38 نتیجه برای تمرین استقامتی
مسعود جوکار، محمد شرافتی مقدم، محسن ثالثی،
دوره 19، شماره 5 - ( 4-1399 )
چکیده
مقدمه: یکی از مسیرهای بیولوژیکی مهم درگیر در حفظ هموستاز انرژی، مسیر AMPK/PGC-1α است. فعالشدن این مسیر از طریق تمرین ورزشی میتواند در تنظیم فرآیندهای بایوژنز میتوکندری و حفظ تعادل انرژی در افراد دیابتی مهم باشد؛ بنابراین، هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر تمرین ورزشی بر میزان پروتئینهای AMPK و PGC-1α در بافت بطن چپ قلب موشهای صحرایی نر مبتلا به دیابت نوع دو است.
روشها: در این مطالعهی تجربی، 12 سر موش صحرایی نر 2 ماهه از نژاد اسپراگوداولی با میانگین وزنی 20±270 گرم انتخاب و پس از دیابتی شدن از طریق القاء استرپتوزوتوسین و نیکوتینآمید به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین دیابتی و کنترل دیابتی (هر گروه 6 سر) تقسیم شدند. گروه تمرین 4 روز در هفته بهمدت 8 هفته شامل 30 دقیقه تمرین استقامتی با شدتی حدود 50 تا 70 درصد حداکثر سرعت پرداختند؛ در حالی که گروه کنترل هیچگونه برنامهی تمرینی نداشتند. همچنین موشهای صحرایی هیچگونه درمانی با انسولین را در طول دورهی پژوهش نداشتند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون t-مستقل در نرمافزار SPSS نسخه 21 استفاده شد.
یافتهها: افزایش معنیداری در میزان پروتئینهای AMPK (002/0P=) و PGC-1α (0001/0P=) در گروه تمرین استقامتی نسبت به کنترل مشاهده شد.
نتیجهگیری: براساس نتایج تحقیق حاضر، تمرین استقامتی توانست میزان پروتئینهای AMPK و PGC-1α را افزایش معنیداری دهد؛ بنابراین، به احتمال زیاد افزایش این پروتئینها میتواند منجر به تولید انرژی و افزایش بیوژنز میتوکندریایی شود.
کامبیز مرادی، مسعود جوکار،
دوره 19، شماره 6 - ( 6-1399 )
چکیده
مریم شعبانی، محمد شرافتی مقدم، کاملیا مقدمی،
دوره 19، شماره 6 - ( 6-1399 )
چکیده
مقدمه: مسیر پیامرسان انسولین از اهمیت بالایی برخوردار است که دیابت میتواند منجر به اختلال در این مسیر شود؛ بنابراین، هدف از پژوهش حاضر، تأثیر 8 هفته تمرین استقامتی بر پروتئین کیناز-B (PKB یا AKT) و هدف مکانیکی راپامایسین (mTOR) در بطن چپ قلب موشهای صحرایی دیابتی شده از طریق القاء استرپتوزوتوسین و نیکوتینآمید است.
روشها: در این مطالعهی تجربی، 12 سر موش صحرایی نر 2 ماهه از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزنی 20±270 گرم انتخاب و پس از دیابتیشدن از طریق القاء استرپتوزوتوسین و نیکوتینآمید به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین و کنترل (هر گروه 6 سر) تقسیم شدند. برنامهی تمرینی دویدن موشهای صحرایی بر روی تردمیل، بهمدت 8 هفته و هر هفته 4 جلسه، شامل 30 دقیقه تمرین استقامتی با شدتی حدود 50 تا 70 درصد حداکثر سرعت انجام شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS و آزمون آماری t-مستقل استفاده شد.
یافتهها: هشت هفته تمرین استقامتی منجر به افزایش معنیدار در محتوای پروتئین کیناز-B شد (03/0P=)؛ اما تغییر معنیداری در محتوای پروتئین هدف مکانیکی راپامایسین در گروه تمرین استقامتی نسبت به کنترل مشاهده نشد (97/0P=).
نتیجهگیری: پروتئین کیناز-B پروتئین کلیدی برای تنظیم بسیاری از مسیرهای سلولی است که هشت هفته تمرین استقامتی منجر به افزایش معنیدار آن شد؛ با توجه به تغییر نکردن محتوای پروتئین هدف مکانیکی راپامایسین این احتمال وجود دارد که تمرین استقامتی نمیتواند از طریق مسیر mTORC1 منجر به هیپرتروفی فیزیولوژیک قلبی شود.
مسعود جوکار، موسی امیراحمدی، محمد شرافتی مقدم،
دوره 20، شماره 3 - ( 12-1399 )
چکیده
مقدمه: مسیر میوستاتین/SMAD یکی از مسیرهای مهم تنظیمکننده آتروفی سلولهای عضلانی قلب است. دیابت میتواند در این مسیر اختلال ایجاد کند؛ بنابراین هدف از انجام تحقیق حاضر، تأثیر شش هفته تمرین استقامتی بر میزان پروتئینهای میوستاتین و SMAD2/3 در بافت بطن چپ عضلهی قلب موشهای صحرایی دیابتی نوع یک است.
روشها: در این مطالعه، 12 سر موش صحرایی نر 2 ماهه نر از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزن 20±300 گرم انتخاب شدند. پس از القاء دیابت از طریق محلول استرپتوزوتوسین، به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین استقامتی دیابتی (6 سر) و کنترل دیابتی (6 سر) تقسیم شدند؛ گروههای تمرینی 4 روز در هفته بهمدت 6 هفته برنامه تمرینی را شامل 32 دقیقه تمرین استقامتی با شدتی حدود 50 تا 70 درصد حداکثر سرعت انجام دادند؛ برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخهی 23 و آزمون آماری t-مستقل استفاده شد. سطح معنیداری، 05/0p≤ در نظر گرفته شد.
یافتهها: تمرین استقامتی منجر به کاهش معنیداری در محتوای پروتئینهای میوستاتین (024/0P=) و SMAD2/3 (001/0P=) بین گروههای تمرین و کنترل در بافت عضله قلبی شد.
نتیجهگیری: میتوان گفت تمرین استقامتی با کاهش محتوای پروتئینهای میوستاتین و SMAD2/3 در بطن چپ قلبی به احتمال توانسته است از آتروفی قلبی در آزمودنیهای دیابتی نوع یک جلوگیری کند. این کاهش میتواند منجر به هیپرتروفی فیزیولوژیک قلبی شود.
ندا آقایی بهمنبگلو، محمد شرافتی مقدم، موسی امیراحمدی،
دوره 21، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
مقدمه: پروتئینهای AMPK و P53 تنظیمکنندهی پروتئین TOR در کمپلکس TORC1 هستند که بسیاری از فرآیندهای فیزیولوژیک را تنظیم میکند. هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر پروتئینهای AMPK و P53 بر مسیر TOR بهدنبال تمرین استقامتی در بطن چپ قلب موشهای صحرایی دیابتیشده توسط استرپتوزوتوسین و نیکوتینآمید است.
روشها: در این مطالعهی تجربی، 12 سر موش صحرایی نر 2 ماهه از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزنی 20±270 گرم انتخاب و پس از دیابتیشدن از طریق القاء استرپتوزوتوسین و نیکوتینآمید به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین و کنترل (هر گروه 6 سر) تقسیم شدند. گروه تمرینی بهمدت 6 هفته و هر هفته 4 جلسه بهمدت 42 دقیقه تمرین استقامتی دویدن روی تردمیل مخصوص جوندگان را با شدتی حدود 50 تا 70 درصد حداکثر سرعت انجام دادند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخه 23 و آزمون t-مستقل استفاده شد.
یافتهها: شش هفته تمرین استقامتی منجر به افزایش معنیداری در محتوای پروتئینهای AMPK (009/0P=) و TOR (005/0P=) بین گروههای تمرین و کنترل در بافت بطن چپ عضلهی قلبی شد. در مقابل کاهش معنیداری در محتوای پروتئین P53 بین گروههای تمرین و کنترل در بافت بطن چپ عضلهی قلبی مشاهده شد (0001/0P=).
نتیجهگیری: نتایج نشان دادند که تمرین استقامتی میتواند با افزایش محتوای پروتئینهای AMPK و TOR و کاهش محتوای پروتئین P53 سبب تنظیم فرآیندهایی مانند سوخت و ساز، بیوژنز میتوکندیریایی، هیپرتروفی قلبی، مهار اتوفاژی در قلب آزمودنیهای دیابتی شود.
سیده سوگند حسینی، محمدرضا اسماعیل زاده طلوعی،
دوره 21، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
مقدمه: پروتئین TORC1 عاملی مهم در تنظیم سوخت و ساز بافت چربی است. دیابت نوع دو میتواند منجر به نقص در عملکرد آن و توسعهی چاقی شود. بنابراین، هدف از مطالعه حاضر، بررسی تأثیر هشت هفته تمرینات تناوبی با شدت بالا (HIIT) و استقامتی بر میزان قند خون و محتوای پروتئین TORC1 در بافت چربی زیرجلدی موشهای صحرایی چاق مبتلا به دیابت نوع دو است.
روشها: در این مطالعه، 18 سر موش صحرایی نر 2 ماههی نر از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزن 30±270 گرم انتخاب شدند. پس از دیابتی شدن از طریق محلول استرپتوزوتوسین و نیکوتینآمید، به روش تصادفی به 3 گروه: 1) تمرین HIIT 2) تمرین استقامتی و 3) کنترل (هر گروه 6 سر) تقسیم شدند. گروههای تمرینی 4 روز در هفته مطابق با برنامههای تمرینی HIIT و استقامتی بهمدت 8 هفته به تمرین ورزشی پرداختند. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخهی 23، آزمون آنوای-یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد.
یافتهها: هشت هفته تمرین HIIT و استقامتی منجر به کاهش معنیدار سطوح قند خون (0001/0>P) و افزایش معنیدار در محتوای پروتئین TORC1 (0001/0>p) نسبت به گروه کنترل شدند.
نتیجهگیری: تمرین HIIT و استقامتی، سطوح قند خون را کاهش و محتوای پروتئین TORC1 را افزایش داده اند، که این تمرینهای ورزشی میتواند راه درمانی مناسب و غیرتهاجمی برای کنترل دیابت و همچنین تنظیم سوخت و ساز بافت چربی در افراد دیابتی نوع 2 که مستعد چاقی هستند، باشند.
مهدی مقامی، سعید کشاورز، روح اله حق شناس، الهام افتخاری،
دوره 21، شماره 4 - ( 7-1400 )
چکیده
مقدمه: از جمله شایعترین بیماریهای مزمن در جوامع امروزی دیابت است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر تمرین استقامتی و مصرف گزنه بر بیان پروتئین و ژن AKT و GLUT4 عضلهی نعلی رتهای نر دیابتی بود.
روشها: تعداد 40 سر رت نر نژاد ویستار، بعد از سازگاری با محیط به 5 گروه: کنترل (C)، دیابت (D)، گزنه+دیابت (UD)، دیابت+تمرین (ED) و گروه گزنه+ دیابت+تمرین (EUD) تقسیم شدند. پس از ایجاد و تأیید مدل دیابت با تزریق STZ، رتهای گروههای تمرین، هشت هفته پروتکل تمرین استقامتی را اجرا کردند و رتهای گروههای گزنه، 5 روز در هفته، عصارهی گزنه را مصرف کردند. پس از اتمام پروتکل و استخراج عضلهی نعلی، از روش RT-PCR جهت اندازه گیری بیان ژن، از روش وسترن بلات و ایمو نوهیستوشیمی بهترتیب برای اندازهگیری بیان پروتئین GLUT4 و AKT و از روش الایزا برای اندازهگیری گلوکز و انسولین استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که بیان پروتئین و ژن GLUT4 و AKT در گروه دیابت نسبت به گروه کنترل بهطور معناداری کاهش یافته بود (001/0>P) درحالیکه بیان این دو متغیر در گروههای ED و EUD بهطور معناداری افزایش یافته بود (001/0>P) که این افزایش در گروه EUD بیشتر بود. تأثیر گزنه به تنهایی بر بیان این دو متغیر نیز معنادار نبود. گلوکز، انسولین و مقاومت انسولین بهطور معناداری در گروه دیابت افزایش یافت، درحالیکه در گروهای ED و EUD بهطور معناداری کاهش یافته بود (001/0>P).
نتیجه گیری: هم افزایی ترکیب گزنه و ورزش بهطور معناداری بر بهبود روند دیابت مؤثر است درحالیکه هر کدام به تنهایی اثر چندانی بر متغیرهای مرتبط با دیابت ندارند.
اکبر قدرتنما، مریم شعبانی، محمد شرافتی مقدم،
دوره 21، شماره 5 - ( 11-1400 )
چکیده
مقدمه: دیابت از عوامل مهم در نقصهای قلبی است که میتواند منجر به آتروفی سلولهای قلبی شود. فعالیتهای ورزشی با تنظیم عوامل سلولی میتواند از عوارض دیابت جلوگیری کند. بنابراین هدف از انجام تحقیق حاضر، تأثیر تمرین استقامتی و تناوبی با شدت بالا (HIIT) بر محتوای پروتئینهای MSTN و فولیستاتین در بافت بطن چپ قلب موشهای دیابتی نوع یک و دو است.
روشها: در این مطالعه، 36 سر موش صحرایی نر 2 ماهه نر از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزن 30±280 گرم انتخاب شدند. پس از القاء دیابتهای نوع یک (18 سر) و دو (18 سر) از طریق محلول استرپتوزوتوسین و نیکوتینآمید، به روش تصادفی هر نوع دیابت به 3 گروه، تمرین استقامتی، HIIT و کنترل (هر گروه 6 سر) تقسیم شدند؛ گروههای تمرینی 4 روز در هفته بهمدت 4 هفته برنامهی تمرینی استقامتی (50 تا 70 درصد حداکثر سرعت) و HIIT (شدت 85 تا 95 درصد حداکثر سرعت) را انجام دادند؛ تجزیهوتحلیل دادهها از طریق آزمونهای آماری آنوای یکطرفه و تعقیبی توکی در نرمافزار SPSS انجام شد.
یافتهها: تمرین استقامتی و HIIT در گروههای تمرینی دیابتی منجر به کاهش معنیداری در محتوای پروتئینهای MSTN (0001/0P=) و افزایش محتوای پروتئین فولیستاتین شد (0001/0P=).
نتیجهگیری: به نظر میرسد چهار هفته تمرین استقامتی و HIIT با کاهش محتوای MSTN و افزایش فولیستاتین میتواند از آتروفی بیش از حد میوکارد جلوگیری کند. بنابراین تمرینهای ورزشی با شدت، مدت و نوع مناسب میتواند سازوکار دفاعی و درمانی مناسبی برای افراد دیابتی جهت جلوگیری یا کاهش عوارض قلبی باشد.
مهدی فراموشی، رامین امیرساسان،
دوره 22، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو طی سالها علاوه بر این که عوارض جبران ناپذیری در قسمتهای مختلف بدن میگذارد موجب اختلال در عملکرد کبد میشود و خطر افزایش نارسایی قلب را افزایش میدهد ولی بهدلیل عدم بروز علایم ظاهری، کمتر مورد توجه قرار گرفته است، بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین استقامتی، بر شاخصهای دیابتی و میزان GLUT4 قلبی و آنزیمهای کبدی موشهای صحرایی دیابتی نوع دو بود.
روشها: بدین منظور تعداد 24 سر موش صحرایی ویستار (وزن اولیه 20±220 گرم) به سه گروه هشت تایی تقسیم شدند: گروه اول: کنترل سالم، گروه دوم: دیابتی، گروه سوم: تمرین استقامتی دیابتی. جهت القای دیابت نوع دو ابتدا دو هفته غذای پُرچرب به موشهای صحرایی داده شد سپس استرپتوزوتوسین (تهیه شده از شرکت سیگما آلدریچ) با دوز mg/kg37 در بافر سیترات M1/0 (PH5/4) بعد از شش ساعت ناشتایی بهصورت درون صفاقی تزریق شد برای گروه کنترل سالم همان میزان، بافر تزریق شد، همچنین گروههای تمرین هوازی پنج جلسه در هفته و هشت هفته بر روی نوار گردان موتوردار دویدند. سپس شاخصهای دیابتی، GLUT4 میوکارد (وسترن بلات) و آنزیمهای کبدی (الایزا) موشهای صحرایی اندازهگیری شد.
یافتهها: تمرین استقامتی موجب کاهش معنیدار گلوکز خون ناشتا، شاخص مقاومت به انسولین (هر دو 00/0=P) شد. همچنین موجب افزایش معنیدار انسولین (01/0=P) و شاخص حساسیت انسولینی (00/0=P) نسبت به گروه کنترل دیابتی شد. از طرفی میزان GLUT4 در گروه دیابتی تمرین افزایش معنیداری داشت (01/0=P). همچنین نتایج نشان داد در مقایسه با گروه کنترل دیابتی، ALT و AST در دیابتیها با تمرین استقامتی افزایش معنیداری نداشتند (بهترتیب 30/0=P ، 0 5/0=P).
نتیجهگیری: براساس نتایج بهدستآمده به نظر میرسد که تمرین استقامتی ضمن افزایش معنیدار میزان GLUT4 قلب موجب کاهش معنیدار شاخصهای دیابتی ازجمله گلوکز ناشتا، شاخص HOMA-IR و نیز آنزیمهای کبدی میشود.
فریده مرادی، ندا آقایی بهمنبگلو، حبیب اصغرپور، سعیده شادمهری،
دوره 22، شماره 5 - ( 10-1401 )
چکیده
مقدمه: پروتئین ﮐﯿﻨﺎز ﻓﻌﺎلﮐﻨﻨﺪهی اﺗﻮﻓﺎژی-1 شبه Unc-52 (ULK1) و ﭘﺮوﺗﺌﯿﻦ ﺗﻌﺎﻣﻞﮐﻨﻨﺪه ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮاده ﮐﯿﻨﺎزﻫﺎی ﭼﺴﺒﺎن ﻣﺮﮐﺰی ﺑﺎ وزن 200 ﮐﯿﻠﻮداﻟﺘﻮن (FIP200) نقشی اساسی در کنترل اتوفاژی و حجم عضلانی دارند. هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر تمرین استقامتی بر محتوای درون سلولی پروتئینهای ULK1 و FIP200 در بطن چپ رتهای مبتلا به دیابت نوع یک است.
روشها: در این مطالعهی تجربی، 18 سر رت نر 2 ماهه از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزن 20±300 گرم انتخاب شدند. 12 سر از رتها از طریق تزریق درون صفاقی محلولهای استرپتوزوتوسین دیابتی شدند. این رتها به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین دیابتی و کنترل دیابتی (هر گروه 6 سر) تقسیم شدند؛ یک گروه کنترل سالم (6 سر) نیز در نظر گرفته شد. گروه تمرینی 4 روز در هفته، بهمدت 6 هفته به تمرین استقامتی پرداختند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخهی 23 و آزمونهای آنوای یکطرفه و تعقیبی توکی استفاده شد.
یافتهها: محتوای ULK1 (افزایش) و FIP200 (کاهش) بهدنبال تمرین استقامتی، در بین گروههای تحقیق در بطن چپ تغییر معنیداری را نشان داد (0001/0P=). آزمون تعقیبی توکی نشان داد این تغییر معنیدار بین جفت گروههای تمرین دیابتی نسبت به کنترل دیابتی، گروههای تمرین دیابتی نسبت به سالم و همچنین گروههای کنترل دیابتی نسبت به سالم است (05/0P≤).
نتیجهگیری: تمرین استقامتی نشان داد که میتواند با افزایش ULK1 و کاهش FIP200 ماهیتی دوگانه برای کنترل اتوفاژی در آزمودنیهای دیابتی داشته باشد. در کل، نیاز به بررسیهای بیشتر در زمینهی فیزیولوژی ورزشی بر پروتئینهای مسئول اتوفاژی بهویژه در آزمودنیهای دیابتی نوع یک است.
سجاد میرزائی، محمد شرافتی مقدم، نگین دژدار، مهدیه عبدی،
دوره 22، شماره 5 - ( 10-1401 )
چکیده
مقدمه: پروتئینهای mTOR و CREBدو عامل مهم در مسیرهای سلولی و تنظیم متابولیسم بافت چربی هستند. بنابراین هدف از مطالعهی حاضر، تأثیر تمرین استقامتی بر میزان پروتئینهای mTOR و CREB در بافت چربی رتهای دیابتی نوع دو است.
روشها: در این مطالعهی تجربی، 18 سر رت نر 2 ماهه از نژاد اسپراگ داولی با میانگین وزن 20±270 گرم انتخاب شدند. 12 سر از رتها از طریق تزریق درون صفاقی محلولهای استرپتوزوتوسین و نیکوتینآمید دیابتی نوع دو شدند. این رتها به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین دیابتی (هر گروه 6 سر) و کنترل دیابتی تقسیم شدند؛ یک گروه کنترل سالم (6 سر) نیز درنظر گرفته شد؛ گروه تمرینی 4 روز در هفته مطابق با برنامهی تمرینی بهمدت 6 هفته به تمرین استقامتی پرداختند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخهی 23 و آزمونهای آنوای-یکطرفه و تعقیبی توکی استفاده شد.
یافتهها: محتوای پروتئین mTOR بهدنبال 6 هفته تمرین استقامتی، تغییر معنیداری را نشان داد (0001/0P=)؛ آزمون تعقیبی توکی نشان داد این تغییر معنیدار بین جفت گروههای تمرین دیابتی نسبتبه کنترل سالم (004/0P=) و گروههای کنترل دیابتی نسبت به کنترل سالم است (0001/0P=). محتوای پروتئین CREB تغییر معنیداری را نشان داد (0001/0P=)؛ این تغییر معنیدار بین جفت گروههای تمرین دیابتی نسبتبه کنترل دیابتی (02/0P=)، تمرین دیابتی نسبتبه کنترل سالم (0001/0P=) و گروههای کنترل دیابتی نسبتبه کنترل سالم (0001/0P=) بود.
نتیجهگیری: پروتئینهای mTORو CREBبهدنبال تمرین استقامتی کاهش یافتند که میتواند در تنظیم سوختوساز بافت چربی مؤثر باشند؛ با این وجود باید شرایط تمرینی بیشتری مدّ نظر قرار گیرد.
بهزاد آزادبخت، عباس صارمی، مجتبی خانسوز،
دوره 23، شماره 2 - ( 3-1402 )
چکیده
مقدمه: اثرات ورزش بر بافت کلیه در سندرم ترک، مبهم و نامشخص است. در این مطالعه، اثر 8 هفته تمرین استقامتی بر سطوح پروتئین سیتوکروم C، کاسپاز 8 و کاسپاز 3 در بافت کلیۀ موشهای صحرایی دیابتی و دیابتی همراه با سندرم ترک مورد بررسی قرار گرفت.
روش ها: از 32 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار در این مطالعۀ تجربی استفاده شد. بعد از القاء دیابت موشهای صحرایی بهصورت تصادفی به 4 گروه 8 تایی تقسیم شدند. شامل: کنترل دیابت (D)، دیابت مرفین (D.M)، دیابت+تمرین استقامتی (D.ET)، دیابت مرفین+تمرین استقامتی (D.M.ET). سپس در گروههای معتاد، جهت وابستگی به مرفین از روش خوراکی استفاده شد. گروههای تمرین 8 هفته پروتکل تمرین استقامتی را اجرا نمودند. در پایان مطالعه هم G موشهای صحرایی بیهوش، تشریح و کلیۀ آنها جدا و در دمای 70- درجه جهت بررسیهای بعدی نگهداری شدند. سطوح پروتئین شاخصهای این مطالعه توسط کیتهای الایزا اندازهگیری شدند. دادهها با استفاده از آزمون آنوای یک راهه و تعقیبی توکی در سطح معنیداری 05/0P≤ تجزیهوتحلیل شدند.
یافتهها: نتایج این مطالعه کاهش معنیدار سطوح پروتئین کاسپاز 3 در گروههای D.ET, (P=0.000)D.M.ET(P=0.000) و سیتوکروم C در گروههای D.ET, (P=0.000) D.M.ET (P=0.000) در مقایسه با گروه D را نشان داد (05/0≥P). همچنین سطوح پروتئین کاسپاز 8 نیز در گروه D.M.ET (P= 0.015) در مقایسه با گروه D و گروه D.M.ET(P= 0.038) در مقایسه با گروه D.M کاهش معنیداری را نشان داد (05/0≥P).
نتیجهگیری: تمرین استقامتی احتمالاً میتواند بر میزان کاهش آپوپتوز بافت کلیۀ موشهای صحرایی دیابتی و دیابتی سندرم ترک اثر مثبت و محافظتی داشته باشد.
مجید کاشف، مجتبی صالح پور، فرشته شهیدی، نعمت اله نجاتمند،
دوره 23، شماره 2 - ( 3-1402 )
چکیده
مقدمه: عامل اصلی مرگ دیابتیها، بیماریهای قلبی است. تمرین ورزشی سبب بهبود مقاومت به انسولین و کاهش مرگومیر بیماران دیابتی میگردد. هدف این تحقیق تأثیر شش هفته تمرین استقامتی بر برخی از miRهای مرتبط با کاردیومیوپاتی دیابتی، FBS و شاخص مقاومت به انسولین رتهای نر نژاد ویستار بود.
روشها: رتهای نر نژاد ویستار با میانگین وزن 200 گرم و سن 8 هفته، پس از القاء دیابت بهطور تصادفی در چهار گروه شم، کنترل، تمرین استقامتی و سالم طبقهبندی شدند. تمرین استقامتی بهمدت 6 هفته اجرا شد. نحوۀ بیان ژن با استفاده از PCR-Real Time بررسی شد. آزمونهای آماری این پژوهش One Way Anova و T همبسته بود. دادهها با روش GapDh و (∆∆CT)- 2 نرمال شدند.
یافتهها: تمرین استقامتی منجر به کاهش معنادار FBS (001/0 =P) و شاخص مقاومت به انسولین (001/0 =P) و افزایش معنادار VO2peak (001/0 =P) شد. سطح بیان miR–373 و miR-195 گروه تمرین در مقایسه با گروه کنترل دیابتی، تغییرات معناداری نداشت (05/0 =P). اما اثر تمرین منجر به افزایش بیان miR-373 (4/0 =P) و کاهش بیان miR-195 (09/0 =P) شده بود.
نتیجهگیری: تمرین هوازی توان هوازی گروه تمرین را بهبود بخشید. ضمناً تمرین منجر به بهبود نسبی عوارض دیابت (افزایش سطح بیان miR-373 و کاهش سطح بیان miR-195) شد. بنابراین توصیه میشود بیماران مبتلا به کاردیومیوپاتی، به سمت تمرینهای هوازی گرایش پیدا کنند.
عاطفه کتابدار، سیدرضا عطارزاده حسینی، مهرداد فتحی، محمد مسافری،
دوره 23، شماره 5 - ( 10-1402 )
چکیده
مقدمه: بیماری کبد چرب و ارتباط آن با بیماریهای قلبی عروقی یکی از دغدغههای جامعه امروزی است، لذا هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین استقامتی و تزریق هورمون رشد بر محتوی PGC1α میتوکندریایی قلبی و برخی شاخصهای استرس اکسیداتیو موشهای سوری مبتلا به آسیب کبدی است.
روشها: در این پژوهش تجربی 21 سر موش بهصورت تصادفی به سه گروه هفت تایی، کنترل (C)، تمرین (E)، تمرین+هورمون رشد (EGH) تقسیم شدند. برنامۀ تمرین استقامتی بهمدت هشت هفته و پنج جلسه با شدت 50 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی در هفته اجرا شد. پروتکل تزریق GH روزانه یک میلیگرم/کیلوگرم/وزن بدن بود. سنجش دادهها توسط SPSS و با آزمون آماری تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی توکی محاسبه شد.
یافتهها: مقادیر PGC1a در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنیداری داشت. همچنین مقادیر SOD و MDA در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل بهترتیب افزایش و کاهش معنیداری داشت. کاهش مقادیر HOMA تنها در گروه E نسبت به گروه کنترل معنیدار بود. همچنین تفاوت بین گروه E و E-GH نیز در سطح معنیداری بود. نسبت ALT/AST در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنیداری به همراه داشت. کاهش نسبت LDL/HDL تنها در گروه E نسبت به گروه کنترل معنیدار بود.
نتیجهگیری: تمرین استقامتی پاسخ مؤثرتری در بهبود نشانگرهای NAFLD به نسبت پپتید GH ایجاد کرده و تزریق این هورمون به تنهایی میتواند تبعات منفی بر برخی شاخصهای این ناهنجاری به همراه داشته باشد.
هادی گلپسندی، محمدرحمان رحیمی، صلاح الدین احمدی،
دوره 23، شماره 5 - ( 10-1402 )
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر هشت هفته تمرین هوازی و مکملیاری ویتامین D3 بر سطح پروتئین آیریزین قلبی، مقاومت به انسولین و پروفایل لیپیدی در رتهای القاء شده به دیابت نوع دو انجام شد.
روشها: چهل سر رت نر نژاد ویستار پس از القاء دیابت نوع دو از طریق ترکیب رژیم غذایی پُرچرب+ استرپتوزوتوسین، بهطور تصادفی به پنج گروه: 1) کنترل سالم (NC)، 2) کنترل دیابتی (DC)، 3) دیابت+تمرین هوازی (DAT)، 4) دیابت+ویتامین D3 (DVD) و 5)دیابت+ تمرین هوازی+ ویتامین D3 (DVDAT) تقسیم شدند. برنامۀ تمرین هوازی (پنجبار در هفته با شدت 60% حداکثر سرعت دویدن، بهمدت یک ساعت) و مکمل یاری ویتامین D3 (هر هفته 10000IU/ کیلوگرم) انجام شد. پس از بیهوش نمودن رتها، نمونۀ خونی جهت ارزیابی سطوح سرمی گلوکز، انسولین، تریگلیسیرید، کلسترول، LDL و HDL گرفته شد. بافت قلب جهت ارزیابی مقدار محتوای پروتئینی آیریزین جداسازی گردید.
یافتهها: نتایج تحلیل واریانس یکطرفه نشان داد که سطح پروتئین آیریزین بافت قلب در گروههای DAT، DVD و DVDAT افزایش معنادار 04/14، 28/12 و 56/24 درصدی بهترتیب نسبت به DC داشت (001/0>P)، مقاومت به انسولین نیز در تمامی گروههای مداخله نسبت به گروه DC کاهش معناداری نشان داد (001/0>P)، اما سطوح HDL، تریگلیسیرید و کلسترول فقط در گروههای DAT و DVDAT نسبت به گروه DC کاهش معناداری داشت.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج، بهنظر میرسد که هشت هفته تمرین هوازی و مکمل ویتامین D3احتمالاً از طریق افزایش محتوای پروتئین آیریزین قلبی، باعت بهبود شاخص مقاومت به انسولین و پروفایل لیپیدی در رتهای القاء شده به دیابت نوع دو میگردد.
مهدی فراموشی، رامین امیرساسان، وحید ساری صراف،
دوره 24، شماره 5 - ( 10-1403 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو یک بیماری مزمن متابولیکی و اختلال پیچیده با چندین عارضۀ کوچک و بزرگ عروقی در قسمتهای مختلف بدن است که با فیبروز قلبی همراه است. از طرفی بهنظر میرسد تمرین استقامتی با کاهش میزان گلوکز ناشتا و افزایش شاخصهای آنتیاکسیدانی موجب پیشگیری از توسعۀ فیبروز قلبی در دیابت میشود.
روشها: 24 سر موش نر نژاد ویستار پس از آشناسازی با محیط آزمایشگاه بهطور تصادفی به سه گروه سالم کنترل (8 =NC. n) دیابت کنترل (8 =DC. n) و دیابت ورزش (8 =DT. n) تقسیم شدند. دیابت از طریق مصرف رژیم غذایی پُرچرب و تزریق استرپتوزوتوسین القا شد. گروههای تمرینی، 8 هفته تمرین تناوبی استقامتی را روی نوارگردان اجرا کردند. برای بررسی میزان فیبروز و بههم ریختگی سلولی از رنگ آمیزی هماتوکسیلین ائوزین و ماسون تری کروم استفاده شد. مالون دیآلدهیدسرم (MDA) توسط اسپکتروفتومتری تیوباربیتوریک اسید اندازهگیری شد. همچنین آنتـیاکـسیدان کل سـرم نیز به روش FRAP سنجیده شد.
یافته ها: موشها در گروه تمرین در مقایسه با گروه کنترل دیابتی کاهش در میزان فیبروز، گلوکز ناشتا و همچنین کاهش در تریگلیسرید و کلسترول تام مشاهده شد (05/0 P<).
نتیجهگیری: تمرین استقامتی در بیماران دیابتی با کاهش قند خون ناشتا، پروفایل لیپیدی و افزایش
علیرضا باقری، مهدی مرادی، محمد ملکی پویا، بهرام عابدی،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: چاقی یک بیماری چند عاملی است که بروز و بار آن بر جوامع در سراسر جهان رو به افزایش است. عملکرد جنسی در این بیماران از ابعاد مهمی است که اغلب نادیده گرفته میشود. لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر یک دوره تمرین استقامتی به همراه تحریک الکتریکی بر بیان ژن برخی از نشانگرهای جنسی بافت بیضه موشهای صحرایی چاق روزهدار بود.
روشها: در این مطالعۀ تجربی کنترل شده با گروه شاهد 40 سر موش صحرایی نر ویستار (8 هفتهای با وزن 19±200 گرم) پس القاء چاقی و افزایش وزن بهطور تصادفی به 5 گروه 8 تایی کنترل، چاق روزهدار، روزهدار-تمرین استقامتی، روزهدار-تحریک الکتریکی و روزهدار-تمرین استقامتی-تحریک الکتریکی تقسیم شدند. گروههای مداخله برای یک دورۀ 4 هفتهای تحت فعالیت ورزشی استقامتی (با سرعت 10 تا 20 متر/دقیقه و مدت 20 تا 40 دقیقه)، تحریک الکتریکی (دستگاه فوت شوک برای 5/0 میلیآمپر و 20دقیقه) و روزهداری (8 به 16 ساعت) قرار گرفتند. پس از تمرین و بیهوشی، نمونهبردای بافتی صورت گرفت و پس از انجام فرایندهای ملکولی بیان ژنها با استفاده از دستگاه Real time-PCR اندازهگیری شد. برای آنالیز دادهها از آزمون تحلیل واریانس دوطرفه در سطح معنیداری 05/0 >P و نرمافزار گرافپد استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد تمرین استقامتی منجر به افزایش معنیدار بیان ژنهای 5αR و آروماتاز در موشهای صحرایی چاق روزهدار نسبت به گروه چاق شد (0001/0 =P). همچنین تحریک الکتریکی و تلفیق آن با تمرین استقامتی منجر به افزایش معنیداری بیان ژن 5αR شد (0001/0 =P) اما در ژن آرماتاز این افزایش معنیداری نبود (377/0 =P).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد تمرین استقامتی و تحریک الکتریکی در حین روزهداری با افزایش بیان ژنهای 5-آلفا ردوکتاز و آروماتاز در نمونههای چاق در سلامت جنسی آنها مؤثر بوده و منجر به بهبود آن میشود. همچنین تلفیقی از تحریک الکتریکی و تمرین ورزشی نیز میتواند اثرات مثبتی بر این روند داشته باشد اما نیازمند مطالعات بیشتری است.
دنیا چمنی، اسکندر رحیمی، مهرزاد مقدسی،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: سندرم متابولیک از مجموعهای از بیماریها مانند چاقی شکمی، تریگلیسیرید بالا، فشار خون، قند خون بالا و همچنین با چربی مفید پایین مشخص میشود. هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر تمرین استقامتی بر محتوای پروتئین PGC1α، هموگلوبین گلیکوزیله و شاخصهای سندرم متابولیک در موشهای صحرایی چاق مبتلا به دیابت نوع دو است.
روشها: 18 سر موش صحرایی نژاد ویستار با میانگین وزنی 20±200 گرم انتخاب شدند و چهارهفته تحت غذای پُرچرب قرار گرفتند. سپس تعداد 12 سر بهصورت تصادفی انتخاب و با تزریق محلولهای نیکوتینآمید ( mg/kg110) و استرپتوزوتوسین ( mg/kg50) دیابت نوع دو القاء شدند. موشهای دیابتی بهطور تصادفی در دو گروه تمرین و کنترل بیمار تقسیم شدند. یک گروه کنترل سالم نیز در نظر گرفته شد. نمونههای گروه تمرین بهمدت 8 هفته و هر هفته 5 جلسه با شدتی حدود 50 تا 70 درصد حداکثر سرعت تمرین استقامتی روی تردمیل انجام دادند. 48 ساعت پس از آخرین جلسۀ تمرین موشها قربانی و متغیرها اندازهگیری شدند. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از آزمونهای آنوای یکطرفه و تعقیبی توکی در نرمافزار SPSS نسخۀ 29 صورت گرفت.
یافتهها: تمرین استقامتی منجر به کاهش معنیداری در سطوح قند خون ناشتا، هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) و سطوح تریگلیسیرید خون شد (0001/0 P=). از طرفی بر سطوح HDL تأثیری را نشان نداد (087/0 P=). در مقابل منجر به افزایش میزان درونسلولی PGC-1α شد (0001/0 P=).
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد تمرین استقامتی با تنظیم عوامل مرتبط با سندرم متابولیک میتواند بهعنوان یک عامل کمککنندۀ دارویی مد نظر قرار گیرد.