48 نتیجه برای فرزانه
آذر پیردهقان، امیر مسعود شفیعیان، فرزانه اثنی عشری، شیوا برزوئی،
دوره 22، شماره 5 - ( 10-1401 )
چکیده
مقدمه: امروزه علیرغم وجود داروهای بسیار مؤثر در کنترل قند خون بیماران دیابتی، افراد نسبتاً کمی از درمان دارویی خود تبعیت میکنند. عوامل متعددی ممکن است در عدم تبعیت درمان دارویی نقش داشته باشند. در این مطالعه تأثیر باورهای مرتبط با دارودرمانی بر میزان تبعیت از درمان در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو موردبررسی قرار گرفت.
روشها: در یک مطالعهی مقطعی به روش نمونهگیری در دسترس، 248 نفر از بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به کلینیک تخصصی دیابت شهر همدان در سال 1400 انتخاب شدند. میزان تبعیت دارویی با پرسشنامهی موریسکی و باور دارویی با پرسشنامهی Beliefs about Medicines Questionnaire بررسی گردیدند. دادهها با استفاده از آزمون کای دو، آنالیز واریانس و کروسکال والیس و ضریب همبستگی اسپیرمن در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شدند.
یافتهها: میانگین سنی بیماران (9/16)6/52 سال بود. 6/51 % زن، 3/61 % بودند. فراوانی تبعیت درمان دارویی ضعیف، متوسط و خوب بهترتیب در بیماران2/53 %، 8/25 % و21 % بود. در بیماران با تبعیت درمان دارویی ضعیف، متوسط و خوب بهترتیب میانگین (انحراف معیار) نمرهی باور نیاز به درمان دارویی (8/5)9/17، (7/3)2/17و (2/1)7/17، باور نگرانی از درمان دارویی (0/2)6/16، (3/2)6/17و (8/1)1/17، باور روش تجویز دارویی (2/2)2/13، (6/2)6/12و (3/2)2/12، نمرهی کلی باور درمان دارویی (1/8)3/58، (8/6)6/57 و (7/4)5/55 و باور آسیبهای درمان برابر با (9/2)6/10، (5/3)2/10 و (0/3)5/8 بود که تنها باور آسیبهای درمان ازنظر آماری معنیدار بود (05/0P<).
نتیجهگیری: بیش از نیمی از بیماران، تبعیت درمان دارویی مناسبی نداشتند. باور آسیبهای درمان دارویی و ترس از عوارض داروهای دیابت بهطور معنیداری با کاهش تبعیت درمان دارویی بیماران مرتبط بود.
فرزانه شجاعی، زهره لطیفی، شیدا جبل عاملی، منصور سیاوش،
دوره 24، شماره 4 - ( 8-1403 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو بیماری شایعی است که با مشکلات روانشناختی همراه است. لذا هدف از این پژوهش بررسی تأثیر خودشفابخشی بر دشواری تنظیم هیجان و شاخص قند خون بیماران مبتلا به دیابت نوع دو است.
روشها: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون -پسآزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری بود. جامعۀ آماری شامل افراد مبتلا به دیابت نوع دو بود که به درمانگاه صدیقه طاهره اصفهان در سال 1400 مراجعه میکردند. تعداد 40 نفر بهصورت نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و پس از انجام پیشآزمون، بهطور تصادفی در دو گروه خودشفابخشی و کنترل قرار گرفتند. مداخلات خود شفابخشی لطیفی و مروی (1397) هفتهای یک جلسه 90 دقیقهای بهصورت آنلاین برگزار شد. پس از 12 جلسه از هردو گروه پسآزمون و سه ماه بعد آزمون پیگیری صورت گرفت. ابزار پژوهش پرسشنامۀ دشواری تنظیم هیجان گراتز و رومر (2004) و تجهیزات آزمایشگاهی برای اندازهگیری شاخص قند خون بود. برای تجزیهوتحلیل دادهها از آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر وآزمون تعقیبی بنفرونی با استفاده از نرمافزار SPSS-24 استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد خود شفابخشی باعث کاهش دشواری تنظیم هیجان و شاخص قند خون میشود (05/0 P<) و این نتایج در گذر زمان ادامهدار هستند (05/0 P<).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج میتوان گفت از درمان خودشفابخشی میتوان در مدیریت دیابت نوع دو استفاده کرد.
رضا حسنی زاده، خسرو جلالی دهکردی، فرزانه تقیان،
دوره 24، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو و ارتباط آن با بیماری های قلبی- عروقی یکی از دغدغههای جامعۀ امروزی است. اگرچه نقش مطلوب تمرین هوازی و مصرف مکمل گیمنما سیلوستر در بیماران دیابتی گزارش شده است، ولی اثر تمرین هوازی و مصرف مکمل گیمنما سیلوستر در بافت قلب به خوبی شناخته نشده است. لذا هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسۀ تأثیر تمرین هوازی و مصرف مکمل گیمنما سیلوستر بر برخی از نشانگرهای مرتبط با کاردیومیوپاتی موش های مبتلا به دیابت نوع دو است.
روشها: تحقیق حاضر از نوع تجربی بود. نمونههای آماری شامل 40 موش C57BL/6 نر ( با میانگین سنی 8 تا 10 هفته و وزن 20 تا 25 گرم ) بود که پس از20 هفته تغذیه با رژیم غذایی پُرچرب دیابتی شدند. سپس بهصورت تصادفی به پنج گروه هشتتایی شامل: دیابت + تمرین ((TDM، دیابت + گیمنما سیلوستر (GSDM)، دیابت + تمرین + گیمنما سیلوستر (TGSDM)، دیابت (DM) و کنترل سالم (CN) تقسیم شدند. برنامۀ تمرین هوازی، تمریناتی با سرعت ( m/min )10 بهمدت شش هفته و پنج جلسه تمرین در هفته بر روی تردمیل بود. مصرف مکمل گیمنما سیلوستر روزانه به میزان 1/0 گرم بر کیلوگرم بهصورت خوراکی به تنهایی و همچنین همراه با مداخلۀ تمرینی بهمدت شش هفته انجام شد. غلظت سرمی گلوکز به روش آنزیماتیک، میزان انسولین به روش الایزا، مقاومت به انسولین به روش HOMA-IR و بیان ژنهای CASPASE-1 و NLRP3 به روش RT-PCR اندازهگیـری شـد. سنجش دادهها با استفاده از آزمون آماری کوواریانس و آزمون تعقیبی بونفرونی محاسبه شد سطح معنیداری 05/0 P≤ در نظر گرفته شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد که تمرین هوازی و مصرف مکمل گیمنما سیلوستر به تنهایی باعث کاهش معناداری در سطوح گلوکز، انسولین، مقاومت به انسولین و بیان ژنهای CASPASE-1 وNLRP3 در بافت قلب موشهای دیابتی شد (05/0 P≤). که بیشترین کاهش بر متغیرهای وابسته مربوط به گروه (TGSDM) نسبت به گروه (DM) بود (05/0 P≤). همچنین تفاوت معناداری بین متغیرهای وابستۀ گروه ((TDM و گروه (GSDM) وجود ندارد (05/0 P≤).
نتیجهگیری: شش هفته تمرین هوازی، مصرف مکمل گیمنما سیلوستر و تمرین هوازی همراه با مصرف مکمل گیمنما سیلوستر باعث بهبود متغیرهای خونی از طریق کاهش گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین و هم چنین بهبود نشانگرهای مرتبط با کاردیومیوپاتی از طریق کاهش بیان ژنهای CASPASE-1 وNLRP3 در بافت قلب موشهای مبتلا به دیابت نوع دوشد.
زهرا گلی، فرزانه تقیان، خسرو جلالی،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: هدف از پژوهش ، مقایسۀ تأثیر دونوع تمرین هوازی با و بدون شیب ، بر تعدیل فشار اکسایشی و عملکرد کلیۀ موش مبتلا به بیماری CKD بوده است.
روشها: تعداد ۲۴ سر موش مادۀ نژاد C57bl6 دو ماهه با وزن۲۶/۱±۲۵ گرم تصادفی به چهارگروه: کنترل سالم، موشهای مبتلا به CKD، CKD و تمرین هوازی بدون شیب و CKD و تمرین هوازی با شیب تقسیم شدند. بهمنظور القای CKD پودرآدنین ۲/۰ درصد میلیگرم بر کیلوگرم بهمدت ۴ هفته دریافت کردند. گروه تمرین هشت هفته تمرین تردمیل(۵ جلسه درهفته) یک گروه با شیب ۲۰ درجه و گروه دیگر با شیب صفردرجه اجرا کردند. پس از آخرین جلسۀ تمرین، خونگیری بهمنظور اندازهگیری نیتروژن اورۀ خون، اوره و غلظت گلوتاتیون به روش الایزا انجام شد. بیان ژنهای SIRT1, NRF1, TNF-α با تکنیک qPCR-Real Time اندازهگیری شد. برای تجزیهوتحلیل آمار از آزمون آنوا یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی و سطح معنیداری ۰۵/0 ≥P استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد القای CKD موجب افزایش معنیدار در مقادیر نیتروژن اورۀ خون و اوره و کاهش معنیدار غلظت گلوتاتیون نسبت به گروه کنترل سالم شد (۰۵/0 >P). از سویی در گروه تمرین با شیب غلظت گلوتاتیون افزایش معنیدار و مقادیر نیتروژن اورۀ خون و اوره کاهش معنیدار وجود دارد (۰۵/0 >P). میزان بیان SIRT1 وNRF1 در گروه تمرین باشیب افزایش معنیدار و میزان بیانTNF-α کاهش معنیدار داشت ( ۰۵/0 >P)
نتیجهگیری: تمرینات با شیب سبب تعدیل فشار اکسایشی از طریق مسیرانتقال پیام TNFα/SIRT1/NRF1 و بهبود دهندۀ غلظت گلوتاتیون و مقادیر نیتروژن اورۀ خون و اوره در موش مبتلا به بیماری مزمن کلیوی میشود و اثر تمرین با شیب نسبت به بدون شیب بهتر است.
محسن تیموری، خسرو جلالی دهکردی، مهدی کارگرفرد، فرزانه تقیان،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: این مطالعه با هدف تعیین تأثیر درمان مغناطیس پالسی، تمرین چند جزئی و ترکیبی از هر دو روش بر نشانگرهای متابولیسم استخوان و غلظت اسکلروستین در بیماران دیابتی نوع دو مبتلا به پوکی استخوان انجام شد.
روشها: در یک مطالعه کارآزمایی بالینی کنترل شده تصادفی، تعداد 56 نفر زن و مرد بیماران دیابت نوع دو مبتلا به پوکی ستخوان با میانگین و انحراف معیار سن: 67/3±18/68 سال؛ وزن: 65/7±13/78 کیلوگرم و نمایۀ تودۀ بدن: 76/1±40/28 کیلوگرم/مجذور قد بهصورت تصادفی در یکی از سه گروه: تمرین چند جزئی+درمان میدان الکترومغناطیسی پالسی کل بدن (MCEx+PEMF، 18 نفر) تمرین چند جزئی+شبه درمان میدان الکترومغناطیسی پالسی کل بدن (MCEx+PPEMF، 17 نفر) و درمان میدان الکترومغناطیسی پالسی کل بدن به تنهایی (PEMF، 21 نفر) قرار گرفتند. پروتکل درمانی شامل درمان میدان الکترومغناطیسی پالسی برای کل بدن و تمرین چند جزئی (شامل تمرینات هوازی، مقاومتی، انعطافپذیری، استفاده از وزن بدن تمرین و متعاقب آن تمرین ویبریشن کل بدن)؛ 3 جلسۀ 60 دقیقهای در هفته برای مدت 12 هفته انجام شد. متغیرهای ترکیب بدن، تراکم مواد معدنی استخوان و نشانگرهای متابولیسم استخوان (فسفر، کلسیم، اسکلروستین، اوستئوکلسین، BALP) قبل و بعد از دورۀ مطالعه اندازهگیری شد. دادهها با استفاده از آزمون t وابسته و تحلیل کوواریانس در سطح کمتر از 05/0 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: پس از 12 هفته مداخله، تفاوت معناداری در سطوح سرمی تراکم مواد معدنی استخوان و نشانگرهای متابولیسم استخوان (فسفر، کلسیم، اسکلروستین، آلکالین فسفاتاز ویژۀ استخوان) بین گروهها وجود داشت (05/0 P<). با این حال، آزمون تعقیبی بونفرونی افزایش معناداری در سطوح سرمی فسفر، آلکالین فسفاتاز ویژۀ استخوان، اسکلروستین و کاهش معناداری در سطوح سرمی کلسیم در گروه درمانی MCEx+PEMF در مقایسه با گروه PEMF به تنهایی پس از 12 هفته را نشان داد.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد، روش بازتوانی PEMF در ترکیب با پروتکل تمرین چند جزئی یک روش مؤثر و ایمن برای بهبود مواد معدنی استخوان و نشانگرهای متابولیسم استخوان در جمعیت دیابتی نوع دو مبتلا به پوکی استخوان است. بنابراین، باید کلینیکهای فیزیوتراپی را تشویق کرد که از مدالیتههای ورزشی در کنار درمان PEMF برای درمان بیماران دیابتی نوع دو مبتلا به پوکی استخوان استفاده کنند. مطالعات بیشتر با پیگیری طولانی مدت برای تأیید این یافتهها باید مورد توجه قرار گیرد.
زهره مساح، فرزانه تقیان،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: سندرم تخمدان پلیکیستیک (PCOS) شایعترین اختلال غدد درونریز در بین زنان است و اثرات مادامالعمر بر سلامتی دارد. هدف از این مطالعه بررسی فیزیولوژیکی تأثیر PCOS بر عملکرد نورونزایی و بهبود علائم شناختی از طریق تغییر سبک زندگی و استفاده از طب مکمل است.
روشها: در این مطالعۀ تجربی، 30 سر موش ماده از سویه C57BL/6 با میانگین وزنی 2±18 کیلو گرم و سن 6 تا 7 هفته بهطور تصادفی به پنج گروه شامل: گروه کنترل، گروه پلیکیستیک، گروه پلیکیستیک+تمرین شنا، گروه پلیکیستیک+سویا، گروه پلیکیستیک+تمرین+سویا تقسیم شدند. بیان ژنها به روش Real Time-PCR سنجیده شد. ژنها به کمک نرمافزارهای بیوانفورماتیک انتخاب شدند. میزان غلظت هورمون لوتئینیزه کننده ( LH ) از روش الایزا مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: ژنهای FN1-ARC-NGFR-BDNF در موشهای مبتلا به پلیکیستیک نسبت به گروه کنترل کاهش میزان بیان را نشان داد (001/0 >P). از سویی، بیان ژنهای FN1-ARC-NGFR-BDNF در موشهای مبتلا به پلیکیستیک همراه با تمرین شنا و مصرف مکمل سویا بهطور معنیداری نسبت به گروه پلیکیستیک افزایش یافت. تجویز همزمان تمرین شنا و مصرف مکمل سویا بهطور معنیداری سبب افزایش غلظت LH (001/0 >P) و بیان ژنهای FN1-ARC-NGFR-BDNF شد (001/0 >P).
نتیجهگیری: این پژوهش نشان داد که ترکیب تمرین شنا و مصرف عصاره سویا میتواند نوروژنز را در مدل PCOS تقویت کرده و علائم شناختی را بهبود بخشد. یافتههای ما تأیید میکند که این ترکیب نه تنها عملکرد سیستم عصبی را ارتقا میدهد، بلکه از طریق تنظیم هورمونی به بهبود کلی سلامت کمک میکند. این نتایج مسیر تازهای برای درمانهای مکمل در مدیریت PCOS فراهم میسازد.
فرزانه اسبوچین، قدرت اله عباسی، عذرا اخی،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو یک بیماری مزمن و شایع است شایع متابولیک است که کنترل مؤثر آن نیازمند توجه به عوامل روانشناختی و بینفردی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین ادراک رفتار فداکارانه همسر و خودکارآمدی با مدیریت رفتار در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد.
روشها: این پژوهش توصیفی– همبستگی است که بهصورت مقطعی اجرا شد. جامعۀ آماری شامل بیماران متأهل مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به مراکز غدد و متابولیسم و خانههای بهداشت شهر ساری بود. از میان آنها، ۹۷ نفر براساس معیارهای ورود و خروج و به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ادراک رفتار فداکارانه همسر (Harper & Figuerres, 2008)، خودکارآمدی بیماران دیابتی (Fappa et al 2016) و مدیریت رفتار (Toobert et al., 2000) بود. دادهها با نرمافزار SPSS نسخۀ ۲۴ و با استفاده از آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه) تجزیهوتحلیل شدند.یافتهها: بین ادراک رفتار فداکارانه همسر و خودکارآمدی با مدیریت رفتار بیماران رابطۀ مثبت و معناداری مشاهده شد (P< 0.01). همچنین این دو متغیر در مجموع ۳۰ درصد از واریانس مدیریت رفتار را تبیین کردند که در این میان، ادراک رفتار فداکارانۀ همسر سهم بیشتری در پیشبینی مدیریت رفتار بیماران داشت.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد ادراک رفتار فداکارانه همسر و خودکارآمدی نقش مؤثری در ارتقای مدیریت رفتار بیماران مبتلا به دیابت نوع دو دارند. تقویت حمایت همسر و افزایش خودکارآمدی از طریق مداخلات آموزشی و روانشناختی میتواند به بهبود رفتارهای خودمراقبتی و کنترل بهتر بیماری منجر شود.
پریسا کریم زاده، مهدیس خزائیلی نجفآبادی، سینا شرقی، فرزانه کریمی بیرگانی، عفت اسدالله پور، سمیه پری چهره دیزجی، مهناز پژمان ثانی، سید محمود سجادی جزی، محمود نادری، هیلدا صمیمی، شیرزاد نصیری، سید محمد توانگر، باقر لاریجانی، وحید حق پناه،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: بیوبانکها مخازن زیستی هستند که نمونههای بیولوژیکی انسان را جمعآوری، پردازش، ذخیره و توزیع میکنند. در این میان، بانک تومور نقش محوری در تحقیقات زیست پزشکی ایفا میکند. هدف کلی یک بانک تومور، جمعآوری نمونههای سرطانی و نرمال، در شرایط استاندارد برای تحقیقات پایه، بالینی یا کاربردی است.
روشها: نمونههای توموری بیماران نئوپلاسمهای غدد درونریز از باقیمانده بافتهایی که در روند تشخیص بیماری مورد نیاز نیستند، پس از انجام عمل جراحی و برداشتن بافت توموری در بخش جراحی بیمارستان دکتر شریعتی، انتخاب میشوند. همچنین نمونههای بیولوژیکی مرتبط مانند سرم، پلاسما و DNA نیز جمعآوری میشوند. قبل از نمونهگیری، رضایت آگاهانه از بیماران گرفته شده و پرسشنامه تکمیل میگردد. پس از روش انجماد سریع بافت با ایزوپنتان، نمونه بافت در تانک ازت و سایر نمونههای بیولوژیک مانند سرم در فریزر منفی 80 درجۀ سانتیگراد نگهداری میشود.
یافتهها: نمونههای بافت، پلاسما، سرم و DNA جمع آوری شده از بیماران با نئوپلاسمهای غدد درون ریز در باکسهای جداگانه بارکدار مخصوص ذخیرهسازی نمونه در بیوبانک نگهداری میشوند و در اختیار پژوهشگران قرار میگیرند.
نتیجهگیری: استفاده از محصولات زیستی در تحقیقات داخلی و شبکههای بینالمللی در حال گسترش هستند تا با حمایت از جمعآوری و توزیع بافتها، بهویژه بافتهای سرطانی، همکاریهای تحقیقاتی را تقویت کنند. این روند نقش مهمی در تسهیل تحقیقات پایه و کاربردی در حوزههای مختلف سرطان، از جمله زیستشناسی مولکولی، ایمونولوژی، ژنتیک و داروسازی ایفا میکند و زمینهساز پیشرفتهای علمی و نوآوریهای درمانی خواهد بود.