67 نتیجه برای بیماری
سعیده بزازیان، محمدعلی بشارت، اسداله رجب،
دوره 10، شماره 2 - ( 10-1389 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
MicrosoftInternetExplorer4
مقدمه: تحقیقات مختلف نقش سبکهای
دلبستگی و ادراک بیماری را در رابطه با شاخصهای سازگاری با بیماریهای مزمن بررسی
کردهاند. سبک دلبستگی به رابطه عاطفی بین کودک و اولین مراقب اشاره دارد که پایه
روابط بعدی را شکل میدهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین سبکهای دلبستگی و ادراک بیماری با بهزیستی
روانشناختی و هموگلوبین گلیکوزیله در بیماران مبتلا به دیابت نوع 1 انجام شده است.
روشها: نمونه پژوهش شامل 300 نفر
(172 دختر و 128 پسر، سنین 18- 30 سال) از بیماران عضو انجمن دیابت ایران بودند.
از شرکت کننده ها خواسته شد مقیاس دلبستگی بزرگسال (AAS)، مقیاس ادراک بیماری (IPQ) و زیر مقیاس بهزیستی روانشناختی پرسشنامه
سلامت روانی (MHI-28) را تکمیل کنند.
هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) از نتایج آخرین آزمایش
بیماران استخراج شد.
یافتهها: نتایج همبستگی پیرسون نشانگر
رابطه معنادار بین متغیرهای پیش بین و ملاک بود. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون گام
به گام نشان داد پاسخ عاطفی به بیماری، پی آمدها، و سبکهای دلبستگی ایمن، دوسوگرا
و اجتنابی تبیین کننده واریانس بهزیستی روانشناختی در بیماران مبتلا به دیابت نوع
1 بودند. همچنین شناخت بیماری، ماهیت بیماری و سبک دلبستگی ایمن، در حد قابل قبولی
واریانس هموگلوبین گلیکوزیله را در بیماران مبتلا به دیابت نوع 1 تبیین میکنند.
نتیجهگیری: بر اساس یافتهها، زیرمقیاسهای ادراک بیماری میتواند رابطه بین سبکهای
دلبستگی، بهزیستی روانشناختی و هموگلوبین گلیکوزیله را تحت تاثیر قرار دهد. نتایج
این پژوهش میتواند راهگشای سیاستگذاریهای پیشگیرانه و کمک به افراد در معرض خطر
و ارائه مداخلات درمانی روانشناختی باشد.
روناک نعلینی، ایرج حیدری، محمدعلی بهار،
دوره 10، شماره 2 - ( 10-1389 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
مقدمه: هدف از این مطالعه، بررسی ویژگیهای کارکرد آنالیتیک دو روش
مستقیم و محاسبهای سنجش میزان LDL و مقایسه دو روش از نظر تاثیر بر طبقهبندی در تشخیص هایپر
کلسترولمی است.
روشها: تعداد 352 نفر از
مراجعه کنندگان به یکی از آزمایشگاههای تهران به صورت پی در پی وارد مطالعه شدند.
دادههای جمعیت شناختی و خصوصیات بالینی و عوامل خطر بیماریهای کرونر با یک
پرسشنامه جمعآوری شدند. یک نمونه خون ناشتا از شرکت کنندگان تهیه و سرم آن جداسازی
و فریز شد. همه نمونهها در یک روز از نظر میزان کلسترول تام، لیپوپروتئین با
تراکم بالا و میزان تریگلیسرید (TG) به روش آنزیمی
مورد ارزیابی قرار گرفتند. میزان لیپوپروتئین با تراکم پایین (LDL) به دو روش محاسبهای فریدوالد و روش مستقیم هموژن مورد سنجش قرار
گرفت. برای مقایسه کارکرد آنالیتیک دو روش از تحلیل رگرسیونی و منحنی بلاند-آلتمن
استفاده شد.
یافتهها: مقدار LDL سنجش
شده با دو روش ارتباط قوی و معنیداری داشت (95/0(r=
. روش محاسباتی دارای
سوگیری مثبت نسبت به روش مستقیم بود که این سوگیری در سطوح بالاتر TG واضحتر بود.
عملکرد روش محاسباتی در طبقهبندی بیماران بر اساس معیارهای NCEP-ATP-III به ویژه در افراد
دارای عوامل خطر بیشتر، بهتر از روش مستقیم بود.
نتیجهگیری: در این مطالعه روش
مستقیم سنجش LDL برتری خاصی در
مقایسه با روش محاسباتی نداشت. تا زمانی که روشهای
مستقیم دقیقتری در دسترس قرار بگیرند، استفاده از روشهای مستقیم باید با احتیاط
بیشتری انجام شود.
ولیاله دبیدی روشن، سمیه حسینزاده،
دوره 10، شماره 3 - ( 12-1389 )
چکیده
مقدمه: سرب یک آلاینده سمی محیطی است که دستگاه قلبی عروقی را متاثر میکند. مطالعات قبلی اثرات مثبت فعالیت بدنی منظم و مکملهای ضد اکسایشی را بر عوامل خطر قلبی- عروقی تأیید کردند اما اثر مجزا و یا تعاملی این عوامل به ویژه اثر مکمل گیاهی ضد اکسایشی و ضد التهابی کورکومالونگا (رنگدانه زردچوبه) در حضور آلایندهای از قبیل سرب مشخص نیست. هدف از این مطالعه بررسی اثر تعاملی سرب، تمرین ورزشی و مکمل کورکومالونگا بر نیمرخ لیپیدی
(LDL-C، HDL-C) و شاخصهای التهابی(WBC، HS-CRP) و شاخصهای مرتبط با اکسایش(TAC و MDA) در بیماری قلبی عروقی است.
روشها: 60 سر موش صحرایی ویستار به 6 گروه دستهبندی و به مدت 8 هفته در معرض تمرینات هوازی و یا تزریق زیر صفاقی استات سرب mg/kg) 20(، مکمل CML ) mg/kg 30 (قرار گرفتند. تمرین هوازی 5 جلسه در هفته با سرعت
15- 22 متر در دقیقه و مدت 25- 64 دقیقه اجرا شد.
یافتهها: القای سرب باعث افزایش معنادار HS-CRP، WBC، LDL-C، نسبت LDL-C/HDL-C و MDA و کاهش HDL-C و TAC شد. در مقابل، مکملگیری CML و یا اجرای تمرینات هوازی و به ویژه ترکیب این دو باعث کاهش مقادیر نیمرخ لیپیدی و التهابی در مقایسه با گروه سرب شد، اما این تفاوت بین گروههای درمان معنیدار نبود.
نتیجهگیری: این یافتهها نقش هیپولیپیدیمی و ضد التهابی مکمل CML و یا تمرینات منظم هوازی و به ویژه ترکیب این دو در دستگاه قلبی عروقی را در آزمودنیهای در معرض استات سرب نشان میدهد که میتوان به عنوان یک راهبرد پیشگیرانه و درمانی برای مقابله با آثار عوامل سمی محیطی معرفی نمود.
مریم برزین، فرهاد حسینپناه، رامین ملبوس باف، ثریا ارژن، فریدون عزیزی،
دوره 10، شماره 6 - ( 9-1390 )
چکیده
مقدمه: بررسی حوادث قلبی- عروقی در فنوتیپ خاصی از دیابت به نام هیپرگلیسمی ایزوله پس از تست تحمل گلوکز (IPH)، در افراد 40 ساله و بالاتر که سابقه شناخته شدهای از دیابت یا بیماریهای قلبی- عروقی نداشتند.
روشها: 3794 شرکت کننده به 3 دسته تقسیم شدند: 1- افراد غیر دیابتی (قند خون ناشتای کمتر از 126 mg/dl و قند خون 2 ساعته کمتر از 200 mg/dl)، 2- هیپرگلیسمی ایزوله پس از تست تحمل گلوکز (IPH) (قند خون ناشتا کمتر از 126 mg/dl و قند خون 2 ساعته بیشتر و مساوی 200 mg/dl) و 3-هیپر گلیسمی در حالت ناشتا (قند خون ناشتا بیشتر و مساوی 126 mg/dl)
یافتهها: در آغاز مطالعه، از 486 فردی که به تازگی مبتلا به دیابت شده بودند، 190 نفر (39%) به IPH مبتلا بودند. پس از 8 سال پیگیری، در افراد مبتلا به IPH در مقایسه با افراد غیر دیابتی، نسبت خطر تعدیل یافته با سن و جنس برای بروز بیماری قلبی- عروقی 77/1 (با فاصله اطمینان 95%، 19/1 تا 64/2) (005/0P=) بود. پس از تعدیل عوامل مداخلهگر بیشتری همچون فشار خون، تریگلیسرید بالا؛ کلسترول بالا و مصرف سیگار نسبت خطر برای بیماریهای قلبی- عروقی معنادار نبود [32/1 (با فاصله اطمینان 95% ، 88/0 تا 99/1) (2/0 P =)].
نتیجهگیری: در افراد میانسال،IPH بعنوان فنوتیپی از مراحل اولیه دیابت نوع 2، فراتر از ناهنجاریهای متابولیک معمول، نقشی در تعیین خطر بیماریهای قلبی- عروقی در مبتلایان دیابتی ایفا نمیکند. به نظر میرسد سایر عوامل خطرساز متابولیک، از هیپرگلیسمی (به تنهایی) مهمتر باشند.
فیروزه حسینی اصفهانی، مهدیه آخوندان، فریدون عزیزی، پروین میرمیران،
دوره 10، شماره 6 - ( 9-1390 )
چکیده
مقدمه: مطالعات مقطعی، اثر یائسگی را بر ترکیب بدن و عوامل خطر بیماریهای قلبی و عروقی نشان دادهاند، ولی مطالعات آیندهنگر معدودی در این زمینه انجام شده است. این مطالعه آیندهنگر با هدف بررسی اثر یائسگی بر تغییرات آنتروپومتریک و عوامل خطر بیماریهای قلبی و عروقی در زنان انجام پذیرفت.
روشها: در این مطالعه 787 زن 35 تا 55 ساله شرکت کننده در مطالعه قند و لیپید تهران (TLGS) بررسی شدند. شرکت کنندگان در ابتدای مطالعه در مرحله پیش از یائسگی قرار داشتند و به طور میانگین به مدت 7/6 سال (87- 1378) مورد پیگیری قرار گرفتند.
یافتهها: میانگین وزن و نمایه توده بدن (BMI) در زنانی که بیش از دو سال از یائسگی آنها میگذشت، به ترتیب 5/1کیلوگرم (001/0> P) و 4/0 (01/0= P)، کمتر از زنان در مرحله پیش از یائسگی بود. در زنان با گذشت کمتر از دو سال از یائسگی پس از کنترل عوامل مداخلهگر، میانگین دور کمر 07/1 سانتیمتر، کلسترول تام mg/dl17/8 (001/0= P)، LDL کلسترول mg/dl9 (001/0> P)، نسبت کلسترول به HDL 25/0 (01/0> P) و LDL به HDL 25/0 (001/0> P) بیشتر از زنان در مرحله پیش از یائسگی بود.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که عوامل خطر بیماریهای قلبی و عروقی در زنانی که کمتر از دو سال از یائسگی آنها میگذرد، افزایش یافت. لذا اقدامات پیشگیرانه در اواخر دوره قاعدگی و اوایل یائسگی میتواند در کاهش بیماریهای قلبی و عروقی در زنان یائسه موثر باشد.
زهرا طاهری، مهسا محمدآملی، جواد توکلی بزاز، پروین امیری، محمد تاجمیر ریاحی، مریم خجستهفرد، داریوش جاویدی،
دوره 11، شماره 1 - ( 10-1390 )
چکیده
مقدمه: مطالعات قبلی مشخص کردهاند که RANTES در شکلگیری پلاکهای آترواسکروز نقش دارد. همچنین پلیمورفیسمهای ناحیۀ پروموتر ژن RANTES، با افزایش خطر آترواسکروزیس قلبی (CAD) در ارتباط میباشند. هدف از این مطالعه مقایسه میزان بیان mRNA ژن RANTES در بیماران با و بدون تنگی عروق کرونر قلب و همچنین ارتباط آن با پلیمورفیسم G/A 403- در یک جمعیت ایرانی میباشد.
روشها: این مطالعه بر روی 319 بیمار که آنژیوگرافی قلبی عروقی شده بودند انجام شد که شامل بیماران با بیش از 50 درصد تنگی عروق کرونر به عنوان گروه مورد (CAD
+) به تعداد 191 نفر و بیماران بدون تنگی عروق کرونر به عنوان کنترل (CAD
-) که به تعداد 128 نفر بودند. در هر گروه 20 بیمار برای بیان mRNA ژن RANTES با استفاده از روش Real time PCR به طور کمی مورد بررسی قرار گرفتند. تعیین ژنوتیپ پلیمورفیسم 403- با به کار بردن تکنیک RFLP-PCR انجام شد.
یافتهها: میزان بیان mRNA، ژن RANTES به نسبت 37/1 برابر در بیماران CAD
+ در مقایسه با گروه کنترل افزایش یافته بود ولی این اختلاف از نظر آماری معنیدار نبود. همچنین مقایسۀ بیان mRNA، ژن RANTES در بیماران با پلیمورفیسمهای RANTES در ناحیه G/A403- نشان داد در بیمارانی که ژنوتیپ AA داشتند، بیان mRNA ژن RANTES، به نسبت 74/1 برابر در مقایسه با بیمارانی که ژنوتیپ GG داشتند و به نسبت 51/1 برابر در مقایسه با بیمارانی که ژنوتیپ GA داشتند، افزایش یافته بود. هیچ تفاوت معنیداری در فراوانی ژنوتیپها و آللهای پلیمورفیسم 403- ژن RANTES بین بیماران CAD+ در مقایسه با CAD- مشاهده نشد.
نتیجهگیری: پلیمورفیسم ناحیه 403- ژن RANTES بر روی بیان این ژن در بیماران مبتلا به CAD موثر است. هر چند مطالعات بیشتری بر روی حجم نمونه بالاتر برای ارزیابی دقیقتر نقش RANTES در بیماریزایی CAD مورد نیاز میباشد.
زهرا طاهری، مهسا محمد آملی، میلاد ابوالحلاج، جواد توکلی بزاز، باقر لاریجانی، مریم خجسته فرد، پروین امیری،
دوره 11، شماره 6 - ( 8-1391 )
چکیده
Normal
0
false
false
false مقدمه: هر دو سیستم ایمنی ذاتی و اکتسابی در
ایجاد بیماریهای قلبی و عروقی درگیرند. هدف از این مطالعه بررسی میزان بیان
سایتوکاینهای مختلف در لنفوسیتهای خون محیطی Fresh
un-stimulated PBMCs)
) در افراد دارای بیماریهای قلبی و عروقی بود.
روشها: این مطالعه یک بررسی موردی-شاهدی
بود و بر روی بیمارانی که آنژیوگرافی قلبی عروقی شده بودند، انجام شد. بیماران با
بیش از 50 درصد تنگی به عنوان گروه مورد (CAD+) و بیماران
بدون تنگی عروق کرونر به عنوان گروه کنترل (CAD-)، دستهبندی
شدند. در هر گروه 25 بیمار که از نظر سن و جنس و نمایه توده بدن (BMI)،
match
شده بودند، برای آنالیز میزان بیان ژنهای ,TNFα,INFγ,IL-23, IL-17, IL-10, IL-6, IL-4 TGFβ در بیماران CAD+ در قیاس با
بیماران CAD- با استفاده از روش Real time PCR
به طور کمی مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: ما مشاهده کردیم که بیان ژنهای IL-4
و IL-10
در بیماران CAD+ کاهش یافته بود در حالی که بیان ژنهای IL-6
و همچنین INFγ به عنوان نمونهای از پاسخهای ایمنی مربوط به سلولهای
Th1 در بیماران CAD+ در قیاس با بیماران CAD- افزایش یافته بود، هر چند این اختلافات از نظر آماری معنیدار
نبود. در این مطالعه یک کاهش معنیدار در بیان ژنIL-23 در PBMCs
بیماران با CAD
در قیاس با بیماران بدون CAD مشاهده شد (8/0-29/0:CI
95%، 001/0P<).
نتیجهگیری: دادههای آماری بر نقش قابل توجه IL-23
در بیماریزایی CAD دلالت میکند و همچنین بر این فرضیه تاکید میکند که میتوان
از IL-23
در جهت کاربردهای درمانی استفاده کرد. IL-23 یک
سایتوکاین مهم در مسیر Th17 میباشد. بنابراین مطالعات بیشتر در آینده در جهت نقش
پاسخ ایمنی Th17 در آترواسکلروزیس برای آشکارسازی سازوکارهای تنظیمی
درگیر در پاتوژنزیس CAD موثر خواهد بود.
گیتا شفیعی، داود خلیلی، نوشین فهیم فر، فرهاد شیخ الاسلامی، آرش قنبریان، فریدون عزیزی، فرزاد حدائق،
دوره 12، شماره 4 - ( 2-1392 )
چکیده
مقدمه: هدف از مطالعه حاضر ارزیابی توانایی نوار قلب غیر طبیعی در زمان استراحت (ECG) در مقابل پرسشنامه رز و ارزش افزودن آن در پیشبینی خطر 10 ساله بیماریهای عروق قلبی (CHD) در یک جمعیت شهری ایرانی با شیوع بالای این بیماری میباشد.
روشها: در این مطالعه کوهورت، 5101 فرد ≥30 سال (2201مرد و 2900 زن) بدون سابقه بیماریهای قلبی- عروقی از سال1380 تا سال 1388 در تهران بررسی شدند. سپس افراد به چهار گروه براساس دادههای پرسشنامه رز و یافتههای ایسکیمی در نوار قلب تقسیم شدند:Rose-/ECG-, Rose+/ECG-, Rose-/ECG+, Rose+/ECG+. خطر نسبی بروز CHD نسبت به گروه Rose-/ECG- به عنوان رفرانس در یک مدل رگرسیونی کاکس محاسبه گردید. به منظور ارزیابی ارزش افزودن ECG به پرسشنامه رز در پیشبینی CHD، از IDI (Integrated Discrimination Improvement) استفاده شد.
یافتهها: در طی پیگیری، تعداد 387 واقعه بیماری عروق کرونری مشاهده شد. در تجزیه و تحلیل چند متغیره خطر نسبی برای مردان و زنان با Rose+/ECG- به ترتیب معادل (91/3-71/1)59/2 و (44/3-48/1)26/2 و برای مردان و زنان با Rose-/ECG+ (05/2-90/0) 36/1 و (12/3-40/1) 09/2 بود. اختلافی بین مدلهای رز به تنهایی و رز با ECG در پیشبینی وقایع CHD به خصوص در مردان (در آماره C، 179/0=P و IDI نسبی، 537/0=P) یافت نشد.
نتیجهگیری: پرسشنامه رز به عنوان یک ابزار ساده غربالگری است که از نظر کلینیکی اهمیت یکسانی در پیشگویی بروز CHD در مردان و زنان دارد. افزودن یک نوار قلب غیر طبیعی به پرسشنامه رز خطر بروز بیشتر وقایع CHD در آینده را بیان نمیکند.
روژین فرزانه، کیانوش حسینی، سیامک واحدی، نیکو حمزه،
دوره 12، شماره 5 - ( 4-1392 )
چکیده
چاقی یک مشکل شایع در کودکان و بالغین بوده و به ویژه چاقی احشایی یا مرکزی با عوارض قلبی عروقی متعددی مانند فشار خون بالا، دیس لیپیدمی، مقاومت به انسولین، دیابت نوع 2، سندروم متالولیک، آپنه انسدادی خواب و افزایش فشار شریان ریوی، سکته مغزی، ترومبوز وریدی و آمبولی ریوی، آریتمیهای قلبی و مرگ ناگهانی قلبی همراهی دارد. علیرغم اثرات منفی چاقی در ایجاد مشکلات قلبی – عروقی، در برخی مطالعات افراد چاق مبتلا به بیماریهای قلبی– عروقی پیش آگهی بهتری نسبت به افراد لاغرتر مبتلا به همان اختلال داشتهاند، موضوعی که به عنوان تناقض چاقی مطرح شده است و نظریههای متفاوتی در توجیه این یافتهها ارائه شدهاند.کاهش وزن در افراد چاق با استفاده از تغییر سبک زندگی، دارو درمانی و جراحیهای چاقی به کار رفته است و نتایج متنوعی در ارتباط با آن گزارش شده است. با وجود این تناقضها، همچنان کاهش وزن برنامه ریزی شده به ویژه با تغییر سبک زندگی و افزایش میزان فعالیت بدنی به دلیل کاهش عوارض ناشی از چاقی مانند فشارخون و دیس لیپیدمی و ... مورد قبول و توصیه اغلب جوامع علمی میباشد.
محمدرضا مهاجری تهرانی، شهرزاد محسنی،
دوره 12، شماره 5 - ( 4-1392 )
چکیده
چاقی به عنوان یک بیماری مزمن، خطر مورتالیتی و بسیاری از بیماریهای مزمن از قبیل دیابت نوع 2، هیپرتانسیون و دیس لیپیدمی و بیماریهای عروق کرونر را افزایش میدهد. برای تشخیص و بیماریابی بیماران چاق، امروزه از نمایه توده بدنی یا Body Mass Index و اندازهگیری دور شکم استفاده میشود.
در حال حاضر ارتباط بالابودن BMI و اندازه دور شکم با فشارخون بالا، هیپرلیپیدمی، دیابت نوع 2، بیماریهای قلبی عروقی، سکته مغزی، بیماریهای کیسه صفرا، استئوآرتریت، سندرم آپنه انسدادی خواب و سرطان کولون، پستان، آندومتر و پروستات به اثبات رسیده است شواهد قابل توجهی وجود دارد که کاهش وزن سبب کاهش فشار خون، قند خون، سطحLDL و تری گلیسرید و افزایش HDL در بیماران مبتلا به اضافه وزن و چاقی میشود.
در ارزیابی بیماران چاق ابتدا لازم است بیمارانی که Absolute Risk بسیار بالایی دارند شناسائی شوند. ضروری است که در این بیماران ریسک فاکتورهایی از قبیل Low density Lipoprotein به شدت تعدیل شوند. این بیماران شامل موارد زیر هستند:
بیمارانی که بیماری عروق کرونر اثبات شده دارند (سابقه سکته قلبی، سابقه آنژین صدری، آنژیوپلاستی)، بیمارانی که سابقه آترواسکلروز دارند(سابقه بیماری عروق محیطی، سابقه آنوریسم آئورت شکمی و تنگی شریان کاروتید)، دیابت نوع 2، سابقه آپنه انسدادی خواب.
البته در شرح حال بیماران باید موارد دیگری که مانند موارد قبلی تهدید کننده حیات نیستند مورد توجه قرار گیرد از قبیل اختلالات قاعدگی، استئو آرتریت و سنگ کیسه صفرا.
همچنین در شرح حال بیماران میبایست به سایر ریسک فاکتورهای قلبی عروقی توجه شود و اگر بیماری سه یا بیشتر از سه ریسک فاکتورهای زیر را داشته باشد، خطر عوارض قلبی و عروقی در وی بالا خواهد بود و لازم است سطح LDL و فشار خون وی را باید پایین نگه داریم. این ریسک فاکتورها شامل مصرف سیگار، LDL بالا، سابقه فشار خون بالا، اختلال تست تحمل گلوکز ناشتا،HDL پایین و سابقه فامیلی بیماریهای عروق کرونر در سن پایین و همچنین سن بالای 45 سال برای آقایان و 55 سال برای خانمها. همچنین کم تحرکی خطر بیماریهای قلبی و عروقی و دیابت نوع 2 را افزایش داده و به عنوان یک عامل مستقل برای مرگ و میر قلبی و عروقی کلی عمل خواهد کرد.تری گلیسرید بالانیز خطر بیماریهای قلبی و عروقی را افزایش خواهد داد. در نهایت پزشکی که بیماران چاق را ارزیابی و درمان میکند لازم است از انگیزه بیمار جهت کاهش وزن و آمادگی وی در جهت اقدام تغییر شیوه زندگی اطلاع داشته باشد. در این مقاله مروری به نحوه بیماریابی بیماران چاق و اقدامات تشخیصی در افراد دارای اضافه وزن و چاقی و عوارض وابسته به آن می پردازیم.
مریم سلیمانی، ثریا عظیمیان، سيد جلال یونسی،
دوره 14، شماره 3 - ( 12-1393 )
چکیده
مقدمه: هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه بین ادراک بیماری (ادراک از بیماری فرزند) و شیوههای مقابله با استرس در مادران دارای فرزند دیابت نوع یک بود. روش ها: جامعه آماری این پژوهش کلیه مادران دارای فرزند دیابت نوع یک است که در تابستان 1392 به کلینیک بیمارستان طالقانی شهر کرمانشاه مراجعه میکردند. با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده و با توجه به جدول مورگان حجم نمونهای به تعداد 103 نفر از مادران دارای فرزند دیابت نوع یک انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه ادراک بیماری (IPQ) و مقیاس مقابله با موقعیتهای استرسزا (CISS) استفاده شد. طرح پژوهش از نوع همبستگی است و برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون معنیداری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که بین راهبرد مقابله هیجان محور، راهبرد مقابله تکلیف محور و راهبرد مقابله اجتنابی با ادراک بیماری رابطه معنیداری وجود دارد. همچنین بین راهبرد مقابله هیجان محور با پیامدها، کنترل شخصی، ماهیت بیماری، نگرانی، شناخت بیماری و پاسخهای عاطفی رابطه معنیداری وجود دارد. بین راهبرد مقابله تکلیف محور با پیامدها، کنترل شخصی، ماهیت بیماری، نگرانی، شناخت بیماری و پاسخهای عاطفی رابطه معنیداری وجود دارد. بین راهبرد مقابله اجتنابی با پیامدها، کنترل شخصی، ماهیت بیماری، نگرانی و شناخت بیماری رابطه معنیداری وجود دارد. همچنین یافتهها نشان دادند که متغیرهای راهبرد مقابله تکلیف محور، هیجان محور و اجتنابی به خوبی میتوانند ادراک از بیماری مادران دارای فرزند دیابت نوع یک را بهطور معنیداری پیشبینی کنند. نتیجه گیری: از نتایج پژوهش میتوان نتیجه گرفت که شیوههای مقابله با استرس بر ادراک از بیماری در مادران دارای فرزندان دیابت نوع یک موثر است و ادراک بیشتر از بیماری فرزند منجر به استفاده از شیوههای مقابله با استرس مناسبتر میشود.
صابر ساعدموچشی، محمدرضا الموری، لطف الله ساعدموچشی،
دوره 14، شماره 4 - ( 2-1394 )
چکیده
مقدمه: هایپرلیپیدمی عامل اصلی خطر بیماریهای قلبی-عروقی(CVD) و از مشکلات شایع در جامعه است. پژوهش حاضر به بررسی اثر مکمل دانه انگور همراه با فعالیت هوازی بر نیمرخ لیبپیدی در زنان سالمند میپردازد. روشها: در طرح تجربی 40 زن چاق غیرفعال (30BMI&ge) بالای 60 سال بهصورت غیرتصادفی و آماده در دسترس، انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه (مکمل+ورزش و کنترل) قرار گرفتند. برنامه تمرینی شامل تمرینات هوازی با شدت 50 درصد ضربان قلب بیشینه بهمدت 8 هفته و سه جلسه در هفته بود. گروه مصرف کننده مکمل عصاره دانه انگور 200 میلیگرم بهصورت روزانه بهمدت 8 هفته دریافت کردند. خونگیری پس از 12 ساعت ناشتایی در مرحله پیش آزمون و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین اخذ شد. برای مقایسه اطلاعات پیش و پس آزمون در دو گروه از t همبسته و مقایسه بین گروهها از t مستقل استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد که اختلاف معنیداری در میزان کلسترول، تریگلیسرید و LDL-C پس آزمون و پیش آزمون گروه مکمل همراه با فعالیت ورزشی وجود داشت در حالیکه در گروه کنترل اختلاف معنیداری مشاهده نشد. نتیجهگیری: تمرین هوازی طولانی مدت همراه با مصرف عصاره انگور سبب کاهش عوامل نیمرخ لیپیدی میشود.
زینب امیرحمیدی، هانیه السادات اجتهد، زهرا بهادران، پروین میرمیران، فریدون عزیزی،
دوره 14، شماره 4 - ( 2-1394 )
چکیده
مقدمه: مطالعات موجود نشان میدهند دریافت رژیمهای غذایی نادرست بر پیشرفت بیماری کبد چرب غیر الکلی مؤثر میباشد. هدف مطالعه حاضر جمع بندی نتایج مطالعات موجود در زمینه ارتباط دریافتهای غذایی مختلف با این بیماری و دستیابی به نتایج کلی است. روشها: پایگاههای اطلاعاتی Scopus، Pubmed، Cochrane، Magiran، Medlib و SID و لیست پایان نامههای موجود در کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران با هدف یافتن مطالعات مرتبط مورد جستجو قرار گرفتند. مطالعات مورد شاهدی، مقطعی و کوهورت برای ورود به مرور ساختار یافته انتخاب گردیدند. مقالات از نظر تکراری بودن، عنوان، نوع مطالعه، جمعیت مورد مطالعه، متغیرهای بررسی شده و کیفیت گزارشدهی اطلاعات ارزیابی شدند. یافتهها: از میان 2128 مقاله یافت شده با جستجوی اولیه پایگاههای اطلاعاتی، 33 مقاله مورد بازنگری کامل و 6 مقاله برای مرور ساختار یافته انتخاب گردید. مرور مطالعات نشان داد بیماران مبتلا به بیماری کبد چرب غیرالکلی گوشت قرمز، چربیها و شیرینیها را بیشتر، غلات کامل، میوه و سبزی را کمتر دریافت میکردند. داشتن الگوی غذایی غربی با احتمال ابتلا به این بیماری و پیروی بالاتر از رژیم مدیترانهای با استئاتوز کبدی کمتر ارتباط داشت. نتیجهگیری: یافتههای حاصل از این مرور ساختار یافته، نشان میدهد دریافتهای غذایی مختلف بر بیماری کبد چرب غیرالکلی و عوامل مرتبط با آن اثر میگذارد. با توجه به انجام مطالعات محدود در این زمینه، انجام مطالعات آیندهنگر بیشتر توصیه میشود.
عبدالعزیز افلاک سیر، ساره رئوفی، جواد ملازاده، فرهاد خرمائی، اعظم فرمانی،
دوره 14، شماره 5 - ( 4-1394 )
چکیده
مقدمه: کانون کنترل سلامت موضوعی مهم در بیماری دیابت است. اهداف پژوهش حاضر بررسی نقش کانون کنترل سلامت در پیشبینی سازگاری روانی- اجتماعی با بیماری و مقایسه سازگاری روانی- اجتماعی با بیماری و ابعاد کانون کنترل سلامت در مردان و زنان دیابتی نوع دو بوده است.
روشها: تعداد 118 نفر بهعنوان گروه نمونه به روش نمونهگیری در دسترس از بین بیماران دیابتی نوع دو که به کلینیک دیابت درمانگاه شهید مطهری شهر شیراز مراجعه کرده بودند، انتخاب شدند. افراد گروه نمونه با تکمیل پرسشنامه کانون کنترل سلامت و پرسشنامه سازگاری روانی- اجتماعی با بیماری در این پژوهش شرکت نمودند.
یافتهها: بر طبق نتایج این پژوهش، کانون کنترل سلامت درونی (001/0 P<، 30/0r=) و کانون کنترل سلامت خدا (05/0 P<، 18/0r=) با سازگاری روانی- اجتماعی با بیماری، همبستگی مثبت معنادار نشان دادند. همچنین کانون کنترل سلامت درونی، (01/0 P<، 28/0&beta =) سازگاری روانی- اجتماعی با بیماری را بهصورت معناداری پیشبینی نمود. زنان و مردان تنها در بعد کانون کنترل سلامت شانس با یکدیگر تفاوت معنادار نشان دادند، بهطوری که بیماران زن میانگین بالاتری را کسب کردند. همچنین میان زنان و مردان در سازگاری روانی- اجتماعی با بیماری تفاوت معناداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: بررسی یافتههای این پژوهش نشان میدهد که کانون کنترل سلامت درونی و کانون کنترل سلامت خدا نقش بسزایی در سازگاری روانی- اجتماعی با بیماری ایفا میکند. بنابراین به روانشناسان و مشاوران پیشنهاد میگردد در درمان مشکلات روانشناختی بیماران دیابتی به ابعاد کانون کنترل سلامت توجه داشته باشند.
مهدی شیرالی، یعقوب مدملی، جمال روح افزا، حمید کریمی، آرمان بابلی بهمئی، شریف ارتباطی،
دوره 15، شماره 3 - ( 12-1394 )
چکیده
مقدمه: امروزه درصد بالایی از مردم در معرض خطر ابتلا به بیماری دیابت هستند. این بیماری یکی از خطرناکترین بیماریهای عصر حاضر است و تشخیص به موقع این بیماری نقش بهسزایی در درمان آن دارد.
روشها: در این مقاله با استفاده از سیستم استنتاج فازی سوگنو و الگوریتم هوشمند کرم شب تاب، روشی نوین برای تشخیص دیابت ارائه شده است. روش ارائه شده قادر است با استفاده از تعداد کمی قوانین ساده فازی با دقت مطلوبی بیماری دیابت را تشخیص دهد.
یافتهها: کارآیی ترکیب سیستم استنتاج فازی سوگنو و الگوریتم کرم شب تاب 24/87 درصد بهدست آمد.
نتیجهگیری: نتایج تجربی نشان میدهند که این روش روی مجموعه داده استاندارد PID دقت بیشتری نسبتی به الگوریتمهای موجود در این زمینه دارد.
رضا قدیمی، سادات حسینی سیدی، حسن اشرفیان، سیدداود نصرالله پور شیروانی،
دوره 15، شماره 5 - ( 4-1395 )
چکیده
مقدمه: در سالهای اخیر علاوه بر نمایه توده بدنی(BMI)، اندازه دورکمر و دور لگن بهعنوان شاخصهای تنسنجی مرتبط با بیماریهای کاردیومتابولیک مطرح شدهاند. برخی از مطالعات ارتباط بین شاخصهای مذکور را با بعضی از پارامترهای خونی تائید نمودند. این مطالعه بهمنظور تعیین ارتباط شاخصهای تنسنجی با شاخصهای خونی بیماریهای کاردیوواسکولار در زوجهای شهرستان بابل انجام گرفت.
روشها: این مطالعه مقطعی در بهار 1393 انجام گرفت، نمونه پژوهش زوجهای 60-25 ساله بودند که به روش خوشهای و تصادفی انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه محقق ساخته، حاوی متغیرهای فردی، زمینهای و وابسته با 16 سؤال بود که روایی و پایایی آن مورد تائید قرار گرفت. دادهها در نرمافزار SPSS18 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: در مردان بین BMI با فشار خون سیستولی، فشار خون دیاستولی، قند خون، کلسترول و تریگلیسرید ناشتا رابطه مستقیم وجود داشت (05/0>P). در زنان بین BMI با فشار خون سیستولی، فشار دیاستولی، قند خون و تریگلیسرید ناشتا رابطه مستقیم معنیدار وجود داشت. بین نسبت دور کمر به دور لگن (WHR) مردان و زنان با فشار خون سیستولی، فشار خون دیاستولی، قند خون، کلسترول و تریگلیسرید ناشتا رابطه مستقیم معنیدار وجود داشت (05/0>P). بین شاخصهای تنسنجی (به جزء BMI) و متغیرهای خونی مردان و زنان یا همسرشان رابطه مستقیم معنیدار وجود داشت (05/0>P).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد با افزایش BMI و نسبت دور کمر به دور لگن (WHR) زوجها، میزان شاخصهای خونی مرتبط با بیماریهای کاردیومتابولیک افزایش مییابد و ممکن است بهطور مستقیم و غیرمستقیم زمینه ابتلاء به بیماریهای مزمن متابولیک را فراهم نماید.
مرضیه جهاندار، مرتضی بادله، محمد تقی بادله، شهرام محمد خانی،
دوره 15، شماره 6 - ( 4-1395 )
چکیده
مقدمه: هدف پژوهش حاضر تعیین اثر بخشی مداخلهی شناختی-رفتاری گروهی کوتاه مدت (CBGI-CHD) بر کیفیت زندگی و ادراک از بیماری، بیماران دیابتی نوع دو بود.
روشها: 28 بیمار دیابتی نوع دو که عضو انجمن دیابت ایران هستند، بهصورت نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و بهطور جایگزینی تصادفی در گروه آزمایش (14= n) (با یک برنامهی مداخلهی 12 هفتهای شناختی رفتاری گروهی) و کنترل (14= n) (تنها مراقبت معمول را دریافت کردند)، گمارده شدند. کیفیت زندگی و ادراک بیماری توسط مقیاس کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت و پرسشنامهی ادارک بیماری، قبل از مداخله و بلافاصله بعد از مداخله مورد اندازهگیری قرار گرفت. دادهها با کمک نرمافزار SPSS نسخهی 19، آمار توصیفی، تحلیل کواریانس تحلیل گردیدند.
یافتهها: گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنیداری در کیفیت زندگی و ادراک بیماری در پس آزمون نشان داد (5% P<). علاوه براین، مداخله در خرده مقیاسهای کیفیت زندگی به غیر از بعد محیط معنیدار بود (5% P<).
نتیجهگیری: تحلیل کواریانس نشان میدهد که CHD– CBGI میتواند منجر به افزایش کیفیت زندگی و ادراک بیماری بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شود. تحقیقات بعدی با دورههای طولانی مدت پیگیری بهمنظور حصول اطمینان از تداوم اثربخشی پیشنهاد میگردد.
رسول سلیمانی مقدم، شبنم محمدی، نیره کارگر کاخکی، مریم محمدی، ابوالفضل قدیمی فر، ابوالفضل احمدنژاد، عاطفه طلایی بجستانی، محمودرضا نعمت الهی، علیرضا محمدزاده، مجید غیور مبرهن، فاطمه محمدزاده،
دوره 17، شماره 3 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه: براساس آمارهای سازمان جهانی بهداشت، بیماریهای قلبی عروقی رتبهی اول علل مرگ و میر را به خود اختصاص داده است. مطالعات نشان میدهند که با اصلاح رفتار و شیوههای زندگی میتوان از شیوع بیماری قلب عروقی کاست. لذا هدف از مطالعهی حاضر بررسی سبک زندگی ارتقاء دهندهی سلامت در بیماران قلبی عروقی شهرستان گناباد در سال 1393 بوده است.
روشها: پس از تصویب طرح، 352 بیمار قلبی عروقی در شهرستان گناباد در سال 1393 وارد مطالعه شدند. دادهها توسط پرسشنامهی سبک زندگی ارتقاء دهندهی سلامت زندگی (HPLP2) جمعآوری شد. سپس توسط نرمافزار SPSS و آزمون من ویتنی و کراسکال والیس آنالیز شد. سطح معنیداری P value کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها: در مجموع 352 بیمار (232 زن و 120 مرد) با میانگین سنی 34/1±89/61 وارد مطالعه شدند. بیشترین امتیاز مربوط به روابط فردی 05/8±45/24 و کمترین آن در حیطهی مدیریت استرس 60/5±65/12 بود. تمام سازهها بر سبک زندگی تأثیر مستقیم داشتند که بیشترین تأثیر مستقیم مربوط به روابط اجتماعی (329/0) و کمترین تأثیر مستقیم مربوط به مدیریت استرس (164/0) میباشد و قویترین پیشگویی کننده سبک زندگی در بین سازهها مربوط به فعالیت فیزیکی با اثر کلی 38/14 براساس سازههای الگوی واکر بود.
نتیجهگیری: نظر به اینکه سبک زندگی تأثیر بهسزایی در بیماری قلبی عروقی دارد. ممکن است بتوان با اصلاح سبک زندگی بیماران گام مؤثری جهت پیشگیری و کنترل این بیماری فراهم آید.
آسیه خسروانیان، سعید آیت،
دوره 18، شماره 2 - ( 11-1397 )
چکیده
مقدمه: تشخیص زودهنگام بیماری دیابت بهمنظور جلوگیری از عوارض و آسیبهای ناشی از این بیماری امری حیاتی است. هدف از این مقاله طراحی یک سیستم هوشمند در دستهبندی افراد مبتلا به دیابت، با روش رگرسیون مبتنی بر شبکه عصبی پرسپترون چندلایه است.
روشها: در این مطالعهی توصیفی- تحلیلی یک سیستم هوشمند برای دستهبندی افراد به دو دسته سالم و مبتلا به بیماری دیابت طراحیشده است. سیستم طراحیشده با استفاده از نرمافزار MATLAB نسخهی 2015 (197613/0/5/8) شبیهسازیشده است. مجموعه داده مورد استفاده در این پژوهش، مجموعه داده معیار PID موجود در مخزن داده یادگیری ماشین دانشگاه ایروین کالیفرنیا است. این مجموعه داده شامل 768 رکورد از زنان هندی و 8 فاکتور تشخیصی برای بیماری دیابت است.
یافتهها: دادههای این مجموعه پس از پیشپردازش بهصورت تصادفی به 20 دسته از کل مجموعه داده تقسیم شدند که شامل دادههای آموزش و آزمون متفاوت بودند. در هر دسته داده از 90 درصد دادهها برای مرحلهی آموزش و 10 درصد باقیمانده برای مرحلهی آزمون استفاده شد. نتایج حاصل در بهترین حالت براساس شاخصهای حساسیت، اختصاصیت، صحت و دقت در دستهبندی افراد، بهترتیب معادل اعداد 4815/0، 9804/0، 8077/0، 9286/0 بهدست آمد.
نتیجهگیری: نتایج بهدستآمده برتری سیستم هوشمند طراحیشده در دستهبندی افراد به دو دسته سالم و بیمار را نسبت به سایر روشهای پیادهسازی شده بر این مجموعه داده تأئید میکند. استفاده از شبکه عصبی پرسپترون چندلایه برای تقریب تابع، موجب افزایش دقت سیستم پیشنهادی شده است.
اسماعیل شکاری، سیدکیانوش حسینی، فریده رضی، انسیه نسلی اصفهانی، مصطفی قربانی، باقر لاریجانی،
دوره 19، شماره 4 - ( 2-1399 )
چکیده
مقدمه: دیابت میلیتوس یکی از شایعترین بیماریهای اندوکرین است. بیماریهای قلبی عروقی (CVD) یکی از مهمترین عوامل مرگ و میر در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو است. هدف از مطالعهی حاضر، بررسی پروفایل متابولومیک اسیدهای آمینه پلاسما در بیماران دیابتی مبتلا به بیماریهای قلبی عروقی است.
روشها: مطالعهی حاضر یک مطالعهی مقطعی توصیفی- تحلیلی است که بر روی 140 بیمار شامل 35 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو و بیماریهای قلبی عروقی (CVD.DM)، 35 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو و غیر مبتلا به بیماری قلبی عروقی(DM.nCVD)، 35 بیمار غیر دیابتی مبتلا به بیماری قلبی عروقی (CVD.nDM)و 35 بیمار غیر دیابتی و غیر مبتلا به بیماریهای قلبی عروقی(HS) از بین مراجعه کنندگان به کلینیک دیابت شماره 1 دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفت.
یافتهها: 76 نفر (3/54%) مرد و 64 نفر (7/45%) زن در مطالعه شرکت کردند. بالاترین غلظت گلوتامین و ایزولوسین در DM.CVD، آسپارژین، سرین، آرژینین، ترئونین، آلانین، تیروزین ،والین در DM.nCVD و متیونین در CVD.nDM مشاهده شد. پایینترین غلظت تیروزین و ترپتوفان در DM.CVD، متیونین در DM.nCVD بود اسیدهای آمینه آلانین، گلوتامین، تیروزین، والین، متیونین، لوسین، لیزین و آرژنین شانس ابتلا به DM.nCVD را بهطور معنیداری افزایش میدهند. به ازای افزایش هر واحد Z-score در غلظت پلاسمایی ایزولوسین شانس ابتلا به بیماریهای قلبی عروقی بدون ابتلا به دیابت بهطور معنیداری افزایش داشت.
نتیجهگیری: اسیدهای آمینه آلانین، گلوتامین، تیروزین، والین، متیونین، لوسین، لیزین و آرژنین در پیشبینی خطر ابتلا به DM.nCVD و ایزولوسین و متیونین درپیش بینی خطر ابتلا به CVD.nDMنقش دارند.