جستجو در مقالات منتشر شده


48 نتیجه برای فرزانه

حمیده موسی پور، فرزانه سعیدی فرد، باقر لاریجانی، اکبر سلطانی،
دوره 16، شماره 3 - ( 12-1395 )
چکیده

پژوهش که روندی نظام‌مند برای کشف، تفسیر، تبیین، پیش‌بینی، بازنگری و کنترل رخدادهاست، متضمن عملکرد مبتنی بر دانش برای افراد، سازمان‌ها و نظام‌هاست. امروزه، دانش بیش از آنکه محصول توسعه باشد، یک ابزار برای توسعه، کارآفرینی، و ارزش افزوده اقتصادی است. نظام‌های سلامت نیز بالاخص با پیچیدگی و وسعت روز افزون خود، علت و معلول سرعت فزاینده تولید، انتقال و به‌کارگیری دانش مرتبط با سلامت هستند. دانشی پیچیده با محدوده‌ی وسیع و تنوعی که عمدتاً ریشه در نوع سؤال یا مسأله‌ی پیش رو و مبانی معرفتی مفروض دارد.
نویسندگان با اعتقاد به اینکه در نظر داشتن نگاهی جامع به انواع پژوهش‌ها می‌تواند از نگاه کلیشه‌ای به پژوهش در حوزه‌ی سلامت جلوگیری کند، براساس تمایز استقرایی خود از تجربه و مواجهه با ادبیات حوزه‌ی سلامت، طبقه بندی‌های متنوع موجود را در قالب مروری روایتی در این مقاله برای اولین بار (تا آن‌جا که نویسندگان مطلع هستند) گردآوری کرده‌اند. هدف این گردآوری کمک به متخصصان در سطوح مختلف حوزه‌ی سلامت برای فهم و به‌کارگیری بهتر نتایج پژوهش‌های پیش رو، طراحی بهتر پژوهش‌ها برای حل مشکلات این حوزه و بالاخص مدیریت، اولویت بندی و تخصیص بهتر منابع پژوهشی است.
منظرهای مختلف مورد استفاده برای طبقه‌بندی پژوهش‌های حوزه‌ی سلامت در این مقاله عبارتند از: هدف و عملکرد پژوهش، پارادایم پژوهشی، انواع دانش ضمنی یا صریح، انواع دانش اولیه یا ثانویه، ارتباط با حوزه‌های تخصصی دانش، کارکردهای نظام سلامت، میزان مشارکت افراد غیر دانشگاهی، سطح تصمیم گیری و نیز طبقه‌بندی انواع سؤالات و سطوح شواهد.
فرزانه سعیدی فرد، اکبر سلطانی، فرشته قدیری، سحر معنوی، مطهره طالبا، معین فروغی، پروانه انصاری، مصطفی قربانی، حمیده موسی پور،
دوره 17، شماره 4 - ( 2-1397 )
چکیده

مقدمه: هنگام رویکرد بالینی به بیماران، پزشکان بایستی قادر به تخمین میزان اهمیت و نیز اولویت یافته‌های بالینی باشند. هدف از این مطالعه بررسی میزان همبستگی وزن‌دهی پزشکان به یافته‌های بالینی، با نسبت احتمال مثبت یافته‌ها ((likelihood ratio (LR) در بیمار مبتلا به آسیت می‌باشد.
روش‌ها: در این مطالعه از 110 پزشک خواسته شد تا پرسشنامه‌ای را تکمیل نمایند که حاوی یک سناریو از یک بیمار مبتلا به آسیت و تعدادی یافته بالینی مربوط به آسیت بود. آنها بایستی به این یافته‌های بالینی براساس میزان اهیمت آن ها در تشخیص آسیت و اینکه وجود آن یافته‌ها تا چه میزان می‌تواند تشخیص آسیت را تحت تأثیر قرار دهد، وزنی بین 0 تا 100 اختصاص دهند. هم‌زمان نسبت احتمال مثبت یافته‌ها نیز از شواهد معتبر موجود استخراج شد و میزان همبستگی وزن‌هایی که پزشکان به یافته‌ها اختصاص داده بودند با نسبت احتمال مثبت یافته‌ها ارزیابی شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که اختلاف معناداری بین وزن‌هایی که پزشکان به یافته‌ها اختصاص داده بودند با نسبت احتمال مثبت یافته‌ها وجود دارد و اوزان اختصاص داده شده توسط پزشکان با نسبت احتمال مثبت یافته‌ها همبستگی ندارد.
نتیجه‌گیری: طبق نتایج ما پزشکان در تخمین میزان اهمیت یافته‌های بالینی در بیماران مبتلا به آسیت دچار خطا هستند. مطالعات بعدی لازم است تا مشخص گردد که این تخمین نادرست تا چه اندازه می‌تواند بر رویکرد بالینی به بیماران تأثیر سوء داشته باشد.
لاله رنجبر، فرزانه تقیان، مهدی هدایتی،
دوره 17، شماره 4 - ( 2-1397 )
چکیده

مقدمه: اپلین آدیپوکاینی است که اخیراً شناسایی شده و به‌طور گسترده‌ی از بافت چربی سفید ترشح می‌شود و در افراد چاق و اضافه وزن مقادیر اپلین و بیان ژن اپلین افزایش می‌یابد. از این رو در مطالعه‌ی حاضر تأثیر یک دوره تمرین هوازی و مصرف ویتامین D بر وزن، سطوح اپلین پلاسما و مقاومت به انسولین زنان دارای اضافه وزن بررسی شد.
روش‌ها: 40 زن با BIM بیش از 25 و غیر ورزشکار با میانگین سنی91/6 ± 37/30 سال، میانگین وزن97/12± 89/74 کیلوگرم بر مترمربع و نمایه توده‌ی بدنی 95/3 ± 08/30 کیلوگرم بر متر مربع به‌طور تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند. گروه تمرین هوازی (دویدن بر روی تردمیل) با شدت 80-70 درصد ضربان قلب بیشینه به‌صورت فزاینده، هر جلسه به‌مدت 60-45 دقیقه، سه روز در هفته و به‌مدت 10 هفته به تمرین پرداختند. گروه ویتامینD سه روز در هفته یک عدد کپسول ویتامین D با دوز مصرفی 3000 واحد بین‌المللی به مدت 10 هفته مصرف کردند. گروه ترکیبی به‌طور همزمان 10 هفته به تمرین هوازی و مصرف ویتامین D پرداختند. وزن، سطح سرمی گلوکز، لیپوپروتئین‌ها و اپلین در هر چهار گروه پس از 12 ساعت ناشتایی شبانه و قبل از شروع اولین جلسه‌ی تمرین و24 ساعت پس از پایان‌برنامه تمرینی و مصرف ویتامین D انجام گرفت. داده‌های حاصل با استفاده از آزمون t وابسته و تحلیل کواریانس یک طرفه ANOVA در سطح معناداری (P≤0.05) تجزیه و تحلیل شدند.
یافته‌ها: 10 هفته تمرین هوازی و مصرف ویتامین D با کاهش معنادار وزن، اپلین و تری گلیسرید (P=0.00) و افزایش معنادار سطوح HDL (P≤0.05) همراه بود در حالی که در BIM، کلسترول، LDL، گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین تغییر معناداری مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها ضمن تأثیر مثبت تمرین هوازی بر ترکیبات بدن، اپلین و لیپوپروتئین‌های پلاسما نشان داد مصرف ویتامین D در افراد چاق و دارای اضافه وزن می‌تواند باعث کاهش وزن شود.
بهاره حیدری شریف آبادی، فرزانه تقیان،
دوره 17، شماره 6 - ( 7-1397 )
چکیده

مقدمه: هدف از این مطالعه بررسی تأثیر10هفته تمرین تناوبی شدید و مصرف چای سبز بر سطح سرمی آیریزین و مقاومت به انسولین در زنان مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روش‌ها: در این مطالعه‌ی نیمه تجربی 48 زن مبتلا به دیابت نوع دو (با میانگین سن:04/3± 55/49 سال ، وزن: 78/5±72/76 کیلوگرم، قد: 06/5±33/153 سانتی‌متر و  BMI: 41/57±1/31) به‌صورت تصادفی در چهار گروه 12نفری، تمرین تناوبی، تمرین تناوبی به همراه مصرف مکمل چای سبز، مکمل چای سبز و کنترل تقسیم شدند. گروه‌های تمرین تناوبی، برنامه‌ی تمرینی را به‌مدت 10 هفته، 3 جلسه در هفته با شدت (85 -75 )% حداکثر ضربان قلب بیشینه پرداختند. گروه مکمل به‌مدت 10 هفته روزانه 3 کپسول 500 میلی‌گرمی عصاره‌ی چای سبز را دریافت نمودند. خون‌گیری قبل و بعد از مداخله برای اندازه‌گیری سطوح آیریزین، گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین انجام شد. به‌منظور تحلیل داده‌ها از آزمون تی همبسته، واریانس یک‌طرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معناداری 05/0 استفاده شد.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد پس از 10 هفته، سطوح آیریزین و حداکثر اکسیژن مصرفی در هر سه گروه نسبت به گروه کنترل به‌طور معناداری افزایش یافت (05/0P). ). همچنین نتایج بیانگر افزایش معنادار آیریزین در گروه ترکیبی نسبت به گروه چای سبز می‌باشد. سطح سرمی انسولین، گلوکز، مقاومت به انسولین و وزن، نمایه‌ی توده‌ی بدنی در هر سه گروه نسبت به گروه کنترل و گروه چای سبز و گروه ترکیبی به‌طور معناداری کاهش یافت (05/0P). و تفاوت معناداری در سطوح آیریزین، در بین گروه‌ها مشاهده نشد. (05/0P).
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج پژوهش به‌نظر می‌رسد انجام تمرین تناوبی به همراه مکمل چای سبز به‌واسطه افزایش آیریزین و کاهش گلوکز می‌تواند در بهبود مقاومت به انسولین بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مفید باشد. شاید بتوان با افزایش مدت تمرین و مصرف مکمل در مورد آیریزین و حداکثر اکسیژن مصرفی نیز به یافته‌های مطلوب دست یافت.
 
سپیده سلطانی، فرزانه تقیان،
دوره 18، شماره 3 - ( 12-1397 )
چکیده

هدف: هدف از تحقیق تعیین تأثیر هشت هفته تمرین هوازی و مکمل جنسینگ بر هموسیستئین، مقاومت به انسولین و هورمون تیروئید در زنان چاق مبتلا به کم‌کاری تیروئید بود.
روش‌ها: این تحقیق از نوع نیمه تجربی بود. به این منظور 40 زن چاق مبتلا به کم کاری تیروئید با میانگین سنی 55/3 ±62/34 سال، وزن85/3±47/80کیلوگرم و BMI 77/2±2/32 کیلوگرم بر متر مربع‌، به‌صورت تصادفی در چهار گروه 10 نفری شامل تمرین هوازی، مصرف جینسینگ، تمرین هوازی و مصرف جینسینگ و دارونما تقسیم شدند. تمرین هوازی شامل 8 هفته تمرین ایروبیک، سه جلسه در هفته، 45 تا 70 دقیقه و با شدت 55 تا 75 درصد بیشینه‌ی ضربان قلب بود.آزمودنی‌ها در گروه مصرف جینسینگ وتمرین هوازی به‌همراه مصرف جینسینگ هرروز یک عددکپسول جین سین حاوی 250 میلی‌گرم گرانول پودر ریزوم جینیسنگ به‌مدت 8 هفته، به‌صورت خوراکی بعد از صبحانه مصرف کردند در حالی که آزمودنی‌های گروه دارونما کپسول‌های حاوی پودر آرد را دریافت نمودند. نمونه‌ی خونی از ورید قدامی بازویی آزمودنی‌ها جهت اندازه‌گیری هموسیستئین، TSH، T3، T4، گلوکز و انسولین قبل و پس از 8 هفته در 4 گروه گرفته شد. برای تحلیل داده‌ها از آزمون t وابسته و تحلیل واریانس استفاده شد (05/0(P<.
یافته‌ها: نتایج نشان دادند که سطح هموسیستئین پلاسما، TSH، گلوکز ناشتا، انسولین و مقاومت به انسولین به‌طور معنی‌داری در هر سه گروه تجربی کاهش یافته در حالی که T3 و T4 افزایش یافته بود (05/0(P<، در ضمن این شاخص‌ها در گروه کنترل تغییر نکرده بودند.
نتیجه‌گیری: تمرین هوازی به همراه مصرف مکمل جینسینگ می‌توانند در پیشگیری از برخی عوامل خطرزای قلبی عروقی و هورمون‌های تیرویید مؤثر باشد.
نیلوفر صلواتی، فرزانه تقیان، خسرو جلالی،
دوره 19، شماره 1 - ( 11-1398 )
چکیده

مقدمه: هدف از تحقیق حاضر، مقایسه‌ی اثر مداخلات شامل هشت هفته تمرین مقاومتی با و بدون مصرف عصاره‌ی زعفران، زرشک بر سطح سرمی پروتئین شماره‌ی 4 اتصالی رتینول، و مقاومت به انسولین در موش‌های چاق شده با رژیم پر چرب بود.
روش‌ها: در این تحقیق 80 موش سوری با میانگین وزنی 2±41 گرم به‌مدت 10 هفته تحت رژیم عذایی پر چرب قرار گرفتند سپس به‌صورت تصادفی در 8 گروه تمرین مقاومتی (10n=)، مقاومتی و زعفران (10n=)، زعفران (10n=)، مقاومتی و زرشک (10n=)، زرشک (10n=)، زعفران و زرشک (10n=)، تمرین مقاومتی به‌همراه مصرف عصاره‌ی زعفران و زرشک (10n=) و گروه کنترل (10n=) قرار گرفتند. برنامه‌ی تمرین مقاومتی شامل بالارفتن موش‌ها از نردبان به همراه وزنه (سه ست و هربار 5 تکرار) سه جلسه در هفته و به‌مدت 8 هفته انجام شد. مصرف عصاره‌ی زعفران و زرشک به میزان 08/0 به ازای کل وزن موش به‌مدت 8 هفته انجام شد. پس از 14 ساعت ناشتائی شبانه نمونه‌ی خون اولیه به‌ میزان 5 میلی‌لیتراز بطن چپ موش‌ها گرفته شد و سطوح RBP4، گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین اندازه‌گیری شد. به‌منظور مقایسه‌ی اطلاعات بین گروه‌ها از آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه استفاده شد. کلیه‌ی محاسبات در سطح 05/0P در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد، تفاوت معناداری در سطوح RBP4 (002/0=P)، گلوکز (03/0=P)،انسولین (02/0=P)، و مقاومت به انسولین (004/0=P) گروه‌های مختلف تحقیق وجود دارد. نتایج آزمون تعقیبی نشان داد، سطوح RBP4 در گروه تمرین مقاومتی نسبت به گروه زرشک وکنترل کاهش یافته است. در گروه تمرین مقاومتی با زعفران نسبت به گروه زرشک وکنترل کاهش یافته است. همچنین در گروه زعفران نسبت به گروه تمرین وزعفران و زرشک کاهش یافته است.
نتیجه گیری: لذا یافته‌های پژوهش حاضر بر تأثیر تمرین مقاومتی، مصرف عصاره‌ی زعفران و زرشک بر کاهش عوارض متابولیک ناشی از چاقی از طریق کاهش RBP4 و کاهش گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین تأکید دارد.
فرزانه کریمی، فرهاد دریانوش، محسن ثالثی، جواد نعمتی،
دوره 19، شماره 6 - ( 6-1399 )
چکیده

مقدمه: چاقی و دیابت نوع دو می‌توانند در عملکرد سلول‌ها، از جمله پروتئین‌های CREB و CRTC2 که برای تنظیم سوخت و ساز بافت چربی مهم هستند، اختلال ایجاد کنند؛ بنابراین، هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) بر میزان پروتئین‌های CREB و CRTC2 در بافت چربی زیرجلدی موش‌های صحرایی چاق مبتلا به دیابت نوع دو است.
روش‌ها: در این مطالعه‌ی تجربی، 12 سر موش صحرایی نر 2 ماهه از نژاد اسپراگ‌داولی با میانگین وزن 20±300 گرم انتخاب و پس از دیابتی شدن از طریق القاء STZ و نیکوتین‌آمید به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین دیابتی (6 سر) و کنترل دیابتی (6 سر) تقسیم ‏شدند. گروه‌های تمرینی 4 روز در هفته به‌مدت 8 هفته برنامه تمرینی را شامل 5 وهله 4 دقیقه‌ای با شدت معادل 85 تا 95 درصد حداکثر سرعت و دوره‌های استراحت فعال 3 دقیقه‌ای با شدت معادل 50 تا 60 درصد حداکثر سرعت انجام دادند؛ برای تجزیه‌ وتحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 23 و آزمون آماری t-مستقل استفاده‏ شد.
یافته‌ها: بعد از هشت هفته تمرین HIIT تغییر معنی‌داری در میزان پروتئین CREB در گروه‌ تمرین نسبت‌ به کنترل مشاهده نشد (22/0>P)؛ با این حال، افزایش معنی‌داری در میزان پروتئین  CRTC2‌در گروه‌ تمرین نسبت‌ به کنترل مشاهده شد (005/0>P).
نتیجه‌گیری: تمرین HIIT منجر به تغییری در میزان پروتئین CREB نشد؛ اما توانست میزان پروتئین CRTC2 را افزایش دهد که این افزایش می‌تواند منجر به تنظیم سوخت و ساز بافت چربی در آزمودنی‌های دیابتی شود.
سید عبداله فاطمی، امین فرزانه حصاری، هاجر عباس زاده، مینو دادبان شهامت،
دوره 21، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده

مقدمه: تشکیل پلی‌پپتید آمیلوئیدی جزیره‌ای (IAPP) عاملی برای افزایش آپوپتوز سلول‌های بتای در دیابت نوع دو است. تمرین ورزشی نقش حفاظتی در برابر دیابت دارد. ازطرفی، آلفالیپوئیک اسید یک آنتی‌اکسیدان بیولوژیکی قوی است. بااین حال، اثر هم‌زمان تمرین ورزشی و آلفالیپوئیک اسید بر IAPP به‌خوبی مشخص نیست. هدف از مطالعه‌ی حاضر، بررسی اثر شدت‌های مختلف تمرین همراه با آلفالیپوئیک اسید بر بیان ژن IAPP بافت پانکراس موش‌ها دیابتی بود.
روش‌ها: در این مطالعه تجربی، 35 موش ویستار به‌صورت تصادفی به 7 گروه: کنترل، دیابتی، دیابتی مکمل، دیابتی تمرین تناوبی شدید، دیابتی تمرین تناوبی متوسط، دیابتی تمرین تناوبی شدید+ مکمل، دیابتی تمرین تناوبی متوسط+مکمل تقسیم شدند. پروتکل تمرین تناوبی متوسط و شدید به‌مدت 6 هفته و 5 جلسه در هفته اجرا شد. تمرین تناوبی شدید شامل 10 وهله 4 دقیقه‌ای دویدن (با شدت VO2max 90-85%) و تمرین تناوبی متوسط شامل 13 وهله 4 دقیقه‌ای دویدن (با شدت VO2max 65-70%) بود. آلفالیپوئیک اسید به‌مقدار mg/kg20 در روز به‌صورت گاواژ به موش‌ها داده شد. بیان ژن IAPP از روش real-time PCR اندازه‌گیری گردید.
یافته‌ها: سطح IAPP در گروه دیابتی نسبت به گروه سالم افزایش معنی‌داری داشت (0039/0P=). آلفالیپوئیک اسید (01/0P=) و تمرین تناوبی شدید+آلفالیپوئیک اسید (021/0P=) سطح IAPP را به‌طور معنی‌داری نسبت به گروه دیایت کاهش دادند.
نتیجه‌گیری: بیماری دیابت نوع دو با افزایش بیان ژن IAPP در سلول‌های بتای پانکراس همراه است و تمرین تناوبی شدید به‌همراه مکمل آلفالیپوئیک اسید یک مداخله‌ی مؤثرتر در کاهش IAPP سلول‌های بتای پانکراس در دیابت در نظر گرفته می‌شود.
الهه ساعی، فریبا محمودی، عزت نوری زاده، فرزانه محمودی،
دوره 21، شماره 4 - ( 7-1400 )
چکیده

مقدمه: اثرات هیپوگلیسمی گالگا (Galega officinalis) و نانوذرات نقره ثابت شده است. در تحقیق حاضر، اثرات نانوذرات نقره سنتز شده با عصاره‌ی آبی گالگا بر بیان ژن‌های TNF-α،  IL-6 و غلظت سرمی آنزیم‌های کبدی در دیابت نوع دو بررسی شد.
روش‌‌ها: در تحقیق حاضر، 20 موش صحرایی نر در 4 گروه 5تایی از نژاد ویستار با وزن 200- 180 گرم استفاده شد. موش‌های صحرایی کنترل یا دیابتی نوع دو القایی با نیکوتین آمید و استرپتوزوتوسین به‌ترتیب تزریق داخل صفاقی سالین یا 5/2 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن نانوذرات نقره سنتز شده با عصاره‌ی گالگا یا روش شیمیایی را دو هفته دریافت کردند. یک روز بعد از آخرین تزریق، نمونه‌های سرمی و بافت چربی جمع‌آوری شدند. غلظت سرمی گلوکز، اوره، کراتینین، آنزیم‌های آلانین آمینوترانسفراز (ALT) وآسپارتات آمینوترانسفراز (AST) با اسپکتروفتومتری تعیین شدند. میانگین بیان نسبی ژن‌های TNF-α و IL-6 با ریل تایم- PCR تعیین شد.
یافته‌ها: میانگین غلظت سرمی آنزیم‌های ALT ،AST ، گلوکز و اوره درگروه‌های دیابتی دریافت‌کننده نانوذره نقره سنتز شده به روش شیمیایی یا سبز در مقایسه با گروه دیابتی از نظر آماری به‌طور معنی‌داری کاهش یافت. میانگین بیان نسبی ژن‌های IL-6 و TNF-α درگروه‌های دیابتی دریافت کننده نانو ذره‌ی نقره سنتزشده به روش شیمیایی یا سبز در مقایسه با گروه دیابتی به‌طور معنی داری کاهش یافت.
نتیجه‌گیری: هر دو نانو ذره‌ی سنتز شده به روش شیمیایی یا سبز ممکن است از آسیب هپاتوسیت‌های کبدی جلوگیری کرده و با کاهش بیان فاکتورهای پیش التهابی در بهبود مقاومت به انسولین دیابت نوع دو مؤثر باشند.
الهه حیدرنیا، فرزانه تقیان، خسرو جلالی دهکردی، مهرزاد مقدسی،
دوره 21، شماره 5 - ( 11-1400 )
چکیده

مقدمه: فرایند آپوپتوز به‌عنوان یک وضعیت شایع در آسیب‌های قلبی می‌تواند به‌طور قابل توجهی توسط افزایش قند خون به‌صورت مزمن تحمیل شود. از این‌رو هدف پژوهش حاضر، تعیین اثرات تمرین ترکیبی و مصرف مکمل‌های آنتی اکسیدانی E و C بر عملکرد و بیوژنز عملکرد بافت قلب موش‌های صحرایی دیابتی شده با استرپتوزوتوسین بود.
روش ها: در مطالعه‌ی تجربی و بنیادی حاضر، تعداد پنجاه سر موش صحرایی نر نژاد Sprague Dawley به‌صورت تصادفی در پنج گروه (در هر گروه 10 سر موش) تقسیم شدند: موش‌های سالم به‌‌عنوان گروه کنترل، موش‌های دیابتی، تمرینات مقاومتی/استقامتی دیابتی، موش‌های دیابتی که مکمل ویتامین E و C مصرف می‌کردند و مکمل و تمرین ترکیبی تقسیم‌بندی شدند. تمرین ترکیبی شامل، تمرین مقاومتی، 5 روز در هفته با شدت فزاینده‌ی 5-45 درصد وزن موش‌های صحرایی و تمرین استقامتی بروی نوارگردان به‌صورت فزاینده از 30-10 دقیقه و شدت فزاینده‌ی 75-40 درصد حداکثر سرعت طی 8 هفته انجام شد. 48 ساعت پس از آخرین جلسه‌ی تمرین بافت قلب استخراج و بیان ژن‌های PGC1α و Tfam از طریق Real-Time PCR ارزیابی شد. داده‌های پژوهش با آزمون آماری واریانس دو طرفه tow way-ANOVAتجزیه و تحلیل شد (05/0P).
یافته ها: القا دیابت باعث کاهش معنی‌دار بیان ژن‌های PGC1α و Tfam (05/0>P) بین گروه کنترل سالم و گروه کنترل دیابت شد. از سویی در این مطالعه مشاهده شده است که مصرف مکمل و تمرین اثر فزآینده‌ای بر افزایش بیان ژن‌های PGC1α و Tfam در موش‌های صحرایی دیابتی شده با استرپتوزوتوسین داشته است. علاوه بر این، میزان غلظت گلوکز و وزن موش‌های صحرایی تیمار شده با مصرف مکمل و تمرین به‌طور معنی‌داری نسبت به سایر گروه‌ها کاهش یافته است (0.05P<).
نتیجه گیری: براساس نتایج به‌دست آمده، مصرف مکمل‌های غنی از آنتی اکسیدان و تمرین ترکیبی سبب کاهش میزان گلوکز خون و از سویی باعث بهبود بیوژنز میتوکندری بافت قلب موش‌های مبتلا به دیابت نوع دو شده است. از سویی، تمرین ترکیبی و مکمل آنتی اکسیدانت اثر بیشتری در روند بهبودی دیابت نوع دو نسبت به اثر هر کدام از آنها به تنهایی داشته است.
محمد درخشنده، فرزانه تقیان، خسرو جلالی دهکردی، سید علی حسینی،
دوره 21، شماره 6 - ( 12-1400 )
چکیده

مقدمه: تجزیه و تحلیل هوش مصنوعی بر اساس مجموعه داده‌های به‌دست آمده از پایگاه دادهDisGeNET، ژن‌های مهم دخیل در فرآیند آسیب قلبی را تعیین کرد. از این‌رو، ما میل ترکیبی مولکول‌های شیمیایی و زیست فعال گیاه خارخاسک را بر روی پروتئین سیتوکرومC- محاسبه کردیم. هدف این مطالعه، تعیین اثرات هشت هفته تمرین مقاومتی همرا با مصرف عصاره‌ی خارخاسک بر سازِکار آپوپتوز در بافت قلب موش‌های صحرایی در معرض استانوزولول انجام شد.
روش ها: در این مطالعه‌ی تجربی سی و پنج موش صحرایی نر به‌صورت تصادفی به هفت گروه پنج تایی تقسیم شدند که شامل: 1- گروه کنترل، 2- موش‌های تحت تیمار با استانوزولول، 3- موش‌های تحت تیمار داروی استانوزولول و داروی گیاهی خارخاسک با غلظت 100 میلی‌گرم بر کیلوگرم، 4- موش‌های تحت تیمار داروی استانوزولول و داروی گیاهی خارخاسک با غلظت 50 میلی‌گرم بر کیلوگرم، 5- موش‌های با تمرین مقاومتی و تحت تیمار استانوزولول، 6- موش‌های با تمرین مقاومتی و تحت تیمار با داروی استانوزولول و داروی گیاهی خارخاسک با غلظت 100 میلی‌گرم بر کیلوگرم، و 7- موش‌های صحرایی با تمرین مقاومتی و تحت تیمار با داروی استانوزولول و داروی گیاهی خارخاسک با غلظت 50 میلی‌گرم بر کیلوگرم. بیان ژن‌های CRP و Cytochrome-c با تکنیکqPCR-Real Time  در بافت قلب موش‌های صحرایی اندازه‌گیری شد. در تجزیه و تحلیل بیوانفورماتیک مسیر آپوپتوز به‌عنوان فرآیند بحرانی در آسیب‌های قلبی تعریف شد. همچنین، اثرات خارخاسک و استانوزولول در بافت قلب از طریق مسیر آپوپتوز با مدل‌سازی فارماکوفور و اتصال مولکولی تشخیص داده شد.
یافته ها: تمرینات مقاومتی همراه با مصرف عصاره‌ی خارخاسک با غلظت 100 میلی‌گرم بر کیلوگرم سبب کاهش میزان بیان ژن‌های CRP  وcytochrome-c گردد. همچنین، مصرف میزان دوز 100 میلی‌گرم بر کیلوگرم عصاره‌ی خارخاسک می‌تواند بر روی عملکرد ورزشکاران مقاومتی اثرات مفیدی نسبت به دوز 50 میلی گرم بر کیلوگرم داشته باشد.
نتیجه‌گیری: از سویی، با توجه به اثرات مفید خارخاسک نشان داده شد که این زیست فعال گیاهی می‌تواند خطرات قلبی را از طریق بهبود آپوپتوزومی و التهاب کاهش دهد.
افتخار محمدی، محمد فتحی، فرزانه چهل چراغی، افشین نظری،
دوره 22، شماره 1 - ( 2-1401 )
چکیده

مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین استقامتی و مصرف امپاگلیفلوزین بر شاخص‌های التهابی و ارتباط آنها با ساختار و عملکرد قلب در رت‌های نر دیابتی است.
روش‌ها: 40 سر موش نر نژاد ویستار به‌صورت تصادفی به پنج گروه کنترل سالم، کنترل دیابتی، دیابتی+امپاگلیفلوزین، دیابتی+تمرین استقامتی و دیابتی+تمرین استقامتی+امپاگلیفلوزین تقسیم شدند. گروه‌ها پس از انجام پروتکل تمرینی و دریافت دارو، بیهوش و عملکرد قلبی و شاخص‌های TNF-α و TGF-β با آزمون‌های آماری آنوای یک‌طرفه و همبستگی پیرسون بررسی شد.
نتایج: تفاوت معنی‌دار در ضخامت پایان سیستولی بطن چپ (011/0 P=)، حجم پایان سیستولی بطن چپ (008/0 P=TNF-α (014/0 P=) و TGF-β (001/0 P=) بین گروه‌های پژوهش مشاهده شد. ارتباط منفی معنی‌داری بین TGF-β با وزن بدن، درصد کوتاه شدن الیاف قلب و کسر تزریقی و ارتباط مثبت معنی‌دار با سطوح گلوکز، ضخامت پایان سیستولی بطن چپ و حجم پایان سیستولی بطن چپ نشان داد. به‌علاوه، ارتباط منفی معنی‌داری بین TGF-β با کسر تزریقی مشاهده شد (05/0P≤).
نتیجه‏ گیری: به‌نظر می‌رسد تمرین هوازی خارج از تأثیر مضاعف امپاگلیفلوزین موجب بهبود وضعیت التهابی، ساختار و عملکرد بافت قلب دیابتی می‌شود.
آذر پیردهقان، امیر مسعود شفیعیان، فرزانه اثنی عشری، شیوا برزوئی،
دوره 22، شماره 5 - ( 10-1401 )
چکیده

مقدمه: امروزه علی‌رغم وجود داروهای بسیار مؤثر در کنترل قند خون بیماران دیابتی، افراد نسبتاً کمی از درمان دارویی خود تبعیت می‌کنند. عوامل متعددی ممکن است در عدم تبعیت درمان دارویی نقش داشته باشند. در این مطالعه تأثیر باورهای مرتبط با دارودرمانی بر میزان تبعیت از درمان در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو موردبررسی قرار گرفت.
روش‌ها: در یک مطالعه‌ی مقطعی به روش نمونه‌گیری در دسترس، 248 نفر از بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه‌ کننده به کلینیک تخصصی دیابت شهر همدان در سال 1400 انتخاب شدند. میزان تبعیت دارویی با پرسشنامه‌ی موریسکی و باور دارویی با پرسشنامه‌ی Beliefs about Medicines Questionnaire بررسی گردیدند. داده‌ها با استفاده از آزمون کای دو، آنالیز واریانس و کروسکال والیس و ضریب همبستگی اسپیرمن در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شدند.
یافته‌ها: میانگین سنی بیماران (9/16)6/52 سال بود. 6/51 % زن، 3/61 % بودند. فراوانی تبعیت درمان دارویی ضعیف، متوسط و خوب به‌ترتیب در بیماران2/53 %، 8/25 % و21 % بود. در بیماران با تبعیت درمان دارویی ضعیف، متوسط و خوب به‌ترتیب میانگین (انحراف معیار) نمره‌ی باور نیاز به درمان دارویی (8/5)9/17، (7/3)2/17و (2/1)7/17، باور نگرانی از درمان دارویی (0/2)6/16، (3/2)6/17و (8/1)1/17، باور روش تجویز دارویی (2/2)2/13، (6/2)6/12و (3/2)2/12، نمره‌ی کلی باور درمان دارویی (1/8)3/58، (8/6)6/57 و (7/4)5/55 و باور آسیب‌های درمان برابر با (9/2)6/10، (5/3)2/10 و (0/3)5/8 بود که تنها باور آسیب‌های درمان ازنظر آماری معنی‌دار بود (05/0P<).
نتیجه‌گیری: بیش از نیمی از بیماران، تبعیت درمان دارویی مناسبی نداشتند. باور آسیب‌های درمان دارویی و ترس از عوارض داروهای دیابت به‌طور معنی‌داری با کاهش تبعیت درمان دارویی بیماران مرتبط بود.
فرزانه شجاعی، زهره لطیفی، شیدا جبل عاملی، منصور سیاوش،
دوره 24، شماره 4 - ( 8-1403 )
چکیده

مقدمه: دیابت نوع دو بیماری شایعی است که با مشکلات روانشناختی همراه است. لذا هدف از این پژوهش بررسی تأثیر خودشفابخشی بر دشواری تنظیم هیجان و شاخص قند خون بیماران مبتلا به دیابت نوع دو است.
روش‌ها: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون -پس‌آزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری بود. جامعۀ آماری شامل افراد مبتلا به دیابت نوع دو بود که به درمانگاه صدیقه طاهره اصفهان در سال 1400 مراجعه می‌کردند. تعداد 40 نفر به‌صورت نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند و پس از انجام پیش‌آزمون، به‌طور تصادفی در دو گروه خودشفابخشی و کنترل قرار گرفتند. مداخلات خود شفابخشی لطیفی و مروی (1397) هفته‌ای یک جلسه 90 دقیقه‌ای به‌صورت آنلاین برگزار شد. پس از 12 جلسه از هردو گروه پس‌آزمون و سه ماه بعد آزمون پیگیری صورت گرفت. ابزار پژوهش پرسشنامۀ دشواری تنظیم هیجان گراتز و رومر (2004) و تجهیزات آزمایشگاهی برای اندازه‌گیری شاخص قند خون بود. برای تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر وآزمون تعقیبی بنفرونی با استفاده از نرم‌افزار SPSS-24 استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد خود شفابخشی باعث کاهش دشواری تنظیم هیجان و شاخص قند خون می‌شود (05/0 P<) و این نتایج در گذر زمان ادامه‌دار هستند (05/0 P<).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج می‌توان گفت از درمان خودشفابخشی می‌توان در مدیریت دیابت نوع دو استفاده کرد.

رضا حسنی زاده، خسرو جلالی دهکردی، فرزانه تقیان،
دوره 24، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده

مقدمه: دیابت نوع دو و ارتباط آن با بیماری های قلبی- عروقی یکی از دغدغه‌‌های جامعۀ امروزی است. اگرچه نقش مطلوب تمرین هوازی و مصرف مکمل گیمنما سیلوستر در بیماران دیابتی گزارش شده است، ولی اثر تمرین هوازی و مصرف مکمل گیمنما سیلوستر در بافت قلب به خوبی شناخته نشده است. لذا هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسۀ تأثیر تمرین هوازی و مصرف مکمل گیمنما سیلوستر بر برخی از نشانگرهای مرتبط با کاردیومیوپاتی موش های مبتلا به دیابت نوع دو است.
روش‌ها: تحقیق حاضر از نوع تجربی بود. نمونه‌های آماری شامل 40 موش C57BL/6 نر ( با میانگین سنی 8 تا 10 هفته و وزن 20 تا 25 گرم ) بود که پس از20 هفته تغذیه با رژیم غذایی پُرچرب دیابتی شدند. سپس به‌صورت تصادفی به پنج گروه هشت‌تایی شامل: دیابت‌ +‌ تمرین ((TDM، دیابت ‌+ گیمنما سیلوستر (GSDM)، دیابت ‌+ ‌تمرین ‌+ ‌گیمنما سیلوستر (TGSDM)، دیابت (DM) و کنترل سالم (CN) تقسیم شدند. برنامۀ تمرین هوازی، تمریناتی با سرعت ( m/min )10 به‌مدت شش هفته و پنج جلسه تمرین در هفته بر روی تردمیل بود. مصرف مکمل گیمنما سیلوستر روزانه به میزان 1/0 گرم بر کیلوگرم به‌صورت خوراکی به تنهایی و همچنین همراه با مداخلۀ تمرینی به‌مدت شش هفته انجام شد. غلظت سرمی گلوکز به روش آنزیماتیک، میزان انسولین به روش الایزا، مقاومت به انسولین به روش HOMA-IR و بیان ژن‌های CASPASE-1 و NLRP3 به روش RT-PCR اندازه‌گیـری شـد. سنجش داده‌ها با استفاده از آزمون آماری کوواریانس و آزمون تعقیبی بونفرونی محاسبه شد سطح معنی‌داری 05/0 P≤ در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که تمرین هوازی و مصرف مکمل گیمنما سیلوستر به تنهایی باعث کاهش معناداری در سطوح گلوکز، انسولین، مقاومت به انسولین و بیان ژن‌‌‌های CASPASE-1 وNLRP3  در بافت قلب موش‌های دیابتی شد (05/0 P≤). که بیشترین کاهش بر متغیر‌های وابسته مربوط به گروه (TGSDM) نسبت به گروه (DM) بود (05/0 P≤). همچنین تفاوت معناداری بین متغیرهای وابستۀ گروه ((TDM و گروه (GSDM) وجود ندارد (05/0 P≤).
نتیجه‌گیری: شش هفته تمرین هوازی، مصرف مکمل گیمنما سیلوستر و تمرین هوازی همراه با مصرف مکمل گیمنما سیلوستر باعث بهبود متغیرهای خونی از طریق کاهش گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین و هم چنین بهبود نشانگرهای مرتبط با کاردیومیوپاتی از طریق کاهش بیان ژن‌های CASPASE-1 وNLRP3 در بافت قلب موش‌های مبتلا به دیابت نوع دوشد.
زهرا گلی، فرزانه تقیان، خسرو جلالی،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه: هدف از پژوهش ، مقایسۀ تأثیر دونوع تمرین هوازی با و بدون شیب ، بر تعدیل فشار اکسایشی و عملکرد کلیۀ موش مبتلا به بیماری CKD بوده است.
روش‌ها: تعداد ۲۴ سر موش مادۀ نژاد C57bl6 دو ماهه با وزن۲۶/۱±۲۵ گرم تصادفی به چهارگروه: کنترل سالم، موش‌های مبتلا به CKD، CKD و تمرین هوازی بدون شیب و CKD و تمرین هوازی با شیب تقسیم شدند. به‌منظور القای CKD پودرآدنین ۲/۰ درصد میلی‌گرم بر کیلوگرم به‌مدت ۴ هفته دریافت کردند. گروه‌ تمرین هشت هفته تمرین تردمیل(۵ جلسه درهفته) یک گروه با شیب ۲۰ درجه و گروه دیگر با شیب صفردرجه اجرا کردند. پس از آخرین جلسۀ تمرین، خون‌گیری به‌منظور اندازه‌گیری نیتروژن اورۀ خون، اوره و غلظت گلوتاتیون به روش الایزا انجام شد. بیان ژن‌های SIRT1, NRF1, TNF-α با تکنیک qPCR-Real Time اندازه‌گیری شد. برای تجزیه‌وتحلیل آمار از آزمون آنوا یک‌طرفه و آزمون تعقیبی توکی و سطح معنی‌داری ۰۵/0 P استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد القای CKD موجب افزایش معنی‌دار در مقادیر نیتروژن اورۀ خون و اوره و کاهش معنی‌دار غلظت گلوتاتیون نسبت به گروه کنترل سالم شد (۰۵/0 >P). از سویی در گروه تمرین با شیب غلظت گلوتاتیون افزایش معنی‌دار و مقادیر نیتروژن اورۀ خون و اوره کاهش معنی‌دار وجود دارد (۰۵/0 >P). میزان بیان SIRT1 وNRF1 در گروه تمرین باشیب افزایش معنی‌دار و میزان بیانTNF-α  کاهش معنی‌دار داشت ( ۰۵/0 >P)
نتیجه‌گیری: تمرینات با شیب سبب تعدیل فشار اکسایشی از طریق مسیرانتقال پیام TNFα/SIRT1/NRF1 و بهبود دهندۀ غلظت گلوتاتیون و مقادیر نیتروژن اورۀ خون و اوره در موش مبتلا به بیماری مزمن کلیوی می‌شود و اثر تمرین با شیب نسبت به بدون شیب بهتر است.
 
محسن تیموری، خسرو جلالی دهکردی، مهدی کارگرفرد، فرزانه تقیان،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه: این مطالعه با هدف تعیین تأثیر درمان مغناطیس پالسی، تمرین چند جزئی و ترکیبی از هر دو روش بر نشانگرهای متابولیسم استخوان و غلظت اسکلروستین در بیماران دیابتی نوع دو مبتلا به پوکی استخوان انجام شد.
روش‌ها: در یک مطالعه کارآزمایی بالینی کنترل شده تصادفی، تعداد 56 نفر زن و مرد بیماران دیابت نوع دو مبتلا به پوکی ستخوان با میانگین و انحراف معیار سن: 67/3±18/68 سال؛ وزن: 65/7±13/78 کیلوگرم و نمایۀ تودۀ بدن: 76/1±40/28 کیلوگرم/مجذور قد به‌صورت تصادفی در یکی از سه گروه: تمرین چند جزئی+درمان میدان الکترومغناطیسی پالسی کل بدن (MCEx+PEMF، 18 نفر) تمرین چند جزئی+شبه درمان میدان الکترومغناطیسی پالسی کل بدن (MCEx+PPEMF، 17 نفر) و درمان میدان الکترومغناطیسی پالسی کل بدن به تنهایی (PEMF، 21 نفر) قرار گرفتند. پروتکل درمانی شامل درمان میدان الکترومغناطیسی پالسی برای کل بدن و تمرین چند جزئی (شامل تمرینات هوازی، مقاومتی، انعطاف‌پذیری، استفاده از وزن بدن تمرین و متعاقب آن تمرین ویبریشن کل بدن)؛ 3 جلسۀ 60 دقیقهای در هفته برای مدت 12 هفته انجام شد. متغیرهای ترکیب بدن، تراکم مواد معدنی استخوان و نشانگرهای متابولیسم استخوان (فسفر، کلسیم، اسکلروستین، اوستئوکلسین، BALP) قبل و بعد از دورۀ مطالعه اندازه‌گیری شد. داده‌ها با استفاده از آزمون t وابسته و تحلیل کوواریانس در سطح کمتر از 05/0 مورد تجزیه‌و‌تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: پس از 12 هفته مداخله، تفاوت معناداری در سطوح سرمی تراکم مواد معدنی استخوان و نشانگرهای متابولیسم استخوان (فسفر، کلسیم، اسکلروستین، آلکالین فسفاتاز ویژۀ استخوان) بین گروهها وجود داشت (05/0 P<). با این حال، آزمون تعقیبی بونفرونی افزایش معناداری در سطوح سرمی فسفر، آلکالین فسفاتاز ویژۀ استخوان، اسکلروستین و کاهش معناداری در سطوح سرمی کلسیم در گروه درمانی MCEx+PEMF در مقایسه با گروه PEMF به تنهایی پس از 12 هفته را نشان داد.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد، روش بازتوانی PEMF در ترکیب با پروتکل تمرین چند جزئی یک روش مؤثر و ایمن برای بهبود مواد معدنی استخوان و نشانگرهای متابولیسم استخوان در جمعیت دیابتی نوع دو مبتلا به پوکی استخوان است. بنابراین، باید کلینیک‌های فیزیوتراپی را تشویق کرد که از مدالیته‌های ورزشی در کنار درمان PEMF برای درمان بیماران دیابتی نوع دو مبتلا به پوکی استخوان استفاده کنند. مطالعات بیشتر با پیگیری طولانی مدت برای تأیید این یافته‌ها باید مورد توجه قرار گیرد.
 
زهره مساح، فرزانه تقیان،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه: سندرم تخمدان پلی‌کیستیک (PCOS) شایع‌‌ترین اختلال غدد درون‌ریز در بین زنان است و اثرات مادام‌العمر بر سلامتی دارد. هدف از این مطالعه بررسی فیزیولوژیکی تأثیر PCOS بر عملکرد نورون‌زایی و بهبود علائم شناختی از طریق تغییر سبک زندگی و استفاده از طب مکمل است.
روش‌ها: در این مطالعۀ تجربی، 30 سر موش ماده از سویه C57BL/6 با میانگین وزنی 2±18  کیلو گرم و سن 6 تا 7 هفته به‌طور تصادفی به پنج گروه شامل: گروه کنترل، گروه پلی‌کیستیک، گروه پلی‌کیستیک+تمرین شنا، گروه پلی‌کیستیک+سویا، گروه پلی‌کیستیک+تمرین+سویا تقسیم شدند. بیان ژن‌ها به روش Real Time-PCR سنجیده شد. ژن‌ها به کمک نرم‌افزارهای بیوانفورماتیک انتخاب شدند. میزان غلظت هورمون لوتئینیزه کننده ( LH ) از روش الایزا مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته‌ها: ژن‌های FN1-ARC-NGFR-BDNF در موش‌های مبتلا به پلی‌کیستیک نسبت به گروه کنترل کاهش میزان بیان را نشان داد (001/0 >P). از سویی، بیان ژن‌های FN1-ARC-NGFR-BDNF در موش‌های مبتلا به پلی‌کیستیک همراه با تمرین شنا و مصرف مکمل سویا به‌طور معنی‌داری نسبت به گروه پلی‌کیستیک افزایش یافت. تجویز هم‌زمان تمرین شنا و مصرف مکمل سویا به‌طور معنی‌داری سبب افزایش غلظت LH (001/0 >P) و بیان ژن‌های FN1-ARC-NGFR-BDNF شد (001/0 >P).
نتیجه‌گیری: این پژوهش نشان داد که ترکیب تمرین شنا و مصرف عصاره سویا می‌تواند نوروژنز را در مدل PCOS تقویت کرده و علائم شناختی را بهبود بخشد. یافته‌های ما تأیید می‌کند که این ترکیب نه ‌تنها عملکرد سیستم عصبی را ارتقا می‌دهد، بلکه از طریق تنظیم هورمونی به بهبود کلی سلامت کمک می‌کند. این نتایج مسیر تازه‌ای برای درمان‌های مکمل در مدیریت PCOS فراهم می‌سازد.
فرزانه اسبوچین، قدرت اله عباسی، عذرا اخی،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده

مقدمه: دیابت نوع دو یک بیماری مزمن و شایع است شایع متابولیک است که کنترل مؤثر آن نیازمند توجه به عوامل روان‌شناختی و بین‌فردی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین ادراک رفتار فداکارانه همسر و خودکارآمدی با مدیریت رفتار در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد.
روش‌ها: این پژوهش توصیفی– همبستگی است که به‌صورت مقطعی اجرا شد. جامعۀ آماری شامل بیماران متأهل مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه‌ کننده به مراکز غدد و متابولیسم و خانه‌های بهداشت شهر ساری بود. از میان آنها، ۹۷ نفر براساس معیارهای ورود و خروج و به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ادراک رفتار فداکارانه همسر (Harper & Figuerres, 2008)، خودکارآمدی بیماران دیابتی (Fappa et al 2016) و مدیریت رفتار (Toobert et al., 2000) بود. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS نسخۀ ۲۴ و با استفاده از آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه) تجزیه‌وتحلیل شدند.یافته‌ها: بین ادراک رفتار فداکارانه همسر و خودکارآمدی با مدیریت رفتار بیماران رابطۀ مثبت و معناداری مشاهده شد (P< 0.01). همچنین این دو متغیر در مجموع ۳۰ درصد از واریانس مدیریت رفتار را تبیین کردند که در این میان، ادراک رفتار فداکارانۀ همسر سهم بیشتری در پیش‌بینی مدیریت رفتار بیماران داشت.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد ادراک رفتار فداکارانه همسر و خودکارآمدی نقش مؤثری در ارتقای مدیریت رفتار بیماران مبتلا به دیابت نوع دو دارند. تقویت حمایت همسر و افزایش خودکارآمدی از طریق مداخلات آموزشی و روان‌شناختی می‌تواند به بهبود رفتارهای خودمراقبتی و کنترل بهتر بیماری منجر شود.
 
پریسا کریم زاده، مهدیس خزائیلی نجف‌آبادی، سینا شرقی، فرزانه کریمی بیرگانی، عفت اسدالله پور، سمیه پری چهره دیزجی، مهناز پژمان ثانی، سید محمود سجادی جزی، محمود نادری، هیلدا صمیمی، شیرزاد نصیری، سید محمد توانگر، باقر لاریجانی، وحید حق پناه،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده

مقدمه: بیوبانک‌ها مخازن زیستی هستند که نمونه‌های بیولوژیکی انسان را جمع‌آوری، پردازش، ذخیره و توزیع می‌کنند. در این میان، بانک تومور نقش محوری در تحقیقات زیست‌ پزشکی ایفا می‌کند. هدف کلی یک بانک تومور، جمع‌آوری نمونه‌های سرطانی و نرمال، در شرایط استاندارد برای تحقیقات پایه، بالینی یا کاربردی است.
روش‌ها: نمونه‌های توموری بیماران نئوپلاسم‌های غدد درون‌ریز از باقیمانده بافت‌هایی که در روند تشخیص بیماری مورد نیاز نیستند، پس از انجام عمل جراحی و برداشتن بافت توموری در بخش جراحی بیمارستان دکتر شریعتی، انتخاب می‌‌شوند. همچنین نمونه‌های بیولوژیکی مرتبط مانند سرم، پلاسما و DNA نیز جمع‌آوری می‌شوند. قبل از نمونه‌گیری، رضایت آگاهانه از بیماران گرفته شده و پرسشنامه تکمیل می‌گردد. پس از روش انجماد سریع بافت با ایزوپنتان، نمونه بافت در تانک ازت و سایر نمونه‌های بیولوژیک مانند سرم در فریزر منفی 80 درجۀ سانتی‌گراد نگه‌داری می‌شود.
یافته‌ها: نمونه‌های بافت، پلاسما، سرم و DNA جمع آوری شده از بیماران با نئوپلاسم‌های غدد درون ریز در باکس‌های جداگانه بارکدار مخصوص ذخیره‌سازی نمونه در بیوبانک نگه‌داری می‌شوند و در اختیار پژوهشگران قرار می‌گیرند.
نتیجه‌گیری: استفاده از محصولات زیستی در تحقیقات داخلی و شبکه‌های بین‌المللی در حال گسترش هستند تا با حمایت از جمع‌آوری و توزیع بافت‌ها، به‌ویژه بافت‌های سرطانی، همکاری‌های تحقیقاتی را تقویت کنند. این روند نقش مهمی در تسهیل تحقیقات پایه و کاربردی در حوزه‌های مختلف سرطان، از جمله زیست‌شناسی مولکولی، ایمونولوژی، ژنتیک و داروسازی ایفا می‌کند و زمینه‌ساز پیشرفت‌های علمی و نوآوری‌های درمانی خواهد بود.
 

صفحه 2 از 3     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb