31 نتیجه برای تمرین مقاومتی
فرشاد صادقی، یاسر کاظم زاده، عبدالعلی بنایی فر،
دوره 22، شماره 3 - ( 6-1401 )
چکیده
مقدمه: میوپاتی دیابتیک یکی از مشکلات عمده در افراد دیابتی نوع دو است. دو پروتئینهای PAX7 و PGC-1α از جمله پروتئینهای مؤثر در نوسازی و متابولیسم کربوهیدراتها در عضلات اسکلتی هستند. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر 8 هفته تمرین مقاومتی در شرایط هایپوکسی برمحتوای پروتئینهای PAX 7 و PGC-1α در عضله نعلی رتهای دیابتی نوع دو بود.
روشها: در این تحقیق 40 سر رت نر ویستار 10هفتهای پس از القا دیابت نوع دو، به پنج گروه کنترل سالم(HC)، کنترل دیابتی(DC)، تمرین مقاومتی (RT)، تمرین مقاومتی در هایپوکسی (RT-HPX) و گروه هایپوکسی (HPX) تقسیم شدند. تمرینهای مقاومتی بهمدت 8 هفته، 5 جلسه در هفته، در گروههای تمرین مقاومتی و تمرین مقاومتی در هایپوکسی انجام شد. پس از اتمام تمرینها، نمونهی بافت از عضلهی نعلی انجام و جهت اندازهگیری غلظت پروتئینهای PAX 7 و PGC-1α مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد، بین گروههای تحقیق در هر دو پروتئینهای PAX7 و PGC-1α تفاوت معنیداری (0001/0=P) وجود دارد. القای دیابت منجر به کاهش معنیدار PAX7 شد اما گروه تمرین مقاومتی در هایپوکسی تفاوت معنیداری با گروه کنترل سالم نداشت (451/0 P=). مقادیر پروتئین PGC1-α نیز در گروه القای دیابت کاهش معنیداری را در مقایسه با گروه کنترل داشت (01/0 P=)، اما تمرین در هایپوکسی مقادیر آن را به بیشتر از گروه کنترل سالم افزایش داد (0001/0 P=).
نتیجهگیری: میتوان به تمرینات مقاومتی و قرار گرفتن در معرض هایپوکسی موقت و غیرفعال نیز بهعنوان یک راهکار پیشنهادی در بهبود شاخصهای مرتبط به بیماری دیابت نوع دو در انسان توجه کرد.
معصومه سرمدیان، عیدی علیجانی، فواد فیض اللهی، داود خورشیدی،
دوره 22، شماره 3 - ( 6-1401 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع یک اختلالی است که بر اثر تخریب خود ایمنی سلولهای مولد انسولین پانکراس بهوجود میآید. پروتئینهای Bax و Bcl2 نقش مهمی در ایجاد فرایند آپوپتوز دارد.
روشها: در پژوهش حاضر تعداد 30 سر رت نر نژاد ویستار از میان رتهای موجود (500 رت) در آزمایشگاه با وزن تقریبی 20± 200 بهطور تصادفی انتخاب شدند. آزمودنیها پس از 2 هفته آشنایی با محیط به 5 گروه 6 تایی شامل (دیابت + تزریق، تمرین مقاومتی) و (دیابت + تمرین مقاومتی) و (دیابت +تزریق) و (دیابتی کنترل به جهت کنترل گذرزمان) و (دیابتی سالم) در شرایط یکسان آزمایشگاهی تقسیم شدند و توسـط تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین (stz) (mg/kg 60) به دیابت نوع یک مبتلا شدند. موشهای صحرایی گروه دیابتی و گروه دیابت + تزریق سلولهای بنیادی بهمدت 5 هفته در مجموع 17 جلسهی تمرین مقاومتی داشتند. تحقیق حاضر از نوع بنیادی و به روش تجربی انجام شد. ۴۸ ساعت پس از آخرین جلسهی تمرین سطح گلوکز خون و میزان بیان پروتیین Bax و Bcl2 در بافت عضلهی به روش الایزا اندازهگیری شد.
یافتهها: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که بین میانگین Bax و Bcl2 گروه تمرین مقاومتی با تزریق همزمان سلولهای بنیادی و گروه تمرین تفاوت معنیداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که اجرای 17 جلسهی تمرین مقاومتی به تنهایی و به همراه تزریق سلولهای بنیادی بر میزان بیان پروتیین Bax و Bcl2 مؤثر بود، اما تمرین به تنهایی و تمرین به همراه سلولهای بنیادی تأثیر معنیداری بر بیان فاکتورهای نامبرده نداشت.
سجاد رمضانی، آمنه پوررحیم قورچی، محسن یعقوبی، رقیه افرونده، مینا رسولی،
دوره 23، شماره 2 - ( 3-1402 )
چکیده
مقدمه: در طول دهههای اخیر فعالیت بدنی بهعنوان یک ابزار کمکی کلیدی در کنترل بسیاری از بیماریها از جمله بیماری دیابت درآمده است. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر 8 هفته تمرین مقاومتی بر سطوح پلاسمایی پرپتین و اندوتلین 1 مردان مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روشها: پژوهش حاضر از نوع نیمهتجربی است. نمونۀ آماری این پژوهش را 38 مرد مبتلا به دیابت نوع دو تشکیل دادند که بهصورت تصادفی به دوگروه 19 نفری تجربی و کنترل تقسیم شدند. آزمودنیهای گروه تجربی 8 هفته تمرین مقاومتی را سه جلسه در هفته با شدت متوسط اجرا کردند. 24 ساعت قبل و بعد از 8 هفته تمرین، سطوح پلاسمایی پرپتین، اندوتلین 1 و شاخصهای مرتبط با دیابت نوع دو به روش الایزا اندازهگیری شد. برای بررسی تغییرات درونگروهی از آزمونt همبسته و تفاوت بینگروهی ازآزمون t مستقل استفاده شد. جهت تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS استفاده شد (05/0≥P).
یافتهها: نتایج t همبسته نشان داد که سطوح پلاسمایی پرپتین و شاخص مقاومت به انسولین (001/0=P) و همچنین اندوتلین 1 پلاسما (001/0=P) در پس آزمون نسبت به پیشآزمون گروه تجربی کاهش معنیداری یافته است. همچنین نتایج آزمون t مستقل نیز نشان داد که سطوح پلاسمایی پرپتین وشاخص مقاومت به انسولین (001/0=P) و اندوتلین 1 (002/0=P) در پس آزمون گروه تجربی نسبت به کنترل بهطور معنیداری کمتر است.
نتیجهگیری: باتوجه به نتایج بهدست آمده بهنظر میرسد انجام تمرینهای مقاومتی باعث بهبود حساسیت به گلوکز از طریق کاهش پرپتین و کاهش احتمال ابتلا به فشارخون از طریق کاهش اندوتلین 1 در افراد مبتلا به دیابت نوع دو میشود.
مهدی زارعی، جواد نخزری خداخیر،
دوره 23، شماره 4 - ( 8-1402 )
چکیده
مقدمه: فعالیت بدنی و تمرینهای ورزشی بهعنوان بخشی جداییناپذیر از مدیریت و کنترل وزن در افراد دارای اضافه وزن و چاق شناخته میشود. هدف از مطالعۀ حاضر مقایسۀ تأثیر تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) و مقاومتی شدید بر سطوح سرمی آسپروسین و پروتئین 1 مربوط به فاکتور نکروز تومور (CTRP1)C1q در مردان دارای اضافه وزن و چاق بود.
روشها: در این مطالعۀ نیمۀ تجربی، 31 مرد دارای اضافه وزن و چاق بهصورت تصادفی در سه گروه تمرین HIIT (10 نفر)، تمرین مقاومتی شدید (11 نفر) و کنترل (10 نفر) تقسیم شدند. آزمودنیهای گروههای تجربی3 جلسه در هفته بهمدت 9 هفته به اجرای تمرینهای HIIT و تمرینهای مقاومتی شدید پرداختند. قبل و پس از مداخله، جهت اندازهگیری غلظت سرمی آسپروسین و CTRP1 از آزمودنیها نمونههای خونی بهعمل آمد. از آزمون تحلیل کواریانس جهت تجزیهوتحلیل دادهها و سطح معنیداری 05/0 >P استفاده شد.
یافتهها: غلظت آسپروسین در گروه HIIT (013/0 =P) و تمرینهای مقاومتی شدید (042/0 =P) در مقایسه با گروه کنترل بهطور معنیداری کاهش یافت. یافتههای بین گروهی نشان داد که تفاوت معناداری در غلظت CTRP1 بین هیچکدام از گروهها وجود ندارد. غلظت CTRP1 در گروه HIIT در پسآزمون در مقایسه با پیشآزمون بهطور معناداری کاهش یافت (032/0 =P).
نتیجهگیری: تمرین HIIT و تمرین مقاومتی در مردان دارای اضافه وزن و چاق منجر به کاهش سطوح آسپروسین میگردد. با در نظر گرفتن میزان تغییرات آسپروسین، CTRP1 و سایر شاخصهای تنسنجی و نیم رخ لیپیدی، به نظر میرسد تمرینات HIIT کارایی بهتری در مردان دارای اضافه وزن و چاق داشته باشد.
اسفندیار جهانفر، عبدالحسین طاهری کلانی، محمود نیک سرشت،
دوره 24، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده
مقدمه: بیماری دیابت شیرین نوع دو همانند سایر بیماریهای التهابی، موجب تغییر در سطوح نشانگرهای ضدالتهابی مانند پنتراکسین-3 و پیشالتهابی مثل گرملین-1 میشود. هدف پژوهش حاضر مقایسۀ آثار 10 هفته تمرین هوازی و مقاومتی بر سطوح سرمی پنتراکسین-3، گرملین-1 و مقاومت به انسولین در مردان مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روشها: در این مطالعۀ نیمهتجربی، 29 مرد مبتلا به دیابت نوع دو در دامنۀ سنی 25 تا 40 سال انتخاب و به روش تصادفی به سه گروه تمرین هوازی، تمرین مقاومتی و کنترل تقسیم شدند. برنامۀ تمرین گروه هوازی با شدت 55 تا 75 درصد ضربان قلب بیشینه و مقاومتی با شدت 55 تا 75 درصد یک تکرار بیشینه طی 10 هفته و سه جلسه در هفته اجرا گردید. پیش و پس از دورۀ مداخله سطوح سرمی پنتراکسین-3، گرملین-1 اندازهگیری و شاخص مقاومت به انسولین نیز محاسبه شد.
یافتهها: در هردو گروه تمرین هوازی (039/0 =P) و مقاومتی (019/0 =P) سطح سرمی پنتراکسین-3 در مقایسه با گروه کنترل افزایش معناداری داشت؛ اما بین دو گروه تفاوتی دیده نشد (703/0 =P). همچنین، سطوح سرمی گرملین- 1 و مقاومت به انسولین گروههای تمرین هوازی (بهترتیب؛ 022/0 =P و 040/0 =P) و مقاومتی (بهترتیب؛ 037/0 =P و 031/0 =P) نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری را نشان داد؛ گرچه بین گروههای تمرینی تفاوتی وجود نداشت (بهترتیب؛ 815/0 =P و 659/0 =P).
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که هر دو نوع تمرین هوازی و مقاومتی دارای آثار مشابهی در بهبود نشانگرهای التهابی و مقاومت به انسولین بیماران مبتلا به دیابت نوع دو هستند.
وحید ولی پور ده نو،
دوره 24، شماره 5 - ( 10-1403 )
چکیده
مقدمه: اثرات سودمند عصارۀ زعفران و تمرین مقاومتی بر بهبود برخی از شاخصهای دیابت مشخص شده است، اما اثر ترکیبی آنها بر سطوح پروتئین BDNF در موشهای دارای دیابت نوع دو بررسی نشده است. بنابراین، هدف مطالعۀ حاضر بررسی اثر مصرف عصارۀ زعفران در خلال تمرین مقاومتی بر بیان پروتئین BDNF هایپوکمپ موشهای دارای دیابت نوع دو بود.
روشها: در این مطالعۀ تجربی 30 سر موش صحرایی نر بالغ بهطور تصادفی به پنج گروه کنترل (C)، دیابت (D)، دیابت-تمرین مقاومتی (DT)، دیابت-عصارۀ زعفران (DS) و دیابت-عصارۀ زعفران-تمرین مقاومتی (DTS) تقسیم شدند. تمرین مقاومتی بهمدت شش هفته و پنج جلسه در هفته انجام شد. سطوح گلوکز خون و سطوح پروتئین BDNF هایپوکمپ اندازهگیری شد. برای تحلیل دادهها از آنالیز واریانس یکطرفه در سطح معناداری 05/0 >P استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد القای دیابت با STZ همراه با رژیم غذایی پُرچرب باعث تفاوت معنادار در میزان بیان ژن آتروژین-1 بین دو گروه DM با گروه ARDM شد (02/0 =P)، درحالیکه سطح تغییرات بیان ژنی Foxo1 بین گروه ARDM با دیگر گروهها معنادار بود (001/0=P).
نتیجهگیری: انجام تمرین مقاومتی همچنین مصرف عصارۀ زعفران بهتنهایی و همراه با تمرین مقاومتی سطوح گلوکز خون را در موشهای دیابتی کاهش میدهد. امّا، مصرف عصارۀ زعفران تنها در خلال تمرین مقاومتی توانست سطوح پروتئین BDNF را افزایش دهد. بنابراین، برای بهرهوری بیشتر پیشنهاد میشود عصارۀ زعفران در خلال تمرین مقاومتی مصرف شود.
رضا امینی، عباس صارمی، محمدرضا آفرینش،
دوره 24، شماره 5 - ( 10-1403 )
چکیده
مقدمه: بیماری آلزایمر شایعترین نوع زوال عقل است که بهصورت پیشرونده با ازدستدادن حافظه و واکنش به محیط همراه است. هدف این مطالعه بررسی تأثیر ۱۲ هفته تمرین مقاومتی همراه با دریافت سماق بر سطح سرمی SIR3، SIR4 و AMPK در موشهای نر آلزایمری بود.
روشها: در این مطالعۀ تجربی، موشهای صحرایی بـا سـن ۱۰-۸ هفته و میـانگین وزنـی ۳۰±۲۳۰ گرم بهصورت تصادفی به پنج گروه کنترل، آلزایمری، آلزایمری همراه با دریافت مکمل سماق، آلزایمری همراه با تمرین مقاومتی و آلزایمری همراه با تمرین مقاومتی و دریافت مکمل سماق تقسیم شدند. برای القای آلزایمر، ۸ میلیگرم/کیلوگرم تری متیل تین کلراید به همراه ۲۰۰ میکرولیتر نرمال سالین بهصورت درون صفاقی به موشها تزریق شد. تمرین مقاومتی بهمدت ۱۲ هفته و ۵ روز در هفته روی نردبان ویژۀ موش انجام گرفت. ۴۸ ساعت بعد از آخرین جلسۀ تمرین، نمونۀ خونی گرفته شد. سطح سرمی SIR3، SIR4 و AMPK به روش الایزا مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای بررسی تغییرات بین گروه کنترل با سایر گروهها از آزمون T مستقل و برای بررسی تفاوت سایر گروهها از آزمون آنالیز واریانس یکسویه و در صورت معنیداری از آزمون تعقیبی توکی، توسط نرمافزار SPSS نسخۀ ۲۹ در سطح معنیداری ۰۵/۰P< استفاده شد.
یافتهها: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که ۱۲ هفته تمرین مقاومتی موجب افزایش میزان SIR3(036/0 P<)، SIR4 (029/0 P<) و AMPK (447/0 P<) نسبت به گروه آلزایمری شده شد. بهعلاوه، اضافهکردن سماق به برنامۀ تمرین مقاومتی باعث تغییرات در میزان SIR3 (048/0 P<)، SIR4 (024/0 P<) و AMPK (002/0 P<) شد.
نتیجهگیری: نتایج ما پیشنهاد میکند که تمرین مقاومتی با بهبود سطح سیرتوئین ۳، سیرتوئین ۴ و آدنوزین مونوفسفات کیناز در موشهای آلزایمری همراه است و دریافت ترکیب آنتیاکسیدانی سماق منجر به مضاعف شدن این پاسخها میشود.
فاطمه صلحدوست، محمد شرافتی مقدم، بهاره زارع،
دوره 24، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
مقدمه: استرس شبکه آندوپلاسیمیک منجر به پاسخ پروتئین بازنشده یا تانخورده میشود که پروتئینهای ATF4 و CHOP نقشهای بسیار مهمی در این مسیر سیگنالینگ دارند؛ بنابراین هدف از تحقیق حاضر، تأثیر تمرین مقاومتی بر محتوای پروتئینهای ATF4 و CHOP در بطن چپ قلب موشهای صحرایی دیابتی نوع دو است.
روشها: در این مطالعۀ تجربی، 12 سر رت نر 2 ماهه از نژاد اسپراگداولی انتخاب و وزن آنها بعد از چهار هفته به میانگین 20±280 گرم رسید. دیابت نوع دو از طریق تزریق محلولهای نیکوتینآمید (mg/kg 110) و استرپتوزوتوسین (mg/kg 60) القاء شد. رتها به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین مقاومتی و کنترل دیابتی تقسیم شدند؛ تمرین مقاومتی شامل 8 هفته و هفتهای 3 جلسه بالارفتن از یک نردبان عمودی با شیب 85 درجه به طول یک متر با 26 پله و 2 سانتیمتر فضای بین هر پله بود. برای تجزیهوتحلیل دادهها از آزمون t-مستقل در نرمافزارهای SPSS نسخۀ 29 و گرافپد پریسم نسخۀ 3/2/10 استفاده شد. سطح معناداری 05/0P≤ در نظر گرفته شده است.
یافتهها: محتوای پروتئینهای ATF4 و CHOP بهدنبال 8 هفته تمرین مقاومتی، تغییر معنیداری را نسبت به گروه کنترل در بطن چپ قلب نشان داد (001/0 P=).
نتیجهگیری: افزایش پروتئینهای ATF4 و CHOP میتواند منجر به افزایش مرگ سلولی کاردمیوستها در بطن چپ قلب آزمودنیهای دیابتی نوع دو از طریق افزایش استرس شبکۀ آندوپلاسمی و شروع پاسخ پروتئین بازنشده یا تانخورده شود.
مهدی چنگیزی، رزیتا فتحی، رستم علی زاده، سید محسن آوندی، علی خالقیان،
دوره 24، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
مقدمه: چاقی با عوارض متابولیکی از جمله مقاومت به انسولین (IR) و اختلال متابولیسم شناخته میشود. هدف از پژوهش حاضر مقایسۀ اثر دو تمرین مقاومتی سنتی و دایرهای بر متابولیسم اسیدهای آمینه شاخه دار، آروماتیک و مقاومت انسولین در مردان دارای اضافه وزن و چاق بوده است.
روشها: روش تحقیق حاضر از نوع کارآزمایی بالینی که 33 نفر مردان جوان دارای اضافه وزن و چاق با میانگین و انحراف استاندارد سن، وزن و نمایۀ تودۀ بدنی بهترتیب 75/0±7/17 سال، 45/2±92 کیلوگرم و 32/1± 70/30 گیلوگرم بر متر مربع انتخاب و بهصورت تصادفی به سه گروه تمرین مقاومتی سنتی (تعداد= 11 نفر)، تمرین مقاومتی دایرهای (تعداد= 11 نفر) و کنترل (تعداد= 11 نفر) تقسیمبندی شدند. برنامۀ تمرین شامل 12 هفته تمرین مقاومتی سنتی و دایرهای کاملاً هم حجم و یکسان بود با الگوی موجی که سه جلسه در هفته اجرا شد. خونگیری 48 ساعت قبل و بعد از پروتکل تمرین و پس از 8 ساعت ناشتایی انجام شد. برای اندازهگیری سطوح سرمی اسیدهای آمینه از روش HPLC استفاده شد.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که تمرینهای دایرهای بیش از ۲ برابر نسبت به تمرینهای سنتی موجب کاهش مجموع BCAAs (9/35 در مقابل 5/15 درصد) و AAAs سرم (5/19 در مقابل ۹ درصد) و بهطور یکسانی میزان مقاومت به انسولین (بهترتیب ۲۳ و 7/26 درصد) در را در مردان جوان دارای اضافه وزن و چاق کاهش داد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که تغییرات در تمرینهای مقاومتی دایرهای نسبت به سنتی بیشتر بوده است. احتمالاً تمرین مقاومتی دایرهای بتواند از ابتلا به اختلالات متابولیک مرتبط با چاقی پیشگیری کند.
محمد دستیار، فاطمه نیک سرشت،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه: با توجه به اهمیت ورزش در پیشگیری و درمان بیماریهای مرتبط با چاقی هدف از اجرای مطالعه حاضر تعیین اثر تمرینات مقاومتی بر بیان PI3K, AKT1 و mTORc1 در بافت قلب و هایپرتروفی فیزیولوژیک قلبی رت های دیابتی نوع دو بود.
روشها: 21 رت نر ویستار (10 ± 220 گرم) توسط 6 هفته رژیم غذایی پُرچرب چاق شدند. بعد از القای چاقی، 14 رت بهواسطۀ تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین با دوز25میلیگرم بر کیلوگرم (STZ) دیابتی نوع 2 شدند. نهایتاً رت ها به سه گروه: 1) غیر دیابتی 2) دیابتی کنترل و 3) دیابتی مقاومتی تقسیم شدند. رتهای گروه دیابتی مقاومتی یک دوره تمرینات مقاومتی 6 هفتهای را به تعداد 5 جلسه در هفته کامل کردند. بیان PI3K, AKT1 و mTORc1 در بافت قلب و نسبت وزن بطن چپ به قلب، بطن چپ به بدن و قلب به بدن در همۀ گروهها اندازهگیری و توسط آزمون آنوای یکسویه مقایسه شدند.
یافتهها: در پاسخ به القای دیابت، بیان PI3K, AKT1 و mTORc1 نسبت به گروه غیر دیابتی به میزان معنی داری کاهش یافت (P < 0.05). تمرینات مقاومتی به افزایش بیان PI3K, AKT1 و mTORc1 (P < 0.05) و افزایش نسبت وزن بطن چپ به قلب، بطن چپ به بدن و قلب به بدن در گروه دیابتی مقاومتی نسبت به گروه دیابت کنترل منجر شد(P < 0.05) .
نتیجهگیری: تمرینات مقاومتی با هایپرتروفی فیزیولوژیکی قلب در رتهای دیابتی همراه است و این بهبود را میتوان به تغییرات در مسیر سیگنالینگ PI3K/AKT1/mTORc1 نسبت داد.
صالح افراسیابی،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: امروزه چاقی با بیماریهای سندرم متابولیک و بهویژه دیابت نوع دو ارتباط تنگاتنگی داردکه ترشح و رهاسازی آدیپوسایتوکاینها را تغییر میدهد و برنامههای تمرینی متفاوت نتایج متفاوتی بر این شاخصها داد. از اینرو هدف پژوهش حاضر بررسی میزان ماندگاری تغییرات ناشی از برنامههای تمرینی بر شاخصهای آدیپوسایتوکاینی بیماران دیابتی نوع دو چاق است.
روشها: در این مطالعۀ نیمهتجربی، 45 مرد چاق مبتلا به دیابت نوع دو جهت شرکت در یک گروه کنترل (بدون تمرین) و 4 گروه تمرینی (هوازی، ترکیبی، مقاومتی و تناوبی با شدت بالا) به روش تصادفی تقسیم شدند. برنامۀ تمرین گروهها براساس کالری مصرفی در هر جلسه در نظر گرفته شد. شرکتکنندگان 12 هفته برنامههای تمرینی را اجرا کردند و 12 هفته در وضعیت بی تمرینی قرار گرفتند. شاخصهای فیزیولوژیکی، تن سنجی و شاخصهای التهابی و پیشالتهابی (IL-6، TNF-α، رزیستین و لپتین) و شاخصهای ضدالتهابی (آدیپونکتین و SFRP5) در قبل از برنامه و هفتههای 6، 12، 18 و 24 اندازهگیری شد.
یافتهها: پس از 12 هفته تمرینهای ترکیبی، هوازی، تناوبی با شدت بالا و مقاومتی، شاخصهای ضدالتهابی (آدیپونکتین و SFRP5) افزایش معناداری را نسبت به خط پایه (قبل از شروع برنامۀ تمرینی) نشان داد (05/0P< ). در خصوص شاخصهای پیشالتهابی و ضدالتهابی (IL-6، TNF-α، رزیستین و لیپتین) کاهش معنادار در تمامی گروهها پس از 12 هفته برنامۀ تمرینی مشاهده گردید (05/0P< ). در این پژوهش بهبودی قابل توجهی در کاهش وزن و گلوکز خون پس از اجرای 12 هفته برنامۀ تمرینی در هر 4 گروه تمرینی مشاهده شد (05/0 P<). در بخش دوم یافتهها (بی تمرینی یا ماندگاری اثر تمرین) این تمرین مقاومتی بود که درصد کاهش کمتری (05/0 P<) در شاخصهای ضدالتهابی و افزایش در شاخصهای پیشالتهابی و التهابی پس از 12 هفته بی تمرینی را نشان داد که ماندگاری بیشتر بهبودی را در بیماران دیابتی نوع دو چاق نمایش میدهد (05/0P<).
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان دادند که تمرین تناوبی با شدت بالا پس از 12 هفته میتواند سبب اثرگذاری بیشتری در شاخصهای التهابی، پیشالتهابی و ضدالتهابی در مقایسه با تمرین هوازی، ترکیبی و مقاومتی گردد. امّا این تمرین مقاومتی است که سبب ماندگاری بیشتر کاهش در شاخصهای التهابی، پیشالتهابی و افزایش در شاخصهای ضدالتهابی در بیماران دیابتی نوع دو چاق شد. بنابراین اثرگذاری تمرین مقاومتی در شرایط بی تمرینی از سه شیوۀ تمرینی تناوبی با شدت بالا، هوازی و ترکیبی (هوازی + مقاومتی) اثرگذاری بیشتری بر التهاب درجه پایین دارد و بهبودی طولانیتری را در بیماران دیابتی نوع دو چاق بهدنبال دارد.