کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
384 نتیجه برای موضوع مقاله:
شهناز اسماعیلی، فاطمه بندریان، فریده رضی، حسین ادیبی، علی جلیلی، بابک ارجمند، کاملیا رامبد، انسیه نسلی اصفهانی، باقر لاریجانی،
دوره 20، شماره 1 - ( ویژه نامه گرامیداشت 25 سال فعالیت 1399 )
چکیده
مقدمه: پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم (EMRI) یکی از بزرگترین مؤسسات تحقیقاتی در ایران است که برای ایجاد راهبردهای تحقیقاتی و مدیریت بیماریهای غدد و متابولیک مانند دیابت ایجاد شده است. هدف این گزارش مرور و جمعبندی فعالیتهای تحقیقاتی انجام شده مرتبط با دیابت در ربع قرن در EMRI است.
روشها: یک جستجوی جامع در PubMed ، Scopus و Embase برای یافتن مطالعات مرتبط با دیابت در EMRI انجام شد. پس از استخراج دادهها، مقالات براساس نوع مقاله، سطح شواهد، انواع دیابت و موضوع آنها طبقهبندی شدند.
یافتهها: پس از حذف موارد تکراری و غربالگری در نهایت 228 مقاله باقی ماند که طبقهبندی شدند. بیشتر تحقیقات دیابت انجام شده در مرکز تحقیقات دیابت (DRC) در مورد دیابت نوع دو (37%) بود. براساس نوع مقاله، بیشتر مقالات اورجینال بودند. علاوه بر این، مطالعات بالینی بیشترین شواهد را در مستندات بهدست آمده تشکیل میدادند. براساس موضوع، بیشتر مقالات مربوط به علوم پایه و عوامل مرتبط با دیابت بود و بهدنبال آن مطالعات مربوط به مدیریت و پیشگیری از دیابت قرار داشتند.
نتیجهگیری: بیشتر تحقیقات انجام شده در مرکز تحقیقات دیابت در ربع قرن اخیر از نوع مطالعات اصیل و در موضوعات علوم پایه در حوزهی دیابت نوع دو است و بیشترین شواهد تولید شده مربوط به مطالعات مشاهدهای هستند.
آزاده آل طاها، مریم اعلا، اکبر سلطانی، باقر لاریجانی،
دوره 20، شماره 1 - ( ویژه نامه گرامیداشت 25 سال فعالیت 1399 )
چکیده
مقدمه: در این مطالعه به شناسایی الگوهای به اشتراکگذاری اطلاعات بین مجلات پزشکی مبتنی بر شواهد برای تعیین حوزههای اصلی این حیطه و ارائهی افق علمی برای بهبود نشر پژوهشهای حوزهی پزشکی مبتنی بر شواهد در ایران و شناسایی روند موضوعی حوزهی پزشکی مبتنی بر شواهد مرکز پزشکی مبتنی بر شواهد پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران پرداخته شده است.
روشها: این مطالعه از نوع مطالعات توصیفی-مقطعی با رویکرد علمسنجی است. جامعهی آماری شامل 121 مدرکی است که در سالهای 2004 تا 2019 در پایگاه دادهی Scopus نمایه شدهاند، منتشر شده است. ترسیم شبکهی همرخدادی واژگان و شبکههای همنویسندگی با کمک نرمافزار VOS Viewer انجام شد.
یافتهها: مجلهی دیابت و اختلالات متابولیک شامل مجموعهی بزرگی از اطلاعات مربوط به پزشکی مبتنی بر شواهد است و مطالب آن بهطور گسترده در بسیاری از مجلات در ایران ذکر شده است. بررسی شبکهی همکاری نویسندگی مشترک نشان داد که از 121 مقاله در حوزهی پزشکی مبتنی بر شواهد از 191 نویسنده، اکبر سلطانی بیشترین استناد را در پژوهشهای حوزهی پزشکی مبتنی بر شواهد دارد و بهعنوان فردی پیشگام در این حوزه به شمار میروند. سهم علمی مجلهی دیابت و اختلالات متابولیک به پزشکی مبتنی بر شواهد در حوزههای کنترل و درمان بیماری است. مرکز تحقیقات پزشکی مبتنی بر شواهد بیشتر در زمینههایی مانند آموزش، درمان و تحقیقات، طبابت بالینی مبتنی بر شواهد، سیاستگذاری مبتنی بر شواهد و بهبود استدلال بالینی و تفکر بالینی متمرکز شده است. در شبکهی همرخدادی واژگان، بیشترین تولیدات علمی در پوکی استخوان بود. مجلههای اصلی که بیشترین انتشار را داشتند، مجلهی دیابت و اختلالات متابولیکی (GDMD) بود. پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم دارای مجموعهای گسترده از مقالات مرتبط با پزشکی مبتنی بر شواهد است که بهطور گسترده در 171 سازمان در ایران مورد استناد قرار گرفتهاند.
نتیجهگیری: در بحث مشارکت علمی، شبکهی همنویسندگی پزشکی مبتنی بر شواهد در ایران شامل 191 نویسندهی اصلی، در 23 طبقهبندی مختلف موضوعی است، که نویسندگان هسته در این شبکه را اکبر سلطانی، باقر لاریجانی، شیرین حسنی رنجبر، آرش معیری، آرش حسیننژاد، ایرج نبیپور، رامین حشمت، حمیده موسیپور، آزاده آلطه، محبوبه خباز مافینژاد تشکیل دادهاند. همچنین حیطههای موضوعی تخصصی پزشکی مبتنی بر شواهد بهطور گستردهای به سایر زمینههای پزشکی مانند پوکی استخوان و چاقی مرتبط است که از طبابت بالینی مبتنی بر شواهد به مدیریت مبتنی بر شواهد تغییر کرده است.
مهناز سنجری، نوشین فهیم فر، فاطمه حاجی ولی زاده، صفورا غریب زاده، کاظم خلجی، زهره حسین زاده، فیروزه حاجی پور، کبری گرگانی، افشین استوار،
دوره 20، شماره 1 - ( ویژه نامه گرامیداشت 25 سال فعالیت 1399 )
چکیده
مقدمه: استئوپروز بهدلیل عارضهی شکستگی یکی از معضلات مهم بهداشتی کشور است. مرکز تحقیقات استئوپروز با بیش از 20 سال سابقهی فعالیت در این حوزه تلاش میکند تا با ارایهی مجموعه دستاوردها و فعالیتهای این حوزه ضمن معرفی این مرکز تصویری از وضعیت مدیریت و درمان استئوپروز در کشور ارایه دهد.
روشها: در این مطالعه مروری، فعالیتهای مرکز تحقیقات استئوپروز در خصوص برنامهی راهبردی و عملیاتی ارایه شده است. بهمنظور دستیابی به مستندات، جستجو در پایگاههای رسمی بینالمللی و ملی و همچنین گزارشات و اسناد چاپ نشده و غیر رسمی و وب سایت پژوهشگاه علوم غدد و مرکز تحقیقات استئوپروز صورت گرفته است.
یافتهها: مرکز تحقیقات استئوپروز براساس برنامهی راهبردی در سه حوزهی تحقیقات (مطالعات مبتنی بر جمعیت، مطالعات بالینی، مطالعات علوم پایه و مطالعات نظام سلامت)، فنآوری (فنآوریهای تشخیصی، درمانی، مدل های ارائه خدمات) و آموزش (تربیت دانشجویان در مقاطع مختلف تحصیلات تکمیلی، آموزش به بیماران، آموزش عمومی، و آموزش ارائه دهندگان خدمت)، فعالیت مینماید.
نتیجهگیری: مرکز تحقیقات استئوپروز پژوهشگاه علوم غدد دانشگاه علوم پزشکی تهران، بهعنوان تنها مرکز تحقیقات تخصصی استئوپروز در سطح ملی شناخته شده است. این مرکز تلاش دارد با تکیه بر برنامهی راهبردی و برنامهی عملیاتی مدون ماموریت اصلی خود را که فراهم آوردن شواهد لازم برای تصمیمگیری در حوزهی تخصصی استئوپروز است بهخوبی انجام دهد.
فاطمه بندریان، نازلی نمازی، محمد پژوهی، محمدرضا امینی، ندا مهرداد، باقر لاریجانی،
دوره 20، شماره 1 - ( ویژه نامه گرامیداشت 25 سال فعالیت 1399 )
چکیده
پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم (EMRI) در سال 1372 تأسیس شد. EMRI از ابتدا مرحله به مرحله پیشرفت کرد و در 25 سال گذشته به بلوغ خود رسید. EMRI در جنبههای مختلف از جمله منابع انسانی و زیرساختها (آزمایشگاهها و فنآوریهای جدید) گسترش یافته، پیشرفت کرده و در تحقیقات غدد درون ریز رتبه اول کشور را کسب کرده است. همچنین با سازمانهای منطقهای و بینالمللی مانند سازمان جهانی بهداشت (WHO)، بنیاد بینالمللی پوکی استخوان (IOF) و انجمن غدد درون ریز بالینی آمریکا (AACE) همکاری کرده است. این مقاله مروری بر فعالیتهای EMRI طی یک ربع قرن دارد.
علی غندالی، سید محمد توانگر، امیر پژمان هاشمی طاهری، فرشاد شریفی، وحید حق پناه، ندا حاتمی، محمد رضا مهاجری تهرانی، سید محمود سجادی جزی،
دوره 21، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
مقدمه: در این مطالعه به بررسی قدرت تشخیصی سونوگرافی در تشخیص ندولهای بدخیم تیروئیدی در بیماران ایرانی پرداختیم. بدین منظور، ارتباط میان یافتههای حاصل از سونوگرافی را با یافتههای پاتولوژی مورد بررسی قرار دادیم.
روشها: مطالعهی حاضر یک بررسی گذشتهنگر است که بر روی بیماران با تشخیص ندول تیروئید که سونوگرافی و FNA شدهاند، انجام شده است. برای بررسی ارتباط بین نتایج حاصل از FNA با خصوصیات سونوگرافیک ندولها، نتایج حاصل از FNA را به دو گروه بدخیم و خوشخیم تقسیم کردیم و سپس به مقایسهی خصوصیات سونوگرافیک بین این دو گروه پرداختیم. در مواردی که جواب FNA نامشخص بود (AUS/FLUS یا FN/SFN)، جواب پاتولوژی بعد از جراحی ملاک قرار گرفت (در صورت جراحی ندول بیمار و موجود بودن جواب آن).
یافتهها: در مجموع 201 ندول در این مطالعه وارد شدند. نتایج مطالعه نشان داد که هیپواکوژنیسیتی، حاشیه نامشخص/نامنظم، میکروکلسیفیکاسیون، الگوی عروقی بدخیم در سونوگرافی داپلر و وجود همزمان لنفادنوپاتی گردنی با خصوصیات بدخیم بهطور معنیداری در ندولهای بدخیم بیشتر از ندولهای خوشخیم وجود دارند. در عین حال، سایر یافتههای سونوگرافیک مانند اندازه و مکان ندول، کیستیک بودن ندول، وجود Halo sign و وجود شکل Taller-than-wide قادر به افتراق بین ندولهای خوشخیم و بدخیم نبودند. در نهایت، نتایج مطالعه حاضر نشان داد که سونوگرافی از دقت بالایی در تشخیص بدخیمی در ندول تیروئید برخوردار است.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که استفاده از سونوگرافی میتواند در تشخیص بدخیمی در ندول تیروئید بسیار موثر واقع شود.
سرور کاظمی، شیدا سوداگر، صادق تقی لو، مریم بهرامی هیدجی، نوشین شیرزاد،
دوره 22، شماره 5 - ( 10-1401 )
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسهی آموزش سبک زندگی مبتنی بر مدل بزنف و مدل سازمان جهانی بهداشت بر قند خون ناشتا، قندخون دو ساعت بعد از غذا و هموگلوبین A1c در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد.
روشها: روش پژوهش نیمهآزمایشی و از نوع گسترش یافته چندگروهی با طرحهای پیشآزمون- پسآزمون و گروه کنترل با دورهی پیگیری با دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل بود. سه ماه بعد از پسآزمون پیگیری برای هر سه گروه اجرا شد. جامعهی آماری این پژوهش شامل کلیهی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به بخش غدد بیمارستان امام خمینی در سال 1400 بود. در این پژوهش از یک لیست 100 نفری افراد مبتلا به دیابت، 60 نفر از بیماران دیابتی که معیارهای ورود را داشته و آمادهی همکاری بودند شناسایی شد. سپس 45 نفر بهصورت تصادفی انتخاب و با جایگزینی تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل جایگزین شدند. گروههای آزمایش هریک به تفکیک، مداخلات روانشناختی گروهی را دریافت کردند و در انتها هر دو گروه مورد پسآزمون قرار گرفتند. دادههای بهدست آمده با استفاده از تحلیل آمیخته با اندازهگیری مکرر با رعایت پیشفرضهای مربوطه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج حاکی از تأثیر آموزش سبک زندگی مبتنی بر مدل بزنف و مدل سازمان جهانی بهداشت بر قندخون ناشتا (001/0=P)، قندخون دوساعت بعد از غذا (001/0=P) و هموگلوبلین (006/0=P) A1c و پایداری این تأثیر در مرحله پیگیری بود. همچنین آموزش سبک زندگی مبتنی بر مدل بزنف در مقایسه با آموزش سبک زندگی مبتنی بر مدل سازمان جهانی بهداشت روش مؤثرتری برای کاهش هموگلوبین A1c در مبتلایان به دیابت نوع دو بود اما تفاوت اثر دو گروه بر قندخون ناشتا و قندخون دوساعت بعداز غذا معنادار نبود.
نتیجهگیری: نتایج حاکی از اثربخشی هردو مدل آموزشی و برتری مدل آموزشی بزنف بود. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که آموزش سبک زندگی مبتنی بر مدل بزنف و مدل سازمان جهانی بهداشت بهعنوان درمانهای کمکی در مداخلات افراد مبتلا به دیابت نوع دو میتواند مورد استفاده درمانگران قرار گیرد.
شهره نادری مقام، زهرا عبداللهی، پریسا ترابی، علیرضا مهدوی هزاوه، محمد مرادی، بهزاد ولی زاده، الهه عزتی، افشین استوار،
دوره 22، شماره 5 - ( 10-1401 )
چکیده
مقدمه: کاهش رشد بروز و شیوع بیماریهای غیرواگیر و بار این بیماریها ازطریق انجام مداخلات و اتخاذ سیاستهای لازم برای کاهش شیوع عوامل خطر رفتاری آنها شامل تغذیه ناسالم، فعالیت بدنی ناکافی و مصرف دخانیات
روشها: در این مقاله مروری، مستندات و گزارشهای موجود در وزارت بهداشت؛ برنامههای تدوین شده؛ توصیههای سازمانهای ملی و بینالمللی، نتایج بهدست آمده از پایش و ارزشیابیهای انجام شده و «سند ملی پیشگیری و کنترل بیماریهای غیرواگیر و عوامل خطر مربوطه در جمهوری اسلامی ایران از 1394 تا 1404» بررسی و به هر یک از سه عامل خطر اصلی تغذیه ناسالم، فعالیت بدنی ناکافی و مصرف دخانیات (مصرف زیانبار الکل، در مقاله دیگری بررسی شده است)، به تفکیک در بخشهای تشریح وضعیت موجود، سیاستها و مداخلات اجراشده، نتایج بهدست آمده و برنامههای آتی پرداخته شده است.
یافتهها: مداخلات و سیاستهای بهعمل آمده برای دستیابی به اهداف مندرج در «سند ملی پیشگیری و کنترل بیماریهای غیرواگیر و عوامل خطر مربوطه در جمهوری اسلامی ایران از 1394 تا 1404» در حیطه تغذیه ناسالم، باعث اصلاح استانداردهای موادغذایی شده است. مداخلات در حیطه فعالیت بدنی، موجب 1/5 درصد کاهش شیوع نسبی کمتحرکی در جامعه و مداخلات در حیطه مصرف دخانیات، موجب کاهش کلی 44/7 درصدی در مصرف دخانیات بین افراد ایرانی بالای 18 سال شده است ولیکن کاهشی درمورد مصرف قلیان رخ نداده بلکه مصرف آن در سال 1400 نسبت به سال 1390، 28 درصد افزایش داشته است.
نتیجهگیری: باتوجه به یافتههای بهدست آمده، دستیابی کامل به اهداف مندرج در سند فوقالذکر حاصل نشده است، لذا باید مداخلات و سیاستهای جدیدی توسط دستاندرکاران بهکارگرفته شود.
سیده ندا موسوی، سارا قراچه، میرسعید سیددراجی، الهام حسینی، فریبا کوهدانی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
مقدمه: مطالعات حیوانی نشان دادهاند که رژیم غذایی کم/پُرکالری مادر در دوران بارداری میتواند با تغییر در بیان ژن سیرتوئین-1، بهعنوان یک سنسور متابولیک، بر متابولیسم فرزندان اثر بگذارد. اما تاکنون مطالعهای به بررسی اثر رژیم غذایی ایزوکالریک در این زمینه نپرداخته است. در این مطالعه اثر دو نوع رژیم غذایی ایزوکالریک با مقادیر متفاوت چربی بر بیان ژن و پروتئین سیروتوئین-1 در بافت کبد تولههای نر و ماده بررسی شده است.
روشها: گروه کنترل رژیم غذایی AIN93G دریافت نمودند. در این رژیم غذایی 16% و 64% از کل کالری بهترتیب از چربی و کربوهیدرات تأمین شد. گروه مداخله رژیم غذایی پُرچرب AIN93G دریافت نمودند که بهترتیب 48% و 32% از کل کالری روزانه از چربی و کربوهیدرات تأمین شد. چربی رژیم غذایی از روغن سویا در هر دوگروه تأمین شد. رژیمهای غذایی ایزوکالریک بوده و 20% از کل کالری روزانه از پروتئین فراهم شد. مادران در کل دوران بارداری و شیردهی یکی از این دونوع رژیم غذایی را دریافت کرده و همهی تولهها پس از دورهی از شیرگیری (3 هفته پس از تولد)، رژیم غذایی کنترل را دریافت نمودند.
یافتهها: میزان بیان ژن و پروتئین سیرتوئین-1 در تولههای نر و ماده متولد شده از موشهای مادری که رژیم غذایی پُرچرب دریافت کرده بودند کمتر از تولههای گروه کنترل بود (001/0>P).
نتیجهگیری: تغییر در میزان چربی دریافتی در رژیم غذایی مادر، بدون افزایش میزان انرژی دریافتی، بر بیان ژن و پروتئین سیرتوئین-1در کبد نسل بعد مؤثر است.
مهین بندریان، فاطمه بندریان،
دوره 23، شماره 5 - ( 10-1402 )
چکیده
سردبیر محترم
پیچیدگیها و چالشهای بالقوه پیرامون استفاده از یک گروه دارویی نسبتاً جدید با منفعت زیاد با عنوان مهارکنندههای ناقل سدیم-گلوکز-2 (SGLT-2)1در مدیریت دیابت بارداری (GDM)2، موضوعی است که بهدلیل تأثیر آن بر سلامت مادر و جنین نیاز به بررسی فوری دارد.
ماهیت گذرای دیابت بارداری و پیامدهای آن در دوران بارداری نیاز به توجه دقیق در هنگام انتخاب مداخلات درمانی دارد. درحالیکه اثربخشی و کارآیی مهارکنندههای SGLT-2 در کنترل قند خون و کاهش وزن و همچنین اثرات مفید آنها در پیشگیری و کنترل عوارض قلبی و کلیوی در بیماران غیرباردار مبتلا به دیابت نوع دو بهخوبی بررسی و تأیید شده است [2 ،1]، وضعیت ایمنی و اثربخشی آنها در زنان باردار به اندازۀ کافی بررسی و شناخته نشده است که نیاز به یک رویکرد محتاطانه برای کاربرد آنها دارد.
اگرچه مهار کننده SGLT-2 به شدت به پروتئین متصل میشوند که ممکن است خود عبور جفتی آنها را مهار کند اما در حال حاضر اطلاعات و شواهد قوی کافی در مورد عبور احتمالی داروهای مهار کننده SGLT-2 از جفت در طول بارداری و میزان آن و اثرات آن بر رشد و تکامل جنین در دست نیست [3].
اگرچه مطالعات حیوانی دخالت SGLT-2 کلیوی در پاتوژنز دیابت بارداری را نشان داده است [4] اما شواهد در حال ظهور از مطالعات پیش بالینی نگرانیهایی را در مورد خطرات بالقوه استفاده از مهارکنندۀ SGLT-2 در دوران بارداری برای رشد جنین ایجاد میکند [5]. مطالعات در مدلهای حیوانی اثرات نامطلوبی را بر رشد کلیۀ جنین در معرض مهارکنندههای SGLT-2 نشان دادهاند که بر اهمیت بررسی چنین خطراتی در حاملگیهای انسانی تأکید میکند [6 ،5]. علاوه بر این افزایش خطر سقط و ناهنجاریهای مادرزادی در جنین با مصرف مهارکنندههای SGLT-2 در بارداری گزارش شده است [5].
هانیه سادات اجتهد، شیرین حسنی رنجبر، هانیه مالمیر، آذین پاک مهر، رضوان رزمنده، یاسمن خورشیدی، گلاله اصغری، احمدرضا سروش، افشین استوار، باقر لاریجانی،
دوره 23، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده
مقدمه: با توجه به روند افزایشی و نگران کنندۀ اضافه وزن و چاقی و نیز عوارض مرتبط با آن، در این مطالعه راهنمای بالینی جامعی برای مراقبتهای پزشکی بیماران مبتلا به چاقی بر پایۀ توصیههای بالینی انجمن غدد درونریز آمریکا و کالج غدد درونریز آمریکا نوشته شده است و براساس شرایط ایران تا حد امکان بومیسازی شده است.
روشها: جستجوی کاملی در پایگاههای اطلاعاتی در دسترس انجام شد و بهترین راهنماهای بالینی متناسب با جامعه ایرانی انتخاب شدند. سپس از نظرات متخصصین و کارشناسان فعال در بالین استفاده شده و راهنماهای بالینی چاقی برای بزرگسالان ایرانی نوشته و توصیهها بر مبنای بررسی دقیق شواهد بالینی موجود ارایه شد.
یافتهها: در مجموع 1788 مرجع مورد استفاده قرار گرفت و در پاسخ به 9 سؤال بالینی، 123 توصیه که شامل 160 بیانیۀ مخصوص میشود، در جهت تعیین برنامۀ جامع مراقبت پزشکی برای چاقی ارایه شد. در این مقاله به پیشگیری، غربالگری، تشخیص، فواید و اهداف درمان چاقی میپردازیم و سؤالات 6 تا 9 در رابطه با مراحل درمان چاقی و فردی سازی آن در بخش بعدی راهنما به چاپ خواهد رسید.
نتیجهگیری: سؤالات و توصیههای دقیق مبتنی بر شواهد که در این مطالعه ذکر شده، موارد بالینی را مشخص میکنند که تصمیم گیری در مورد بیماران چاق از غربالگری و تشخیص تا اهداف درمان را تسهیل کند و به ارائۀ یک رویکرد علمی و منطقی برای مدیریت چاقی با هدف برقراری و حفظ سلامتی، کمک کند.
هانیه سادات اجتهد، شیرین حسنی رنجبر، هانیه مالمیر، رضوان رزمنده، آذین پاک مهر، یاسمن خورشیدی، گلاله اصغری، امیرمحمد مرتضویان، محمدرضا مهاجری تهرانی، افشین استوار، باقر لاریجانی،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
مقدمه: شیوع اضافه وزن، چاقی و عوارض مرتبط با آن، با سرعت بسیار زیاد در جهان در حال افزایش است. همچنین درمان این بیماری درصورت وجود یا نبود بیماریهای همراه به یک چالش تبدیل شده است. در این مقاله بر پایۀ توصیههای بالینی انجمن غدد درونریز آمریکا و کالج غدد درونریز آمریکا راهنمای بالینی جامعی برای مراحل درمان بیماران مبتلا به چاقی و فردیسازی آن نوشته شده است و سعی شده براساس شرایط موجود در ایران تا حد امکان بومیسازی شود.
روشها: به کمک یک راهبرد جستجوی مشخص، جستجوی کاملی در پایگاههای در دسترس انجام شد. سپس، راهنماهای بالینی متناسب با جامعۀ ایرانی انتخاب شدند و با استفاده از نظرات متخصصین و کارشناسان فعال در بالین و مقالات مرور سیستماتیک مرتبط، راهنمای بالینی برای درمان چاقی در بزرگسالان ایرانی تهیه شد.
یافتهها: در این مقاله، در ادامۀ بخش قبلی راهنمای بالینی به سوالات شمارۀ 4 تا 6 در خصوص مراحل درمان چاقی و شخصیسازی آن در افراد بزرگسال جامعۀ ایرانی پاسخ دادیم و در مجموع 60 توصیه در این خصوص ارایه کردیم.
نتیجهگیری: در بخش دوم راهنمای بالینی مدیریت چاقی در بزرگسالان ایرانی سعی بر آن شد که دید ویژهای به درمان این بیماران داشته باشیم و با ارایۀ توصیهها و بیانیههای مبتنی بر شواهد، روند درمان را تا حد ممکن در بیماران با شرایط خاص فردیسازی کنیم تا تصمیمگیری در این خصوص برای همکاران کادر درمان تسهیل گردد.
نگار سرهنگی، ماندانا حسن زاد، فاطمه روح اله، شکوفه نیک فر، فرشاد شریفی، نگار نیکنام،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: فارماکوژنومیکس (PGx) به مطالعۀ ارتباط بین تغییرات ژنتیکی و پاسخهای دارویی میپردازد. مطالعۀ مقطعی حاضر با هدف بررسی فراوانی آللی واریانت ژنتیکی شایع در ژن NUDT15 در جامعۀ ایرانی انجام شد.
روشها: در مجموع 1142 نمونۀ فرد سالم ایرانی با استفاده از روش میکرواری تعیین ژنوتیپ شدند.
یافتهها: 19 نفر: واریانت مورد مطالعه با فراوانی آلل جزئی بالاتر از 1 درصد در میان جمعیت مورد مطالعه حاضر شناسایی شد که ممکن است تنوع قابلتوجه در فنوتیپهای پاسخ دارویی در میان جمعیتهای مختلف را توضیح دهد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد که تنوع ژنتیکی قابل توجهی در ژن NUDT15 در بین جمعیتهای ایرانی وجود دارد که میتواند بهطور قابل توجهی بر تصمیمگیریهای بالینی تأثیر بگذارد. این مطالعه الگوی فراوانی واریانت مؤثر در تعیین فنوتیپ ژن NUDT15 در جمعیت ایران را نشان داد.
علیرضا باقری، حمیدرضا آقایی میبدی، اکبر سلطانی، محمدرضا مهاجر تهرانی، رامین حشمت، باقر اردشیر لاریجانی،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: با توجه به شیوع کمبود ویتامین D (vitD) در ایران و مطالعات مختلف در مورد دوزهای درمانی آن، برآن شدیم تا اثرات تجویز دوز بالای مکمل ویتامین D با دوز توصیه شده روتین، بر سطح 25(OH)D سرمی را مقایسه کنیم.
روشها: مطالعه به روش کارآزمایی بالینی در سالهای 88-1387 در مرکز تحقیقات غدد بیمارستان شریعتی تهران انجام شده است. جمعیت هدف زنان بالای 50 سال استوپنیک مراجعه کننده به مرکز سنجش تراکم استخوان بیمارستان بودند. بیماران به دو گروه: P که 50000 واحد vitDبهصورت هفتگی برای سه ماه و سپس ماهانه برای نه ماه دیگر و M که800 واحد روزانه بهمدت یکسال گرفتند، تقسیم شدند. روزانه یک گرم کربنات کلسیم به هر دو گروه داده شد. سطح سرمی 25(OH)D، کلسیم، فسفر، PTH، در ابتدا، ماه سوم، ششم و دوازدهم و کلسیم ادرار 24ساعته در ابتدا و انتهای مطالعه اندازهگیری شد.
یافتهها: 19 نفر: 9 نفر در گروهM و 10 نفر در گروه P تا پایان مطالعۀ همکاری نمودند. افزایش 25(OH)D سرم در گروه P در 3 ماهۀ اول قابل توجه بود (05/0 P<)، اما پس از آن کاهش یافته، در پایان مطالعه اختلاف قابل توجهی نداشت. کلسیم، فسفر، PTH بین دو گروه و نسبت کلسیم به کراتینین ادراری در هر دو گروه تغییر قابل ملاحظهای نداشت.
نتیجهگیری: مکمل vitD با دوز 50000 واحد هفتگی بهمدت 12 هفته، در مقایسه با دوز 800 واحد روزانه، 25(OH)D سرمی را در سطح بالاتری حفظ نموده، امّا برای حفظ سطح مطلوب، فواصل کمتر از یکماه در دورۀ ماهیانه مناسبتر است.
آذین سعیدزاده، رویا نعیمی، شهرزاد محسنی، مهناز پژمان ثانی، مسعود امن زاده،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع یک یا دیابت کودکان و نوجوانان تأثیر قابل توجهی بر زندگی کودکان و والدین دارد. بهطوری که ایجاد درک عمیق در خصوص بیماری دیابت کودکان و راههای پیشگیری و مراقبت از مبتلایان، ارائه دهندگان مراقبتی را قادر میسازد تا نیازهای خاص آنان را برآورده سازند. یکی از راهکارهای ارتقاء دانش مبتلایان به بیماری آموزشهای مبتنی بر وب است. لذا در این مطالعه به طراحی و ارزیابی وبسایت آموزشی دیابت در کودکان با هدف ارتقاء کیفیت مراقبت از کودکان و کاهش مرگومیر پرداخته شد.
روشها: این مطالعه شامل سه مرحلۀ گردآوری محتوا، طراحی وبسایت و ارزیابی بود. اطلاعات محتوای وبسایت از منابع کتابخانهای معتبر جمعآوری و با استفاده از ابزار طراحی وبسایت وردپرس طراحی گردید. سپس ارزیابی محتوا، عملکرد، قابلیتهای صفحۀ نمایش، مجموعه اصطلاحات و قابلیت یادگیری وبسایت توسط پزشکان و پرستاران انجام شد.
یافتهها: اطلاعات بالینی قابل فهم و رسا در مورد بیماری دیابت کودکان، در وبسایت آورده شد. در ارزیابی محتوای وبسایت بالاترین میانگین مربوط به بخش دیابت نوع یک در یک نگاه و کمترین میانگین مربوط به بخش آسیب شناسی بیماری بود. در ارزیابی عملکرد وبسایت بالاترین میانگین مربوط به طراحی کلی وبسایت و کمترین میانگین مربوط به راحتی کار با وبسایت بود. بهطور کلی عملکرد وبسایت از کیفیت خوبی برخوردار بود.
نتیجهگیری: برای افزایش اثربخشی خدمات مراقبتی و کاهش عوارض بیماریها ارائه اطلاعات صحیح و معتبر در قالب وب سایتهای آموزشی باید مورد توجه باشد.
شهرزاد محسنی، مهناز پژمان ثانی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
پوکی استخوان یک بیماری متابولیک استخوان است که با کاهش تراکم معدنی استخوان و افزایش خطر شکستگی همراه است و تأثیرات قابل توجه بر سلامت داشته و با پیامدهای اقتصادی- اجتماعی همراه است. شاخصهای تریگلیسیرید-گلوکز ]تری گلیسیرید- گلوکز( TyG) ،تری گلیسیرید-گلوکز- نمایۀ توده بدنی (TyG-BMI (، تری گلیسیرید-گلوکز-دور کمر (TyG-WC) ، تری گلیسیرید-گلوکز-دورکمر به قد (TyG-WHtR)[ بهعنوان نشانگرهای جایگزین و کمهزینه برای ارزیابی مقاومت به انسولین شناخته شده و میتوانند در ارزیابی سلامت استخوان و پیشبینی خطر پوکی استخوان و شکستگی مؤثر باشند. هر چند طبق شواهد موجود ارتباط این شاخصها با سلامت استخوان میتواند تحت تأثیر عوامل مختلفی نظیر جنسیت، سن، چاقی و مشکلات متابولیک تغییر کند. همچنین شواهدی از ارتباط غیرخطی بین این شاخصها و تراکم استخوان وجود دارد که پس از رسیدن به آستانهای خاص تأثیر مثبت آنها کمرنگ یا معکوس میشود. این شاخصها میتوانند بهعنوان نشانگرهای جایگزین و مقرون به صرفه برای ارزیابی سلامت استخوان و شناسایی زودهنگام افراد در معرض خطر پوکی استخوان و شکستگی استخوان باشند. با این وجود همچنان نیاز به تحقیقات طولی بیشتر برای تأیید این نتایج در جمعیتهای مختلف و تعیین سازِکارهای مؤثر وجود دارد. هدف از این مطالعۀ مروری، بررسی نتایج شواهد موجود بین شاخصهای تریگلیسیرید- گلوکز و سلامت استخوان بود.
زهرا حسینی توسل، منا تمدن، دکتر هانیه السادات اجتهد، باقر لاریجانی،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
Desmond و همکاران (2025) اخیراً نشان دادهاند که تزریق زیر جلدی هفتگی Mycobacterium vaccae ATCC 15483 (M. vaccae) در موشهای نر نوجوان به طور قابل توجهی از افزایش وزن بیش از حد و چاقی احشایی ناشی از رژیم غذایی به سبک غربی جلوگیری میکند. این مداخله علیرغم عدم تغییر در تنوع میکروبیوتای روده، نشانگرهای التهاب عصبی هیپوکامپ (Nfkbia، Nlrp3) و رفتارهای اضطراب مانند را کاهش داده است. از آنجا که بیش از یک میلیارد نفر در جهان و حدود 30% جمعیت ایران تحت تأثیر چاقی قرار دارند و این بیماری در سال 2024 علت یکی از هر هشت مورد مرگومیر ناشی از بیماریهای غیرواگیر بوده است، این راهبردهای مبتنی بر میکروبیوم میتوانند ارزش بالینی داشته باشند. چنین رویکردهایی که مسیرهای ایمونومتابولیک را هدف قرار میدهند، نشاندهندۀ رویکردی بینرشتهای و امیدوار کننده است که علوم غدد درونریز، میکروبیولوژی و جنبههای روانتنی اختلالات متابولیک را به هم پیوند میدهد. با این وجود، تصویر رسانهای M. vaccae بهعنوان یک واکسن چاقی باعث سوء تفاهم میشود. این درمان افزایش وزن مرتبط با رژیم را کاهش میدهد، امّا بهطور کامل مانع از آن نیست و نمیتواند با عادات غذایی سالم جایگزین شود. با این حال، این روش میتواند بهعنوان رویکردی مکمل برای کاهش اثرات منفی مصرف غذاهای فوقفرآوریشده بهکار گرفته شود و درمانهای موجود چاقی، مانند مداخلات مبتنی بر میکروبیوم، درمانهای دارویی و جراحی چاقی را تقویت کند. آزمایشهای بالینی گستردهتری برای تعیین اثربخشی، دوز مطلوب، ایمنی و ادغام با درمانهای فعلی چاقی مورد نیاز است.
شهرزاد محسنی، محمدرضا مهاجری -تهرانی، مهناز پژمان ثانی،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: نوسانات قند خون، که بهعنوان نوسان در سطح قند خون در طول زمان تعریف میشود، به طور فزایندهای به یک عامل شناخته شده در آسیبشناسی عوارض دیابت تبدیل شده است. درحالیکه قند خون بالای مزمن با عوارض میکروواسکولار (رتینوپاتی، نفروپاتی و نوروپاتی) و ماکروواسکولار (بیماری عروق کرونر، سکتۀ مغزی و بیماری عروق محیطی) مرتبط دانسته شده است، شواهد نوظهور نشان میدهد که نوسانات قند خون یک عامل خطر مستقل برای این پیامدها است. این مطالعۀ مروری به بررسی رابطۀ بین نوسانات قند خون و ایجاد عوارض میکروواسکولار و ماکروواسکولار در دیابت پرداخت و سازِکارهای اساسی، پیامدهای بالینی و رویکردهای درمانی را برجسته کرد.
پریسا کریم زاده، مهدیس خزائیلی نجفآبادی، سینا شرقی، فرزانه کریمی بیرگانی، عفت اسدالله پور، سمیه پری چهره دیزجی، مهناز پژمان ثانی، سید محمود سجادی جزی، محمود نادری، هیلدا صمیمی، شیرزاد نصیری، سید محمد توانگر، باقر لاریجانی، وحید حق پناه،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: بیوبانکها مخازن زیستی هستند که نمونههای بیولوژیکی انسان را جمعآوری، پردازش، ذخیره و توزیع میکنند. در این میان، بانک تومور نقش محوری در تحقیقات زیست پزشکی ایفا میکند. هدف کلی یک بانک تومور، جمعآوری نمونههای سرطانی و نرمال، در شرایط استاندارد برای تحقیقات پایه، بالینی یا کاربردی است.
روشها: نمونههای توموری بیماران نئوپلاسمهای غدد درونریز از باقیمانده بافتهایی که در روند تشخیص بیماری مورد نیاز نیستند، پس از انجام عمل جراحی و برداشتن بافت توموری در بخش جراحی بیمارستان دکتر شریعتی، انتخاب میشوند. همچنین نمونههای بیولوژیکی مرتبط مانند سرم، پلاسما و DNA نیز جمعآوری میشوند. قبل از نمونهگیری، رضایت آگاهانه از بیماران گرفته شده و پرسشنامه تکمیل میگردد. پس از روش انجماد سریع بافت با ایزوپنتان، نمونه بافت در تانک ازت و سایر نمونههای بیولوژیک مانند سرم در فریزر منفی 80 درجۀ سانتیگراد نگهداری میشود.
یافتهها: نمونههای بافت، پلاسما، سرم و DNA جمع آوری شده از بیماران با نئوپلاسمهای غدد درون ریز در باکسهای جداگانه بارکدار مخصوص ذخیرهسازی نمونه در بیوبانک نگهداری میشوند و در اختیار پژوهشگران قرار میگیرند.
نتیجهگیری: استفاده از محصولات زیستی در تحقیقات داخلی و شبکههای بینالمللی در حال گسترش هستند تا با حمایت از جمعآوری و توزیع بافتها، بهویژه بافتهای سرطانی، همکاریهای تحقیقاتی را تقویت کنند. این روند نقش مهمی در تسهیل تحقیقات پایه و کاربردی در حوزههای مختلف سرطان، از جمله زیستشناسی مولکولی، ایمونولوژی، ژنتیک و داروسازی ایفا میکند و زمینهساز پیشرفتهای علمی و نوآوریهای درمانی خواهد بود.
نسیم رضایی جوان، مهرنوش بهمنی، امیرمحمد تیمورزاده نجار، سودابه سلطان زاده، علیرضا فلک دین، محمود فیضی پور نامقی، مهنوش کامران وند، محمدحسین محمدی، مریم نوری ینگجه، الهه نجفعلی قندهاری، عطااله پورعباسی،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
مقدمه: تصمیمگیری یک فرآیند شناختی با سازِکارهای عصبی پیچیده است که شامل مناطق و شبکههای متعدد مغز میشود و زیربنای رفتار انسان از انتخابهای ساده تا تصمیمات پیچیده زندگی است. این مطالعۀ مروری مدلی جامع برای کارکرد تصمیمگیری براساس مفاهیم، مطالعات، و پژوهشهای موجود ارائه میدهد که نقش مناطق مغز، عملکردهای شناختی و عوامل عاطفی مانند میل، قصد، اراده و هیجان را یکپارچه میکند.
روشها: در این مطالعه، با استفاده از رویکردی کیفی، ابتدا به بررسی غیرساختاریافته ادبیات موجود در پایگاههای دادهای معتبر پرداخته شد. سپس عوامل عصبی- شناختی استخراجشده در چندین جلسه پانل خبرگان متشکل از ۸ متخصص مورد بحث و اعتبارسنجی قرار گرفت. در نهایت، یک مدل مفهومی طراحی و در طی فرآیندی چندمرحلهای با کسب اجماع خبرگان، اعتبار آن تأیید شد.
یافتهها: مدل مفهومی ارائه شده چارچوبی جامع برای درک سازِکارهای عصبی شناختی تصمیمگیری است. این مدل عوامل شناختی، عاطفی و انگیزشی مانند قصد، هیجان و ذخیرۀ شناختی را ادغام میکند؛ تا درک دقیقی از نحوۀ انتخاب و ارزیابی نتایج بهدست دهد. همچنین، نقش قشر پیشپیشانی و سیستم لیمبیک را برجسته مینماید. در نهایت سعی شد تأثیر محرکهای خارجی بر تصمیمگیری را نیز نشان دهد.
نتیجهگیری: مدل نهایی بهدست آمده، چارچوبی یکپارچه از نقش مناطق کلیدی مغز مانند قشر پیشپیشانی و سیستم لیمبیک را در تعامل با عوامل شناختی (مانند ذخیره شناختی) و هیجانی (مانند هیجان یکپارچه و تصادفی) در فرآیند تصمیمگیری تبیین میکند. این مدل که از اعتبار خبرگی برخوردار است، کاربردهای مهمی در حیطههای آموزشی، رواندرمانی و طراحی مداخلات برای تقویت تصمیمگیری دارد.
عذرا طباطبایی ملاذی، یسری عزیزپور، نرگس رستمی گوران، مریم غیاثی پور، محمد اسماعیل مطلق، شادی نادریان فعلی، سمانه اکبرپور، حانیه سادات سجادی،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
مقدمه: سند ملی پیشگیری و کنترل بیماریهای غیرواگیر و عوامل خطر مرتبط (تدوین سال ۱۳۹۴)، نقشۀ راه سیاستهای سلامت ایران برای مدیریت این بیماریهاست. با گذشت حدود یک دهه، ارزیابی میزان تحقق و نحوۀ پیادهسازی آن ضروریست. این مطالعه با هدف مرور و ترکیب شواهد موجود دربارۀ وضعیت اجرای مداخلههای سند، شناسایی تسهیلگرها، موانع و ارائۀ پیشنهادهای ارتقای اجرای آن انجام شد.
روشها: براساس چک لیست PRISMA-ScR 2020 جستجوی نظاممند در پایگاههای PubMed, Scopus, Web of Science ،SID، Scholar Google، منابع سازمانی و فهرست منابع مطالعات مرتبط، به فارسی و انگلیسی انجام شد. مطالعات پژوهشی یا مروری که حداقل یکی از اهداف یا مداخلههای سند ملی را در قالب شاخصهای سلامت یا نظام سلامت در ایران ارزیابی کرده بودند، وارد شدند. سه پژوهشگر، بهصورت مستقل، مطالعات را غربالگری و دادهها را استخراج کردند. تحلیل دادهها بهصورت روایتگونه و طبقهبندی موضوعی انجام گرفت.
یافتهها: ۷۸ مطالعه، گزارش و سند ملی وارد مرور شد. اقدامات انجام شده، تشکیل کمیتهها، تدوین برنامههای اقدام، ادغام خدمات در نظام سلامت، بازبینی استانداردها، تولید محتواهای آموزشی، راهاندازی نظام ثبت و انعقاد تفاهمنامههای همکاری بینبخشی بود. حمایت قانونی، ظرفیتهای همکاری بینبخشی، ساختار ارائۀ خدمات و توانمندی جامعه، تسهیلگرها بودند. چالشهای اصلی، نواقص سند ملی، کمبود منابع، ضعف هماهنگی، و رخدادهایی مانند کووید-۱۹ و تحریمها بود. راهکارهای پیشنهادی، تقویت مداخلههای هزینهاثربخش، پایش مستمر، تأمین منابع پایدار، بهبود مدل ارائه خدمات، و تقویت رویکرد چندبخشی بود.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که اجرای موفق سیاستهای پیشگیری و کنترل بیماریهای غیرواگیر، مستلزم سیاستگذاری مبتنی بر شواهد، تمرکز بر مداخلههای مقرونبهصرفه، ارزیابی مستمر و حمایت مدیریتی پایدارست.