جستجو در مقالات منتشر شده


59 نتیجه برای مقاومت به انسولین

زینب نظام دوست، مرضیه ثاقب جو، افسون برزگر،
دوره 14، شماره 2 - ( 10-1393 )
چکیده

مقدمه: این پژوهش به‌منظور تعیین تأثیر 12 هفته تمرینات هوازی منظم برسطح سرمی واسپین و عوامل مرتبط با هومئوستاز گلوکز در بیماران دیابتی نوع دو انجام گرفت. روش‌ها: در این پژوهش نیمه تجربی، 20 زن مبتلا به دیابت نوع دو (میانگین سن: 02/3±30/43 سال، نمایه توده‌ بدنی: 23/3±089/27 کیلوگرم بر متر مربع و میزان چربی بدن: 71/2±46/29 درصد) انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی در دو گروه تجربی (10=n) و کنترل (10=n) قرار گرفتند. گروه تجربی، دوازده هفته تمرین هوازی (3 جلسه در هفته با شدت 75 تا85 درصد حداکثر ضربان قلب ذخیره) انجام دادند. نمونه گیری خون 24 ساعت قبل و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین انجام شد. داده ها با استفاده از آزمون تی زوجی و مستقل تجزیه و تحلیل شد (05/0>P). یافته‌ها: نتایج، کاهش معنی‌دار سطوح سرمی واسپین، گلوکز ناشتا و مقاومت به انسولین (مقادیر P به ترتیب 001/0 ، و01/0 و07/0) را در گروه تجربی نشان داد و مقادیر وزن، نمایه توده بدنی، درصد چربی و نسبت دور کمر به دور لگن آزمودنی‌های گروه تجربی نیز به‌طور معنی‌داری کاهش یافت (مقادیر P به ترتیب 002/0، 01/0، 04/0و03/0). نتیجه‌گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که انجام تمرینات هوازی همراه با کاهش وزن و درصد چربی بدن، منجر به کاهش سطح سرمی واسپین سرم، گلوکز ناشتا مقاومت به انسولین می‌شود، لذا می‌تواند به‌عنوان یک روش درمانی مکمل برای بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مورد توجه قرار گیرد.


فهیمه رمضانی تهرانی، سونیا مینویی، معصومه سیمبر، فریدون عزیزی،
دوره 14، شماره 2 - ( 10-1393 )
چکیده

مقدمه: با توجه به محدودیت مطالعات مبتنی بر جمعیت و نبود توافق کلی در مورد حساسترین و دقیقترین شاخص پیشگویی کننده مقاومت به انسولین و سندرم متابولیک در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS)، مطالعه حاضر با هدف مقایسه اعتبار شاخصهای متعدد موجود در مبتلایان به این سندرم صورت پذیرفت. روشها: در مطالعه کشوری مبتنی بر جمعیت بررسی شیوع سندرم تخمدان پلی کیستیک، 1772 زن و دختر 18-45 ساله از نظر ابتلا به این سندرم بر اساس معیارهای رتردام مورد مطالعه قرار گرفتند. دور کمر، نمایه توده بدنی، نسبت دور کمر به باسن، محصول تجمع لیپیدی(LAP) و شاخصچربی احشایی (VAI) تعیین و شاخص ارزیابی مدل هومئوستازبرای مقاومت به انسولین (HOMA-IR) در بین زنان مبتلا محاسبه گردید. تعریف سندرم متابولیک با توجه به معیار Joint Interim Statement (JIS) و HOMA بزرگتر یا مساوی 3/2 بهعنوان آستانه مقاومت در نظر گرفته شد. یافتهها: از بین شاخصهای بررسی شده VAI معیار بهتری جهت پیشگویی مقاومت به انسولین (حساسیت 60% و ارزش اخباری مثبت 83%) و سندرم متابولیک (حساسیت 97% و ارزش اخباری مثبت 95%) بود. با ترسیم منحنی راک بهترین نقاط برش جهت پیشگویی مقاومت به انسولین معادل 8/1 و برای سندرم متابولیک 1/3 بود. نتیجهگیری: بهنظر میرسد از میان تمام مارکرها، شاخص چربی احشایی شاخص قابل اطمینانی در جهت غربالگری اختلالات قلبی و متابولیک در میان زنان مبتلا به PCOS باشد.


حامد رضایی نسب، روح اله رنجبر، عبدالحمید حبیبی، سعید شاکریان،
دوره 14، شماره 2 - ( 10-1393 )
چکیده

مقدمه: هدف از این تحقیق مقایسه شدت‌های مختلف فعالیت هوازی حاد بر غلظت ویسفاتین در مردان مبتلا به دیابت نوع دو بود. روش‌ها: تعداد 10 آزمودنی مبتلا به دیابت نوع دو (میانگین±انحراف معیار؛ سن، 6/3±6/52 سال ؛ قد، 7/6± 3/171 سانتیمتر؛ وزن 7/4±58/87 کیلو‌گرم) در تحقیق حاضر شرکت کردند. در جلسه اول سنجش‌های آنتروپومتریکی، ترکیب بدنی و اوج اکسیژن مصرفی(VO2peak) آزمودنی‌ها اندازهگیری شد. در جلسات دوم تا چهارم آزمودنیها پس از حداقل 10 ساعت ناشتایی در یک طرح متقاطع با سه شدت %40 ، %60 و %80 اوج اکسیژن مصرفی، طی سه جلسه به فاصله یک هفته روی تردمیل دویدند. هزینه انرژی هر جلسه فعالیت 300 کیلو کالری بود. نمونه خونی قبل از فعالیت، بلافاصله و 24 ساعت پس از هر شدت فعالیت برای اندازه‌گیری سطوح ویسفاتین، گلوکز و انسولین جمع آوری شد. یافته‌ها: نتایج تحقیق نشان داد که هیچ یک از اثرات اصلی زمان نمونه‌گیری و فعالیت و اثر تعاملی زمان نمونه‌گیری × فعالیت بر سطوح ویسفاتین، گلوکز، انسولین و شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR) معنیدار نبود (05/0< p). همچنین نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد بین مقدار تغییرات ویسفاتین و انسولین در شدت‌های مختلف فعالیت ارتباط معنی‌داری وجود داشت (05/0> p). نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج حاضر می‌توان نتیجه‌گیری کرد که در فعالیت‌های هوازی با هزینه انرژی برابر (300 کیلو کالری)، شدت فعالیت بر سطوح ویسفاتین بلافاصله بعد و 24 ساعت بعد از فعالیت اثرگذار نمی‌باشد.


آسیه تاجی طبس، مهدی مقرنسی،
دوره 14، شماره 3 - ( 12-1393 )
چکیده

مقدمه: نسفاتین-1 آدیپوکاینی است که از بافت چربی ترشح شده و در سازوکار تنظیم عملکرد انسولین و متابولیسم گلوکز شرکت دارد. هدف تحقیق حاضر، بررسی تأثیر 10 هفته تمرین مقاومتی بر مقادیر سرمی نسفاتین-1 و مقاومت به انسولین زنان مبتلا به دیابت نوع دو بود. روش‌ها: 18 زن مبتلا به دیابت نوع دو به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی به دو گروه تجربی (10نفر) و کنترل (8 نفر) تقسیم شدند. گروه تجربی، تمرین مقاومتی را به‌مدت 10 هفته، سه جلسه در هفته (با شدت50-30 درصد یک تکرار بیشینه شروع و با افزایش تدریجی به 80-70 درصد یک تکرار بیشینه در جلسات پایانی) انجام دادند. گروه کنترل در هیچ‌گونه برنامه ورزشی شرکت نکرد. نمونه‌های خونی جهت تعیین مقادیر نسفاتین-1، انسولین وگلوکز در مراحل پیش و پس آزمون در شرایط 12 ساعت ناشتایی جمع‌آوری شدند. داده‌های حاصل با استفاده از آزمون‌های کولموگروف- اسمیرنوف، t مستقل و وابسته با نرم افزار spss نسخه 21 در سطح معنی‌داری 05/0>&alpha تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها: تغییرات درون گروهی گروه تجربی نشان داد، 10 هفته تمرین مقاومتی با افزایش معنی‌دار نسفاتین-1 و کاهش معنی‌دار گلوکز و مقاومت به انسولین همراه بود (05/0p<)، در حالی‌که در مقادیر انسولین تغییر معنی‌داری مشاهده نشد (05/0p>). در مقایسه بین گروهی، تغییرات پیش تا پس آزمون مقادیر نسفاتین-1 و گلوکز در گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل معنی‌دار بود (05/0p<). نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های این تحقیق، تمرینات مقاومتی می‌تواند به‌عنوان درمان کمکی زنان دیابتی نوع دو توصیه شود.


مریم کارخانه، احسانه طاهری، مصطفی قربانی، محمدرضا مهاجری‌تهرانی، سعید حسینی،
دوره 14، شماره 4 - ( 2-1394 )
چکیده

مقدمه: نمایه توده بدنی نرمال (kg/m29/24-5/18=BMI) و درصد چربی بالا (بیشتر از 30 % در زنان و 23 % در مردان) به‌عنوان چاقی با وزن نرمال (Normal weight obese ) شناخته می‌شوند. در چاقی با وزن نرمال به‌دلیل ترشح سیتوکین‌های پیش التهابی از بافت چربی مازاد در بدن، خطر سندرم متابولیک و بیماری‌های مزمن مرتبط با چاقی افزایش می‌یابد. هدف مطالعه حاضر تأیید این فرض می‌باشد که درصد چربی بالا در بدن با وجود وزن و نمایه توده بدنی نرمال می‌تواند افراد چاق با وزن نرمال را در مقایسه با افراد غیر چاق به میزان بیشتری در معرض خطر اختلالات متابولیک و سندرم متابولیک قرار دهد. روش‌ها: این مطالعه به‌صورت مورد شاهدی طراحی شد.40 زن چاق با وزن نرمال (kg/m29/24-5/18=BMI) و درصد چربی بالای 30% (30%FM>) و 30 زن غیر چاق (kg/m29/24-5/18=BMI) و درصد چربی کمتر از 25% (25% FM<) که به لحاظ سن با یکدیگر جور شده بودند (میانگین سن= 28 سال) در این بررسی شرکت نمودند. شاخص‌های مرتبط با سندرم متابولیک شامل اندازه‌گیری‌های تن سنجی، فشارخون و غلظت خونی کلسترول تام، LDL کلسترول، HDL کلسترول، تری‌گلیسیرید، قند خون ناشتا و غلظت انسولین سرم ناشتا در دو گروه مورد سنجش قرار گرفته و با یکدیگر مقایسه گردید. یافته‌ها: داده‌های حاصل از این مطالعه نشان داد که اندازه‌های تن سنجی شامل دور کمر و دور باسن در گروه چاق با وزن نرمال(NWO) بالاتر از گروه غیر چاق (non-NWO) بود (به‌ترتیب81/4±78/74 در مقابل 91/2±76/70 و 32/4±12/99 در مقابل 91/2±16/93 و 001/0 P-value<). در غلظت کلسترول تام، LDL کلسترول، HDL کلسترول، تری‌گلیسیرید، قند خون ناشتا در گروه NWO تفاوت‌های غیر‌معنی‌‌داری نسبت به گروه non-NWO مشاهده شد. فشار خون سیستولی و دیاستولی نیز در دو گروه تفاوت معنی‌‌داری به لحاظ آماری نشان نداد. درحالی‌که غلظت انسولین سرم در گروه NWO بالاتر از گروه non-NWO (66/4±92/8 در مقابل11/2±08/6 و 015/0 p-value=) و حساسیت به انسولین در NWO پایین‌تر از non-NWO بود (357/0 در مقابل 374/0و 043/0 p-value=). نتیجه‌گیری: با توجه به غلظت بالاتر انسولین سرم و حساسیت به انسولین پایین تر در زنان چاق با وزن نرمال در مقایسه با زنان سالم ،می توان دریافت که این گروه از افراد نسبت به افرادی با BMI مشابه اما درصد چربی پایین تر بیشتر در معرض خطر اختلالات متابولیک و سندرم متابولیک در سنین پایین می باشند.


علیرضا صفرزاده، فخری برادران جم، الهه طالبی گرکانی، رزیتا فتحی،
دوره 14، شماره 5 - ( 4-1394 )
چکیده

مقدمه: کالیکرین-7 (KLK7) سرین پروتئازی با ویژگی شبه کیموتریپسینی است که می­تواند موجب گسستن زنجیره A و B انسولین شود. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر فعالیت ورزشی هوازی بر غلظت پلاسمایی کالیکرین-7 و شاخص مقاومت انسولینی در زنان غیرفعال با وزن طبیعی و دارای اضافه وزن می­باشد.

روش­ها: بیست و هشت زن غیرفعال 24 تا 60 ساله به‌طور داوطلبانه در تحقیق حاضر شرکت کردند و براساس نمایه توده بدن به دو گروه با وزن طبیعی (15 n=) و دارای اضافه وزن تقسیم شدند (13 n=). تمامی آزمودنی­ها در برنامه­ 8 هفته­ای تمرین هوازی فزاینده (شامل دویدن با شدت 40 تا 80 درصد ضربان قلب ذخیره) شرکت کردند. شاخص­های پیکرسنجی (وزن، BMI، درصد چربی بدن)، متابولیک و غلظت پلاسمایی کالیکرین-7 در ابتدا و پایان برنامه­ تمرینی اندازه­گیری شد.

یافته­ها: این برنامه تمرینی موجب کاهش معنی­دار درصد چربی بدن (05/0> P) و افزایش معنی­دار اکسیژن مصرفی بیشنه (05/0> P) در هر دو گروه شد. مقادیر پایه (پیش آزمون) غلظت پلاسمایی کالیکرین-7 در زنان دارای اضافه وزن در مقایسه با گروه با وزن طبیعی به‌طور معنی­داری بالاتر بود (05/0> P). افزایش معنی­دار غلظت پلاسمایی کالیکرین-7 پس از 8 هفته تمرین هوازی تنها در گروه زنان با وزن طبیعی مشاهده شد (05/0> P). ارتباط معنی­داری بین تغییرات غلظت پلاسمایی کالیکرین-7 و تغییرات غلظت انسولین یا شاخص مقاومت به انسولین مشاهده نشد (05/0> P).

 نتیجه­گیری: تمرین هوازی می­تواند عامل موثری در افزایش سطوح پلاسمایی کالیکرین-7 در زنان غیرفعال باشد. داده­های این پژوهش تائید کننده نقش کالیکرین-7 پلاسمایی در تغییرات مقاومت انسولینی نمی­باشد.


رزیتا فتحی، سجاد اصلانی مغانجوقی، الهه طالبی گرگانی، علیرضا صفرزاده، حسن صیقل،
دوره 14، شماره 6 - ( 6-1394 )
چکیده

مقدمه: ویسفاتین آدیپوکاینی است که عمدتاً از بافت چربی احشایی ترشح می‌شود و در هموستاز گلوکز نقش دارد. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تاثیر هشت هفته تمرین مقاومتی بر سطوح پلاسمایی ویسفاتین و رابطه آن با شاخص مقاومت به انسولین در موش‌های نر مقاوم به انسولین بود.

روش‌ها: در این مطالعه تجربی 24 سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار با میانگین وزنی(20±220گرم)، به‌طور تصادفی به 3 گروه کنترل‌سالم، کنترل ‌مقاوم به انسولین و تمرین‌کرده مقاوم به انسولین تقسیم شدند. پس از القای وضعیت مقاومت به انسولین در گروه‌های کنترل و تمرین کرده مقاوم به انسولین، گروه تمرین مقاومتی به‌مدت 8 هفته، 3 روز در هر هفته تمرین مقاومتی انجام دادند. غلظت پلاسمایی ویسفاتین، انسولین، گلوکز وشاخص مقاومت به انسولین پس از تمرین‌ها اندازه‌گیری شد. آزمون آنووای یک‌طرفه برای آنالیز داده‌ها در سطح معنی‌داری 05/0>P مورد استفاده قرار گرفت.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که القای مقاومت به انسولین باعث افزایش معنی‌دار سطوح ویسفاتین، گلوکز، انسولین و شاخص مقاومت به انسولین شد (05/0P<). از سوی دیگر تمرین مقاومتی باعث کاهش معنی‌داری گلوکز، انسولین و شاخص مقاومت به انسولین شد (05/0P<)، اما کاهش سطوح ویسفاتین در اثر تمرین معنی‌دار نبود (05/0P>).

نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌ها، ویسفاتین در وضعیت مقاومت به انسولین و دیابت افزایش می‌یابد و همبستگی مثبت با مقاومت به انسولین دارد. تعییرات ایجاد شده در سطوح ویسفاتین به‌دنبال تمرین مقاومتی معنی‌دار نبوده و رابطه‌ای با بهبود شاخص مقاومت به انسولین نداشت. بنابراین احتمالاً ویسفاتین در بهبود وضعیت متابولیکی ناشی از تمرین در شرایط مقاومت به انسولین نقشی نداشته است.


سیده ساحره قریشی، سجاد احمدی زاد، داریوش شیخ السلامی وطنی، فرهاد آذری،
دوره 15، شماره 4 - ( 2-1395 )
چکیده

مقدمه: هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر جنسیت بر غلظت گلوکز، انسولین و شاخص مقاومت به انسولین در پاسخ به فعالیت حاد استقامتی و دوره‌های ریکاوری متعاقب آن در افراد سالم بود.

روش‌ها: هشت زن و هفت مرد 30-20 ساله (سن زنان 50/1±37/22 و مردان 27/1±42/23 سال، وزن زنان 14/8±50/55 و مردان 16/15±85/79 کیلوگرم، قد زنان 18/4±12/160 و مردان 57/6±71/179 سانتی‌‌متر) به‌صورت داوطلبانه در این تحقیق شرکت نمودند. آزمودنی‌ها دو جلسه فعالیت و کنترل را طی دو هفته متوالی اجرا نمودند. ترتیب اجرای جلسات به‌صورت تصادفی برای هر شخص تعیین شده بود. برنامه ورزشی شامل 45 دقیقه فعالیت حاد استقامتی با شدت 75 درصد ضربان قلب بیشینه بر روی تردمیل بود و متعاقب آن آزمودنی یک ساعت ریکاوری در حالت نشسته داشت. چهار نمونه خونی (6 میلی‌لیتر) به‌ترتیب قبل و بلافاصله بعد از فعالیت، همچنین 1 و 24 ساعت بعد از فعالیت جمع‌آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از تحلیل واریانس دو طرفۀ مکرر استفاده شد.

یافته‌ها: بدون در نظر گرفتن جنسیت آزمودنی‌ها، اثر فعالیت و ریکاوری بر غلظت انسولین و شاخص مقاومت به انسولین معنی‌دار بود (05/0p<) ولی برای گلوکز معنی‌دار نبود. همچنین هنگامی که داده‌ها با استفاده از تغییرات حجم پلاسما تصحیح گردیدند، نتایج مشابهی برای انسولین مشاهده گردید. اگر چه تغییرات فاکتورها در جلسه فعالیت در مردان نسبت به زنان بیشتر بود، اما جنسیت بر پاسخ تمامی فاکتورها (گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین) به فعالیت حاد استقامتی تأثیر معنی‌داری نداشت.

نتیجه‌گیری: فعالیت حاد استقامتی و ریکاوری موجب تغییر شاخص مقاومت به انسولین می‌شود اما این تغییرات وابسته به جنسیت نمی‌باشد.


لیلا زمانپور، ابراهیم بنی طالبی، سیداحسان امیرحسینی،
دوره 15، شماره 5 - ( 4-1395 )
چکیده

مقدمه: تمرین ورزشی منظم اثرات ضدالتهابی داشته و موجب سرکوب التهاب سیستمی با درجه پایین در دیابت نوع 2 می‌شود. لذا، این پژوهش با هدف بررسی تاثیر یک­دوره تمرین سرعتی و موازی هوازی-قدرتی بر سطوح پروتئین واکنشکر- C با حساسیت بالا (hs-CRP)، فاکتور نکروز دهنده تومور-آلفا (TNF-α)، اینترلوکین-6 (IL-6) و مقاومت به انسولین زنان مبتلا به دیابت شیرین نوع 2 (T2DM) صورت گرفت.

روش ­ها: 52 نفر از زنان مبتلا به دیابت نوع 2 (سن 45 تا60 سال، گلوکزناشتای بالاتر از 126 میلی‌گرم بر دسی­لیتر) به‌طور داوطلبانه در تحقیق حاضر شدند و بر اساس مقادیر هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) در سه گروه تمرین همزمان قدرتی-استقامتی (17نفر) و تمرین سرعتی (17 نفر) و کنترل (18 نفر) قرار گرفتند. گروه همزمان قدرتی-استقامتی به مدت 12 هفته، سه جلسه در هفته تمرین استقامتی با 60 درصد حداکثر ضربان قلب (MHR) و دو جلسه در هفته تمرین مقاومتی با 70 درصد یک تکرار بیشینه (1-RM) انجام دادند. گروه تمرین سرعتی به مدت 12 هفته، سه جلسه در هفته 4 تا10 تکرار آزمون وینگیت 30 ثانیه­ای بر روی ارگومتر را با حداکثر تلاش انجام دادند.

یافته­ ها: نتایج این تحقیق نشان داد که تفاوت معنی­داری بین تاثیر تمرین سرعتی و ترکیبی در فاکتورهای TNF-α (119/0p=IL-6 (08/0p=hs-CRP (214/0p=) و گلوکز (171/0p=) مشاهده نشد. اما در مورد انسولین (036/0p=) و مقاومت به انسولین (008/0p=) تفاوت بین گروهی معنی­دار بود.

نتیجه گیری: هرچند از نظر آماری تفاوت معنی­داری بین این دوشیوه تمرینی مشاهده نشد، بنظر می­رسد با توجه به تاثیر بیشتر تمرینات سرعتی بر برخی فاکتورهای التهابی، تمرین سرعتی نسبت به تمرینات همزمان قدرتی-استقامتی می‌توانند شرایط ضدالتهابی بهتری برای زنان دیابت نوع 2داشته باشد.


رحمان سوری، نیکو خسروی، شقایق جعفرپور، اعظم رمضان خانی،
دوره 16، شماره 2 - ( 10-1395 )
چکیده

مقدمه: التهاب نقش مهمی در فرایندهای مقاومت به انسولین ایفا می‌کند و به‌نظر می‌رسد واسطه‌های شیمیایی مانند کمرین در مقاومت به انسولین نقش محوری دارند. هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسه‌ی آثار فعالیت هوازی و محدودیت کالریک بر سطوح سرمی کمرین و شاخص مقاومت به انسولین در زنان دیابتی نوع دو می‌باشد.
روش‌ها: در این مطالعه‌ی نیمه‌تجربی، 30 نفر از زنان مبتلا به دیابت نوع دو (میانگین سن 4±3/49 سال؛ وزن3/7±8/٧8 کیلوگرم) در این پژوهش شرکت نمودند و به‌طور تصادفی به سه گروه محدودیت کالریک (گروه تجربی١)، فعالیت هوازی به‌همراه محدودیت کالریک (گروه تجربی٢) و کنترل تقسیم شدند. گروه تجربی ١ از یک رژیم غذایی با ٢٥% محدودیت کالریک به‌مدت 12 هفته استفاده نمودند. آزمودنی‌های گروه تجربی ٢ نیز از یک برنامه‌ی تمرینی شامل فعالیت هوازی و دویدن بر روی تردمیل و 50% محدودیت کالریک برنامه‌ی رژیم غذایی گروه تجربی ١ به‌صورت ترکیبی استفاده نمودند (٥/١٢% افزایش هزینه‌ی انرژی و ٥/١٢% محدودیت کالریک). قبل و پس از 12 هفته، خونگیری به‌منظور اندازگیری کمرین، اینترلوکین 6، گلوکز و انسولین انجام شد. داده‌ها با استفاده از آزمون آماری تی زوجی و آنالیز واریانس یکطرفه در سطح معناداری (٠٥/٠P<) تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که نمایه‌ی توده‌ی بدنی (BMI)، نسبت دور کمر به دور لگن (WHRشاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR) و اینترلوکین6 در همه‌ی گروه‌های تجربی کاهش معناداری داشت (٠٥/٠P<). نتایج حاکی از کاهش معنادار سطوح کمرین در گروه‌های تجربی ١ (٠01/٠P=) و ٢ بود (٠01/٠P=). بین تغییرات کمرین با تغییرات BMI، HOMA-IR، WHR و اینترلوکین6، همبستگی معناداری مشاهده گردید (٠٥/٠P<).
نتیجه‌گیری: با توجه به رابطه‌ی کمرین با مقاومت به انسولین و نیز تأثیرپذیری آن‌ها از تمرین هوازی و محدودیت کالریک، ممکن است، کاهش سطوح آن نقش ویژه‌ای در کاهش مقاومت به انسولین، ایفا نماید.
 


نسیم آذری، مسعود رحمتی، محمد فتحی،
دوره 17، شماره 2 - ( 12-1396 )
چکیده

مقدمه: تاکنون پژوهش‌های متعددی در زمینه‌ی تأثیر فعالیت ورزشی بر عوامل خطرساز مرتبط با بیماری دیابت نوع دو در داخل ایران صورت گرفته است. لذا، هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تأثیر فعالیت‌های ورزشی استقامتی بر برخی متغیرهای وابسته به دیابت نوع دو به صورت مروری نظام­مند و متاآنالیز بر مطالعات صورت گرفته در داخل ایران بود.
روش‌ها: در این بررسی پایگاه­های اطلاعاتی PubMed،Embase ، Cochrane، ISI، Scopus، Science direct، sid و magiran با هدف یافتن منابع مرتبط با موضوع مورد جستجو قرارگرفتند. آنالیز داده­ها با استفاده از نرم افزار STATA نسخه‌ی 12 صورت گرفت.
یافته­ها: تعداد 242 مقاله به‌طور نظام­مند مرور شدند و از این میان، 24 مقاله به‌صورت متاآنالیز (در مجموع 592 نفر؛ 294 نفر به‌عنوان گروه کنترل (96 نفر مرد، 198 نفر زن) و 298 نفر به‌عنوان گروه تمرین (97 نفر مرد، 201 نفر زن)) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که میان ورزش استقامتی و سطوح گلوکز خون (0001/0=P؛ 656/0- الی016/1- 95% CI)، ورزش استقامتی و انسولین (0001/0=P؛ 682/0- الی042/1- 95% CI)، ورزش استقامتی و مقاومت به انسولین (0001/0=P؛ 217/0- الی563/0-  95% CI) ارتباط معنی‌داری وجود دارد.
نتیجه‌گیری: مطالعه‌ی مرور سیستماتیک و متاآنالیز پژوهش‌های صورت گرفته در داخل ایران نشان می‌دهد که ورزش استقامتی می‌تواند با بهبود سطوح گلوکز خون، انسولین و مقاومت به انسولین بیماران دیابتی نوع دو همراه باشد. لذا توصیه می‌شود که متخصصین درگیر در علوم ورزشی و پزشکی، از راهبرد غیردارویی ورزش استقامتی به‌عنوان یک مداخله‌ی درمانی در بیماران دیابتی نوع دو استفاده کنند.
محسن امیدی، مهرزاد مقدسی،
دوره 17، شماره 2 - ( 12-1396 )
چکیده

عملکرد سلولهای بتای پانکراس و حساسیت به انسولین در دیابت نوع دو دچار اختلال میشود. ممکن است تمرینات ورزشی در بهبود این اختلالات مؤثر باشد؛ هرچند این موضوع هنوز به درستی مشخص نشده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی 8 هفته تمرین هوازی بر شاخص عملکرد سلول‎های بتای پانکراس و مقاومت به انسولین در زنان میانسال مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد.
در این پژوهش 20 زن میانسال با دامنه‌ی سنی 40 تا 50 سال مبتلا به دیابت نوع دو به‌عنوان آزمودنی شرکت کردند. آزمودنی‌ها براساس توان هوازی به‌طور تصادفی به دو گروه کنترل (10 = n) و تمرین (10 = n) تقسیم شدند. آزمودنی‌های گروه تمرین به‌مدت 8 هفته، 3 جلسه در هفته و هر جلسه به‌مدت 30 تا 45 دقیقه با شدت 75-60 درصد ضربان قلب بیشینه روی نوارگردان فعالیت کردند، در این مدت آزمودنیهای گروه کنترل تنها به فعالیتهای روزانه‌ی خود پرداختند.
ها: پس از 8 هفته تمرین هوازی، سطح گلوکز ناشتا، انسولین ناشتا و شاخص مقاومت به انسولین در گروه تمرینی نسبت به گروه کنترل کاهش معنیداری داشت (05/0>P)؛ در حالی‌که عملکرد سلول‎‎های بتای پانکراس تغییر معنیداری نکرد (2/0=P).
گیری: به‌طور کلی به‌نظر میرسد تمرینات هوازی با شدت به‌کار رفته در تحقیق حاضر، ورود گلوکز به سلولها را بهبود میبخشد اما تأثیری بر عملکرد سلولهای بتای پانکراس ندارد.

مهدی غفاری، محمد فرامرزی، ابراهیم بنی‌طالبی،
دوره 17، شماره 4 - ( 2-1397 )
چکیده

مقدمه: اختلال متابولیسم لیپیدهای درون عضلانی در ایجاد مقاومت به انسولین و دیابت نقش مهمی ایفا می‌کنند. پری‌لیپین 3 از جمله پروتئین‌های مهم خانواده‌ی پری لیپین در تنظیم لیپولیز و ذخیره‌ی آن در سلول‌های عضلانی است. لذا هدف از این مطالعه مقایسه دو شدت متفاوت تمرین استقامتی (کم شدت و شدت بالا) بر بیان پروتئین پری‌لیپین 3 عضله‌ی اسکلتی، سطوح سرمی گلوکز و انسولین موش صحرایی دیابتی شده با استرپتوزوسین است.
روش‌ها‌: تعداد 24 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به‌صورت تصادفی ساده به سه گروه (تمرین استقامتی کم شدت ، تمرین استقامتی با شدت بالا و کنترل) تقسیم شدند. تمرین استقامتی به مدت هشت هفته و شدت تمرین در گروه کم‌شدت 60 درصد Vo2max ، شدت بالا ۸5 درصد Vo2max بود و گروه کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت نکردند. بیان نسبی پروتئین پری‌لیپین 3 با تکنیک وسترن بلات انجام شد. جهت تعیین معنی‌دار بودن تفاوت بین متغیرها از آزمون آماری تحلیل واریانس یک‌طرفه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج مقایسه بین گروهی، اختلاف معنی‌داری بین سه گروه در متغیرهای پری‌لیپین 3 نشان داد (012/0=P). نتایج آزمون تعقیبی بیانگر افزایش معنی‌دار بیان پروتئین پری‌لیپین3 در تمرینات شدید استقامتی نسبت به گروه کنترل دیابتی بود (009/0=P)، اما تفاوت معنی‌داری در میزان پری‌لیپین 3 در گروه تمرین کم شدت استقامتی نسبت به گروه کنترل وجود نداشت (442/0P=). نتایج مقایسه بین گروهی، اختلاف معنی‌داری بین سه گروه در سطوح سرومی گلوکز و انسولین نشان داد (به ترتیب 0001/0=p و 0003/0= P).
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج پژوهش می‌توان به تأثیر تمرینات استقامتی با شدت بالا بر افزایش بیان پری‌لیپین‌3 در نمونه‌های دیابتی اشاره کرد.
لاله رنجبر، فرزانه تقیان، مهدی هدایتی،
دوره 17، شماره 4 - ( 2-1397 )
چکیده

مقدمه: اپلین آدیپوکاینی است که اخیراً شناسایی شده و به‌طور گسترده‌ی از بافت چربی سفید ترشح می‌شود و در افراد چاق و اضافه وزن مقادیر اپلین و بیان ژن اپلین افزایش می‌یابد. از این رو در مطالعه‌ی حاضر تأثیر یک دوره تمرین هوازی و مصرف ویتامین D بر وزن، سطوح اپلین پلاسما و مقاومت به انسولین زنان دارای اضافه وزن بررسی شد.
روش‌ها: 40 زن با BIM بیش از 25 و غیر ورزشکار با میانگین سنی91/6 ± 37/30 سال، میانگین وزن97/12± 89/74 کیلوگرم بر مترمربع و نمایه توده‌ی بدنی 95/3 ± 08/30 کیلوگرم بر متر مربع به‌طور تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند. گروه تمرین هوازی (دویدن بر روی تردمیل) با شدت 80-70 درصد ضربان قلب بیشینه به‌صورت فزاینده، هر جلسه به‌مدت 60-45 دقیقه، سه روز در هفته و به‌مدت 10 هفته به تمرین پرداختند. گروه ویتامینD سه روز در هفته یک عدد کپسول ویتامین D با دوز مصرفی 3000 واحد بین‌المللی به مدت 10 هفته مصرف کردند. گروه ترکیبی به‌طور همزمان 10 هفته به تمرین هوازی و مصرف ویتامین D پرداختند. وزن، سطح سرمی گلوکز، لیپوپروتئین‌ها و اپلین در هر چهار گروه پس از 12 ساعت ناشتایی شبانه و قبل از شروع اولین جلسه‌ی تمرین و24 ساعت پس از پایان‌برنامه تمرینی و مصرف ویتامین D انجام گرفت. داده‌های حاصل با استفاده از آزمون t وابسته و تحلیل کواریانس یک طرفه ANOVA در سطح معناداری (P≤0.05) تجزیه و تحلیل شدند.
یافته‌ها: 10 هفته تمرین هوازی و مصرف ویتامین D با کاهش معنادار وزن، اپلین و تری گلیسرید (P=0.00) و افزایش معنادار سطوح HDL (P≤0.05) همراه بود در حالی که در BIM، کلسترول، LDL، گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین تغییر معناداری مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها ضمن تأثیر مثبت تمرین هوازی بر ترکیبات بدن، اپلین و لیپوپروتئین‌های پلاسما نشان داد مصرف ویتامین D در افراد چاق و دارای اضافه وزن می‌تواند باعث کاهش وزن شود.
نگین چهرازی، مینو باسامی، سجاد احمدی زاد،
دوره 17، شماره 5 - ( 4-1397 )
چکیده

مقدمه: شیوع بالای چاقی و اضافه وزن در زنان ابتلا به سندرم متابولیک و دیابت را بالا می‌برد. با توجه به تأثیر متفاوت فعالیت‌های ورزشی مختلف و تفاوت حجم عضلات بالا تنه و پایین تنه درگیر در فعالیت، احتمالاً اثر فعالیت تناوبی شدید با کارسنج دستی و پایی بر متابولیسم و مقاومت به انسولین متفاوت می‌باشد. لذا هدف از این تحقیق بررسی تأثیر فعالیت تناوبی اندام فوقانی و اندام تحتانی بر متابولیسم کربوهیدرات و مقاومت به انسولن در زنان چاق بود.
روش‌ها: بدین منظور 12 زن چاق (نمایه‌ی توده‌ی بدن 5/5±1/31 کیلوگرم بر مترمربع) به‌طور داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند. آزمودنی‌ها یک جلسه فعالیت تناوبی را روی دوچرخه کارسنج و در جلسه‌ای دیگر روی کارسنج دستی با فاصله‌ی یک هفته، 2 دقیقه فعالیت با شدت 85% حداکثر اکسیژن مصرفی همراه با 4 دقیقه استراحت فعال با شدت 45% حداکثر اکسیژن مصرفی به‌مدت 30 دقیقه انجام دادند. قبل و بلافاصله پس از 30 دقیقه فعالیت دو نمونه‌ی خونی برای اندازه‌گیری انسولین و گلوکز گرفته شد. میزان اکسیژن مصرفی و دی‌اکسیدکربن تولیدی حین فعالیت برای محاسبه اکسیداسیون کربوهیدرات اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: اگرچه فعالیت تناوبی میزان انسولین را کاهش داد، اما پاسخ انسولین به فعالیت تناوبی اندام فوقانی و تحتانی تفاوت معنی‌داری نشان نداد (05/0P>). میزان گلوکز با فعالیت تناوبی کاهش یافت و این کاهش متعاقب فعالیت تناوبی اندام تحتانی بیشتر از فعالیت اندام فوقانی بود (05/0P<). همچنین میزان HOMA-IR در جلسه‌ی پائین تنه بیشتر از بالاتنه کاهش یافت (05/0P<). فعالیت تناوبی منجر به افزایش معنی‌دار اکسیداسیون کربوهیدرات شد (05/0P<)، اما مقایسه‌ی دو نوع فعالیت تناوبی اندام فوقانی و تحتانی، تفاوت معنی‌داری نشان نداد (05/0P>).
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه پیش رو نشان داد فعالیت تناوبی در زنان چاق، متابولیسم کربوهیدرات و مقاومت به انسولین را تغییر می‌دهد و تغییرات مقاومت به انسولین وابسته به نوع فعالیت (اندام فوقانی و اندام تحتانی) می‌باشد، اما به اکسیداسیون کربوهیدرات وابسته نیست.
بهاره حیدری شریف آبادی، فرزانه تقیان،
دوره 17، شماره 6 - ( 7-1397 )
چکیده

مقدمه: هدف از این مطالعه بررسی تأثیر10هفته تمرین تناوبی شدید و مصرف چای سبز بر سطح سرمی آیریزین و مقاومت به انسولین در زنان مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روش‌ها: در این مطالعه‌ی نیمه تجربی 48 زن مبتلا به دیابت نوع دو (با میانگین سن:04/3± 55/49 سال ، وزن: 78/5±72/76 کیلوگرم، قد: 06/5±33/153 سانتی‌متر و  BMI: 41/57±1/31) به‌صورت تصادفی در چهار گروه 12نفری، تمرین تناوبی، تمرین تناوبی به همراه مصرف مکمل چای سبز، مکمل چای سبز و کنترل تقسیم شدند. گروه‌های تمرین تناوبی، برنامه‌ی تمرینی را به‌مدت 10 هفته، 3 جلسه در هفته با شدت (85 -75 )% حداکثر ضربان قلب بیشینه پرداختند. گروه مکمل به‌مدت 10 هفته روزانه 3 کپسول 500 میلی‌گرمی عصاره‌ی چای سبز را دریافت نمودند. خون‌گیری قبل و بعد از مداخله برای اندازه‌گیری سطوح آیریزین، گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین انجام شد. به‌منظور تحلیل داده‌ها از آزمون تی همبسته، واریانس یک‌طرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معناداری 05/0 استفاده شد.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد پس از 10 هفته، سطوح آیریزین و حداکثر اکسیژن مصرفی در هر سه گروه نسبت به گروه کنترل به‌طور معناداری افزایش یافت (05/0P). ). همچنین نتایج بیانگر افزایش معنادار آیریزین در گروه ترکیبی نسبت به گروه چای سبز می‌باشد. سطح سرمی انسولین، گلوکز، مقاومت به انسولین و وزن، نمایه‌ی توده‌ی بدنی در هر سه گروه نسبت به گروه کنترل و گروه چای سبز و گروه ترکیبی به‌طور معناداری کاهش یافت (05/0P). و تفاوت معناداری در سطوح آیریزین، در بین گروه‌ها مشاهده نشد. (05/0P).
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج پژوهش به‌نظر می‌رسد انجام تمرین تناوبی به همراه مکمل چای سبز به‌واسطه افزایش آیریزین و کاهش گلوکز می‌تواند در بهبود مقاومت به انسولین بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مفید باشد. شاید بتوان با افزایش مدت تمرین و مصرف مکمل در مورد آیریزین و حداکثر اکسیژن مصرفی نیز به یافته‌های مطلوب دست یافت.
 
خالید محمدزاده سلامت،
دوره 17، شماره 6 - ( 7-1397 )
چکیده

مقدمه: ارتباط بین آدیپوکاین‌ها، مقاومت به انسولین و دیابت نوع دو به خوبی مشخص شده است. اما اثر انواع تمرینات ورزشی بر برخی از آدیپوکاین‌های جدید و ارتباط آنها با مقاومت به انسولین به روشنی مشخص نیست. هدف از پژوهش حاضر، مقایسه اثر تمرین تداومی و مقاومتی فزاینده بر سطوح سرمی آدیپونکتین، واسپین و مقاومت به انسولین مردان دارای اضافه وزن بود.
روش‌ها: 33 مرد دارای اضافه وزن و چاق (میانگین نمایه‌ی توده‌ی بدنی 3/27 کیلوگرم بر متر مربع) به‌صورت تصادفی به 3 گروه 11 نفری شامل، 1-تمرین تداومی، 2-مقاومتی فزاینده و 3-کنترل تقسیم شدند. تمرین در گروه‌های تداومی و مقاومتی فزاینده به‌مدت هشت هفته و سه روز در هفته انجام گرفت. قبل از شروع تمرین و72 ساعت پس از آخرین جلسه‌ی تمرین، نمونه‌ی خون آزمودنی‌ها به‌منظور اندازه‌گیری مقادیر سرمی آدیپونکتین، واسپین، گلوکز و انسولین جمع‌آوری گردید.
یافته‌ها: پس از تمرین کاهش معناداری در مقادیر انسولین و افزایش معناداری در آدیپونکتین و واسپین سرم هر دو گروه تمرین تداومی و مقاومتی فزاینده مشاهده گردید (05/0P<). پس از تمرین تفاوت بین گروهی معناداری در غلظت آدیپونکتین (001/0P=) و واسپین (001/0P=) مشاهده شد. با این وجود، تفاوت معناداری بین گروه‌های تمرین تداومی و مقاومتی فزاینده در هیچ یک از متغیرها مشاهده نگردید.
نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد تمرینات مقاومتی فزآینده نیز همانند تمرین تداومی، می‌تواند موجب بهبود عوامل ضد التهابی و مقاومت به انسولین مردان دارای اضافه وزن می‌گردد.
رحمان سوری، مهدی انگوتی، محمدرضا اسد، صادق ستاری فرد، اعظم رمضان خانی،
دوره 17، شماره 6 - ( 7-1397 )
چکیده

مقدمه: روی آلفا-2- گلیکوپروتئین (ZAG)، اخیراً در تنظیم متابولیسم بافت چربی به‌علت ارتباط منفی آن با چاقی و مقاومت به انسولین مورد توجه قرار گرفته است. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین پر شدت تناوبی (HIIT) بر میزان ZAG پلاسما و بافت چربی رت‌های نر مبتلا به دیابت نوع دو می‌باشد.
روش‌ها: در این مطالعه، 21 سر رت نر در سه گروه شاهد (سالم)، کنترل (دیابتی) و تمرین تناوبی (دیابتی با تمرین) مورد مطالعه قرار گرفتند. گروه تمرین، به‌مدت 8 هفته به فعالیت تناوبی با تناوب‌های کوتاه 15 تا 30 ثانیه و تعداد 5 تا 12 تکرار (1 دقیقه استراحت فعال بین هر تناوب) و سرعت 27 تا 34 متر بر دقیقه بر روی تردمیل پرداختند. 24 ساعت پس از پایان جلسه‌ی تمرینی، نمونه‌ی خونی و بافت چربی به‌منظور اندازه‌گیری سطوح ZAG از رت‌ها گرفته شد. داده‌ها با استفاده از آزمون آماری آنالیز واریانس یکطرفه و تعقیبی توکی در سطح معناداری (٠٥/٠P<) تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان دادند که تفاوت معناداری در میزان ZAG بافت چربی بین گروه‌های شاهد و کنترل وجود داشت که در گروه کنترل دیابتی پایین‌تر بود (001/0P<). همچنین بین دو گروه شاهد و تمرین تناوبی نیز تفاوت معناداری در میزان ZAG بافت چربی دیده شد که در گروه شاهد بالاتر بود (005/0=P). هشت هفته تمرین HIIT باعث افزایش معنادار میزان ترشح پروتئین ZAG بافت چربی در مقایسه با گروه کنترل دیابتی گردید (003/0=P). تفاوت معناداری در میزان سطوح پلاسمایی ZAG بین هیچ یک از گروه‌ها مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که تمرین پرشدت تناوبی باعث افزایش میزان ZAG در بافت چربی رت‌های نر دیابتی می‌شود که این امر می‌تواند باعث کاهش مقاومت انسولین در دیابت نوع دو گردد.
شاهین ریاحی ملایری، اعظم آزادنیا، محمد جواد رسایی،
دوره 18، شماره 1 - ( 10-1397 )
چکیده

مقدمه: آدیپونکتین و رزیستین؛ آدیپوسایتوکاین مرتبط با مقاومت به انسولین هستند. هدف از مطالعه‌ی حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین تناوبی شدید و مصرف رزوراترول بر مقادیرآدیپونکتین و رزیستین در موش‌های دیابتی نوع دو بود.
روش‌ها: در این مطالعه‌ی تجربی، 32 سر موش صحرایی دیابتی شده‌ی نژاد اسپراگ داولی (میانگین وزن 10±225 گرم و سن 10 هفته‌ای) با رژیم غذایی پرکالری دیابتی به‌طور تصادفی به چهار گروه (کنترل، مکمل، تمرین، تمرین + مکمل) تقسیم شدند. گروه‌های تمرین به‌مدت 8 هفته، هر هفته 5 جلسه، هر جلسه 18 دقیقه تحت تأثیر تمرین تناوبی شدید با شدت 90 تا 100 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی قرار گرفتند. گروه‌های دریافت کننده‌ی مکمل روزانه ۱۰ میلی‌گرم به ازای هرکیلوگرم وزن بدن به‌مدت هشت هفته و سه بار در هفته به‌صورت گاواژ دریافت کردند. داده‌ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس یک راهه و سطح معناداری (۰۵/۰P) ارزیابی شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد هشت هفته تمرین و مصرف رزوراترول بر آدیپونکتین سرم افزایش ولی از لحاظ آماری تأثیر معناداری نداشت (652/0=P). با این حال بر رزیستین سرم در گروه تمرین ومکمل کاهش و تأثیر معناداری داشت (00۱/0=P)، همچنین میانگین مقادیر گلوکز ناشتا، انسولین و شاخص مقاومت به انسولین در گروه‌های تجربی کاهش معناداری پیدا کرد (00۱/0=P).
نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد اجرای تمرین تناوبی شدید همراه با مصرف رزوراترول می‌تواند با تغییر در عوامل مرتبط مقاومت به انسولین باعث کنترل گلوکز دردیابت نوع دو شود.
کریم آزالی علمداری، موسی خلفی،
دوره 18، شماره 1 - ( 10-1397 )
چکیده

مقدمه: فاکتور رشد فیبروبلاستی21 (FGF21) نقش مهمی در تنظیم متابولیسم انرژی و مقاومت به انسولین ایفا می‌کند؛ با این حال آثار تمرین تناوبی شدید (HIIT) بر FGF21 و مقاومت ‌انسولینی به‌خوبی درک نشده است.
روش‌ها: پژوهش حاضر، یک مطالعه‌ی تجربی با طرح پیش آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل بود. در این مطالعه 24 مرد چاق به دو گروه تمرین تناوبی شدید (HIIT) (12 نفر، سن: 63/5±83/39 سال، وزن: 81/5±83/100 کیلوگرم و نمایه‌ی توده‌ی بدنی: 8/2±73/32 کیلوگرم بر مترمربع) و کنترل (12 نفر، سن: 23/5±41/39 سال، وزن: 71/4±08/100 کیلوگرم و نمایه‌ی توده‌ی بدنی: 43/1±34/32 کیلوگرم بر متر مربع) تقسیم شدند. گروه HIIT چهار وهله فعالیت شدید چهار دقیقه‌ای با شدت 85-90 درصد ضربان قلب بیشینه و دوره‌های استراحت فعال سه دقیقه‌ای با شدت 50-60 درصد ضربان قلب بیشینه را به‌مدت هشت هفته و سه جلسه در هفته اجرا کردند. در حالت پایه و 48 ساعت پس از آخرین جلسه‌ی تمرینی نمونه‌های خون جمع‌آوری شدند. داده‌ها با استفاده از آزمون تی همبسته و مستقل مقایسه شدند.
یافته‌ها: HIIT به‌طور هم‌زمان منجر به کاهش گلوکز پلاسما و انسولین و FGF21 سرم و همچنین بهبود مقاومت انسولینی شد (05/0P<).
نتیجه‌گیری: تمرین تناوبی با شدت بالا نقش مؤثری در بهبود مقاومت به انسولین و کاهش هم‌زمان FGF21 سرمی در افراد چاق دارد که ممکن است به‌واسطه بهبود مقاومت به FGF21 باشد.

صفحه 2 از 3     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb