کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
384 نتیجه برای موضوع مقاله:
شهرزاد محسنی، محمدرضا مهاجری -تهرانی، مهناز پژمان ثانی،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: نوسانات قند خون، که بهعنوان نوسان در سطح قند خون در طول زمان تعریف میشود، به طور فزایندهای به یک عامل شناخته شده در آسیبشناسی عوارض دیابت تبدیل شده است. درحالیکه قند خون بالای مزمن با عوارض میکروواسکولار (رتینوپاتی، نفروپاتی و نوروپاتی) و ماکروواسکولار (بیماری عروق کرونر، سکتۀ مغزی و بیماری عروق محیطی) مرتبط دانسته شده است، شواهد نوظهور نشان میدهد که نوسانات قند خون یک عامل خطر مستقل برای این پیامدها است. این مطالعۀ مروری به بررسی رابطۀ بین نوسانات قند خون و ایجاد عوارض میکروواسکولار و ماکروواسکولار در دیابت پرداخت و سازِکارهای اساسی، پیامدهای بالینی و رویکردهای درمانی را برجسته کرد.
پریسا کریم زاده، مهدیس خزائیلی نجفآبادی، سینا شرقی، فرزانه کریمی بیرگانی، عفت اسدالله پور، سمیه پری چهره دیزجی، مهناز پژمان ثانی، سید محمود سجادی جزی، محمود نادری، هیلدا صمیمی، شیرزاد نصیری، سید محمد توانگر، باقر لاریجانی، وحید حق پناه،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: بیوبانکها مخازن زیستی هستند که نمونههای بیولوژیکی انسان را جمعآوری، پردازش، ذخیره و توزیع میکنند. در این میان، بانک تومور نقش محوری در تحقیقات زیست پزشکی ایفا میکند. هدف کلی یک بانک تومور، جمعآوری نمونههای سرطانی و نرمال، در شرایط استاندارد برای تحقیقات پایه، بالینی یا کاربردی است.
روشها: نمونههای توموری بیماران نئوپلاسمهای غدد درونریز از باقیمانده بافتهایی که در روند تشخیص بیماری مورد نیاز نیستند، پس از انجام عمل جراحی و برداشتن بافت توموری در بخش جراحی بیمارستان دکتر شریعتی، انتخاب میشوند. همچنین نمونههای بیولوژیکی مرتبط مانند سرم، پلاسما و DNA نیز جمعآوری میشوند. قبل از نمونهگیری، رضایت آگاهانه از بیماران گرفته شده و پرسشنامه تکمیل میگردد. پس از روش انجماد سریع بافت با ایزوپنتان، نمونه بافت در تانک ازت و سایر نمونههای بیولوژیک مانند سرم در فریزر منفی 80 درجۀ سانتیگراد نگهداری میشود.
یافتهها: نمونههای بافت، پلاسما، سرم و DNA جمع آوری شده از بیماران با نئوپلاسمهای غدد درون ریز در باکسهای جداگانه بارکدار مخصوص ذخیرهسازی نمونه در بیوبانک نگهداری میشوند و در اختیار پژوهشگران قرار میگیرند.
نتیجهگیری: استفاده از محصولات زیستی در تحقیقات داخلی و شبکههای بینالمللی در حال گسترش هستند تا با حمایت از جمعآوری و توزیع بافتها، بهویژه بافتهای سرطانی، همکاریهای تحقیقاتی را تقویت کنند. این روند نقش مهمی در تسهیل تحقیقات پایه و کاربردی در حوزههای مختلف سرطان، از جمله زیستشناسی مولکولی، ایمونولوژی، ژنتیک و داروسازی ایفا میکند و زمینهساز پیشرفتهای علمی و نوآوریهای درمانی خواهد بود.
نسیم رضایی جوان، مهرنوش بهمنی، امیرمحمد تیمورزاده نجار، سودابه سلطان زاده، علیرضا فلک دین، محمود فیضی پور نامقی، مهنوش کامران وند، محمدحسین محمدی، مریم نوری ینگجه، الهه نجفعلی قندهاری، عطااله پورعباسی،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
مقدمه: تصمیمگیری یک فرآیند شناختی با سازِکارهای عصبی پیچیده است که شامل مناطق و شبکههای متعدد مغز میشود و زیربنای رفتار انسان از انتخابهای ساده تا تصمیمات پیچیده زندگی است. این مطالعۀ مروری مدلی جامع برای کارکرد تصمیمگیری براساس مفاهیم، مطالعات، و پژوهشهای موجود ارائه میدهد که نقش مناطق مغز، عملکردهای شناختی و عوامل عاطفی مانند میل، قصد، اراده و هیجان را یکپارچه میکند.
روشها: در این مطالعه، با استفاده از رویکردی کیفی، ابتدا به بررسی غیرساختاریافته ادبیات موجود در پایگاههای دادهای معتبر پرداخته شد. سپس عوامل عصبی- شناختی استخراجشده در چندین جلسه پانل خبرگان متشکل از ۸ متخصص مورد بحث و اعتبارسنجی قرار گرفت. در نهایت، یک مدل مفهومی طراحی و در طی فرآیندی چندمرحلهای با کسب اجماع خبرگان، اعتبار آن تأیید شد.
یافتهها: مدل مفهومی ارائه شده چارچوبی جامع برای درک سازِکارهای عصبی شناختی تصمیمگیری است. این مدل عوامل شناختی، عاطفی و انگیزشی مانند قصد، هیجان و ذخیرۀ شناختی را ادغام میکند؛ تا درک دقیقی از نحوۀ انتخاب و ارزیابی نتایج بهدست دهد. همچنین، نقش قشر پیشپیشانی و سیستم لیمبیک را برجسته مینماید. در نهایت سعی شد تأثیر محرکهای خارجی بر تصمیمگیری را نیز نشان دهد.
نتیجهگیری: مدل نهایی بهدست آمده، چارچوبی یکپارچه از نقش مناطق کلیدی مغز مانند قشر پیشپیشانی و سیستم لیمبیک را در تعامل با عوامل شناختی (مانند ذخیره شناختی) و هیجانی (مانند هیجان یکپارچه و تصادفی) در فرآیند تصمیمگیری تبیین میکند. این مدل که از اعتبار خبرگی برخوردار است، کاربردهای مهمی در حیطههای آموزشی، رواندرمانی و طراحی مداخلات برای تقویت تصمیمگیری دارد.
عذرا طباطبایی ملاذی، یسری عزیزپور، نرگس رستمی گوران، مریم غیاثی پور، محمد اسماعیل مطلق، شادی نادریان فعلی، سمانه اکبرپور، حانیه سادات سجادی،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
مقدمه: سند ملی پیشگیری و کنترل بیماریهای غیرواگیر و عوامل خطر مرتبط (تدوین سال ۱۳۹۴)، نقشۀ راه سیاستهای سلامت ایران برای مدیریت این بیماریهاست. با گذشت حدود یک دهه، ارزیابی میزان تحقق و نحوۀ پیادهسازی آن ضروریست. این مطالعه با هدف مرور و ترکیب شواهد موجود دربارۀ وضعیت اجرای مداخلههای سند، شناسایی تسهیلگرها، موانع و ارائۀ پیشنهادهای ارتقای اجرای آن انجام شد.
روشها: براساس چک لیست PRISMA-ScR 2020 جستجوی نظاممند در پایگاههای PubMed, Scopus, Web of Science ،SID، Scholar Google، منابع سازمانی و فهرست منابع مطالعات مرتبط، به فارسی و انگلیسی انجام شد. مطالعات پژوهشی یا مروری که حداقل یکی از اهداف یا مداخلههای سند ملی را در قالب شاخصهای سلامت یا نظام سلامت در ایران ارزیابی کرده بودند، وارد شدند. سه پژوهشگر، بهصورت مستقل، مطالعات را غربالگری و دادهها را استخراج کردند. تحلیل دادهها بهصورت روایتگونه و طبقهبندی موضوعی انجام گرفت.
یافتهها: ۷۸ مطالعه، گزارش و سند ملی وارد مرور شد. اقدامات انجام شده، تشکیل کمیتهها، تدوین برنامههای اقدام، ادغام خدمات در نظام سلامت، بازبینی استانداردها، تولید محتواهای آموزشی، راهاندازی نظام ثبت و انعقاد تفاهمنامههای همکاری بینبخشی بود. حمایت قانونی، ظرفیتهای همکاری بینبخشی، ساختار ارائۀ خدمات و توانمندی جامعه، تسهیلگرها بودند. چالشهای اصلی، نواقص سند ملی، کمبود منابع، ضعف هماهنگی، و رخدادهایی مانند کووید-۱۹ و تحریمها بود. راهکارهای پیشنهادی، تقویت مداخلههای هزینهاثربخش، پایش مستمر، تأمین منابع پایدار، بهبود مدل ارائه خدمات، و تقویت رویکرد چندبخشی بود.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که اجرای موفق سیاستهای پیشگیری و کنترل بیماریهای غیرواگیر، مستلزم سیاستگذاری مبتنی بر شواهد، تمرکز بر مداخلههای مقرونبهصرفه، ارزیابی مستمر و حمایت مدیریتی پایدارست.