای تأیید این نتایج نیاز به انجام مطالعات گسترده است.
لاله باقری، محمد فرامرزی، زهرا همتی فارسانی، معصومه حسین زاده،
دوره 23، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده

مقدمه: فتوئین A- و B هپاتوکاینهای هستند که با دیابت نوع دو ارتباط دارند. هدف پژوهش حاضر مقایسۀ تأثیر یک دوره تمرین مقاومتی و استقامتی همراه با دریافت اورسولیک اسید بر سطوح فتوئین-A و -B بافت کبدی رت‌های سالمند دیابتی شده با HFD-STZ بود.
روش‌ها: 56 سر رت 21 ماهه دیابتی‌شده به‌طور تصادفی به هفت گروه مساوی کنترل (C)، مکمل اورسولیک اسید (UA)، مکمل+تمرین مقاومتی ((UA+R، مکمل+تمرین استقامتی (UA+E)، تمرین مقاومتی (R)، تمرین استقامتی (E) و گروه شم (D) تقسیم شدند. پروتکل تمرین مقاومتی با شدت 60% MVCC، 20-14 مرتبه بالارفتن از نردبان با یک دقیقه استراحت در بین هر تلاش و تمرین استقامتی شامل دویدن روی نوارگردان با شدت بالا 60-75% و شدت پایین 30-40% سرعت بیشینه پنج روز در هفته و به‌مدت هشت هفته بود. گروه‌های دریافت‌کنندۀ مکمل، میزان500 میلی‌گرم بر کیلوگرم UA در ترکیب با غذای پُرچرب دریافت کردند.
یافته‌ها: میزان فتوئین-A در گروه UA،E ، UA+E کاهش معنی‌داری داشت (05/0 P) و تنها در گروه R و UA+R، کاهش معنی‌دار نبود. همچنین میزان فتوئین-B در موشهای دیابتی در گروه UA،E ، R، UA+E کاهش معنی‌داری داشت (05/0 P) و تنها در گروه تمرین UA+R تغییرات معنی‌دار نبود. میزان فتوئین -A و فتوئین -B در بین گروه E با R و UA+R با UA+E تفاوت معنی‌داری داشت (05/0 P) که بیشترین کاهش در گروه‌ UA+E بود.
نتیجه‌گیری: با توجه به آثار مفید تمرینات و مکمل UA بر هپاتوکینها به‌نظر می‌رسد ارائۀ هم‌زمان دو مداخلۀ تمرین ورزشی و مکمل UA تأثیر درمانی مؤثرتری بر هپاتوکین‌های کبدی دیابتی‌ها داشته باشد.
سحر ریاستی، حسین عابدنطنزی، ماندانا غلامی،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

مقدمه: هدف پژوهش حاضر مطالعۀ تأثیر تمرین تناوبی شدید و ژل رویال بر بیان ژن‌های مسیر miR-423-5P- FAM3A-AKt2 کبد موش‌های صحرایی دیابتی نوع دو بود.
روش‌ها: در این پژوهش 36 سرموش نر ویستار به‌عنوان نمونۀ آماری انتخاب و پس از دو هفته سازگاری و رسیدن به وزن 20±193 گرم برای مدت 5 ماه با رژیم پُرچرب تغذیه شدند و پس از رسیدن به میانگین وزنی حدود 50±409 گرم با تزریق درون صفاقی 25 mg/kg استرپتوزوتوسین (STZ) دیابتی شدند. یک هفته پس از القای دیابت، گلوکز خون ناشتا اندازه‌گیری و قند خون بالای 150 تا 400 mg/dl به‌عنوان معیاری برای دیابت نوع دو در نظر گرفته شد. موش‌های دیابتی نوع دو در 4 گروه (کنترل، تمرین تناوبی، ژل رویال و گروه تمرین-ژل) قرار گرفتند.گروه تجربی که تمرین داشتند تمرین تناوبی شدید را با شدت 20 تا 36 متر در دقیقه برای 16 تا 45 دقیقه در هر جلسه و 5 جلسه در هفته برای 8 هفته انجام دادند. وگروه‌های تجربی مصرف ژل رویال مقدار 100 mg/kg وزن موش‌ها ژل رویال به‌صورت گاواژ مصرف کردند. 48 ساعت از آخرین جلسه تمرین و 12 ساعت ناشتایی موش‌ها با اتر بی‌هوش و خون‌گیری از قلب و بافت برداری از کبد برای مطالعات بعدی انجام شد. نمونۀ بافتی نیز بلافاصله پس از جداسازی در نیتروژن مایع به دمای 80- فریزر انتقال یافت. اندازه‌گیری‌های سرمی گلوکز توسط دستگاه اتوآنالیزر انجام شد. انسولین توسط کیت الایزا اندازه‌گیری شد و شاخص مقاومت به انسولین با فرمول اندازه‌گیری شد. میزان بیان ژن‌های miR-423-5P، mRNA FAM3A و mRNA AKt2 کبد با استفاده از روش RT-PCR و به‌کارگیری کیت‌های مخصوص اندازه‌گیری و یافته‌ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس دو عاملی و آزمون تعقیبی بونفرونی مورد تجزیه‌و‌تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: در گروه‌های تجربی نسبت به گروه کنترل بیان ژن miR-423-5P کاهش معنی‌دار و بیان mRNA FAM3A افزایش داشت اما معنی‌دار نبود و بیان mRNA AKt2 در گروه‌های تمرین و تمرین همراه با ژل رویال نسبت به گروه کنترل افزایش معنی‌دار و در گروه ژل رویال نیز افزایش داشت که از نظر آماری معنی‌دار نبود (سطح معناداری 05/0>P).
نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد تمرین تناوبی و مصرف ژل رویال هر دو به تنهایی و به‌صورت تعاملی با تاثیر بیشتر، بتوانند به ایجاد تغییرات مطلوب در بیان ژن‌های مذکور کبد موش‌های صحرایی دیابتی نوع دو کمک کنند.
اسفندیار جهانفر، عبدالحسین طاهری کلانی، محمود نیک سرشت،
دوره 24، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده

مقدمه: بیماری دیابت شیرین نوع دو همانند سایر بیماریهای التهابی، موجب تغییر در سطوح نشانگرهای ضدالتهابی مانند پنتراکسین-3 و پیشالتهابی مثل گرملین-1 میشود. هدف پژوهش حاضر مقایسۀ آثار 10 هفته تمرین هوازی و مقاومتی بر سطوح سرمی پنتراکسین-3، گرملین-1 و مقاومت به انسولین در مردان مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روش‌ها: در این مطالعۀ نیمهتجربی، 29 مرد مبتلا به دیابت نوع دو در دامنۀ سنی 25 تا 40 سال انتخاب و به روش تصادفی به سه گروه تمرین هوازی، تمرین مقاومتی و کنترل تقسیم شدند. برنامۀ تمرین گروه هوازی با شدت 55 تا 75 درصد ضربان قلب بیشینه و مقاومتی با شدت 55 تا 75 درصد یک تکرار بیشینه طی 10 هفته و سه جلسه در هفته اجرا گردید. پیش و پس از دورۀ مداخله سطوح سرمی پنتراکسین-3، گرملین-1 اندازهگیری و شاخص مقاومت به انسولین نیز محاسبه شد.
یافته‌ها: در هردو گروه تمرین هوازی (039/0 =P) و مقاومتی (019/0 =P) سطح سرمی پنتراکسین-3 در مقایسه با گروه کنترل افزایش معناداری داشت؛ اما بین دو گروه تفاوتی دیده نشد (703/0 =P). همچنین، سطوح سرمی گرملین- 1 و مقاومت به انسولین گروه‌های تمرین هوازی (به‌ترتیب؛ 022/0 =P و 040/0 =P) و مقاومتی (به‌ترتیب؛ 037/0 =P و 031/0 =P) نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری را نشان داد؛ گرچه بین گروه‌های تمرینی تفاوتی وجود نداشت (به‌ترتیب؛ 815/0 =P و 659/0 =P).
نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که هر دو نوع تمرین هوازی و مقاومتی دارای آثار مشابهی در بهبود نشانگرهای التهابی و مقاومت به انسولین بیماران مبتلا به دیابت نوع دو هستند.

مهرداد یوسفی نژاد، مهناز امیدی، عبدالحسین طاهری کلانی،
دوره 24، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده

مقدمه: دیابت، یک بیماری همهگیر جهانی و شایع‌ترین اختلال متابولیک است که در اثر اختلال در ترشح انسولین و متابولیسم گلوکز ایجاد میشود. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر ۸ هفته تمرین هوازی بر سطوح سرمی آسپروزین و شاخص مقاومت به انسولین در رتهای دیابتی بود.
روش‌ها: جامعۀ آماری تحقیق حاضر شامل 40 سر موش 10 هفتهای با وزن اولیه 20±250 گرم بود که به روش تصادفی ساده به‌ چهار گروه (هر گروه 10 سر موش) شامل: گروه دیابتی-تمرین (DT)، گروه دیابتی-کنترل (DC)، گروه سالم-تمرین (HT) و گروه سالم-کنترل (HC) تقسیم شدند. برنامۀ تمرینهای هوازی به‌مدت 8 هفته (5 جلسه در هفته) به‌صورت دویدن بر روی نوارگردان اجرا شد. جهت مقایسه گروهها از آزمون t مستقل و تحلیل واریانس یک راهه (آنوا) با آزمون تعقیبی توکی استفاده شد. کلیۀ دادهها در سطح معنی‌داری 05/0 و با استفاده از نرم‌افزار SPSS-25 تجزیه‌و‌تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج مطالعۀ حاضر نشان داد که تزریق استرپتوزوتوسین موجب القای دیابت در موش‌ها شده است (001/0 =P). القاء دیابت باعث افزایش معنادار سطوح سرمی آسپروزین و ایجاد مقاومت به انسولین در موش‌ها شد (به‌ترتیب 048/0 =P و 012/0 =P). هشت هفته تمرین هوازی موجب کاهش سطوح سرمی آسپروزین و کاهش مقاومت به انسولین در موش‌های دیابتی شد (به‌ترتیب 001/0 =P و 036/0 =P).
نتیجه‌گیری: دیابت القائی موجب ایجاد مقاومت به انسولین و افزایش سطوح سرمی آسپروزین می‌شود که با انجام تمرینهای هوازی می‌توان این عوارض را بهبود بخشید.
فاطمه صائبی، حسین عابد نطنزی، محمد علی آذربایجانی، ماندانا غلامی،
دوره 24، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده

مقدمه: دیابت نوع دو شایع‌ترین بیماری درون‌ریز است که به‌دلیل عدم تحمل گلوکز در اثر برهم خوردن تعادل بین ذخایر و تقاضای انسولین رخ می‌دهد. انتقال گلوکز به فیبر عضلانی توسط پروتئین‌های ناقل گلوکز (GLUTs) انجام می‌شود. GLUT4 مهم‌ترین ایزوفرم ناقل گلوکز در عضلات اسکلتی است. انسولین و ورزش، انتقال سریع و شدید GLUT4 به غشای پلاسمایی را تحریک می‌کند و باعث جذب گلوکز در بافت عضلانی و چربی می‌شود. هدف پژوهش حاضر مطالعۀ تغییرات بیان ژن GLUT4 بافت عضله نعلی و شاخص مقاومت به انسولین پس از انجام تمرین تناوبی شدید و ژل رویال در رت‌های چاق دیابتی نوع دو بود.
روش‌ها: نمونۀ آماری پژوهش حاضر 36 سر موش‌های صحرایی نر دیابتی چاق بودند. پس از 20 هفته تغذیه با رژیم پُرچرب با تزریق درون صفاقی 25 میلی‌گرم STZ به ازای کیلوگرم وزن موش‌ها دیابتی شدند. موش‌هایی که گلوکز ناشتای آنها بین150 تا400 میلی‌گرم در دسی‌لیتر بود دیابتی نوع دوم در نظر گرفته شد. موش‌های دیابتی در 4 گروه کنترل (6 سر)، تمرین تناوبی (8 سر)، ژل رویال (7 سر)، تمرین تناوبی شدید- ژل رویال (8 سر) گروه‌بندی و پروتکل تمرینی و گاواژ ژل رویال روی آنها اجرا شد. هشت هفته تمرین تناوبی شدید، پنج جلسه در هفته با تناوب شدید 2 دقیقه‌ای80 تا 90 درصد VO2max و تناوب استراحت یک دقیقه‌ای با 50 تا 56 درصد VO2max اجرا شد. ژل رویال به‌صورت گاواژ به میزان 100 میلی‌گرم برکیلوگرم 5 روز در هفته داده شد.
یافته‌ها: تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه و دوعاملی و آزمون تعقیبی نشان داد در مقایسه با گروه کنترل، تمرین تناوبی شدید به کاهش معنی‌دار گلوکز و شاخص مقاومت به انسولین منجر شد. تمرین تناوبی شدید و ژل رویال به افزایش معنی‌دار بیان ژن GLUT4 عضلۀ نعلی در مقایسه با گروه کنترل منجر شد (001/0 P=).
نتیجه‌گیری‌: تمرین تناوبی و ژل رویال در کاهش شاخص مقاومت به انسولین و بیان ژن‌های مؤثر در مصرف گلوکز در عضلۀ نعلی مؤثر بود. همچنین تمرین تناوبی و ژل رویال منجر به افزابش بیان ژن GLUT4 در عضلۀ نعلی در مقایسه با گروه کنترل شد که در مصرف گلوکز در افراد دیابتی اهمیت دارد.
علیرضا مومیوند، بهاره توکلی فر، گلاره وهاب زاده، سعیده ممتاز، ملیحه فرید، حسین رفیع منش، مهدی گودرزوند،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه: بیماری دیابت یکی از شایع‌ترین اختلالات غدد آندوکرین است که مشخصۀ اصلی آن افزایش غلظت گلوکز در سرم بیماران است. داروهای گیاهی به‌دلیل عوارض کمتر دارای مقبولیت زیادی در نزد مردم هستند. هدف این مطالعه بررسی اثر محافظتی مخلوط عصارۀ گیاهان شنبلیله، قره ‌قاط، خارمریم، گزنه، بادرنجبویه و هندوانه ابوجهل در مُدل سلولی PC12 در محیط حاوی گلوکز بالا.
روش‌ها: پس از زمان‌های 24، 48 و72 ساعت از مجاور دادن غلظت‌های مختلف عصاره‌های گیاهی (شنبلیله، قره قاط، خارمریم، گزنه، بادرنجبویه و هندوانه ابوجهل) در محیط کشت نرمال سلول‌های PC12 و محیط کشت با گلوکز بالا (mg/ml 25، 5/13)، میزان حیات سلولی از طریق روش MTT بررسی شد.
یافته‌ها: میزان زنده‌مانی سلول‌های PC12 در24، 48 و 72 ساعت بعد از تیمار کردن با مخلوط عصاره‌های گیاهی تغییری در حیات سلولی ایجاد نکرد. میزان زنده‌مانی سلول‌ها در گروه دوز بالای گلوکز، نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری داشته و مخلوط عصاره‌های گیاهی دردوزهای بالا به‌طور معنی‌داری منجر به کاهش مرگ سلولی در این شرایط گردید.
نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های موجود، گلوکز با غلظت (mg/ml 25، 5/13)، موجب مرگ سلول‌های PC12 گردیده و مخلوط عصاره‌های گیاهی توانست در غلظت‌های بالا منجر به کاهش مرگ سلولی ناشی از گلوکز بالا بعد از مواجهه با سلول‌های عصبی شود.

 
کیمیا زروج حسینی، ریحانه طاهری، امین گلابپور،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده

مقدمه: دیابت یک مشکل جدی جهانی است و روش‌های پیش‌بینی و مدیریت آن اهمیت زیادی دارند. روش‌های تشخیصی مرسوم شامل آزمایش‌هایی مانند OGTT، FPG و HbA1c است. یادگیری ماشین می‌تواند دقت تشخیصی را بهبود بخشد، اما نیاز به بررسی گایدلاین‌های بالینی و عملکرد آن در مقایسه با روش‌های مرسوم وجود دارد.
روش‌ها: این مرور روایتی اثربخشی یادگیری ماشینی در تشخیص زودهنگام دیابت را بررسی می‌کند. مقالات براساس معیارهای مشخص انتخاب و از نظر طبقه‌بندی الگوریتم‌ها، شاخصهای خروجی، مشارکت متخصصان بالینی و شفافیت تحلیل شدند. معیارهایی مانند دقت، AUC، ویژگی و حساسیت برای ارزیابی عملکرد الگوریتم‌ها استفاده شدند. مقالات مرتبط برای مقایسه تشخیص پیش دیابت باهوش مصنوعی و روش‌های مرسوم بررسی شدند و گایدلاین‌های هر دو حوزه استخراج و مقایسه شدند.
یافته‌ها: تحلیل 41 مقاله نشان داد که الگوریتم‌های ANN، LR و DNN بیشترین استفاده را داشته‌اند. تنها 2 درصد مقالات از قوانین بالینی و حضور پزشکان استفاده کرده و 12 درصد از مقالات قابلیت تفسیر داشته‌اند. در روش‌های مرسوم از تست‌های HbA1c و FPG استفاده می‌شود، امّا هیچ گایدلاین بالینی برای هوش‌مصنوعی منتشر نشده است. الگوریتم‌های هوش مصنوعی در حساسیت و ویژگی به‌ترتیب 29 و 23 درصد بهتر عمل کردند.
نتیجه‌گیری: اگرچه هوش مصنوعی در تشخیص پیش‌دیابت عملکرد بهتری دارد، اما به‌دلیل مشکلاتی مانند عدم ارزیابی‌پذیری و نبود گایدلاین‌های بالینی، هنوز برای استفاده در بالین آماده نیست. با رفع این محدودیت‌ها، هوش مصنوعی می‌تواند به‌عنوان روشی کارآمدتر به‌کار رود.
 
دکت حسین ازگومی، علی اصغری،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده

مقدمه: دیابت نوعی بیماری مزمن است که در آن بدن نمی‌تواند از گلوکز استفاده و یا آن را ذخیره کند. دیابت زمانی رخ می‌دهد که لوزالمعده قادر به ساخت انسولین نباشد یا بدن نتواند از انسولین تولید شده استفاده کند. امروزه بیماری دیابت یک بیماری شایع در جهان است و ارائه روش‌هایی خودکار برای تشخیص آن بسیار حائز اهمیت است.
روش‌ها: در این مقاله، روشی نوین برای تشخیص دیابت با استفاده از الگوریتم‌های هوش مصنوعی معرفی شده است. روش پیشنهادی مبتنی بر الگوریتم‌های فرا ابتکاری و طبقه‌بندی است. برای انتخاب ویژگی‌ها از الگوریتم فرا ابتکاری تبرید شبیه‌سازی شده (SA) استفاده شد. تشخیص دیابت نیز با استفاده از الگوریتم طبقه‌بندی بهبودیافته کی-نزدیک‌ترین همسایه (KNN) انجام می‌شود. علاوه بر روش پیشنهادی، عملکرد دو روش دیگر با نام‌های MVMCNN و WKNN در تشخیص دیابت مورد مطالعه قرار گرفتند.
یافته‌ها: روش پیشنهادی با دو روش دیگر برای تشخیص دیابت به‌صورت عملی مقایسه شده است. مقایسه‌ها براساس میزان دقت حاصل از تشخیص بیماری صورت گرفت. در آزمایش‌ها روش پیشنهادی (SAKNN) دقت 95%، روش MVMCNN دقت 93% و روش WKNN دقت 90% را ارائه کردند. بنابراین روش پیشنهادی نسبت به سایر روش‌ها عملکرد بهتری از خود نشان داده است. از نظر زمانی و چند معیار دیگر نیز روش پیشنهادی عملکرد قابل قبولی داشت.
نتیجه‌گیری: روش پیشنهادی برای تشخیص دیابت به کمک الگوریتم‌های فرا ابتکاری و طبقه‌بندی دقت بالاتری نسبت به دیگر روش‌ها ارائه می‌دهد. این نتایج نشان می‌دهد که استفاده مناسب از تکنیک‌های هوش مصنوعی می‌تواند راه‌حل‌های مؤثری برای تشخیص خودکار بیماریی دیابت ارائه دهد و می‌تواند به‌عنوان یک ابزار کمکی برای پزشکان و محققین به‌کار گرفته شود.

 
حسین رضازاده، محمد حسین گذشتی، بهجت تاج آبادی،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده

مقدمه: کتواسیدوز دیابتی راجعه یکی از عوارض جدی و تهدید کنندۀ حیات دیابت است که می‌تواند منجر به بستری‌های مکرر و عوارض قابل توجه شود. این مطالعه با هدف بررسی شیوع، عوامل خطر و پیامدهای بالینی کتواسیدوز دیابتی راجعه در جنوب شرق ایران انجام شد.
روش‌ها: در این مطالعه توصیفی- مقطعی گذشته‌نگر، پرونده‌های 560 بیمار مبتلا به کتواسیدوز دیابتی طی سال‌های 1399-1396 در بیمارستان افضلی‌پور کرمان بررسی شدند. بیماران با حداقل دو نوبت بستری به‌علت کتواسیدوز دیابتی وارد مطالعه شدند. اطلاعات جمعیت شناختی، بالینی و آزمایشگاهی با استفاده از چک ‌لیست جمع‌آوری و تحلیل شد. اطلاعات جمع‌آوری شده با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخۀ 25 و با آزمون‌های آماری کای دو و تی مستقل در سطح معناداری 05/0 مورد تجزیه‌و‌تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: از 560 بیمار، 40 بیمار (16/7%) دچار کتواسیدوز دیابتی راجعه بودند. میانگین سنی بیماران 04/15 ± 36/28 سال بود و 60% را زنان تشکیل می‌دادند. 70% بیماران مبتلا به دیابت نوع یک بودند. شایع‌ترین علل زمینه‌ساز شامل مصرف نامنظم یا قطع انسولین (5/72%) و وجود عفونت (55%) بود. سوء مصرف مواد در 25% بیماران گزارش شد. میانگین سطوح سرمی اوره، کراتینین و پتاسیم به ترتیب  37.73 ± 55.23 میلی‌گرم بر دسی‌لیتر، 67/0 ± 98/0 میلی‌گرم بر دسی‌لیتر و 64/0 ± 38/4 میلی‌اکی‌والان بر لیتر بود.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که بیماران مبتلا به دیابت نوع یک، در معرض خطر بالاتر کتواسیدوز دیابتی راجعه قرار دارند. عدم پایبندی به درمان با انسولین و عفونت‌ها مهم‌ترین عوامل خطر شناسایی شده بودند. این یافته‌ها بر اهمیت آموزش بیماران در مورد مصرف منظم انسولین و پیشگیری از عفونت‌ها تأکید می‌کند.
 
زهرا حسینی توسل، منا تمدن، دکتر هانیه السادات اجتهد، باقر لاریجانی،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده

Desmond و همکاران (2025) اخیراً نشان داده‌اند که تزریق زیر جلدی هفتگی Mycobacterium vaccae ATCC 15483 (M. vaccae) در موش‌های نر نوجوان به ‌طور قابل توجهی از افزایش وزن بیش از حد و چاقی احشایی ناشی از رژیم غذایی به سبک غربی جلوگیری می‌کند. این مداخله علی‌رغم عدم تغییر در تنوع میکروبیوتای روده، نشانگرهای التهاب عصبی هیپوکامپ (Nfkbia، Nlrp3) و رفتارهای اضطراب مانند را کاهش داده است. از آنجا که بیش از یک میلیارد نفر در جهان و حدود 30% جمعیت ایران تحت تأثیر چاقی قرار دارند و این بیماری در سال 2024 علت یکی از هر هشت مورد مرگ‌و‌میر ناشی از بیماری‌های غیرواگیر بوده است، این راهبرد‌های مبتنی بر میکروبیوم می‌توانند ارزش بالینی داشته باشند. چنین رویکردهایی که مسیرهای ایمونومتابولیک را هدف قرار می‌دهند، نشان‌دهندۀ رویکردی بین‌رشته‌ای و امیدوار کننده است که علوم غدد درون‌ریز، میکروبیولوژی و جنبه‌های روان‌تنی اختلالات متابولیک را به هم پیوند می‌دهد. با این وجود، تصویر رسانه‌ای M. vaccae به‌عنوان یک واکسن چاقی باعث سوء تفاهم می‌شود. این درمان افزایش وزن مرتبط با رژیم را کاهش می‌دهد، امّا به‌طور کامل مانع از آن نیست و نمی‌تواند با عادات غذایی سالم جایگزین شود. با این حال، این روش می‌تواند به‌عنوان رویکردی مکمل برای کاهش اثرات منفی مصرف غذاهای فوق‌فرآوری‌شده به‌کار گرفته شود و درمان‌های موجود چاقی، مانند مداخلات مبتنی بر میکروبیوم، درمان‌های دارویی و جراحی چاقی را تقویت کند. آزمایش‌های بالینی گسترده‌تری برای تعیین اثربخشی، دوز مطلوب، ایمنی و ادغام با درمان‌های فعلی چاقی مورد نیاز است.

صفحه 11 از 12     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb